1 00:00:05,000 --> 00:00:15,000 ‫ترجمه و زیرنویس از مهراد ‫MehRaDedSec 2 00:00:16,024 --> 00:00:21,024 ‫کانال زیرنویس من در تلگرام: ‫t.me/mehradsub 3 00:04:51,874 --> 00:04:55,712 ‫عصر بخیر قربان. دقیقاً مشکل چیه؟‬ 4 00:04:57,255 --> 00:04:58,756 ‫مشکل؟‬ 5 00:04:59,465 --> 00:05:02,051 ‫همین الان که پشت سرت بودم، زدی کنار.‬ 6 00:05:03,177 --> 00:05:05,346 ‫شاید موتور ماشینت مشکل پیدا کرده. همینه؟‬ 7 00:05:07,056 --> 00:05:08,099 ‫نه.‬ 8 00:05:09,017 --> 00:05:10,226 ‫خسته‌ام.‬ 9 00:05:11,311 --> 00:05:12,729 ‫گفتم یه کم استراحت کنم.‬ 10 00:05:15,106 --> 00:05:16,482 ‫چی باعث شده بیای «کولبی»؟‬ 11 00:05:18,609 --> 00:05:19,944 ‫فقط دارم رد میشم.‬ 12 00:05:21,446 --> 00:05:23,281 ‫البته. بسیار خب.‬ 13 00:05:24,615 --> 00:05:27,285 ‫می‌خوام یه نگاهی به گواهینامه ‫و کارت ماشینت بندازم.‬ 14 00:05:30,705 --> 00:05:33,583 ‫ باید پیداشون کنم.‬ 15 00:05:35,710 --> 00:05:36,794 ‫من همین‌جا منتظرم.‬ 16 00:05:57,023 --> 00:05:58,107 ‫کجا میری، خانوم؟‬ 17 00:05:59,067 --> 00:06:00,526 ‫خونه. تو چی؟‬ 18 00:06:00,568 --> 00:06:02,111 ‫خب، مادرم همیشه می‌گفت‬ 19 00:06:02,153 --> 00:06:04,238 ‫نباید یه کتاب رو از روی جلدش قضاوت کنی،‬ 20 00:06:05,615 --> 00:06:07,575 ‫ولی حدس می‌زنم تا حدود سه دقیقه دیگه‬ 21 00:06:07,617 --> 00:06:10,828 ‫این آقا رو به جرم حمل ‫مواد مخدر بازداشت کنم.‬ 22 00:06:13,915 --> 00:06:15,166 ‫می‌خوای همین‌جا بمونم؟‬ 23 00:06:20,630 --> 00:06:22,090 ‫نه، خودم ردیفش می‌کنم.‬ 24 00:06:22,131 --> 00:06:24,008 ‫برام رولت گوشت درست کن. نظرت چیه؟‬ 25 00:06:24,050 --> 00:06:25,718 ‫شرمنده عزیزم،‬ 26 00:06:25,760 --> 00:06:27,762 ‫ولی تا تو برسی، من خوابیدم.‬ 27 00:06:29,263 --> 00:06:30,681 ‫پلاک رو استعلام کردی؟‬ 28 00:06:30,723 --> 00:06:32,642 ‫داشتم همین کار رو می‌کردم، ‫اگه بذاری به کارم برسم.‬ 29 00:06:33,267 --> 00:06:35,269 ‫- دوستت دارم. ‫- دوستت دارم.‬ 30 00:07:20,857 --> 00:07:23,234 ‫بهت گفتم که باید گواهینامه ‫و کارت ماشینت رو ببینم.‬ 31 00:07:26,988 --> 00:07:28,072 ‫گوشت سنگینه؟‬ 32 00:07:31,367 --> 00:07:33,286 ‫مرکز، ماشین ۱۴ صحبت میکنه.‬ 33 00:07:33,995 --> 00:07:35,580 ‫- اصلاً گواهینامه داری؟ ‫- بگو ۱۴، بشنوم.‬ 34 00:07:36,539 --> 00:07:38,666 ‫من با ۴۸ سر اون کد ۱۰-۸۱ هستم.‬ 35 00:07:38,708 --> 00:07:40,501 ‫می‌تونی آخرین گزارش‬ 36 00:07:40,543 --> 00:07:42,086 ‫قتل‌های بزرگراهی رو برام بیاری بالا؟‬ 37 00:07:42,545 --> 00:07:45,715 ‫مگه «دنور» لیست پلاک‌های ‫سرقتی رو نفرستاده بود از...‬ 38 00:07:46,966 --> 00:07:48,634 ‫نه!‬ 39 00:08:05,693 --> 00:08:06,944 ‫وای خدای من.‬ 40 00:08:06,986 --> 00:08:09,697 ‫مایک. مایک.‬ 41 00:08:09,739 --> 00:08:11,908 ‫وای خدای من. مایک. باشه.‬ 42 00:08:11,949 --> 00:08:13,743 ‫کد ۱۰-۴۹. کد ۱۰-۴۹.‬ 43 00:08:14,410 --> 00:08:16,204 ‫تیراندازی شده. مأمور افتاده زمین.‬ 44 00:08:16,245 --> 00:08:19,373 ‫تیرانداز داره به سمت ‫شرق، به سمت شرقِ ۲۸ میره.‬ 45 00:08:19,415 --> 00:08:21,292 ‫مایلِ ۷۹.‬ 46 00:08:21,334 --> 00:08:23,711 ‫آمبولانس بفرستید. مایکلـه.‬ 47 00:08:24,504 --> 00:08:26,464 ‫باشه.‬ 48 00:08:26,506 --> 00:08:29,217 ‫عزیزم. عزیزم، جینم.‬ 49 00:08:29,759 --> 00:08:31,928 ‫همه‌چیز درست میشه. باشه؟‬ 50 00:08:31,969 --> 00:08:33,888 ‫همه‌چیز درست میشه. درست میشه. این...‬ 51 00:08:33,930 --> 00:08:36,349 ‫اونا... اونا تو راهن. دارن میان.‬ 52 00:08:37,225 --> 00:08:38,684 ‫همین الان دارن میان.‬ 53 00:08:40,645 --> 00:08:41,896 ‫مایکل.‬ 54 00:08:42,897 --> 00:08:45,149 ‫مایکل، خواهش می‌کنم، لطفاً ‫دووم بیار. لطفاً این کار رو نکن.‬ 55 00:08:45,191 --> 00:08:46,817 ‫نه، خواهش می‌کنم الان تنهام نذار.‬ 56 00:08:46,859 --> 00:08:48,319 ‫خواهش می‌کنم. دارن میان.‬ 57 00:08:48,361 --> 00:08:50,112 ‫دارن میان. دارن میان. فقط...‬ 58 00:08:52,406 --> 00:08:53,533 ‫خواهش می‌کنم.‬ 59 00:09:20,768 --> 00:09:21,894 ‫بابا.‬ 60 00:09:23,437 --> 00:09:25,815 ‫اون... اون تموم کرد.‬ 61 00:09:38,828 --> 00:09:41,122 ‫پنج روز از شروع موجی از وحشت‬ 62 00:09:41,163 --> 00:09:43,291 ‫و خشونت‌های ناگهانی و غیرمنتظره می‌گذره‬ 63 00:09:43,332 --> 00:09:46,085 ‫که رسماً ترس رو به ‫دل مردم آمریکا انداخته.‬ 64 00:09:46,127 --> 00:09:48,671 ‫در شش ایالت، حداقل ۱۵ قربانی‬ 65 00:09:48,713 --> 00:09:50,298 ‫به دست قاتل‬ 66 00:09:50,339 --> 00:09:52,049 ‫خونخواری به کام مرگ کشیده شدن‬ 67 00:09:52,091 --> 00:09:53,759 ‫که خیلیا بهش میگن «سلاخ شیطانی».‬ 68 00:09:53,801 --> 00:09:57,138 ‫کالیفرنیا، نوادا، یوتا و آریزونا،‬ 69 00:09:57,179 --> 00:09:59,515 ‫همچنین نیومکزیکو و کلرادو‬ 70 00:09:59,557 --> 00:10:01,475 ‫شاهد ردپایی از جنازه‌ها،‬ 71 00:10:01,517 --> 00:10:05,479 ‫تکه‌تکه کردن، بریدن سر ‫و مثله کردن بدن‌ها بودن.‬ 72 00:10:05,938 --> 00:10:08,733 ‫پلیس حالا تأیید می‌کنه که نمادهای ‫شیطانی و توهین‌های صریح‬ 73 00:10:08,774 --> 00:10:10,359 ‫در صحنه‌های جرم به جا مونده،‬ 74 00:10:10,401 --> 00:10:12,361 ‫که اغلب با خون قربانی‌ها نوشته شدن.‬ 75 00:10:12,403 --> 00:10:15,031 ‫در ساعت آینده، شما رو به ‫درون ذهن قاتل خواهیم برد‬ 76 00:10:15,072 --> 00:10:16,949 ‫و با روان‌پزشکی گفتگو می‌کنیم‬ 77 00:10:16,991 --> 00:10:20,119 ‫که متخصص روان‌شناسی قاتلان دسته‌جمعیه.‬ 78 00:12:06,851 --> 00:12:08,185 ‫آره؟ می‌خوای جابه‌جا کنیم؟‬ 79 00:12:08,227 --> 00:12:09,478 ‫ فردا تو خونه انجامش میدم.‬ 80 00:12:09,520 --> 00:12:10,855 ‫ باشه، فردا. بسیار خب.‬ 81 00:12:11,480 --> 00:12:13,566 ‫- باشه، خداحافظ. ‫- شب بخیر.‬ 82 00:12:13,607 --> 00:12:15,526 ‫- به سلامت برسی خونه. ‫- تو هم همین‌طور.‬ 83 00:14:03,092 --> 00:14:04,301 ‫خبری شد؟‬ 84 00:14:06,554 --> 00:14:08,639 ‫به سمت جنوب به طرف «داج سیتی» رفته‬ 85 00:14:08,681 --> 00:14:10,099 ‫و ماشین سواریش رو رها کرده.‬ 86 00:14:10,724 --> 00:14:12,560 ‫یه قربانی دیگه پیدا کردیم.‬ 87 00:14:13,102 --> 00:14:14,186 ‫یه زن.‬ 88 00:14:14,228 --> 00:14:15,813 ‫مدارک شناسایی و همه‌چیزش رو برده،‬ 89 00:14:15,855 --> 00:14:18,148 ‫برای همین... هنوز هیچ راهی ‫برای شناسایی هویتش نیست.‬ 90 00:14:18,732 --> 00:14:20,401 ‫معلوم نیست الان سوار چه ماشینی شده.‬ 91 00:14:23,028 --> 00:14:25,739 ‫یه زمینه‌ی عاطفی پنهان این‌جا وجود داره‬ 92 00:14:25,781 --> 00:14:27,533 ‫که هنوز بهش نپرداختیم،‬ 93 00:14:28,075 --> 00:14:29,660 ‫و اون، احساس گناهِ بازمانده است.‬ 94 00:14:30,411 --> 00:14:33,372 ‫به عنوان یه زن در ‫محیطی که اکثراً مردونه‌ست،‬ 95 00:14:33,414 --> 00:14:37,626 ‫حرفه‌ای که در اون مردانگی ‫مفرط و هیکل ترسناک،‬ 96 00:14:37,668 --> 00:14:41,088 ‫و حتی رفتار تهاجمی، می‌تونه ‫نوعی مزیت به حساب بیاد،‬ 97 00:14:41,547 --> 00:14:43,507 ‫شاید از قبل هم‬ 98 00:14:43,549 --> 00:14:45,759 ‫احساس ناتوانی و بی‌کفایتیِ ‫مقطعی رو تجربه می‌کردی،‬ 99 00:14:46,218 --> 00:14:48,470 ‫چه خودت متوجهش شده باشی و چه نه.‬ 100 00:14:49,597 --> 00:14:52,808 ‫که این می‌تونه بار احساسیِ ‫سنگین‌تری به دوشت بذاره،‬ 101 00:14:52,850 --> 00:14:55,311 ‫باری که از شاهدِ مرگ ‫همسرت بودن به دوش می‌کشی.‬ 102 00:14:55,978 --> 00:14:59,398 ‫مرگی که به نظر می‌رسه به غلط ‫خودت رو براش مقصر می‌دونی،‬ 103 00:14:59,440 --> 00:15:00,524 ‫حداقل تا حدودی.‬ 104 00:15:01,400 --> 00:15:03,402 ‫واقعیتِ ماجرا اینه،‬ 105 00:15:04,111 --> 00:15:06,822 ‫چیزی که امیدوارم بهت کمک ‫کنم باهاش کنار بیای اینه که،‬ 106 00:15:07,573 --> 00:15:09,283 ‫مهم نیست چند بار‬ 107 00:15:09,325 --> 00:15:12,328 ‫اتفاقی که افتاده رو توی ذهنت مرور کنی،‬ 108 00:15:13,454 --> 00:15:15,372 ‫نتیجه تغییرناپذیره.‬ 109 00:15:15,998 --> 00:15:18,459 ‫باید راهی پیدا کنی تا ‫بتونی این رو بپذیری.‬ 110 00:15:19,877 --> 00:15:21,754 ‫کارمون این‌جا تمومه؟‬ 111 00:15:21,795 --> 00:15:23,964 ‫- تمومه، نه؟ ‫- افسر آرچر...‬ 112 00:15:24,006 --> 00:15:27,134 ‫بهت گفتم، من فقط به ‫خاطر این‌که اجباریه اینجام.‬ 113 00:15:28,010 --> 00:15:29,094 ‫یک ساعتت پر شد.‬ 114 00:15:29,136 --> 00:15:31,430 ‫یک ساعت تازه اولشه.‬ 115 00:15:31,472 --> 00:15:34,850 ‫هنوز حتی ۴۸ ساعت هم از ‫خاکسپاری شوهرت نگذشته.‬ 116 00:15:34,892 --> 00:15:36,435 ‫بدون شک،‬ 117 00:15:36,477 --> 00:15:37,978 ‫من جلسات روان‌درمانی ‫بیشتری رو توصیه خواهم کرد و...‬ 118 00:15:38,020 --> 00:15:40,314 ‫نمی‌دونم بدون اون باید چیکار کنم.‬ 119 00:15:40,356 --> 00:15:42,191 ‫بفرما.‬ 120 00:15:42,232 --> 00:15:43,525 ‫حالا دیگه می‌دونی.‬ 121 00:15:44,693 --> 00:15:47,404 ‫بهم بگن باید باز بیام این‌جا، میام،‬ 122 00:15:47,446 --> 00:15:49,198 ‫در غیر این صورت، وقتت تمومه.‬ 123 00:15:49,239 --> 00:15:50,950 ‫ممنون. خداحافظ.‬ 124 00:16:20,187 --> 00:16:21,897 ‫...اجساد مثله‌شده‬ 125 00:16:21,939 --> 00:16:23,732 ‫در صد مایلیِ شرق «کانزاس سیتی» کشف شدن.‬ 126 00:16:24,692 --> 00:16:27,903 ‫فقط تو ایالت ایلینوی، هفت نفر کشته شدن.‬ 127 00:16:27,945 --> 00:16:29,571 ‫بسیاری بر این باورند که سلاخ‬ 128 00:16:29,613 --> 00:16:32,324 ‫داره به سمت شمال به طرف ‫مرز کانادا حرکت می‌کنه.‬ 129 00:16:32,366 --> 00:16:34,952 ‫مقامات به ساکنین غرب ‫میانه‌ی شمالی هشدار می‌دن‬ 130 00:16:34,994 --> 00:16:39,373 ‫که ممکنه سلاخ تا الان وارد ‫«ویسکانسین» یا «میشیگان» شده باشه.‬ 131 00:16:43,085 --> 00:16:44,586 ‫هر وقت اون یونیفرم رو می‌پوشی،‬ 132 00:16:44,628 --> 00:16:46,088 ‫انگار تبدیل به یه آدم دیگه میشی.‬ 133 00:16:48,924 --> 00:16:51,218 ‫قلب و روحت متعلق به پلیس راه کانزاسه.‬ 134 00:16:52,011 --> 00:16:53,887 ‫این خودِ واقعیته، جین.‬ 135 00:16:53,929 --> 00:16:55,097 ‫کسی که همیشه بودی.‬ 136 00:16:55,848 --> 00:16:57,725 ‫ببین کی داره حرف می‌زنه.‬ 137 00:16:57,766 --> 00:16:59,476 ‫آره خب، حداقل می‌دونی که ‫دارم از روی تجربه حرف می‌زنم.‬ 138 00:17:01,979 --> 00:17:04,231 ‫یه چیزی هست به اسم‬ 139 00:17:04,273 --> 00:17:05,733 ‫غرق شدن در اون یونیفرم،‬ 140 00:17:06,358 --> 00:17:09,361 ‫یا این‌که فکر کنی اون ‫یونیفرم مثل یه زره جنگیه،‬ 141 00:17:10,112 --> 00:17:11,405 ‫در حالی که این‌طور نیست.‬ 142 00:17:11,864 --> 00:17:13,490 ‫زود برمی‌گردم، قول میدم.‬ 143 00:17:13,532 --> 00:17:15,534 ‫مرخصی موقت گرفتم، دو هفته.‬ 144 00:17:16,869 --> 00:17:18,537 ‫مرگ مایک تقصیر تو نبود.‬ 145 00:17:21,749 --> 00:17:23,042 ‫به من گوش کن.‬ 146 00:17:23,083 --> 00:17:24,543 ‫هیچ کاری نبود‬ 147 00:17:24,585 --> 00:17:25,878 ‫که بتونی انجام بدی تا چیزی عوض شه،‬ 148 00:17:27,004 --> 00:17:28,172 ‫هیچ کار متفاوتی‬ 149 00:17:28,213 --> 00:17:29,506 ‫که بتونه اونو نجات بده.‬ 150 00:17:29,548 --> 00:17:30,841 ‫آره، می‌دونم.‬ 151 00:17:30,883 --> 00:17:33,260 ‫خب... پس چیه؟‬ 152 00:17:33,302 --> 00:17:36,680 ‫منظورم اینه که، ببین، خودت می‌فهمی ‫کاری که داری می‌کنی دیوونگیه؟‬ 153 00:17:36,722 --> 00:17:39,933 ‫اون کسی نیست که دارم ‫سعی می‌کنم نجاتش بدم، باشه؟‬ 154 00:17:42,061 --> 00:17:44,688 ‫از... ‫...چهار روز پیش،‬ 155 00:17:44,730 --> 00:17:46,523 ‫چهار روزی که برام به ‫اندازه‌ی یه عمر گذشته،‬ 156 00:17:46,565 --> 00:17:48,484 ‫فقط به یه چیز فکر کردم.‬ 157 00:17:49,777 --> 00:17:50,861 ‫به اون شلیک.‬ 158 00:17:51,737 --> 00:17:53,155 ‫فرصت شلیکی که داشتم...‬ 159 00:17:53,739 --> 00:17:56,366 ‫و حاضر بودم هر چی دارم ‫بدم تا اون فرصت برگرده.‬ 160 00:17:58,243 --> 00:17:59,453 ‫چون حق با توئه،‬ 161 00:18:00,162 --> 00:18:01,747 ‫هیچ‌چیزی مایک رو برنمی‌گردونه.‬ 162 00:18:02,998 --> 00:18:04,166 ‫پس دیگه چی باقی می‌مونه؟‬ 163 00:18:06,001 --> 00:18:08,253 ‫یه شلیک دیگه... یه شانس دیگه.‬ 164 00:18:08,295 --> 00:18:11,131 ‫فقط یه گلوله می‌تونه جون ‫خیلی از آدما رو نجات بده،‬ 165 00:18:11,173 --> 00:18:13,675 ‫و این‌طوری مایک هم در آرامش می‌خوابه.‬ 166 00:18:14,218 --> 00:18:16,804 ‫و نمی‌دونم، شاید خودمم ‫شب‌ها بتونم راحت بخوابم.‬ 167 00:18:16,845 --> 00:18:17,888 ‫ببین.‬ 168 00:18:19,765 --> 00:18:22,101 ‫- هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنی. ‫- نیازی نیست پیداش کنم.‬ 169 00:18:22,643 --> 00:18:25,104 ‫دیر یا زود، شانسش ته ‫می‌کشه و گیر می‌افته.‬ 170 00:18:25,646 --> 00:18:27,898 ‫و وقتی این اتفاق بیفته، تنها چیزی ‫که می‌خوام یه فرصت دیگه‌ست.‬ 171 00:18:27,940 --> 00:18:30,651 ‫- هی، جین، فقط گوش کن... ‫- بابا، من دیگه حرفی ندارم.‬ 172 00:18:31,235 --> 00:18:32,820 ‫تو منو می‌شناسی.‬ 173 00:18:32,861 --> 00:18:35,072 ‫بازم بهم بگو نرو، فکر ‫می‌کنی جلوی منو می‌گیره؟‬ 174 00:18:40,202 --> 00:18:42,704 ‫اسلحه و نشانت رو همیشه همراهت داشته باش.‬ 175 00:18:46,917 --> 00:18:49,545 ‫هرچند کاری که می‌کنی بی‌فایده‌ست...‬ 176 00:18:52,005 --> 00:18:53,423 ‫اعتراف می‌کنم،‬ 177 00:18:54,675 --> 00:18:56,176 ‫اگه منم جای تو بودم،‬ 178 00:18:57,261 --> 00:18:59,888 ‫فکر کنم باید خودم این رو می‌فهمیدم.‬ 179 00:19:05,978 --> 00:19:07,729 ‫الان وقت کشف کردن‬ 180 00:19:07,771 --> 00:19:10,983 ‫انحرافات گناه‌آلود زندگیه.‬ 181 00:19:11,775 --> 00:19:13,777 ‫متجاوزان به سیاره درست فهمیدن.‬ 182 00:19:13,819 --> 00:19:17,281 ‫زمین ساخته شده تا ‫نطفه‌ی ما روش ریخته بشه،‬ 183 00:19:17,322 --> 00:19:19,241 ‫و لگدمال و غارت بشه.‬ 184 00:19:19,283 --> 00:19:22,703 ‫با زور بهش تجاوز بشه و با ولع بلعیده بشه.‬ 185 00:19:23,245 --> 00:19:27,040 ‫من از پادشاه دوزخی سپاسگزارم‬ 186 00:19:27,082 --> 00:19:29,251 ‫و همین‌طور از امپراتوری داروسازیش‬ 187 00:19:29,293 --> 00:19:31,295 ‫به خاطر ساختن مسکن‌ها‬ 188 00:19:31,336 --> 00:19:35,174 ‫و قرص‌های نعوظ همه‌کاره‌اشون.‬ 189 00:19:35,215 --> 00:19:37,926 ‫چرا که هیچ پیش‌گویی بزرگ‌تری وجود نداره‬ 190 00:19:37,968 --> 00:19:41,471 ‫که نشون بده بشریت داره ‫در مسیر درست حرکت می‌کنه.‬ 191 00:19:52,941 --> 00:19:56,737 ‫به من ملحق شید، چون ما بپا خواهیم خاست.‬ 192 00:19:56,778 --> 00:19:58,947 ‫مؤمنان پاک‌باخته می‌تونن ما رو‬ 193 00:19:58,989 --> 00:20:02,201 ‫در بخش نیازمندی‌های ‫«نشنال تریبون» پیدا کنن،‬ 194 00:20:02,242 --> 00:20:04,745 ‫البته اگه اراده و ‫وفاداریش رو داشته باشید.‬ 195 00:20:04,786 --> 00:20:06,914 ‫بسیار خب، ممنون، آقای پندلتون.‬ 196 00:20:06,955 --> 00:20:09,124 ‫همیشه شنیدن حرف‌هاتون روشنگره...‬ 197 00:20:47,913 --> 00:20:49,122 ‫نه. نه.‬ 198 00:20:49,164 --> 00:20:51,041 ‫نـ...‬ 199 00:21:00,259 --> 00:21:01,468 ‫چارلی؟‬ 200 00:21:33,166 --> 00:21:34,793 ‫کمک! کمکم کنید!‬ 201 00:21:34,835 --> 00:21:36,545 ‫کمک! خواهش می‌کنم!‬ 202 00:21:38,463 --> 00:21:40,549 ‫کمک! کمکم کنید!‬ 203 00:22:33,894 --> 00:22:36,855 ‫خب، من پرونده‌های مربوط ‫به «توپیکا» رو دارم. آره.‬ 204 00:22:38,148 --> 00:22:40,359 ‫ در راستای همکاری دوجانبه،‬ 205 00:22:40,400 --> 00:22:41,985 ‫شاید بتونید بذارید یه نگاهی‬ 206 00:22:42,027 --> 00:22:43,737 ‫به مدارکی که درباره‌ی قتل‌های ‫«کیت کارسون» دارید بندازم.‬ 207 00:22:45,739 --> 00:22:48,867 ‫آره. خب، من به عنوان ‫یه همکار امیدوار بودم که...‬ 208 00:22:53,830 --> 00:22:55,957 ‫شخص دیگه‌ای هست که بتونم باهاش صحبت کنم؟‬ 209 00:22:56,875 --> 00:22:58,502 ‫و حرف منم دقیقاً همینه.‬ 210 00:22:59,169 --> 00:23:01,421 ‫فقط با باور داشتن نمیشه ‫این پرونده رو حل کرد.‬ 211 00:23:01,463 --> 00:23:02,881 ‫آره. خب، هر اطلاعاتی‬ 212 00:23:02,923 --> 00:23:04,091 ‫واقعاً می‌تونه خیلی مفید باشه.‬ 213 00:23:04,633 --> 00:23:06,885 ‫باشه. خب، شاید بتونم با خودش صحبت کنم.‬ 214 00:23:06,927 --> 00:23:08,178 ‫کی دوباره میاد اداره؟‬ 215 00:23:09,137 --> 00:23:11,056 ‫هر اطلاعاتی باشه به دردمون می‌خوره.‬ 216 00:23:11,681 --> 00:23:14,851 ‫هر اطلاعاتی درباره‌ی ‫قتل‌های سلاخ در لاس‌وگاس یا...‬ 217 00:23:16,812 --> 00:23:20,273 ‫باشه. خب، من شماره‌ام رو می‌ذارم ‫تا اگه نظرتون عوض شد تماس بگیرید.‬ 218 00:23:21,191 --> 00:23:22,275 ‫ممنون.‬ 219 00:23:24,361 --> 00:23:26,530 ‫مرسی از این همه کمک!‬ 220 00:23:26,571 --> 00:23:28,198 ‫از همه‌تون متنفرم.‬ 221 00:23:31,410 --> 00:23:33,245 ‫می‌خوام یه آگهی توی ‫بخش نیازمندی‌ها چاپ کنم.‬ 222 00:23:34,538 --> 00:23:35,997 ‫هزینه‌ش برای روز یکشنبه چقدر میشه؟‬ 223 00:23:37,290 --> 00:23:38,667 ‫آگهیِ سراسری.‬ 224 00:23:41,753 --> 00:23:43,422 ‫شماره کارت اعتباری رو تلفنی قبول می‌کنید؟‬ 225 00:23:46,675 --> 00:23:51,430 ‫خط اول آگهی اینه: «M N O».‬ 226 00:23:54,850 --> 00:23:58,270 ‫حرف بزرگ M، فاصله. حرف بزرگ N، فاصله.‬ 227 00:23:58,311 --> 00:23:59,563 ‫حرف بزرگ O.‬ 228 00:24:01,022 --> 00:24:02,357 ‫زیر اون بنویسید،‬ 229 00:24:03,191 --> 00:24:05,152 ‫«به کسانی که هم‌عقیده هستند.‬ 230 00:24:06,361 --> 00:24:08,280 ‫به دنبال دوست مشترکمون هستیم.‬ 231 00:24:09,406 --> 00:24:10,740 ‫به کمک نیاز داریم.‬ 232 00:24:11,992 --> 00:24:13,076 ‫لطفاً پاسخ دهید.»‬ 233 00:24:27,048 --> 00:24:28,425 ‫به شیکاگو خبر بده.‬ 234 00:24:28,467 --> 00:24:29,718 ‫تا زمانی که اونا رو در جریان بذاریم،‬ 235 00:24:29,759 --> 00:24:31,219 ‫شاید دست از سرمون بردارن.‬ 236 00:24:31,261 --> 00:24:33,430 ‫رونوشت همه‌چیز واسه دی‌سی ‫هم ارسال میشه، حرومزاده‌ها.‬ 237 00:24:33,472 --> 00:24:35,265 ‫بسیار خب، الان دو تا ‫چیز به یه اندازه مهم می‌خوام‬ 238 00:24:35,307 --> 00:24:36,808 ‫که تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه برام بیاری.‬ 239 00:24:36,850 --> 00:24:39,060 ‫کل نتایج آزمایشگاه جنایی درباره‌ی سلاخ‬ 240 00:24:39,102 --> 00:24:40,228 ‫و یه ساندویچ سالاد مرغ.‬ 241 00:24:40,270 --> 00:24:42,022 ‫ببخشید. شما مأمور زولان هستید؟‬ 242 00:24:43,356 --> 00:24:45,108 ‫آه، ببخشید، داشتم دنبال شما می‌گشتم.‬ 243 00:24:46,151 --> 00:24:47,736 ‫و شما؟‬ 244 00:24:48,361 --> 00:24:50,989 ‫افسر جین آرچر هستم، ‫از پلیس ایالتی کانزاس.‬ 245 00:24:51,781 --> 00:24:54,201 ‫بهم گفتن شما مسئول پرونده‌ی سلاخ هستید.‬ 246 00:24:54,910 --> 00:24:55,952 ‫اجازه هست؟‬ 247 00:24:57,871 --> 00:24:59,915 ‫اگه اشکالی نداره، می‌خوام یکی دو روز‬ 248 00:24:59,956 --> 00:25:01,291 ‫کنارتون باشم و کارها رو یاد بگیرم.‬ 249 00:25:01,333 --> 00:25:03,376 ‫می‌دونم درخواست غیرعادی‌ایه.‬ 250 00:25:03,418 --> 00:25:04,628 ‫داری شوخی می‌کنی، نه؟‬ 251 00:25:04,669 --> 00:25:06,379 ‫راستش کاملاً جدی‌ام.‬ 252 00:25:06,421 --> 00:25:09,466 ‫می‌دونید، اون مأموری ‫که تو کانزاس کشته شد،‬ 253 00:25:09,508 --> 00:25:10,759 ‫شوهرم بود.‬ 254 00:25:11,343 --> 00:25:12,886 ‫موقع مرگش پیشش بودم.‬ 255 00:25:15,972 --> 00:25:17,599 ‫زیاده‌خواهیه اگه بخوام فقط...‬ 256 00:25:18,225 --> 00:25:19,643 ‫بهم کمک کنید جاهای خالی رو پر کنم؟‬ 257 00:25:21,102 --> 00:25:22,646 ‫درکت می‌کنم.‬ 258 00:25:23,188 --> 00:25:25,148 ‫همه‌مون از این اتفاق متأسفیم.‬ 259 00:25:25,190 --> 00:25:26,566 ‫این ضایعه‌ای برای پلیس راه کانزاسه.‬ 260 00:25:27,984 --> 00:25:29,569 ‫اما با تمام احترام،‬ 261 00:25:30,111 --> 00:25:32,155 ‫خوشم نمیاد کسی مجبورم کنه.‬ 262 00:25:38,703 --> 00:25:40,580 ‫اصلاً دنبال چی می‌گردی، مأمور؟‬ 263 00:25:43,667 --> 00:25:45,335 ‫به این نصیحتِ مجانی گوش کن،‬ 264 00:25:46,711 --> 00:25:47,754 ‫برو خونه.‬ 265 00:27:10,503 --> 00:27:11,713 ‫الو.‬ 266 00:27:11,755 --> 00:27:13,214 ‫بله، سلام.‬ 267 00:27:13,256 --> 00:27:15,383 ‫مأمور آرچر؟ جین آرچر؟‬ 268 00:27:16,009 --> 00:27:17,802 ‫بله، شما؟‬ 269 00:27:17,844 --> 00:27:19,846 ‫من مأمور بکی کالینز هستم.‬ 270 00:27:19,888 --> 00:27:22,891 ‫قبل از این، توی دفتر محلی ‫اف‌بی‌آی همدیگه رو دیدیم.‬ 271 00:27:23,600 --> 00:27:25,560 ‫فکر کنم بهتره با هم صحبت کنیم.‬ 272 00:27:29,147 --> 00:27:30,523 ‫- بفرمایید. ‫- ممنون.‬ 273 00:27:39,032 --> 00:27:40,825 ‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.‬ 274 00:27:41,618 --> 00:27:44,496 ‫واقعاً ممنونم که قبول ‫کردی باهام ملاقات کنی.‬ 275 00:27:44,537 --> 00:27:46,748 ‫آره، خب، دور بعدی قطعاً مهمون توام.‬ 276 00:27:46,790 --> 00:27:49,626 ‫اگه زولان می‌فهمید دارم ‫تو رو در جریان می‌ذارم، ..‬ 277 00:27:51,086 --> 00:27:52,587 ‫به درک.‬ 278 00:27:53,129 --> 00:27:55,632 ‫همون‌طور که می‌دونیم، اولین ‫قتل‌ها ۱۶ روز پیش اتفاق افتاد.‬ 279 00:27:56,174 --> 00:27:58,718 ‫در «دث ولی جانکشن». یه جای خیلی کوچیک.‬ 280 00:27:58,760 --> 00:28:01,012 ‫اون‌جا صاحب فروشگاه ‫رنگ «دورک» رو مثله کرد.‬ 281 00:28:02,639 --> 00:28:04,683 ‫پول‌ها، شماره کارت‌های اعتباری،‬ 282 00:28:04,724 --> 00:28:06,226 ‫ابزار، لباس و غذاها رو دزدید.‬ 283 00:28:07,268 --> 00:28:10,188 ‫قربانیانی که انتخاب می‌کنه، یا کاملاً ‫بر حسب موقعیت پیش اومده هستن‬ 284 00:28:10,230 --> 00:28:12,065 ‫یا کسانی که چیز خاصی ازشون می‌خواد،‬ 285 00:28:12,107 --> 00:28:14,234 ‫مثل اون داروسازِ اهل کلرادو.‬ 286 00:28:14,275 --> 00:28:17,195 ‫آره، اون برای به دست آوردن مسکن‌ها ‫و داروهای روان‌گردان آدم می‌کشه.‬ 287 00:28:17,237 --> 00:28:19,698 ‫«پرکوست»، «پرکودان»، «اکسی‌کانتین».‬ 288 00:28:19,739 --> 00:28:21,324 ‫فکر نمی‌کنیم موادفروش باشه.‬ 289 00:28:21,366 --> 00:28:23,535 ‫همه‌ی این داروها رو خودش ‫مصرف می‌کنه. همه‌شون رو.‬ 290 00:28:24,077 --> 00:28:26,579 ‫و اون اسلحه‌فروشی توی، نوادا بود دیگه؟‬ 291 00:28:26,621 --> 00:28:28,581 ‫کار خودش بود. خارج از ‫ساعت کاری مخفیانه رفت تو.‬ 292 00:28:28,623 --> 00:28:32,502 ‫حداقل یه تپانچه، یه ‫شات‌گان و کلی مهمات دزدید‬ 293 00:28:32,544 --> 00:28:34,546 ‫و صاحب مغازه هم کلکسیونر بود.‬ 294 00:28:34,587 --> 00:28:37,173 ‫یه انبار مخفی از نارنجک‌های دستی داشت.‬ 295 00:28:37,215 --> 00:28:38,299 ‫که الان همه‌شون ناپدید شدن.‬ 296 00:28:38,341 --> 00:28:40,719 ‫- وای خدای من. ‫- آره، دقیقاً.‬ 297 00:28:40,760 --> 00:28:44,222 ‫و، کتابخونه‌ی «سیدار سیتی» توی یوتا.‬ 298 00:28:44,264 --> 00:28:47,225 ‫نگهبان و کتابدار رو کشت.‬ 299 00:28:47,726 --> 00:28:49,936 ‫آره، فیلم دوربین‌های مداربسته رو داریم.‬ 300 00:28:52,188 --> 00:28:54,441 ‫چه چیزی از یه کتابخونه‌ی عمومی می‌خواست‬ 301 00:28:54,482 --> 00:28:56,359 ‫که نمی‌تونست از توی اینترنت پیدا کنه؟‬ 302 00:28:56,401 --> 00:28:59,028 ‫خب، اگه یه کار باشه که ‫اف‌بی‌آی هنوز توش خوبه،‬ 303 00:28:59,070 --> 00:29:00,822 ‫ردیابی اینترنته،‬ 304 00:29:00,864 --> 00:29:02,532 ‫و اون اصلاً توی اینترنت نیست.‬ 305 00:29:02,574 --> 00:29:05,618 ‫دقیقاً دو جلد کتاب از یه ‫مجموعه‌ی دایرةالمعارف برداشته.‬ 306 00:29:05,660 --> 00:29:06,911 ‫جلدهای «N» و «T».‬ 307 00:29:06,953 --> 00:29:07,996 ‫«N» و «T».‬ 308 00:29:09,914 --> 00:29:12,000 ‫هدفش، اگه اصلاً هدفی داشته باشه،‬ 309 00:29:12,041 --> 00:29:14,252 ‫این بوده که هتل به هتل به سمت شرق بره.‬ 310 00:29:14,294 --> 00:29:16,129 ‫گاهی وقت‌ها کل روز رو ‫تو یه جا سپری می‌کرده.‬ 311 00:29:16,963 --> 00:29:18,923 ‫از کجا می‌دونید تو متل‌ها اقامت داشته؟‬ 312 00:29:18,965 --> 00:29:21,718 ‫من فکر می‌کردم توی ماشینش زندگی می‌کنه.‬ 313 00:29:21,760 --> 00:29:24,721 ‫اگه بخوای، می‌تونم بهت نشون بدم.‬ 314 00:29:41,905 --> 00:29:44,574 ‫سه روز پیش این‌جا بود. ‫سه روز بعد از کانزاس.‬ 315 00:29:44,616 --> 00:29:46,242 ‫نصفه‌شب اتاق گرفت.‬ 316 00:29:46,284 --> 00:29:47,619 ‫پیاده اومد، نقدی حساب کرد.‬ 317 00:29:48,077 --> 00:29:50,038 ‫مسئول پذیرش هتل کاملاً چت بود.‬ 318 00:29:50,079 --> 00:29:51,539 ‫نتونست هیچ مشخصاتی بده.‬ 319 00:29:51,581 --> 00:29:54,125 ‫حتی اسمش رو هم ثبت نکرده بود. بی‌عرضه.‬ 320 00:29:54,626 --> 00:29:56,377 ‫وسط روز بعد، خدمتکار هتل‬ 321 00:29:56,419 --> 00:29:57,962 ‫تابلوی «لطفاً مزاحم نشوید» ‫روی دستگیره رو نادیده گرفت‬ 322 00:29:58,004 --> 00:30:00,965 ‫یا یه جورایی ندیدش و رفت تو.‬ 323 00:30:14,479 --> 00:30:16,606 ‫اون با تبر نصفش کرد.‬ 324 00:30:18,024 --> 00:30:20,652 ‫به نظر می‌رسه این کار ‫خلاقیتش رو شکوفا کرده.‬ 325 00:30:21,903 --> 00:30:23,863 ‫این همون شکلیه که همه‌ی ‫صحنه‌های جرم رو ترک می‌کنه.‬ 326 00:30:26,491 --> 00:30:28,618 ‫«دروازه‌ها را بگشایید.»‬ 327 00:30:30,870 --> 00:30:34,082 ‫تحلیل‌گرهای ما میگن اون اصرار ‫عجیبی داره که کارهای کثیفش دیده بشن.‬ 328 00:30:37,293 --> 00:30:38,461 ‫می‌تونم از کامپیوترت استفاده کنم؟‬ 329 00:30:42,340 --> 00:30:44,050 ‫به این نگاه کن.‬ 330 00:30:44,092 --> 00:30:46,344 ‫مربوط به اون قتل‌های ‫«هریسبرگ» در پنسیلوانیاست.‬ 331 00:30:46,386 --> 00:30:47,762 ‫قتل‌های کلیسا، سال‌ها پیش.‬ 332 00:30:47,804 --> 00:30:50,640 ‫اون یه شیطان‌پرست بود. ریچارد ریوز.‬ 333 00:30:50,682 --> 00:30:53,184 ‫ریچارد جاشوا ریوز. ۱۳ نفر رو کشت.‬ 334 00:30:53,226 --> 00:30:54,686 ‫پروفایل مشابهی داره.‬ 335 00:30:54,727 --> 00:30:56,604 ‫در جریان هستیم.‬ 336 00:30:56,646 --> 00:30:59,440 ‫اون‌جور نمادها و جملات ‫شیطانی معمولاً شباهت‌هایی دارن،‬ 337 00:30:59,482 --> 00:31:02,402 ‫اما کاراکتر ما واقعاً تقلید نمی‌کنه.‬ 338 00:31:02,443 --> 00:31:05,280 ‫ریوز یه قاتل جمعی بود، نه زنجیره‌ای.‬ 339 00:31:07,282 --> 00:31:09,284 ‫حداقل شاید یکی از طرفدارهای ریوز باشه.‬ 340 00:31:10,577 --> 00:31:11,995 ‫ازش الهام گرفته.‬ 341 00:31:12,954 --> 00:31:15,582 ‫بسیار خب، با توجه به ‫مسافت‌هایی که طی کرده،‬ 342 00:31:15,623 --> 00:31:18,793 ‫تا یکی دو روز آینده ‫دقیقاً همین‌جاها خواهد بود.‬ 343 00:31:18,835 --> 00:31:21,754 ‫جایی بین «کلمبوس» در اوهایو ‫و «ویلینگ» در ویرجینیای غربی.‬ 344 00:31:21,796 --> 00:31:24,841 ‫۱۱۰ مایل، حدود ۲۵ تا خروجی.‬ 345 00:31:25,508 --> 00:31:28,011 ‫این بهترین شانسیه که ‫داریم تا بتونیم گیرش بندازیم.‬ 346 00:31:29,929 --> 00:31:32,390 ‫خب، نمی‌دونم درسته برات ‫آرزوی موفقیت کنم یا نه،‬ 347 00:31:32,432 --> 00:31:35,101 ‫پس فقط میگم مواظب خودت باش.‬ 348 00:31:36,978 --> 00:31:38,521 ‫ممنون که خودت رو به ‫خاطر من به خطر انداختی.‬ 349 00:31:38,563 --> 00:31:41,065 ‫کاش می‌تونستم یه جوری ‫این لطفت رو جبران کنم.‬ 350 00:31:42,108 --> 00:31:43,610 ‫تئوری‌هات رو به بقیه منتقل می‌کنم.‬ 351 00:31:43,651 --> 00:31:45,737 ‫البته اگه فایده‌ای داشته باشه.‬ 352 00:32:02,462 --> 00:32:04,714 ‫من اجازه ندارم چیزی رو ‫که می‌خوام بهت بگم، فاش کنم.‬ 353 00:32:04,756 --> 00:32:07,300 ‫یه شرکت کوچیک ساخت‌وساز و تخریب هست‬ 354 00:32:07,342 --> 00:32:08,426 ‫نزدیک کانزاس‌سیتی.‬ 355 00:32:09,302 --> 00:32:11,346 ‫یه مقدار مواد منفجره دزدیده شده.‬ 356 00:32:12,096 --> 00:32:13,014 ‫مواد منفجره؟‬ 357 00:32:13,056 --> 00:32:14,307 ‫دینامیت.‬ 358 00:32:14,766 --> 00:32:18,144 ‫حدود ۲۰ پوند یا همین ‫حدودا تی‌ان‌تی فرار و قدیمی.‬ 359 00:32:18,186 --> 00:32:20,855 ‫اون‌قدری هست که بتونه ‫خسارت شدیدی به بار بیاره.‬ 360 00:32:23,232 --> 00:32:24,817 ‫منسون و «خانواده»،‬ 361 00:32:24,859 --> 00:32:27,195 ‫اون‌طور که اعضای فرقه ‫خودشون رو صدا می‌زدن،‬ 362 00:32:27,236 --> 00:32:30,406 ‫هفت نفر رو در قتل‌های بدنام ‫«تیت-لابیانکا» تو سال ۱۹۶۹ کشتن.‬ 363 00:32:30,448 --> 00:32:33,826 ‫پیام‌هایی با خون روی ‫دیوارها نوشته شده بود.‬ 364 00:32:34,661 --> 00:32:37,497 ‫شیطان‌پرستی انگیزه ‫قتل‌های ۲۰ سال پیش هم بود،‬ 365 00:32:37,538 --> 00:32:41,501 ‫زمانی که ریچارد جاشوا ریوزِ ‫نوجوان دست به قتل‌های هولناکی زد‬ 366 00:32:41,542 --> 00:32:44,253 ‫در کلیسای کریست کراس ‫تو هریسبورگ، پنسیلوانیا.‬ 367 00:32:44,295 --> 00:32:47,090 ‫ریوز ۱۳ گروگان رو ‫داخل کلیسا به قتل رسوند،‬ 368 00:32:47,131 --> 00:32:48,716 ‫از جمله یه کشیش،‬ 369 00:32:48,758 --> 00:32:50,677 ‫اونم حین اجرای مراسمی که مقامات اون رو‬ 370 00:32:50,760 --> 00:32:52,804 ‫یک مراسم مذهبی عشای ‫ربانی سیاه توصیف کردن.‬ 371 00:33:05,608 --> 00:33:07,986 ‫«اسلشر»، کشتن اون همه آدم...‬ 372 00:33:08,027 --> 00:33:11,030 ‫وقتی این ماجرا تموم بشه، ‫می‌خوای بدونی کی پشتش بوده؟‬ 373 00:33:11,072 --> 00:33:12,532 ‫دولت.‬ 374 00:33:12,573 --> 00:33:14,617 ‫تو «ایت‌چن» خوندم که چطور دولت ما،‬ 375 00:33:14,659 --> 00:33:17,704 ‫مجرم‌ها رو تو زندان‌های ‫نظامی مخفی نگه می‌داشته‬ 376 00:33:17,745 --> 00:33:19,539 ‫تا روشون آزمایش انجام بده.‬ 377 00:33:19,580 --> 00:33:21,749 ‫حالا بالاخره یکی از ‫اون مجرم‌ها فرار کرده.‬ 378 00:33:22,458 --> 00:33:24,335 ‫«زد ۱۰۰.۵»، تا چند ‫لحظه دیگه بخش دیگه‌ای از‬ 379 00:33:24,377 --> 00:33:27,797 ‫موسیقی جاز ملایم بدون ‫تبلیغات رو شروع می‌کنیم.‬ 380 00:33:27,839 --> 00:33:30,425 ‫اما اول، اسلشر شیطان‌پرست.‬ 381 00:34:17,597 --> 00:34:18,681 ‫الو؟‬ 382 00:34:23,686 --> 00:34:24,771 ‫می‌تونم کمکتون کنم؟‬ 383 00:34:43,414 --> 00:34:44,457 ‫دارم می‌شنوم.‬ 384 00:34:46,167 --> 00:34:48,086 ‫من همیشه از کشیش‌ها خوشم می‌ومده.‬ 385 00:34:49,712 --> 00:34:51,380 ‫وقتی فقط یه پسربچه بودم،‬ 386 00:34:52,256 --> 00:34:55,927 ‫کشیشم، من رو زیر بال و پر خودش گرفت.‬ 387 00:34:57,720 --> 00:34:59,097 ‫می‌شه گفت‬ 388 00:35:00,056 --> 00:35:02,558 ‫که اون من رو به مردی ‫تبدیل کرد که امروز هستم.‬ 389 00:35:02,600 --> 00:35:04,936 ‫ این خوبه فرزندم. خیلی خوبه.‬ 390 00:35:05,520 --> 00:35:07,688 ‫و اومدی که، اعتراف کنی؟‬ 391 00:35:09,690 --> 00:35:12,401 ‫- نه دقیقاً. ‫- چی گفتی؟‬ 392 00:36:14,297 --> 00:36:16,924 ‫تبریک می‌گم.‬ 393 00:36:20,803 --> 00:36:22,638 ‫ ممنون.‬ 394 00:36:25,975 --> 00:36:28,436 ‫راستی، یادم افتاد، ‬ 395 00:36:28,477 --> 00:36:30,313 ‫می‌تونم یه لیوان شیر داشته باشم، لطفاً؟‬ 396 00:36:33,941 --> 00:36:35,359 ‫ممنون.‬ 397 00:37:17,485 --> 00:37:19,070 ‫یا عیسی مسیح.‬ 398 00:37:19,111 --> 00:37:20,613 ‫ریچارد جاشوا ریوز‬ 399 00:37:20,655 --> 00:37:23,074 ‫۱۳ زن و مردی رو قتل‌عام کرد‬ 400 00:37:23,115 --> 00:37:25,868 ‫که تو اون بعدازظهر ماه مارس، برای ‫مدت کوتاهی داخل کلیسا گروگان گرفته بود.‬ 401 00:37:25,910 --> 00:37:29,038 ‫اون ادعا کرد که قربانی ‫کردن انسان لازم بوده‬ 402 00:37:29,080 --> 00:37:32,375 ‫تا به قول خودش، «تعهدش ‫به شیطان رو ادا کنه».‬ 403 00:37:32,959 --> 00:37:35,294 ‫در جریان محاصره هماهنگ‌شده‌ی کلیسا،‬ 404 00:37:35,336 --> 00:37:37,380 ‫ماموران پلیس هریسبورگ‬ 405 00:37:37,421 --> 00:37:40,007 ‫موفق شدن ریوز رو زنده دستگیر کنن.‬ 406 00:37:40,049 --> 00:37:43,094 ‫در سال ۲۰۰۴، در حالی ‫که با حکم اعدام روبرو بود،‬ 407 00:37:43,135 --> 00:37:45,179 ‫ریوز بالاخره به پایان کارش رسید‬ 408 00:37:45,221 --> 00:37:48,933 ‫زمانی که حین حمله به ‫یک نگهبان در زندان فدرال‬ 409 00:37:48,975 --> 00:37:51,102 ‫محل نگهداری‌اش، به ضرب گلوله کشته شد.‬ 410 00:37:52,645 --> 00:37:55,564 ‫ما از تمام هتل‌های زنجیره‌ای ‫بزرگ ساحل شرقی می‌خوایم‬ 411 00:37:55,606 --> 00:37:56,857 ‫که به ما در پیدا کردن اسلشر کمک کنن.‬ 412 00:37:56,899 --> 00:37:58,567 ‫بله قربان.‬ 413 00:37:58,609 --> 00:38:00,486 ‫مظنون تقریباً به احتمال ‫زیاد یه مرد سفیدپوسته.‬ 414 00:38:02,071 --> 00:38:04,073 ‫قد بلندتر از حد متوسط، هیکل چهارشونه،‬ 415 00:38:04,115 --> 00:38:06,409 ‫تنهایی سفر می‌کنه و نقد پول میده.‬ 416 00:38:06,450 --> 00:38:10,788 ‫هر کاری می‌کنید، با این مرد درگیر نشید.‬ 417 00:38:10,830 --> 00:38:12,540 ‫اگه مشکوک شدید‬ 418 00:38:12,581 --> 00:38:13,708 ‫به مسافری که حس می‌کنید با ‫این مشخصات همخوانی داره،‬ 419 00:38:13,749 --> 00:38:15,042 ‫با ۹۱۱ تماس بگیرید.‬ 420 00:38:15,960 --> 00:38:18,254 ‫وقت بخیر قربان. افسر آرچر هستم.‬ 421 00:38:19,088 --> 00:38:22,300 ‫ببخشید مزاحم شدم، اما ‫راستش برای زیر نظر گرفتن‬ 422 00:38:22,341 --> 00:38:24,635 ‫قاتل بین‌ایالتی کمک می‌خوایم.‬ 423 00:38:24,677 --> 00:38:25,678 ‫همون اسلشر.‬ 424 00:38:25,720 --> 00:38:27,513 ‫‬ 425 00:38:27,555 --> 00:38:29,557 ‫اطلاعات کمی که داریم ‫رو می‌خوام باهاتون چک کنم‬ 426 00:38:29,682 --> 00:38:31,934 ‫در صورتی که یکی از مسافرهاتون ‫با مشخصاتش همخوانی داشته باشه.‬ 427 00:38:31,976 --> 00:38:35,021 ‫اون باید یه مرد سفیدپوست، تنها ‫باشه که احتمالاً نقدی حساب کرده.‬ 428 00:38:35,980 --> 00:38:38,274 ‫پلیس جوری حرف می‌زنه که انگار‬ 429 00:38:38,316 --> 00:38:40,234 ‫اون احتمالاً طرفای اینجا نمیاد.‬ 430 00:38:40,276 --> 00:38:42,153 ‫آره، دارم به این فکر می‌کنم‬ 431 00:38:42,194 --> 00:38:43,779 ‫که راستش احتمالاً حق با اون‌هاست.‬ 432 00:38:43,821 --> 00:38:45,823 ‫و من دیشب هم پشت میز پذیرش نبودم‬ 433 00:38:45,865 --> 00:38:47,366 ‫واسه همین نمی‌دونم چقدر می‌تونم کمک کنم.‬ 434 00:38:47,408 --> 00:38:48,784 ‫من...‬ 435 00:38:48,826 --> 00:38:50,161 ‫می‌تونم دفتر ثبت‌نام رو چک کنم.‬ 436 00:38:50,202 --> 00:38:51,787 ‫ما هنوز از مسافرامون امضا می‌گیریم.‬ 437 00:38:54,832 --> 00:38:56,625 ‫هیچ‌کس تنها اینجا اقامت نداره.‬ 438 00:38:56,667 --> 00:38:59,420 ‫بسیار خب. پس شاید بهتره ‫شماره‌ام رو براتون بذارم.‬ 439 00:38:59,462 --> 00:39:01,005 ‫ ممنون بابت وقتتون.‬ 440 00:39:01,881 --> 00:39:03,424 ‫ یه آقا هست.‬ 441 00:39:03,466 --> 00:39:05,468 ‫‬ 442 00:39:05,509 --> 00:39:08,179 ‫دیشب اتاق گرفته. تنها.‬ 443 00:39:09,263 --> 00:39:10,931 ‫آقای ریوز.‬ 444 00:39:12,808 --> 00:39:14,310 ‫چی گفتی؟‬ 445 00:39:14,352 --> 00:39:17,063 ‫ریوز. اواخر دیشب. آر.جی. ریوز.‬ 446 00:39:17,563 --> 00:39:19,190 ‫- می‌تونم... می‌تونم نگاهش کنم؟ ‫- بله.‬ 447 00:39:23,027 --> 00:39:24,070 ‫اتاق ۱۰۵؟‬ 448 00:39:24,528 --> 00:39:27,698 ‫برو ته راهرو، بپیچ چپ. بیرون.‬ 449 00:39:28,240 --> 00:39:29,909 ‫بسیار خب، به اون کلید نیاز دارم، جناب.‬ 450 00:39:32,787 --> 00:39:35,873 ‫خب، زنگ بزن پلیس، ‫بهشون بگو اسلشر اینجاست.‬ 451 00:39:35,915 --> 00:39:38,292 ‫این یه شوخی تلفنی نیست. واقعیه.‬ 452 00:39:39,293 --> 00:39:40,586 ‫همین الان زنگ بزن.‬ 453 00:46:33,207 --> 00:46:34,208 ‫سلام.‬ 454 00:46:34,875 --> 00:46:36,418 ‫سلام.‬ 455 00:46:36,460 --> 00:46:39,046 ‫جوابت رو تو روزنامه دیدم.‬ 456 00:46:40,005 --> 00:46:41,882 ‫ پس تو هم یکی از برادران مایی، هوم؟‬ 457 00:46:41,924 --> 00:46:44,092 ‫دنبال کسی می‌گردی که دستت رو بگیره؟‬ 458 00:46:44,134 --> 00:46:47,095 ‫من دنبال دوستانی می‌گردم که ‫مثل من به رازداری علاقه دارن.‬ 459 00:46:47,721 --> 00:46:49,431 ‫برای پیدا کردن یک نفر به کمک نیاز دارم،‬ 460 00:46:49,473 --> 00:46:51,141 ‫اما باید با احتیاط انجام بشه.‬ 461 00:46:51,600 --> 00:46:53,393 ‫و باید آفلاین بمونه.‬ 462 00:46:53,936 --> 00:46:55,103 ‫کجایی؟‬ 463 00:46:55,562 --> 00:46:57,147 ‫پنسیلوانیا.‬ 464 00:46:57,189 --> 00:46:59,441 ‫خب، راستش چندان از ما دور نیستی.‬ 465 00:46:59,483 --> 00:47:01,860 ‫چرا امشب نمیای با ما صحبت کنی؟‬ 466 00:47:01,902 --> 00:47:06,740 ‫از قضا آقای پندلتون داره میزبان ‫تعدادی از جدیدترین شرکاش می‌شه.‬ 467 00:47:17,000 --> 00:47:19,127 ‫سلام مأمور کالینز، جین آرچر هستم.‬ 468 00:47:19,169 --> 00:47:20,629 ‫دارم میرم بالتیمور‬ 469 00:47:20,671 --> 00:47:23,632 ‫و دارم یه شماره با پیش‌شماره ‫۴۱۰ رو ردیابی می‌کنم.‬ 470 00:47:23,674 --> 00:47:25,467 ‫اگه راهی هست که بتونی بهم کمک کنی‬ 471 00:47:25,509 --> 00:47:27,845 ‫تا آدرس این شماره رو پیدا کنم،‬ 472 00:47:27,886 --> 00:47:29,930 ‫واقعاً ازت ممنون میشم.‬ 473 00:47:33,475 --> 00:47:34,768 ‫سلام.‬ 474 00:47:35,227 --> 00:47:38,564 ‫در خرابه. یه لحظه صبر کن.‬ 475 00:47:40,983 --> 00:47:44,403 ‫قبلاً خودش باز می‌شد، اما حالا دیگه نه.‬ 476 00:47:47,489 --> 00:47:48,615 ‫بیا، باز شد.‬ 477 00:47:52,953 --> 00:47:54,371 ‫بذار من برات بیارمش. من...‬ 478 00:47:58,292 --> 00:48:00,002 ‫خیلی خب. من فقط می‌خواستم بگیرمش.‬ 479 00:48:00,043 --> 00:48:01,503 ‫می‌خواستم بذارمش عقب، اما...‬ 480 00:48:04,089 --> 00:48:05,757 ‫مشکلی نیست.‬ 481 00:48:05,799 --> 00:48:06,884 ‫تو همین‌جا بشین.‬ 482 00:48:09,720 --> 00:48:11,972 ‫ گفتی اسمت چی بود دوباره؟‬ 483 00:48:12,556 --> 00:48:13,682 ‫ریچارد.‬ 484 00:48:13,724 --> 00:48:15,684 ‫خب ریچارد،‬ 485 00:48:16,643 --> 00:48:18,562 ‫اول باید برای محافظت از خودم‬ 486 00:48:18,604 --> 00:48:20,355 ‫و محافظت از کارفرمای خودم بپرسم...‬ 487 00:48:22,399 --> 00:48:23,650 ‫پلیسی؟‬ 488 00:48:25,319 --> 00:48:26,445 ‫مأمور پلیسی؟‬ 489 00:48:27,613 --> 00:48:29,448 ‫- نه. ‫- باشه.‬ 490 00:48:29,489 --> 00:48:31,366 ‫چون اگه باشی و بگی نیستی،‬ 491 00:48:31,408 --> 00:48:33,201 ‫این کار، مثل...‬ 492 00:48:34,745 --> 00:48:35,746 ‫به هر حال،‬ 493 00:48:36,580 --> 00:48:40,834 ‫فکر کنم به هر شکلی که بتونیم به ‫یه هم‌کیش کمک کنیم، دریغ نکنیم.‬ 494 00:48:43,211 --> 00:48:45,213 ‫تو در مورد استفاده ما از ‫نیازمندی‌های روزنامه می‌دونی.‬ 495 00:48:47,174 --> 00:48:49,217 ‫همه‌مون تو این مسیر با همیم، مگه نه؟‬ 496 00:48:49,760 --> 00:48:51,136 ‫من اطلاعات می‌خوام.‬ 497 00:48:51,678 --> 00:48:54,181 ‫آره، خب، آقای پندلتون ‫حسابی راهنمایی‌ت می‌کنه.‬ 498 00:48:54,640 --> 00:48:56,183 ‫بیشتر شبیه به روشن‌بینیه.‬ 499 00:48:56,892 --> 00:48:59,394 ‫اون ساحر بزرگیه. واقعاً هست.‬ 500 00:48:59,937 --> 00:49:03,398 ‫البته این روزها این قضیه ‫رو مخفی نگه می‌داره، بدیهیه.‬ 501 00:49:03,440 --> 00:49:05,817 ‫اما می‌گه حس خوبی بهت داره،‬ 502 00:49:05,859 --> 00:49:07,778 ‫می‌دونی، ارتعاشات مثبت.‬ 503 00:49:08,362 --> 00:49:09,655 ‫تو مهمون دعوت‌شده‌ی اون هستی‬ 504 00:49:09,696 --> 00:49:11,323 ‫برای همین برای دیدنت هیجان‌زده‌ست.‬ 505 00:49:12,032 --> 00:49:14,117 ‫راستی، منم ماروین هستم.‬ 506 00:49:15,702 --> 00:49:16,745 ‫بیا بریم.‬ 507 00:49:19,915 --> 00:49:22,584 ‫اسم آقای پندلتون رو شنیدی دیگه، نه؟‬ 508 00:49:24,294 --> 00:49:26,630 ‫آره، اون سال‌ها پیش ثروتش رو از راه‬ 509 00:49:27,172 --> 00:49:28,215 ‫بیزینس سوپرمارکت به دست آورد.‬ 510 00:49:30,300 --> 00:49:32,928 ‫اگه دوست داری می‌تونی ‫اون رو همون‌جا بذاری زمین.‬ 511 00:49:35,514 --> 00:49:38,600 ‫یا پیش خودت نگهش داری. هر طور راحتی.‬ 512 00:49:39,226 --> 00:49:41,103 ‫ فقط دنبالم بیا.‬ 513 00:49:42,604 --> 00:49:43,647 ‫بیا.‬ 514 00:49:47,526 --> 00:49:49,403 ‫...وسط جنگل،‬ 515 00:49:49,444 --> 00:49:51,113 ‫و کنار رودخونه‌ست. واقعاً...‬ 516 00:49:51,154 --> 00:49:54,866 ‫ خب، خب. بالاخره مهمونمون رسید.‬ 517 00:49:54,908 --> 00:49:56,868 ‫بله، خواهش می‌کنم، راحت باشین.‬ 518 00:49:57,369 --> 00:50:00,414 ‫اگه گرسنه هستین، کلی غذا اضافه اومده.‬ 519 00:50:00,455 --> 00:50:01,415 ‫بله.‬ 520 00:50:01,456 --> 00:50:03,208 ‫خب، خانم‌ها و آقایان،‬ 521 00:50:03,750 --> 00:50:07,462 ‫با همسفر دیگه‌ای در ‫«مسیر دست چپ» آشنا بشید.‬ 522 00:50:08,213 --> 00:50:09,840 ‫ آقای...‬ 523 00:50:12,009 --> 00:50:13,719 ‫ریچارد.‬ 524 00:50:15,554 --> 00:50:17,556 ‫ فقط ریچارد.‬ 525 00:50:17,597 --> 00:50:19,391 ‫ریچارد. خب، بسیار خب.‬ 526 00:50:19,433 --> 00:50:21,518 ‫- بسیار خب، ممنون ماروین. ‫- خواهش می‌کنم.‬ 527 00:50:22,185 --> 00:50:26,440 ‫می‌دونید، غیب‌گوی من بهم گفته ‫بود منتظر یک بازدیدکننده باشم،‬ 528 00:50:27,065 --> 00:50:32,279 ‫بازدیدکننده‌ای که تأثیر عمیقی ‫روی زندگی من می‌ذاره.‬ 529 00:50:35,407 --> 00:50:36,825 ‫تو همون فردی، ریچارد؟‬ 530 00:50:39,161 --> 00:50:41,621 ‫می‌دونی، واقعاً شگفت‌انگیزه‬ 531 00:50:41,663 --> 00:50:42,998 ‫که اصلاً اینجایی، ریچارد،‬ 532 00:50:43,040 --> 00:50:44,166 ‫بذار این رو بهت بگم.‬ 533 00:50:44,207 --> 00:50:47,335 ‫از خوش‌شانسیِ تو، ماروینِ ما،‬ 534 00:50:47,377 --> 00:50:50,088 ‫تفریحش زیرورو کردن ‫نیازمندی‌های روزنامه‌ست.‬ 535 00:50:50,130 --> 00:50:54,009 ‫همیشه دنبال هر ندایی در برهوته.‬ 536 00:50:54,051 --> 00:50:55,177 ‫من همه‌شون رو مو به مو می‌خونم.‬ 537 00:50:55,802 --> 00:50:58,013 ‫وقتی آگهی‌ت رو بهم نشون داد،‬ 538 00:50:58,930 --> 00:51:01,933 ‫حیرت‌زده شدم.‬ 539 00:51:04,394 --> 00:51:05,979 ‫من اطلاعات می‌خوام،‬ 540 00:51:06,855 --> 00:51:09,274 ‫اطلاعاتی که به نفع همه‌مونه...‬ 541 00:51:10,150 --> 00:51:11,985 ‫البته اگه همونی باشی که ادعا می‌کنی.‬ 542 00:51:13,028 --> 00:51:14,613 ‫و خودم امکانات به دست آوردنش رو ندارم.‬ 543 00:51:15,405 --> 00:51:18,325 ‫ خب، پس بذار ماروین تو این کار کمکت کنه.‬ 544 00:51:18,366 --> 00:51:22,162 ‫راحت انجام میشه. باهوش‌ترین ‫و متعهدترین مرید ماست.‬ 545 00:51:22,204 --> 00:51:23,872 ‫مشکلی نیست.‬ 546 00:51:24,623 --> 00:51:29,544 ‫حالا چی میگی یکم از خودت برامون بگی؟‬ 547 00:51:29,586 --> 00:51:32,422 ‫چند وقته که از این معرفت برخورداری؟‬ 548 00:51:32,464 --> 00:51:34,466 ‫تا جایی که یادم میاد.‬ 549 00:51:34,508 --> 00:51:36,384 ‫ باشکوهه.‬ 550 00:51:36,426 --> 00:51:38,887 ‫پس خانواده‌ات هم از پیروانش بودن؟‬ 551 00:51:40,138 --> 00:51:41,306 ‫من خانواده‌ای ندارم.‬ 552 00:51:41,973 --> 00:51:45,602 ‫پس خودت به تنهایی فرشته‌ی ‫سقوط‌کرده رو پیدا کردی؟‬ 553 00:51:46,812 --> 00:51:49,064 ‫می‌دونی، من همیشه گفتم راستین‌ترین مؤمنان‬ 554 00:51:49,106 --> 00:51:50,732 ‫اون‌هایی نیستن که جذب شدن،‬ 555 00:51:51,274 --> 00:51:53,985 ‫بلکه کسانی هستن که ‫خودشون جویای ایمان بودن.‬ 556 00:51:54,027 --> 00:51:55,237 ‫درود بر شیطان!‬ 557 00:51:55,278 --> 00:51:57,405 ‫- درود بر شیطان. ‫- درود بر شیطان.‬ 558 00:51:57,447 --> 00:51:59,032 ‫من زنده هستم تا به اون خدمت کنم،‬ 559 00:51:59,908 --> 00:52:01,660 ‫و می‌میرم تا به اون خدمت کنم.‬ 560 00:52:02,202 --> 00:52:04,704 ‫شگفت‌انگیزه.‬ 561 00:52:18,760 --> 00:52:23,431 ‫می‌دونی، کسانی هستن که ‫می‌گن بازی برای ما تموم شده.‬ 562 00:52:23,473 --> 00:52:25,517 ‫اما حقیقت اینه دوست من،‬ 563 00:52:25,559 --> 00:52:29,146 ‫که بازی تازه شروع شده.‬ 564 00:52:29,187 --> 00:52:30,647 ‫منظورم اینه که دوروبرت رو نگاه کن.‬ 565 00:52:31,189 --> 00:52:32,440 ‫تلویزیون رو روشن کن.‬ 566 00:52:32,482 --> 00:52:34,901 ‫شیطان داره بر این جهان فرمانروایی می‌کنه.‬ 567 00:52:34,943 --> 00:52:37,070 ‫یعنی اصلاً شکی در این هست؟‬ 568 00:52:37,571 --> 00:52:39,948 ‫غول‌های نفتی و دولت‬ 569 00:52:39,990 --> 00:52:43,076 ‫دست به دست هم دادن تا جنگ به راه بندازن‬ 570 00:52:43,118 --> 00:52:46,538 ‫و سیاره رو از آخرین ‫بقایای حیات خالی کنن...‬ 571 00:52:46,580 --> 00:52:48,957 ‫انسان‌ها، می‌دونی، ‫به‌زودی تنزل پیدا می‌کنن‬ 572 00:52:48,999 --> 00:52:51,835 ‫به غارنشین‌های سایبریِ کپسول‌نشین...‬ 573 00:52:52,419 --> 00:52:55,130 ‫پیرمردی چروکیده و برهنه،‬ 574 00:52:55,172 --> 00:52:58,884 ‫با کیر شق‌شده و لرزانش...‬ 575 00:52:58,925 --> 00:53:00,635 ‫زمان کاوش در‬ 576 00:53:00,677 --> 00:53:03,889 ‫انحرافات گناه‌آلود زندگی همین حالاست،‬ 577 00:53:03,930 --> 00:53:07,434 ‫عصر طلاییِ انحطاط بشر.‬ 578 00:53:07,475 --> 00:53:09,269 ‫هله‌لویا.‬ 579 00:53:09,311 --> 00:53:10,729 ‫هله‌لویا.‬ 580 00:53:10,770 --> 00:53:12,689 ‫هله‌لویا!‬ 581 00:53:16,109 --> 00:53:17,944 ‫بازم سس ترش و شیرین هست؟‬ 582 00:53:18,486 --> 00:53:20,906 ‫سخنرانی پرشوری از آقای پندلتون بود.‬ 583 00:53:22,157 --> 00:53:24,284 ‫معلومه آقای پندلتون ازت خوشش اومده.‬ 584 00:53:25,410 --> 00:53:26,828 ‫از این طرفه.‬ 585 00:53:28,622 --> 00:53:30,457 ‫این اتاقته.‬ 586 00:53:34,419 --> 00:53:37,297 ‫به هر حال، این اطلاعاتی که ‫هی درباره‌اش می‌پرسی چی بود؟‬ 587 00:53:38,715 --> 00:53:40,217 ‫کسی که باید پیداش کنم.‬ 588 00:53:41,051 --> 00:53:42,719 ‫باشه. بسیار خب.‬ 589 00:53:43,470 --> 00:53:47,891 ‫خب، یه کارآگاه خصوصی هست که آقای ‫پندلتون گاهی اوقات ازش استفاده می‌کنه.‬ 590 00:53:48,683 --> 00:53:51,353 ‫خوبه، پس مرد رازدار و بااحتیاطیه.‬ 591 00:53:51,895 --> 00:53:54,022 ‫خب، احتمالاً می‌تونی نیاز آقای پندلتون رو‬ 592 00:53:54,064 --> 00:53:57,108 ‫برای محافظت از خودش ‫در برابر دشمنانش درک کنی.‬ 593 00:53:57,567 --> 00:53:59,402 ‫اسم اون شخصی که دنبالشی چیه؟‬ 594 00:54:00,153 --> 00:54:02,030 ‫می‌خوای، طلسمش کنی؟‬ 595 00:54:02,656 --> 00:54:04,074 ‫اسمش رو نمی‌دونم.‬ 596 00:54:04,908 --> 00:54:07,202 ‫درسته، خب، پس چطور قراره پیداش کنم؟‬ 597 00:54:08,954 --> 00:54:10,413 ‫می‌دونم کارش چیه.‬ 598 00:54:11,206 --> 00:54:12,582 ‫خب، متوجه نمیشم چی می‌گی.‬ 599 00:54:13,833 --> 00:54:15,335 ‫می‌دونم تو کدوم شهره.‬ 600 00:54:15,961 --> 00:54:18,880 ‫باشه. من... هنوزم متوجه نمیشم.‬ 601 00:54:19,005 --> 00:54:20,632 ‫یه شهر مشخصه.‬ 602 00:54:21,675 --> 00:54:23,969 ‫باید بدونم اونجا کی ‫این کار رو انجام میده،‬ 603 00:54:24,803 --> 00:54:26,012 ‫اون شخص کیه،‬ 604 00:54:27,389 --> 00:54:28,598 ‫و کجا زندگی می‌کنه.‬ 605 00:54:29,349 --> 00:54:30,976 ‫درسته.‬ 606 00:54:31,017 --> 00:54:32,644 ‫...با اتهامات اجرای ‫خودسرانه قانون مواجه شد‬ 607 00:54:32,686 --> 00:54:33,728 ‫در اوایل این هفته،‬ 608 00:54:33,770 --> 00:54:34,854 ‫چرا که شوهر افسر آرچر،‬ 609 00:54:34,896 --> 00:54:36,398 ‫که خودش هم گشت بزرگراه ایالت کانزاس بود،‬ 610 00:54:36,439 --> 00:54:39,025 ‫بیرحمانه به دست اسلشر کشته شد.‬ 611 00:54:41,361 --> 00:54:44,281 ‫من هر چی که باید می‌گفتم رو ‫تو کنفرانس خبری اف‌بی‌آی گفتم،‬ 612 00:54:44,322 --> 00:54:45,907 ‫پس لطفاً دست از سرم بردارید.‬ 613 00:54:47,450 --> 00:54:51,037 ‫گوش کن، اون هنوز اون بیرونه و از ‫هر فرصتی برای کشتن استفاده می‌کنه.‬ 614 00:54:51,746 --> 00:54:55,125 ‫اگه فرصتی داشته باشم که بتونم ‫یه جوری به ردیابی‌اش کمک کنم،‬ 615 00:54:55,166 --> 00:54:57,085 ‫چرا نباید دقیقاً همین کار رو بکنم؟‬ 616 00:55:00,046 --> 00:55:02,257 ‫ما هفته‌ها پیش آگهی‌های ‫روزنامه رو بررسی کردیم،‬ 617 00:55:02,299 --> 00:55:04,134 ‫افسر آرچر.‬ 618 00:55:04,175 --> 00:55:05,969 ‫هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط ‫اون‌ها با اسلشر وجود نداره.‬ 619 00:55:06,011 --> 00:55:07,595 ‫هر کسی می‌تونه مسئولش باشه.‬ 620 00:55:07,637 --> 00:55:10,307 ‫ما نیروی کارمون رو روی ‫یک حدس و گمان هدر نمی‌دیم.‬ 621 00:55:10,348 --> 00:55:14,519 ‫دوباره بهت توصیه می‌کنم، قبل از اینکه ‫خودت رو به کشتن بدی برگرد کانزاس.‬ 622 00:55:14,561 --> 00:55:17,647 ‫اف‌بی‌آی حواسش به این موضوع هست ‫و تو پات رو از گلیمت درازتر کردی.‬ 623 00:55:17,671 --> 00:55:22,671 ‫کانال زیرنویس من در تلگرام: ‫t.me/mehradsub 624 00:55:24,362 --> 00:55:27,324 ‫شما با شماره‌ی ۵۵۵-۰۳۲۴ تماس گرفته‌اید.‬ 625 00:55:27,365 --> 00:55:28,366 ‫پیام خود را بگذارید.‬ 626 00:55:29,117 --> 00:55:31,036 ‫افسر آرچر،‬ 627 00:55:31,077 --> 00:55:34,664 ‫ما اون روز تو متل اتفاقی همدیگه رو دیدیم.‬ 628 00:55:35,498 --> 00:55:38,043 ‫خوشحالم که کارهام رو دنبال می‌کردی.‬ 629 00:55:38,793 --> 00:55:41,338 ‫در طول مسیر، کارهای ‫جدیدی برات به جا می‌ذارم.‬ 630 00:55:41,838 --> 00:55:45,216 ‫در روز بیست‌وهشتم، ‫دروازه‌ها رو باز خواهیم کرد.‬ 631 00:55:46,009 --> 00:55:48,178 ‫سلام من رو به شوهرت برسون.‬ 632 00:55:51,222 --> 00:55:54,059 ‫خواست او محقق خواهد شد.‬ 633 00:55:54,100 --> 00:55:58,438 ‫بگذارید تن او را با تن خویش ستایش کنیم.‬ 634 00:56:03,860 --> 00:56:05,987 ‫ما تو را فرا می‌خوانیم‬ 635 00:56:06,029 --> 00:56:09,324 ‫تا شاهد عبادات نفسانی ما باشی.‬ 636 00:56:10,533 --> 00:56:14,996 ‫بگذارید دیگران مرگ ابرقهرمانِ ‫هیپی خود را جشن بگیرند.‬ 637 00:56:15,038 --> 00:56:19,459 ‫ما زندگی و شکوه جهنمیِ‬ 638 00:56:20,043 --> 00:56:22,587 ‫«ارباب مگس‌ها» را جشن می‌گیریم.‬ 639 00:56:28,051 --> 00:56:29,386 ‫درود بر ابادون.‬ 640 00:56:33,973 --> 00:56:35,350 ‫درود بر ابادون.‬ 641 00:56:37,685 --> 00:56:38,812 ‫درود بر ابادون.‬ 642 00:56:40,939 --> 00:56:42,023 ‫درود بر ابادون.‬ 643 00:57:06,131 --> 00:57:07,507 ‫درود بر شیطان!‬ 644 00:57:26,901 --> 00:57:28,194 ‫الو؟ ‬ 645 00:57:29,320 --> 00:57:31,531 ‫ هی، بالاخره پیدات شد.‬ 646 00:57:32,323 --> 00:57:34,826 ‫گوش کن، چیزی که می‌خواستی رو گرفتم.‬ 647 00:57:35,702 --> 00:57:38,455 ‫کارآگاه خصوصی‌مون کارش رو درست انجام داد.‬ 648 00:57:39,914 --> 00:57:41,416 ‫به نظر میاد کار سختی هم نبوده.‬ 649 00:57:56,097 --> 00:57:57,223 ‫قابلی نداشت.‬ 650 00:57:57,765 --> 00:57:59,476 ‫هی! ‬ 651 00:58:01,478 --> 00:58:02,896 ‫چی؟ یعنی... یعنی همین؟‬ 652 00:58:03,730 --> 00:58:04,981 ‫داری میری؟‬ 653 00:58:05,690 --> 00:58:06,608 ‫هی.‬ 654 00:58:07,817 --> 00:58:09,819 ‫ببین... واقعاً فکر می‌کنم باید صبر کنی‬ 655 00:58:09,861 --> 00:58:12,322 ‫و از آقای پندلتون ‫خداحافظی کنی، غیر از اینه؟‬ 656 00:58:13,490 --> 00:58:15,825 ‫یعنی این کمترین کاریه که می‌تونی بکنی.‬ 657 00:58:16,367 --> 00:58:18,453 ‫بیخیال. اون براش سوال ‫میشه که چرا یهو بدون اینکه‬ 658 00:58:18,495 --> 00:58:19,871 ‫تشکر کنی رفتی.‬ 659 00:58:20,413 --> 00:58:22,499 ‫این فقط... یه جورایی ادب و احترامه.‬ 660 00:58:22,540 --> 00:58:24,000 ‫واقعاً همه‌اش همینه. من...‬ 661 00:58:24,042 --> 00:58:25,335 ‫من... ببین...‬ 662 00:58:26,961 --> 00:58:28,046 ‫داری چی کار می‌کنی؟‬ 663 00:58:30,340 --> 00:58:33,051 ‫دوستات دارن زودتر از ‫موعد مقرر به جهنم میرن.‬ 664 00:58:33,510 --> 00:58:34,677 ‫این چه جهنمیه؟‬ 665 00:58:35,845 --> 00:58:37,555 ‫تو مثل اون‌ها نیستی.‬ 666 00:58:38,056 --> 00:58:39,682 ‫من باور دارم که تو ایمان داری.‬ 667 00:58:44,437 --> 00:58:46,439 ‫تو... تو خودِ همونی.‬ 668 00:58:47,607 --> 00:58:48,942 ‫تو اسلشری.‬ 669 00:58:48,983 --> 00:58:50,068 ‫برو.‬ 670 00:58:50,735 --> 00:58:52,570 ‫هیچ‌وقت پشت سرت رو نگاه نکن.‬ 671 00:58:53,238 --> 00:58:55,573 ‫صدات درنیاد...‬ 672 00:58:57,200 --> 00:58:58,660 ‫...وگرنه پیدات می‌کنم.‬ 673 00:59:02,997 --> 00:59:04,541 ‫حتماً این کار رو می‌کنم.‬ 674 01:00:19,324 --> 01:00:20,491 ‫وایسا، وایسا، صبر کن!‬ 675 01:00:30,376 --> 01:00:32,337 ‫نه، نه، نه.‬ 676 01:00:41,846 --> 01:00:43,139 ‫پازوزو.‬ 677 01:00:43,598 --> 01:00:45,558 ‫پازوزو، دور شو.‬ 678 01:00:50,188 --> 01:00:51,522 ‫پازوزو.‬ 679 01:00:52,190 --> 01:00:53,900 ‫پازوزو، دور شو.‬ 680 01:00:55,193 --> 01:00:56,903 ‫اون‌ها هفت نفرن.‬ 681 01:00:57,570 --> 01:00:59,238 ‫اون‌ها هفت نفرن.‬ 682 01:03:07,200 --> 01:03:08,993 ‫لعنتی! ریدم توش!‬ 683 01:03:23,966 --> 01:03:26,052 ‫هر چی داشتم رو به شما فدرال‌ها دادم‬ 684 01:03:26,093 --> 01:03:28,387 ‫و به هر کسی که حاضر بود گوش بده.‬ 685 01:03:28,429 --> 01:03:30,848 ‫همه‌چیز رو بهتون دادم. همه‌چیز رو.‬ 686 01:03:30,890 --> 01:03:32,558 ‫پس بقیه کدوم گوری بودن؟‬ 687 01:03:32,600 --> 01:03:35,019 ‫من رسیدم اینجا! شما کدوم گوری بودین؟‬ 688 01:03:35,061 --> 01:03:37,688 ‫ما نمی‌دونیم. هیچ مدرکی از ‫اتفاقی که اینجا افتاده نداریم.‬ 689 01:03:37,730 --> 01:03:39,690 ‫من دیدمش. بهتون گفتم. خودش بود.‬ 690 01:03:39,732 --> 01:03:41,901 ‫منظورم اینه که تو متوجه ‫هستی ما داریم در هر ساعت به‬ 691 01:03:41,943 --> 01:03:43,736 ‫حدود دو جِین سرنخ جعلی رسیدگی می‌کنیم؟‬ 692 01:03:43,778 --> 01:03:45,029 ‫فقط به من گوش کن.‬ 693 01:03:45,071 --> 01:03:46,405 ‫بیست سال پیش،‬ 694 01:03:46,447 --> 01:03:48,199 ‫ریچارد جاشوا ریوزِ شیطان‌پرست‬ 695 01:03:48,241 --> 01:03:50,576 ‫مرتکب قتل‌های کلیسا در هریسبورگ شد.‬ 696 01:03:50,618 --> 01:03:53,246 ‫چند سال بعد، گروه متالِ ‫شیطان‌پرستِ «دیمن فیست»‬ 697 01:03:53,287 --> 01:03:56,541 ‫شروع به نوشتن آهنگ‌هایی درباره ‫ریوز و الهام‌گرفته از اون کردن.‬ 698 01:03:56,582 --> 01:03:58,668 ‫اون‌ها حتی برای یکی از کاورهای آلبومشون‬ 699 01:03:58,709 --> 01:04:01,170 ‫جلوی همون کلیسای متروکه‌ای که ‫قتل‌ها توش اتفاق افتاده بود، عکس انداختن.‬ 700 01:04:01,212 --> 01:04:02,630 ‫حالا به‌خاطر ریوز،‬ 701 01:04:02,672 --> 01:04:04,465 ‫و احتمالاً به‌خاطر اون آلبوم‌ها،‬ 702 01:04:04,507 --> 01:04:07,301 ‫اون کلیسا، یعنی کلیسای کریست کراس،‬ 703 01:04:07,343 --> 01:04:10,012 ‫به کعبه‌ی آمالِ ‫شیطان‌پرستانِ نوپا تبدیل شده.‬ 704 01:04:10,054 --> 01:04:11,556 ‫«ریوز» به «دیمن فیست» الهام میده.‬ 705 01:04:11,597 --> 01:04:13,683 ‫«دیمن فیست» و «ریوز» ‫هم به «اسلشر» الهام میدن.‬ 706 01:04:13,724 --> 01:04:17,353 ‫اون داره از عنوان‌ها و متن ‫آهنگ‌های این آلبوم‌ها نقل‌قول می‌کنه.‬ 707 01:04:17,395 --> 01:04:18,729 ‫و تمام این مدت،‬ 708 01:04:18,771 --> 01:04:20,648 ‫«اسلشر» داره از اسم ‫«ریوز» استفاده می‌کنه،‬ 709 01:04:20,690 --> 01:04:22,942 ‫شاید حتی فکر می‌کنه خودش «ریوزه».‬ 710 01:04:22,984 --> 01:04:25,403 ‫بهت می‌گم، اون روانی می‌خواد ‫قضیه رو همون‌جا تموم کنه.‬ 711 01:04:26,487 --> 01:04:28,739 ‫«اسلشر» داره میره هریسبرگ.‬ 712 01:04:28,781 --> 01:04:30,825 ‫در دیگر اخبار، جدا از قتل‌های «اسلشر»،‬ 713 01:04:30,867 --> 01:04:32,577 ‫امروز مصادف است با بیست‌وهشتمین سالگرد‬ 714 01:04:32,618 --> 01:04:34,579 ‫حادثه «تری مایل آیلند»،‬ 715 01:04:34,620 --> 01:04:36,956 ‫بدترین فاجعه هسته‌ای ‫غیرنظامی در تاریخ آمریکا.‬ 716 01:04:37,790 --> 01:04:39,876 ‫ما اون روز صبح زود بیرون بودیم،‬ 717 01:04:39,917 --> 01:04:41,377 ‫بیست‌وهشتم مارس.‬ 718 01:04:41,419 --> 01:04:42,879 ‫و زمین شروع کرد به لرزیدن.‬ 719 01:04:42,920 --> 01:04:44,672 ‫خواهرم گفت: «این زلزله‌ست».‬ 720 01:04:44,714 --> 01:04:47,174 ‫منم گفتم: «شبیه زلزله نیست.‬ 721 01:04:47,216 --> 01:04:49,385 ‫زلزله این‌جوری صدا نمیده».‬ 722 01:04:49,427 --> 01:04:52,138 ‫گفتم: «فکر کنم یه اتفاقی ‫توی تری مایل آیلند افتاده».‬ 723 01:05:25,922 --> 01:05:28,382 ‫به ما گفتن باید فوراً ‫خونه‌هامون رو تخلیه کنیم‬ 724 01:05:28,424 --> 01:05:31,218 ‫قبل از اینکه یه حفره تا اعماق ‫زمین ذوب بشه بره پایین.‬ 725 01:05:31,260 --> 01:05:33,971 ‫ما همه‌چیز رو رها کردیم. ‫خونه‌هامون، وسایلمون رو.‬ 726 01:05:34,013 --> 01:05:35,848 ‫وحشت‌زده بودیم.‬ 727 01:05:35,890 --> 01:05:37,850 ‫خب، حالا که بحثش شد،‬ 728 01:05:37,892 --> 01:05:40,102 ‫من قویاً معتقدم یادآوری تاریخ خیلی مهمه،‬ 729 01:05:40,144 --> 01:05:41,812 ‫حتی اگه تاریک یا ناخوشایند باشه.‬ 730 01:05:41,854 --> 01:05:44,357 ‫شاید به‌خصوص اگه تاریک و ناخوشایند باشه،‬ 731 01:05:44,398 --> 01:05:46,484 ‫چون باید از اشتباهاتمون درس بگیریم.‬ 732 01:05:46,525 --> 01:05:48,235 ‫من با این موضوع مخالفتی ندارم،‬ 733 01:05:48,277 --> 01:05:50,780 ‫اما گاهی اوقات فقط ‫باید بذاریم همه‌چیز بگذره.‬ 734 01:06:14,762 --> 01:06:16,263 ‫خب، چرا بهش زنگ نمی‌زنی تا بفهمی؟‬ 735 01:06:16,305 --> 01:06:17,723 ‫خواهرته، مگه نه؟‬ 736 01:06:18,683 --> 01:06:19,809 ‫اگه خواهر منه،‬ 737 01:06:19,850 --> 01:06:21,352 ‫پس خواهر تو هم میشه.‬ 738 01:06:21,394 --> 01:06:23,145 ‫می‌دونم. خوب می‌دونم.‬ 739 01:06:23,187 --> 01:06:24,897 ‫- لئونارد ویلکس. ‫- فاک!‬ 740 01:06:28,359 --> 01:06:29,986 ‫زنت رو دوست داری؟‬ 741 01:06:38,202 --> 01:06:41,497 ‫خب، ببین بالاخره کی تصمیم گرفت پیداش بشه.‬ 742 01:06:47,795 --> 01:06:49,505 ‫اما تو کجایی؟‬ 743 01:07:21,078 --> 01:07:23,247 ‫«3M1.‬ 744 01:07:23,289 --> 01:07:25,207 ‫3MI.»‬ 745 01:08:04,121 --> 01:08:06,582 ‫امروز مصادف است با سالگرد بیست‌وهشتم مارس‬ 746 01:08:06,624 --> 01:08:08,626 ‫در حادثه «تری مایل آیلند»،‬ 747 01:08:08,667 --> 01:08:11,670 ‫بدترین فاجعه هسته‌ای ‫غیرنظامی در تاریخ آمریکا.‬ 748 01:08:15,424 --> 01:08:17,426 ‫اون از یه کتابخونه عمومی چی می‌خواست؟‬ 749 01:08:18,177 --> 01:08:20,679 ‫دقیقاً دو تا کتاب برداشت. «N» و «T».‬ 750 01:08:21,889 --> 01:08:23,140 ‫...وقتی که هسته اورانیوم‬ 751 01:08:23,182 --> 01:08:24,558 ‫نیروگاه هریسبرگ‬ 752 01:08:24,600 --> 01:08:26,185 ‫به‌طور جزئی ذوب شد،‬ 753 01:08:26,227 --> 01:08:29,021 ‫و مواد رادیواکتیو رو توی پنسیلوانیا‬ 754 01:08:29,063 --> 01:08:30,481 ‫و ایالت‌های همسایه پخش کرد.‬ 755 01:08:31,065 --> 01:08:33,317 ‫مقداری مواد منفجره دزدیده شده بود.‬ 756 01:08:33,359 --> 01:08:35,945 ‫تی‌ان‌تی قدیمی و بسیار فرّار.‬ 757 01:08:35,986 --> 01:08:40,157 ‫به ما گفتن باید فوراً ‫خونه‌هامون رو تخلیه کنیم،‬ 758 01:08:40,199 --> 01:08:43,911 ‫قبل از اینکه یه حفره تا اعماق ‫زمین ذوب بشه بره پایین.‬ 759 01:08:45,329 --> 01:08:46,831 ‫وای خدای من.‬ 760 01:09:13,440 --> 01:09:15,651 ‫مسیح، لئو. ‫مگه شیفتت تموم نشده بود؟‬ 761 01:09:17,820 --> 01:09:20,156 ‫کریگر تازه بهم زنگ زد که ‫برگردم، واسه همین، اِم...‬ 762 01:09:20,197 --> 01:09:21,949 ‫فوریه، واسه همین...‬ 763 01:09:23,033 --> 01:09:24,076 ‫آره.‬ 764 01:09:26,787 --> 01:09:27,955 ‫صندوق‌عقب رو بزن بالا.‬ 765 01:09:30,708 --> 01:09:33,043 ‫عجله کن. یالا، راه بیفت. ‫خودت که روال رو می‌دونی.‬ 766 01:09:37,590 --> 01:09:38,966 ‫خیلی خب، بذار رد بشه.‬ 767 01:09:55,399 --> 01:09:56,984 ‫تقریباً رسیدیم. خواهش می‌کنم.‬ 768 01:10:02,531 --> 01:10:04,325 ‫ادامه بده.‬ 769 01:10:06,202 --> 01:10:08,454 ‫این شوخی نیست. باید ‫همین الان مأمور بفرستید.‬ 770 01:10:08,495 --> 01:10:10,206 ‫متوجهی؟‬ 771 01:10:10,247 --> 01:10:11,999 ‫قراره به «تری مایل آیلند» حمله بشه.‬ 772 01:10:21,008 --> 01:10:23,385 ‫متاسفم عزیزم.‬ 773 01:10:23,427 --> 01:10:24,720 ‫خیلی متاسفم.‬ 774 01:10:25,304 --> 01:10:26,889 ‫حالت خوب میشه، باشه؟‬ 775 01:10:26,931 --> 01:10:28,599 ‫برمی‌گردم. قول میدم، باشه؟ حالت خوب میشه.‬ 776 01:10:29,099 --> 01:10:30,601 ‫دوستت دارم. برمی‌گردم.‬ 777 01:10:31,101 --> 01:10:34,146 ‫نه، نه. خواهش می‌کنم. نه.‬ 778 01:10:34,188 --> 01:10:35,522 ‫خواهش می‌کنم.‬ 779 01:10:35,564 --> 01:10:37,608 ‫نه، خواهش می‌کنم. خواهش ‫می‌کنم. خواهش می‌کنم.‬ 780 01:10:39,193 --> 01:10:40,527 ‫خواهش می‌کنم. التماس می‌کنم، ‫تو دیگه به من نیازی نداری.‬ 781 01:10:40,569 --> 01:10:42,363 ‫می‌تونی بذاری برم.‬ 782 01:10:42,863 --> 01:10:44,240 ‫مجبور نیستی این کار رو بکنی.‬ 783 01:10:45,366 --> 01:10:46,408 ‫فقط بذار برم.‬ 784 01:10:51,205 --> 01:10:52,539 ‫نه، نه، نه.‬ 785 01:10:56,043 --> 01:11:00,839 ‫اینکه الان چطور بهم کمک کنی تعیین ‫می‌کنه کی زنده بمونه و کی بمیره.‬ 786 01:11:13,435 --> 01:11:15,521 ‫من افسر گشت بزرگراه، «جین آرچر» هستم.‬ 787 01:11:15,562 --> 01:11:17,606 ‫گوش کن چی میگم. دلایل ‫زیادی دارم که باور کنم‬ 788 01:11:17,648 --> 01:11:19,858 ‫قراره به این نیروگاه حمله بشه.‬ 789 01:11:19,900 --> 01:11:20,985 ‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟‬ 790 01:11:23,153 --> 01:11:25,489 ‫اون اینجاست. همین الان هم اینجاست.‬ 791 01:11:26,198 --> 01:11:27,616 ‫یه اتفاقاتی داره میفته‬ 792 01:11:27,658 --> 01:11:28,701 ‫توی اتاق کنترل راکتور یک.‬ 793 01:11:29,201 --> 01:11:30,786 ‫دروازه‌ها رو باز کن! یالا انجامش بده!‬ 794 01:11:30,828 --> 01:11:32,663 ‫- تو، با من بیا. ‫- دست نگه دار. یه لحظه صبر کن.‬ 795 01:11:32,705 --> 01:11:34,123 ‫ببین، من می‌دونم اون کیه.‬ 796 01:11:34,164 --> 01:11:36,583 ‫می‌تونم کمکت کنم جلوش رو ‫بگیری، اما باید سریع حرکت کنیم.‬ 797 01:11:40,004 --> 01:11:41,005 ‫باشه.‬ 798 01:11:41,672 --> 01:11:43,841 ‫بذار ما رد بشیم، بعد همه‌جا ‫رو قفل کن و به مرکز خبر بده.‬ 799 01:12:38,562 --> 01:12:39,605 ‫پیاده شو.‬ 800 01:12:49,448 --> 01:12:50,532 ‫یا عیسی مسیح!‬ 801 01:12:58,248 --> 01:13:00,000 ‫یالا. ‫پخش بشید. حرکت، حرکت، حرکت.‬ 802 01:13:00,042 --> 01:13:01,710 ‫من هواتو دارم. ‫یالا.‬ 803 01:13:01,752 --> 01:13:03,420 ‫- بریم. ‫- وارد شدیم. یالا!‬ 804 01:13:03,462 --> 01:13:04,838 ‫- بجنبید، بجنبید. ‫- یالا، یالا، یالا.‬ 805 01:13:05,297 --> 01:13:06,465 ‫پشت سر من، پشت سر من.‬ 806 01:13:06,507 --> 01:13:08,008 ‫برید!‬ 807 01:13:17,684 --> 01:13:19,395 ‫مواظب باش. شروع شد.‬ 808 01:13:25,317 --> 01:13:26,443 ‫- نزدیک بمون. ‫- آره.‬ 809 01:13:29,738 --> 01:13:30,989 ‫یالا، یالا، یالا.‬ 810 01:13:43,168 --> 01:13:45,045 ‫خودش رو توی اتاق کنترل حبس کرده.‬ 811 01:13:45,087 --> 01:13:46,839 ‫«لئو» رو گروگان گرفته.‬ 812 01:13:46,880 --> 01:13:49,258 ‫بچه‌ها، این راهرو باید خالی بشه. ‫همگی بکشید عقب.‬ 813 01:13:49,299 --> 01:13:51,677 ‫هر کسی از بخش عملیات ‫یا مهندسیه، بیاد دنبال من.‬ 814 01:14:17,119 --> 01:14:19,163 ‫این یه کارِ آخر رو انجام بده،‬ 815 01:14:20,122 --> 01:14:21,540 ‫اون‌وقت می‌ذارم بری بیرون.‬ 816 01:14:22,916 --> 01:14:24,543 ‫زنت منتظرته.‬ 817 01:14:25,961 --> 01:14:28,297 ‫یا اینکه انجامش نده،‬ 818 01:14:28,338 --> 01:14:29,923 ‫و منم می‌کُشمت.‬ 819 01:14:32,801 --> 01:14:34,303 ‫اوضاع از چه قراره؟‬ 820 01:14:34,344 --> 01:14:36,096 ‫راکتور یک داره با ۷۵ ‫درصد ظرفیت کار می‌کنه.‬ 821 01:14:36,138 --> 01:14:38,015 ‫مشکل اینجاست که لئو داره ‫قلب راکتور رو تخلیه می‌کنه.‬ 822 01:14:38,056 --> 01:14:39,349 ‫سیستم رو لغو کرده. اون داره...‬ 823 01:14:39,391 --> 01:14:41,351 ‫داره مایع خنک‌کننده رو ‫تخلیه می‌کنه. همه‌ش رو.‬ 824 01:14:41,393 --> 01:14:42,895 ‫سطح آب داره به‌شدت افت می‌کنه.‬ 825 01:14:42,936 --> 01:14:44,396 ‫سیستم اضطراری فعال میشه‬ 826 01:14:44,438 --> 01:14:45,939 ‫به‌محض اینکه دمای هسته ‫از حد مجاز بالاتر بره.‬ 827 01:14:45,981 --> 01:14:48,650 ‫اون می‌خواد اون مرد رو بکشه. لئو رو.‬ 828 01:14:49,276 --> 01:14:50,611 ‫این یه گروگان‌گیری عادی نیست.‬ 829 01:14:50,652 --> 01:14:52,446 ‫هیچ مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.‬ 830 01:14:52,488 --> 01:14:53,989 ‫ببینید، می‌دونم این چطور به نظر میاد،‬ 831 01:14:54,031 --> 01:14:55,991 ‫اما اون یارویی که اون ‫توئه، همون «اسلشره».‬ 832 01:14:56,033 --> 01:14:58,827 ‫من تعقیبش می‌کردم، و ‫این از اول نقشه‌ش بوده.‬ 833 01:14:58,869 --> 01:15:00,454 ‫خودکشی‌ش.‬ 834 01:15:16,678 --> 01:15:18,222 ‫اون خیلی خطرناکه.‬ 835 01:15:18,263 --> 01:15:19,806 ‫مواد منفجره داره. حتماً با خودش آوردتشون.‬ 836 01:15:20,516 --> 01:15:23,936 ‫اگه سیستم خنک‌کننده اضطراری ‫رو منفجر کنه، کارمون تمومه.‬ 837 01:15:40,536 --> 01:15:42,663 ‫نه، نه، نه. خواهش می‌کنم، نه.‬ 838 01:15:42,704 --> 01:15:44,248 ‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.‬ 839 01:16:19,700 --> 01:16:21,660 ‫می‌خواد از نارنجک به ‫عنوان چاشنی استفاده کنه.‬ 840 01:16:21,702 --> 01:16:23,579 ‫این حجم از تی‌ان‌تی...‬ 841 01:16:23,620 --> 01:16:25,789 ‫می‌تونه کل اتاق کنترل رو نابود کنه.‬ 842 01:16:25,831 --> 01:16:28,250 ‫خب، نمی‌تونید قبل از اینکه کاری ‫بکنه، سیستم رو خاموش کنید؟‬ 843 01:16:28,292 --> 01:16:29,626 ‫باید بتونید این کار رو بکنید.‬ 844 01:16:29,668 --> 01:16:30,711 ‫نه از خارج از اتاق کنترل، امکانش نیست.‬ 845 01:16:51,898 --> 01:16:53,567 ‫اون حرومزاده می‌خواد ذوبمون کنه.‬ 846 01:16:55,360 --> 01:16:56,862 ‫اون می‌خواد یه شهر ‫پر از آدم رو نابود کنه.‬ 847 01:16:56,903 --> 01:16:58,572 ‫بیشتر شبیه به کل کرانه شرقی.‬ 848 01:17:07,956 --> 01:17:09,499 ‫نگهبانی،‬ 849 01:17:09,541 --> 01:17:11,168 ‫باید همین الان برید اون تو.‬ 850 01:17:11,209 --> 01:17:13,170 ‫باید برید اون تو و جلوش رو بگیرید.‬ 851 01:17:14,338 --> 01:17:15,589 ‫راه دیگه‌ای برای ورود به اتاق کنترل هست؟‬ 852 01:17:15,631 --> 01:17:17,007 ‫سیستم تهویه چطور؟‬ 853 01:17:17,049 --> 01:17:18,759 ‫امنیتش بالاست. اصلاً هدفش همینه.‬ 854 01:17:18,800 --> 01:17:20,594 ‫حتی طوری طراحی شده ‫که مانع نشت رادیواکتیو بشه.‬ 855 01:17:20,636 --> 01:17:21,970 ‫خیلی خب همگی، گوش کنید.‬ 856 01:17:22,012 --> 01:17:24,222 ‫به سازمان نظارت هسته‌ای ‫و پدافند غیرعامل خبر بدید.‬ 857 01:17:24,264 --> 01:17:27,434 ‫بهشون بگید «تری مایل آیلند» ‫در آستانه یک فاجعه بزرگه.‬ 858 01:17:27,976 --> 01:17:31,146 ‫اگه شانس بیاریم، دو، ‫شاید سه ساعت وقت دارن‬ 859 01:17:31,188 --> 01:17:33,523 ‫تا برای تخلیه کل مرکز ‫پنسیلوانیا تلاش کنن.‬ 860 01:17:38,904 --> 01:17:40,697 ‫شاید یه راهی باشه. بیا.‬ 861 01:18:11,603 --> 01:18:13,772 ‫اینجا از... خیلی وقت پیش بسته بوده.‬ 862 01:18:20,237 --> 01:18:21,279 ‫پلکسیه.‬ 863 01:18:21,321 --> 01:18:22,406 ‫مطمئنم ضدگلوله‌ست.‬ 864 01:18:50,225 --> 01:18:51,601 ‫بس کن!‬ 865 01:18:51,643 --> 01:18:52,978 ‫هی!‬ 866 01:18:56,231 --> 01:18:58,150 ‫دیگه تمومه. راهی نیست. من...‬ 867 01:19:01,153 --> 01:19:02,738 ‫ببخشید، ولی کیرم تو این وضعیت.‬ 868 01:19:08,118 --> 01:19:10,078 ‫درود بر شیطان!‬ 869 01:19:10,120 --> 01:19:13,206 ‫خادمت رو به قلمروی جهنم بپذیر.‬ 870 01:19:38,899 --> 01:19:42,194 ‫همه به نام تو، دیابلوسِ قادر مطلق.‬ 871 01:19:59,085 --> 01:20:00,879 ‫دروازه‌ها رو باز کن!‬ 872 01:20:47,717 --> 01:20:50,345 ‫برو به درک، روانی.‬ 873 01:21:24,129 --> 01:21:25,881 ‫مقامات همچنان درباره وضعیت تحقیقات‬ 874 01:21:25,922 --> 01:21:27,966 ‫سکوت اختیار کرده‌اند.‬ 875 01:21:28,008 --> 01:21:29,968 ‫چرا اسلشرهای شیطان‌پرست وجود دارن؟‬ 876 01:21:30,010 --> 01:21:32,637 ‫آیا اون ریچارد جاشوا ریوزه؟‬ 877 01:21:32,679 --> 01:21:34,723 ‫هیچ شکی ندارم‬ 878 01:21:34,764 --> 01:21:37,893 ‫که قاتل «تری مایل آیلند» در ‫واقع همون «اسلشر شیطان‌پرسته».‬ 879 01:21:37,934 --> 01:21:39,728 ‫گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه‬ 880 01:21:39,769 --> 01:21:42,522 ‫آیا قاتل «تری مایل آیلند» ‫هنوز زنده است یا خیر.‬ 881 01:21:42,564 --> 01:21:44,190 ‫دیدی؟ بهت گفتم.‬ 882 01:21:44,232 --> 01:21:45,817 ‫دولت ما داره هیولاهای انسانی خلق می‌کنه‬ 883 01:21:45,859 --> 01:21:47,444 ‫و دوباره اون‌ها رو توی دنیا رها می‌کنه.‬ 884 01:21:49,863 --> 01:21:51,573 ‫در این تصاویر آرشیوی،‬ 885 01:21:51,615 --> 01:21:54,534 ‫دستگیری ریچارد جاشوا ریوز ‫در سال ۱۹۹۹ نشان داده می‌شود‬ 886 01:21:54,576 --> 01:21:56,912 ‫که به جرم قتل‌عام «کرایست کراس» محکوم شد،‬ 887 01:21:56,953 --> 01:21:59,456 ‫قتلی که تصور می‌شد به ‫زنجیره جنایات او پایان داده است.‬ 888 01:21:59,497 --> 01:22:01,541 ‫آن فاجعه اکنون در مقایسه با‬ 889 01:22:01,583 --> 01:22:03,627 ‫ردپای مرگی که او در هفته‌های گذشته‬ 890 01:22:03,668 --> 01:22:06,338 ‫به عنوان «اسلشر شیطان‌پرست» از ‫خود به جا گذاشت، ناچیز به نظر می‌رسد.‬ 891 01:22:12,177 --> 01:22:15,055 ‫او حداقل مسئول مرگ ۴۸ نفر‬ 892 01:22:15,096 --> 01:22:16,723 ‫در جریان جنایات اخیرش است.‬ 893 01:22:16,765 --> 01:22:18,767 ‫و برخی ادعا می‌کنند که او ممکن است‬ 894 01:22:18,808 --> 01:22:21,186 ‫از اقدام به خودکشی‌اش در «تری ‫مایل آیلند» جان سالم به در برده باشد.‬ 895 01:22:22,187 --> 01:22:25,315 ‫سخنگوی اف‌بی‌آی این ادعاها را تکذیب کرده‬ 896 01:22:25,357 --> 01:22:27,692 ‫و تأکید دارد که ریوز هدف ‫چندین گلوله قرار گرفته است،‬ 897 01:22:27,734 --> 01:22:31,988 ‫از جمله یکی در سر، که ‫در نهایت مرگبار بوده است.‬ 898 01:24:08,084 --> 01:24:09,961 ‫به خونه خوش اومدی، ریوز.‬ 899 01:24:10,003 --> 01:24:12,172 ‫آره، «دره مرگ» دلش برات تنگ شده بود.‬ 900 01:24:12,196 --> 01:24:17,196 ‫ترجمه و زیرنویس از مهراد ‫MehRaDedSec 901 01:24:17,220 --> 01:24:22,220 ‫کانال زیرنویس من در تلگرام: ‫t.me/mehradsub