1 00:00:00,001 --> 00:00:15,001 ‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫www.30nama.com 2 00:01:40,902 --> 00:01:45,067 ‫« خـانـدان اژدهـا » 3 00:01:45,068 --> 00:01:50,068 ‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@ 4 00:01:50,069 --> 00:01:55,069 ‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@ 5 00:01:59,995 --> 00:02:01,330 ‫باید ملکه رو ببینم 6 00:02:07,169 --> 00:02:08,469 ‫علیاحضرت 7 00:02:22,351 --> 00:02:23,851 ‫اون دوباره سر برآورده 8 00:02:23,852 --> 00:02:26,312 ‫- کی؟ ‫- اگان! 9 00:02:26,313 --> 00:02:27,648 ‫سان‌فایر زنده‌ست 10 00:02:28,940 --> 00:02:30,240 ‫برید بیرون! 11 00:02:32,778 --> 00:02:35,238 ‫سان‌فایر مُرده، توی یه زمین بایر ‫داره می‌پوسه 12 00:02:37,908 --> 00:02:39,208 ‫بشین 13 00:02:39,868 --> 00:02:43,829 ‫اگان در روکزرست ‫ارتش موتون‌ها رو به آتیش کشیده، 14 00:02:43,830 --> 00:02:45,374 ‫و بعدش پرواز کرده… 15 00:02:46,708 --> 00:02:48,335 ‫و نمی‌دونم کجا رفته 16 00:02:50,587 --> 00:02:53,256 ‫حامیانش سریع کلاغ‌هایی رو ‫به سراسر قلمرو فرستادن 17 00:02:54,466 --> 00:02:56,301 ‫و بازگشت پادشاه رو اعلام کردن 18 00:02:57,302 --> 00:02:59,011 ‫مردم عادی می‌گن ‫یه نشونه از طرف خدایانه 19 00:02:59,012 --> 00:03:01,097 ‫که اگان برای حکومت مقرر شده، ‫و اون و اژدهاش 20 00:03:01,098 --> 00:03:03,767 ‫دوباره زنده شدن که تاج‌وتخت رو بگیرن 21 00:03:04,351 --> 00:03:08,521 ‫در حال حاضر رعیت‌های خود من ‫جلوی معبد بزرگ جمع شدن 22 00:03:08,522 --> 00:03:10,731 ‫و خدایان رو دعا می‌کنن ‫تا بهشون بگن چه کسی باید حکومت کنه 23 00:03:10,732 --> 00:03:13,401 ‫بعد از این‌که اون همه جنگیدم ‫و زجر کشیدم! 24 00:03:13,402 --> 00:03:14,702 ‫رینیرا 25 00:03:26,415 --> 00:03:29,041 ‫خدایانِ کوچیک‌تر هیچ نقشی ‫توی اتفاقاتی که قراره بیُفتن ندارن 26 00:03:29,042 --> 00:03:30,877 ‫خون والیریای کهن در رگ‌های ما جاریه 27 00:03:33,088 --> 00:03:35,549 ‫قدرت مطلق توی دستان توئه 28 00:03:36,633 --> 00:03:38,176 ‫فقط باید به کار بگیریش 29 00:03:40,429 --> 00:03:42,180 ‫ویسیریس لعنتی! 30 00:03:44,516 --> 00:03:45,976 ‫اون من رو به این وضع انداخت 31 00:03:46,977 --> 00:03:49,103 ‫پیش‌گوییش بارها و بارها من رو آزموده، 32 00:03:49,104 --> 00:03:51,356 ‫و من از تمام چالش‌هاش ‫سرافراز خارج شدم! 33 00:03:51,357 --> 00:03:54,142 ‫این آزمون توئه… 34 00:03:54,528 --> 00:03:56,693 ‫همین‌الان 35 00:03:58,893 --> 00:04:02,818 ‫لحظه‌ی ظهور و طغیان کردنته 36 00:04:04,906 --> 00:04:09,605 ‫قلمرو فقط زبان قدرت و زور رو می‌فهمه 37 00:04:10,493 --> 00:04:13,648 ‫همیشه این رو می‌دونستی 38 00:04:43,684 --> 00:04:51,217 ‫دیده‌بان‌هایی برای مراقبت ‫از اژدهایان اگان اعزام کن 39 00:04:53,071 --> 00:04:58,780 ‫و به هیو بگو با ورمیتور ‫بیرون از گودال اژدها مستقر بشه 40 00:05:00,351 --> 00:05:02,708 ‫تو هم… 41 00:05:04,891 --> 00:05:07,525 ‫به تامبلتون حمله کن 42 00:05:07,526 --> 00:05:10,080 ‫خونه به خونه بگردید، 43 00:05:10,998 --> 00:05:14,717 ‫تک‌تک هایتاورها رو بیرون بِکِشید، 44 00:05:14,718 --> 00:05:18,561 ‫و یک به یک‌شون رو بُکُشید 45 00:05:20,122 --> 00:05:23,485 ‫تمام قلمرو نظاره‌گره 46 00:05:24,923 --> 00:05:26,825 ‫پس… 47 00:05:28,223 --> 00:05:31,933 ‫یه هیولا از من نساز 48 00:05:32,244 --> 00:05:36,857 ‫باعث افتخارمه، علیاحضرت 49 00:05:38,026 --> 00:05:42,336 ‫وقتی اورمند و دیرون رو کُشتید، 50 00:05:45,035 --> 00:05:51,990 ‫خودم اگان رو پیدا می‌کنم ‫و نفسش رو قطع می‌کنم 51 00:05:54,604 --> 00:05:57,023 ‫علیاحضرت، برای نجات مار دریا ‫نقشه ریختید؟ 52 00:05:59,276 --> 00:06:00,861 ‫قراره نجاتش بدیم، درسته؟ 53 00:06:03,321 --> 00:06:04,989 ‫وقتی تامبلتون رو تصرف کنیم 54 00:06:04,990 --> 00:06:06,657 ‫پدرت دنبال مار دریا می‌گرده 55 00:06:06,658 --> 00:06:10,245 ‫تا اون موقع که می‌میره. ‫من رو همین‌الان بفرستید 56 00:06:11,121 --> 00:06:13,455 ‫این‌جا به تو و آدام نیاز داریم ‫تا از شهر محافظت کنید، 57 00:06:13,456 --> 00:06:17,711 ‫اگه شایعات واقعیت داشته باشن ‫و سان‌فایر زنده باشه 58 00:06:18,879 --> 00:06:21,672 ‫کورلیس دست شماست، ‫قدیمی‌ترین متحد شماست 59 00:06:21,673 --> 00:06:24,967 ‫نمی‌خوام آسیبی به پدربزرگت برسه، ‫اما خودش تصمیمش رو گرفت، 60 00:06:24,968 --> 00:06:26,761 ‫و حالا ما باید بهاش رو بپردازیم 61 00:06:29,389 --> 00:06:30,689 ‫تقصیر شما بود 62 00:06:32,642 --> 00:06:33,893 ‫چی؟ 63 00:06:33,894 --> 00:06:36,103 ‫این‌که لُرد کورلیس اون بیرون بود ‫تا بتونن اسیرش کنن 64 00:06:36,104 --> 00:06:37,814 ‫با من این‌طور صحبت نکن 65 00:06:38,732 --> 00:06:40,942 ‫همیشه با کسایی که بهتون خدمت کردن ‫این‌طور رفتار کردید 66 00:06:42,402 --> 00:06:44,945 ‫من و آدام بدون ذره‌ای استراحت 67 00:06:44,946 --> 00:06:47,448 ‫مأموریت‌های شناسایی بی‌شماری ‫انجام دادیم تا دشمنان‌تون رو پیدا کنیم، 68 00:06:47,449 --> 00:06:49,325 ‫فقط برای این‌که جواب‌مون رو با خشم بدید 69 00:06:49,326 --> 00:06:53,412 ‫آره، چون مأموریت‌هایی که انجام دادید ‫هیچ دستاوردی برامون نداشتن، 70 00:06:53,413 --> 00:06:56,332 ‫در حالی که دشمنانم فرصت داشتن ‫قدرت‌شون رو دوباره به دست بیارن 71 00:06:56,333 --> 00:06:59,002 ‫اگه یه نفر به دردتون بخوره ‫ازش استفاده می‌کنید 72 00:07:00,253 --> 00:07:01,671 ‫اما اگه به دردتون نخوره ‫ازش دست می‌کشید 73 00:07:02,631 --> 00:07:04,048 ‫همون کاری که با رینا کردید 74 00:07:04,049 --> 00:07:07,051 ‫و حالا اون نابود شده، مثل پدربزرگم 75 00:07:07,052 --> 00:07:09,804 ‫بعد از اتفاقات آب‌گذر ‫می‌تونستم از تو دست بکشم 76 00:07:11,181 --> 00:07:12,481 ‫شاید 77 00:07:13,224 --> 00:07:14,524 ‫اما به اژدهام نیاز دارید 78 00:07:18,229 --> 00:07:19,648 ‫بچه‌ی احمق 79 00:07:21,441 --> 00:07:24,694 ‫ولی نباید بابت حماقتت سرزنشت کنم. ‫حماقت کلاً توی خون و ذات‌تونه 80 00:07:25,987 --> 00:07:28,073 ‫همون‌طور که خواهرت اخیراً ‫به همه‌مون یادآوری کرد 81 00:07:40,585 --> 00:07:41,885 ‫صبح بخیر، سروران 82 00:07:42,629 --> 00:07:43,929 ‫واقعاً صبح خیریه 83 00:07:45,382 --> 00:07:47,341 ‫شبانه از دریفت‌مارک راه افتادیم 84 00:07:47,342 --> 00:07:50,595 ‫بعد از این‌که متوجه شدیم ‫هایتاورها لُرد دریاسالارمون رو به اسارت گرفتن 85 00:07:51,638 --> 00:07:54,975 ‫ملکه شما رو احضار کرده ‫تا امنیت بارانداز پادشاه رو حفظ کنید 86 00:07:57,060 --> 00:07:59,478 ‫پاسخ به درخواست اون ممکنه ‫باعث از دست دادن لُردمون بشه 87 00:07:59,479 --> 00:08:02,273 ‫لُرد کورلیس می‌دونست ‫ماجراجویی‌هاش چه خطراتی دارن 88 00:08:03,775 --> 00:08:06,360 ‫خودش هم می‌خواد افتخار خاندان ولاریون رو 89 00:08:06,361 --> 00:08:07,661 ‫بالاتر از جون خودش قرار بدیم 90 00:08:09,030 --> 00:08:11,491 ‫تو کی هستی که می‌گی ‫لُرد ما چه خواسته‌ای داره؟ 91 00:08:13,118 --> 00:08:14,661 ‫پسر ارشد زنده‌ش 92 00:08:17,414 --> 00:08:18,790 ‫که اون رو وارث خودش معرفی کرده 93 00:08:20,834 --> 00:08:24,337 ‫ارباب پیشین و آینده‌ی جزر و مد 94 00:08:29,634 --> 00:08:31,344 ‫دروازه‌ها رو باز کنید! 95 00:08:46,401 --> 00:08:47,701 ‫بچرخید! 96 00:08:48,737 --> 00:08:50,155 ‫به پیش! 97 00:09:00,248 --> 00:09:01,548 ‫اون… 98 00:09:02,500 --> 00:09:05,128 ‫همه‌ش برای توئه 99 00:09:08,089 --> 00:09:09,466 ‫فوق‌العاده‌ست، نه؟ 100 00:09:13,344 --> 00:09:14,644 ‫اما… 101 00:09:15,597 --> 00:09:17,390 ‫قبل از این‌که تاج‌گذاری کنی… 102 00:09:18,641 --> 00:09:20,226 ‫باید شوالیه بشی 103 00:09:21,728 --> 00:09:23,028 ‫زانو بزن 104 00:09:34,908 --> 00:09:36,784 ‫دیرون تارگرین، 105 00:09:36,785 --> 00:09:40,079 ‫در برابر خدایان و انسان‌ها سوگند یاد می‌کنی 106 00:09:40,080 --> 00:09:43,332 ‫تا از کسانی که قادر به دفاع ‫از خود نیستن، دفاع کنی… 107 00:09:43,333 --> 00:09:45,210 ‫همه برید داخل! 108 00:09:46,419 --> 00:09:49,421 ‫…تا از همه‌ی زنان و کودکان دفاع کنی… 109 00:09:49,422 --> 00:09:51,424 ‫برگرد بیا این‌جا! برگرد! 110 00:09:52,342 --> 00:09:55,469 ‫…و از فرمانده‌هان ‫و لرد مافوقت اطاعت کنی… 111 00:09:55,470 --> 00:09:57,096 ‫دروازه‌ها رو ببندید! 112 00:09:57,097 --> 00:09:59,224 ‫…تا در زمان نیاز شجاعانه بجنگی، 113 00:10:00,809 --> 00:10:02,810 ‫و هر وظیفه‌ی دیگری 114 00:10:02,811 --> 00:10:04,520 ‫- که بهت محول می‌شه رو انجام بدی… ‫- آروم! 115 00:10:04,521 --> 00:10:06,063 ‫- …هر چقدر دشوار… ‫- بالا بکشید! 116 00:10:06,064 --> 00:10:08,774 ‫…یا ساده یا خطرناک باشه؟ 117 00:10:08,775 --> 00:10:10,075 ‫کافیه! 118 00:10:14,155 --> 00:10:15,455 ‫سوگند یاد می‌کنم 119 00:10:22,831 --> 00:10:24,582 ‫پس به عنوان یک شوالیه برخیز 120 00:10:30,380 --> 00:10:32,257 ‫سِـر دیرونِ دلیر 121 00:10:35,176 --> 00:10:37,011 ‫و راه رو روشن کن 122 00:10:48,982 --> 00:10:52,318 ‫ارتش ملکه‌ی حروم‌زاده‌ها ‫به پشت دروازه‌ها رسیده 123 00:10:53,653 --> 00:10:55,988 ‫و کسی که قراره اونا رو ‫به قتل‌گاه‌شون ببره 124 00:10:55,989 --> 00:10:58,448 ‫کسی نیست جز عموش. نه 125 00:10:58,449 --> 00:11:00,367 ‫معشوقشه 126 00:11:00,368 --> 00:11:02,579 ‫نه. شوهرشه 127 00:11:04,414 --> 00:11:07,208 ‫دیمون تارگرین لعنتی 128 00:11:08,334 --> 00:11:11,129 ‫- و اژدهاش ‫- معلومه که یه اژدها داره! 129 00:11:13,756 --> 00:11:15,216 ‫اما ازش استفاده نمی‌کنه 130 00:11:17,468 --> 00:11:19,052 ‫از کجا می‌دونی؟ 131 00:11:19,053 --> 00:11:23,099 ‫چون زنش که ملکه‌ست ‫بهش اجازه نمی‌ده 132 00:11:24,767 --> 00:11:27,520 ‫افسار دیمون توی دست‌های رینیراست 133 00:11:28,646 --> 00:11:31,024 ‫دیمون مثل یه سگ ازش اطاعت می‌کنه 134 00:11:34,110 --> 00:11:36,070 ‫لیوان اژدهاسوار رو پر کنید 135 00:11:38,239 --> 00:11:42,159 ‫شاهزاده‌ی سرکش ‫به زودی به خودش می‌لرزه 136 00:11:42,160 --> 00:11:46,580 ‫در برابر لُردِ خوفناک و قدرتمند… 137 00:11:46,581 --> 00:11:48,666 ‫لُرد اولفِ سفید! 138 00:11:56,257 --> 00:11:57,592 ‫علیاحضرت 139 00:11:59,510 --> 00:12:01,261 ‫علیاحضرت، مشکلی هست؟ 140 00:12:01,262 --> 00:12:02,562 ‫چی شده؟ 141 00:12:03,806 --> 00:12:05,725 ‫شاه‌دخت هلینا 142 00:12:06,684 --> 00:12:08,436 ‫هنوزم چیزی نمی‌خوره 143 00:12:09,687 --> 00:12:14,525 ‫حکیم‌ها نگران سلامتی اون ‫و مخصوصاً نگران بچه‌ی توی شکمش هستن 144 00:12:20,448 --> 00:12:21,866 ‫سِـر آلین رو احضار کن 145 00:12:24,911 --> 00:12:26,955 ‫برای رفتن به معبد بزرگ ‫می‌خوام کامل محافظت بشم 146 00:12:27,705 --> 00:12:31,375 ‫امروز اون‌جا روحانی اعظم ‫مراسم تدهین من رو انجام می‌ده 147 00:12:31,376 --> 00:12:33,920 ‫و در برابر چشم تمام مردم بارانداز پادشاه ‫حکومت من رو متبرک می‌کنه 148 00:12:35,046 --> 00:12:37,507 ‫اون‌وقت دیگه شکی باقی نمی‌مونه ‫که خدایان چه کسی رو برای فرمانروایی برگزیدن 149 00:12:39,008 --> 00:12:40,510 ‫چشم، علیاحضرت 150 00:12:42,095 --> 00:12:43,395 ‫دستورات‌تون همینا بودن؟ 151 00:12:50,019 --> 00:12:51,319 ‫نه 152 00:12:58,736 --> 00:13:00,036 ‫این چه کاریه؟ 153 00:13:00,613 --> 00:13:01,822 ‫آقایون 154 00:13:01,823 --> 00:13:04,032 ‫- آقایون! ‫- بانوی من 155 00:13:04,033 --> 00:13:06,660 ‫معذرت می‌خوام که بدون اجازه وارد شدیم. ‫زمان زیادی نداشتیم 156 00:13:06,661 --> 00:13:08,245 ‫زمان برای چه کاری؟ 157 00:13:08,246 --> 00:13:10,914 ‫ترتیب سفر شما با کشتیِ ‫«بوسه‌ی پری دریایی» داده شده 158 00:13:10,915 --> 00:13:13,626 ‫باید دمِ غروب به سمت پنتوس برید 159 00:13:14,252 --> 00:13:18,339 ‫به من دستور داده شده بهتون اطلاع بدم ‫که این‌جا دیگه به خدمات‌تون نیازی نیست 160 00:13:19,966 --> 00:13:22,843 ‫شما با نهایت وفاداری ‫به ملکه و قلمرو خدمت کردید، 161 00:13:22,844 --> 00:13:25,346 ‫و علیاحضرت می‌خوان ‫قدردانی‌شون رو نشون بدن 162 00:13:27,181 --> 00:13:29,683 ‫طلا به اندازه‌ی کافی به شما ‫داده خواهد شد تا خانه‌ی درخور بگیرید 163 00:13:29,684 --> 00:13:31,227 ‫و خدمتکارانی استخدام کنید 164 00:13:34,439 --> 00:13:35,739 ‫سریع‌تر 165 00:13:39,235 --> 00:13:41,821 ‫منم درک نمی‌کنم، بانوی من 166 00:13:53,374 --> 00:13:55,335 ‫زمان گذشته، بانوی من 167 00:13:57,462 --> 00:13:59,297 ‫باید شما رو به محل اقامت‌تون برگردونم 168 00:14:22,445 --> 00:14:24,113 ‫از این طرف، شاه‌دخت 169 00:14:40,588 --> 00:14:42,506 ‫به ملکه اعتماد نکن 170 00:14:42,507 --> 00:14:44,841 ‫اگان برگشته. اژدهاش زنده‌ست 171 00:14:44,842 --> 00:14:47,177 ‫بچه‌ی توی شکمت یه گروگانه، 172 00:14:47,178 --> 00:14:49,638 ‫برگ برنده‌ای برای ملکه‌ست ‫که بتونه قدرت رو 173 00:14:49,639 --> 00:14:51,223 ‫- در برابر دشمنانش حفظ کنه ‫- حرکت کن 174 00:14:51,224 --> 00:14:53,434 ‫- کافیه ‫- هیچ‌وقت آزادت نمی‌کنه 175 00:15:04,445 --> 00:15:06,114 ‫یادته؟ 176 00:15:07,407 --> 00:15:09,242 ‫یادته؟ 177 00:15:12,078 --> 00:15:13,378 ‫کمکم کن 178 00:15:16,499 --> 00:15:17,799 ‫نگران نباش 179 00:15:18,251 --> 00:15:19,551 ‫زنده‌ای 180 00:15:22,004 --> 00:15:23,130 ‫بیا 181 00:15:23,131 --> 00:15:24,431 ‫این رو بخور 182 00:15:26,134 --> 00:15:27,434 ‫یه ساعت دیگه بازم برات میارم 183 00:15:28,970 --> 00:15:31,054 ‫من رو مسموم کرد 184 00:15:31,055 --> 00:15:34,474 ‫متوجه شدی که توی این دنیا تنهایی 185 00:15:34,475 --> 00:15:36,018 ‫و توی این موضوع هم‌دردیم 186 00:15:44,986 --> 00:15:47,071 ‫اما من دیگه نمی‌خوام زجر بکشم 187 00:15:49,574 --> 00:15:51,032 ‫تو می‌خوای؟ 188 00:15:51,033 --> 00:15:52,869 ‫چرا به تنها بودن من اهمیت می‌دی؟ 189 00:15:54,370 --> 00:15:56,372 ‫چرا برات مهمه که من می‌میرم ‫یا زنده می‌مونم؟ 190 00:15:59,584 --> 00:16:02,003 ‫من یه خویشاوندکُشم، الیس 191 00:16:03,880 --> 00:16:07,425 ‫برادرم رو با دست‌های خودم کُشتم 192 00:16:08,301 --> 00:16:11,512 ‫بابت گناهانی که مرتکب شدم ‫نفرین شدم و باید زجر بکشم 193 00:16:14,182 --> 00:16:16,267 ‫باید من رو ترک کنی 194 00:16:17,894 --> 00:16:20,188 ‫وگرنه به سرنوشت من دچار می‌شی 195 00:16:26,736 --> 00:16:29,529 ‫وقتی اژدها بالریون ‫این‌جا رو به آتیش کشید، 196 00:16:29,530 --> 00:16:31,824 ‫قرار بود دودمان لُرد هارن رو ‫به پایان برسونه 197 00:16:33,326 --> 00:16:35,786 ‫اما دودمانش به راحتی از بین نرفت 198 00:16:37,246 --> 00:16:38,546 ‫یه بچه… 199 00:16:39,832 --> 00:16:41,132 ‫یه پسر… 200 00:16:42,627 --> 00:16:43,927 ‫زنده موند 201 00:16:44,795 --> 00:16:47,715 ‫بدجور سوخته بود، اما زنده موند 202 00:16:49,800 --> 00:16:52,261 ‫مادرش حاضر بود برای نجات دادنش ‫هر کاری بکنه 203 00:16:56,140 --> 00:17:00,060 ‫حکیم‌های سراسر ‫هفت پادشاهی رو فرا خوند، 204 00:17:00,061 --> 00:17:01,395 ‫اما فایده‌ای نداشت 205 00:17:08,486 --> 00:17:10,696 ‫پس به سراغ درمان‌های قدیمی‌تر رفت 206 00:17:12,073 --> 00:17:15,742 ‫افسون‌هایی رو پیدا کرد ‫که از سرزمین هم کهن‌تر بودن 207 00:17:15,743 --> 00:17:19,330 ‫با موجوداتی که توی جنگل ‫زندگی می‌کردن ارتباط برقرار کرد 208 00:17:22,542 --> 00:17:25,795 ‫اما هیچ‌کدوم‌شون نتونستن ‫اثر آتش اژدها رو از بین ببرن 209 00:17:27,755 --> 00:17:29,215 ‫و وقتی پسرش مُرد… 210 00:17:36,347 --> 00:17:38,683 ‫سعی کرد خودش هم همراهش بره 211 00:17:49,527 --> 00:17:52,029 ‫و اون موقع بهای کارش رو فهمید 212 00:17:58,286 --> 00:18:00,496 ‫متوجه شد که نفرین شده 213 00:18:01,163 --> 00:18:02,463 ‫باید زنده می‌موند… 214 00:18:04,250 --> 00:18:08,379 ‫و در محدوده‌ی سرزمین‌هایی که زمانی ‫زیر فرمان پادشاهان رودخانه‌ای بود، باقی می‌موند… 215 00:18:09,380 --> 00:18:11,923 ‫به‌خاطر شریک بودن در طمع‌ورزی هارن ‫نفرین شده بود 216 00:18:11,924 --> 00:18:14,843 ‫از اسم، عنوان، 217 00:18:14,844 --> 00:18:16,304 ‫و قلعه‌ش محروم شد 218 00:18:18,180 --> 00:18:22,851 ‫و محکوم به خدمت به هر لُرد بی‌ارزشی شد ‫که برای حکومت به این‌جا می‌اومد 219 00:18:22,852 --> 00:18:25,437 ‫اون که مربوط به صد سال پیشه 220 00:18:25,438 --> 00:18:27,481 ‫زمان زیادی برای تنها بودنه 221 00:18:56,218 --> 00:18:57,970 ‫باید غذا بخوری، خواهر 222 00:19:04,602 --> 00:19:05,978 ‫به فکر بچه‌ت باش 223 00:19:06,896 --> 00:19:08,564 ‫تو هم الان به فکر پسرمی؟ 224 00:19:10,358 --> 00:19:11,692 ‫می‌گی بچه‌ت یه پسره؟ 225 00:19:12,693 --> 00:19:13,993 ‫مطمئنی؟ 226 00:19:16,030 --> 00:19:17,330 ‫به من نگاه کن 227 00:19:26,999 --> 00:19:28,668 ‫نمی‌تونی به این فکر کنی ‫که من بهت آسیب می‌رسونم 228 00:19:29,585 --> 00:19:32,963 ‫فکر می‌کنی زندگی به این معنیه ‫که نمرده باشی؟ 229 00:19:36,717 --> 00:19:39,095 ‫پدرمون اگه زنده بود ‫به‌خاطر این کار ازت متنفر می‌شد 230 00:19:42,223 --> 00:19:44,308 ‫ولی هیچ کاری نکرد ‫که جلوی این وضع رو بگیره 231 00:19:45,685 --> 00:19:49,145 ‫خیلی تلاش کردم ‫به فلسفه‌ش پایبند بمونم 232 00:19:49,146 --> 00:19:51,815 ‫تا زمانی که فهمیدم ‫باعث نابودی قلمرو می‌شه 233 00:19:51,816 --> 00:19:56,277 ‫یه سوسک هست که اول تابستون ‫ظاهر می‌شه 234 00:19:56,278 --> 00:19:58,029 ‫رنگ‌های مختلفی داره 235 00:19:58,030 --> 00:20:01,283 ‫آبی، طلایی، طیف‌های مختلف بنفش 236 00:20:02,660 --> 00:20:04,203 ‫شبیه یه لاک‌پشته 237 00:20:05,955 --> 00:20:07,623 ‫تا حالا متوجه‌ی حضورش شدی؟ 238 00:20:08,916 --> 00:20:10,542 ‫فکر نمی‌کنم 239 00:20:10,543 --> 00:20:13,294 ‫فقط توی بارانداز پادشاه پیدا می‌شه 240 00:20:13,295 --> 00:20:16,716 ‫از فضولات موجودات دیگه تغذیه می‌کنه 241 00:20:21,387 --> 00:20:22,687 ‫خیلی زیباست 242 00:20:25,516 --> 00:20:27,852 ‫خب، وقتی تابستون شروع شد ‫باید بهم نشونش بدی 243 00:20:34,942 --> 00:20:36,819 ‫برات مهم نیست 244 00:20:39,530 --> 00:20:40,830 ‫داری وانمود می‌کنی 245 00:20:42,783 --> 00:20:46,996 ‫همه‌ی چیزهایی که تو بهشون ‫اهمیت می‌دی زشت و کریه هستن 246 00:20:48,873 --> 00:20:50,458 ‫این‌جا… 247 00:20:51,709 --> 00:20:53,009 ‫زشته 248 00:20:56,714 --> 00:20:58,841 ‫خودِ تو… 249 00:21:00,384 --> 00:21:01,509 ‫زشتی 250 00:21:01,510 --> 00:21:02,810 ‫غذا بخور 251 00:21:03,846 --> 00:21:05,431 ‫وگرنه مجبورم به زور متوسل بشم 252 00:21:33,918 --> 00:21:35,218 ‫نه 253 00:21:35,836 --> 00:21:37,136 ‫نه! نه! 254 00:21:37,838 --> 00:21:40,089 ‫نه! نه! نه! 255 00:21:40,090 --> 00:21:41,801 ‫بس کنید! تمومش کنید! 256 00:21:57,358 --> 00:21:58,943 ‫به پیش! 257 00:22:10,663 --> 00:22:11,963 ‫برادر 258 00:22:13,332 --> 00:22:15,208 ‫تو هم قراره به تامبلتون بری؟ 259 00:22:15,209 --> 00:22:17,545 ‫نه. امروز قراره از ملکه محافظت کنیم 260 00:22:18,921 --> 00:22:20,339 ‫می‌خواد کجا بره؟ 261 00:22:24,760 --> 00:22:28,429 ‫خبر برگشتن اگان ملکه رو ‫به مسیری تاریک کشونده 262 00:22:28,430 --> 00:22:31,140 ‫بیلا رو تنبیه کرده ‫و گفته حق خروج از قلعه رو نداره 263 00:22:31,141 --> 00:22:32,809 ‫خبر داری؟ 264 00:22:32,810 --> 00:22:34,769 ‫دوران خطرناکیه، 265 00:22:34,770 --> 00:22:37,606 ‫و من نمی‌تونم کارهای ‫علیاحضرت رو زیر سوال ببرم 266 00:22:40,484 --> 00:22:41,943 ‫چرا زیر سوال ببری؟ 267 00:22:41,944 --> 00:22:45,321 ‫در حالی که پدرمون منتظره ‫به دست هایتاورها کشته بشه، 268 00:22:45,322 --> 00:22:48,157 ‫رینیرا تو رو به جای اون قرار داده 269 00:22:48,158 --> 00:22:50,369 ‫یه پیشرفت باشکوه برای یه حروم‌زاده‌ست 270 00:22:53,289 --> 00:22:56,750 ‫من هیچ جاه‌طلبی‌ای ندارم ‫و فقط می‌خوام وظایفم رو انجام بدم 271 00:22:58,043 --> 00:22:59,343 ‫آماده باشید! 272 00:23:14,184 --> 00:23:16,478 ‫صف تشکیل بدید! 273 00:23:22,443 --> 00:23:23,743 ‫به پیش! 274 00:23:44,089 --> 00:23:45,389 ‫پناه بر خدایان 275 00:23:46,800 --> 00:23:48,344 ‫چطور می‌خوایم باهاشون بجنگیم؟ 276 00:23:49,553 --> 00:23:52,348 ‫شجاعانه و بی‌دلیل 277 00:23:53,515 --> 00:23:55,017 ‫سر جاتون قرار بگیرید، پسرها 278 00:23:55,726 --> 00:23:57,811 ‫حرکت کنید، برید سر جاتون 279 00:23:59,480 --> 00:24:00,940 ‫حرکت کنید. شجاع باشید 280 00:24:02,691 --> 00:24:04,944 ‫پسرها رو بذار جلو. باید دیده بشن 281 00:24:06,862 --> 00:24:11,408 ‫سرورم، خبری از اولف نیست، ‫و همراه اژدهاش نیست 282 00:24:16,830 --> 00:24:18,706 ‫از هر بخش تعدادی از سربازها رو بردار 283 00:24:18,707 --> 00:24:19,707 ‫و توی شهر دنبالش بگردید 284 00:24:19,708 --> 00:24:20,833 ‫و پیداش کنید 285 00:24:20,834 --> 00:24:22,001 ‫شما همراهم بیایید 286 00:24:22,002 --> 00:24:23,504 ‫- یه مشکلی هست ‫- آره 287 00:24:24,755 --> 00:24:26,297 ‫همه‌مون قراره بمیریم 288 00:24:26,298 --> 00:24:27,598 ‫نه 289 00:24:28,133 --> 00:24:29,468 ‫عمو یه مشکلی داره 290 00:24:30,552 --> 00:24:33,138 ‫اون و راکستون ‫یه نقشه‌ی مخفیانه کشیدن 291 00:24:35,474 --> 00:24:37,141 ‫حتی از منم مخفیش کرده 292 00:24:37,142 --> 00:24:39,352 ‫- هر چیزی که بوده… ‫- ازم دور شو! 293 00:24:39,353 --> 00:24:41,855 ‫…به نظر نمی‌رسه موفقیت‌آمیز بوده باشه 294 00:24:45,109 --> 00:24:46,484 ‫لطفاً! 295 00:24:46,485 --> 00:24:48,027 ‫لطفاً، قربان، نمی‌خوایم این کار رو بکنیم 296 00:24:48,028 --> 00:24:49,530 ‫- من فقط می‌خوام برم خونه پیش مامانم ‫- مجبورمون نکنید 297 00:24:50,823 --> 00:24:52,449 ‫باید برای رویارویی با دشمن ‫با اژدهام پرواز کنم 298 00:24:53,701 --> 00:24:55,001 ‫نه! 299 00:24:55,869 --> 00:24:59,790 ‫همه‌ی این سربازها و این پسربچه‌ها ‫به‌خاطر من این‌جان 300 00:25:01,417 --> 00:25:04,252 ‫- نمی‌تونم توی جنگ تنهاشون بذارم ‫- به چه هدفی، پسر؟ 301 00:25:04,253 --> 00:25:06,421 ‫این‌که تبدیل به یه جسد دیگه ‫بین کوه مُرده‌های اورمند بشی؟ 302 00:25:06,422 --> 00:25:08,048 ‫چه چاره‌ی دیگه‌ای دارم؟ 303 00:25:08,549 --> 00:25:11,135 ‫یا باید بجنگم، یا فرار کنم 304 00:25:17,349 --> 00:25:18,976 ‫شاید یه راه دیگه هم باشه 305 00:25:21,770 --> 00:25:23,230 ‫اژدها! 306 00:25:40,247 --> 00:25:41,957 ‫اولفِ اژدهاسوار! 307 00:25:43,167 --> 00:25:45,251 ‫دنبال اولفِ اژدهاسوار می‌گردم 308 00:25:45,252 --> 00:25:46,628 ‫اولف! 309 00:25:48,547 --> 00:25:49,847 ‫اولف! 310 00:25:54,261 --> 00:25:58,097 ‫و اینم از پادشاه کوچولوی لُرد اورمند ‫و ملازم وفادارش 311 00:25:58,098 --> 00:25:59,640 ‫خفه شو 312 00:25:59,641 --> 00:26:02,727 ‫دریفت‌مارک ویران شده، ‫میراثت از هم پاشیده 313 00:26:02,728 --> 00:26:06,439 ‫اما پادشاه دیرون که خیلی ‫سخاوتمند و خردمنده، 314 00:26:06,440 --> 00:26:10,068 ‫می‌تونه آینده‌ی بهتری نسبت ‫به چیزی که رینیرا برات می‌سازه فراهم کنه 315 00:26:10,069 --> 00:26:12,112 ‫فقط شرافتم برام باقی مونده 316 00:26:13,530 --> 00:26:16,783 ‫واقعاً فکر می‌کنی برای گرفتن ‫سکه‌های هایتاورها اون رو می‌فروشم؟ 317 00:26:16,784 --> 00:26:18,084 ‫بسیار خب 318 00:26:18,577 --> 00:26:20,120 ‫پس مسیر سخت رو انتخاب می‌کنی 319 00:26:37,471 --> 00:26:38,771 ‫راه رو باز کنید! 320 00:26:39,723 --> 00:26:41,023 ‫راه رو باز کنید! 321 00:26:42,267 --> 00:26:45,604 ‫- برید عقب! ‫- برید عقب! برید عقب! 322 00:26:46,355 --> 00:26:48,649 ‫برید! راه رو باز کنید! 323 00:26:49,858 --> 00:26:51,158 ‫برید عقب! 324 00:27:07,251 --> 00:27:08,551 ‫برید عقب! 325 00:27:11,498 --> 00:27:13,530 ‫[ ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها ] 326 00:27:14,883 --> 00:27:19,220 ‫تو جانشین من هستی، جافری، ‫و وظیفه‌ای که بهت محول می‌کنم 327 00:27:19,221 --> 00:27:20,889 ‫چیزی بیش از حکومت کردنه 328 00:27:24,101 --> 00:27:27,103 ‫یه داستانی وجود داره ‫که پدربزرگت برام تعریف کرد 329 00:27:27,104 --> 00:27:29,189 ‫و پادشاه پیر اون رو براش تعریف کرده بود 330 00:27:30,357 --> 00:27:32,192 ‫و منم اون رو برای… 331 00:27:33,485 --> 00:27:34,785 ‫برادرت تعریف کردم… 332 00:27:36,655 --> 00:27:38,448 ‫بعد از این‌که به قدرت رسیدم 333 00:27:44,246 --> 00:27:46,414 ‫تامبلتون، لُردها! 334 00:27:46,415 --> 00:27:47,715 ‫بالاخره! 335 00:27:49,793 --> 00:27:52,712 ‫اگه کول نبود، ۲ هفته پیش ‫می‌رسیدیم به این‌جا 336 00:27:52,713 --> 00:27:55,673 ‫خیلی راحت می‌شه فراموشش کرد. ‫چطور مُرد؟ 337 00:27:55,674 --> 00:27:56,974 ‫خیلی بد 338 00:28:00,095 --> 00:28:03,306 ‫شاهزاده، سروران، ‫یه شوالیه‌ی هایتاور داره میاد 339 00:28:03,307 --> 00:28:05,558 ‫خب که چی؟ بُکُشیدش 340 00:28:05,559 --> 00:28:06,894 ‫لُرد کورلیس همراشه 341 00:28:09,188 --> 00:28:10,488 ‫برو حیوون 342 00:28:22,993 --> 00:28:24,293 ‫شاهزاده دیمون 343 00:28:25,037 --> 00:28:26,662 ‫من سِـر گواین هایتاور هستم 344 00:28:26,663 --> 00:28:27,963 ‫خوش‌بختم 345 00:28:28,373 --> 00:28:29,791 ‫لعنتی 346 00:28:32,628 --> 00:28:34,838 ‫گوشت بیشتری روی چاقوی قصاب دیدم ‫نسبت به گوشتی که روی این جسمه 347 00:28:36,840 --> 00:28:38,140 ‫می‌شه من بُکُشمش؟ 348 00:28:38,884 --> 00:28:40,593 ‫لُرد کورلیس رو که می‌شناسید 349 00:28:40,594 --> 00:28:41,894 ‫خوبی؟ 350 00:28:42,721 --> 00:28:44,021 ‫به اندازه‌ی کافی خوب هستم 351 00:28:46,600 --> 00:28:48,267 ‫خب حرف بزن 352 00:28:48,268 --> 00:28:51,354 ‫پسرعموم اورمند عقلش رو ‫از دست داده 353 00:28:51,355 --> 00:28:53,064 ‫ترجیح می‌ده بمیره ‫ولی شکست رو نپذیره 354 00:28:53,065 --> 00:28:54,365 ‫و تو؟ 355 00:28:55,067 --> 00:28:56,485 ‫خب من کور نیستم 356 00:28:57,736 --> 00:28:59,863 ‫می‌دونم اگه حمله کنید ‫امکان نداره زنده بمونیم 357 00:29:01,114 --> 00:29:02,699 ‫پس به عنوان نشانه‌ای از حسن نیّت، 358 00:29:06,328 --> 00:29:07,628 ‫دست‌تون رو پس می‌دم 359 00:29:09,581 --> 00:29:11,250 ‫دست‌مون البته با ۴ تا انگشت 360 00:29:12,125 --> 00:29:13,425 ‫برای درخواست صلح اومدم 361 00:29:14,127 --> 00:29:15,544 تا ازتون تقاضا کنم 362 00:29:15,545 --> 00:29:17,256 ‫از طرف دیرون تارگرین 363 00:29:18,298 --> 00:29:21,300 ‫آخرین نفر از سلسله‌ی ‫پادشاهان دروغین‌تون 364 00:29:21,301 --> 00:29:22,885 ‫جنگ زمانی به پایان می‌رسه ‫که سرهای خائنین 365 00:29:22,886 --> 00:29:24,972 ‫بالای دروازه‌ی پادشاه ‫روی نیزه رفته باشن… 366 00:29:25,973 --> 00:29:27,139 ‫قبلش به پایان نمی‌رسه 367 00:29:27,140 --> 00:29:28,850 ‫به درخواست دیرون گوش بدید 368 00:29:29,685 --> 00:29:31,102 ‫قلمرو رو تقسیم کنید 369 00:29:31,103 --> 00:29:33,688 ‫ملکه می‌تونه به سرزمین‌های سلطنتی، ‫شمال، وِیل، 370 00:29:33,689 --> 00:29:35,064 ‫و تمام سرزمین‌هایی که ترایدنت ‫سیراب‌شون می‌کنه، حکومت کنه 371 00:29:35,065 --> 00:29:38,109 ‫و بذارید دیرون از اولدتاون حکومت کنه 372 00:29:38,110 --> 00:29:39,820 ‫لطفاً! 373 00:29:40,988 --> 00:29:44,198 ‫بذارید این عوضیِ جنوبیِ لوس رو بُکُشم 374 00:29:44,199 --> 00:29:46,284 ‫قلمرو یه زمانی هفت پادشاهی بود، 375 00:29:46,285 --> 00:29:47,952 ‫قبل از فاتح، وقتی تقسیم شده بودیم 376 00:29:47,953 --> 00:29:49,412 ‫- اما صلح برقرار بود… ‫- تمومش کنید! 377 00:29:49,413 --> 00:29:51,206 ‫دستِ عزیز! 378 00:29:51,915 --> 00:29:54,960 ‫فکر می‌کردم هایتاورها ‫زبونت رو هم بریدن 379 00:29:58,005 --> 00:29:59,305 ‫هایتاور اشتباه نمی‌گه 380 00:30:00,299 --> 00:30:02,300 ‫خاندان‌های بزرگی هستن ‫که هنوز به سنتی معتقدن 381 00:30:02,301 --> 00:30:06,262 ‫که شورای بزرگ تعیین کرد، ‫این‌که یک زن نمی‌تونه حکومت کنه 382 00:30:06,263 --> 00:30:08,639 ‫همسر خودت رو کنار گذاشتن، کورلیس 383 00:30:08,640 --> 00:30:10,766 ‫رینیرا تاج‌وتخت رو با گروهی ‫از اژدهایانش به دست آورد 384 00:30:10,767 --> 00:30:12,268 ‫حکومتش خدشه‌ناپذیره 385 00:30:12,269 --> 00:30:14,353 ‫ملکه اژدهایان زیادی داره، درسته، 386 00:30:14,354 --> 00:30:15,897 ‫اما خاندان‌های بزرگ مردد هستن 387 00:30:17,107 --> 00:30:19,818 ‫رعیت‌هاش احساس امنیت نمی‌کنن، ‫نباید هم بکنن 388 00:30:20,944 --> 00:30:22,821 ‫ایموند و ویگار هنوز فراری‌ان 389 00:30:29,745 --> 00:30:31,704 ‫اولدتاون رو بدید به شاهزاده دیرون 390 00:30:31,705 --> 00:30:34,915 ‫اون رو لُرد اعظمِ ریچ کنید 391 00:30:34,916 --> 00:30:37,209 ‫دیرون هیچ‌وقت پادشاه نمی‌شه 392 00:30:37,210 --> 00:30:39,670 ‫اما اون و اژدهاش می‌تونن ‫نگهبانان جنوب باشن 393 00:30:39,671 --> 00:30:41,631 ‫این پیشنهاد من نبود 394 00:30:44,384 --> 00:30:46,177 ‫دیرون و رینا رو وصلت کنید 395 00:30:46,178 --> 00:30:48,095 ‫شکاف بین دو خانواده رو ترمیم کنید 396 00:30:48,096 --> 00:30:50,389 ‫با اراده‌ی مشترک بارانداز پادشاه، 397 00:30:50,390 --> 00:30:53,392 ‫ریچ، شمال، ‫سرزمین‌های رودخانه، و وِیل، 398 00:30:53,393 --> 00:30:56,480 ‫رینیرا خیلی سریع و راحت می‌تونه ‫غرب و استورم‌لندز رو به زانو دربیاره 399 00:30:57,230 --> 00:30:58,939 ‫و اگان غاصب چی می‌گه 400 00:30:58,940 --> 00:31:00,900 ‫وقتی از این پیمان باخبر بشه؟ 401 00:31:00,901 --> 00:31:04,487 ‫الان یه جایی اون بیرون ‫با اژدهای چلاقش داره دور می‌زنه، 402 00:31:04,488 --> 00:31:06,989 ‫نیمه‌سوخته‌ست، اما هنوز ‫برای حکومت کردن مناسبه 403 00:31:06,990 --> 00:31:08,575 ‫یا خودش چنین فکری می‌کنه 404 00:31:09,993 --> 00:31:11,293 ‫تازه متوجه شدید؟ 405 00:31:12,788 --> 00:31:15,790 ‫خیلی غم‌انگیزه وقتی آدم می‌بینه ‫برادرها با هم دشمن شدن 406 00:31:15,791 --> 00:31:18,459 ‫اگان و ایموند دشمن‌های مشترکِ ‫این اتحاد جدید می‌شن 407 00:31:18,460 --> 00:31:19,878 ‫اتحاد؟ 408 00:31:21,129 --> 00:31:25,049 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خائن باشی، کورلیس، ‫یا بدتر، بزدل باشی 409 00:31:25,050 --> 00:31:27,761 ‫پادشاه کوچولو چی بهت پیشنهاد داده ‫که قبول کردی بهش وفادار باشی؟ 410 00:31:28,929 --> 00:31:30,229 ‫صلح 411 00:31:31,181 --> 00:31:34,183 ‫دو راه داری، دیمون، 412 00:31:34,184 --> 00:31:36,143 ‫اما هر دو تاشون ‫به یه نتیجه منتهی می‌شن 413 00:31:36,144 --> 00:31:40,356 ‫رینیرا در هر صورت روی تخت آهنین می‌نشینه ‫و به هفت پادشاهی حکومت می‌کنه 414 00:31:40,357 --> 00:31:42,067 ‫چیزی که تصمیمش با توئه… 415 00:31:43,485 --> 00:31:46,154 ‫اینه که از این جنگ چی می‌خوای؟ 416 00:31:46,696 --> 00:31:47,996 ‫پیروزی؟ 417 00:31:48,990 --> 00:31:50,659 ‫یا کوهی از جسدهای هایتاورها؟ 418 00:31:52,160 --> 00:31:54,120 ‫خودت چی فکر می‌کنی؟ 419 00:31:54,121 --> 00:31:56,373 ‫با سنگدلی جون هزارن… 420 00:31:59,084 --> 00:32:01,502 ‫به جز رینیرا هیچ‌کس ‫حکومت نخواهد کرد، 421 00:32:01,503 --> 00:32:04,130 ‫ملکه‌ی مقرر شده‌ی آندال‌ها، ‫نخستین انسان‌ها، 422 00:32:04,131 --> 00:32:06,382 ‫گداها و دزدها و بزدل‌هایی مثل تو 423 00:32:06,383 --> 00:32:10,428 ‫والیریای جدیدی از خاکسترِ ‫برادران ناتنیِ غاصبش 424 00:32:10,429 --> 00:32:12,596 ‫و هایتاورهای اولدتاون ظهور خواهد کرد 425 00:32:12,597 --> 00:32:15,933 ‫با هدف صلح اومدی پیشم، 426 00:32:15,934 --> 00:32:18,018 ‫پس بهت حق انتخاب می‌دم 427 00:32:18,019 --> 00:32:21,272 ‫می‌تونی این‌جا بمیری، ‫یا پشت اون دیوارها بمیری، 428 00:32:21,273 --> 00:32:23,608 ‫مثل یه موش 429 00:32:26,069 --> 00:32:27,611 ‫لُرد کورلیس زندانی منه 430 00:32:27,612 --> 00:32:29,488 ‫هایتاور می‌تونه برگرده ‫تا به پسرعموش هشدار بده 431 00:32:29,489 --> 00:32:31,658 ‫- که ورود ما قریب‌الوقوعه! ‫- بلند شو! بلند شو! 432 00:32:32,659 --> 00:32:35,578 ‫نردبان‌ها و دژکوب‌ها رو بیارید ‫و صف تشکیل بدید 433 00:32:35,579 --> 00:32:37,788 ‫نفر بعدی که بخواد حمله رو عقب بندازه 434 00:32:37,789 --> 00:32:41,460 ‫می‌بندمش به جلوی اسبم! 435 00:33:46,358 --> 00:33:47,776 ‫امکان نداره 436 00:33:48,860 --> 00:33:50,160 ‫تو مُردی 437 00:33:56,284 --> 00:33:57,584 ‫زنده‌ام 438 00:33:59,496 --> 00:34:00,796 ‫احمق 439 00:34:03,458 --> 00:34:05,960 ‫برادر. برادر 440 00:34:05,961 --> 00:34:07,879 ‫التماس می‌کنم من رو ببخش 441 00:34:19,474 --> 00:34:20,774 ‫ببخشم؟ 442 00:34:24,813 --> 00:34:26,773 ‫باید از وسط نصفت کنم 443 00:34:32,362 --> 00:34:34,698 ‫باید بگم سان‌فایر زنده‌زنده بسوزونت 444 00:34:35,949 --> 00:34:39,286 ‫اما آروم‌آروم 445 00:34:40,704 --> 00:34:42,664 ‫تا بتونم ببینم که پوستت… 446 00:34:43,748 --> 00:34:46,626 ‫کنده می‌شه و تاول می‌زنه 447 00:34:47,419 --> 00:34:48,837 ‫ای خویشاوندکُش 448 00:34:50,839 --> 00:34:52,632 ‫غاصب 449 00:34:54,759 --> 00:34:56,059 ‫عوضی! 450 00:35:04,227 --> 00:35:05,527 ‫نه 451 00:35:07,439 --> 00:35:10,357 ‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه! 452 00:35:10,358 --> 00:35:12,067 ‫قرار بود از این لذت ببرم 453 00:35:12,068 --> 00:35:13,445 ‫چه مرگته؟ 454 00:35:15,697 --> 00:35:16,997 ‫باهام بجنگ! 455 00:35:21,786 --> 00:35:24,204 ‫به چیزی که داشتی غبطه می‌خوردم 456 00:35:24,205 --> 00:35:25,998 ‫و تو رو برای حکومت کردن ‫نامناسب می‌دونستم 457 00:35:25,999 --> 00:35:27,334 ‫وای 458 00:35:31,546 --> 00:35:33,131 ‫می‌خواستم بُکُشمت تا جات رو بگیرم 459 00:35:35,550 --> 00:35:37,844 ‫حق داری جونم رو بگیری 460 00:35:44,017 --> 00:35:45,317 ‫کیرم دهنت 461 00:35:46,978 --> 00:35:48,278 ‫بلند شو 462 00:35:55,779 --> 00:35:57,196 ‫باید بریم به تامبلتون 463 00:35:57,197 --> 00:35:59,949 ‫شاهزاده نمی‌تونه بیاد. ‫اژدهاش ترکش کرده 464 00:36:01,117 --> 00:36:03,578 ‫- اون کیه؟ ‫- نامزدمه 465 00:36:12,712 --> 00:36:16,216 ‫می‌دونی اون بیرون چه خبره؟ 466 00:36:19,594 --> 00:36:20,894 ‫نه؟ 467 00:36:22,263 --> 00:36:23,723 ‫رینیرا اعلام کرده من مُردم 468 00:36:24,808 --> 00:36:26,433 ‫و بعد از ناپدید شدن تو، 469 00:36:26,434 --> 00:36:29,562 ‫اون دیرون کوچولوی عوضی ‫تصمیم گرفته باید پادشاه بشه 470 00:36:32,857 --> 00:36:34,484 ‫پس بذار بهت بگم می‌خوایم چیکار کنیم 471 00:36:36,444 --> 00:36:38,987 ‫می‌ریم ویگار رو پیدا می‌کنیم، 472 00:36:38,988 --> 00:36:40,864 ‫می‌ریم به تامبلتون، 473 00:36:40,865 --> 00:36:43,951 ‫و دیرون و اون اورمند بی‌پدر رو ‫سر جاشون می‌نشونیم 474 00:36:43,952 --> 00:36:47,413 ‫و بعدش همه‌مون زیر پرچم من 475 00:36:47,414 --> 00:36:49,040 ‫به بارانداز پادشاه حمله می‌کنیم 476 00:36:51,084 --> 00:36:54,921 ‫و شاید وقتی سر رینیرا ‫روی یه نیزه باشه… 477 00:36:56,005 --> 00:36:57,548 ‫و من بشینم روی تخت آهنین… 478 00:36:57,549 --> 00:36:58,849 ‫ایموند 479 00:37:01,386 --> 00:37:03,304 ‫شاید اون موقع… 480 00:37:05,098 --> 00:37:06,433 ‫ببخشمت… 481 00:37:08,309 --> 00:37:10,854 ‫به‌خاطر این‌که می‌خواستی من رو بُکُشی 482 00:37:13,267 --> 00:37:15,267 ‫ارائـ.ــه از سـ ـایـ.ـت ســی‌نـــمـ.ـا 483 00:37:15,567 --> 00:37:18,152 ‫به جز دروازه‌ی اصلی، ‫یه راه ورود دیگه هم هست 484 00:37:18,153 --> 00:37:20,988 ‫یه دروازه‌ی پشتی قدیمی ‫در ضلع شمال‌شرقی 485 00:37:20,989 --> 00:37:24,074 ‫باروهای چوبی ساختن ‫اما هنوز برای دفاع کامل نیست، 486 00:37:24,075 --> 00:37:26,034 ‫پس نقاط آسیب‌پذیری وجود داره، 487 00:37:26,035 --> 00:37:28,328 ‫به خصوص دیوارهای جنوب‌شرقی 488 00:37:28,329 --> 00:37:29,706 ‫به اندازه‌ی کافی ساده‌ست 489 00:37:30,832 --> 00:37:32,876 ‫باروهای دروازه‌ی اصلی رو می‌سوزونم 490 00:37:33,835 --> 00:37:35,419 ‫وقتی مقاومتی وجود نداشت، 491 00:37:35,420 --> 00:37:37,713 ‫نیروهای پیشرو با پوشش کاراکسس ‫حمله رو شروع می‌کنن 492 00:37:37,714 --> 00:37:40,174 ‫اولف و سیلور‌وینگ از عقب ارتش ‫محافظت می‌کنن 493 00:37:40,175 --> 00:37:41,842 ‫هوا که تاریک بشه 494 00:37:41,843 --> 00:37:43,720 ‫بنرهای رینیرا باید بر فراز قلعه ‫به اهتزاز دراومده باشن 495 00:37:46,014 --> 00:37:48,182 ‫خیلی مراقب باشید که به شهر ‫و مردمش آسیب نرسونید 496 00:37:48,183 --> 00:37:49,483 ‫تمام قلمرو نظاره‌گره 497 00:37:50,602 --> 00:37:53,020 ‫جایگاه اخلاقی ملکه ‫باید خدشه‌ناپذیر بمونه 498 00:37:53,021 --> 00:37:54,229 ‫خسته‌کننده به نظر می‌رسه 499 00:37:54,230 --> 00:37:55,606 ‫شاهزاده 500 00:37:55,607 --> 00:37:58,025 ‫سروران. روی دیوارها ‫تحرکاتی دیده می‌شه 501 00:37:58,026 --> 00:38:01,529 ‫دشمن تعداد نیروهاش رو ‫با کودکان افزایش داده 502 00:38:03,490 --> 00:38:04,790 ‫پناه بر خدایان 503 00:38:05,408 --> 00:38:07,075 ‫- چند نفرن؟ ‫- خیلی زیاد 504 00:38:07,076 --> 00:38:08,494 ‫در سراسر دیوارها هستن 505 00:38:08,495 --> 00:38:10,330 ‫و اون فقط چیزی بود ‫که من می‌تونستم ببینم 506 00:38:12,415 --> 00:38:14,424 ‫داره امتحان‌تون می‌کنه، شاهزاده، 507 00:38:14,425 --> 00:38:16,252 ‫شما رو به چالش می‌کشه ‫تا از اژدهاتون استفاده کنید 508 00:38:16,253 --> 00:38:17,712 ‫عوضی بزدل 509 00:38:19,297 --> 00:38:21,966 ‫لُرد رودریک، هنوز آماده‌ای ‫برای ملکه‌مون بمیری؟ 510 00:38:22,592 --> 00:38:23,926 ‫مشتاقانه منتظرم 511 00:38:23,927 --> 00:38:25,427 ‫ریش‌سفیدهات رو ببر بالای دیوارها، 512 00:38:25,428 --> 00:38:27,763 ‫با روحیه‌ی جنگجویان شمالی‌تون ‫بهشون غلبه کنید 513 00:38:27,764 --> 00:38:29,515 ‫و از داخل دروازه رو باز کنید 514 00:38:29,516 --> 00:38:32,684 ‫اما حق نداری تا قبل ‫از باز کردن دروازه بمیری 515 00:38:32,685 --> 00:38:34,437 ‫چشم، دروازه رو باز می‌کنم ‫بعدش می‌میرم 516 00:38:36,147 --> 00:38:37,898 ‫لُرد اُسکار طبق نقشه ‫از جناح حمله می‌کنه 517 00:38:37,899 --> 00:38:39,942 ‫سِـر گاریبالد نیروهای ذخیره رو ‫فرماندهی می‌کنه 518 00:38:39,943 --> 00:38:41,778 ‫مرکزش مال منه 519 00:39:01,381 --> 00:39:03,799 ‫این خانه‌ی هفت خداست 520 00:39:03,800 --> 00:39:06,344 ‫هیچ سلاحی نباید بهش وارد بشه 521 00:39:07,345 --> 00:39:10,097 ‫مردم بارانداز پادشاه جمع شدن 522 00:39:10,098 --> 00:39:12,642 ‫و می‌خوان بدونن خدایان ‫چه کسی رو برای رهبری برگزیدن 523 00:39:14,185 --> 00:39:16,228 ‫تو بهشون جواب می‌دی 524 00:39:16,229 --> 00:39:18,230 ‫و جلوی چشم همه ‫مراسم تدهین من رو انجام می‌دی 525 00:39:18,231 --> 00:39:21,317 ‫قبلاً بهتون گفتم ‫که چنین کاری غیرممکنه 526 00:39:22,527 --> 00:39:25,696 ‫و حالا بعد از زنده شدن اگان و اژدهاش 527 00:39:25,697 --> 00:39:28,115 ‫نشانه‌ی مشخص‌تری از این وجود نداره 528 00:39:28,116 --> 00:39:31,911 ‫که خدایان چه کسی رو ‫برای رهبری برگزیدن، شاه‌دخت 529 00:39:32,745 --> 00:39:34,080 ‫من ملکه‌ام 530 00:39:36,541 --> 00:39:37,917 ‫پیرمرد فراموش کرده 531 00:39:39,377 --> 00:39:42,297 ‫تاج پدرم رو بر سر گذاشتم ‫و روی تخت آهنینش می‌نشینم… 532 00:39:43,298 --> 00:39:45,592 ‫در حالی که ۶ اژدها دارم 533 00:39:46,968 --> 00:39:49,137 ‫نمی‌تونی برای دومین بار ‫حقم رو ازم دریغ کنی 534 00:39:50,388 --> 00:39:52,890 ‫شاید ۶ تا اژدها داشته باشی، 535 00:39:52,891 --> 00:39:56,560 ‫اما من خدای هفت‌چهره دارم 536 00:39:56,561 --> 00:40:00,148 ‫غیرممکنه که خلاف اراده‌شون عمل کنم 537 00:40:06,321 --> 00:40:08,281 ‫پس یه خائنی 538 00:40:11,784 --> 00:40:13,369 ‫من روحانی اعظم مذهب هفت هستم 539 00:40:14,621 --> 00:40:19,082 ‫اگه به من آسیب برسونی ‫یعنی علیه سپتِ ستاره‌ای اعلان جنگ کردی 540 00:40:19,083 --> 00:40:22,712 ‫و روحت رو به عمیق‌ترین جهنم ‫از هفت جهنم محکوم می‌کنی 541 00:40:26,299 --> 00:40:29,844 ‫خون والیریای کهن در رگ‌های تو جاریه 542 00:40:31,429 --> 00:40:33,181 ‫تو به خدایانی پاسخ می‌دی ‫که از خدایان اون والاترن 543 00:40:37,769 --> 00:40:40,438 ‫برای اونا این خونه… 544 00:40:41,689 --> 00:40:44,275 ‫چیزی جز بنایی از آجر و سنگ نیست 545 00:40:48,655 --> 00:40:51,281 ‫بر روی زمینی مقدس ایستادیم 546 00:40:51,282 --> 00:40:53,242 ‫این‌جا یه پناهگاهه! 547 00:41:38,413 --> 00:41:39,872 ‫قبل از مرگ… 548 00:41:40,999 --> 00:41:44,502 ‫پدرم، ویسیریسِ صلح‌طلب… 549 00:41:45,628 --> 00:41:46,928 ‫من رو جانشین خودش اعلام کرد 550 00:41:49,048 --> 00:41:53,177 ‫مخفیانه و یواشکی نه، ‫بلکه یه مراسم رسمی گرفت 551 00:41:54,137 --> 00:41:58,015 ‫صدها لُرد مسافت‌های طولانی رو پیمودن 552 00:41:58,016 --> 00:42:02,145 ‫تا در برابر خدایان و انسان‌ها ‫به من سوگند وفاداری یاد کنن 553 00:42:06,607 --> 00:42:10,028 ‫اما حکومت کردن من از قبل مقرر شده بود 554 00:42:11,154 --> 00:42:13,406 ‫پیش‌گویی شده بود… 555 00:42:14,365 --> 00:42:16,743 ‫خیلی قبل‌تر از این‌که ‫حتی ویسیریس به دنیا بیاد 556 00:42:21,330 --> 00:42:23,499 ‫با نابودی آغاز شد… 557 00:42:24,709 --> 00:42:27,169 ‫وقتی آتش و جهنم زبانه کشیدن 558 00:42:27,170 --> 00:42:30,672 ‫تا والیریای کهن و مردمش رو نابود کنن 559 00:42:30,673 --> 00:42:32,592 ‫اولفِ اژدهاسوار رو می‌خوام! 560 00:42:34,052 --> 00:42:36,053 ‫برید داخل. پیداش کنید! 561 00:42:36,054 --> 00:42:38,305 ‫فقط تارگرین‌ها زنده موندن 562 00:42:38,306 --> 00:42:39,639 ‫کجاست؟ 563 00:42:39,640 --> 00:42:43,186 ‫فقط خانواده‌ی من در امان موندن 564 00:42:49,734 --> 00:42:53,278 ‫خدایان اجداد من رو احضار کردن، 565 00:42:53,279 --> 00:42:55,990 ‫اگانِ فاتح رو… 566 00:42:56,991 --> 00:43:01,203 ‫تا به هفت پادشاهی بیاد ‫و قلمرو تقسیم‌شده رو 567 00:43:01,204 --> 00:43:05,500 ‫زیر پرچم سیاه و سرخ متحد کنه 568 00:43:07,335 --> 00:43:09,711 ‫اون رو… 569 00:43:09,712 --> 00:43:12,715 ‫«محافظ جهان بشریت» نامیدن 570 00:43:14,008 --> 00:43:16,552 ‫وظیفه‌ش محافظت کردن ازش بود… 571 00:43:17,386 --> 00:43:21,223 ‫در برابر تاریکی‌ای شوم و قدیمی 572 00:43:21,224 --> 00:43:23,559 ‫که در شمال دور کمین کرده… 573 00:43:24,435 --> 00:43:28,730 ‫آن سوی دیوار، ‫آن سوی سرزمین‌های زمستانی 574 00:43:28,731 --> 00:43:32,484 ‫و فقط قدرت اژدهایان 575 00:43:32,485 --> 00:43:34,904 ‫می‌تونه در برابرش ایستادگی کنه 576 00:43:36,823 --> 00:43:41,576 ‫فاتح این وظیفه‌ی مقدس رو 577 00:43:41,577 --> 00:43:46,206 ‫به نوادگان برگزیده‌ش سپرد، ‫به پادشاه پیر، جیهیریس، 578 00:43:46,207 --> 00:43:49,459 ‫بعدش به پدرم و بعدش به من 579 00:43:49,460 --> 00:43:53,297 ‫نسل هایتاورها نمی‌تونه ‫این پیش‌گویی رو محقق کنه 580 00:43:55,508 --> 00:43:58,427 ‫اگه می‌خواید جهان‌تون نابود نشه… 581 00:44:00,096 --> 00:44:02,640 ‫من باید راه رو روشن کنم 582 00:44:03,558 --> 00:44:08,019 ‫چون من سپر مردم هستم 583 00:44:08,020 --> 00:44:12,108 ‫من رینیرای برگزیده هستم 584 00:44:15,215 --> 00:44:16,994 ‫من… 585 00:44:16,995 --> 00:44:21,517 شاهزاده‌ی موعود هستم 586 00:44:27,707 --> 00:44:31,544 ‫لُردها، شوالیه‌ها، ‫وحشی‌ها، و بی‌رحم‌ها! 587 00:44:35,214 --> 00:44:37,633 ‫چه امروز زنده بمونید، چه بمیرید… 588 00:44:38,634 --> 00:44:41,386 ‫در تاریخ از شما به عنوان ‫کسانی یاد می‌شه 589 00:44:41,387 --> 00:44:44,932 ‫که آغازِ پایان هایتاورها رو رقم زدن! 590 00:44:47,435 --> 00:44:49,687 ‫به هیچ‌کس رحم نکنید! 591 00:44:51,689 --> 00:44:53,149 ‫به هیچ‌کس امان ندید 592 00:44:55,484 --> 00:44:58,654 ‫بهترین‌تون رو نمی‌خوام، ‫بدترین‌تون رو می‌خوام! 593 00:45:10,374 --> 00:45:11,674 ‫حالا برید… 594 00:45:12,627 --> 00:45:14,503 ‫و بُکُشیدشون 595 00:45:32,980 --> 00:45:34,857 ‫بسیار خب، دوستان! 596 00:45:36,067 --> 00:45:37,367 ‫شمشیرهاتون رو بکشید! 597 00:45:38,444 --> 00:45:39,862 ‫شکم‌ها رو بدید داخل! 598 00:46:39,255 --> 00:46:41,756 ‫دستگاه‌های محاصره، آماده‌! 599 00:46:41,757 --> 00:46:43,550 ‫کماندارها، بِکِشید! 600 00:46:43,551 --> 00:46:45,260 ‫بِکِشید، بِکِشید، بِکِشید! 601 00:46:45,261 --> 00:46:46,595 ‫خوب نشونه بگیرید، دوستان! 602 00:47:09,869 --> 00:47:11,661 ‫یالا! 603 00:47:11,662 --> 00:47:14,748 ‫تیرهاتون رو بندازید، 604 00:47:14,749 --> 00:47:16,876 ‫حروم‌زاده‌های بچه‌باز! 605 00:47:34,602 --> 00:47:35,936 ‫رها کنید! 606 00:48:07,385 --> 00:48:08,685 ‫سرورم 607 00:48:09,387 --> 00:48:12,055 ‫هیچ نشونه‌ای از اولف هیچ‌جا پیدا نمی‌شه 608 00:48:12,056 --> 00:48:14,182 ‫- فرار کرده ‫- سرورم 609 00:48:14,183 --> 00:48:15,559 ‫نبرد آغاز شد 610 00:48:16,977 --> 00:48:19,354 ‫- جدی می‌گی!؟ ‫- بله، سرورم 611 00:48:19,355 --> 00:48:22,650 ‫به نظر می‌رسه دیمون تارگرین ‫شرایط پادشاه دیرون رو نپذیرفته 612 00:48:26,362 --> 00:48:27,662 ‫شرایط؟ 613 00:48:29,198 --> 00:48:30,573 ‫بگو ببینم! 614 00:48:30,574 --> 00:48:32,742 ‫پادشاه دیرون سِـر گواین رو فرستادن 615 00:48:32,743 --> 00:48:35,078 ‫تا در مورد صلح ‫با دشمن مذاکره کنه 616 00:48:35,079 --> 00:48:38,373 ‫مار دریا رو آزاد کردن، سرورم، ‫به عنوان بخشی از معامله 617 00:48:38,374 --> 00:48:41,627 ‫دنبالش بگردید. ‫اولفِ اژدهاسوار رو پیدا کنید 618 00:48:54,890 --> 00:48:56,266 ‫شاهزاده کجاست؟ 619 00:48:56,267 --> 00:48:57,567 ‫پادشاه؟ 620 00:49:06,902 --> 00:49:08,487 ‫نردبان‌ها! نردبان‌ها! 621 00:49:10,739 --> 00:49:12,039 ‫روغن! 622 00:49:29,884 --> 00:49:31,594 ‫به پیش! 623 00:49:43,105 --> 00:49:44,482 ‫دیوار جنوبی! 624 00:50:24,355 --> 00:50:26,189 ‫کماندارها! 625 00:50:26,190 --> 00:50:28,067 ‫خندق‌ها رو آتیش بزنید! 626 00:50:50,965 --> 00:50:54,385 ‫اعلی‌حضرت، سِـر اولفِ سفید رو ‫نمی‌تونم پیدا کنم 627 00:50:56,971 --> 00:50:59,514 ‫منظورت چیه که نمی‌تونی پیداش کنی؟ 628 00:50:59,515 --> 00:51:01,809 ‫اژدهای خیلی بزرگی داره 629 00:51:02,518 --> 00:51:05,604 ‫معذرت می‌خوام، اعلی‌حضرت. ‫اما همراه اژدهاش نیست 630 00:51:16,240 --> 00:51:17,616 ‫برجک! 631 00:51:26,458 --> 00:51:27,667 ‫بمونید! 632 00:51:27,668 --> 00:51:29,670 ‫اون دروازه‌ی لعنتی رو پیدا کنید، دوستان! 633 00:51:30,963 --> 00:51:32,263 ‫بُکُشیدشون 634 00:51:33,132 --> 00:51:34,432 ‫شمشیر بکشید! 635 00:51:35,217 --> 00:51:36,844 ‫- بُکُشیدشون! ‫- به پیش! 636 00:51:48,480 --> 00:51:50,024 ‫اون اژدهای هیو چکشه؟ 637 00:51:50,691 --> 00:51:52,693 ‫هیو باید از بارانداز پادشاه محافظت کنه 638 00:51:54,153 --> 00:51:55,613 ‫ببینید چرا اومده این‌جا 639 00:52:08,917 --> 00:52:11,753 ‫لشکر مرکزی! پشت سر من صف بکشید! 640 00:52:11,754 --> 00:52:13,054 ‫کاراکسس! 641 00:52:27,269 --> 00:52:29,647 ‫- آماده! ‫- مواضع‌تون رو حفظ کنید! 642 00:52:34,109 --> 00:52:35,486 ‫اژدها! 643 00:52:36,153 --> 00:52:38,072 ‫سوارش رو زمین‌گیر کنید! 644 00:52:41,617 --> 00:52:42,917 ‫دراکاریس! 645 00:52:55,798 --> 00:52:57,591 ‫برید! برید پایین! 646 00:52:58,133 --> 00:52:59,676 ‫از بین درها برید! 647 00:52:59,677 --> 00:53:00,977 ‫یالا! 648 00:53:02,054 --> 00:53:03,681 ‫از سر راه برید کنار! 649 00:53:04,306 --> 00:53:05,606 ‫برید! 650 00:53:14,358 --> 00:53:15,658 ‫دراکاریس! 651 00:53:44,596 --> 00:53:46,807 ‫به پیش! 652 00:54:21,508 --> 00:54:22,808 ‫به سمت دروازه‌های اصلی! 653 00:54:25,262 --> 00:54:27,264 ‫پس دروازه‌ها باز شدن، دوستان 654 00:54:29,099 --> 00:54:30,851 ‫و ما هنوز زنده‌ایم 655 00:54:31,894 --> 00:54:34,061 ‫اون پادشاه کوچولو رو برام پیدا کنید 656 00:54:34,062 --> 00:54:35,362 ‫برید! 657 00:54:37,274 --> 00:54:39,067 ‫لُرد هایتاور رو می‌خوام 658 00:54:57,669 --> 00:54:59,171 ‫بلندش کنید! 659 00:55:02,216 --> 00:55:05,260 ‫- بلند شو! ‫- آدم مستِ بی‌ارزش! 660 00:55:05,928 --> 00:55:08,972 ‫تنها کاری که نیاز بود بکنی ‫این بود که سوار اژدهات بشی! 661 00:55:10,265 --> 00:55:12,391 ‫از دیوارها عبور کردن 662 00:55:12,392 --> 00:55:14,853 ‫آشغال حروم‌زاده‌ی به درد نخور! 663 00:55:16,188 --> 00:55:17,564 ‫شاید همه‌چیز رو به باد داده باشی 664 00:55:18,607 --> 00:55:21,692 ‫حالا برو سوار اون جونور بشو 665 00:55:21,693 --> 00:55:23,195 ‫و کاری که بهت گفته شده رو انجام بده 666 00:55:33,997 --> 00:55:36,208 ‫اورمند هایتاور 667 00:55:43,549 --> 00:55:45,425 ‫کت، کجایی؟ 668 00:55:49,179 --> 00:55:50,479 ‫کت! 669 00:55:54,226 --> 00:55:56,519 ‫ارومند هایتاور! 670 00:55:56,520 --> 00:55:57,855 ‫خویشاوندکُش! 671 00:56:04,653 --> 00:56:06,238 ‫کودک‌کُش 672 00:56:07,865 --> 00:56:09,491 ‫کافر! 673 00:56:22,212 --> 00:56:24,964 ‫سِـر اولف، شاهزاده دیمون ‫بهم دستور دادن 674 00:56:24,965 --> 00:56:27,050 ‫که مطمئن بشم شما و اژدهاتون… 675 00:56:38,103 --> 00:56:39,403 ‫دیرون! 676 00:56:39,897 --> 00:56:41,356 ‫مذاکرات شکست خورد 677 00:56:41,899 --> 00:56:44,525 ‫دیمون شهر رو گرفته 678 00:56:44,526 --> 00:56:45,826 ‫می‌میری 679 00:56:46,695 --> 00:56:48,947 ‫اما حداقل به عنوان یه بزدل ‫به خاطر سپرده نمی‌شم 680 00:56:49,781 --> 00:56:52,366 ‫من کنار مردهای شجاع زیادی جنگیدم 681 00:56:52,367 --> 00:56:55,953 ‫که معتقد بودن مرگ ‫تنها راه رسیدن به شکوهه 682 00:56:55,954 --> 00:56:57,915 ‫در راه غرور اورمند ‫خودت رو به کشتن نده 683 00:57:00,584 --> 00:57:02,251 ‫پسرم 684 00:57:02,252 --> 00:57:03,629 ‫پسرم، لطفاً 685 00:57:06,256 --> 00:57:07,381 ‫خواهش می‌کنم! 686 00:57:07,382 --> 00:57:08,682 ‫جلو نیا 687 00:57:18,644 --> 00:57:19,944 ‫جلو نیا 688 00:57:20,979 --> 00:57:22,606 ‫پس باید از روی جنازه‌ی من رد بشی 689 00:57:55,430 --> 00:57:57,391 ‫دراکاریس! 690 00:58:19,496 --> 00:58:20,998 ‫پیدات شد 691 00:58:40,934 --> 00:58:42,602 ‫اونم از مهره‌ی اورمند 692 00:58:43,729 --> 00:58:45,355 ‫شاید زنده بمونیم 693 00:58:51,987 --> 00:58:53,287 ‫یه مسیر باز کنید! 694 01:00:23,370 --> 01:00:25,830 ‫به این می‌گن یه گایش درست‌وحسابی 695 01:00:25,831 --> 01:00:27,624 ‫از طرف شمالی‌ها 696 01:00:39,845 --> 01:00:41,804 ‫کون لق شما هم 697 01:00:41,805 --> 01:00:44,015 ‫نه. نه! 698 01:00:59,531 --> 01:01:01,408 ‫برو! یه جا پناه بگیر! 699 01:02:13,521 --> 01:02:15,774 ‫کجایی!؟ 700 01:03:48,366 --> 01:03:49,992 ‫اولف علیه ما شده 701 01:03:49,993 --> 01:03:51,494 ‫شهر از دست رفته 702 01:03:52,787 --> 01:03:54,372 ‫باید بریم 703 01:05:06,694 --> 01:05:08,405 ‫دیرون 704 01:05:15,412 --> 01:05:16,712 ‫دیرون 705 01:05:40,311 --> 01:05:42,730 ‫کت. کت! 706 01:06:32,113 --> 01:06:33,413 ‫ملکه‌ی من! 707 01:08:49,035 --> 01:08:54,035 ‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@ 708 01:08:54,036 --> 01:08:59,036 ‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@ 709 01:08:59,037 --> 01:09:14,037 ‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫www.30nama.com