1 00:00:01,210 --> 00:00:04,895 ‫≡ سی‌نما تقدیم می‌کند ≡ ‫ WwW.30nama.CoM 2 00:00:01,219 --> 00:00:04,904 ‫{\an8}کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما در تلگرام ‫@CinamaSub 3 00:00:45,261 --> 00:00:47,411 ‫{\an8}[ سال ۲۰۱۰ ] ‫[ آموزشکده‌ی آستین - نماد افتخار ایالت تگزاس از سال ۱۹۷۶ ] 4 00:00:55,077 --> 00:00:56,285 ‫بوسیدمش! 5 00:00:56,833 --> 00:00:58,208 ‫دروغ نگو! 6 00:00:58,291 --> 00:00:59,708 ‫خیلی... 7 00:00:59,791 --> 00:01:01,166 ‫خیلی... 8 00:01:01,250 --> 00:01:02,500 ‫خوب بود. 9 00:01:02,583 --> 00:01:03,583 ‫تعریف کن ببینم! 10 00:01:03,666 --> 00:01:06,083 ‫امروز صبح که وارد مدرسه شدم... 11 00:01:08,125 --> 00:01:10,166 ‫کالین کوروین رو دیدم. 12 00:01:10,961 --> 00:01:12,066 ‫ایول! 13 00:01:25,416 --> 00:01:27,416 ‫دهن جیل مزه‌ی آبگوشت می‌داد. 14 00:01:34,647 --> 00:01:38,166 ‫پس واسه همه تعریف کردی ‫که من رو با التماس بوسیدی. 15 00:01:38,250 --> 00:01:39,702 ‫خجالت بِکش! 16 00:01:40,291 --> 00:01:43,458 ‫شرمنده، جیل، ‫ولی من دوست‌پسرت نمی‌شم. 17 00:01:44,269 --> 00:01:46,416 ‫خودت رو دست‌بالا می‌گیری، ‫کالین کوروین. 18 00:01:46,500 --> 00:01:50,041 ‫من از لحظه‌ای که لب‌های ‫عرقی‌ت به لب‌هام خورد، پشیمون شدم. 19 00:01:51,125 --> 00:01:54,541 ‫راستی خواهرت هم مزه‌ی آبگوشت می‌ده؟ 20 00:01:54,625 --> 00:01:56,550 ‫یا فقط... مزه‌ی سرطان داره؟ 21 00:01:56,918 --> 00:01:57,932 ‫بَد گفتی. 22 00:02:02,272 --> 00:02:03,416 ‫دعوا! 23 00:02:03,500 --> 00:02:07,750 ‫دعوا! دعوا! 24 00:02:10,666 --> 00:02:13,166 ‫حساب این کارِت رو پس می‌دی. 25 00:02:13,250 --> 00:02:14,333 ‫آقای کوروین! 26 00:02:15,500 --> 00:02:17,666 ‫عین بچه‌ننه‌ها گریه می‌کنی. 27 00:02:19,000 --> 00:02:21,833 ‫گفت مزه‌ی سرطان می‌دم؟ 28 00:02:21,886 --> 00:02:22,893 ‫همین؟ 29 00:02:22,958 --> 00:02:25,750 ‫کاش واقعاً سرطان داشتم، ‫نه فیبروز سیستیک. 30 00:02:25,249 --> 00:02:25,754 ‫{\an8}(«فیبروز سیستیک»: نوعی بیماری ژنتیکی و مزمن ریوی/گوارشی) 31 00:02:25,833 --> 00:02:28,625 ‫پسرها خیلی خنگـن. 32 00:02:28,708 --> 00:02:30,750 ‫تبریک می‌گم. ‫موقتاً اخراج شدی. 33 00:02:30,928 --> 00:02:31,934 ‫دوباره. 34 00:02:34,818 --> 00:02:35,869 ‫{\an8}[ اتاق جیل و ایزی ] 35 00:02:35,110 --> 00:02:38,458 ‫به سانفرانسیسکو، بهشت ‫غذاهای خوش‌مزه، خوش اومدین. 36 00:02:35,968 --> 00:02:37,248 ‫{\an8}[ آشپز برتر ] 37 00:02:51,333 --> 00:02:52,364 ‫زردچوبه. 38 00:02:53,179 --> 00:02:55,458 ‫این هم پسته، خوراک مخصوص خدایان. 39 00:03:03,791 --> 00:03:05,833 ‫برین کنار، دخترها! ‫سریع! 40 00:03:12,683 --> 00:03:14,308 ‫کاش پسردار می‌شدیم. 41 00:03:14,400 --> 00:03:15,749 ‫{\an8}[ سال ۲۰۱۲ ] 42 00:03:14,968 --> 00:03:19,635 ‫متأسفانه آنتی‌بیوتیک‌ها ‫دیگه جواب‌گو نیست. 43 00:03:19,708 --> 00:03:20,721 ‫سیلام! 44 00:03:20,799 --> 00:03:23,049 ‫ایزی، گوش کن. ‫آهنگ رابین‌ـه. 45 00:03:28,166 --> 00:03:29,875 ‫- آماده‌ای؟ ‫- آماده‌ام. 46 00:03:48,041 --> 00:03:52,625 ‫♪ ازم دوری، ولی انگار کنارمـی ♪ 47 00:03:52,708 --> 00:03:55,791 ‫حالا واجبـه بری بیرون؟ ‫آخرین سال نویی هست که با مایـی. 48 00:03:53,748 --> 00:03:55,416 ‫{\an8}[ سال ۲۰۱۷ ] 49 00:03:55,875 --> 00:03:57,166 ‫می‌دونم. 50 00:03:57,250 --> 00:03:59,583 ‫آخرین سال نو با دوست‌هام هم هست. 51 00:03:59,666 --> 00:04:00,833 ‫- می‌دونم. ‫- خدافظ! عشق منـی! 52 00:04:00,896 --> 00:04:01,914 ‫- مراقب باش. ‫- مماچ! خدافظ! 53 00:04:02,103 --> 00:04:03,113 ‫دوستت دارم. 54 00:04:05,146 --> 00:04:06,333 ‫آماده‌ای؟ 55 00:04:06,833 --> 00:04:10,958 ‫۱۵ دقیقه تا سال نو، جیگرها! 56 00:04:11,041 --> 00:04:14,083 ‫ببخشین، باید برم. ‫من... 57 00:04:23,041 --> 00:04:25,046 ‫- شرمنده‌ام. ‫- دشمنت شرمنده. 58 00:04:25,469 --> 00:04:27,310 ‫خیلی هم عالی بود. 59 00:04:29,416 --> 00:04:31,812 ‫ببخشین! شرمنده! 60 00:04:36,500 --> 00:04:39,125 ‫سه، دو، یک! 61 00:04:39,208 --> 00:04:42,166 ‫سال نو مبارک! 62 00:04:50,717 --> 00:04:52,365 ‫{\an8}[ سال ۲۰۱۹ ] 63 00:04:50,708 --> 00:04:53,916 ‫فردا آزمون مهارت با چاقو دارم ‫و فکر نکنم 64 00:04:54,000 --> 00:04:57,000 ‫بتونم به‌موقع برسم. شرمنده‌ام. 65 00:04:57,083 --> 00:04:58,041 ‫ای وای... 66 00:04:58,125 --> 00:05:00,166 ‫نگران نباش، فرزندم. 67 00:05:00,250 --> 00:05:03,625 ‫به‌زودی راهیِ سرزمین خوراکی‌ها می‌شی. 68 00:05:01,420 --> 00:05:07,151 ‫{\an8}[ زمان حال - سانفرانسیسکو ] 69 00:05:05,666 --> 00:05:09,541 ‫۳۰ سال پیش گفته بود ‫سال ۲۰۲۹ اتفاق می‌افته... 70 00:05:09,625 --> 00:05:12,124 ‫پس اگه بتونیم... 71 00:05:13,208 --> 00:05:15,291 ‫ای وای، به چشم‌هام خیره شدی. 72 00:05:15,375 --> 00:05:18,458 ‫- مگه چشم‌هات چشـه؟ ‫- شبیه اِسلات توی فیلم «گونیز» شدم. 73 00:05:19,541 --> 00:05:20,916 ‫- نه بابا. ‫- چرا. 74 00:05:21,000 --> 00:05:23,041 ‫- نه اصلاً. ‫- عیب نداره. چیزه... 75 00:05:23,125 --> 00:05:24,552 ‫عفونت چشمـه. 76 00:05:25,625 --> 00:05:28,791 ‫فکر کنم عفونت چشم خیلی مسری باشه. 77 00:05:28,875 --> 00:05:32,041 ‫نه، اتفاقاً این یه باور غلطـه. 78 00:05:32,125 --> 00:05:33,833 ‫فکر نکنم. 79 00:05:33,916 --> 00:05:35,781 ‫یه دروغـه که سازمان بهداشت گفته. 80 00:05:37,250 --> 00:05:38,295 ‫باور کن. 81 00:05:38,500 --> 00:05:41,208 ‫ولی به‌جاش چشم‌های تو زیبائن. 82 00:05:44,447 --> 00:05:47,349 ‫تماس شما به سرویس پیام‌گیر منتقل شد. 83 00:05:47,625 --> 00:05:51,250 ‫و بعدش محتوای باسنِ ‫یکی دیگه رو مالید به صورتم! 84 00:05:53,719 --> 00:05:54,223 ‫{\an8}(یکی از دلایل عفونت چشم، که در اینجا دلیل اصلی محسوب می‌شه، ‫ارتباط دهان فرد با مقعد شریک جنسی حین رابطه‌ی جنسی هست.) 85 00:05:51,333 --> 00:05:54,221 ‫یعنی صورت من شده بود سوراخ باسن! 86 00:05:54,750 --> 00:05:58,166 ‫نه، ممنون. ‫نخواستم. 87 00:06:02,962 --> 00:06:06,021 ‫{\an8}[ پـیـام‌هـایـی بـرای ایـزابـل ] 88 00:06:08,917 --> 00:06:09,925 ‫بیدارم. 89 00:07:05,900 --> 00:07:06,919 ‫{\an8}[ جیل ] 90 00:07:07,771 --> 00:07:09,053 ‫{\an8}[ پورنج ] 91 00:07:45,458 --> 00:07:46,541 ‫درود! 92 00:07:46,625 --> 00:07:49,166 ‫سرآشپز باستیان، ‫آشپز موردعلاقه‌تون کیـه؟ 93 00:07:49,250 --> 00:07:51,833 ‫آشپز موردعلاقه‌م؟ ‫خب معلومـه. 94 00:07:51,916 --> 00:07:53,500 ‫ننه‌ی خودم. 95 00:07:53,583 --> 00:07:56,083 ‫زنی بسیار زیباست و البته مُرده. 96 00:07:56,137 --> 00:07:59,137 ‫اجراتون توی برنامه‌ی ‫«آشپز برتر» زندگی‌م رو عوض کرد. 97 00:08:01,272 --> 00:08:02,297 ‫آخ. 98 00:08:05,359 --> 00:08:08,026 ‫جافری! حواست به کیک خودت باشه! 99 00:08:09,680 --> 00:08:10,846 ‫گم شو. 100 00:08:11,625 --> 00:08:13,458 ‫من رو ببین. ‫نگاهم نکن. 101 00:08:14,791 --> 00:08:15,875 ‫من رو ببین. 102 00:08:16,750 --> 00:08:18,291 ‫هیچ‌وقت بهم نگاه نکن! 103 00:08:24,000 --> 00:08:26,916 ‫داشتی نگاهم می‌کردی؟ ‫ارتباط چشمی برقرار کردی؟ 104 00:08:27,000 --> 00:08:28,500 ‫نه، سرآشپز. 105 00:08:36,791 --> 00:08:38,125 ‫وای! 106 00:08:38,208 --> 00:08:40,541 ‫دفعه‌ی بعدی اعلام کن ‫که داری رد می‌شی. 107 00:08:51,083 --> 00:08:52,125 ‫- چیزیت نشد؟ ‫- نه. 108 00:08:52,208 --> 00:08:57,041 ‫هشت ساعت داشتم دونه‌ی ‫پورنج درمی‌آوردم و قاچ می‌کردم. 109 00:08:57,125 --> 00:08:58,208 ‫شکنجه‌ی دنیای آشپزی. 110 00:08:58,291 --> 00:09:01,541 ‫آخرین باری که مثل آدم ‫یه غذا درست کردم رو یادم نیست. 111 00:09:01,625 --> 00:09:03,750 ‫البته اگه ساندویچ ‫گوشت رو حساب نکنیم. 112 00:09:03,833 --> 00:09:08,791 ‫هر روز فقط دارم دونه درمی‌آرم ‫و قاچ می‌کنم و منتظر اجلم هستم. 113 00:09:08,875 --> 00:09:11,708 ‫یه ربات هم می‌تونه ‫همچین کارهایی رو بکنه. 114 00:09:11,791 --> 00:09:14,041 ‫تو این‌کاره‌ای، آبجی. 115 00:09:14,125 --> 00:09:15,291 ‫بهشون نشون بده. 116 00:09:16,750 --> 00:09:19,625 ‫فعلاً که دل‌تنگ خونه و خونواده‌ام... 117 00:09:19,708 --> 00:09:22,916 ‫حسابم هم ته کشیده ‫و جای دیگه‌ای واسه کارکردن ندارم. 118 00:09:23,000 --> 00:09:25,833 ‫یا باید منتظر ‫یه شغل جدید باشم و یا مرگ. 119 00:09:25,916 --> 00:09:27,833 ‫باشه پس، دخترجون. 120 00:09:27,916 --> 00:09:30,458 ‫الان می‌آم سانفرانسیسکو ‫و رئیست رو واسه‌ت می‌کُشم. 121 00:09:30,541 --> 00:09:31,833 ‫چجوری بُکشیمش؟ 122 00:09:31,916 --> 00:09:34,833 ‫خب معلومـه. ‫شیلنگ اکسیژنم رو دور گردنش می‌پیچم. 123 00:09:34,916 --> 00:09:38,416 ‫زیادی سریع جواب دادی‌ها. ‫نگران شدم. 124 00:09:38,500 --> 00:09:41,750 ‫راستی صحبت از ‫اکسیژن‌رسانی به مغز شد... 125 00:09:41,833 --> 00:09:43,916 ‫قراره فردا با ایتِن ورزشکار برم بیرون. 126 00:09:44,000 --> 00:09:47,041 ‫همون پسره نیست که می‌گفت ‫نوزادها می‌تونن زیر آب نفس بِکشن؟ 127 00:09:47,105 --> 00:09:48,109 ‫آدم خاصیـه دیگه. 128 00:09:48,166 --> 00:09:50,458 ‫خب برو سراغ یه آدم سالم، دختر. 129 00:09:50,541 --> 00:09:51,541 ‫عع... 130 00:09:52,333 --> 00:09:53,916 ‫نرم‌افزار «هینج» رو نصب کن. 131 00:09:54,000 --> 00:09:55,250 ‫حرف نداره. 132 00:09:55,333 --> 00:09:58,333 ‫هم باعث می‌شه از خودت متنفر بشی 133 00:09:58,387 --> 00:10:00,340 ‫و هم ممکنـه برات ‫یه قاتل سریالی جور کنه. 134 00:10:00,708 --> 00:10:03,000 ‫اصلاً مشتاق نشدم. 135 00:10:03,083 --> 00:10:06,083 ‫ترجیح می‌دم صرفاً ‫با حرف‌های تو زندگی رو بگذرونم. 136 00:10:06,166 --> 00:10:07,166 ‫خیلی هم عالی. 137 00:10:10,958 --> 00:10:12,375 ‫- الو؟ ‫- جان... هستم. 138 00:10:12,458 --> 00:10:13,875 ‫- خوابـی؟ ‫- نه... 139 00:10:13,958 --> 00:10:16,416 ‫می‌خوام یه چیزی بگم، ‫ولی قبلش آروم باش. 140 00:10:16,500 --> 00:10:17,500 ‫چی شده؟ 141 00:10:20,416 --> 00:10:21,708 ‫نتیجه‌ی آزمایشم اومد. 142 00:10:22,291 --> 00:10:25,250 ‫- پس چرا زنگ نزدی؟ ‫- الان زدم دیگه. 143 00:10:25,333 --> 00:10:28,791 ‫چیزه... رفتم توی نوبت پیوند ریه. 144 00:10:30,125 --> 00:10:31,675 ‫فکر کنم اوضاع خیتـه. 145 00:10:33,625 --> 00:10:35,250 ‫دکترها که چیزی سر درنمی‌آرن. 146 00:10:35,333 --> 00:10:39,304 ‫ندیدی تا الان چند بار اشتباه کردن؟ 147 00:10:39,708 --> 00:10:41,307 ‫مطمئنـم زود خوب می‌شی. 148 00:10:41,791 --> 00:10:44,583 ‫هنوز نفهمیدن که تو یه اَبرقهرمانـی؟ 149 00:10:46,041 --> 00:10:47,375 ‫نه، فکر نکنم. 150 00:10:48,625 --> 00:10:50,583 ‫- الان راه می‌افتم می‌آم. ‫- نه. 151 00:10:50,666 --> 00:10:52,000 ‫- بذار بلیت بگیرم. ‫- می‌گم نه. 152 00:10:52,083 --> 00:10:55,291 ‫به‌خاطر آزمایش‌ها نیست. ‫کلاً دلم برات تنگ شده. 153 00:10:55,375 --> 00:10:57,750 ‫سه هفته‌ی دیگه واسه ‫بوقلمون می‌آی دیگه. 154 00:10:57,833 --> 00:11:00,750 ‫- آخر هفته رو می‌آم و می‌رم. ‫- اگه بیای، کله‌ت رو می‌کَنم. 155 00:11:00,833 --> 00:11:04,041 ‫اگه قرار باشه با هر خبر بَدی بیای خونه، ‫توی کارِت موفق نمی‌شی. 156 00:11:04,125 --> 00:11:06,041 ‫- نه‌خیر، من... ‫- بس کن دیگه. 157 00:11:06,125 --> 00:11:08,333 ‫- چی رو بس کنم؟ ‫- فیلم «پیاده‌روی به‌یادماندنی» که نیست. 158 00:11:09,254 --> 00:11:11,053 ‫پس شبیه «بخت پریشان»ـه؟ 159 00:11:12,377 --> 00:11:14,879 ‫مطمئنـم شِیلین نقش من رو بازی می‌کرد. 160 00:11:14,375 --> 00:11:14,889 ‫{\an8}(شِیلین وودلی بازیگر اصلی فیلم «بخت پریشان» هست.) 161 00:11:15,833 --> 00:11:17,583 ‫- ولی شبیه اون هم نیست. ‫- باشه پس. 162 00:11:17,962 --> 00:11:20,501 ‫سه هفته‌ی دیگه ‫سر میز شام با بوقلمون می‌بینمت. 163 00:11:23,376 --> 00:11:24,412 ‫جیل؟ 164 00:11:25,249 --> 00:11:26,297 ‫بله، فرزندم؟ 165 00:11:30,394 --> 00:11:33,102 ‫تو دوست‌داشتنی‌ترین ‫آدمی هستی که می‌شناسم. 166 00:11:35,618 --> 00:11:38,005 ‫اگه تو پرنده‌ای، ‫من هم پرنده‌ام، برادر. 167 00:11:39,916 --> 00:11:41,125 ‫فردا باز زنگ بزنی. 168 00:11:42,200 --> 00:11:43,208 ‫شب به‌خیر. 169 00:11:43,291 --> 00:11:44,291 ‫شبت خوش. 170 00:11:59,083 --> 00:12:03,083 ‫جیل، می‌خوام کاملاً باهات واضح باشم. 171 00:12:03,833 --> 00:12:05,791 ‫- منظورت «صادق»ـه؟ ‫- اون هم هست. 172 00:12:05,875 --> 00:12:10,958 ‫ببین، من واسه ‫بیرون‌رفتن و این‌ها پایه‌ام... 173 00:12:11,041 --> 00:12:13,375 ‫ولی فاز رابطه‌ی جدی رو دوست ندارم. 174 00:12:13,458 --> 00:12:17,000 ‫- عع... ‫- البته کاملاً اوکی هستم اگه بخوای... 175 00:12:17,083 --> 00:12:18,458 ‫بهم دخول کنی؟ 176 00:12:18,631 --> 00:12:20,000 ‫دقیقاً! 177 00:12:20,083 --> 00:12:24,041 ‫باورم نمی‌شه که ‫چقدر با هم هماهنگـیم. 178 00:12:24,125 --> 00:12:26,791 ‫از اون موقع فقط داریم ‫وسط حرف همدیگه... 179 00:12:26,875 --> 00:12:28,349 ‫راه می‌ریم! 180 00:12:31,763 --> 00:12:32,918 ‫این رو جواب بدم. 181 00:12:34,462 --> 00:12:36,446 ‫{\an8}[ پیام صوتی جدید ] ‫[ ۳ تماس بی‌پاسخ از «مامان» ] 182 00:12:39,583 --> 00:12:42,333 ‫جیل، عزیزم، سریع خودت رو برسون. 183 00:12:42,416 --> 00:12:43,875 ‫وقتی پیام رو شنیدی، زنگ بزن. 184 00:12:47,366 --> 00:12:50,866 ‫مامان، رسیدم دیگه. ‫زود بگو چی شده. 185 00:12:47,164 --> 00:12:50,768 ‫{\an8}[ مرکز درمانی آستین ] 186 00:12:51,907 --> 00:12:53,592 ‫حرف بزن. ‫حالش خوبـه؟ 187 00:12:54,875 --> 00:12:57,333 ‫- دکترها چی می‌گن؟ ‫- یه‌هو غش کرد. 188 00:12:57,416 --> 00:12:58,291 ‫خب. 189 00:12:58,375 --> 00:13:00,125 ‫سطح اکسیژنش اومد پایین. 190 00:13:01,408 --> 00:13:02,874 ‫دَووم نیاورد. 191 00:13:04,166 --> 00:13:05,708 ‫ایزی دَووم نیاورد. 192 00:13:07,323 --> 00:13:09,250 ‫خب، دکترها چی می‌گن؟ 193 00:13:09,750 --> 00:13:12,208 ‫جیل، عزیزم... 194 00:13:12,291 --> 00:13:13,625 ‫الان کجاست، مامان؟ 195 00:13:14,125 --> 00:13:15,791 ‫دَووم نیاورد، عزیزم. 196 00:13:15,875 --> 00:13:17,458 ‫من اومدم دیگه. ‫بگو کجاست. 197 00:13:19,041 --> 00:13:20,125 ‫کجاست؟ 198 00:13:21,500 --> 00:13:23,208 ‫- جیل؟ ‫- کجاست؟ 199 00:13:24,166 --> 00:13:25,958 ‫- جیل. ‫- ایزی؟ 200 00:14:04,666 --> 00:14:06,791 ‫لیاقت ایزی... 201 00:14:09,413 --> 00:14:11,121 ‫این زندگی مزخرف نبود. 202 00:14:14,250 --> 00:14:16,750 ‫ولی باز هم هیچ‌وقت صداش درنیومد. 203 00:14:18,416 --> 00:14:19,958 ‫قلب بزرگی داشت. 204 00:14:22,666 --> 00:14:28,250 ‫حتی باور داشت فرشته‌ها واقعی‌ان. 205 00:14:30,916 --> 00:14:33,708 ‫می‌گفت سرنوشت هرچی باشه، همونـه. 206 00:14:36,414 --> 00:14:38,747 ‫به نظرم باید توی جشنواره‌ی ‫«برنینگ مَن» شرکت می‌کرد. 207 00:14:38,233 --> 00:14:38,747 ‫{\an8}(جشنواره‌ی «برنینگ من» یا «Burning Man» یه رویداد سالانه‌ست که ‫توی صحرای نوادا برگزار می‌شه. این جشنواره متشکل از شخصیت‌هایی معنوی هست که ‫عمدتاً به مادیات دنیا توجهی ندارن و خودشون رو به دست سرنوشت می‌سپرن.) 208 00:14:41,916 --> 00:14:45,000 ‫ولی امروز... 209 00:14:45,083 --> 00:14:47,500 ‫به‌جای پرداختن به... 210 00:14:49,570 --> 00:14:51,797 ‫سرنوشت و فرشته ‫و چیزهایی که سر درنمی‌آرم... 211 00:14:51,833 --> 00:14:53,958 ‫می‌خوام سعی کنم... 212 00:14:54,041 --> 00:14:57,458 ‫سعی کنم مثل ایزی ‫از تلخی‌ها شیرینی بسازم. 213 00:14:58,235 --> 00:14:59,583 ‫و البته مثل بیانسه. 214 00:14:59,079 --> 00:14:59,584 ‫{\an8}(جیل با کلمات بازی می‌کنه و به‌طور غیرمستقیم درحال اشاره به آلبوم موسیقی «لیموناد» اثر بیانسه هست. ‫بیانسه این آلبوم رو در یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی‌ش ساخت و اسمش رو «لیموناد» گذاشت ‫تا معنای «تبدیل تلخی به شیرینی» یا همون «استفاده از فرصت‌ها» رو بده.) 215 00:15:04,916 --> 00:15:07,750 ‫ایزابل می‌تونست ‫هزار سال پیش به دنیا اومده باشه 216 00:15:07,833 --> 00:15:09,208 ‫یا هزار سال دیگه در آینده. 217 00:15:09,291 --> 00:15:13,083 ‫ولی توی این فضا و زمانِ بی‌نهایت... 218 00:15:13,166 --> 00:15:16,208 ‫بین ماها به دنیا اومد. 219 00:15:18,608 --> 00:15:19,916 ‫توی دنیایی که من بودم. 220 00:15:21,134 --> 00:15:24,666 ‫چقدر خوش‌شانس بودیم! ‫نه‌تنها من باهاش افتخار آشنایی داشتم... 221 00:15:28,625 --> 00:15:29,625 ‫بلکه... 222 00:15:33,375 --> 00:15:35,916 ‫با همدیگه پن‌کیک خوردیم. 223 00:15:36,833 --> 00:15:40,208 ‫دندون لق‌مون رو با کمک هم درآوردیم. 224 00:15:40,291 --> 00:15:42,625 ‫ناخن‌های پای همدیگه رو لاک زدیم. 225 00:15:47,791 --> 00:15:49,500 ‫دوتا خواهر بودیم. 226 00:15:51,916 --> 00:15:53,750 ‫دوتا خواهر. 227 00:16:25,443 --> 00:16:27,933 ‫{\an8}[ ایزی - پیام صوتی ] 228 00:16:27,958 --> 00:16:32,041 ‫برادر مسیحی من، ‫جایت در جزیره‌ی فاحشه‌ها خالی‌ست. 229 00:16:35,916 --> 00:16:39,083 ‫برادر مسیحی من، ‫جایت در جزیره‌ی فاحشه‌ها خالی‌ست. 230 00:16:39,166 --> 00:16:42,375 ‫یادت نره که تو ‫از سیندرلا هم خوشگل‌تری. 231 00:16:42,458 --> 00:16:46,875 ‫بوی کاج می‌دی و چهره‌ت نورانیـه. 232 00:16:46,958 --> 00:16:50,583 ‫وقتی بهت نگاه می‌کنم، توی دلم ‫فشفشه‌های صورتی و بنفش روشن می‌شه. 233 00:16:50,666 --> 00:16:51,583 ‫تسلیم هیچ‌کس نشو. 234 00:16:51,666 --> 00:16:53,291 ‫واسه پرواز اول باید سقوط کنی. 235 00:16:53,375 --> 00:16:57,083 ‫می‌تونیم سوپ‌فروشی بزنیم ‫و اسمش رو بذاریم «بیسکِ خطرناک». 236 00:16:56,578 --> 00:16:57,083 ‫{\an8}(بازی با واژه‌ی «ریسکی»، به‌معنای «خطرناک»، و «بیسک» که نوعی سوپ فرانسوی هست.) 237 00:16:57,166 --> 00:17:00,625 ‫شیشه‌ی شراب مامان رو خالی کردم ‫و توی مستی به جِیکوب اِلوردی پیام دادم. 238 00:17:00,117 --> 00:17:00,632 ‫{\an8}(جیکوب اِلوردی، بازیگر مَرد جوان و معروف هالیوودی) 239 00:17:00,736 --> 00:17:03,458 ‫اگه پیامم رو ببینه، فکر می‌کنه ‫از بچه‌های بنیاد «آرزو»ئـم. 240 00:17:02,970 --> 00:17:03,475 ‫{\an8}(بنیاد «آرزو» سازمان خیریه‌ای معروف توی آمریکاست که ‫بزرگ‌ترین آرزوی کودکان بیمار و صعب‌العلاج رو برآورده می‌کنه.) 241 00:17:04,125 --> 00:17:06,333 ‫شب به‌خیر، فرزندم. دوستت دارم. 242 00:17:07,375 --> 00:17:08,416 ‫بهم زنگ بزنی. 243 00:17:33,206 --> 00:17:34,410 ‫{\an8}[ درحال تماس با «ایزی» ] 244 00:17:37,224 --> 00:17:39,525 ‫{\an8}[ آستین، ایالت تگزاس ] 245 00:17:55,000 --> 00:17:56,000 ‫کیـه؟ 246 00:17:56,666 --> 00:17:59,250 ‫نمی‌دونم. ‫تازه سیم‌کارت خریدم. 247 00:18:01,333 --> 00:18:05,458 ‫چطوری، ایزابلا؟ 248 00:18:05,541 --> 00:18:07,416 ‫منـم؛ برادر مسیحی‌ت. 249 00:18:07,500 --> 00:18:10,583 ‫الان روی نیمکت نشستم... 250 00:18:10,666 --> 00:18:14,083 ‫دارم زیر آسمون پُرستاره ‫به پُل گلدین گیت نگاه می‌کنم... 251 00:18:14,166 --> 00:18:16,333 ‫شامپایین هم می‌زنم بر بدن... 252 00:18:17,344 --> 00:18:18,837 ‫توی پاکت قهوه‌ای پیچوندمش... 253 00:18:18,875 --> 00:18:21,416 ‫و البته حسابی دل‌تنگ توئـم. 254 00:18:22,000 --> 00:18:24,458 ‫وای خدا... ‫حالم از این شهر به هم می‌خوره. 255 00:18:24,541 --> 00:18:26,500 ‫پس دیوونه‌های شهر کجائـن؟ 256 00:18:26,583 --> 00:18:33,500 ‫فکر می‌کردم سانفرانسیسکو ‫پُر از خل‌وچل‌های خفن باشه 257 00:18:33,583 --> 00:18:37,333 ‫که دائم‌الچت هستن ‫و صبح تا شب دنبال مزه می‌گردن. 258 00:18:37,416 --> 00:18:40,875 ‫رستوران خوزه اینجا شعبه نداره؟ 259 00:18:40,958 --> 00:18:45,375 ‫یعنی توی این گُه‌دونی یه رستوران نیست 260 00:18:45,458 --> 00:18:49,083 ‫که ساندویچ صبحونه‌ای تاکو بده؟ 261 00:18:50,360 --> 00:18:53,985 ‫دوستت دارم، برادر. 262 00:18:54,250 --> 00:18:58,750 ‫خیلی خری که ‫بدون اجازه‌ی من از پیشم رفتی. 263 00:19:04,488 --> 00:19:06,451 ‫واجب شد درباره‌ی ‫حد و مرز توی رابطه حرف بزنیم. 264 00:19:17,583 --> 00:19:20,708 ‫- فردا می‌بینمت، آرتور. ‫- می‌بینمت. 265 00:19:20,791 --> 00:19:22,291 ‫- جیل؟ ‫- بله؟ 266 00:19:24,208 --> 00:19:25,502 ‫پایه‌ی نوشیدنی هستی؟ 267 00:19:26,875 --> 00:19:30,250 ‫چه تعطیلات طولانی‌ای رفتی، جیل. 268 00:19:30,333 --> 00:19:32,375 ‫چیزه... خواهرم یه‌جورهایی... 269 00:19:33,208 --> 00:19:34,291 ‫مُرد. 270 00:19:34,375 --> 00:19:35,833 ‫- پشمام. ‫- آره. 271 00:19:35,916 --> 00:19:37,916 ‫جیل، خیلی ناراحت شدم. 272 00:19:38,000 --> 00:19:40,250 ‫فدات. ‫اوضاع تو چطوره؟ 273 00:19:40,875 --> 00:19:44,083 ‫معرکه. ‫زندگی‌م بهتر از این نمی‌شه. 274 00:19:44,166 --> 00:19:48,208 ‫همه‌چی توی زندگی‌م ‫دقیقاً طبق برنامه پیش می‌ره. 275 00:19:48,738 --> 00:19:49,838 ‫تو چطوری؟ 276 00:19:49,875 --> 00:19:51,583 ‫دیگه نمی‌خوام، وِس. 277 00:19:51,666 --> 00:19:53,916 ‫- نوشیدنی رو نمی‌خوای؟ ‫- رابطه‌مون رو. 278 00:19:54,114 --> 00:19:56,489 ‫چی؟ تازه داریم با هم آشنا می‌شیم. 279 00:19:57,000 --> 00:19:58,875 ‫شیش ماهـه داریم با هم سکس می‌کنیم. 280 00:19:58,958 --> 00:20:03,750 ‫می‌گن قنادی و کیک‌پزی ‫یه کار زنونه‌ست... حداقل قدیم‌ها بوده. 281 00:20:03,833 --> 00:20:05,333 ‫ولی این حرف‌شون جنسیت‌زده‌ست. 282 00:20:05,396 --> 00:20:08,022 ‫مثلاً مامان من از پس ‫هر کاری بیاد، من هم راحت برمی‌آم. 283 00:20:07,521 --> 00:20:08,035 ‫{\an8}(این جمله در نوع خودش جنسیت‌زده محسوب می‌شه که ‫واکنش خاص جیل رو به همراه داره.) 284 00:20:09,041 --> 00:20:13,541 ‫همه‌ش سعی کردم ‫کنارت باشم و درکت کنم. 285 00:20:14,208 --> 00:20:16,583 ‫ولی می‌خوام بدونم ‫این علاقه‌ت جدیـه یا نه. 286 00:20:17,166 --> 00:20:20,708 ‫آخه بعضی‌وقت‌ها باهام ‫مثل فرشته‌ها رفتار می‌کنی 287 00:20:20,791 --> 00:20:25,916 ‫و تا می‌آم بهت وابسته بشم، ‫یه‌هو من رو می‌آری رستوران مرغ سوخاری. 288 00:20:26,000 --> 00:20:28,005 ‫- خب گفتی بال مرغ دوست داری. ‫- دروغ گفتم! 289 00:20:29,250 --> 00:20:31,541 ‫ببخشین، یکی برمی‌دارم. ‫متشکرم. 290 00:20:31,625 --> 00:20:32,976 ‫به سلامتی! 291 00:20:34,791 --> 00:20:37,166 ‫چقدر تو خوشگلـی. 292 00:20:37,250 --> 00:20:39,750 ‫قشنگ ۶/۵ از ۱۰ هستی. 293 00:20:40,458 --> 00:20:42,958 ‫۶/۵ توی سانفرانسیسکو ‫می‌شه ۱۰ توی ایالت کانزاس. 294 00:20:43,041 --> 00:20:45,583 ‫- یه پیک دیگه بزنیم؟ ‫- لطفاً... باز هم بیارین. 295 00:20:45,666 --> 00:20:47,375 ‫می‌خوام به زبون بیاری، وِس. 296 00:20:47,458 --> 00:20:49,125 ‫بگو عاشقی بلد نیستی. 297 00:20:49,708 --> 00:20:53,083 ‫نه... چی؟ ‫این چه حرفیـ 298 00:20:53,916 --> 00:20:56,208 ‫- بریت، وایستا. ‫- ولم کن. 299 00:20:56,291 --> 00:20:59,416 ‫معذرت می‌خوام. ‫ببین، من آسیب روحی دیدم 300 00:20:59,500 --> 00:21:02,666 ‫و این باعث شده ‫متوجه خیلی چیزها نشم... 301 00:21:02,750 --> 00:21:05,750 ‫ولی ازت خواهش می‌کنم 302 00:21:06,270 --> 00:21:07,978 ‫من رو ببخشی. 303 00:21:13,708 --> 00:21:14,875 ‫چه زوری داری. 304 00:21:14,958 --> 00:21:17,138 ‫وقتشـه تنبیه بشی، پسر شیطون. 305 00:21:20,375 --> 00:21:21,958 ‫- به موهام دست نزن. ‫- باشه. ببخشین. 306 00:21:27,666 --> 00:21:30,541 ‫بهم بگو «اوضاع ردیف می‌شه». 307 00:21:33,000 --> 00:21:35,041 ‫«اوضاع ردیف می‌شه». 308 00:21:36,500 --> 00:21:37,583 ‫دوباره بگو. 309 00:21:37,666 --> 00:21:39,750 ‫نه... واقعاً نمی‌تونم بگم... 310 00:21:39,833 --> 00:21:41,291 ‫راستش رو بخوای... 311 00:21:42,291 --> 00:21:45,625 ‫با این شرایط بحرانی اقلیمی ‫توی جهان و فروپاشی دموکراسی... 312 00:21:45,708 --> 00:21:47,833 ‫به نظرم اوضاع اصلاً قرار نیست... 313 00:21:52,708 --> 00:21:54,875 ‫- بگو. ‫- اوضاع ردیف می‌شه. 314 00:22:09,916 --> 00:22:11,157 ‫معذرت می‌خوام. 315 00:22:16,892 --> 00:22:18,059 ‫چطوری، خوشگله؟ 316 00:22:18,146 --> 00:22:19,166 ‫سلام. 317 00:22:19,250 --> 00:22:23,250 ‫همه‌ش دارم به دیشب فکر می‌کنم. 318 00:22:23,333 --> 00:22:24,291 ‫عجب! 319 00:22:24,375 --> 00:22:27,998 ‫همسایه‌ها واسه سروصدا شاکی شدن. 320 00:22:28,342 --> 00:22:29,359 ‫نه بابا؟ 321 00:22:29,431 --> 00:22:31,222 ‫نظرت چیـه امشب... 322 00:22:32,375 --> 00:22:35,791 ‫پنجه‌م رو توی کیک خامه‌ای‌ت فرو کنم؟ 323 00:22:36,516 --> 00:22:37,584 ‫نه. 324 00:22:40,000 --> 00:22:42,055 ‫می‌دونم پنجه‌م برات زیادی بزرگ بود. 325 00:22:48,625 --> 00:22:50,666 ‫نبود؟ ‫مگه...؟ 326 00:22:52,541 --> 00:22:53,500 ‫- ببین. ‫- حالم بَد شد. 327 00:22:53,583 --> 00:22:55,500 ‫معذرت می‌خوام... ‫منظورم این نبود... 328 00:22:55,583 --> 00:22:59,416 ‫عیب نداره. ردیفـه. ‫مشکلی نیست. 329 00:22:59,500 --> 00:23:01,000 ‫- باشه پس. ‫- جـیـل. 330 00:23:01,263 --> 00:23:02,412 ‫الان خوبـم. 331 00:23:02,876 --> 00:23:05,251 ‫به خوبیِ این پورنجم. 332 00:23:10,416 --> 00:23:13,833 ‫تو ازم مثل یه دیلدو استفاده کردی. 333 00:23:13,916 --> 00:23:15,708 ‫و حالا می‌گی برم پیِ کارم؟ 334 00:23:15,791 --> 00:23:18,583 ‫- چی می‌گی تو؟ ‫- دارم از کارهای زشت تو می‌گم. 335 00:23:18,666 --> 00:23:21,791 ‫- من کاری... ‫- ازم سوءاستفاده کردی. 336 00:23:21,875 --> 00:23:23,391 ‫پشیمونت می‌کنم. 337 00:23:26,291 --> 00:23:27,375 ‫عع... 338 00:23:46,916 --> 00:23:49,625 ‫فِفه، یه لاته‌ی غلیظ ‫بابت تشکر تقدیم به شما. 339 00:23:49,708 --> 00:23:53,250 ‫هیس! ‫این آخرین بار بود، وِس. 340 00:23:53,333 --> 00:23:54,791 ‫این کار رسماً جُرمـه. 341 00:23:54,875 --> 00:23:55,875 ‫خوندن پیامک جُرمـه؟ 342 00:23:55,958 --> 00:23:59,291 ‫هک‌کردن گوشی کسی و خوندن ‫پیامک‌هاش با هدف فروش املاک تجاری؟ 343 00:23:59,916 --> 00:24:01,666 ‫- بله، جُرمـه. ‫- به نظرم... 344 00:24:01,750 --> 00:24:03,000 ‫توی هر ۵۰ ایالت جُرمـه. 345 00:24:03,083 --> 00:24:05,958 ‫حتی توی ایالت آیداهو ‫که آدم‌خواری مجازه. 346 00:24:06,041 --> 00:24:07,416 ‫من دیگه نیستم. 347 00:24:07,500 --> 00:24:10,625 ‫از این به بعد مجبوری مثل بقیه ‫مشتری‌ها رو تعقیب کنی. 348 00:24:10,708 --> 00:24:11,541 ‫از اینستاگرام. 349 00:24:11,625 --> 00:24:13,291 ‫منظورت رو فهمیدم. 350 00:24:13,375 --> 00:24:14,916 ‫دو برابر بهت می‌دم 351 00:24:15,000 --> 00:24:19,250 ‫تا بتونی جلیقه یا کارت‌های ‫پوکِمون بیشتری بخری. 352 00:24:19,333 --> 00:24:20,250 ‫پوکمون؟ 353 00:24:19,763 --> 00:24:20,268 ‫{\an8}(پوکمون یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های سرگرمی در دنیاست که خاستگاه ژاپنی داره.) 354 00:24:20,333 --> 00:24:22,916 ‫ببین... دیگه نمی‌خوام ‫واسه تو کسی رو هک کنم. 355 00:24:23,000 --> 00:24:29,375 ‫این لاته رو بردار و همراه‌با دندون‌های ‫براقت برو طبقه‌ی بالا به کارِت برس. 356 00:24:30,000 --> 00:24:32,375 ‫باشه. فهمیدم. 357 00:24:34,208 --> 00:24:35,375 ‫دمت گرم، ففه. 358 00:24:35,458 --> 00:24:38,833 ‫ایشون الان توی جلسه هستن. ‫پیام‌تون رو بهشون بدم؟ 359 00:24:38,916 --> 00:24:40,750 ‫بسیار خوب. ‫دوباره تماس بگیرید. 360 00:24:40,833 --> 00:24:42,666 ‫اسمم «فلیکس»ـه! 361 00:24:47,083 --> 00:24:50,916 ‫اِوا، شما همونـی که با اون ‫چشم‌عفونیه اومدی سر قرار؟ 362 00:24:51,000 --> 00:24:53,375 ‫بله، خودِ خودشـم. 363 00:24:53,838 --> 00:24:55,500 ‫چند هفته شده، فکر کنم عفونتش رفته. 364 00:24:55,583 --> 00:24:57,333 ‫واسه قرار دوم دعوتش کنم؟ 365 00:24:57,416 --> 00:25:01,500 ‫شوخی کردم. ‫در واقع تازگی وارد فاز ترک دودول شدم. 366 00:25:02,416 --> 00:25:07,000 ‫دودول‌زدایی، در واقع. ‫منتظرم شاید فاز هم‌جنس‌بازی توم حلول کنه. 367 00:25:07,083 --> 00:25:10,375 ‫- سفارشت آماده‌ست؟ ‫- موکا می‌خوام بی‌زحمت. بیرون‌بر باشه. 368 00:25:13,125 --> 00:25:14,375 ‫تا حالا قالت گذاشتن؟ 369 00:25:16,250 --> 00:25:19,250 ‫- با من بودی؟ ‫- حرف‌هات رو شنیدم. 370 00:25:19,333 --> 00:25:20,250 ‫خیلی هم عالی. 371 00:25:20,333 --> 00:25:21,791 ‫تا حالا قالم گذاشتن...؟ 372 00:25:22,416 --> 00:25:23,625 ‫نه، راستش. 373 00:25:23,708 --> 00:25:26,708 ‫هنوز سعادتش نصیبم نشده. 374 00:25:26,791 --> 00:25:28,208 ‫پس من ازت جلو زدم. 375 00:25:28,291 --> 00:25:30,333 ‫درحال‌حاضر دختره قالم گذاشته. 376 00:25:30,416 --> 00:25:31,958 ‫- توی قرار روزانه؟ ‫- آره. 377 00:25:32,041 --> 00:25:32,875 ‫ای وای. 378 00:25:32,929 --> 00:25:33,929 ‫واقعاً ای وای. 379 00:25:34,458 --> 00:25:35,458 ‫حس بَدیـه. 380 00:25:39,583 --> 00:25:41,708 ‫دوست داری بهم ملحق بشی؟ 381 00:25:43,000 --> 00:25:47,208 ‫فکر نکنم غرور شکننده‌ی مَردونه‌م ‫تحمل یه جواب رد دیگه رو داشته باشه. 382 00:25:49,068 --> 00:25:50,083 ‫معرفی نکردی. 383 00:25:50,166 --> 00:25:51,041 ‫تایلر ریوردان هستم. 384 00:25:51,125 --> 00:25:52,333 ‫جیل شا. 385 00:25:52,416 --> 00:25:53,583 ‫- خانم شا. ‫- مرسی. 386 00:25:53,903 --> 00:25:57,655 ‫تایلر ریوردان خیلی آشناست. ‫توی کار فناوری هستی؟ 387 00:25:58,086 --> 00:25:59,281 ‫اون‌قدرها باهوش نیستم. 388 00:25:59,363 --> 00:26:00,382 ‫بازیگری؟ 389 00:26:00,949 --> 00:26:02,225 ‫اون‌قدرها جذاب نیستم. 390 00:26:02,250 --> 00:26:04,166 ‫دیگه چقدر می‌خواستی جذاب باشی؟ 391 00:26:04,250 --> 00:26:05,916 ‫پس اینفلوئنسری؟ 392 00:26:07,318 --> 00:26:09,443 ‫شغلم مربوط به اتفاق امروزه. 393 00:26:09,708 --> 00:26:10,750 ‫فهمیدم. 394 00:26:10,833 --> 00:26:14,250 ‫صاحب پادکستی هستی ‫که درباره‌ی روابط عاشقانه‌ست. 395 00:26:14,333 --> 00:26:16,000 ‫شما مجری اونـی. 396 00:26:16,083 --> 00:26:18,875 ‫خیلی خوش‌وقتـم، تایلر ریوردان. 397 00:26:18,958 --> 00:26:20,041 ‫وای خدا. 398 00:26:20,125 --> 00:26:24,500 ‫تایلر، باورت نمی‌شه شارژ گوشی‌م تموم شد ‫و مجبور شدم خودم آدرس رو پیدا کنم. 399 00:26:24,583 --> 00:26:27,541 ‫ذهنی مسیر رو پیدا کردم. 400 00:26:27,586 --> 00:26:30,001 ‫عیب نداره. ‫با یکی از دوستان مشغول صحبت بودم. 401 00:26:31,625 --> 00:26:33,208 ‫- بله. ‫- عجب. 402 00:26:33,916 --> 00:26:36,208 ‫از دیدنت خوش‌حال شدم، دوست. ‫بفرمایین بشینین. 403 00:26:36,291 --> 00:26:37,833 ‫نه نه... ما می‌ریم سر یه میز دیگه. 404 00:26:37,916 --> 00:26:39,958 ‫نه بابا، بشینین. 405 00:26:40,041 --> 00:26:43,333 ‫فقط وسایلم رو بردارم. 406 00:26:43,875 --> 00:26:45,375 ‫خوش‌حال شدم، خانم. 407 00:26:45,458 --> 00:26:48,125 ‫صندلی‌تون رو براتون گرم نگه داشتم. 408 00:26:48,208 --> 00:26:50,125 ‫ببخشین، این رو بردارم... 409 00:26:50,208 --> 00:26:51,916 ‫خیلی‌خوب. ‫خدافظ. 410 00:26:52,000 --> 00:26:53,043 ‫جیل! 411 00:26:54,348 --> 00:26:55,375 ‫بله؟ 412 00:26:56,000 --> 00:26:58,708 ‫گفتم اگه همین‌جوری بذارم بری، ‫شبش می‌رم خونه... 413 00:26:58,791 --> 00:27:02,591 ‫و یه پست غمگین درباره‌ی روابط ‫از‌دست‌رفته می‌نویسم که دیگه خیلی خز شده. 414 00:27:03,484 --> 00:27:05,541 ‫واسه همین از وسط قرار زدم بیرون 415 00:27:05,625 --> 00:27:08,083 ‫و دنبالت اومدم ‫تا شماره‌ت رو ازت بگیرم. 416 00:27:08,166 --> 00:27:10,208 ‫و الان که دارم بلندبلند می‌گم... 417 00:27:10,291 --> 00:27:12,583 ‫فکر کنم پست غمگین ‫گزینه‌ی بهتری بود. 418 00:27:14,750 --> 00:27:16,833 ‫یادتـه که گفتم ‫فعلاً سمت مَردها نمی‌رم. 419 00:27:16,916 --> 00:27:20,166 ‫- دودول‌زدایی و این‌ها... ‫- دودول‌زدایی، آره... 420 00:27:20,250 --> 00:27:21,291 ‫نمی‌تونم. 421 00:27:22,500 --> 00:27:26,208 ‫- خوش‌حال شدم. ‫- پس نظرت چیـه من شماره‌م رو بدم؟ 422 00:27:28,541 --> 00:27:29,541 ‫باشه. 423 00:27:32,895 --> 00:27:33,667 ‫{\an8}[ بریتنی ] 424 00:27:38,043 --> 00:27:40,837 ‫{\an8}[ چطوری؟ امروز سرم یه‌کم شلوغـه، ‫ولی برات جبرات می‌کنم. من رو فراموش نکنی‌ها ♥ ] 425 00:27:58,459 --> 00:27:59,750 ‫ایزی؟ 426 00:28:01,963 --> 00:28:03,458 ‫باورت نمی‌شه چی شد. 427 00:28:03,541 --> 00:28:07,458 ‫مثل فیلم‌های «ناتینگ هیل» ‫و «بریجت جونز» بود. 428 00:28:07,541 --> 00:28:08,626 ‫آماده‌ای؟ 429 00:28:09,175 --> 00:28:10,291 ‫حدس بزن اهل کجا بود. 430 00:28:10,375 --> 00:28:13,583 ‫طرف انگلیسی بود! 431 00:28:13,666 --> 00:28:16,041 ‫از قلب لندن. 432 00:28:16,125 --> 00:28:19,041 ‫البته شاید هم لندنی نبوده، ‫ولی بقیه‌ش باشه واسه بعد... 433 00:28:19,125 --> 00:28:20,916 ‫تو فعلاً خودارضایی کن. 434 00:28:26,928 --> 00:28:31,363 ‫{\an8}[ سلام. ببخشین، ولی اشتباه گرفـ ] 435 00:28:32,833 --> 00:28:33,958 ‫باریکلا، وِس. 436 00:28:34,041 --> 00:28:35,375 ‫ممنون، قربان. 437 00:28:35,458 --> 00:28:37,375 ‫- تموم کن بره. ‫- چَشم. 438 00:28:37,458 --> 00:28:38,625 ‫خیلی‌خوب. 439 00:28:44,306 --> 00:28:45,291 ‫جیل. 440 00:28:45,375 --> 00:28:46,416 ‫پیست! 441 00:28:47,875 --> 00:28:49,666 ‫نابودت می‌کنم. 442 00:28:50,320 --> 00:28:51,483 ‫به صف بشین! 443 00:28:53,041 --> 00:28:54,791 ‫یه معما برام پیش اومده. 444 00:28:54,875 --> 00:28:57,833 ‫زِلا، کیک خامه‌ای باستیان. 445 00:28:57,916 --> 00:28:59,458 ‫موادش رو بگو. 446 00:28:59,541 --> 00:29:03,041 ‫آرد سفید، آرد بادوم، ‫پودر قند و شکر دانه‌ریز، تخم‌مرغ کامل... 447 00:29:03,125 --> 00:29:06,333 ‫خامه، کره‌ی بی‌نمک، ‫دانه‌ی وانیل و نمک، سرآشپز. 448 00:29:07,541 --> 00:29:09,166 ‫الان گفتی «موی آدم»؟ 449 00:29:09,250 --> 00:29:10,458 ‫خیر، سرآشپز. 450 00:29:10,541 --> 00:29:13,583 ‫پس قضیه پیچیده شد. 451 00:29:27,625 --> 00:29:29,375 ‫وایستا ببینم. 452 00:29:29,875 --> 00:29:31,916 ‫کِربی، چرا روی این کیک 453 00:29:32,000 --> 00:29:36,625 ‫یه تار از پشم کون نجس تو افتاده؟ 454 00:29:37,135 --> 00:29:39,176 ‫مال من نیست. 455 00:29:40,208 --> 00:29:41,458 ‫مال تو نیست؟ 456 00:29:41,541 --> 00:29:44,500 ‫اونجاست... به نوکش دقت کن. 457 00:29:45,041 --> 00:29:46,125 ‫- خیر. ‫- خیر؟ 458 00:29:46,208 --> 00:29:49,333 ‫پس حتماً دیشب آن شرلی اومده اینجا 459 00:29:49,416 --> 00:29:51,708 ‫و پشم کونش رو مالیده به کیک من، آره؟ 460 00:29:52,583 --> 00:29:53,583 ‫نمی‌دونم. 461 00:29:53,666 --> 00:29:55,208 ‫- نمی‌دونی؟ ‫- بله. 462 00:29:59,375 --> 00:30:01,916 ‫خیلی عجیب بود. 463 00:30:02,000 --> 00:30:03,041 ‫ولی... 464 00:30:03,880 --> 00:30:05,635 ‫نیمه‌ی پُر لیوان هم هست... 465 00:30:06,333 --> 00:30:08,708 ‫که به‌لطف آن شرلی جور شد. 466 00:30:09,551 --> 00:30:11,583 ‫می‌دونم... خیلی بامزه‌ام. 467 00:30:11,666 --> 00:30:13,916 ‫این رو با نهایت تأسف می‌گم، ولی... 468 00:30:14,583 --> 00:30:18,375 ‫جایگاه کیک‌پز توی رستوران خالی شده! 469 00:30:20,541 --> 00:30:21,791 ‫بالاخره! 470 00:30:22,958 --> 00:30:26,291 ‫حالا واسه راه‌اندازی ‫پادکست چه مهارت‌هایی لازمـه؟ 471 00:30:26,375 --> 00:30:27,750 ‫- مهارت؟ ‫- آره. 472 00:30:27,833 --> 00:30:28,958 ‫- هیچی. ‫- واقعاً؟ 473 00:30:29,041 --> 00:30:31,000 ‫- حدس می‌زدم. ‫- من عملاً بی‌مهارتـم. 474 00:30:31,541 --> 00:30:34,083 ‫در کل به نظرم روابط ‫عاشقانه جدیداً سَمی شده. 475 00:30:34,166 --> 00:30:36,000 ‫واسه من که عالی بوده. 476 00:30:36,083 --> 00:30:37,875 ‫مثلاً هنوز کُشته نشدم. 477 00:30:38,584 --> 00:30:40,059 ‫شاید امشب قسمتت بشه. 478 00:30:43,000 --> 00:30:45,000 ‫از کارِت بگو، خانم آشپز. 479 00:30:45,958 --> 00:30:49,583 ‫نمی‌خوام زیاد پُز بدم، ولی... 480 00:30:50,291 --> 00:30:52,416 ‫بنده مسئول پورنج‌ها ‫توی رستوران فلانِر هستم. 481 00:30:53,333 --> 00:30:55,500 ‫- به‌به. ‫- آره. 482 00:30:55,583 --> 00:30:56,500 ‫باریکلا. 483 00:30:56,583 --> 00:30:58,708 ‫البته نمی‌دونم پورنج چیـه ولی خب. 484 00:30:58,791 --> 00:31:03,275 ‫مثل پرتقالـه، ‫ولی کوچولوتر و رومخ‌تر. 485 00:31:03,672 --> 00:31:05,246 ‫- آها. ‫- من هم رهبر پورنج‌هائـم. 486 00:31:07,333 --> 00:31:08,958 ‫احسنت. ‫وایستا ببینم... 487 00:31:09,041 --> 00:31:11,041 ‫فلانر همونـه که ‫توی برنامه‌ی «آشپز برتر»ـه؟ 488 00:31:11,125 --> 00:31:14,916 ‫سرآشپز باستیان. اتفاقاً دارم با تمام قوا ‫می‌جنگم تا جایگاه کیک‌پزی‌ش مال من بشه. 489 00:31:15,000 --> 00:31:18,166 ‫امیدوارم تلاشم نتیجه بده. 490 00:31:18,250 --> 00:31:20,291 ‫پس به هیشکی رحم نمی‌کنی، خانم پورنج. 491 00:31:21,375 --> 00:31:22,875 ‫- خیلی ممنون. ‫- تشکر. 492 00:31:22,958 --> 00:31:23,982 ‫نوش جان. 493 00:31:24,416 --> 00:31:26,416 ‫خب، فست‌فودهای اینجا بهتره یا وطن؟ 494 00:31:26,500 --> 00:31:27,958 ‫اینجا هم خوبـه. 495 00:31:28,041 --> 00:31:30,291 ‫واقعاً؟ ‫من که تا حالا لندن نرفتم. 496 00:31:30,375 --> 00:31:31,416 ‫لندن عالیـه. 497 00:31:32,083 --> 00:31:33,208 ‫شاید خودم ببرمت. 498 00:32:06,708 --> 00:32:08,000 ‫خب دیگه وقتشـه بری. 499 00:32:08,083 --> 00:32:09,541 ‫- زود باش. باید بری. ‫- چی؟ 500 00:32:09,625 --> 00:32:10,833 ‫- الان؟ ‫- بله، الان. 501 00:32:10,916 --> 00:32:13,916 ‫- باشه. ‫- این هم وسایلت. برو. 502 00:32:14,000 --> 00:32:15,708 ‫- اشتباهی ازم سر زد؟ ‫- زود باش! 503 00:32:15,791 --> 00:32:17,208 ‫- نه، برو! ‫- باشه. 504 00:32:17,291 --> 00:32:18,666 ‫به من که خوش گذشت. 505 00:32:18,750 --> 00:32:20,333 ‫- خدافظ. ‫- خدافظ. 506 00:32:22,375 --> 00:32:23,500 ‫بسیار عالی. 507 00:32:33,125 --> 00:32:36,375 ‫فکر نمی‌کردم ‫یه روز بتونم، ولی تونستم! 508 00:32:37,875 --> 00:32:40,125 ‫زود باش... زنگ بزن، دختر. 509 00:32:40,208 --> 00:32:41,958 ‫لطفاً پیام خود را بگذارید. 510 00:32:42,041 --> 00:32:43,219 ‫سلام، ایزی. 511 00:32:43,666 --> 00:32:45,958 ‫می‌خواستم به عرضت برسونم... 512 00:32:46,041 --> 00:32:49,333 ‫که این بار خیلی ‫خیلی خیلی نزدیک بود... 513 00:32:49,416 --> 00:32:51,291 ‫ولی جلوی خودم رو گرفتم... 514 00:32:51,375 --> 00:32:55,208 ‫چون بدن من یه معبد مقدسـه 515 00:32:55,291 --> 00:32:58,000 ‫و واژنم گلستانی پنهان توی این معبده. 516 00:32:58,083 --> 00:33:01,125 ‫همانا من جیل شای سلاخ هستم! 517 00:33:01,208 --> 00:33:06,791 ‫مقاوم در برابر شهوات نفسانی ‫و رام‌کننده‌ی توانای دیوهای شهوت! 518 00:33:06,875 --> 00:33:08,988 ‫من جیل هستم! 519 00:33:11,000 --> 00:33:12,958 ‫کیف پولم جا مونده بود. 520 00:33:15,211 --> 00:33:16,291 ‫کمکم کنین. 521 00:33:18,625 --> 00:33:22,083 ‫باور کن چیزی نشنیدم. 522 00:33:22,166 --> 00:33:23,208 ‫ای وای. 523 00:33:24,041 --> 00:33:26,000 ‫فقط یه سؤال دارم. 524 00:33:28,708 --> 00:33:31,375 ‫قضیه‌ی گلستان پنهان چیـه؟ 525 00:33:33,416 --> 00:33:34,666 ‫ای بابا. 526 00:33:36,208 --> 00:33:38,291 ‫کیف پولم جا مونده بود. 527 00:33:38,375 --> 00:33:40,708 ‫- نه! نه! جیل! ‫- ای وای. 528 00:33:40,791 --> 00:33:43,666 ‫دَر خونه‌ت رو قفل کن دیگه، ای بابا. 529 00:33:43,750 --> 00:33:45,333 ‫چرا قفل نمی‌کنی؟ 530 00:33:45,416 --> 00:33:48,666 ‫- باور کن چیزی نشنیدم. ‫- برو بابا. 531 00:33:55,250 --> 00:33:59,750 ‫الان صددرصد افتادن روی هم. ‫آره، شک ندارم. 532 00:34:00,666 --> 00:34:02,000 ‫اصلاً به من چه؟ 533 00:34:06,291 --> 00:34:08,138 ‫مطمئنـم دندون‌هاش مثل من نیست. 534 00:34:14,041 --> 00:34:15,625 ‫پیامک نداده. ‫عجب. 535 00:34:17,000 --> 00:34:18,000 ‫باشه. 536 00:34:18,656 --> 00:34:22,240 ‫جوگیر نشو، دختر. ‫آروم باش. 537 00:34:22,333 --> 00:34:24,958 ‫خانم‌ها، بی‌خودی ‫وقت‌تون رو تلف نکنین. 538 00:34:25,041 --> 00:34:29,916 ‫اگه بهتون پیام نمی‌ده، ‫یعنی نمی‌خواد باهاتون حرف بزنه. 539 00:34:30,000 --> 00:34:32,958 ‫از حقیقت فرار نکنـ 540 00:34:33,041 --> 00:34:34,063 ‫چی؟ 541 00:34:39,875 --> 00:34:41,014 ‫پیام نداد؟ 542 00:34:54,248 --> 00:34:55,362 ‫{\an8}[ جیل شا - اینستاگرام ] 543 00:35:15,625 --> 00:35:16,666 ‫شب به‌خیر، ایزی. 544 00:35:18,166 --> 00:35:19,416 ‫شب به‌خیر، فرزندم. 545 00:35:19,500 --> 00:35:20,583 ‫دوستت دارم. 546 00:35:22,041 --> 00:35:23,500 ‫من هم دوستت دارم. 547 00:35:25,541 --> 00:35:29,291 ‫راستی می‌دونی که به‌عنوان ‫ساقدوش من باید سخنرانی هم بکنی. 548 00:35:30,644 --> 00:35:31,653 ‫نمی‌دونست. 549 00:35:31,708 --> 00:35:33,583 ‫- معلومـه که می‌دونستم. ‫- عمراً. 550 00:35:33,666 --> 00:35:35,458 ‫من رو دست‌کم گرفتین‌ها. 551 00:35:35,541 --> 00:35:38,958 ‫اتفاقاً بسیار دست‌بالا می‌گیریمت، ‫ولی متن سخنرانی رو خودم می‌نویسم. 552 00:35:39,041 --> 00:35:41,500 ‫و بعداز بررسی‌های مکرر... 553 00:35:41,583 --> 00:35:43,500 ‫- خب؟ ‫- اجازه می‌دیم یکی رو با خودت بیاری. 554 00:35:43,583 --> 00:35:44,833 ‫- ایول! ‫- ولی... 555 00:35:44,916 --> 00:35:49,500 ‫این دفعه باز یه اینفلوئنسر نیاری ‫که حتی اسم واقعی‌ش رو نمی‌دونی. 556 00:35:49,583 --> 00:35:50,708 ‫اسمش رو می‌دونستم. 557 00:35:50,791 --> 00:35:52,708 ‫- نه‌خیر، نمی‌دونستی. ‫- عمراً نمی‌دونستی. 558 00:35:52,791 --> 00:35:54,583 ‫مگه منظورتون لو نیست؟ 559 00:35:54,666 --> 00:35:55,958 ‫لو، ستاره‌ی تنها. 560 00:35:56,041 --> 00:35:59,375 ‫- اون که لقبشـه، عزیزم. ‫- بعله. 561 00:35:59,458 --> 00:36:01,744 ‫اسم واقعی‌ش «کِیلانی» بود. 562 00:36:02,833 --> 00:36:05,166 ‫خب این چه طرز اسم گذاشتنـه؟ 563 00:36:05,250 --> 00:36:06,500 ‫- خدا نگهدار. ‫- دور شو. 564 00:36:06,583 --> 00:36:07,583 ‫- گم شو. ‫- شوخی می‌کنین؟ 565 00:36:07,666 --> 00:36:09,000 ‫- نه‌خیر. ‫- پیش ما نشین. 566 00:36:09,083 --> 00:36:10,500 ‫- برو پیِ کارِت. ‫- مسخره نشین. 567 00:36:10,583 --> 00:36:13,125 ‫یه میز خالی هم برات جور شد. ‫بفرما. 568 00:36:13,208 --> 00:36:14,291 ‫باشه. 569 00:36:15,583 --> 00:36:17,541 ‫- می‌رم اینجا می‌شینم. ‫- آفرین. 570 00:36:17,625 --> 00:36:19,125 ‫- خدافظ. ‫- تنهایی از تاکو لذت می‌برم. 571 00:36:19,208 --> 00:36:20,416 ‫نوش جانت. 572 00:36:24,208 --> 00:36:25,833 ‫- می‌دونی مشکلت چیـه؟ ‫- چیـه؟ 573 00:36:25,916 --> 00:36:27,125 ‫همه‌ش فاز غم داری. 574 00:36:27,208 --> 00:36:28,291 ‫- آره. ‫- به‌خاطر چشم‌هاتـه. 575 00:36:28,875 --> 00:36:33,458 ‫دخترها فکر می‌کنن یه هاپوی زخم‌خورده‌ای، ‫درحالی‌که متوجه زیبایی‌ت نیستی. 576 00:36:33,541 --> 00:36:36,375 ‫- ولی خودت هم می‌دونی که غمگین نیستی. ‫- نه، نیست. 577 00:36:36,458 --> 00:36:39,416 ‫- و این هم می‌دونی که چقدر زیبایـی. ‫- چی؟ 578 00:36:39,500 --> 00:36:40,708 ‫به نظرت من خوشگلـم، بریدز؟ 579 00:36:40,791 --> 00:36:42,375 ‫به نظرت خوشگلـه؟ 580 00:36:42,458 --> 00:36:43,583 ‫- وایستین. ‫- منظورم... 581 00:36:43,656 --> 00:36:46,323 ‫بفرما، دوتا گوشی هم داره. 582 00:36:46,416 --> 00:36:47,719 ‫عالی شد. 583 00:36:46,433 --> 00:36:47,738 ‫{\an8}[ جیل ] 584 00:36:47,823 --> 00:36:52,916 ‫یه دختره هست که همه‌ش واسه ‫خط کاری‌م پیام صوتی می‌ذاره 585 00:36:53,000 --> 00:36:54,625 ‫و طاهراً برای خواهرشـه. 586 00:36:54,708 --> 00:36:57,125 ‫- چیزهای خنده‌داری می‌گه. ‫- صبر کن ببینم. 587 00:36:57,208 --> 00:36:59,916 ‫یعنی خبر نداره که ‫خواهرش خطش رو عوض کرده؟ 588 00:37:00,000 --> 00:37:01,291 ‫- خب بهش پیام بده. ‫- دادم. 589 00:37:01,375 --> 00:37:05,250 ‫برم ببینم این دختره‌ی ‫خودشیفته باز چی می‌گه. 590 00:37:06,445 --> 00:37:08,291 ‫- براش لقب گذاشته؟ ‫- براش لقب گذاشته؟ 591 00:37:08,375 --> 00:37:13,833 ‫یه بنده‌خدایی فکر کرده ‫دکتر هیچ‌ـه و رسماً من رو پیچوند. 592 00:37:13,314 --> 00:37:13,828 ‫{\an8}(«اَلکس هیچ»، با بازی ویل اسمیت، یکی از شخصیت‌های معروف ‫سینمای هالیووده که توی روابط عاشقانه و «مخ‌زنی» مهارت داره.) 593 00:37:14,814 --> 00:37:15,917 ‫بعله. 594 00:37:16,250 --> 00:37:19,833 ‫و دیگه عمراً قرار نیست کیک‌پز بشم 595 00:37:19,916 --> 00:37:23,333 ‫چون با رقیبم خوابیدم 596 00:37:23,416 --> 00:37:27,000 ‫و حالا اون هم دشمن قسم‌خورده‌ی منـه. 597 00:37:27,083 --> 00:37:29,000 ‫آره دیگه. 598 00:37:30,166 --> 00:37:31,750 ‫چیزه... 599 00:37:31,833 --> 00:37:35,875 ‫زنگ زدم بپرسم... 600 00:37:37,708 --> 00:37:38,916 ‫چطوری... 601 00:37:42,250 --> 00:37:44,666 ‫بدون تو چطوری از پسش بربیام؟ 602 00:37:49,291 --> 00:37:51,416 ‫قرار شد با هم بمیریم. 603 00:37:52,458 --> 00:37:53,833 ‫به هم قول دادیم. 604 00:37:54,416 --> 00:37:57,291 ‫مثل نوآ و آلی توی فیلم «دفترچه». 605 00:37:58,166 --> 00:38:00,500 ‫«اگه تو پرنده‌ای، ‫من هم پرنده‌ام»، عوضی. 606 00:38:03,427 --> 00:38:05,386 ‫«کاش می‌دونستم چطوری بیخیالت بشم». 607 00:38:04,871 --> 00:38:05,395 ‫{\an8}(جمله‌ای معروف از فیلم «کوهستان بروکبک») 608 00:38:06,250 --> 00:38:07,458 ‫دیگه قطع می‌کنم. 609 00:38:08,750 --> 00:38:10,583 ‫می‌دونم الان یه جای بهتر هستی. 610 00:38:12,299 --> 00:38:15,674 ‫مطمئنـم داری با هیت لجر ‫لب‌بازی می‌کنی، شیطون. 611 00:38:15,174 --> 00:38:15,679 ‫{\an8}(هیت لجر فقید یکی از بازیگران اصلی فیلم «کوهستان بروکبک» بود.) 612 00:38:20,583 --> 00:38:22,125 ‫ولی دلم برات تنگ شده... 613 00:38:22,875 --> 00:38:24,083 ‫فرزندم. 614 00:38:26,500 --> 00:38:27,708 ‫هر دقیقه... 615 00:38:29,541 --> 00:38:31,833 ‫و هر روز. 616 00:38:36,625 --> 00:38:38,708 ‫بدون تو خوش نمی‌گذره. 617 00:38:42,083 --> 00:38:43,125 ‫بهم زنگ بزن. 618 00:38:49,458 --> 00:38:51,208 ‫ایزابل مُرده. ‫پیام‌ها... 619 00:38:51,943 --> 00:38:54,193 ‫این پیام‌ها برای خواهر مُرده‌شـه. 620 00:38:54,458 --> 00:38:56,208 ‫- چی؟ ‫- چی؟ 621 00:38:56,291 --> 00:38:58,083 ‫الهی بمیرم. ‫طفلی. 622 00:38:58,166 --> 00:39:00,291 ‫خب بهش بگو. 623 00:39:00,375 --> 00:39:03,083 ‫- مگه مریضـی، پسر؟ ‫- نه نه بهش نگو. 624 00:39:03,166 --> 00:39:05,125 ‫داره این‌طوری با غمش کنار می‌آد. 625 00:39:05,208 --> 00:39:07,750 ‫پس حداقل مثل روانی‌ها ‫به حرف‌هاش گوش نده. 626 00:39:07,833 --> 00:39:10,750 ‫آره، این رو موافقـم. ‫دیگه گوش نده. 627 00:39:13,000 --> 00:39:17,708 ‫بهش بگین دیگه نمی‌خواین ‫توی یه رابطه‌ی یه‌طرفه باشین. 628 00:39:17,791 --> 00:39:19,666 ‫دهن کثیفت رو ببند، حروم‌زاده! 629 00:39:19,750 --> 00:39:21,333 ‫- وِس. ‫- به‌به، جیم. 630 00:39:21,416 --> 00:39:22,458 ‫پرونده‌ی رِد ریور بسته شد؟ 631 00:39:22,541 --> 00:39:24,583 ‫- بله، قربان. ‫- باریکلا. 632 00:39:24,666 --> 00:39:25,666 ‫هدف بعدی چیـه؟ 633 00:39:27,541 --> 00:39:31,708 ‫داناوان هنوز توی اون پاتوق ‫سانفرانسیسکو گیر کرده؟ 634 00:39:34,606 --> 00:39:38,250 ‫بعدش گفت «جیل، این خیلی خوبـه». 635 00:39:38,333 --> 00:39:42,208 ‫باورت نمی‌شه، ‫ولی این آخرین حرفش بود. 636 00:39:42,291 --> 00:39:45,000 ‫مرتیکه... اصلاً احساس نداره! 637 00:39:45,083 --> 00:39:47,958 ‫محافظ حقوق زنان بخوره توی سرش! 638 00:39:48,041 --> 00:39:49,375 ‫می‌دونی چی‌کار می‌کنم؟ 639 00:39:51,041 --> 00:39:56,500 ‫فردا می‌رم نابودش می‌کنم که ‫دیگه واسه من پادکست آموزشی نذاره! 640 00:39:58,166 --> 00:40:02,500 ‫می‌دونم اگه الان پیشم بودی... 641 00:40:02,857 --> 00:40:03,916 ‫طبق معمول... 642 00:40:04,000 --> 00:40:07,916 ‫جمله‌ی قصار و ابدی ملکه‌مون... 643 00:40:08,500 --> 00:40:10,541 ‫بانو میشل اوباما رو می‌گفتی: 644 00:40:10,625 --> 00:40:12,320 ‫«وقتی دشمن سقوط کنه»... 645 00:40:12,666 --> 00:40:15,250 ‫- «ما فراتر می‌ریم»... ‫- «ما پایین‌تر می‌ریم!» 646 00:40:15,333 --> 00:40:16,750 ‫ای بابا. 647 00:40:27,352 --> 00:40:28,972 ‫{\an8}[ دوست‌یابی فعالانه - مصاحبه‌ی زنده با تایلر ریوردان ] 648 00:40:42,208 --> 00:40:44,166 ‫واسه دیدن مصاحبه اومدم. 649 00:40:44,250 --> 00:40:45,166 ‫ممنون. 650 00:40:45,250 --> 00:40:49,250 ‫آخ ببخشین. رفتم روی پاتون؟ ‫به خدا شرمنده‌ام. 651 00:40:49,333 --> 00:40:50,416 ‫معذرت می‌خوام. 652 00:40:50,500 --> 00:40:52,083 ‫- ببخشین. ‫- عیب نداره. 653 00:41:05,583 --> 00:41:06,791 ‫اینجا خالیـه؟ 654 00:41:06,875 --> 00:41:07,958 ‫خیلی هم عالی. 655 00:41:25,083 --> 00:41:26,333 ‫ممنون که تشریف آوردین. 656 00:41:26,416 --> 00:41:28,708 ‫یکی از یکی زیباتر شدین. 657 00:41:28,886 --> 00:41:30,261 ‫پخش زنده رو شروع می‌کنیم. 658 00:41:32,166 --> 00:41:33,458 ‫سلام عرض شد. 659 00:41:35,625 --> 00:41:36,833 ‫خب... 660 00:41:36,916 --> 00:41:39,708 ‫درباره‌ی چی حرف بزنیم، خانم‌ها؟ 661 00:41:39,791 --> 00:41:41,750 ‫بنده تماماً در خدمت شمائـم. 662 00:41:42,250 --> 00:41:44,916 ‫- ای شیطون. ‫- کی دوست داره شروع کنه؟ 663 00:41:45,541 --> 00:41:47,125 ‫من! 664 00:41:47,875 --> 00:41:49,541 ‫خانمی که کلاه جاینتس داره. 665 00:41:50,750 --> 00:41:51,916 ‫ممنون. 666 00:41:52,750 --> 00:41:55,416 ‫سلام، تایلر. ‫من از طرف‌دارهاتـم. 667 00:41:55,500 --> 00:41:59,083 ‫حرف‌هایی که درباره‌ی ‫مسئولیت‌پذیری زدی رو دوست داشتم. 668 00:42:00,083 --> 00:42:03,125 ‫حرف‌های جالبی بود، نه؟ ‫فقط یه سؤال دارم. 669 00:42:03,208 --> 00:42:05,833 ‫فقط ما خانم‌های ‫بدبخت و تشنه‌ی توجه هستیم 670 00:42:05,916 --> 00:42:10,250 ‫که باید مسئولیت‌پذیر باشیم، نه؟ 671 00:42:10,958 --> 00:42:14,083 ‫ولی مَردها مجبور نیستن. ‫مثلاً... 672 00:42:14,166 --> 00:42:15,916 ‫چه‌می‌دونم... 673 00:42:16,000 --> 00:42:19,708 ‫طرف به دختره می‌گه می‌برش انگلیس ‫و لختش می‌کنه و فرداش غیبش می‌زنه 674 00:42:19,791 --> 00:42:22,708 ‫و حتی یه پیام نمی‌ده بگه ‫«من زنده‌ام، ولی خدافظ». 675 00:42:24,875 --> 00:42:29,625 ‫خب این پادکست مخصوص خانم‌هاست 676 00:42:29,708 --> 00:42:32,916 ‫تا با آسیب‌های دنیای ‫روابط عاشقانه آشنا بشن. 677 00:42:33,000 --> 00:42:34,375 ‫آهـا! 678 00:42:34,458 --> 00:42:37,708 ‫پس به‌لطف تو، تایلرجان... 679 00:42:37,791 --> 00:42:41,041 ‫من هم با آسیب‌هاش آشنا شدم. 680 00:42:42,083 --> 00:42:45,833 ‫یه توصیه‌ی «فعالانه» هم ازطرف من 681 00:42:45,916 --> 00:42:46,925 ‫به شما خانم‌ها: 682 00:42:47,659 --> 00:42:49,451 ‫اگه شبیه اردکـه 683 00:42:49,791 --> 00:42:51,791 ‫و مثل یه اردک شنا می‌کنه... 684 00:42:52,333 --> 00:42:56,970 ‫احتمالاً یه بُکن‌درروی آشغالـه که ‫پادکست داره و فکر می‌کنه شبیه هیو گرانت‌ـه. 685 00:42:56,475 --> 00:42:56,980 ‫{\an8}(یکی از ضرب‌المثل‌های زبان انگلیسی رو با کمی تغییر بیان می‌کنه: ‫«اگه شبیه اردکـه و مثل اردک شنا می‌کنه، پس شک نکن که یه اردکـه».) 686 00:43:02,458 --> 00:43:03,547 ‫خب... 687 00:43:04,166 --> 00:43:07,875 ‫من دیگه... رفع زحمت می‌کنم. 688 00:43:09,000 --> 00:43:11,708 ‫این خدمت شما. ‫خیلی ممنون. خدا نگه‌دار. 689 00:43:22,958 --> 00:43:24,333 ‫بله خب... 690 00:43:25,083 --> 00:43:27,541 ‫آدم تا آزموده نشه، ‫به درجات بالا نمی‌رسه. 691 00:43:28,458 --> 00:43:31,375 ‫مسئولیت‌پذیری هم به همین شکلـه. 692 00:43:31,458 --> 00:43:33,708 ‫ببخشین... عذر می‌خوام. 693 00:43:39,083 --> 00:43:42,375 ‫مهم نحوه‌ی ارتباط شما ‫با طرف مقابلـه. 694 00:43:43,107 --> 00:43:46,232 ‫توی دوست‌یابی فعالانه ‫نیازی نیست بی‌نقص باشین. 695 00:43:46,583 --> 00:43:48,416 ‫فقط خودتون باشین. 696 00:43:50,208 --> 00:43:51,291 ‫چی؟ 697 00:43:51,375 --> 00:43:53,500 ‫گفتم اگه شبیه اردکـه ‫و مثل اردک شنا می‌کنه... 698 00:43:53,583 --> 00:43:56,583 ‫احتمالاً یه بُکن‌درروی ‫آشغالـه که پادکست داره و... 699 00:43:56,666 --> 00:43:59,112 ‫اولش همه ساکت بودن، ‫ولی بعدش یه‌هو... 700 00:44:04,130 --> 00:44:05,166 ‫وای. 701 00:44:05,815 --> 00:44:07,815 ‫پوزه‌ی این هم به خاک مالیدم. 702 00:44:09,583 --> 00:44:14,791 ‫نزدیک ایستگاه اتوبوس ‫یه غرفه‌ی بامزه هست 703 00:44:14,875 --> 00:44:17,291 ‫که ساندویچ می‌فروشه. 704 00:44:17,375 --> 00:44:22,916 ‫یه دونه گرفتم با سس تند و مخلفات. 705 00:44:25,166 --> 00:44:26,250 ‫به‌به. 706 00:44:40,500 --> 00:44:43,750 ‫شاید این حرفم مسخره باشه... 707 00:44:43,833 --> 00:44:45,208 ‫ولی... 708 00:44:46,541 --> 00:44:49,000 ‫فانتزی‌م اینـه که... 709 00:44:50,458 --> 00:44:54,125 ‫یه‌نفر یه‌هو بیاد اینجا کنارم بشینه، ‫انگار که من مِگ رایان‌ـم. 710 00:44:53,629 --> 00:44:54,134 ‫{\an8}(مگ رایان اغلب به‌عنوان ملکه‌ی آثار عاشقانه‌کمدی هالیوود ‫در دهه‌ی ۹۰ میلادی شناخته می‌شه.) 711 00:44:54,208 --> 00:44:58,000 ‫بعدش شروع کنیم ‫از زندگی‌مون و آب‌وهوا حرف بزنیم. 712 00:44:58,083 --> 00:45:01,666 ‫البته آب‌وهوای اینجا همه‌ش مه‌آلوده. 713 00:45:03,823 --> 00:45:06,865 ‫بعدش تا می‌آم نصف ‫ساندویچم رو بهش تعارف کنم... 714 00:45:09,125 --> 00:45:12,125 ‫به همدیگه خیره می‌شیم ‫و عشق در نگاه اول شروع می‌شه. 715 00:45:13,583 --> 00:45:18,333 ‫مثل پرنده‌ها که از بارش برف ‫زودتر خبردار می‌شن، به ما هم الهام می‌شه. 716 00:45:20,083 --> 00:45:21,458 ‫واقعاً چطوری زودتر می‌فهمن؟ 717 00:45:23,182 --> 00:45:24,583 ‫بعدش نمی‌تونیم طبیعی رفتار کنیم 718 00:45:24,666 --> 00:45:26,500 ‫چون احساس اون لحظه ‫اصلاً طبیعی نیست. 719 00:45:26,583 --> 00:45:29,000 ‫یه‌جوریـه که حتی ‫خودمون هم نمی‌فهمیم و ترسناکـه... 720 00:45:29,083 --> 00:45:30,666 ‫ولی حداقل همدیگه رو داریم. 721 00:45:32,833 --> 00:45:34,458 ‫شدنیـه، مگه نه؟ 722 00:45:37,756 --> 00:45:40,423 ‫مخصوصاً واسه دختری که همه می‌پیچوننش. 723 00:45:49,625 --> 00:45:51,708 ‫نصفش مال تو، فرزندم. 724 00:46:33,750 --> 00:46:35,958 ‫ببخشین... اینجا جای کسی بود؟ 725 00:46:50,000 --> 00:46:51,083 ‫منظره‌ی قشنگیـه. 726 00:46:53,625 --> 00:46:54,750 ‫اوهوم. 727 00:46:59,000 --> 00:47:01,073 ‫- من «وِس» هستم. ‫- هوم! 728 00:47:11,497 --> 00:47:12,708 ‫من هم «جیل»ـم. 729 00:47:13,752 --> 00:47:14,916 ‫جیل. 730 00:47:15,416 --> 00:47:16,708 ‫خوش‌وقتـم، جیل. 731 00:47:21,083 --> 00:47:23,125 ‫خب... از منظره لذت ببرین. 732 00:47:26,375 --> 00:47:28,291 ‫عع... وایستا. 733 00:47:29,958 --> 00:47:31,188 ‫چیزه... 734 00:47:31,416 --> 00:47:33,750 ‫باید یه چیزی بهت بگم. 735 00:47:33,833 --> 00:47:36,083 ‫به من؟ 736 00:47:36,750 --> 00:47:43,291 ‫من... من... اومدم سانفرانسیسکو... 737 00:47:45,500 --> 00:47:46,541 ‫برای... 738 00:47:49,708 --> 00:47:51,833 ‫برای... برای کار... 739 00:47:51,916 --> 00:47:54,416 ‫و چیزه... 740 00:47:55,625 --> 00:47:57,000 ‫می‌خواستم... 741 00:47:57,541 --> 00:47:58,666 ‫می‌خواستم... 742 00:47:58,750 --> 00:48:01,875 ‫- از یکی از اهالی شهر جاهای خوبش رو بپرسم. ‫- آها. 743 00:48:01,958 --> 00:48:03,500 ‫الان مغزت یه‌هو هنگ کرد؟ 744 00:48:03,583 --> 00:48:05,297 ‫آره، فکر کنم دارم سکته می‌کنم. 745 00:48:06,875 --> 00:48:10,000 ‫چی بگم... در اصل ‫جزو اهالی این شهر نیستم. 746 00:48:10,083 --> 00:48:12,208 ‫البته چند وقتـه برگشتم ‫و شاید باشم... 747 00:48:12,291 --> 00:48:15,208 ‫ولی هنوز به چَم و خَم اینجا وارد نشدم. 748 00:48:15,708 --> 00:48:19,625 ‫شهر خیلی مرموز و عجیبیـه. ‫شرمنده. 749 00:48:19,708 --> 00:48:21,958 ‫خب سرگرمی موردعلاقه‌ت چیـه؟ 750 00:48:22,041 --> 00:48:23,583 ‫همین. 751 00:48:23,666 --> 00:48:26,333 ‫پس از جای خوبی شروع کردم. 752 00:48:28,324 --> 00:48:29,487 ‫نیگاش کن. 753 00:48:30,395 --> 00:48:31,462 ‫چیـه؟ 754 00:48:33,208 --> 00:48:35,375 ‫با این ادااطوارها ‫یه‌هو اومدی سمت من... 755 00:48:36,000 --> 00:48:37,458 ‫این چی بود الان؟ 756 00:48:37,541 --> 00:48:42,208 ‫این همون دلیل خداحافظی من از توئـه. ‫موفق باشی. 757 00:48:42,291 --> 00:48:43,958 ‫بنده کرکره رو کشیدم پایین. 758 00:48:44,041 --> 00:48:46,291 ‫البته از اولش هم بالا نبود، ولی... 759 00:48:46,375 --> 00:48:48,541 ‫بهت برنخوره‌ها، ‫ولی مشتری مَرد نمی‌خوام. 760 00:48:48,625 --> 00:48:51,000 ‫برو سراغ دخترهایی که ‫عکس پاهاشون رو آنلاین می‌فروشن. 761 00:48:51,083 --> 00:48:53,666 ‫من هم امتحان کردم تا این‌که ‫بهم گفتن انگشت‌هام بی‌ریختـه 762 00:48:53,750 --> 00:48:56,666 ‫و دیگه... بیخیال شدم. 763 00:48:59,333 --> 00:49:01,583 ‫- دوباره شروع کنیم؟ ‫- بله لطفاً. 764 00:49:02,083 --> 00:49:03,625 ‫خب، من «وِس» هستم. 765 00:49:04,125 --> 00:49:05,375 ‫و... 766 00:49:07,076 --> 00:49:08,125 ‫اومدم مسافرت. 767 00:49:08,208 --> 00:49:09,291 ‫من هم «جیل»ـم. 768 00:49:10,833 --> 00:49:11,905 ‫و از پسرها دوری می‌کنم. 769 00:49:12,038 --> 00:49:13,625 ‫آها، باشه. 770 00:49:13,708 --> 00:49:15,041 ‫خوش‌حال شدم. 771 00:49:15,625 --> 00:49:17,000 ‫همچنین. 772 00:49:17,916 --> 00:49:19,166 ‫راستی... 773 00:49:19,250 --> 00:49:20,583 ‫به نظرت... 774 00:49:20,666 --> 00:49:23,625 ‫اینجا جایی هست که ‫ساندویچ صبحونه‌ای تاکو بده؟ 775 00:49:30,041 --> 00:49:32,500 ‫- مثل تاکوهای خوزه نیست، ولی خوبـه. ‫- چی؟ 776 00:49:32,583 --> 00:49:34,000 ‫- مشتری خوزه‌ای؟ ‫- بله. 777 00:49:34,083 --> 00:49:36,166 ‫- خوزه رستوران مورعلاقه‌مـه. ‫- واسه من هم همین‌طور. 778 00:49:36,250 --> 00:49:37,886 ‫پس واقعاً اهل تگزاس‌ـی. 779 00:49:37,941 --> 00:49:39,048 ‫بعله. 780 00:49:40,541 --> 00:49:44,458 ‫حالا یه راهنمایی کن ‫توی سخنرانی چی بگم؟ 781 00:49:44,541 --> 00:49:46,708 ‫موضوع چی باشه؟ 782 00:49:46,791 --> 00:49:49,625 ‫بهتر نیست به‌جای یه غریبه ‫از دوست‌هات مشورت بگیری؟ 783 00:49:50,875 --> 00:49:56,125 ‫آخه من زیاد... ‫به ازدواج اعتقاد ندارم. 784 00:49:56,208 --> 00:49:58,500 ‫آها، بذار دلیلش رو حدس بزنم. 785 00:50:01,125 --> 00:50:03,041 ‫والدینت طلاق گرفتن. 786 00:50:03,125 --> 00:50:05,166 ‫- باریکلا. ‫- درست گفتم؟ 787 00:50:05,250 --> 00:50:08,041 ‫اگه مامانم هنوز زنده بود، ‫احتمالاً حق با تو بود. 788 00:50:10,000 --> 00:50:11,541 ‫واقعاً معذرت می‌خوام. 789 00:50:11,625 --> 00:50:13,375 ‫نه بابا... من بچه بودم. 790 00:50:13,458 --> 00:50:16,392 ‫- اصلاً نباید حرفش رو می‌زدم. ‫- عیب نداره. مهم نیست. 791 00:50:19,791 --> 00:50:21,250 ‫بهتره از من مشورت نگیری. 792 00:50:22,291 --> 00:50:26,583 ‫من معروفـم به این‌که ‫کنترلی روی حرف‌هام ندارم. 793 00:50:26,666 --> 00:50:28,791 ‫هیچ سخنرانی معروفی با سانسور نبوده. 794 00:50:31,458 --> 00:50:32,625 ‫پس... 795 00:50:32,708 --> 00:50:34,125 ‫اسم‌شون چیـه؟ 796 00:50:34,208 --> 00:50:35,708 ‫بریدا و اَندی. 797 00:50:35,791 --> 00:50:37,583 ‫- بریدا و اندی. ‫- آره. 798 00:50:42,330 --> 00:50:44,500 ‫«کاری کردین به ازدواج معتقد بشم». 799 00:50:46,166 --> 00:50:47,250 ‫پشمام. 800 00:50:47,333 --> 00:50:49,666 ‫- دیدی گفتم بلدی؟ ‫- ولی اگه باور نداری، بهتره نگی. 801 00:50:49,750 --> 00:50:53,833 ‫بهتره پیوندشون رو ‫با یه دروغ شروع نکنی. 802 00:50:53,916 --> 00:50:57,000 ‫- اگه دروغ بگم، ایشالا بمیرم. ‫- آرزوی مرگ نکن. 803 00:50:57,958 --> 00:50:59,083 ‫نه، من... 804 00:50:59,583 --> 00:51:01,041 ‫باشه. نمی‌کنم. 805 00:51:01,125 --> 00:51:03,958 ‫- ممنون. ‫- پس توی کار املاکـی؟ 806 00:51:04,041 --> 00:51:06,625 ‫- بعله. ‫- از اون پلاک‌های نقره‌ای هم داری؟ 807 00:51:06,708 --> 00:51:09,875 ‫- اصلاً واسه همون املاکی شدم. ‫- پس داری از شغلت لذت می‌بری. 808 00:51:09,958 --> 00:51:13,750 ‫آره خب ویژگی‌های مثبتی هم داره. 809 00:51:14,583 --> 00:51:19,416 ‫ولی فعلاً چشمم یه چیزی رو گرفته. ‫منتظر یه فرصت مناسبـم. 810 00:51:19,500 --> 00:51:20,916 ‫چجور چیزی هست؟ 811 00:51:21,000 --> 00:51:23,416 ‫فعلاً ندونی، بهتره. 812 00:51:23,916 --> 00:51:25,125 ‫تو چی؟ 813 00:51:25,208 --> 00:51:26,291 ‫رؤیات چیـه؟ 814 00:51:26,375 --> 00:51:32,054 ‫همین که یه روزم رو بدون ‫تحقیرشدن بگذرونم، به رؤیام رسیدم. 815 00:51:33,166 --> 00:51:38,541 ‫- یعنی رؤیات همینـه؟ ‫- رؤیاها خیلی پوچـن. 816 00:51:38,625 --> 00:51:42,250 ‫مثلاً آدم توی بچگی‌ش ‫نهایتاً به سه‌تا شغل فکر می‌کنه. 817 00:51:42,333 --> 00:51:46,333 ‫پلیس، معلم و آشپز. 818 00:51:46,416 --> 00:51:49,166 ‫- پس به رؤیات رسیدی دیگه. ‫- نه کاملاً. 819 00:51:49,250 --> 00:51:50,958 ‫توی رستوران به من می‌گن «کمک‌آشپز». 820 00:51:51,500 --> 00:51:52,833 ‫و طبق گفته‌ی سرآشپزمون... 821 00:51:52,916 --> 00:51:59,208 ‫کمک‌آشپزها فقط یه پله بالاتر از ‫نظافت‌چی‌ها و بچه‌بازها هستن. 822 00:51:59,291 --> 00:52:01,958 ‫خب یه جای دیگه کار کن، ‫خانم کمک‌آشپز. 823 00:52:02,050 --> 00:52:05,092 ‫- هوم. ‫- تو مکانش رو راه بنداز، مشتری خودش می‌آد. 824 00:52:05,166 --> 00:52:07,958 ‫- خودم هم دوست دارم کار راه بندازم. ‫- پس چرا نمی‌کنی؟ 825 00:52:08,041 --> 00:52:11,083 ‫مثلاً آه در بساط ندارم... ‫معروف نیستم... 826 00:52:11,166 --> 00:52:12,833 ‫برنامه‌ریزی سالانه ندارم... ‫تخصص ندارم... 827 00:52:12,916 --> 00:52:15,500 ‫تخصص که داری. 828 00:52:15,583 --> 00:52:17,625 ‫حتی مامان من هم تخصص داشت. 829 00:52:17,708 --> 00:52:20,625 ‫- پای مرغ می‌زد با روکش نون ذرت. ‫- به‌به. 830 00:52:20,708 --> 00:52:24,333 ‫عین خودم بوده. ‫دستورالعملش رو داری؟ 831 00:52:24,416 --> 00:52:25,583 ‫کاش داشتم. 832 00:52:26,676 --> 00:52:28,218 ‫دست‌پختش افسانه‌ای بود. 833 00:52:28,416 --> 00:52:30,458 ‫مردم هنوز درباره‌ش حرف می‌زنن. 834 00:52:32,916 --> 00:52:35,708 ‫کاش... کاش یادم می‌اومد. 835 00:52:37,256 --> 00:52:39,259 ‫جوانه‌های چشایی‌ت یادشونـه. 836 00:52:42,958 --> 00:52:47,175 ‫خب، خیلی کنجکاو شدم. ‫اگه بتونی فقط یه چیز توی منوی غذا بذاری... 837 00:52:47,932 --> 00:52:48,958 ‫اون چیـه؟ 838 00:52:49,041 --> 00:52:53,166 ‫فکر کردی رازهای آشپزی‌م رو ‫با یه غریبه در میون می‌ذارم؟ 839 00:52:54,328 --> 00:52:56,786 ‫بیا چیز کنیم... ‫من تا دو هفته اینجا هستم. 840 00:52:57,041 --> 00:52:59,291 ‫نظرت چیـه ‫این مسئله رو با هم حل کنیم؟ 841 00:52:59,375 --> 00:53:00,875 ‫به‌عنوان هم‌ولایتی‌های تگزاسی. 842 00:53:00,958 --> 00:53:04,875 ‫این هم عرض کنم که من هم ‫از دخترها دوری می‌کنم 843 00:53:04,958 --> 00:53:06,875 ‫و قرار نیست باهات بریزم روی هم. 844 00:53:06,958 --> 00:53:09,833 ‫حتی اگه التماسم کنی. ‫قسم می‌خورم. 845 00:53:19,903 --> 00:53:22,942 ‫ارائــ ـه از و بـ ـسـ ـایـ ـتِ سـ ـی نـ ـمـ ـا 846 00:54:40,228 --> 00:54:42,750 ‫نمی‌دونم چی شده، سرآشپز. ‫دیشب درش آوردم 847 00:54:42,833 --> 00:54:44,041 ‫و گذاشتم توی یخچال. 848 00:54:44,125 --> 00:54:45,250 ‫ولی انگار نذاشتی. 849 00:54:45,333 --> 00:54:47,500 ‫- برنامه‌مون رو ریختی به هم! ‫- می‌تونیم رنده‌ش کنیم! 850 00:54:50,208 --> 00:54:51,125 ‫یا مثلاً... 851 00:54:52,708 --> 00:54:55,291 ‫یادمـه توی آموزشکده ‫کره‌ی من اشتباهی یخ زد 852 00:54:55,375 --> 00:54:58,791 ‫و وقتی رنده‌ش کردم، ‫حتی پوره‌ای‌تر هم شد. 853 00:54:58,875 --> 00:55:00,291 ‫هنوز داری حرف می‌زنی؟ 854 00:55:00,375 --> 00:55:02,833 ‫دخترهای گروه پشت هم دراومدن، آره؟ 855 00:55:04,791 --> 00:55:07,083 ‫- آره؟ ‫- خیلی خنده‌دار بود، سرآشپز. 856 00:55:07,166 --> 00:55:09,166 ‫«پوره‌ای‌تر هم می‌شه!» 857 00:55:17,333 --> 00:55:18,375 ‫ببین... 858 00:55:19,541 --> 00:55:21,208 ‫ازت کمک نخواستم. 859 00:55:26,458 --> 00:55:27,458 ‫ملک رو فروختم. 860 00:55:27,541 --> 00:55:28,875 ‫- واقعاً؟ ‫- آره. 861 00:55:28,958 --> 00:55:31,041 ‫چه شروعی داشتی! ‫پس باید جشن بگیریم. 862 00:55:31,125 --> 00:55:33,583 ‫بفرما. ‫تو چی‌کارها کردی؟ 863 00:55:33,608 --> 00:55:34,809 ‫عع... 864 00:55:35,708 --> 00:55:39,583 ‫باستیان امروز به‌شدت خبیث بود. 865 00:55:39,666 --> 00:55:41,083 ‫حتی یه دونه پورنج استفاده نکرد. 866 00:55:41,166 --> 00:55:43,875 ‫هم‌زمان با این‌که همه‌ش رو ‫می‌ریخت توی سطل زباله... 867 00:55:43,928 --> 00:55:46,095 ‫به چشم‌هام خیره شده بود. 868 00:55:46,708 --> 00:55:49,750 ‫مثل قتل‌عام پورنج‌ها بود. 869 00:55:49,833 --> 00:55:51,000 ‫داره سربه‌سرت می‌ذاره، جیل. 870 00:55:53,958 --> 00:55:55,625 ‫فکر نکنم از پسش بربیام. 871 00:55:56,045 --> 00:55:57,375 ‫منظورت رستوران فلانرـه؟ 872 00:55:57,458 --> 00:55:58,458 ‫نه... 873 00:55:59,666 --> 00:56:00,875 ‫رؤیام رو می‌گم. 874 00:56:02,625 --> 00:56:06,833 ‫فعلاً به ناله‌های من توجه نکن. 875 00:56:08,458 --> 00:56:12,541 ‫امروز آخرین روز توئـه ‫و می‌خوام خوش بگذرونم. 876 00:56:14,232 --> 00:56:15,958 ‫به اتوبوس گردشگری ‫گلدن گیت خوش اومدین. 877 00:56:16,958 --> 00:56:18,166 ‫من والتر هستم، راهنمای شما 878 00:56:18,250 --> 00:56:23,000 ‫و خیلی خوش‌حالـیم که ‫ما رو انتخاب کردید. 879 00:56:23,083 --> 00:56:24,875 ‫نظرتون چیـه یه جوک بگم؟ 880 00:56:25,033 --> 00:56:26,116 ‫بعله. 881 00:56:26,875 --> 00:56:28,291 ‫دیشب رفتم... 882 00:56:31,948 --> 00:56:34,781 ‫دیشب رفتم یه شیر خریدم. 883 00:56:35,347 --> 00:56:36,471 ‫جنگلی یا پاستوریزه؟ 884 00:56:36,496 --> 00:56:38,666 ‫هیچ‌کدوم. ‫آب می‌داد و بستنش تعمیرکار می‌خواست. 885 00:56:38,750 --> 00:56:40,000 ‫بخندین لطفاً. 886 00:56:42,125 --> 00:56:45,375 ‫امروز اولین روز کاریمـه. 887 00:56:45,458 --> 00:56:49,166 ‫- قوی شروع کردی، والتر. ‫- با چندتا حقیقت جالب شروع می‌کنیم. 888 00:56:49,916 --> 00:56:50,958 ‫بعله. 889 00:56:51,787 --> 00:56:52,821 ‫هاها! 890 00:56:53,078 --> 00:56:56,958 ‫شلوارهای جین اولین بار ‫در سانفرانسیسکو ساخته شدن 891 00:56:57,041 --> 00:56:58,208 ‫و همچنین... 892 00:56:58,833 --> 00:57:00,375 ‫- من نمی‌تونم. ‫- خوب هم می‌تونی. 893 00:57:00,458 --> 00:57:02,083 ‫- یه نفس عمیق بِکش. ‫- استعفا می‌دم. 894 00:57:02,166 --> 00:57:04,583 ‫- هنوز دو ساعت مونده. ‫- دَر رو باز کن! 895 00:57:04,666 --> 00:57:07,291 ‫- بشین سر جات و یه نفس عمیق بِکش. ‫- می‌گم باز کن! 896 00:57:07,375 --> 00:57:09,125 ‫- اخراجم می‌کنن! ‫- دَر رو باز کن! 897 00:57:09,208 --> 00:57:11,750 ‫- بازش کن! ‫- واسه همین بچه نیاوردم. 898 00:57:11,833 --> 00:57:13,416 ‫باز کن! باز کن! 899 00:57:21,833 --> 00:57:24,791 ‫رئیس، ما واسه خندیدن پول دادیم. 900 00:57:24,970 --> 00:57:26,415 ‫به من مربوط نیست. 901 00:57:28,000 --> 00:57:29,500 ‫پول‌مون رو پس نمی‌دین؟ 902 00:57:34,791 --> 00:57:35,916 ‫چی‌کار می‌کنی؟ 903 00:57:38,833 --> 00:57:40,083 ‫سلام، دوستان. 904 00:57:40,833 --> 00:57:42,041 ‫وِس هستم. 905 00:57:42,125 --> 00:57:43,916 ‫خب شما اهل کجایـین؟ 906 00:57:44,000 --> 00:57:46,204 ‫البته به‌جز نیوجرسی. 907 00:57:46,708 --> 00:57:48,458 ‫برو بشین سر جات، پسرجون. 908 00:57:48,541 --> 00:57:51,000 ‫می‌دونم. ببخشین، ولی ‫ما واسه خندیدن اومدیم، درستـه؟ 909 00:57:51,083 --> 00:57:53,333 ‫- بله. ‫- پس یه‌کم بخندیم. 910 00:57:53,416 --> 00:57:58,916 ‫جلوتر خیابون معروفِ... 911 00:57:59,541 --> 00:58:00,833 ‫اسکوییگل رو داریم. 912 00:58:00,442 --> 00:58:00,832 ‫{\an8}(جهت اطلاع بیشتر: حرف‌هاش من‌درآوردی هست.) 913 00:58:04,458 --> 00:58:07,500 ‫سمت راست‌تون خونه‌ای هست 914 00:58:07,592 --> 00:58:12,300 ‫که رابین ویلیامز با یه الاغ ‫وارد جشن خانم داتفایر شد. 915 00:58:11,795 --> 00:58:12,310 ‫{\an8}(رابین ویلیامز، بازیگر محبوب و فقید هالیوود) 916 00:58:27,083 --> 00:58:30,166 ‫لب این ساحل زندان معروف آلکاتراز هست 917 00:58:30,250 --> 00:58:34,083 ‫که جنایت‌کارهای بزرگی توش بودن... 918 00:58:34,166 --> 00:58:37,666 ‫ازجمله آل کاپون و شان کانری. 919 00:58:37,168 --> 00:58:37,682 ‫{\an8}(شان کانری، بازیگر فقید هالیوود که توی فیلم «صخره» توی زندان آلکاتراز بود؛ ‫آل کاپون یکی از بزرگ‌ترین جنایت‌کارهای تاریخ آمریکاست.) 920 00:58:38,666 --> 00:58:42,125 ‫دیگه بشین، پسرجون ‫وگرنه خودم بلند می‌شم. 921 00:58:42,208 --> 00:58:44,000 ‫- آخریش هم بگم. سمت چپ‌تون... ‫- ای بابا. 922 00:58:44,083 --> 00:58:47,375 ‫رستوران معروف فلانر هست. ‫نمی‌خوام خجالتش بدم... 923 00:58:47,458 --> 00:58:49,291 ‫ولی درحال‌حاضر یکی از آشپزهای 924 00:58:49,375 --> 00:58:53,083 ‫بااستعداد سانفرانسیسکو کنار ما نشسته. 925 00:58:53,166 --> 00:58:57,541 ‫باستیان هرچی بلده، ‫از ایشون یاد گرفته. 926 00:58:58,041 --> 00:59:02,916 ‫شخصاً معتقدم ایشون ‫از پس هر کاری برمی‌آد. 927 00:59:03,542 --> 00:59:05,537 ‫خیلی‌خوب، گُل‌پسر. ‫حالا پیاده شو. 928 00:59:06,041 --> 00:59:08,833 ‫- فقط یه چیز دیگه هم بگم. ‫- نه‌خیر، برو پایین. 929 00:59:08,916 --> 00:59:12,333 ‫- برو پایین ببینم. ‫- ♪ قلبم جا ماند ♪ 930 00:59:12,416 --> 00:59:15,333 ‫♪ در سانفرانسیسکو ♪ 931 00:59:15,416 --> 00:59:16,416 ‫همین رو بخونم! 932 00:59:16,500 --> 00:59:18,541 ‫♪ روی یک تپه ♪ 933 00:59:18,625 --> 00:59:22,291 ‫♪ عشقم صدایم می‌زند ♪ 934 00:59:22,394 --> 00:59:25,769 ‫♪ به‌زودی برمی‌گردم به آغوشت ♪ 935 00:59:26,405 --> 00:59:30,000 ‫♪ به خانه‌ام در سانفرانسیسکو ♪ 936 00:59:30,083 --> 00:59:34,041 ‫♪ خورشید تابانت ♪ 937 00:59:34,125 --> 00:59:36,583 ‫♪ دوباره چهره‌ام را ♪ 938 00:59:36,666 --> 00:59:40,875 ‫♪ نوازش خواهد کرد ♪ 939 01:00:03,708 --> 01:00:06,583 ‫قسمی که خوردی، به درد خودت می‌خورد. 940 01:00:06,666 --> 01:00:08,458 ‫الکی بود دیگه. 941 01:00:10,791 --> 01:00:12,291 ‫بنازم! 942 01:00:16,291 --> 01:00:19,333 ‫کوکوی ذرت و خرچنگِ آبی ‫با سسِ هالاپینیوی دودی. 943 01:00:19,416 --> 01:00:21,166 ‫- به‌به. ‫- بفرمایید! 944 01:00:21,250 --> 01:00:23,041 ‫- حرف نداری. ‫- نوش جان. 945 01:00:26,958 --> 01:00:28,250 ‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- خوبـه؟ 946 01:00:28,333 --> 01:00:30,750 ‫خوبـه؟! ‫باستیان یه احمق واقعیـه. 947 01:00:30,833 --> 01:00:32,291 ‫نمی‌فهمه دستیارش کیـه. 948 01:00:32,375 --> 01:00:34,125 ‫این‌ها رو از کجا یاد گرفتی؟ 949 01:00:35,666 --> 01:00:37,000 ‫عع... 950 01:00:40,708 --> 01:00:42,791 ‫خواهرم کل بچگی‌ش خونه‌نشین بود. 951 01:00:44,791 --> 01:00:46,139 ‫یه بیماری داشت. 952 01:00:46,708 --> 01:00:50,541 ‫و آشپزخونه محل تفریح‌مون بود. 953 01:00:51,041 --> 01:00:53,208 ‫مثل دوتا دانشمند دیوونه بودیم. 954 01:00:54,875 --> 01:00:57,791 ‫همه‌ش فکر می‌کردیم ‫الان یه غذای جدید اختراع می‌کنیم 955 01:00:57,875 --> 01:00:59,500 ‫که دنیا به خودش ندیده. 956 01:01:13,458 --> 01:01:14,625 ‫خواهرم... 957 01:01:15,583 --> 01:01:16,916 ‫ایزابل، مُرده. 958 01:01:17,791 --> 01:01:20,875 ‫توی نوامبر مُرد. ‫فیبروز سیستیک داشت. 959 01:01:22,458 --> 01:01:23,666 ‫تسلیت می‌گم، جیل. 960 01:01:23,750 --> 01:01:26,125 ‫فقط عشق زندگی‌م بود. ‫چیز مهمی نیست. 961 01:01:27,426 --> 01:01:29,760 ‫- مطمئنـم بهت افتخار می‌کنه... ‫- عع... 962 01:01:32,125 --> 01:01:36,166 ‫توی بچگی‌م خفن‌تر بودم. ‫۱۲سالگی‌م اوج خفنی‌م بود. 963 01:01:37,916 --> 01:01:41,666 ‫همه‌ش کارهای عجیب‌غریب می‌کردم ‫تا بیام خونه و براش تعریف کنم. 964 01:01:41,711 --> 01:01:43,645 ‫اگه خنده به لبش می‌آورد، ‫حاضر بودم کراک بِکشم. 965 01:01:44,041 --> 01:01:48,166 ‫ولی الان دیگه احساس می‌کنم ‫یه‌کوچولو از درون مُردم. 966 01:01:48,250 --> 01:01:49,296 ‫جیل... 967 01:01:52,833 --> 01:01:54,958 ‫به نظرم خیلی هم زنده و سرحالـی. 968 01:01:56,519 --> 01:01:57,833 ‫الان چیزی که لازم داری... 969 01:01:57,916 --> 01:01:59,708 ‫اینـه که بری بیرون 970 01:02:00,213 --> 01:02:01,450 ‫و کراک بِکشی. 971 01:02:04,147 --> 01:02:05,291 ‫با من بیا... 972 01:02:07,166 --> 01:02:08,708 ‫بریم عروسی بریدا و اندی. 973 01:02:09,942 --> 01:02:10,989 ‫هوم. 974 01:02:12,465 --> 01:02:13,519 ‫باشه. 975 01:02:14,833 --> 01:02:16,666 ‫بذار از سرورم اجازه بگیرم. 976 01:02:19,416 --> 01:02:20,416 ‫خب. 977 01:02:21,659 --> 01:02:23,000 ‫واسه غذای اصلی آماده‌ای؟ 978 01:02:23,063 --> 01:02:24,172 ‫مگه باز هم هست؟ 979 01:02:25,541 --> 01:02:28,333 ‫- همین‌طوریش هم ترکوندی. ‫- خجالتم نده. 980 01:02:28,416 --> 01:02:30,291 ‫چطوری این‌ها رو بلدی؟ ‫من که عمراً... 981 01:02:30,375 --> 01:02:32,154 ‫- برو بابا. ‫- بهتر از این نمی‌شه. 982 01:02:35,083 --> 01:02:36,083 ‫خب. 983 01:02:44,291 --> 01:02:45,833 ‫این پای مرغ‌ـه؟ 984 01:02:45,916 --> 01:02:47,708 ‫با روکش ذرت. 985 01:02:49,750 --> 01:02:51,000 ‫واسه من درست کردی؟ 986 01:02:51,083 --> 01:02:53,750 ‫آره، البته شاید مثل ‫دست‌پخت مامانت نشده باشه. 987 01:02:53,833 --> 01:02:56,916 ‫کلاً آزمایشی درست کردم. ‫امتحان کن. 988 01:02:57,583 --> 01:02:58,583 ‫خب. 989 01:03:25,291 --> 01:03:26,583 ‫عع... 990 01:03:28,250 --> 01:03:32,291 ‫من برم... ‫برم دسر رو آماده کنم. 991 01:05:01,458 --> 01:05:02,416 ‫- ببخشین. ‫- ببخشین. 992 01:05:02,500 --> 01:05:04,333 ‫- یه سر برم دست‌شویی. ‫- باشه. 993 01:05:05,333 --> 01:05:06,250 ‫حالت خوبـه؟ 994 01:05:06,333 --> 01:05:07,166 ‫- آره. ‫- باشه. 995 01:05:07,250 --> 01:05:08,708 ‫- ببخشین... ‫- فدات. 996 01:05:10,652 --> 01:05:11,708 ‫خب. 997 01:05:13,916 --> 01:05:15,833 ‫مثل آدم به زبون بیار. 998 01:05:15,916 --> 01:05:17,291 ‫قشنگ بگو. 999 01:05:17,375 --> 01:05:19,541 ‫ببین، جیل... 1000 01:05:20,416 --> 01:05:23,000 ‫یه‌سری پیام‌های صوتی... ‫پیام‌های صوتی‌ای که... 1001 01:05:25,057 --> 01:05:26,250 ‫ریدم. 1002 01:05:26,333 --> 01:05:27,750 ‫ریدم. 1003 01:05:46,333 --> 01:05:47,333 ‫جیل. 1004 01:05:48,750 --> 01:05:49,791 ‫عع... 1005 01:05:52,916 --> 01:05:54,125 ‫من... 1006 01:05:58,849 --> 01:06:00,000 ‫نه، عیب نداره. 1007 01:06:01,041 --> 01:06:02,250 ‫نگران نباش. 1008 01:06:06,333 --> 01:06:08,041 ‫یه‌کم «آشپز برتر» ببینیم؟ 1009 01:06:15,753 --> 01:06:18,083 ‫جیل، پیام‌های صوتی‌ت ‫به دست من می‌رسید. 1010 01:07:51,083 --> 01:07:52,465 ‫تاکوی شیرین. 1011 01:07:53,586 --> 01:07:54,836 ‫تاکوی شیرین؟ 1012 01:07:55,375 --> 01:07:58,166 ‫وقتی ایزی مریض می‌شد، ‫سعی می‌کردن بهش غذا بدن... 1013 01:07:58,250 --> 01:08:00,666 ‫ولی همه‌چی رو بالا می‌آورد ‫به‌جز غذای موردعلاقه‌ش. 1014 01:08:01,583 --> 01:08:06,500 ‫تاکوی شیرین. ‫تک‌غذای منوی من اینـه. 1015 01:08:12,666 --> 01:08:13,958 ‫محفل جادوگران. 1016 01:08:14,770 --> 01:08:16,122 ‫بازی کارتی رو می‌گی؟ 1017 01:08:17,666 --> 01:08:20,125 ‫کارت معمولی نیستن. ‫یه‌جور کلکسیون هستن. 1018 01:08:20,208 --> 01:08:21,583 ‫یه کلکسیون ارزشمند. 1019 01:08:21,666 --> 01:08:24,250 ‫مامانم... 1020 01:08:24,916 --> 01:08:26,875 ‫همیشه برام می‌خریدشون. 1021 01:08:26,958 --> 01:08:29,708 ‫اولین دسته رو که اصلاً خودش خرید. 1022 01:08:30,791 --> 01:08:34,583 ‫دنبال کارت نیلوفر سیاه آلفا ‫می‌گردم که محفل نهم تکمیل بشه. 1023 01:08:34,666 --> 01:08:37,208 ‫یکی از کمیاب‌ترین ‫کارت‌ها توی دنیاست. 1024 01:08:37,291 --> 01:08:40,000 ‫هدفی که گفتم دنبالشـم... این بود. 1025 01:08:40,055 --> 01:08:41,000 ‫عجب. 1026 01:08:41,083 --> 01:08:44,500 ‫فکر کنم توی وبسایت ‫ای‌بِی یکی پیدا کردم. 1027 01:08:44,583 --> 01:08:45,833 ‫- واقعاً؟ ‫- آره. 1028 01:08:45,916 --> 01:08:46,916 ‫این‌جوری‌هاست... 1029 01:08:47,423 --> 01:08:50,798 ‫باید اعتراف کنم اولش ‫می‌خواستم باهات به هم بزنم 1030 01:08:50,958 --> 01:08:54,027 ‫چون کارت‌های محفل قدرتت تکمیل نبود. 1031 01:08:54,113 --> 01:08:55,708 ‫ولی الان خیالم راحت شد. 1032 01:08:55,791 --> 01:08:57,208 ‫- خدا رو شکر. ‫- آره. 1033 01:08:57,291 --> 01:08:59,791 ‫پس هنوز موندنی‌ام. 1034 01:09:00,893 --> 01:09:02,307 ‫آره، موندنی‌ای. 1035 01:09:03,875 --> 01:09:05,000 ‫می‌بینمت. 1036 01:09:05,083 --> 01:09:06,047 ‫آره. 1037 01:09:06,500 --> 01:09:07,541 ‫به سلامت بری. 1038 01:09:08,296 --> 01:09:09,291 ‫فدات. 1039 01:09:30,184 --> 01:09:32,694 ‫آخرین نفس آزادی رو بِکشین ‫که قراره اسیر همدیگه بشین. 1040 01:09:32,750 --> 01:09:34,666 ‫- به سلامتی! ‫- به سلامتی! 1041 01:09:36,379 --> 01:09:38,541 ‫بی‌صبرانه منتظریـم با جیل آشنا بشیم. 1042 01:09:38,625 --> 01:09:40,250 ‫چجورم. 1043 01:09:41,750 --> 01:09:43,083 ‫ای وای. 1044 01:09:43,166 --> 01:09:44,083 ‫می‌دونستم. 1045 01:09:44,166 --> 01:09:45,250 ‫باز چی شده؟ 1046 01:09:45,333 --> 01:09:47,083 ‫هیچی بابا هیچی. 1047 01:09:47,791 --> 01:09:49,791 ‫رفاقتی با هم هستیم. 1048 01:09:49,875 --> 01:09:54,333 ‫البته اوضاع بین‌مون یه‌کم جدی شد. 1049 01:09:54,416 --> 01:09:58,458 ‫یه‌کم جدی؟ ‫به‌خاطر دختره رفتی یه شهر دیگه. 1050 01:09:58,541 --> 01:10:00,708 ‫نه‌خیر، به‌خاطر کار رفتم. 1051 01:10:00,791 --> 01:10:03,041 ‫- عذر می‌خوام، قربان. ‫- حق با شماست. 1052 01:10:03,125 --> 01:10:04,583 ‫- سفر کاری بود. ‫- بله، سفر کاری... 1053 01:10:04,666 --> 01:10:07,083 ‫وِس، حرف من اینـه که بعضی‌وقت‌ها 1054 01:10:07,166 --> 01:10:10,583 ‫یکی از راه می‌رسه که ‫زندگی‌ت رو عوض می‌کنه. 1055 01:10:10,666 --> 01:10:13,916 ‫بله، اون‌قدر سرت رو بالا گرفتی ‫که فرصت‌های پایین رو نمی‌بینی. 1056 01:10:15,640 --> 01:10:16,791 ‫اوف. 1057 01:10:16,875 --> 01:10:19,250 ‫- خیلی سنگین گفتم. ‫- آره، خوب بود. 1058 01:10:19,333 --> 01:10:21,278 ‫- یه جا یادداشت کن. ‫- حتماً. 1059 01:10:21,303 --> 01:10:25,477 ‫راستی... نگفتی ماجرای ‫پیام‌های صوتی چی شد. 1060 01:10:27,875 --> 01:10:29,666 ‫- بهش نگفتی؟ ‫- ای وای! 1061 01:10:29,750 --> 01:10:30,583 ‫قراره بگم. 1062 01:10:30,666 --> 01:10:31,958 ‫- دروغ نگو! ‫- بچه‌ها... 1063 01:10:32,041 --> 01:10:35,458 ‫داره شبیه یه بازسازی مریض ‫از فیلم «ایمیل دارید» می‌شه. 1064 01:10:35,541 --> 01:10:37,375 ‫تام هنکس رو همه دوست دارن! 1065 01:10:36,874 --> 01:10:37,379 ‫{\an8}(تام هنکس بازیگر اصلی فیلم «ایمیل دارید» هست.) 1066 01:10:37,458 --> 01:10:39,541 ‫ولی تو تام هنکس نیستی! 1067 01:10:40,041 --> 01:10:41,166 ‫می‌خوام چَکی‌ش کنم. 1068 01:10:41,250 --> 01:10:42,833 ‫- خشونت هیچ‌وقت... ‫- بزنش. 1069 01:10:42,916 --> 01:10:45,500 ‫- آروم باش! ‫- وِس! حقیقت رو بهش بگو. 1070 01:10:45,583 --> 01:10:47,458 ‫- قراره بگم. ‫- آره. 1071 01:10:47,541 --> 01:10:51,458 ‫- حقیقت رو بهش بگو، وِس! ‫- حضوری می‌گم. 1072 01:10:51,541 --> 01:10:52,958 ‫به روح مامانم قسم. 1073 01:10:56,477 --> 01:10:59,105 ‫- یه چیزی گفت که دهن‌مون رو ببنده. ‫- آره. 1074 01:12:13,205 --> 01:12:15,443 ‫شب‌تون به‌خیر، دوستان. ‫وِس هستم. 1075 01:12:18,958 --> 01:12:21,583 ‫پسرخاله‌ی جَوون‌تر و خوش تیپ‌تر اندی. 1076 01:12:21,666 --> 01:12:23,125 ‫- دروغ می‌گه. ‫- رابطه‌ی خونی نداریم... 1077 01:12:23,351 --> 01:12:25,018 ‫ولی مامان‌هامون با هم ‫مثل خواهر بودن. 1078 01:12:25,708 --> 01:12:28,708 ‫بریدا هم مثل خواهر ‫بزرگ‌تریـه که هیچ‌وقت نداشتم. 1079 01:12:28,791 --> 01:12:29,958 ‫الهی. 1080 01:12:30,041 --> 01:12:35,041 ‫بهشون هشدار دادم که ‫ازدواج مثل رولت روسی می‌مونه. 1081 01:12:35,125 --> 01:12:38,041 ‫- از نرخ سالانه‌ی طلاق براتون بگم؟ ‫- نه‌خیر. 1082 01:12:38,791 --> 01:12:43,666 ‫باشه، فقط همین رو بگم که ‫شخصاً آدم رمانتیکی نیستم. 1083 01:12:50,333 --> 01:12:51,708 ‫ولی... 1084 01:12:53,208 --> 01:12:57,791 ‫می‌دونستین داستان آشنایی ‫این دوتا اصلاً قرار نبود اتفاق بیُفته؟ 1085 01:12:57,875 --> 01:13:00,125 ‫یه روز ساعت هشدار ‫اندی اتفاقی زنگ نخورد. 1086 01:13:00,208 --> 01:13:04,083 ‫این مَرد حتی یه بار توی ‫زندگی‌ش دیر سر قرار نرسیده. 1087 01:13:04,166 --> 01:13:07,416 ‫ولی اون روز به قرار دندون‌پزشکی ‫دیر رسید و تازه عاشق دندون‌پزشک‌هاست. 1088 01:13:08,965 --> 01:13:10,000 ‫- راست می‌گه. ‫- آره. 1089 01:13:10,083 --> 01:13:13,833 ‫یه ساعت توی لابی معطلش کردن ‫و تا تصمیم گرفت از اونجا بره... 1090 01:13:14,583 --> 01:13:15,875 ‫بریدا وارد مطب شد. 1091 01:13:15,958 --> 01:13:17,083 ‫آخی. 1092 01:13:17,166 --> 01:13:20,008 ‫اگه ساعتش به‌موقع زنگ خورده بود... 1093 01:13:20,791 --> 01:13:24,041 ‫این دوتا هیچ‌وقت همدیگه رو نمی‌دیدن ‫و ما امشب اینجا نبودیم. 1094 01:13:26,166 --> 01:13:28,541 ‫از پیوندهای ابدی ‫چیزی سر در نمی‌آرم... 1095 01:13:30,208 --> 01:13:31,583 ‫ولی این رو می‌دونم 1096 01:13:32,315 --> 01:13:33,791 ‫که شما ثابت کردین 1097 01:13:34,583 --> 01:13:36,250 ‫بعضی‌وقت‌ها... 1098 01:13:37,801 --> 01:13:39,760 ‫زندگی به نفع ما تاس می‌ریزه. 1099 01:13:47,666 --> 01:13:48,746 ‫به سلامتی بریدا و اندی. 1100 01:13:48,791 --> 01:13:50,416 ‫به سلامتی! 1101 01:13:52,831 --> 01:13:54,641 ‫کاری کردین به ازدواج معتقد بشم. 1102 01:13:59,166 --> 01:14:02,916 ‫- بهت افتخار می‌کنم. ‫- استاد خوبی داشتم. 1103 01:14:03,000 --> 01:14:04,208 ‫خیلی قشنگ بود. 1104 01:14:04,291 --> 01:14:06,375 ‫- دست‌هات یخ زده. ‫- آره. 1105 01:14:06,458 --> 01:14:07,489 ‫چرا نمی‌گی؟ 1106 01:14:08,666 --> 01:14:10,041 ‫بذار گرمت کنم. 1107 01:14:13,950 --> 01:14:14,963 ‫مرسی. 1108 01:14:15,458 --> 01:14:17,583 ‫- باز هم نوشیدنی بیارم؟ ‫- آره لطفاً. 1109 01:14:18,968 --> 01:14:20,000 ‫مرسی. 1110 01:14:21,958 --> 01:14:23,583 ‫- پیداش کردیم. ‫- وای، جیل. 1111 01:14:23,666 --> 01:14:25,458 ‫وای، چه عروس خوشگلی! 1112 01:14:25,541 --> 01:14:27,125 ‫خدای من! 1113 01:14:29,916 --> 01:14:32,625 ‫یه ویسکی با یخ بی‌زحمت. 1114 01:14:32,708 --> 01:14:35,083 ‫ممنون که اومدی. ‫خیلی نازی. 1115 01:14:35,166 --> 01:14:37,416 ‫- تبریک می‌گم! ‫- خوش بگذره. ممنون! 1116 01:15:13,250 --> 01:15:15,458 ‫- ای وای، خوبـی داداش؟ ‫- شرمنده‌ام. 1117 01:15:15,541 --> 01:15:16,958 ‫- چیزیت نشد؟ ‫- معذرت می‌خوام. 1118 01:15:17,791 --> 01:15:20,000 ‫جیل! ‫با توئـم، جیل! 1119 01:15:20,083 --> 01:15:23,041 ‫چرا شماره‌ی خواهرم ‫به گوشی تو وصلـه، وِس؟ 1120 01:15:24,166 --> 01:15:26,333 ‫ببین، داستانش خیلی عجیبـه. 1121 01:15:26,416 --> 01:15:28,291 ‫یه سیم‌کارت کاری خریدم 1122 01:15:28,375 --> 01:15:30,875 ‫و ظاهراً سیم‌کارت ‫بازیابی‌شده‌ی خواهر تو بوده. 1123 01:15:30,958 --> 01:15:33,291 ‫- یعنی چی؟ چی می‌گی؟ ‫- بعداز مرگش... 1124 01:15:34,208 --> 01:15:36,000 ‫خواهر من ماه نوامبر مُرد. 1125 01:15:42,177 --> 01:15:43,914 ‫یعنی این‌همه وقت... 1126 01:15:45,541 --> 01:15:47,583 ‫پیام‌هام به تو می‌رسیده؟ 1127 01:15:48,083 --> 01:15:52,375 ‫می‌خواستم بهت بگم... ‫ولی هی ماجرا پیش می‌اومد... 1128 01:15:52,458 --> 01:15:53,791 ‫- و من هم... ‫- چی‌ها شنیدی؟ 1129 01:15:56,571 --> 01:15:58,125 ‫می‌گم چی‌ها شنیدی؟ 1130 01:16:04,708 --> 01:16:05,916 ‫قضیه‌ی نیمکت... 1131 01:16:06,458 --> 01:16:08,750 ‫می‌دونستی اونجا نشستم. 1132 01:16:08,833 --> 01:16:11,000 ‫درباره‌ی رستوران خوزه ‫و فانتزی‌م می‌دونستی. 1133 01:16:11,083 --> 01:16:13,375 ‫درباره‌ی خواهرم... ‫همه‌چی رو می‌دونستی؟ 1134 01:16:13,916 --> 01:16:15,125 ‫آره، می‌دونستی. 1135 01:16:16,416 --> 01:16:18,958 ‫- خدایا... بمیرم بهتره. ‫- جیل... 1136 01:16:19,041 --> 01:16:20,500 ‫- حدس می‌زدم. ‫- جیل. 1137 01:16:20,583 --> 01:16:23,458 ‫می‌دونستم اوضاع زیادی خوبـه. 1138 01:16:23,541 --> 01:16:25,833 ‫- نه، جیل. ‫- زیادی خوش‌حال بودم. 1139 01:16:25,916 --> 01:16:28,916 ‫ولی من از این شانس‌ها ندارم. 1140 01:16:29,000 --> 01:16:30,958 ‫- می‌خواستم بهت بگم. ‫- این رو بگیر. 1141 01:16:31,041 --> 01:16:32,791 ‫باور کن... 1142 01:16:33,625 --> 01:16:35,833 ‫می‌دونم چقدر ایزابل رو دوست داشتی... 1143 01:16:35,916 --> 01:16:38,041 ‫نه! نمی‌دونی! 1144 01:16:40,208 --> 01:16:42,500 ‫هیچی نمی‌دونی. 1145 01:16:48,583 --> 01:16:49,791 ‫حق با توئـه. 1146 01:16:53,416 --> 01:16:54,416 ‫نمی‌دونم. 1147 01:16:55,750 --> 01:16:58,413 ‫لیاقتت کسیـه که بتونه ‫همون‌طوری عاشقت باشه و من... 1148 01:17:00,166 --> 01:17:01,291 ‫اون آدم نیستم. 1149 01:17:06,291 --> 01:17:07,625 ‫باورم نمی‌شه. 1150 01:17:09,416 --> 01:17:12,125 ‫همه‌ی پیام‌هام رو گوش دادی 1151 01:17:12,875 --> 01:17:14,750 ‫و هنوز نمی‌فهمی. 1152 01:17:16,791 --> 01:17:21,083 ‫اون پیام‌ها درخواست من از کائنات نبود. 1153 01:17:21,166 --> 01:17:24,333 ‫«خدایا، یکی رو بفرست که عاشقم باشه!» 1154 01:17:28,875 --> 01:17:30,625 ‫من به یه مَرد احتیاج ندارم. 1155 01:17:36,924 --> 01:17:39,340 ‫فقط می‌خوام خواهرکوچولوم برگرده. 1156 01:18:12,686 --> 01:18:13,750 ‫یعنی چی؟ 1157 01:18:15,000 --> 01:18:16,666 ‫نه نه نه... 1158 01:18:18,791 --> 01:18:19,875 ‫کجا رفت؟ 1159 01:18:29,875 --> 01:18:31,500 ‫تو رو خدا نه! 1160 01:19:00,291 --> 01:19:02,000 ‫به صف بشین، عزیزان! 1161 01:19:02,083 --> 01:19:03,416 ‫به صف! 1162 01:19:08,753 --> 01:19:10,027 ‫کمکی‌های کوچولو. 1163 01:19:10,666 --> 01:19:11,833 ‫بله، سرآشپز! 1164 01:19:11,916 --> 01:19:14,625 ‫وقتش رسیده که ببینیم کدوم‌تون... 1165 01:19:14,708 --> 01:19:15,856 ‫اگه شدنی باشه... 1166 01:19:16,583 --> 01:19:19,583 ‫می‌تونه کیک‌پز بشه. 1167 01:19:25,416 --> 01:19:26,791 ‫سوفله می‌خوام. 1168 01:19:26,875 --> 01:19:29,541 ‫- فقط یه سؤال داشتم. ‫- شروع کنین! 1169 01:19:41,291 --> 01:19:44,166 ‫۲۱ دقیقه مونده. 1170 01:19:47,375 --> 01:19:48,416 ‫نابودت می‌کنم. 1171 01:19:55,958 --> 01:19:57,333 ‫۱۴ دقیقه. 1172 01:19:57,916 --> 01:19:59,166 ‫چهارده. 1173 01:20:15,500 --> 01:20:16,375 ‫نه. 1174 01:20:16,458 --> 01:20:19,375 ‫کمکم کن، برادر. ‫هلو... پیتایا با شکلات؟ 1175 01:20:19,458 --> 01:20:21,916 ‫خامه‌ی شکلاتی؟ نه، جالب نیست. ‫تو بودی، چی می‌زدی؟ 1176 01:20:23,041 --> 01:20:24,625 ‫چی می‌زدی؟ 1177 01:20:42,416 --> 01:20:43,458 ‫میوه‌ی... 1178 01:20:44,458 --> 01:20:45,583 ‫خدایان. 1179 01:20:48,125 --> 01:20:50,958 ‫پسته. ‫پسته و... 1180 01:20:52,958 --> 01:20:54,027 ‫عصاره‌ی تمشک. 1181 01:20:57,541 --> 01:20:58,583 ‫وای، این عالیـه. 1182 01:21:00,458 --> 01:21:01,465 ‫ای وای! 1183 01:21:01,916 --> 01:21:04,541 ‫شرمنده، ولی نشنیدم ‫بگی داری رد می‌شی. 1184 01:21:05,041 --> 01:21:06,458 ‫پورنج‌جان. 1185 01:21:16,083 --> 01:21:17,093 ‫باشه. 1186 01:21:17,750 --> 01:21:18,750 ‫به‌به! 1187 01:21:23,833 --> 01:21:24,916 ‫یک دقیقه. 1188 01:21:27,916 --> 01:21:29,708 ‫دقیقاً داری چی‌کار می‌کنی؟ 1189 01:21:31,958 --> 01:21:36,250 ‫و سه، دو، یک. 1190 01:21:36,333 --> 01:21:37,833 ‫تمام! 1191 01:21:37,916 --> 01:21:40,250 ‫باریکلا. ‫احسنت. 1192 01:21:43,041 --> 01:21:45,041 ‫لحظه‌ی سرنوشت‌ساز رسیده. 1193 01:21:45,125 --> 01:21:46,375 ‫آماده‌ایـن؟ 1194 01:21:52,541 --> 01:21:53,541 ‫هوم. 1195 01:21:55,291 --> 01:21:58,000 ‫این حاصل آموخته‌های ‫من از شماست، سرآشپز. 1196 01:22:00,250 --> 01:22:01,666 ‫نوش جان. 1197 01:22:01,750 --> 01:22:04,500 ‫- شرمنده می‌کنی. ‫- اختیار دارید. 1198 01:22:12,333 --> 01:22:13,583 ‫همینـه. 1199 01:22:13,666 --> 01:22:17,208 ‫پن‌کیک سوفله با پورنج حرارت‌دیده... 1200 01:22:17,291 --> 01:22:21,916 ‫خامه‌ی شانتی و پودر پسته، سرآشپز. 1201 01:22:46,708 --> 01:22:50,666 ‫مهم‌ترین اصل کیک‌پزی دقت داشتنـه 1202 01:22:50,750 --> 01:22:52,166 ‫و ثبات. 1203 01:22:52,250 --> 01:22:58,583 ‫نه این‌که با مواد ور بریم ‫و چیزهای من‌درآوردی بسازیم. 1204 01:23:02,458 --> 01:23:04,625 ‫تبریک می‌گم، پسر. 1205 01:23:04,708 --> 01:23:05,974 ‫من؟ 1206 01:23:07,375 --> 01:23:09,250 ‫من؟ واقعاً؟ 1207 01:23:12,791 --> 01:23:14,083 ‫ایول! 1208 01:23:15,000 --> 01:23:16,041 ‫آره! 1209 01:23:20,186 --> 01:23:22,346 ‫شوخی می‌کنی دیگه؟ 1210 01:23:22,666 --> 01:23:25,541 ‫از اون شوخی‌های بی‌مزه بود، نه؟ 1211 01:23:25,625 --> 01:23:27,458 ‫- نه. ‫- اصلاً اون رو مزه نکردی. 1212 01:23:27,541 --> 01:23:30,958 ‫می‌دونی چرا؟ 1213 01:23:31,041 --> 01:23:33,208 ‫شاید چون... 1214 01:23:33,291 --> 01:23:35,166 ‫عع... نکن... 1215 01:23:35,800 --> 01:23:37,064 ‫چون خامـه. 1216 01:23:39,000 --> 01:23:42,000 ‫ولی خودت می‌دونستی، مگه نه؟ 1217 01:23:42,083 --> 01:23:46,166 ‫این هم می‌دونستی که ‫وقتی از آشپزخونه می‌ری 1218 01:23:46,250 --> 01:23:49,416 ‫و جلوی بقیه ادای ‫تیموتی شالامه رو درمی‌آری... 1219 01:23:48,926 --> 01:23:49,430 ‫{\an8}(تیموتی شالامه، بازیگر معروف فرانسوی‌آمریکایی) 1220 01:23:49,500 --> 01:23:54,125 ‫این آقا روی خامه‌ها مو می‌ذاشته ‫و کره‌ها رو می‌ذاشته توی فریزر؟ 1221 01:23:54,208 --> 01:23:56,791 ‫و تو به ذهنت خطور نکرده که 1222 01:23:56,875 --> 01:24:01,833 ‫شاید دختری که خواهرش مُرده، ‫بخواد به‌جای تو وسط سکس گریه کنه؟ 1223 01:24:02,416 --> 01:24:04,958 ‫من رو ببین، خوشگل‌پسر. 1224 01:24:05,041 --> 01:24:10,083 ‫من از خونه و خونواده‌ی ‫قشنگم دور نشدم 1225 01:24:10,166 --> 01:24:14,791 ‫تا زندگی باارزشی که ‫فقط یه بار تجربه می‌کنم رو 1226 01:24:14,875 --> 01:24:19,250 ‫واسه نسخه‌ی بنجل ‫گوردون رمزی هدر بدم. 1227 01:24:18,735 --> 01:24:19,240 ‫{\an8}(گوردون رمزی، آشپز معروف انگلیسی) 1228 01:24:19,333 --> 01:24:20,583 ‫توی «آشپز برتر»... 1229 01:24:23,541 --> 01:24:25,666 ‫نفر چهارم شدی! 1230 01:24:25,750 --> 01:24:26,916 ‫سوم شدم! 1231 01:24:27,000 --> 01:24:29,333 ‫و واسه من ادای ‫فرانسوی‌های باکلاس رو درنیار 1232 01:24:29,416 --> 01:24:33,916 ‫چون همه‌مون می‌دونیم ‫اهل ایالت ویسکانسین هستی. 1233 01:24:34,000 --> 01:24:35,416 ‫و اسم واقعی‌ت... 1234 01:24:35,500 --> 01:24:36,375 ‫نه! 1235 01:24:36,458 --> 01:24:38,333 ‫«گیلبرت»ـه. 1236 01:24:38,416 --> 01:24:40,041 ‫در واقع «ژیلبر»ـه. 1237 01:24:39,549 --> 01:24:40,053 ‫{\an8}(با تلفظ فرانسوی بیان کرد.) 1238 01:24:40,125 --> 01:24:41,708 ‫کی با من می‌آد بریم؟ 1239 01:24:41,791 --> 01:24:43,666 ‫کدوم‌تون حاضره با من بیاد؟ 1240 01:25:03,458 --> 01:25:06,916 ‫♪ تولدم میارک ♪ 1241 01:25:22,958 --> 01:25:25,041 ‫سورپرایز! 1242 01:25:25,125 --> 01:25:26,041 ‫وای. 1243 01:25:26,125 --> 01:25:28,500 ‫حسابی رنده‌شون کردم. 1244 01:25:28,583 --> 01:25:30,500 ‫بهشون گفتی باهات بیان، درستـه؟ 1245 01:25:30,583 --> 01:25:32,333 ‫معلومـه که گفتم. 1246 01:25:32,416 --> 01:25:34,000 ‫ولی کسی نیومد، درستـه؟ 1247 01:25:34,083 --> 01:25:36,791 ‫نه، نیومد. 1248 01:25:36,875 --> 01:25:38,125 ‫ترسوئـن. 1249 01:25:38,208 --> 01:25:41,833 ‫نه اتفاقاً. ‫می‌خواستن کجا بیان؟ 1250 01:25:42,416 --> 01:25:44,250 ‫من که جایی رو ندارم. 1251 01:25:44,875 --> 01:25:46,916 ‫هیچی برای ارائه ندارم. 1252 01:25:47,000 --> 01:25:49,250 ‫شاید اصلاً مناسب این کار نیستم. 1253 01:25:49,333 --> 01:25:52,541 ‫وقتشـه این رو قبول کنم ‫و باهاش کنار بیام. 1254 01:25:53,458 --> 01:25:56,083 ‫می‌خوام مثل آدم‌های بالغ ‫برم حسابداری چیزی بشم. 1255 01:25:56,166 --> 01:25:58,458 ‫- عزیزم، ریاضی‌ت افتضاحـه. ‫- خیلی افتضاحـه. 1256 01:25:58,541 --> 01:26:00,125 ‫شاید الان بهتر شده باشم. 1257 01:26:00,708 --> 01:26:03,125 ‫خیلی وقتـه جدول ضرب رو مرور نکردم. 1258 01:26:03,208 --> 01:26:04,500 ‫چیزه، ببین... 1259 01:26:05,000 --> 01:26:08,416 ‫برات یه چیزی آوردیم. 1260 01:26:10,289 --> 01:26:12,248 ‫توی انبار پیداش کردیم. 1261 01:26:11,748 --> 01:26:14,197 ‫{\an8}[ جیل و ایزی ] 1262 01:26:25,583 --> 01:26:27,875 ‫احساس می‌کنم ایزی رو ناامید کردم. 1263 01:26:27,958 --> 01:26:29,125 ‫عزیزم. 1264 01:26:30,166 --> 01:26:32,291 ‫تو قهرمان اونـی. 1265 01:26:33,755 --> 01:26:36,041 ‫قهرمانی که دوست داره برگرده خونه‌ش. 1266 01:26:36,125 --> 01:26:38,708 ‫دَر خونه‌مون به روی تو بازه. 1267 01:26:39,208 --> 01:26:40,291 ‫همیشه. 1268 01:26:40,375 --> 01:26:43,875 ‫یه چیز دیگه هم اونجا هست، عزیزم. 1269 01:26:58,916 --> 01:27:00,041 ‫چی؟ 1270 01:27:00,125 --> 01:27:01,791 ‫این... چیـه؟ 1271 01:27:01,875 --> 01:27:04,000 ‫پس‌انداز دانشگاه ایزی. 1272 01:27:04,083 --> 01:27:05,791 ‫نه... نمی‌تونم قبول کنم. 1273 01:27:05,875 --> 01:27:08,375 ‫زیاد نیست، ولی می‌دونیم ‫اون هم راضیـه که بدیمش به تو. 1274 01:27:10,333 --> 01:27:13,750 ‫می‌تونی برگردی شهر خودت ‫و یه آپارتمان بگیری 1275 01:27:14,291 --> 01:27:16,083 ‫یا شاید حتی حسابدار بشی. 1276 01:27:16,408 --> 01:27:21,117 ‫و یا بمونی و حساب رقبات رو برسی. 1277 01:27:21,458 --> 01:27:22,875 ‫اگه ایزی بود، چی می‌گفت؟ 1278 01:27:59,615 --> 01:28:00,883 ‫رسماً ریدم. 1279 01:28:10,041 --> 01:28:11,041 ‫خودشـه. 1280 01:28:39,735 --> 01:28:42,862 ‫{\an8}[ غرفه‌ی غذای «جیل و ایزی» ] 1281 01:28:49,333 --> 01:28:52,083 ‫جناب، می‌خواین یکی از غذاهای... 1282 01:28:52,791 --> 01:28:54,166 ‫سلام. 1283 01:28:57,776 --> 01:29:01,375 ‫{\an8}[ افتتاحیه ] 1284 01:29:07,322 --> 01:29:08,335 ‫سلام. 1285 01:29:08,446 --> 01:29:09,483 ‫سلام. 1286 01:29:09,750 --> 01:29:11,958 ‫دوتا بستنی ناچو لطفاً. 1287 01:29:12,041 --> 01:29:13,125 ‫چَشم. 1288 01:29:13,208 --> 01:29:14,625 ‫ممنون. 1289 01:29:16,916 --> 01:29:18,208 ‫ای وای! 1290 01:29:18,291 --> 01:29:19,750 ‫ریدم! ‫آتیش گرفت! 1291 01:29:29,678 --> 01:29:30,666 ‫شرمنده‌ام. 1292 01:29:30,750 --> 01:29:34,500 ‫دیگه نمی تونم براتون 1293 01:29:34,973 --> 01:29:36,125 ‫بستنی بزنم. 1294 01:29:36,208 --> 01:29:37,791 ‫ازت بَدم می‌آد. 1295 01:29:37,875 --> 01:29:39,000 ‫معذرت می‌خوام. 1296 01:29:39,215 --> 01:29:40,798 ‫بهش تنفر یاد دادی. 1297 01:29:55,153 --> 01:29:56,303 ‫احمق. 1298 01:29:59,000 --> 01:30:00,708 ‫تعطیلـه! 1299 01:30:03,458 --> 01:30:05,250 ‫می‌گم تعطیلـه! 1300 01:30:08,750 --> 01:30:11,000 ‫- زلا، اینجا چی‌کار می‌کنی؟ ‫- پشمام. 1301 01:30:11,083 --> 01:30:12,125 ‫اتصالی کرد؟ 1302 01:30:12,958 --> 01:30:14,062 ‫آره، فکر کنم. 1303 01:30:15,750 --> 01:30:17,416 ‫احتمالاً به باتری فشار آورده. 1304 01:30:17,500 --> 01:30:19,708 ‫باید سیستم رو تقویت کنیم. 1305 01:30:21,916 --> 01:30:24,791 ‫چرا چیپس‌ها رو از قبل آماده کردی؟ ‫باید تازه باشن. 1306 01:30:24,875 --> 01:30:29,791 ‫خب وقت ندارم واسه ‫هر سفارش چیپس جدید درست کنم. 1307 01:30:29,875 --> 01:30:31,291 ‫به نظرم وقت داری. 1308 01:30:31,375 --> 01:30:33,583 ‫بعدش هم به چه دلیل 1309 01:30:33,666 --> 01:30:35,125 ‫اومدی توی مارینا پارک کردی؟ 1310 01:30:35,208 --> 01:30:38,541 ‫آخه مارینا جای قشنگیـه ‫و ورزشکار هم زیاد رد می‌شه... 1311 01:30:38,625 --> 01:30:42,291 ‫و البته مهندس‌های شیک‌پوش، ‫زن‌های خونه‌دار و گیاه‌خوارها. 1312 01:30:42,791 --> 01:30:44,708 ‫همه از مارینا متنفرن. 1313 01:30:45,122 --> 01:30:46,872 ‫خود مارینا هم از خودش متنفره. 1314 01:30:47,041 --> 01:30:48,541 ‫مثل لس آنجلس‌ـه. 1315 01:30:48,625 --> 01:30:51,166 ‫تصور می‌کنیم ‫این افتتاحیه‌ی شل و ول امروز... 1316 01:30:51,250 --> 01:30:53,440 ‫افتتاحیه‌ی باشکوه ‫و شل و ول امروز اصلاً اتفاق نیُفتاده. 1317 01:30:53,564 --> 01:30:59,250 ‫و می‌ریم به تپه‌ی هیپی‌ها ‫برای افتتاحیه‌ی واقعی‌مون. 1318 01:30:59,333 --> 01:31:00,500 ‫تو هم می‌آی؟ 1319 01:31:00,583 --> 01:31:02,166 ‫مگه نگفتی باهات بیایم؟ 1320 01:31:02,250 --> 01:31:03,334 ‫چرا. 1321 01:31:05,166 --> 01:31:06,833 ‫خب من باهاتـم. 1322 01:31:10,222 --> 01:31:11,291 ‫کنارتـم. 1323 01:31:11,705 --> 01:31:12,750 ‫چرا؟ 1324 01:31:13,250 --> 01:31:14,458 ‫چون کارِت درستـه. 1325 01:31:15,000 --> 01:31:16,458 ‫من هم همین‌طور. 1326 01:31:16,541 --> 01:31:19,625 ‫و اگه راه‌مون ندن، ‫با لگد دَر رو می‌شکنیم. 1327 01:31:26,782 --> 01:31:28,144 ‫{\an8}[ تپه‌ی هیپی‌ها ] 1328 01:31:27,649 --> 01:31:28,153 ‫{\an8}(هیپی‌ها به‌لحاظ اعتقادی، مشابه افرادی هستن که توی جشنواره‌ی برنینگ من هم حضور دارن.) 1329 01:32:42,523 --> 01:32:44,053 ‫{\an8}[ غذا تموم کردیم ☺ ] 1330 01:32:50,356 --> 01:32:53,929 ‫{\an8}[ آستین، ایالت تگزاس ] 1331 01:33:01,708 --> 01:33:03,208 ‫- سلام. ‫- جیل. 1332 01:33:03,291 --> 01:33:05,458 ‫خوش اومدی. 1333 01:33:05,541 --> 01:33:06,416 ‫سلام، عزیزم. 1334 01:33:28,708 --> 01:33:30,625 ‫غذا خوردم. ‫اومدم احوالت رو بپرسم. 1335 01:33:31,875 --> 01:33:33,291 ‫- سلام. ‫- سلام. 1336 01:33:35,750 --> 01:33:36,766 ‫چطوری؟ 1337 01:33:37,875 --> 01:33:39,375 ‫می‌شه باهام حرف بزنی؟ 1338 01:33:39,818 --> 01:33:42,041 ‫دیگه پیش ما نمی‌آی. 1339 01:33:44,125 --> 01:33:46,669 ‫هرشب داری از رستوران ‫خوزه ساندویچ می‌گیری. 1340 01:33:48,000 --> 01:33:49,958 ‫- اونجاها پیداش نمی‌کنی. ‫- می‌دونم. 1341 01:33:50,041 --> 01:33:53,583 ‫- واقعاً می‌دونی؟ ‫- بله.. می دونم. 1342 01:33:56,958 --> 01:33:58,291 ‫کلاً ساندویچ خوزه دوست دارم. 1343 01:33:59,500 --> 01:34:02,000 ‫هیشکی در این حد خوزه دوست نداره. 1344 01:34:02,875 --> 01:34:05,500 ‫خود خوزه هم این‌قدر ‫خودش رو دوست نداره. 1345 01:34:05,583 --> 01:34:07,208 ‫ولی من همین‌قدر دوستش دارم. 1346 01:34:09,666 --> 01:34:13,000 ‫درضمن اوضاع جیل خوبـه. 1347 01:34:13,583 --> 01:34:15,833 ‫- غرفه‌ی سیار غذا راه انداخته. ‫- از کجا می‌دونی؟ 1348 01:34:16,668 --> 01:34:19,197 ‫اینستاگرامش رو دارم، چون دختر گُلیـه. 1349 01:34:22,113 --> 01:34:23,653 ‫یعنی اصلاً یواشکی نگاه نکردی؟ 1350 01:34:25,166 --> 01:34:28,000 ‫به‌اندازه‌ی کافی توی ‫زندگی‌ش فضولی کردم. 1351 01:34:31,500 --> 01:34:32,666 ‫آره. 1352 01:34:34,958 --> 01:34:35,958 ‫آره. 1353 01:34:48,583 --> 01:34:50,625 ‫امیدوارم پیام‌هاش برگشته باشه. 1354 01:34:50,708 --> 01:34:51,750 ‫چی؟ 1355 01:34:53,833 --> 01:34:57,333 ‫اون روز استوری گذاشته بود که ‫پیام‌های ایزابل از گوشی‌ش پاک شده. 1356 01:34:59,375 --> 01:35:00,375 ‫چند وقت پیش بود. 1357 01:35:00,458 --> 01:35:05,083 ‫پرسید کسی می‌تونه ‫پیام‌ها رو برگردونه یا نه. 1358 01:35:10,250 --> 01:35:11,875 ‫پیام‌های صوتی؟ 1359 01:35:11,958 --> 01:35:13,363 ‫اون‌ها رمزگذاری شدن. 1360 01:35:14,375 --> 01:35:15,791 ‫شاید اصلاً پاک شده باشن. 1361 01:35:16,458 --> 01:35:19,541 ‫پاک هم نشده باشه، ‫باید سِرورهای مخابرات رو هک کنم 1362 01:35:19,625 --> 01:35:21,875 ‫که بعدش ممکنـه بیُفتن دنبالم. 1363 01:35:22,458 --> 01:35:26,625 ‫پیشنهاد می‌کنم به همون ‫روش سنتی املاکت رو بفروشی. 1364 01:35:28,708 --> 01:35:31,142 ‫واسه فروش املاک نیست، فلیکس. 1365 01:35:31,583 --> 01:35:32,833 ‫واسه یه دختره‌ست. 1366 01:35:38,416 --> 01:35:40,041 ‫گند زدم به رابطه‌مون. 1367 01:35:42,666 --> 01:35:44,625 ‫و این تنها کاریـه که... 1368 01:35:46,857 --> 01:35:49,607 ‫تنها کار درستیـه که ‫می‌تونم براش بکنم. 1369 01:35:59,208 --> 01:36:00,791 ‫محفل جادوگران؟ 1370 01:36:00,856 --> 01:36:02,872 ‫این بازی واسه ‫آدم‌های بدبخت و منزویـه. 1371 01:36:03,208 --> 01:36:07,833 ‫این کارت نیلوفر سیاه آلفاست، فلیکس. 1372 01:36:08,895 --> 01:36:11,000 ‫باارزش‌ترین دارایی منـه. 1373 01:36:11,833 --> 01:36:15,208 ‫هیشکی مثل تو از پس این کار برنمی‌آد. 1374 01:36:25,047 --> 01:36:26,083 ‫وس! 1375 01:36:28,416 --> 01:36:31,500 ‫بهتر نیست... بهش زنگ بزنی؟ 1376 01:36:33,583 --> 01:36:35,291 ‫اگه بزنم، جوابم رو نمی‌ده. 1377 01:36:37,125 --> 01:36:38,125 ‫خب... 1378 01:36:39,333 --> 01:36:40,833 ‫براش پیام بذار. 1379 01:36:56,625 --> 01:36:58,916 ‫با جیل تماس گرفتین. ‫پیام‌تون رو بذارین. 1380 01:36:59,625 --> 01:37:02,458 ‫سلام، جیل. ‫وس هستم. 1381 01:37:03,742 --> 01:37:04,791 ‫چه خبرها؟ 1382 01:37:05,875 --> 01:37:06,875 ‫عع... 1383 01:37:08,666 --> 01:37:11,708 ‫می‌بینم که غرفه‌ی ‫غذات حسابی ترکونده. 1384 01:37:13,291 --> 01:37:14,750 ‫بهت افتخار می‌کنم. 1385 01:37:15,583 --> 01:37:18,250 ‫البته... اگه با این ‫حرفم ناراحت نمی‌شی. 1386 01:37:23,333 --> 01:37:24,375 ‫چیزه... 1387 01:37:24,458 --> 01:37:29,458 ‫زنگ زدم بگم که یه خط کاری جدید گرفتم 1388 01:37:29,541 --> 01:37:34,208 ‫و دیگه می‌تونی ‫با خیال راحت پیام بذاری. 1389 01:37:35,875 --> 01:37:40,291 ‫اون سیم‌کارت رو تا سال بعدی ‫شارژ کردم و قطع نمی‌شه. 1390 01:37:40,375 --> 01:37:43,500 ‫می‌تونم بیشتر هم شارژش کنم. 1391 01:37:43,583 --> 01:37:45,750 ‫تا هرچقدر که تو بخوای. 1392 01:37:45,833 --> 01:37:48,791 ‫و هیشکی هم به پیام‌هات گوش نمی‌ده. 1393 01:37:50,416 --> 01:37:51,500 ‫به‌جز ایزی. 1394 01:37:57,208 --> 01:37:59,875 ‫احتمالاً امشب یه برنامه داری... 1395 01:38:00,833 --> 01:38:05,916 ‫ولی گفتم شاید بخوای سال نو رو ‫توی رستوران خوزه جشن بگیریم. 1396 01:38:07,916 --> 01:38:12,625 ‫وقتی می‌تونی تاکو بزنی بر بدن، ‫دیگه بوسه‌ی نیمه‌شب کیلو چنده؟ 1397 01:38:12,109 --> 01:38:12,623 ‫{\an8}(یکی از رسوم غربی‌ها در شب سال نو اینـه که ‫رأس ساعت ۱۲ شب، همسر یا معشوقه‌ی خودشون رو می‌بوسن.) 1398 01:38:13,833 --> 01:38:15,125 ‫این... 1399 01:38:16,833 --> 01:38:19,416 ‫الان که به زبون آوردم، ‫فهمیدم جوک بی‌مزه‌ای بود. 1400 01:38:24,083 --> 01:38:26,458 ‫حتی نمی‌دونم توی شهر هستی یا نه. 1401 01:38:27,875 --> 01:38:29,458 ‫همین دیگه... 1402 01:38:33,708 --> 01:38:35,625 ‫سال نو مبارک، جیل. 1403 01:38:40,458 --> 01:38:41,916 ‫- ما اومدیم. ‫- چی؟ 1404 01:38:42,000 --> 01:38:43,500 ‫- برخیز! ‫- اینجا چی‌کار... 1405 01:38:43,583 --> 01:38:46,083 ‫- باز ما رو قال گذاشتی! ‫- بله. 1406 01:38:46,166 --> 01:38:49,500 ‫نمی‌ذارم پسرخاله‌م شب سال نو ‫با آهنگ‌های تیلور سوییفت گریه کنه. 1407 01:38:49,583 --> 01:38:51,041 ‫من با تیلور سوییفت گریه نمی‌کنم. 1408 01:38:51,125 --> 01:38:53,875 ‫- کل کوچه شنیدن. ‫- دَروهمسایه شاکی شدن. 1409 01:38:53,958 --> 01:38:57,083 ‫- خب خودم امشب برنامه دارم... ‫- تاکو بی‌تاکو! 1410 01:38:57,166 --> 01:38:58,041 ‫یعنی چی؟ 1411 01:38:58,125 --> 01:38:59,125 ‫دلم واسه وس قدیمی تنگ شده! 1412 01:38:59,208 --> 01:39:01,958 ‫شرمنده، وس قدیمی در دسترس نیست. 1413 01:39:02,041 --> 01:39:03,958 ‫- چرا؟ ‫- چرت‌وپرت نگو. 1414 01:39:04,041 --> 01:39:06,416 ‫- چون مُرده. ‫- گم شو برو زیر دوش. 1415 01:39:06,500 --> 01:39:09,958 ‫بوی سگ می‌دی. ‫می‌خوایم بریم مهمونی. 1416 01:39:10,041 --> 01:39:10,875 ‫- نمی‌آم! ‫- می‌آی! 1417 01:39:10,958 --> 01:39:12,541 ‫- نمی‌آم! ‫- می‌آی! 1418 01:39:15,666 --> 01:39:17,416 ‫باز بچه شدین. 1419 01:39:17,500 --> 01:39:18,527 ‫نه! 1420 01:39:25,583 --> 01:39:27,208 ‫یه شامپاین سفارش می‌دم. 1421 01:39:27,310 --> 01:39:28,519 ‫- خوبـه. ‫- نه. 1422 01:39:28,583 --> 01:39:29,875 ‫ببین چی‌کارم کردی! 1423 01:39:29,378 --> 01:39:29,883 ‫{\an8}(این جمله عنوان یکی از ترانه‌های معروف تیلور سوییفت هست.) 1424 01:39:30,150 --> 01:39:34,875 ‫ولی گفتم شاید بخوای سال نو رو ‫توی رستوران خوزه جشن بگیریم. 1425 01:39:34,958 --> 01:39:40,000 ‫وقتی می‌تونی تاکو بزنی بر بدن، ‫دیگه بوسه‌ی نیمه‌شب کیلو چنده؟ 1426 01:39:48,343 --> 01:39:49,380 ‫چیـه؟ 1427 01:39:56,708 --> 01:39:57,925 ‫نیم‌ساعت مونده. 1428 01:40:58,041 --> 01:41:00,333 ‫از چیِ دختره خوشت اومده بود، وس؟ 1429 01:41:07,429 --> 01:41:09,500 ‫حرف دلش رو بدون سانسور می‌زد. 1430 01:41:12,583 --> 01:41:15,666 ‫دهنش همیشه پُر از غذا بود... 1431 01:41:15,750 --> 01:41:16,756 ‫شبیه... 1432 01:41:17,583 --> 01:41:18,833 ‫یه سنجاب سکسی می‌شد. 1433 01:41:21,261 --> 01:41:22,291 ‫و... 1434 01:41:24,541 --> 01:41:27,083 ‫- شماها می‌دونین پورنج چیـه؟ ‫- نه. 1435 01:41:27,166 --> 01:41:29,958 ‫یه میوه‌ی مرکباتی کوچیک ‫از جنوب شرقی آسیا. 1436 01:41:30,708 --> 01:41:31,708 ‫دقیقاً. 1437 01:41:33,083 --> 01:41:34,159 ‫از کجا می‌دونستی؟ 1438 01:41:38,458 --> 01:41:39,528 ‫و خنده‌هاش... 1439 01:41:40,791 --> 01:41:42,083 ‫خیلی... 1440 01:41:47,916 --> 01:41:48,916 ‫آره دیگه... 1441 01:41:50,708 --> 01:41:52,000 ‫اوضاعم خرابـه. 1442 01:41:55,333 --> 01:41:57,041 ‫هدف اصلی‌م در واقع اون بود. 1443 01:41:57,875 --> 01:41:59,875 ‫خب این رو بهش گفتی؟ 1444 01:42:00,666 --> 01:42:02,958 ‫واسه تعطیلات رفته خونه‌شون. 1445 01:42:03,041 --> 01:42:04,666 ‫دیگه دیره. 1446 01:42:05,500 --> 01:42:09,958 ‫خودت هم گفتی دیگه اینجا نیست، بریدز. 1447 01:42:10,041 --> 01:42:11,791 ‫دلیل هم نداره که باشه. 1448 01:42:14,541 --> 01:42:15,935 ‫من لیاقتش رو ندارم. 1449 01:42:21,666 --> 01:42:26,041 ‫بعضی‌وقت‌ها هم ‫زندگی به نفع ما تاس می‌ریزه. 1450 01:42:36,652 --> 01:42:37,666 ‫چی شد؟ 1451 01:42:46,250 --> 01:42:47,250 ‫خدایا. 1452 01:42:55,708 --> 01:42:56,763 ‫الو؟ 1453 01:42:57,416 --> 01:43:00,208 ‫الــو؟ ‫فکر کنم اشتباه گرفتم. 1454 01:43:00,291 --> 01:43:02,250 ‫با برادرم جیل کار داشتم 1455 01:43:02,333 --> 01:43:04,791 ‫که امروز مصاحبه داره. ‫شما نمی‌دونین کجاست؟ 1456 01:43:04,875 --> 01:43:08,791 ‫همون برادرم که دهن ‫کالین کوروین رو سرویس کرد. 1457 01:43:08,875 --> 01:43:13,625 ‫برادرم که جذاب‌ترین، ‫شجاع‌ترین و خفن‌ترین آدم محله‌مونـه. 1458 01:43:13,708 --> 01:43:16,041 ‫کاندوم‌ها اون رو ‫واسه محافظت می‌پوشن. 1459 01:43:17,083 --> 01:43:21,459 ‫«سیمبا، فراموش نکن کی هستی.» 1460 01:43:20,964 --> 01:43:21,469 ‫{\an8}(اشاره به دیالوگی از انیمیشن «شیرشاه») 1461 01:43:23,791 --> 01:43:26,240 ‫تلاشم در همین حد بود، شرمنده. 1462 01:43:29,619 --> 01:43:31,980 ‫مطمئنـم این مصاحبه رو می‌ترکونی، جیلی. 1463 01:43:32,791 --> 01:43:35,158 ‫اگه می‌ترسی، بدون که من کنارتـم. 1464 01:43:35,625 --> 01:43:36,666 ‫حضورم رو حس می‌کنی؟ 1465 01:43:37,333 --> 01:43:38,791 ‫اون منـم، برادر. 1466 01:43:39,661 --> 01:43:40,871 ‫بهشون نشون بده. 1467 01:43:51,958 --> 01:43:54,125 ‫الان وقت دویدنـه، وس. 1468 01:43:57,375 --> 01:43:58,666 ‫- بدو! ‫- ۱۵ دقیقه وقت داری. 1469 01:43:58,750 --> 01:44:00,041 ‫- واقعاً برم؟ ‫- بله، برو! 1470 01:44:00,125 --> 01:44:01,500 ‫- برم؟ ‫- برو! 1471 01:44:05,333 --> 01:44:06,916 ‫- دوستت دارم. ‫- نیگاش کن. 1472 01:44:24,291 --> 01:44:25,958 ‫ای وای! آروم! 1473 01:44:26,041 --> 01:44:27,166 ‫گم شو کنار! 1474 01:44:50,333 --> 01:44:51,375 ‫شرمنده! 1475 01:44:51,458 --> 01:44:54,664 ‫چیزه... دنبال یه‌نفر می‌گردم. ‫الان می‌رم. 1476 01:45:14,458 --> 01:45:16,541 ‫- سلام. ‫- صبر کن، جیل... 1477 01:45:18,583 --> 01:45:20,125 ‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم. 1478 01:45:22,625 --> 01:45:23,625 ‫دوستت دارم. 1479 01:45:25,083 --> 01:45:30,125 ‫جوری دوستت دارم که ‫خودم هم نمی‌فهمم و واقعاً ترسناکـه... 1480 01:45:30,208 --> 01:45:32,833 ‫ولی این علاقه‌م ‫از لحظه‌ای که دیدمت شروع نشد... 1481 01:45:32,916 --> 01:45:35,333 ‫در واقع... از خیلی قبل‌تر بود. 1482 01:45:35,416 --> 01:45:36,430 ‫و... 1483 01:45:38,291 --> 01:45:39,416 ‫خیلی می‌ترسم. 1484 01:45:39,773 --> 01:45:41,625 ‫و الان... 1485 01:45:42,250 --> 01:45:44,500 ‫نمی‌دونم بهت چی بگم، ولی... 1486 01:45:45,541 --> 01:45:48,708 ‫تو بهم احساس شجاعت می‌دی. 1487 01:45:53,017 --> 01:45:54,875 ‫کنارت همه‌چی برام حس خوبی داره. 1488 01:45:59,990 --> 01:46:02,240 ‫می‌دونم به هیچ مَردی نیاز نداری... 1489 01:46:04,958 --> 01:46:06,750 ‫ولی من واقعاً‌ بهت محتاجـم، جیل. 1490 01:46:20,833 --> 01:46:22,750 ‫خیلی خوب بود. ‫آفرین. 1491 01:46:22,833 --> 01:46:24,375 ‫- واقعاً؟ ‫- آره. 1492 01:46:26,500 --> 01:46:28,235 ‫حس می‌کنم واقعاً مگ رایان هستم. 1493 01:46:29,041 --> 01:46:31,541 ‫پس من هم باید تام... 1494 01:46:32,473 --> 01:46:33,625 ‫آخ شرمنده! 1495 01:46:33,708 --> 01:46:35,500 ‫گفته بودم الان می‌رم. 1496 01:46:36,774 --> 01:46:38,083 ‫رفتیم! رفتیم! 1497 01:46:38,166 --> 01:46:39,083 ‫- معذرت. ‫- ممنون. 1498 01:46:44,407 --> 01:46:45,545 ‫سلام‌علیکم. 1499 01:46:45,875 --> 01:46:47,916 ‫ببخشین، یه‌لحظه اجازه بدین. 1500 01:46:48,541 --> 01:46:49,958 ‫من برم استراحت. 1501 01:46:50,031 --> 01:46:51,050 ‫حلـه. 1502 01:46:51,958 --> 01:46:52,958 ‫نفر بعدی. 1503 01:46:55,750 --> 01:46:58,625 ‫پیام شما به سرویس پیام‌گیر منتقل شد. 1504 01:46:59,375 --> 01:47:00,833 ‫سلام، ایزابل. 1505 01:47:02,291 --> 01:47:03,416 ‫منـم؛ وس. 1506 01:47:06,333 --> 01:47:08,291 ‫زنگ زدم بگم برام دعا کنی. 1507 01:47:09,666 --> 01:47:11,666 ‫می‌خوام به جیل بگم ‫بیاد پیش من زندگی کنه. 1508 01:47:13,416 --> 01:47:14,791 ‫یا همین‌جا... 1509 01:47:15,541 --> 01:47:20,291 ‫در واقع باید ازش بپرسم که می‌شه ‫من بیام اینجا باهاش زندگی کنم. 1510 01:47:21,750 --> 01:47:22,750 ‫عع... 1511 01:47:25,916 --> 01:47:30,541 ‫می‌دونم هیچ‌وقت ‫نمی‌تونم جای تو رو بگیرم، ولی... 1512 01:47:31,916 --> 01:47:34,375 ‫قول می‌دم همه‌ی ‫قسمت‌های «آشپز برتر» رو ببینم. 1513 01:47:35,166 --> 01:47:36,708 ‫حتی تموم که شد، دوباره می‌بینم. 1514 01:47:37,416 --> 01:47:43,333 ‫و همچنین قول می‌دم توی تمام ‫جشن‌های موسیقی رابین شرکت کنم. 1515 01:47:46,500 --> 01:47:47,625 ‫خیلی... 1516 01:47:49,250 --> 01:47:51,000 ‫ناراحتـم که نشد باهات آشنا بشم. 1517 01:47:52,199 --> 01:47:54,032 ‫همیشه یه خواهر کوچیک‌تر می‌خواستم. 1518 01:47:55,333 --> 01:48:00,750 ‫حالا اگه می‌تونی یه‌جوری بهم ‫نشونه بده که بدونم هستی. 1519 01:48:00,994 --> 01:48:02,327 ‫سلام، ایز. 1520 01:48:03,621 --> 01:48:04,612 ‫سریع حرفم رو می‌زنم. 1521 01:48:04,666 --> 01:48:07,958 ‫بعدش برگرد به مشروب‌خوری‌ت ‫با بابابزرگ و اِلویس... 1522 01:48:07,456 --> 01:48:07,960 ‫{\an8}(اِلویس پریسلی، خواننده و بازیگر فقید آمریکایی) 1523 01:48:11,125 --> 01:48:14,083 ‫فقط می‌خواستم بگم ‫این آخرین پیام صوتی منـه. 1524 01:48:15,750 --> 01:48:18,541 ‫و ازت می‌خوام دیگه نگرانم نباشی. 1525 01:48:20,041 --> 01:48:21,333 ‫چیزیم نمی‌شه. 1526 01:48:24,666 --> 01:48:25,958 ‫این پسره وس... 1527 01:48:27,991 --> 01:48:29,876 ‫فکر کنم اون هم مثل ما یه پرنده‌ست. 1528 01:48:31,583 --> 01:48:33,375 ‫البته یه تخم‌مرغ ‫بلد نیست درست کنه... 1529 01:48:33,458 --> 01:48:35,875 ‫و ادای خفن‌ها رو درمی‌آره... 1530 01:48:35,958 --> 01:48:37,958 ‫ولی مثل بچه‌ها دنبال ‫کارت بازی جادویی می‌گرده. 1531 01:48:40,125 --> 01:48:43,333 ‫می‌گه رقصیدن هم بلد نیست، ‫ولی خودم بهش یاد می‌دم. 1532 01:48:45,916 --> 01:48:48,750 ‫ولی خب زنگ زدم بهت بگم که... 1533 01:48:50,541 --> 01:48:51,556 ‫وای خدا... 1534 01:48:53,750 --> 01:48:56,833 ‫ایز، باورت نمی‌شه! ‫آهنگ رابین داره پخش می‌شه! 1535 01:48:56,916 --> 01:48:59,750 ‫مثلاً یه پرنده بفرست بالاسرم که... 1536 01:48:59,833 --> 01:49:01,958 ‫- رابین‌ـه! ‫- باید قطع کنم. 1537 01:49:02,041 --> 01:49:04,708 ‫رابین‌ـه! 1538 01:49:04,791 --> 01:49:06,708 ‫باشه، نکُشی ما رو. 1539 01:49:18,176 --> 01:49:19,250 ‫نشونه رو گرفتم. 1540 01:49:32,750 --> 01:49:33,833 ‫آماده‌ای؟ 1541 01:50:03,416 --> 01:50:05,083 ‫دوستت دارم، ایزابل. 1542 01:51:44,519 --> 01:51:49,535 ‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ‫∞ POORUYO ∞ 1543 01:51:49,888 --> 01:51:54,402 ‫≡ بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ≡ ‫ WwW.30nama.CoM 1544 01:51:54,812 --> 01:51:59,316 ‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫@OfficialCinama 1545 01:51:59,716 --> 01:52:04,727 ‫(امیدوارم از تماشای این فیلم با ترجمه‌ی من لذت برده باشید.)