1 00:00:00,000 --> 00:00:07,000 ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::. 2 00:00:07,000 --> 00:00:14,000 جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez 3 00:00:14,000 --> 00:00:21,000 ‫ترجمه از: «محمدعلی sm و iredprincess» ‫ :::. iredsub & mmli_sm .::: 4 00:00:25,500 --> 00:00:27,330 ‫مثل پرنده‌ای که تا حالا کسی ندیده 5 00:00:28,620 --> 00:00:30,200 ‫مثل گُلی که تا حالا کسی ندیده 6 00:00:31,580 --> 00:00:33,450 ‫مثل نسیمی که تا حالا کسی ندیده 7 00:00:34,700 --> 00:00:36,660 ‫مثل شبی که تا حالا کسی ندیده 8 00:00:39,740 --> 00:00:42,900 ‫تاحالا چیزی به این شگفت‌انگیزی دیدی؟ 9 00:00:55,830 --> 00:00:57,580 ‫اسم من رادجره 10 00:00:58,160 --> 00:01:01,870 سه سال و سه ماه و سه هفته‌امـه 11 00:01:12,410 --> 00:01:13,500 ‫وای! 12 00:01:14,370 --> 00:01:16,500 ‫اینجا به دنیا اومدم 13 00:01:18,750 --> 00:01:21,790 ‫تو دنیایی که آماندا تصور کرده 14 00:01:53,250 --> 00:01:55,950 ‫هان؟ ‫وای! 15 00:02:01,080 --> 00:02:01,910 ‫وای! 16 00:02:02,000 --> 00:02:05,870 ‫آماندا همیشه باشکوه‌ترین دنیاها رو تصور می‌کنه 17 00:02:09,580 --> 00:02:11,410 ‫اون غول زحمت‌کشـه... 18 00:02:14,290 --> 00:02:16,040 ‫...این هم سنجاب خوش‌صحبت 19 00:02:17,160 --> 00:02:18,790 ‫و این هم نهنگ اقیانوسی... 20 00:02:20,330 --> 00:02:24,200 ‫بعضی‌وقتا، ‫چیزهای ترسناک هم تصور می‌کنه! 21 00:02:29,910 --> 00:02:31,750 ‫رادجر! 22 00:02:33,830 --> 00:02:35,750 ‫این آمانداس! 23 00:02:35,830 --> 00:02:38,700 ‫آماندا من رو تصور کرده ‫و من اینطوری زاده شدم 24 00:03:16,540 --> 00:03:18,910 ‫من و آماندا یه قولی به هم دادیم 25 00:03:21,910 --> 00:03:23,410 ‫هر اتفاقی که بیفته، 26 00:03:24,000 --> 00:03:25,620 ‫هیچوقت ناپدید نشیم... 27 00:03:26,830 --> 00:03:28,330 ‫...مواظب همدیگه باشیم، 28 00:03:31,040 --> 00:03:32,330 ‫و هیچوقت هم گریه نکنیم 29 00:03:38,750 --> 00:03:40,500 ‫خودت چی؟ 30 00:03:41,000 --> 00:03:43,500 ‫دوست پنهونی مثل من داری 31 00:03:43,580 --> 00:03:44,950 ‫که کسی تاحالا ندیدتش؟ 32 00:03:49,580 --> 00:03:53,580 ‫آدم‌بزرگ‌ها که قبلاً بچه بودن، ‫به ما میگن... 33 00:03:55,580 --> 00:03:57,080 ‫«خیالی‌ها» 34 00:04:13,700 --> 00:04:21,180 ‫« خیالی » 35 00:04:29,440 --> 00:04:32,980 ‫بعضی‌وقتا آرزو می‌کنم جایی زندگی کنم ‫که هوا همیشه آفتابی باشه 36 00:04:32,980 --> 00:04:35,660 ‫جولیا، شاید بعد از بارون ‫رنگین‌کمون بیاد 37 00:04:35,660 --> 00:04:36,870 ‫یه قول رنگین‌کمونـی 38 00:04:36,950 --> 00:04:39,370 ‫قول؟ ‫چی داری میگی؟ 39 00:04:39,450 --> 00:04:42,370 ‫میگن رنگین‌کمون بعد از بارون 40 00:04:42,450 --> 00:04:45,370 ‫یادآور یه قول مهمـه 41 00:04:46,000 --> 00:04:46,830 ‫جولیا! 42 00:04:46,910 --> 00:04:49,200 ‫مامانمـه. ‫سلام مامان! 43 00:04:52,700 --> 00:04:56,120 ‫فکر کنم مامان‌بابام، شفق‌های قطبی رو ‫بیشتر از رنگین‌کمون‌ها دوست دارن 44 00:04:56,200 --> 00:04:58,200 ‫بابام رو که مطمئنـم! 45 00:04:58,290 --> 00:05:00,750 ‫تو تعطیلات تابستون بازم میری کلاس باله؟ 46 00:05:00,830 --> 00:05:02,410 ‫آره، ‫تازه بذار این رو بگم، 47 00:05:02,500 --> 00:05:05,250 ‫می‌دونی که بابام همیشه ‫ همه‌چی رو یادش میره دیگه؟ 48 00:05:05,330 --> 00:05:07,870 ‫اون روز، ‫اولین حرفی که زد این بود که... 49 00:05:07,950 --> 00:05:09,200 ‫«چه‌خبر از امروز؟ 50 00:05:09,290 --> 00:05:11,870 ‫می‌دونم امروز روز مهمیـه 51 00:05:11,950 --> 00:05:14,370 ‫معلومه دیگه، ‫اجرای رقص باله‌ـته» 52 00:05:14,450 --> 00:05:15,450 ‫اما نه 53 00:05:15,540 --> 00:05:18,120 ‫آماندا، ‫اون روز تولدم بود! 54 00:05:18,200 --> 00:05:19,540 ‫باورت میشه؟ 55 00:05:20,700 --> 00:05:22,000 ‫به‌نظرت واسه چی 56 00:05:22,080 --> 00:05:24,790 ‫بزرگ‌ترا همه‌‌ی چیزای مهم رو یادشون میره؟ 57 00:05:24,870 --> 00:05:26,620 ‫جولیا! ‫باید راه بیفتیم! 58 00:05:26,700 --> 00:05:28,620 ‫بگذریم، ‫فعلاً! 59 00:05:28,700 --> 00:05:30,120 ‫فعلاً جولیا! 60 00:05:31,250 --> 00:05:33,330 ‫بجنب. بجنب. ‫کلاست داره شروع میشه. 61 00:05:33,410 --> 00:05:34,910 ‫- نباید دیر کنی. ‫- هی، وایسین! وایسین بیام! 62 00:05:34,910 --> 00:05:36,160 ‫باشه عزیزم، ‫بریم 63 00:05:36,250 --> 00:05:38,040 ‫می‌دونم. ‫داشتم میومدم. 64 00:05:38,120 --> 00:05:39,120 ‫سلام! 65 00:05:39,200 --> 00:05:41,000 ‫آره، می‌دونم 66 00:05:41,080 --> 00:05:42,450 ‫جان، بشین اونجا 67 00:05:44,910 --> 00:05:47,250 ‫قبل این که چیزی بگی، ‫خواهش می‌کنم! 68 00:05:49,410 --> 00:05:50,620 ‫ممنون... 69 00:05:54,330 --> 00:05:56,120 ‫هان؟ 70 00:05:56,190 --> 00:05:58,200 ‫« موجودات وحشی » ‫« واژه‌نامه‌ی تصویری » 71 00:05:58,200 --> 00:05:59,620 ‫بیا مسابقه بدیم! 72 00:06:01,950 --> 00:06:04,750 ‫هر جا بری، موجودات وحشی رو می‌بینی 73 00:06:06,690 --> 00:06:11,190 ‫« اتوبوس مدرسه » 74 00:06:43,150 --> 00:06:47,440 ‫« مچکریم » ‫« ۵۰ درصد تخفیف بعلت تغییر شغل » 75 00:06:53,870 --> 00:06:56,120 ‫جداً؟ ‫امروز؟ 76 00:06:56,200 --> 00:06:57,580 ‫عالیه! 77 00:06:58,160 --> 00:07:00,410 ‫- آره، پنج عصر! ‫- به خونه خوش‌اومدی شاهدخت آماندا 78 00:07:00,500 --> 00:07:01,620 ‫- سلام ‫- بله، حتماً 79 00:07:01,700 --> 00:07:02,950 ‫مشتاقانه منتظرم 80 00:07:04,160 --> 00:07:05,290 ‫آره! 81 00:07:05,370 --> 00:07:07,250 ‫گولدی، درخواستم رو تایید کردن 82 00:07:07,330 --> 00:07:09,330 ‫گفتن برای مصاحبه بیام 83 00:07:09,410 --> 00:07:10,410 ‫مبارکه! 84 00:07:10,500 --> 00:07:13,080 ‫وارد مرحله‌ی جدیدی از زندگیـت شدی 85 00:07:13,660 --> 00:07:15,080 ‫امیدوارم همه‌چی خوب پیش بره 86 00:07:15,080 --> 00:07:18,120 ‫می‌دونی که من از وقتی ازدواج کردم ‫فقط تو همین کتاب‌فروشی کار کردم 87 00:07:18,120 --> 00:07:19,080 ‫دلواپس نباش 88 00:07:19,160 --> 00:07:22,450 ‫فراموش نکن که تو مالک پرآوازه‌ی ‫کتاب‌فروشی شافل‌آپـی 89 00:07:22,540 --> 00:07:23,500 ‫مشکلی پیش نمیاد 90 00:07:23,580 --> 00:07:24,700 ‫امیدوارم 91 00:07:26,750 --> 00:07:28,290 ‫پس دیگه تموم شد 92 00:07:28,370 --> 00:07:29,200 ‫لیزی... 93 00:07:29,290 --> 00:07:32,000 ‫مطمئنم که برات سخت بوده ‫این همه کار رو تنهایی بکنی، 94 00:07:32,000 --> 00:07:33,910 ‫اما می‌دونم از پسـش برمیای 95 00:07:33,910 --> 00:07:35,750 ‫ممنون گولدی 96 00:07:36,410 --> 00:07:38,160 ‫راستش می‌خواستم بدونم... 97 00:07:38,660 --> 00:07:40,250 ‫میشه یه لطفی درحقم بکنی؟ 98 00:07:40,330 --> 00:07:42,580 ‫مراقب آماندا باشم؟ ‫حتماً، بسپارش به من 99 00:07:42,660 --> 00:07:44,750 ‫وای! ‫تو حرف نداری 100 00:07:47,330 --> 00:07:49,540 ‫چیشد؟ 101 00:07:50,830 --> 00:07:53,580 ‫آماندا، ‫هنوز اجازه ندارم حرف بزنم؟ 102 00:07:54,200 --> 00:07:55,160 ‫معلومه که داری 103 00:07:57,640 --> 00:07:59,540 ‫آزمایش می‌کنیم، ‫یک، دو، سه 104 00:07:59,540 --> 00:08:03,080 ‫هیوستون، ‫صدام رو می‌شنوی؟ 105 00:08:04,620 --> 00:08:07,450 ‫راستی چرا نمی‌تونیم تو مدرسه ‫با همدیگه حرف بزنیم؟ 106 00:08:07,540 --> 00:08:11,120 ‫رادجر، فقط چون اصرار کردی ‫بردمت مدرسه 107 00:08:12,900 --> 00:08:15,100 ‫فقط منـم که می‌تونم ببینمت 108 00:08:15,600 --> 00:08:17,760 ‫اگه با کسی حرف بزنم ‫که نتونـن ببین 109 00:08:17,760 --> 00:08:19,520 ‫تعجب نمی‌کنن؟ 110 00:08:19,540 --> 00:08:23,540 ‫مطمئنم اگه کسی بتونـه من رو ببینه ‫حسابی دلـش رو می‌برم 111 00:08:24,500 --> 00:08:27,290 ‫«سلام به همگی، ‫اسم من رادجره!» 112 00:08:27,370 --> 00:08:29,830 ‫چی؟ ‫یعنی قرارمون کنسلـه؟ 113 00:08:29,910 --> 00:08:31,910 ‫لیزی بدجور گیر افتاده 114 00:08:32,500 --> 00:08:35,160 ‫می‌دونی که تنهایی آماندا رو بزرگ می‌کنه 115 00:08:50,500 --> 00:08:54,000 ‫رادجر، ‫یه ماجراجویی خفن به ذهنم رسید 116 00:08:55,580 --> 00:08:58,200 ‫همون که شهاب‌سنگ‌ها ‫از آسمون میفتن زمین؟ 117 00:08:58,290 --> 00:08:59,120 ‫نُــچ 118 00:08:59,200 --> 00:09:02,040 ‫نگو اونیـه که «خانم پیازچه‌‌ای پیر» ‫بهمون حمله می‌کنه 119 00:09:02,120 --> 00:09:03,700 ‫اون یه چیزی کم داشت 120 00:09:04,200 --> 00:09:05,660 ‫واقعاً 121 00:09:05,750 --> 00:09:08,330 ‫اصلاً هم خوشم نیومد که ‫توی قابلمه، پیش سوسیس‌ها باشم 122 00:09:08,410 --> 00:09:10,080 ‫اون‌تو خیلی خیلی گرم بود 123 00:09:11,080 --> 00:09:13,660 ‫متوجهی دیگه؟ ‫حتی اگه فقط خیال تو باشه... 124 00:09:13,750 --> 00:09:15,700 ‫متوجهم. ‫دلت نمی‌خواد آبگوشت بشی. 125 00:09:15,790 --> 00:09:18,040 ‫باشه. ‫فهمیدم. 126 00:09:25,790 --> 00:09:27,450 ‫وای! ‫امروز چقدر قشنگـه! 127 00:09:27,540 --> 00:09:30,000 ‫رادجره، وقت سوگند مقدسِ !اتاق زیر شیروونیـه 128 00:09:31,080 --> 00:09:33,580 ‫هیچوقت ناپدید نشیم، ‫مواظب همدیگه باشیم 129 00:09:33,660 --> 00:09:35,750 ‫و هیچوقت هم گریه نکنیم! 130 00:09:36,700 --> 00:09:38,250 ‫بریم رادجر! 131 00:09:47,830 --> 00:09:49,080 ‫بریم بِسی! 132 00:09:50,830 --> 00:09:52,700 ‫وایسا ببینم! ‫صبر کن! 133 00:09:59,040 --> 00:10:00,830 ‫این «بسی» دیگه چه اسمیـه؟ 134 00:10:00,910 --> 00:10:02,000 ‫اون مگه گاو نیست؟ 135 00:10:02,080 --> 00:10:04,330 ‫چی؟ ‫اون یه گاو مُشکـه. 136 00:10:04,410 --> 00:10:06,040 ‫اصلاً خیال‌باف نیستی 137 00:10:07,700 --> 00:10:10,370 ‫شوخی کردم! ‫منظوری نداشتم! 138 00:10:10,450 --> 00:10:13,660 ‫باشه، شاهدخت آماندا ‫چه اسمی براش درنظر دارن؟ 139 00:10:16,830 --> 00:10:19,000 ‫بزن بریم لاگر سبز! 140 00:10:19,750 --> 00:10:23,160 ‫لاگر سبز؟ ‫این مگه اسم آبجوی مامان نبود؟ 141 00:10:23,250 --> 00:10:24,950 ‫هایا! 142 00:10:30,620 --> 00:10:31,660 ‫آماندا؟ 143 00:10:40,410 --> 00:10:41,250 ‫ای خدا... 144 00:10:56,330 --> 00:10:57,660 ‫هی، آماندا 145 00:10:59,410 --> 00:11:03,700 ‫میشه لطفاً تصور کنی ‫که بتونم از در و دیوار رد شم؟ 146 00:11:03,790 --> 00:11:06,160 ‫مثل اشباح؟ ‫معلومه که نه 147 00:11:06,250 --> 00:11:08,080 ‫اما اون روز 148 00:11:08,160 --> 00:11:10,200 ‫که وقتی رفتی ‫در رو بستی 149 00:11:10,290 --> 00:11:12,700 ‫دو ساعت توی کمد لباسی گیر افتادم! 150 00:11:12,790 --> 00:11:13,660 ‫خب که چی؟ 151 00:11:14,330 --> 00:11:17,000 ‫رادجر، ‫فکر کن اتاق خودتـه 152 00:11:17,080 --> 00:11:18,950 ‫وقتی هم میام خونه ‫آزاد میشی 153 00:11:19,450 --> 00:11:21,950 ‫وقتی تو هستی ‫همه‌چیز خیلی خوبه، آماندا 154 00:11:22,040 --> 00:11:25,000 ‫اما بعضی‌وقتا، ‫دلم می‌خواد با بقیه بچه‌ها هم بازی کنم 155 00:11:25,080 --> 00:11:28,660 ‫خب،‌ اونا نمی‌تونن من رو ببینن ‫برای همین نمی‌تونم باهاشون بازی کنم... 156 00:11:28,750 --> 00:11:31,200 ‫اما همین که بازی کردن‌شون رو می‌بینم، ‫دوست دارم 157 00:11:31,290 --> 00:11:33,160 ‫آخ! 158 00:11:33,250 --> 00:11:35,330 ‫وای! ‫چه یخ بود 159 00:11:43,370 --> 00:11:46,620 ‫رادجر! ‫اونجا رو نگاه کن! 160 00:11:51,410 --> 00:11:52,290 ‫اون... 161 00:11:52,370 --> 00:11:54,200 ‫درخت کریسمسـه! 162 00:12:04,370 --> 00:12:05,910 ‫آماندا، وایسا! 163 00:12:15,660 --> 00:12:17,370 ‫رادجر! 164 00:12:17,450 --> 00:12:19,660 ‫آماندا! 165 00:12:20,200 --> 00:12:23,000 ‫رادجر! 166 00:12:23,080 --> 00:12:25,120 ‫ولـم کن! 167 00:12:30,700 --> 00:12:32,330 ‫خانم آماندا شافل‌آپ! 168 00:12:33,580 --> 00:12:34,450 ‫این دیگه چیه؟ 169 00:12:35,700 --> 00:12:36,830 ‫سلام مامان 170 00:12:37,410 --> 00:12:39,410 ‫گفتم این دیگه چیه؟ 171 00:12:44,950 --> 00:12:50,410 ‫این مودبانه نیست، مامان. ‫باید بگی «ایشون کی هستن؟» 172 00:12:51,750 --> 00:12:53,200 ‫هان؟ 173 00:12:55,450 --> 00:12:57,950 ‫آماندا، ‫چنددفعه باید بهت بگم 174 00:12:58,040 --> 00:13:00,200 ‫که چتر رو بذاری تو جاچتری طبقه پایین؟ 175 00:13:00,950 --> 00:13:03,910 ‫زمین و لباسات، ‫همه عین موش آب‌کشیده شدن 176 00:13:04,700 --> 00:13:06,790 ‫شاید کار رادجر بوده 177 00:13:07,950 --> 00:13:09,290 ‫صبر کن، ‫صبر کن! 178 00:13:10,040 --> 00:13:11,410 ‫- آماندا؟ ‫- چیه؟ 179 00:13:11,500 --> 00:13:13,950 ‫- پس کِی می‌خوای یاد بگیری؟ ‫- منظورت چیه؟ 180 00:13:14,040 --> 00:13:16,580 ‫مامان، ‫من همه‌چی رو تو مدرسه یاد می‌گیرم 181 00:13:16,660 --> 00:13:17,910 ‫فکر کنم بدونی 182 00:13:18,000 --> 00:13:20,250 ‫که منظورم این نبود 183 00:13:25,660 --> 00:13:28,830 ‫مامان، ‫داری زمین رو خیس می‌کنی 184 00:13:32,500 --> 00:13:35,580 ‫بعضی‌وقتا اصلاً کارهات رو درک نمی‌کنم 185 00:13:40,160 --> 00:13:43,000 ‫بیا پایین تا واست کاکائوی داغ درست کنم 186 00:13:43,000 --> 00:13:44,660 ‫یادت نره برای رادجر هم درست کنی! 187 00:13:44,660 --> 00:13:45,790 ‫یادم نمیره 188 00:13:54,790 --> 00:13:56,910 ‫ببخشید جناب، ‫متاسفانه تعطیلیـم 189 00:13:56,910 --> 00:13:59,870 ‫راستـش داشتم تو این محله ‫یه پرسشنامه انجام می‌دادم... 190 00:14:01,120 --> 00:14:04,620 ‫خانم... شافل‌آپ؟ 191 00:14:04,700 --> 00:14:07,870 ‫پرسشنامه؟ ‫چه پرسشنامه‌ای؟ 192 00:14:07,950 --> 00:14:10,080 ‫پرسشنامه درمورد دنیامونـه 193 00:14:10,160 --> 00:14:13,700 ‫و این که این روزها ‫بچه‌ها چه رفتارهایی دارن 194 00:14:14,200 --> 00:14:17,120 ‫ممکنه که کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟ 195 00:14:17,200 --> 00:14:18,620 ‫کارت شناسایی؟ 196 00:14:18,700 --> 00:14:21,370 ‫بله. ‫همونی که نشون میده کی هستین. 197 00:14:21,950 --> 00:14:25,620 ‫من بانتینگـم. ‫آقای بانتینگ. 198 00:14:26,200 --> 00:14:27,910 ‫مثل اسم اون پرنده، ‫می‌بینین؟ 199 00:14:28,000 --> 00:14:29,120 ‫وای 200 00:14:29,200 --> 00:14:31,620 ‫بانتینگ مزرعه، ‫این اطراف هم هست، 201 00:14:31,700 --> 00:14:34,370 ‫پرنده‌ی خیلی قشنگیـه، ‫مگه نه؟ 202 00:14:35,410 --> 00:14:36,620 ‫همم؟ 203 00:14:44,910 --> 00:14:46,830 ‫الان هوا بارونیـه و زشته این رو بگم 204 00:14:46,910 --> 00:14:48,750 ‫اما الان سرم خیلی شلوغـه 205 00:14:48,830 --> 00:14:51,750 ‫اشکالی نداره این پرسشنامه رو به خودم بسپارین؟ 206 00:14:52,330 --> 00:14:56,250 ‫نه، نه، نیازی نیست. ‫پرسشنامه تموم شد. 207 00:14:56,950 --> 00:14:58,500 ‫ببخشید؟ 208 00:14:58,580 --> 00:14:59,450 ‫بله 209 00:15:00,160 --> 00:15:04,120 ‫«دنیای قدیم داره نفس‌های آخرش رو می‌کشه ‫و دنیای جدید هم داره دست‌ و پا می‌زنه 210 00:15:04,200 --> 00:15:07,000 ‫تا تو جدال بین روشنایی و تاریکی ‫زاده بشه...» 211 00:15:07,080 --> 00:15:08,160 ‫همم... 212 00:15:08,250 --> 00:15:10,540 ‫چیه که زاده میشه؟ ‫همم؟ 213 00:15:10,620 --> 00:15:13,370 ‫اوم... ‫ببخشید 214 00:15:13,450 --> 00:15:16,660 ‫شوهرم همه‌ی این کتاب‌ها رو انتخاب کرده ‫برای همین... 215 00:15:16,660 --> 00:15:18,700 ‫عذرخواهی نکنین لطفاً 216 00:15:18,790 --> 00:15:20,120 ‫راستی... 217 00:15:22,160 --> 00:15:26,040 ‫...این کتاب‌فروشی بوی واقعاً خوبی داره 218 00:15:32,750 --> 00:15:34,250 ‫خیلی عجیب بود 219 00:15:34,330 --> 00:15:35,830 ‫پرسشنامه درمورد بچه‌‌ها؟ 220 00:15:36,410 --> 00:15:38,410 ‫دختره هم عجیب بود 221 00:15:39,410 --> 00:15:40,250 ‫کدوم دختره؟ 222 00:15:40,330 --> 00:15:41,830 ‫همونی که کنارش وایساده بود 223 00:15:41,910 --> 00:15:44,140 ‫کی رو داری میگی؟ 224 00:15:44,580 --> 00:15:47,330 ‫رادجر، تو هم داری به همون چیزی که ‫من فکر می‌کنم، فکر می‌کنی؟ 225 00:15:47,910 --> 00:15:51,370 ‫که من تنها دوست نامرئی نیستم؟ 226 00:16:01,330 --> 00:16:04,330 ‫بذار اول این مصاحبه رو برم 227 00:16:05,080 --> 00:16:06,330 ‫می‌دونم، ‫می‌دونم 228 00:16:06,410 --> 00:16:10,150 ‫فقط امیدوارم آب سر بالا نره و قورباغه هم ابوعطا نخونه 229 00:16:10,160 --> 00:16:11,000 ‫آماندا؟ 230 00:16:13,120 --> 00:16:14,290 ‫اونـم حالش خوبـه 231 00:16:14,370 --> 00:16:16,040 ‫با رادجر بازی می‌کنه 232 00:16:16,620 --> 00:16:19,540 ‫نه، «راجر» نه، ‫رادجر 233 00:16:19,620 --> 00:16:22,040 ‫- ر-ا-د-ج-ر ‫- هان؟ 234 00:16:22,120 --> 00:16:25,960 ‫به‌گمونم دیگه نهایتاً ‫ دوست‌ جدیدش همین باشه 235 00:16:27,120 --> 00:16:30,500 ‫گوش کن مامان، نخندی‌ها، خب؟ ‫اما رادجر واقعی نیست 236 00:16:30,500 --> 00:16:32,120 ‫فقط آماندا اون رو می‌بینه 237 00:16:32,120 --> 00:16:35,040 ‫یه دوست کاملاً من ‌درآوردیـه، ‫کاملاً من ‌درآوردی. 238 00:16:35,040 --> 00:16:36,100 ‫باورت میشه؟ 239 00:16:38,660 --> 00:16:40,290 ‫گفتم که نخندی مامان! 240 00:16:41,250 --> 00:16:43,500 ‫آماندا میگه می‌تونه اون رو ببینه 241 00:16:43,580 --> 00:16:45,540 ‫ببخشید لیزی 242 00:16:45,620 --> 00:16:48,410 ‫فقط یاد گذشته افتادم 243 00:16:49,040 --> 00:16:49,950 ‫گذشته؟ 244 00:16:50,540 --> 00:16:52,290 ‫یادت نیست؟ 245 00:16:52,870 --> 00:16:55,160 ‫اسمـش چی بود؟ 246 00:16:55,250 --> 00:16:59,200 ‫آها، درسته. ‫«یخچال»! «یخچال»! 247 00:16:59,700 --> 00:17:01,870 ‫آره عزیزم، ‫بهش می‌گفتی «یخچال» 248 00:17:02,620 --> 00:17:03,870 ‫«یخچال»؟ 249 00:17:03,950 --> 00:17:05,620 ‫مامان، ‫چی داری میگی؟ 250 00:17:05,700 --> 00:17:08,830 ‫بهم گفتی که اون «یخچال» ‫تو رو از دست یه مار خبیث نجات داده 251 00:17:08,910 --> 00:17:11,750 ‫نمی‌شد از همدیگه جداتون کردن، ‫همیشه پیش هم بودین! 252 00:17:11,830 --> 00:17:13,540 ‫فکر کنم سگ بود 253 00:17:13,620 --> 00:17:14,500 ‫سگ؟ 254 00:17:14,580 --> 00:17:17,540 ‫آره. ‫دفعه بعد از برادرت بپرس. 255 00:17:17,620 --> 00:17:20,040 ‫«یخچال» کلی دردسر براش درست کرد 256 00:17:20,120 --> 00:17:22,250 ‫- مامان! اُون دوباره داره اون کار رو می‌کنه! ‫- هان؟ 257 00:17:25,200 --> 00:17:26,830 ‫برگرد اینجا اُون! 258 00:17:27,330 --> 00:17:30,330 ‫آماندا، مواظب باش اُون تیله رو نخوره! 259 00:17:30,910 --> 00:17:32,330 ‫باشه، ‫می‌دونم! 260 00:17:34,410 --> 00:17:35,620 ‫«یخچال»؟ 261 00:17:37,810 --> 00:17:39,370 ‫یادم رفت تخم‌مرغ بخرم 262 00:17:39,370 --> 00:17:42,750 ‫لیزی؟ چیشده؟ ‫پشت خطی؟ الو؟ 263 00:17:42,830 --> 00:17:44,000 ‫ممنون گولدی 264 00:17:44,080 --> 00:17:45,580 ‫تو مصاحبه‌ـت موفق باشی 265 00:17:52,330 --> 00:17:55,120 ‫...۱۹ ...۲۰. ‫حاضری؟ 266 00:17:55,200 --> 00:17:57,250 ‫نه هنوز گولدی! 267 00:17:58,080 --> 00:18:01,040 ‫همم... ‫همم... 268 00:18:01,700 --> 00:18:06,000 ‫بنده زیر اُپن قایم میشم و شما آقای رادجر، ‫بهتره اونجا قایم شین 269 00:18:06,080 --> 00:18:07,250 ‫جناب گروهبان، 270 00:18:07,330 --> 00:18:10,000 ‫بنده اطمینان دارم که اون ‫ نمی‌تونه پیدام کنه 271 00:18:10,080 --> 00:18:12,000 ‫آقای رادجر، ‫هر دو باید قایم شیم! 272 00:18:12,580 --> 00:18:13,580 ‫اطاعت میشه! 273 00:18:13,660 --> 00:18:16,660 ‫تا وقتی که مامان برمی‌گرده ‫زنده خواهیم موند، جناب گروهبان 274 00:18:17,830 --> 00:18:19,540 ‫اومدم‌ها! 275 00:18:19,620 --> 00:18:21,250 ‫نه، ‫هنوز زوده! 276 00:18:41,040 --> 00:18:43,660 ‫آماندا؟ ‫آماندا! 277 00:18:43,750 --> 00:18:45,290 ‫چی رو داری تصور می‌کنی؟ 278 00:18:45,370 --> 00:18:47,580 ‫ببخشید، ‫هیچی 279 00:18:48,080 --> 00:18:50,250 ‫بجنب! ‫پیدات می‌کنه‌ها! 280 00:18:51,500 --> 00:18:54,580 ‫باشه پس. ‫من همونجا قایم میشم! 281 00:18:54,660 --> 00:18:55,660 ‫باشه 282 00:18:57,620 --> 00:18:58,790 ‫اوه 283 00:19:00,910 --> 00:19:04,120 ‫خاموش کردن چراغ‌ها ‫ایده‌ی خوبی بود جناب گروهبان 284 00:19:04,200 --> 00:19:06,410 ‫رادجر، ‫من خاموش نکردم 285 00:19:06,500 --> 00:19:08,290 ‫هان؟ 286 00:19:25,200 --> 00:19:27,000 ‫آماندا! 287 00:19:27,080 --> 00:19:29,830 ‫رادجر؟ 288 00:19:42,870 --> 00:19:44,700 ‫پیدات کردم شاهدخت آماندا! 289 00:19:44,790 --> 00:19:46,950 ‫هی، ‫چیزی نشده 290 00:19:52,080 --> 00:19:54,330 ‫خداورشکر فیوز مشکلی نداره 291 00:19:54,830 --> 00:19:58,200 ‫اگه مجبور می‌شدم بدم سیم‌کشی‌ها رو ‫درست کنن، خیلی دردسر می‌شد 292 00:19:58,290 --> 00:20:00,540 ‫اما باید قبول کنم که اینجا قدیمیـه 293 00:20:00,540 --> 00:20:02,450 ‫تعجبی نداره که این اتفاق افتاده 294 00:20:02,450 --> 00:20:03,790 ‫تقصیر اون بچه بود 295 00:20:03,870 --> 00:20:04,700 ‫کدوم بچه؟ 296 00:20:06,290 --> 00:20:10,200 ‫تاریک شد، بعدش یه روشنایی دیدم ‫و یهو دختره پیداش شد 297 00:20:10,290 --> 00:20:11,750 ‫خب، ‫همه چیز خاموش شد... 298 00:20:11,830 --> 00:20:13,200 ‫اونجا بود! 299 00:20:13,290 --> 00:20:15,660 ‫همون دختر مو بلنده ‫که اون موقع هم اومده بود، 300 00:20:15,750 --> 00:20:17,700 ‫صورتـش هم خیلی ترسناک بود، 301 00:20:17,790 --> 00:20:20,290 ‫رادجر رو گرفت ‫و می‌خواست ببرتش 302 00:20:23,540 --> 00:20:25,500 ‫به‌خدا اونجا بود 303 00:20:25,580 --> 00:20:27,830 ‫آماندا... ‫آماندا... عزیزم 304 00:20:27,910 --> 00:20:31,620 ‫بعضی‌وقتا تو اون ذهن خلاقت ‫زیادی تو فکر فرو میری 305 00:20:31,700 --> 00:20:33,200 ‫همه‌چی مرتبـه 306 00:20:33,290 --> 00:20:36,120 ‫نه! ‫فقط توی ذهنم نیست 307 00:20:36,200 --> 00:20:37,450 ‫اون واقعاً اونجا بود 308 00:20:38,330 --> 00:20:41,080 ‫آماندا بعضی‌وقتا دوست داره ‫برای خودش دوست بسازه 309 00:20:41,160 --> 00:20:42,200 ‫مشکلی پیش نمیاد 310 00:20:42,790 --> 00:20:43,790 ‫اما مامان... 311 00:20:44,290 --> 00:20:46,160 ‫گولدی، ‫دیگه می‌تونی بری خونه 312 00:20:46,250 --> 00:20:47,290 ‫ممنونـم 313 00:20:47,790 --> 00:20:48,830 ‫خواهش می‌کنم 314 00:20:49,410 --> 00:20:50,250 ‫بله 315 00:20:51,660 --> 00:20:54,080 ‫بعداً‌ هم رو می‌بینیم، شاهدخت آماندا 316 00:20:54,160 --> 00:20:56,870 ‫مامان، تو رو خدا حرفـم رو باور کن ‫راست میگم 317 00:20:56,950 --> 00:20:58,700 ‫اون دختره و رادجر... 318 00:20:58,790 --> 00:21:01,620 ‫آماندا، دست بردار. ‫همچین بچه‌ای وجود نداره. 319 00:21:03,620 --> 00:21:07,330 ‫اینقدر به‌خاطر کسی که وجود نداره ‫بدخلقی نکن 320 00:21:09,830 --> 00:21:11,080 ‫عزیزم، ‫من خسته‌ـم 321 00:21:11,160 --> 00:21:12,950 ‫واقعاً روز سختی بود 322 00:21:13,040 --> 00:21:16,120 ‫مصاحبه هم اصلاً خوب پیش نرفت 323 00:21:16,200 --> 00:21:17,450 ‫اگه بابا اینجا بود... 324 00:21:17,540 --> 00:21:20,950 ‫آره، راست میگی، ‫اگه بابا اینجا بود،‌ می‌ترکوند 325 00:21:22,080 --> 00:21:24,520 ‫نه مامان. ‫اگه بابا بود، حرفـم رو باور می‌کرد 326 00:21:36,040 --> 00:21:40,080 ‫واقعاً که! ‫نمی‌فهمم چرا حرفـت رو باور نمی‌کنه! 327 00:21:40,160 --> 00:21:42,120 ‫اون ترسناک‌ترین موجود دنیا بود! 328 00:21:42,200 --> 00:21:46,120 ‫دختره بوی گند می‌داد ‫و عین قندیل، یخ بود 329 00:21:46,200 --> 00:21:49,330 ‫می‌دونم مامان روزای سختی رو داره 330 00:21:49,410 --> 00:21:50,620 ‫اما هر از گاهی هم 331 00:21:50,620 --> 00:21:52,200 ‫- برای ما سختـه! ‫- ساکت باش رادجر 332 00:21:52,200 --> 00:21:55,250 ‫خب ما هم مشکلات خودمون رو داریم 333 00:21:55,250 --> 00:21:57,290 ‫آره، ‫اگه بابا بود، حرفت رو باور می‌کرد 334 00:21:57,370 --> 00:22:00,870 ‫کاملاً درست میگی. ‫اگه اینجا بود، مجبور نمی‌شدیم... 335 00:22:00,950 --> 00:22:04,450 ‫دهنت رو ببند! ‫تو هیچی نمی‌دونی 336 00:22:05,660 --> 00:22:06,910 ‫آماندا... 337 00:22:07,000 --> 00:22:09,950 ‫حقیقت داره. ‫حتی تو هم یه روزی ناپدید میشی 338 00:22:10,040 --> 00:22:11,450 ‫نمیشه جلوش رو گرفت 339 00:22:12,450 --> 00:22:16,370 ‫چون وقتی دیگه تصورت نکنم ‫برای همیشه ناپدید میشی 340 00:22:16,450 --> 00:22:17,370 ‫چی؟ 341 00:22:17,450 --> 00:22:19,370 ‫چی داری میگی؟ ‫من... 342 00:22:19,450 --> 00:22:21,040 ‫دست از سرم بردار! 343 00:22:21,120 --> 00:22:23,200 ‫آماندا، ‫برات مهم نیست؟ 344 00:22:23,290 --> 00:22:28,330 ‫اون دختر شبحیـه بهم حمله کرده! ‫ممکن بود بدزدتم 345 00:22:28,410 --> 00:22:29,620 ‫اصلاً گوش می‌کنی؟ 346 00:23:37,400 --> 00:23:39,520 ‫چی‌کار دارم می‌کنم؟ 347 00:23:47,960 --> 00:23:50,790 ‫اینا دیگه چی بود؟ 348 00:23:50,790 --> 00:23:53,370 ‫نزدیک بود اون دختر خل و چل مو مشکی 349 00:23:53,450 --> 00:23:57,450 ‫من رو بدزده 350 00:24:02,950 --> 00:24:03,790 ‫چی؟ 351 00:24:04,620 --> 00:24:05,580 ‫همم؟ 352 00:24:22,500 --> 00:24:23,790 ‫ببخشید؟ 353 00:24:25,200 --> 00:24:27,330 ‫می‌تونی من رو ببینی؟ 354 00:24:28,660 --> 00:24:30,290 ‫همم. ‫می‌تونم... 355 00:24:31,080 --> 00:24:32,290 ‫اما کم رنگ 356 00:24:32,370 --> 00:24:34,500 ‫تو هم دوست کسی هستی؟ 357 00:24:36,040 --> 00:24:37,370 ‫یه دوست من‌ درآوردی؟ 358 00:24:37,870 --> 00:24:39,790 ‫تا یکم پیش، آره 359 00:24:40,870 --> 00:24:42,290 ‫واسه چی؟ 360 00:24:42,370 --> 00:24:45,790 ‫خب، ‫انگار دیگه دوستم من رو نمی‌بینه 361 00:24:47,370 --> 00:24:50,290 ‫دوستم دیگه بهم نیاز نداره 362 00:24:53,870 --> 00:24:56,290 ‫یعنی... ‫داری ناپدید میشی؟ 363 00:24:56,370 --> 00:24:57,330 ‫آره 364 00:24:57,830 --> 00:24:59,290 ‫بعدش چی میشه؟ 365 00:24:59,870 --> 00:25:00,790 ‫نمی‌دونم 366 00:25:02,370 --> 00:25:03,330 ‫درد داره؟ 367 00:25:03,830 --> 00:25:05,790 ‫تو... می‌ترسی؟ 368 00:25:08,870 --> 00:25:10,250 ‫اوه... 369 00:25:12,450 --> 00:25:14,660 ‫من تاحالا ناپدید نشدم ولی... 370 00:25:15,160 --> 00:25:16,910 ‫با اینحال می‌ترسم 371 00:25:33,950 --> 00:25:34,870 ‫آماندا... 372 00:25:35,450 --> 00:25:38,290 ‫واقعاً معذرت می‌خوام. ‫دیروز رفتارم خوب نبود. 373 00:25:39,450 --> 00:25:40,660 ‫طوری نیست 374 00:25:40,750 --> 00:25:42,950 ‫شاید فردا بریم استخر 375 00:25:43,040 --> 00:25:43,870 ‫خوبه؟ 376 00:25:47,000 --> 00:25:49,290 ‫یا می‌تونیم بریم پیش مامان‌جون داون‌بیت 377 00:25:49,290 --> 00:25:52,500 ‫می‌تونین با هم بیستکوئیت درست کنین، ‫شاید هم باغچه رو درست کردین، 378 00:25:52,500 --> 00:25:56,120 ‫رادجر هم حتماً باید بیاد 379 00:25:56,410 --> 00:25:57,330 ‫باشه 380 00:26:15,450 --> 00:26:18,080 ‫عزیزم، همینجا وایسا ‫تا من برم پول پارکینگ رو بدم 381 00:26:19,790 --> 00:26:21,620 ‫نمی‌خوای معذرت‌خواهی ‌کنی؟ 382 00:26:22,370 --> 00:26:23,620 ‫واسه چی؟ 383 00:26:24,540 --> 00:26:26,370 ‫من ناپدید نمیشم! 384 00:26:26,950 --> 00:26:28,500 ‫واسه چی اینقدر ناراحتی؟ 385 00:26:28,500 --> 00:26:32,200 ‫هیچوقت ناپدید نشیم، مواظب همدیگه باشیم ‫ و هیچوقت هم گریه نکنیم! 386 00:26:32,200 --> 00:26:33,940 ‫قول‌مون سر جاشه دیگه؟ 387 00:26:33,950 --> 00:26:35,410 ‫رادجر، اینجا پارکینگـه... 388 00:26:35,500 --> 00:26:37,660 ‫...نه اتاق زیر شیروونی 389 00:26:39,080 --> 00:26:40,700 ‫هی، ‫چی‌کار داری می‌کنی؟ 390 00:26:44,120 --> 00:26:46,370 ‫دیدی؟ ‫من ناپدید نمیشم! 391 00:26:46,450 --> 00:26:49,160 ‫رادجر، خواهش می‌کنم. ‫خطرناکـه! 392 00:26:49,750 --> 00:26:51,660 ‫دیدی که جدا شدیم ‫و ناپدید نشدم 393 00:26:52,250 --> 00:26:53,580 ‫این هم یه کشف جدید 394 00:26:53,660 --> 00:26:57,330 ‫حتی اگه من رو نبینی هم ‫ناپدید نمیشم 395 00:26:57,410 --> 00:27:00,080 ‫باشه! فهمیدم! ‫فقط برگرد! 396 00:27:00,160 --> 00:27:02,580 ‫من اشتباه کردم رادجر. ‫ببخشید. 397 00:27:04,830 --> 00:27:05,700 ‫رادجر! 398 00:27:09,250 --> 00:27:11,160 ‫هان؟ 399 00:27:12,160 --> 00:27:15,000 ‫سلام دختر کوچولو 400 00:27:15,080 --> 00:27:18,660 ‫ببخشید که غافلگیرت کردم 401 00:27:18,750 --> 00:27:21,580 ‫نگران نباش، ‫نیومدم دنبال تو، دختر کوچولو 402 00:27:21,660 --> 00:27:25,290 ‫نه. اومدم تا با دوستت ‫یه گپ کوتاه بزنم 403 00:27:25,290 --> 00:27:27,120 ‫بدبختی هم 404 00:27:27,200 --> 00:27:29,830 ‫صف پرداخت خیلی طولانیـه 405 00:27:29,910 --> 00:27:32,830 ‫انگار یکم طول می‌کشه 406 00:27:41,750 --> 00:27:42,790 ‫هان؟ 407 00:27:42,870 --> 00:27:44,450 ‫آماندا، ‫فرار کن! 408 00:27:50,080 --> 00:27:51,250 ‫رادجر! 409 00:27:51,870 --> 00:27:55,870 ‫یه خیالی به این خوبی... ‫خیلی وقت بود ندیده بودم 410 00:27:55,950 --> 00:27:59,620 ‫چه بوی خوبی... 411 00:28:46,160 --> 00:28:48,580 ‫بله، ‫مورد اورژانسیـه 412 00:28:51,200 --> 00:28:53,120 ‫- لطفاً فوراً‌ یکی رو بفرستین ‫- آماندا! 413 00:28:53,830 --> 00:28:55,000 ‫حالـش خوبه؟ 414 00:28:58,540 --> 00:28:59,580 ‫آماندا! 415 00:29:01,000 --> 00:29:01,950 ‫آماندا! 416 00:30:10,790 --> 00:30:12,500 ‫می‌تونم ببینمت 417 00:30:14,870 --> 00:30:18,290 ‫می‌دونم چی هستی ‫و خیلی از امثالت رو می‌شناسم 418 00:30:21,870 --> 00:30:24,790 ‫این رو هم می‌فهمم ‫که ذهنت درگیر چیـه 419 00:30:28,040 --> 00:30:31,290 ‫قطعاً فراموش شدن دشواره 420 00:30:33,160 --> 00:30:36,450 ‫اما اتفاقیـه که دیر یا زود ‫برای همه‌مون میفته 421 00:30:37,870 --> 00:30:40,120 ‫نه، ‫من فراموش نشدم! 422 00:30:40,200 --> 00:30:41,660 ‫اون تصادف کرد 423 00:30:41,750 --> 00:30:44,290 ‫یه ماشین زد به آماندا ‫و بعدش... 424 00:30:44,370 --> 00:30:45,910 ‫فرقی نمی‌کنه 425 00:30:48,000 --> 00:30:50,910 ‫متاسفانه داری ناپدید میشی 426 00:30:51,620 --> 00:30:53,910 ‫چی... 427 00:30:54,500 --> 00:30:57,410 ‫متاسفانه زمان خیلی کمی برات مونده 428 00:30:59,160 --> 00:31:00,580 ‫بیا دنبالـم مرد جوان 429 00:31:01,120 --> 00:31:02,000 ‫آماندا... 430 00:31:03,000 --> 00:31:06,540 ‫آماندا مُرده، آره؟ ‫واسه همینه تو اینجایی 431 00:31:10,120 --> 00:31:13,250 ‫تو... ‫فرشته‌ی مرگـی 432 00:31:13,750 --> 00:31:17,040 ‫من فرشته‌ی مرگ نیستم. ‫اسمـم زینزانـه. 433 00:31:17,120 --> 00:31:20,790 ‫باز هم میگم، ‫وقت زیادی نداری 434 00:31:20,870 --> 00:31:23,250 ‫می‌تونی انتخاب کنی همینجا بمونی ‫و ناپدید شی 435 00:31:23,330 --> 00:31:25,040 ‫یا این که بیای دنبالـم 436 00:31:25,830 --> 00:31:28,620 ‫نمی‌تونم. ‫باید برم پیش آماندا. 437 00:31:29,620 --> 00:31:31,290 ‫تصمیمـش به‌عهده خودتـه مرد جوان 438 00:31:34,040 --> 00:31:35,040 ‫اما من... 439 00:31:35,950 --> 00:31:37,950 ‫نمی‌خوام ناپدید شم 440 00:31:41,870 --> 00:31:44,040 ‫امکانـش هست یکم سریع‌تر بیای؟ 441 00:31:45,410 --> 00:31:48,040 ‫کجا داریم میریم؟ 442 00:31:48,120 --> 00:31:51,540 ‫یه جای امن. ‫لازم نیست نگران باشی. 443 00:31:51,540 --> 00:31:53,540 ‫خب چه جاییـه؟ 444 00:31:54,250 --> 00:31:57,790 ‫آخر مسیرمون به در درست ‫توی یه جای درست می‌رسیم 445 00:31:58,500 --> 00:31:59,790 ‫یعنی چی؟ 446 00:31:59,870 --> 00:32:03,790 ‫یکم آروم بگیر مرد جوان. ‫خیلی سوال می‌پرسی. 447 00:32:03,870 --> 00:32:07,250 ‫ببخشید. همیشه از آماندا ‫کلی سوال می‌پرسیدم 448 00:32:07,330 --> 00:32:10,790 ‫آماندا هم همیشه برای سوالات ‫جواب داشت؟ 449 00:32:11,580 --> 00:32:12,790 ‫نه همیشه 450 00:32:12,870 --> 00:32:15,540 ‫وقتی برات جواب نداشت ‫چی‌کار می‌کرد؟ 451 00:32:15,620 --> 00:32:18,290 ‫آماندا معمولاً یه چیزی از خودش در می‌آورد 452 00:32:19,950 --> 00:32:23,290 ‫شاید برای همین تو رو تصور کرده ‫مرد جوان 453 00:32:24,040 --> 00:32:25,790 ‫چون جواب خود تو بودی 454 00:32:26,910 --> 00:32:28,080 ‫جواب؟ 455 00:32:28,830 --> 00:32:30,790 ‫فکر می‌کنی من جواب آماندام؟ 456 00:32:30,870 --> 00:32:34,500 ‫درسته. تو نقشت رو به‌عنوان یه خیالی ‫درست انجام دادی 457 00:32:36,620 --> 00:32:40,040 ‫فقط روی چیزی که ‫درست رو به روته، تمرکز کن 458 00:32:43,000 --> 00:32:45,040 ‫- بن‌بسـته؟ ‫- بیشتر دقت کن 459 00:32:45,620 --> 00:32:48,160 ‫این در تو رو به یه زندگی جدید هدایت می‌کنه 460 00:32:54,290 --> 00:32:56,700 ‫فکر نکن. ‫فقط برو. 461 00:33:01,040 --> 00:33:04,160 ‫وقتشـه کسایی که فراموشـت کردن رو ‫ فراموش کنی 462 00:33:06,160 --> 00:33:07,750 ‫زینزان... 463 00:33:07,750 --> 00:33:11,000 ‫هنوز کلی دیگه از امثال تو هست ‫که باید پیداشون کنم 464 00:33:11,330 --> 00:33:15,040 ‫امیدوارم از زندگی جدیدت لذت ببری. ‫اینجا جاییـه که بهش تعلق داری. 465 00:33:44,120 --> 00:33:45,700 ‫ببخشید... 466 00:33:45,790 --> 00:33:48,080 ‫زینزان من رو آورده اینجا ‫و فکر کنم... 467 00:33:52,500 --> 00:33:53,540 ‫هان؟ 468 00:33:53,620 --> 00:33:56,540 ‫ببخشید فضولی می کنم ‫اما واسه چی با اون حرف می‌زنی؟ 469 00:33:58,620 --> 00:34:02,200 ‫اون یه آدم واقعیـه. ‫نه صدات رو می‌شنوه و نه می‌بینتت. 470 00:34:02,750 --> 00:34:04,660 ‫درسته 471 00:34:06,450 --> 00:34:07,870 ‫میشه بری کنار؟ 472 00:34:10,620 --> 00:34:12,500 ‫وقت کنسرتـه! 473 00:34:13,620 --> 00:34:15,660 ‫هی! 474 00:34:57,910 --> 00:35:00,330 ‫امیلی! 475 00:35:03,250 --> 00:35:04,580 ‫ســلام 476 00:35:09,250 --> 00:35:10,580 ‫به همگی! 477 00:35:10,660 --> 00:35:12,950 ‫به همه خوش می‌گذره؟ 478 00:35:13,040 --> 00:35:16,080 ‫بــله! 479 00:35:18,330 --> 00:35:20,580 ‫حال‌تون چطوره؟ 480 00:35:25,660 --> 00:35:29,080 ‫بچه‌ها! ‫فردا چه روزیـه؟ 481 00:35:29,160 --> 00:35:31,080 ‫شـــنبه! 482 00:35:31,160 --> 00:35:33,250 ‫و روز بعدش چی؟ 483 00:35:33,330 --> 00:35:36,080 ‫یکــشنبه! 484 00:35:36,160 --> 00:35:38,830 ‫یعنی چه روزهایی میشن؟ 485 00:35:38,910 --> 00:35:41,830 ‫روزهای محبوب‌مون! 486 00:35:41,910 --> 00:35:44,410 ‫و چی باعث شده که خاص باشن؟ 487 00:35:44,500 --> 00:35:46,910 ‫چون روزهای کارمونـن! 488 00:35:47,000 --> 00:35:49,330 ‫با بازی کردن، حسابی کار می‌کنیم! 489 00:35:49,410 --> 00:35:52,830 ‫بعدش هم هرچی که گیرمون میاد رو ‫با همدیگه تقسیم می‌کنیم 490 00:35:58,870 --> 00:36:00,000 ‫هان؟ 491 00:36:27,580 --> 00:36:28,450 ‫تو کی هستی؟ 492 00:36:32,600 --> 00:36:34,230 ‫تازه‌واردی 493 00:36:34,750 --> 00:36:35,580 ‫بله 494 00:36:35,580 --> 00:36:37,500 ‫و چطوری درمورد اینجا خبردار شدی؟ 495 00:36:37,500 --> 00:36:38,450 ‫از طرف زینزان؟ 496 00:36:39,620 --> 00:36:40,660 ‫اسمـت چیه؟ 497 00:36:41,080 --> 00:36:42,440 ‫رادجر 498 00:36:42,950 --> 00:36:44,870 ‫رادجی. ‫رنگ چشما؟ 499 00:36:44,950 --> 00:36:45,870 ‫رادجی؟ 500 00:36:45,950 --> 00:36:47,080 ‫رنگ چشما؟ 501 00:36:47,160 --> 00:36:49,370 ‫اوم... 502 00:36:49,450 --> 00:36:50,870 ‫چشمای خودت رو نمیگم. 503 00:36:50,950 --> 00:36:52,790 ‫چشمای زینزان چه رنگی بودن؟ 504 00:36:52,870 --> 00:36:55,370 ‫خب... 505 00:36:55,450 --> 00:36:59,410 ‫راستیـه آبی بود ‫و چپیـه قرمز! 506 00:37:00,580 --> 00:37:01,870 ‫همم... 507 00:37:06,790 --> 00:37:08,000 ‫می‌تونی وارد شی 508 00:37:08,080 --> 00:37:11,370 ‫می‌دونستم! ‫من هم رنگـش رو بلد بودم! 509 00:37:12,080 --> 00:37:14,080 ‫می‌دونستم! ‫واقعاً میگم! 510 00:37:20,580 --> 00:37:22,500 ‫رادجی، ‫شبیه آدم‌هایی 511 00:37:23,120 --> 00:37:24,330 ‫مثل امیلی 512 00:37:24,410 --> 00:37:26,000 ‫قرچ قروچ! 513 00:37:26,870 --> 00:37:29,250 ‫خیلی‌خب رادجی، ‫این نازنازیـه 514 00:37:29,330 --> 00:37:32,080 ‫اگه برات جالبـه ‫باید بگم که یه اسب آبی‌ام 515 00:37:32,160 --> 00:37:33,450 ‫قرچ قروچ! 516 00:37:33,540 --> 00:37:35,790 ‫این کوچولو هم قرچ قروچه 517 00:37:35,870 --> 00:37:37,290 ‫و داره سلام می‌کنه 518 00:37:40,410 --> 00:37:42,750 ‫- از آشنایی باهات خوشوقتم ‫- قرچ قروچ 519 00:37:43,370 --> 00:37:46,330 ‫اینجا همه با خیال به‌وجود اومدن؟ 520 00:37:46,910 --> 00:37:49,910 ‫آره، ‫اینجا هم یه خیالی‌ان 521 00:37:51,200 --> 00:37:52,330 ‫یه خیالی؟ 522 00:37:52,410 --> 00:37:55,700 ‫این چیزیـه که آدم‌بزرگ‌ها همیشه بهمون می‌گفتن 523 00:37:55,790 --> 00:37:57,700 ‫- قرچ قروچ قرچ قروچ ‫- همم؟ 524 00:37:59,950 --> 00:38:02,950 ‫یعنی امکان داره که... ‫چیزی درموردش نمی‌دونی رادجی؟ 525 00:38:04,700 --> 00:38:06,160 ‫رادجی، ‫می‌دونی که بچه‌ها 526 00:38:06,250 --> 00:38:08,790 ‫چه خیال‌های خارق‌العاده‌ی به ذهن‌شون می‌رسه 527 00:38:08,870 --> 00:38:10,950 ‫و ما هم بهترین دوست اون بچه‌ها میشیم 528 00:38:11,040 --> 00:38:13,660 ‫و همه‌چیز عالی و فوق‌العاده پیش میره؟ 529 00:38:13,660 --> 00:38:15,540 ‫اما بعدش بچه‌ها بزرگ میشن 530 00:38:15,540 --> 00:38:18,060 ‫و علاقه‌شون نسب به ما کم میشه ‫و ما هم فراموش میشیم 531 00:38:18,060 --> 00:38:22,660 ‫و تو بیشتر موارد، ‫عاقبت همه‌مون همینـه 532 00:38:22,660 --> 00:38:23,870 ‫خب، خبر فوری! 533 00:38:23,870 --> 00:38:25,520 ‫دیگه وقتشـه که این لب و لوچه رو... 534 00:38:25,540 --> 00:38:27,540 ‫از این آویزونی در بیاریم 535 00:38:27,540 --> 00:38:30,330 ‫چون قبل این که این اتفاق بیفته 536 00:38:30,410 --> 00:38:33,120 ‫زینزان دوستایی مثل تو رو ‫به این کتابخونه میاره 537 00:38:33,200 --> 00:38:35,910 ‫بیشتر کتاب‌ها از روی تخیل ساخته میشن، ‫درسته؟ 538 00:38:37,540 --> 00:38:40,790 ‫خب، رادجی. ‫تخیل واسه ما خیالی‌ها 539 00:38:40,870 --> 00:38:42,700 ‫مثل اکسیژن واسه آدم‌ها می‌مونه 540 00:38:46,790 --> 00:38:49,040 ‫و این کتابخونه‌ هم پر از تخیلـه 541 00:38:50,660 --> 00:38:52,200 ‫هی. ‫نگاه کن! 542 00:38:52,910 --> 00:38:56,700 ‫این خانم کیوبیـه. ‫خیالیِ یه هنرمند مشهوره. 543 00:38:56,790 --> 00:39:01,370 ‫البته! پیکاسوی جوان بهم گفته ‫که یه روزی نقاشیـم رو می‌کِشه 544 00:39:01,450 --> 00:39:03,200 ‫واقعاً عاشقشـم 545 00:39:03,290 --> 00:39:05,620 ‫ایشون هم بارون مترونوم هستن 546 00:39:05,700 --> 00:39:08,370 ‫ایشون و دوست ناشنواشون ‫که آهنگ‌ساز مشهوری بودن 547 00:39:08,450 --> 00:39:11,290 ‫آثار موزیکال بسیار زیبایی خلق کردن 548 00:39:15,450 --> 00:39:18,330 ‫اون دونفر واسه همدیگه ساخته شدن 549 00:39:18,870 --> 00:39:20,950 ‫این پیرمرد که می‌لرزه هم یه اسطوره‌ـس 550 00:39:22,660 --> 00:39:27,290 ‫جزو تحسین‌برانگیزترین ‫و مورد احترام‌ترین خیالی‌های تاریخـه 551 00:39:27,370 --> 00:39:28,450 ‫اه... 552 00:39:29,290 --> 00:39:33,450 ‫بودن یا نبودن. ‫مسئله این است. 553 00:39:34,910 --> 00:39:37,700 ‫یعنی ما از تخیلات بچه‌ها ساخته میشیم 554 00:39:37,790 --> 00:39:39,830 ‫و بهترین دوست‌شونـیم 555 00:39:39,910 --> 00:39:43,120 ‫آدم‌ها و دنیاشون رو قشنگ‌تر می‌کنیم 556 00:39:44,830 --> 00:39:46,330 ‫معرکه نیست؟ 557 00:39:50,370 --> 00:39:51,700 ‫قرچ قروچ! 558 00:39:51,790 --> 00:39:53,700 ‫آخرین نفر هم رفت 559 00:39:54,660 --> 00:39:56,950 ‫حالا دیگه اینجا واسه خود خودمونـه 560 00:39:58,450 --> 00:39:59,830 ‫رادجی... 561 00:39:59,910 --> 00:40:01,500 ‫عشق و حال اصلی حالا شروع میشه 562 00:40:01,580 --> 00:40:05,040 ‫حالا که فهمیدی خیالی‌ها چقدر باحالـن 563 00:40:05,120 --> 00:40:06,540 ‫فکر نمی‌کنی که 564 00:40:06,620 --> 00:40:10,700 ‫حق داریم یه جای بی‌نظیر، ‫فوق‌العاده و خفن باشیم؟ 565 00:40:54,700 --> 00:40:56,290 ‫رسماً ورودت رو... 566 00:40:56,370 --> 00:40:58,870 ‫...به شهر خیالی‌ها خوشامد میگم! 567 00:41:09,790 --> 00:41:11,790 ‫همم، ‫عطرش رفت 568 00:41:12,540 --> 00:41:15,750 ‫وقتی یه آدم واقعی می‌میره ‫خیالی‌ای که داره هم ناپدید میشه 569 00:41:15,830 --> 00:41:19,080 ‫چه بد. خیلی کم پیش میاد ‫به همچین چیز فوق‌العاده‌ای بر بخورم 570 00:41:19,160 --> 00:41:22,660 ‫یه ماچا لاته و فنجون اضافی ‫که خواسته بودین 571 00:41:25,160 --> 00:41:26,910 ‫جفت‌مون باید غذا بخوریم 572 00:41:27,540 --> 00:41:30,910 ‫حق‌مونـه چیزای خوشمزه 573 00:41:31,000 --> 00:41:34,160 ‫و خیلی تازه بخوریم 574 00:41:34,250 --> 00:41:36,160 ‫نگران نباش 575 00:41:36,250 --> 00:41:39,040 ‫دماغِ حساسِ بی‌نظیرم پیداش می‌کنه 576 00:41:57,330 --> 00:41:59,200 ‫- بفرمایین ‫- ممنون 577 00:42:11,290 --> 00:42:15,410 ‫قرچ قروچ قرچ قروچ! 578 00:42:18,450 --> 00:42:20,950 ‫هان؟ 579 00:42:24,200 --> 00:42:27,750 ‫امیلی، ببخشید ‫اما میشه یه چیزی بپرسم؟ 580 00:42:27,830 --> 00:42:29,540 ‫قرچ قروچ قرچ! 581 00:42:29,620 --> 00:42:30,450 ‫ممنون 582 00:42:31,870 --> 00:42:35,870 ‫این شهر خیالی که الان داخلشیم ‫از خیالات توی کتاب‌ها به‌وجود اومده 583 00:42:35,950 --> 00:42:39,370 ‫فردا یه شهر دیگه‌ای میشه ‫و روز بعد و روزهای بعدش هم همینطور 584 00:42:39,450 --> 00:42:41,080 ‫هرروز شهر متفاوتی میشه 585 00:42:41,160 --> 00:42:42,790 ‫دیروز ماچو پیچو بود 586 00:42:42,870 --> 00:42:45,700 ‫روز قبلـش هم رفتیم «سرزمین ونگ‌دودل‌ها» 587 00:42:46,200 --> 00:42:48,080 ‫اینجا مثل خونه‌مون می‌مونـه 588 00:42:48,080 --> 00:42:51,950 ‫کتابخونه‌ها می‌ذارن همه‌جا بریم ‫و هروقت خواستیم برگردیم 589 00:42:59,080 --> 00:43:00,160 ‫راستش رادجی 590 00:43:00,250 --> 00:43:03,370 ‫ما نمی‌تونیم خودمون اینجاها رو خلق کنیم 591 00:43:04,120 --> 00:43:07,410 ‫آدم‌‌های واقعی‌ان که با تصورات‌شون ‫چیزها رو خلق می‌کنن 592 00:43:09,450 --> 00:43:10,450 ‫ما نمی‌تونیم 593 00:43:11,950 --> 00:43:15,080 ‫اما یه کارهایی هست که می‌تونیم بکنیم 594 00:43:15,160 --> 00:43:17,040 ‫همم. ‫چه خوشمزه! 595 00:43:17,700 --> 00:43:18,910 ‫گفتی کار؟ 596 00:43:19,000 --> 00:43:19,830 ‫آره 597 00:43:19,910 --> 00:43:22,450 ‫با تخیلات بچه‌ها ‫با هم به ماجراجویی‌ها میریم 598 00:43:22,540 --> 00:43:23,660 ‫و بازی می‌کنیم 599 00:43:23,750 --> 00:43:25,370 ‫همین ساندویچ خوشمزه 600 00:43:25,440 --> 00:43:27,370 ‫- و مارشمالوهایی که داریم... ‫- قرچ قروچ قرچ! 601 00:43:27,370 --> 00:43:30,290 ‫...همه از کار کردن با تخیلات بچه‌ها به دست اومدن 602 00:43:30,370 --> 00:43:31,500 ‫قرچ قروچ! 603 00:43:33,370 --> 00:43:37,000 ‫و فردا اول صبح ‫تو هم کلی کار داری رادجی 604 00:43:37,080 --> 00:43:38,120 ‫آره ولی... 605 00:43:38,200 --> 00:43:41,500 ‫امیلی، من واقعاً باید برم، ‫کار دیگه‌ای دارم 606 00:43:42,080 --> 00:43:43,160 ‫هان؟ 607 00:43:45,450 --> 00:43:46,750 ‫امروز دوستـم... 608 00:43:46,830 --> 00:43:48,620 ‫راستش این یارو، ‫بانتینگ... 609 00:43:48,700 --> 00:43:50,000 ‫بانتینگ؟ 610 00:44:00,160 --> 00:44:03,580 ‫رادجی، ‫تو گفتی بـ-بانتینگ؟ 611 00:44:03,660 --> 00:44:04,620 ‫آره، ‫گفتم 612 00:44:05,620 --> 00:44:07,200 ‫چی ازش می‌دونی؟ 613 00:44:07,870 --> 00:44:09,040 ‫بهمون حمله کرد! 614 00:44:09,950 --> 00:44:13,120 ‫با مامان رفته بودیم خرید ‫و اون بهمون حمله کرد! 615 00:44:13,200 --> 00:44:15,540 ‫به‌خاطر اون بود که ‫ماشین به دوستـم زد 616 00:44:16,160 --> 00:44:18,660 ‫بانتینگ... ‫آقای بانتینگ! 617 00:44:20,250 --> 00:44:22,160 ‫اون چندش‌ترینـه 618 00:44:22,250 --> 00:44:24,290 ‫ما رو می‌خوره تا زنده بمونـه 619 00:44:24,370 --> 00:44:28,160 ‫چندصدتامون رو خورده ‫تا بتونه تا چندصد سال زنده بمونـه 620 00:44:28,250 --> 00:44:30,370 ‫همه‌مون اون روز تلخ رو داشتیم 621 00:44:30,370 --> 00:44:33,450 ‫که با دوستای آدم‌مون خداحافظی کردیم 622 00:44:33,450 --> 00:44:35,250 ‫اما آقای بانتینگ نه 623 00:44:35,330 --> 00:44:37,790 ‫اون نمی‌خواست با خیالیـش خداحافظی کنه 624 00:44:38,660 --> 00:44:42,450 ‫حتی وقتی بزرگ شد، ‫قدرت تخیل رو می‌خواست، 625 00:44:42,540 --> 00:44:46,370 ‫برای همین یه روز ‫خیالیِ یکی دیگه رو خورد! 626 00:44:46,870 --> 00:44:49,330 ‫آقای بانتینگ می‌تونه هرجا که می‌خواد ظاهر شه 627 00:44:49,830 --> 00:44:53,700 ‫عطرمون رو بو می‌کشه ‫و پیدامون می‌کنه! 628 00:44:58,910 --> 00:45:01,580 ‫بعدش هم ما رو می‌خوره ‫و تا ابد زندگی می‌کنه 629 00:45:01,660 --> 00:45:02,580 ‫قرچ! 630 00:45:02,660 --> 00:45:05,750 ‫اینطوری قدرتـش برای تخیل رو از دست نمیده 631 00:45:05,830 --> 00:45:08,160 ‫حتی الانـم داره برای خودش می‌گرده 632 00:45:08,250 --> 00:45:12,450 ‫همه آروم باشن. ‫مشکلی نیست. اینجا کتابخونه‌ـس. 633 00:45:12,540 --> 00:45:14,500 ‫تو شهر خیالی‌ها ‫جامون امنـه 634 00:45:14,580 --> 00:45:15,580 ‫همه‌چی مرتبـه! 635 00:45:19,660 --> 00:45:21,830 ‫ببخشید که این رو بهت میگم رادجی 636 00:45:21,910 --> 00:45:24,540 ‫اینجا همه از آقای بانتینگ خبر دارن 637 00:45:25,040 --> 00:45:27,580 ‫- اما اون فقط افسانه‌ـس، یه داستانـه ‫- اوهوم 638 00:45:28,200 --> 00:45:31,080 ‫لازم نیست دروغ بگی ‫و بگی که واقعاً دیدیـش 639 00:45:31,160 --> 00:45:35,080 ‫اون وجود نداره. ‫هیشکی تاحالا آقای بانتینگ رو ندیده 640 00:45:40,500 --> 00:45:44,330 ‫اما ما دیدیمـش. ‫به آماندا حمله کرد و می‌خواست من رو بخوره! 641 00:45:44,910 --> 00:45:47,450 ‫رادجی، معذرت می‌خوام ‫اما مجبورم این رو بگم 642 00:45:47,540 --> 00:45:48,830 ‫بانتینگ واقعی نیست 643 00:45:48,910 --> 00:45:50,620 ‫دروغ نمیگم امیلی 644 00:45:50,700 --> 00:45:52,080 ‫بانتینگ واقعاً بهش حمله کرد 645 00:45:52,160 --> 00:45:54,830 ‫گوش کن رادجی. ‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده اما درک می‌کنم. 646 00:45:54,910 --> 00:45:56,910 ‫متوجهم که نگران دوستتـی 647 00:45:56,910 --> 00:45:59,120 ‫ناراحت‌کننده‌ـس ‫و درک می‌کنم که برات سخت بوده 648 00:45:59,120 --> 00:46:00,330 ‫اما دلیل نمیشه که... 649 00:46:02,160 --> 00:46:04,580 ‫هی، بیا اینجا رادجی! ‫کجا داری میری؟ 650 00:46:04,660 --> 00:46:06,250 ‫دارم میرم دنبال آماندا بگردم 651 00:46:06,330 --> 00:46:08,500 ‫پیداش نمی‌کنی 652 00:46:09,160 --> 00:46:11,000 ‫چرا متوجه نمیشی؟ 653 00:46:11,080 --> 00:46:14,080 ‫اگه از کتابخونه بری ‫ناپدید میشی 654 00:46:14,160 --> 00:46:15,290 ‫گوش کن رادجی... 655 00:46:17,540 --> 00:46:19,160 ‫بذار برات قضیه رو روشن کنم 656 00:46:20,160 --> 00:46:22,290 ‫دیگه هیچوقت نمی‌تونی اون دختر رو ببینی 657 00:46:23,160 --> 00:46:25,000 ‫اینجا اوضاع اینطوری نیست 658 00:46:25,080 --> 00:46:27,250 ‫از خودم درنیوردم ‫اما یه قوانینی هست 659 00:46:27,440 --> 00:46:29,670 ‫که تو دنیامون باید ازشون پیروی کنیم 660 00:46:29,920 --> 00:46:31,910 ‫اون همین الانش هم فراموشـت کرده رادجی 661 00:46:31,910 --> 00:46:33,500 ‫و نمیشه برش گردوند 662 00:46:34,160 --> 00:46:36,950 ‫اشتباه می‌کنی. ‫آماندا هیچوقت فراموشـم نمی‌کنه. 663 00:46:36,950 --> 00:46:39,000 ‫اگه اینقدر مطمئنی که دوستت ‫فراموشـت نکرده، 664 00:46:39,000 --> 00:46:40,910 ‫پس چرا سراغـت رو نگرفته؟ 665 00:46:40,910 --> 00:46:43,080 ‫واسه چی هنوز اینجایی؟ ‫جوابم رو بده 666 00:46:45,500 --> 00:46:46,580 ‫نه، ‫قضیه این نیست 667 00:46:49,330 --> 00:46:51,200 ‫دوست رادجی مُرده 668 00:46:53,290 --> 00:46:56,120 ‫گوش کن رادجی... ‫تو رنگ‌ها رو برعکس گفتی 669 00:46:56,200 --> 00:46:59,200 ‫چشم راست زینزان قرمزه ‫و چشم چپـش آبی 670 00:46:59,870 --> 00:47:02,790 ‫چیزی که فکر می‌کنی می‌بینی ‫همیشه اون چیزی نیست به‌نظر بیاد 671 00:47:04,910 --> 00:47:06,790 ‫خب همگی! 672 00:47:08,290 --> 00:47:09,450 ‫دیگه وقتشـه 673 00:47:09,540 --> 00:47:11,290 ‫جمع کنیم بریم بخوابیم 674 00:47:17,750 --> 00:47:18,700 ‫امیلی، ‫وایسا! 675 00:47:42,830 --> 00:47:45,120 ‫خوابت نمی‌بره مرد جوان؟ 676 00:47:45,660 --> 00:47:46,580 ‫زینزان؟ 677 00:47:51,160 --> 00:47:53,040 ‫اینجا خیلی قشنگـه 678 00:47:53,120 --> 00:47:55,580 ‫تا وقتی که کار کنی ‫هیچوقت گرسنه نمی‌مونی 679 00:47:57,910 --> 00:48:00,950 ‫گفتی که من... ‫جواب آماندا بودم 680 00:48:02,160 --> 00:48:04,910 ‫اما هرکاری که بکنم ‫نمی‌تونم ببینمـش 681 00:48:06,500 --> 00:48:10,040 ‫جواب همینـه؟ ‫این جواب آمانداس؟ 682 00:48:11,450 --> 00:48:14,040 ‫خداحافظی چیزیه که ‫ما همه‌مون تجربه‌ـش کردیم 683 00:48:15,500 --> 00:48:17,580 ‫دوست من یه شریک فوق‌العاده بود 684 00:48:18,120 --> 00:48:22,540 ‫اما متاسفانه دوستـم تو خونه‌ی شادی زندگی نمی‌کرد 685 00:48:23,620 --> 00:48:27,540 ‫و آخر هرروز ‫التماسـم رو می‌کرد که بیدار بمونم 686 00:48:27,540 --> 00:48:29,440 ‫تا نزدیکـش بمونم ‫و مراقبـش باشم 687 00:48:29,440 --> 00:48:30,980 ‫من هم همین کار رو می‌کردم 688 00:48:32,450 --> 00:48:35,580 ‫همیشه مراقبش بودم، ‫شبانه روز، 689 00:48:35,660 --> 00:48:38,870 ‫تا این که آخرش ‫من هم فراموش شدم 690 00:48:39,540 --> 00:48:41,160 ‫برای همینـه که نمی‌خوابم 691 00:48:42,160 --> 00:48:43,750 ‫اونطوری تصور نشدم 692 00:48:44,950 --> 00:48:47,410 ‫خیالی‌ها بی‌دلیل زاده نمیشن 693 00:48:50,250 --> 00:48:52,540 ‫و تو، مرد جوان ‫خیالت راحت باشه 694 00:48:52,620 --> 00:48:54,120 ‫من حواسـم بهت هست 695 00:48:54,200 --> 00:48:55,200 ‫زینزان 696 00:48:55,790 --> 00:48:57,660 ‫من هیچوقت گریه نمی‌کنم 697 00:48:58,410 --> 00:49:01,160 ‫چون تو تخیل آماندا اینطوری بودم 698 00:49:17,290 --> 00:49:19,500 ‫رادجی... رادجی، ‫بیدار شو 699 00:49:21,790 --> 00:49:23,700 ‫- صبح شده. وقت بیدار شدنـه ‫- قرچ 700 00:49:26,120 --> 00:49:28,700 ‫- بجنب. امیلی منتظره ‫- قرچ قورچ 701 00:49:33,870 --> 00:49:35,700 ‫امیلی! 702 00:49:35,790 --> 00:49:37,870 ‫چه عجب. ‫دیر کردی. 703 00:49:37,950 --> 00:49:40,200 ‫اگه دیر کنی ‫تموم کارها گرفته میشن. بدو! 704 00:49:40,870 --> 00:49:42,290 ‫صبح‌بخیر امیلی 705 00:49:44,330 --> 00:49:45,500 ‫صبح‌بخیر رادجی 706 00:49:45,580 --> 00:49:47,700 ‫خب بجنب دیگه. ‫باید شروع کنیم! 707 00:49:52,290 --> 00:49:55,770 ‫اولین کاری که باید بکنی ‫اینه که روی تابلوی اعلانات تمرکز کنی 708 00:49:58,910 --> 00:50:02,450 ‫خوبه، دیر یا زود ‫شغل مناسبـت ظاهر میشه 709 00:50:02,540 --> 00:50:03,700 ‫اوم، ‫این شغل‌ ماس؟ 710 00:50:03,790 --> 00:50:06,700 ‫رادجی، نگاه کن. ‫خوب نگاه کن. 711 00:50:11,960 --> 00:50:12,960 ‫« اعلانات » 712 00:50:15,040 --> 00:50:21,100 ‫« آژانس کاریابی » 713 00:50:19,958 --> 00:50:21,041 ‫عکس‌ها... 714 00:50:22,208 --> 00:50:24,458 ‫امیلی، عکس‌ها رو می‌بینم 715 00:50:25,083 --> 00:50:25,916 ‫بعله 716 00:50:26,000 --> 00:50:29,041 ‫این بچه‌ها آرزوشون ‫هم‌بازی شدن با ماست 717 00:50:29,125 --> 00:50:31,875 ‫تنها کاری که باید بکنی ‫اینه که عکس یکی از بچه‌ها رو انتخاب کنی 718 00:50:31,958 --> 00:50:33,791 ‫اونی که دلت میگه رو بردار 719 00:50:33,875 --> 00:50:36,000 ‫انتخاب دوستت خیلی مهمه 720 00:50:36,083 --> 00:50:37,750 ‫این بچه همیشه تو فکرِ شیرینی‌جاتــه 721 00:50:37,833 --> 00:50:39,250 ‫من بستنی می‌خوام 722 00:50:39,333 --> 00:50:40,708 ‫شاید اون یکی مال من باشه 723 00:50:40,791 --> 00:50:41,791 ‫بچه‌ی خونه‌خراب‌کن! 724 00:50:44,375 --> 00:50:47,375 ‫رادجی، خیلی فکر نکن. ‫به قلبت رجوع کن 725 00:50:47,875 --> 00:50:49,250 ‫ها؟ «جان»! 726 00:50:51,875 --> 00:50:53,041 ‫قروچ 727 00:50:53,125 --> 00:50:54,291 ‫جانــه 728 00:51:07,708 --> 00:51:09,125 ‫- بگیرش، رادجی! ‫- برو، رادجی! 729 00:51:09,208 --> 00:51:11,458 ‫- بگیرش! بگیرش، رادجی! ‫- بگیرش! آره! 730 00:51:11,541 --> 00:51:14,166 رادجی، عکس‌ها حکم بلیت قطار رو دارن 731 00:51:14,250 --> 00:51:17,125 ‫وقتی گرفتی‌شون، ‫تحت هیچ شرایطی گم‌شون نکن 732 00:51:17,208 --> 00:51:19,125 ‫ایول، ایول! 733 00:51:21,166 --> 00:51:23,541 ‫قروچ! 734 00:51:28,666 --> 00:51:29,708 ‫توجه کنید، خدمه! 735 00:51:29,791 --> 00:51:33,416 ‫دوره‌ی آموزشی اتمام یافته. ‫برای سرعت‌گیری آماده باشید! 736 00:51:45,416 --> 00:51:46,791 ‫سنگ ماه رو گرفتی؟ 737 00:51:46,875 --> 00:51:49,041 ‫سنگ ماه؟ 738 00:51:49,125 --> 00:51:52,083 ‫مأموریت ما جمع‌آوری عتیقه‌های نادره 739 00:51:52,583 --> 00:51:54,375 ‫باید پیداش کنی و زود برگردی 740 00:52:05,000 --> 00:52:07,833 ‫فوراً برگرد! ‫دشمن داره نزدیک میشه! 741 00:52:20,166 --> 00:52:23,083 رادجی، زود باش برگرد! 742 00:52:31,083 --> 00:52:34,083 ‫خدمه! بریم ایستگاه نبرد! ‫برای حمله آماده باشید! 743 00:52:34,708 --> 00:52:35,958 ‫چشم، کاپیتان! 744 00:52:37,750 --> 00:52:40,000 رادجی، وقت کاره، نه بازیگوشی! 745 00:52:40,083 --> 00:52:41,750 ‫بازیگوشی و کار با همـه 746 00:52:41,833 --> 00:52:44,125 رادجی، این بچه توی خیالش داره بازی می‌کنه، 747 00:52:44,208 --> 00:52:46,500 ‫ولی اگه ما مراقب نباشیم، ‫جون‌مون به خطر میفته 748 00:52:47,250 --> 00:52:50,000 ‫اگه توی دنیای خیالی بمیریم، ‫ناپدید می‌شیم 749 00:52:50,083 --> 00:52:51,541 ‫صبر کنید، یه دقیقه وایسید، 750 00:52:51,625 --> 00:52:53,500 ‫کسی «قرچ قروچ» رو ندیده؟ 751 00:52:54,083 --> 00:52:55,833 ‫من ندیدم. پیش من نبود. 752 00:52:55,916 --> 00:52:57,750 ‫آخه کجا می‌خواست بره؟ 753 00:52:57,774 --> 00:53:07,017 دیـــــــجی‌موویــــــــز :::. iredsub & mmli_sm .::: 754 00:53:07,041 --> 00:53:09,416 ‫شاید مهارتی توی انتخاب دوست نداری 755 00:53:11,000 --> 00:53:13,041 ‫ای کاش اینجا بود... 756 00:53:13,583 --> 00:53:15,916 ‫وابلز، ابرقهرمان کهکشان! 757 00:53:16,958 --> 00:53:22,416 ‫درَ رَرَ رَن! 758 00:53:35,541 --> 00:53:36,833 ‫قروچ؟ 759 00:53:36,916 --> 00:53:38,791 ‫قرچ قروچــه! 760 00:53:43,625 --> 00:53:44,791 ‫وول وول! 761 00:53:44,875 --> 00:53:46,625 ‫ایول، وابلز! 762 00:53:59,083 --> 00:54:01,000 ‫- کارشون رو ساخت! ‫- هورا، وابلز! 763 00:54:17,500 --> 00:54:20,583 ‫ممنونم... 764 00:54:21,541 --> 00:54:22,416 ‫...وابلز 765 00:54:25,416 --> 00:54:27,416 ‫خیالبافی داره تموم میشه! 766 00:54:27,500 --> 00:54:29,125 ‫ها؟ 767 00:54:31,458 --> 00:54:33,791 ‫هر جا بری، موجودات وحشی رو می‌بینی 768 00:54:37,958 --> 00:54:39,625 ‫قرچ قروچ! 769 00:54:40,333 --> 00:54:42,125 رادجی، عکس! 770 00:54:42,208 --> 00:54:43,875 ‫ها؟ 771 00:54:53,791 --> 00:54:55,458 ‫اینجا که کتابخونه نیست 772 00:54:55,541 --> 00:54:57,833 ‫بهت که گفتم... اون عکس ‫بلیت برگشتـ‌‌مون به خونه بود 773 00:54:57,916 --> 00:54:59,875 ‫قرار بود فقط یه روز دوست خیالی باشیم 774 00:55:00,916 --> 00:55:04,083 ‫کارمون که تموم شد، ‫باید برمی‌گشتیم کتابخونه 775 00:55:04,583 --> 00:55:06,625 ‫وای، نه... بسته‌ست! 776 00:55:07,458 --> 00:55:08,958 ‫هوم؟ 777 00:55:09,041 --> 00:55:11,916 ‫نگاه کن، امیلی. پنجره بازه 778 00:55:12,000 --> 00:55:13,625 ‫قرچ قروچ 779 00:55:13,708 --> 00:55:15,541 ‫حتی من به این گُندگی هم ازش رد میشم 780 00:55:18,291 --> 00:55:20,041 رادجی، اگه اینجا گیر می‌افتادیم، 781 00:55:20,125 --> 00:55:22,458 ‫تا پایان روز ناپدید می‌شدیم 782 00:55:23,041 --> 00:55:24,750 ‫- معذرت می‌خوام، بچه‌ها ‫- قروچ 783 00:55:24,833 --> 00:55:27,458 ‫غصه نخور. ‫اولین بارت بود دیگه، رادجی 784 00:55:27,541 --> 00:55:28,750 ‫نازنازی راست میگه 785 00:55:28,833 --> 00:55:31,000 ‫خب، گمونم خطر رفع شده 786 00:55:31,666 --> 00:55:35,208 ‫خب، بچه‌ها، بیاید بریم تا ناپدید نشدیم 787 00:55:38,708 --> 00:55:42,041 ‫قرچ قروچ... 788 00:55:43,041 --> 00:55:45,583 ‫ها؟ 789 00:55:49,541 --> 00:55:51,041 ‫قرچ قروچ قروچ! 790 00:55:51,125 --> 00:55:52,416 ‫ها؟ نـــه... 791 00:55:53,041 --> 00:55:54,666 ‫حتماً شوخیت گرفته! 792 00:55:54,750 --> 00:55:56,625 ‫چی شده؟ 793 00:55:56,708 --> 00:56:00,416 ‫وابلز، بیا دوباره فردا با هم بازی کنیم... 794 00:56:06,458 --> 00:56:08,125 ‫نگاه کنید 795 00:56:08,208 --> 00:56:10,125 ‫وابلز شده! 796 00:56:10,958 --> 00:56:13,875 ‫وول وول وول! 797 00:56:13,958 --> 00:56:15,416 ‫ایول! 798 00:56:17,125 --> 00:56:19,875 ‫- خیلی برات خوشحالم ‫- وول وول! 799 00:56:22,625 --> 00:56:25,708 ‫- خیلی خیلی خوشحالـم! بهتر از این نمی‌شد! ‫- عجب روز قشنگیـه 800 00:56:29,291 --> 00:56:32,416 ‫دیگه قرچ قروچ دوست یه روزه نیست، 801 00:56:32,500 --> 00:56:34,416 ‫بلکه دوست هرروزشـه 802 00:56:34,958 --> 00:56:37,958 ‫صد سال یه بار هم همچین اتفاقی رخ نمیده 803 00:56:38,541 --> 00:56:40,750 ‫همه باید امروز رو جشن بگیرن 804 00:56:40,833 --> 00:56:43,000 ‫با غذاهای فضایی‌مون 805 00:56:43,083 --> 00:56:44,458 ‫بیاید زودتر امتحانـ‌‌شون کنیم 806 00:56:46,541 --> 00:56:48,125 ‫میشه یه چیزی بپرسم؟ 807 00:56:48,833 --> 00:56:51,333 ‫- دوست تو... ‫- ها؟ 808 00:56:51,416 --> 00:56:53,541 ‫بهم بگو، امیلی. دوست تو... 809 00:56:53,625 --> 00:56:54,958 ‫من رو فراموش کردن؟ 810 00:56:55,833 --> 00:56:57,750 ‫آره، گمونم یه همچین اتفاقی افتاد 811 00:56:57,833 --> 00:57:01,583 ‫اون‌وقت تونستی... ‫خودت هم تونستی فراموش‌شون کنی؟ 812 00:57:02,875 --> 00:57:07,041 ‫خب، من... گمون کنم. ‫خیلی از اون‌موقع می‌گذره 813 00:57:08,708 --> 00:57:12,666 ‫خب، من واقعاً عاشق تخیلات آماندا بودم 814 00:57:13,666 --> 00:57:15,958 ‫هیچوقت نمیشه کسی مثل آماندا رو فراموش کرد 815 00:57:17,458 --> 00:57:20,125 ‫پاشو جایی بذاره، ‫همه‌چی جون می‌گیره 816 00:57:20,625 --> 00:57:23,916 ‫لامپ اتاق تبدیل میشه ‫به یه درخت پرشاخه و برگ 817 00:57:25,625 --> 00:57:28,541 ‫صندوقچه پُر میشه از گنج دزدهای دریایی 818 00:57:28,625 --> 00:57:31,458 ‫گربه‌ی خوابیده میشه یه بمب ساعتی 819 00:57:31,541 --> 00:57:35,750 ‫ذهنـش پُر از دنیاهای پُر زرق و برقـه و ‫من هم وقتی که پیششـم، 820 00:57:36,333 --> 00:57:38,250 ‫همیشه می‌درخشم 821 00:57:39,375 --> 00:57:42,208 ‫می... می‌خوام زنده بمونه 822 00:57:42,958 --> 00:57:46,083 ‫تا زمانی هم که زنده باشه، ‫نیازی نیست من ببینمش 823 00:57:49,833 --> 00:57:50,750 ‫ها؟ 824 00:57:54,750 --> 00:57:56,791 ‫یه دوست دیگه به خوبی آماندا پیدا می‌کنی 825 00:57:56,875 --> 00:57:58,666 ‫شک ندارم. نگران نباش، رادجی 826 00:57:58,750 --> 00:58:00,250 ‫نه! نازنازی چی؟ 827 00:58:00,333 --> 00:58:02,416 ‫اول نازنازی باید یه دوست پیدا کنه! 828 00:58:03,500 --> 00:58:05,666 ‫آره، نازنازی. اول تو. 829 00:58:05,750 --> 00:58:07,416 ‫اول نازنازی 830 00:58:08,375 --> 00:58:10,583 ‫بعد از مدت‌ها، ‫امروز تونستم آسمون واقعی رو ببینم و 831 00:58:10,666 --> 00:58:12,333 ‫همه‌ش به لطف توئـه، رادجی 832 00:58:19,541 --> 00:58:21,375 ‫خیلی‎‌خب، گمونم دیگه باید بریم 833 00:58:23,583 --> 00:58:25,750 ‫درِ مناسب توی جای مناسب! 834 00:58:25,833 --> 00:58:27,875 ‫درِ مناسب توی جای مناسب! 835 00:58:27,958 --> 00:58:30,625 ‫درِ مناسب توی جای مناسب! 836 00:58:39,458 --> 00:58:42,416 ‫حالت خوبه؟ چیزی شده؟ 837 00:58:45,041 --> 00:58:46,416 ‫ها؟ 838 00:58:50,083 --> 00:58:51,083 ‫بیا برگردیم! 839 00:58:51,166 --> 00:58:52,208 ‫وول وول! 840 00:58:55,416 --> 00:58:57,041 ‫امیلی، یه لحظه وایسا 841 00:58:57,125 --> 00:59:00,416 ‫اگه فراموش... اگه فراموش نشیم و خورده بشیم، 842 00:59:00,500 --> 00:59:02,000 ‫چه اتفاقی میفته؟ 843 00:59:02,583 --> 00:59:03,750 ‫دوباره شروع نکن 844 00:59:04,625 --> 00:59:05,500 ‫بهت که گفتم! 845 00:59:05,583 --> 00:59:07,625 ‫گوش کن! اگه بخورنـ‌مون، 846 00:59:07,708 --> 00:59:09,750 ‫چه اتفاقی برای دوست انسانـ‌مون میفته؟ 847 00:59:10,791 --> 00:59:13,125 ‫نمی‌دونم، ‫شاید روح‌شون بمیره 848 00:59:13,208 --> 00:59:15,083 ‫بخاطر جای خالی ما توی قلبـ‌شون 849 00:59:16,375 --> 00:59:18,416 ‫امیلی، لطفاً بهم اعتماد کن 850 00:59:18,500 --> 00:59:20,416 ‫صبر کن، رادجی. بگو ببینم داستان چیه 851 00:59:20,500 --> 00:59:22,958 ‫- قول میدم، برگردم ‫- امیلی، اتوبوس 852 00:59:23,041 --> 00:59:24,458 ‫امیلی، اتوبوس رسیده! 853 00:59:28,750 --> 00:59:29,875 ‫وای، رادجی... 854 00:59:33,375 --> 00:59:34,583 ‫بانتینگ! 855 00:59:34,666 --> 00:59:38,166 ‫آره، خودشه. بوی خودشه. 856 00:59:38,958 --> 00:59:41,875 ‫عجب عطر فوق‌العاده‌ای 857 00:59:41,958 --> 00:59:44,541 ‫تو ناپدید نشدی 858 00:59:44,625 --> 00:59:47,291 ‫میشه بپرسم چطوری نجات پیدا کردی؟ 859 00:59:47,375 --> 00:59:50,291 ‫این یعنی اون دختره هم جون سالم به در برد؟ 860 00:59:52,708 --> 00:59:56,416 ‫نه، موضوع این نیست... ‫یه بوی دیگه میدی، راجر 861 00:59:56,500 --> 00:59:59,416 ‫ساکت باش، بانتینگ. ‫همه‌چی تقصیر توئـه! 862 00:59:59,500 --> 01:00:01,416 ‫من که کاری نکردم 863 01:00:01,500 --> 01:00:04,416 ‫تقصیر تو بود. ‫اون دختر کوچولو تصادف کرد 864 01:00:04,500 --> 01:00:06,916 ‫واسه اینکه تو ترسیدی و در رفتی 865 01:00:07,000 --> 01:00:07,916 ‫درست میگم؟ 866 01:00:09,416 --> 01:00:10,416 ‫دروغ میگی 867 01:00:10,500 --> 01:00:12,083 ‫دروغ نیست 868 01:00:12,750 --> 01:00:15,791 ‫مسئله اینجاست که ‫از نگاه خودت به ماجرا نگاه کنی 869 01:00:15,875 --> 01:00:18,166 ‫یا از نگاه من 870 01:00:19,125 --> 01:00:22,208 ‫همه چیزی که دوست دارن ‫رو می‌بینن، مگه نه؟ 871 01:00:22,291 --> 01:00:25,916 ‫اگه چشم‌شون به روی حقیقت باز نشه، ‫یعنی واقعاً خودشون رو زدن به اون راه 872 01:00:26,583 --> 01:00:28,000 ‫می‌فهمی؟ 873 01:00:30,125 --> 01:00:33,083 ‫خب، راجر. آره، مایه‌ی تأسفه 874 01:00:33,166 --> 01:00:35,916 ‫اما حالا نه کسی می‌بیندت و ‫نه کسی صدات رو می‌شنوه 875 01:00:36,000 --> 01:00:39,583 ‫چون هیچکس نمی‌خواد ببیندت ‫یا صدات رو بشنوه 876 01:00:40,083 --> 01:00:42,166 ‫هنوزم می‌خوای اینجا باشی؟ 877 01:00:42,250 --> 01:00:44,958 ‫توی دنیایی که نه کسی می‌تونه ‫اشک‌هات رو ببینه 878 01:00:45,041 --> 01:00:46,416 ‫و نه صدای گریه‌هات رو بشنوه؟ 879 01:00:47,958 --> 01:00:49,791 ‫نه، تو اشتباه می‌کنی، بانتینگ 880 01:00:54,333 --> 01:00:56,625 ‫بهم گوش کن. من هیچوقت گریه نمی‌کنم! 881 01:00:56,708 --> 01:00:57,541 ‫ها؟ 882 01:00:59,333 --> 01:01:01,166 رادجی؟ 883 01:01:01,916 --> 01:01:03,333 ‫دوباره اتوبوس؟ 884 01:01:03,416 --> 01:01:04,500 ‫اون کیه؟ 885 01:01:24,291 --> 01:01:25,208 ‫ها؟ 886 01:01:27,083 --> 01:01:28,083 ‫ممنونم، گولدی 887 01:01:28,166 --> 01:01:29,791 ‫هروقت خواستی بهم زنگ بزن 888 01:01:29,875 --> 01:01:31,875 ‫حالت خوبه؟ 889 01:01:31,958 --> 01:01:33,041 ‫بیا بریم خونه 890 01:01:41,375 --> 01:01:42,291 ‫مراقب خودت باش 891 01:01:42,375 --> 01:01:43,291 ‫شب بخیر 892 01:02:03,250 --> 01:02:05,166 ‫مامان، صبر کن 893 01:02:06,250 --> 01:02:07,083 ‫آم... 894 01:02:11,583 --> 01:02:14,166 ‫لیزی، دختر گلـم، ‫نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟ 895 01:02:14,250 --> 01:02:15,291 ‫خسته نیستم 896 01:02:18,083 --> 01:02:22,000 ‫هیچ‌جوره نمیشه توی بیمارستان ‫پیش آماندا بمونی؟ 897 01:02:22,666 --> 01:02:23,833 ‫نه، ظاهراً نمیشه 898 01:02:26,333 --> 01:02:29,833 ‫وقتی به‌هوش اومد، ‫حتماً کلی بغلش کن 899 01:02:29,916 --> 01:02:33,791 ‫نگران نباش. ‫دخترِ سرسختیـه 900 01:02:33,875 --> 01:02:35,375 ‫حتماً به‌هوش میاد 901 01:02:36,083 --> 01:02:39,541 ‫آماندا، داشت می‌دویید سمت من 902 01:02:40,041 --> 01:02:40,875 ‫وقتی دیدمش... 903 01:02:42,000 --> 01:02:44,375 ‫انگار می‌خواست یه چیزی بهم بگه 904 01:02:45,291 --> 01:02:48,416 ‫خواهش می‌کنم خودت رو سرزنش نکن 905 01:02:50,000 --> 01:02:51,875 ‫حالت خوبه، لیزی؟ 906 01:02:51,958 --> 01:02:53,250 ‫خیلی متأسفم، مامان 907 01:02:53,833 --> 01:02:57,125 ‫برم وسایلم رو آماده کنم، ‫فردا می‌خوام برم بیمارستان 908 01:02:57,625 --> 01:02:59,250 ‫آره، فکر خوبیه 909 01:03:07,916 --> 01:03:08,750 ‫ها؟ 910 01:03:35,000 --> 01:03:39,433 ‫« برای رادجره، بازش نکنید. - از طرف آماندا » 911 01:03:39,458 --> 01:03:41,875 خب، من که قطعاً رادجر نیستم 912 01:04:20,791 --> 01:04:21,916 ‫درسته 913 01:04:22,000 --> 01:04:25,708 ‫بابات که جونش واست درمی‌رفت، ‫اینو برات خرید 914 01:04:35,736 --> 01:04:39,654 ‫« بابا رو یادت نره. مراقب مامان باش. ‫هیچوقت گریه نکن » 915 01:04:57,333 --> 01:05:00,333 ‫اونجا خوش می‌گذره؟ ‫بهش عادت کردی؟ 916 01:05:00,416 --> 01:05:02,625 ‫بابا، می‌خوای کتابفروشی بزنی؟ 917 01:05:02,708 --> 01:05:04,208 ‫حرف نداره 918 01:05:04,291 --> 01:05:08,208 ‫کتاب‌های جدی خوبـن، ‫ولی حتماً کتاب‌های بامزه هم بیار 919 01:05:08,291 --> 01:05:11,125 ‫اگه این کار رو بکنی، ‫کتابفروشیت معروف میشه 920 01:05:11,833 --> 01:05:15,416 ‫مامان؟ دیشب تا دیروقت داشت ‫آبجو می‌خورد و گریه می‌کرد 921 01:05:16,000 --> 01:05:19,333 ‫آره، گرین لاگر. ‫ولی نگرانـش نباش! 922 01:05:19,416 --> 01:05:20,791 ‫خودم مراقبـشم 923 01:05:21,541 --> 01:05:25,208 ‫من؟ تنها که هستم ‫اما گریه نمی‌کنم 924 01:05:25,875 --> 01:05:30,458 ‫اگه گریه کنم، نگران میشی، مگه نه، بابا؟ 925 01:05:31,666 --> 01:05:33,541 ‫امیدوارم کلی دوست پیدا کنی 926 01:05:34,250 --> 01:05:37,125 ‫میشه هر از گاهی، ‫چند وقت یک بار، 927 01:05:37,666 --> 01:05:41,083 ‫برام... نامه بنویسی؟ 928 01:05:50,375 --> 01:05:52,375 ‫چرا از پیش‌مون رفتی، بابا؟ 929 01:06:18,458 --> 01:06:20,000 ‫بابا رو فراموش نکن... 930 01:06:28,250 --> 01:06:29,458 ‫مراقب مامان باش... 931 01:06:36,375 --> 01:06:37,333 ‫و... 932 01:06:41,708 --> 01:06:43,458 ‫هیچوقت گریه نکن 933 01:06:50,041 --> 01:06:51,083 رادجر 934 01:06:57,708 --> 01:06:59,291 من اون روز متولد شدم 935 01:07:05,000 --> 01:07:07,666 ‫عزیزدلم... 936 01:07:14,083 --> 01:07:15,708 ‫عزیزم، لطفاً... 937 01:07:17,916 --> 01:07:18,833 ‫لطفاً... 938 01:07:20,125 --> 01:07:21,208 ‫مامان... 939 01:07:21,291 --> 01:07:23,125 ‫مراقب... 940 01:07:25,083 --> 01:07:26,500 ‫آماندامون باش 941 01:07:50,583 --> 01:07:52,791 ‫حالا فهمیدم چرا انقدر خاصی 942 01:07:55,000 --> 01:07:57,625 ‫رنگ و بوی شدیدی از غم داری 943 01:07:57,708 --> 01:08:00,166 ‫واقعاً رنگ و بوی قدرتمندی هم هست 944 01:08:00,875 --> 01:08:04,666 ‫با این اوضاع، پس واجب شد ‫حتماً بخورمت 945 01:08:05,250 --> 01:08:06,916 ‫اگه ناپدید می‌شدی، 946 01:08:07,000 --> 01:08:10,166 ‫غم و اندوه اون دختربچه هم از بین می‌رفت؟ 947 01:08:10,916 --> 01:08:13,166 ‫بهش فکر کن، راجر 948 01:08:35,000 --> 01:08:36,750 ‫امثال تو محکوم به ناپدید شدن‌ان 949 01:08:37,666 --> 01:08:41,333 ‫حالا چه فرقی داره من بخورمتون ‫یا که بخواید ناپدید بشید؟ 950 01:08:50,000 --> 01:08:51,416 ‫امیلی... 951 01:08:53,166 --> 01:08:54,291 ‫برگرد! 952 01:08:54,375 --> 01:08:56,208 ‫امیلی، اون بانتینگـه! 953 01:08:56,791 --> 01:08:57,791 ‫می‌دونم! 954 01:09:10,166 --> 01:09:11,291 ‫امیلی! 955 01:09:11,958 --> 01:09:13,041 ‫زنده‌ست! 956 01:09:13,541 --> 01:09:14,916 ‫چی گفتی؟ 957 01:09:15,000 --> 01:09:16,791 ‫آماندا... زنده‌ست؟ 958 01:09:16,875 --> 01:09:17,708 ‫ها؟ 959 01:09:18,250 --> 01:09:19,416 ‫آماندا زنده‌ست! 960 01:09:19,500 --> 01:09:21,291 ‫توی بیمارستان بستریـه! 961 01:09:22,625 --> 01:09:24,291 ‫بذار اول از اینجا بریم! 962 01:09:27,166 --> 01:09:29,541 ‫بعد از کارتون، ‫مستقیم برید خونه! 963 01:09:29,625 --> 01:09:30,541 ‫زینزان 964 01:09:30,625 --> 01:09:32,000 ‫نازنازی کو؟ 965 01:09:32,083 --> 01:09:34,041 ‫کتابخونه‌، نگران شماست 966 01:09:34,125 --> 01:09:36,541 ‫امیلی، نازنازی ازت می‌خواد که برگردی 967 01:09:37,375 --> 01:09:39,583 ‫برمی‌گردم، با شما! 968 01:09:46,541 --> 01:09:48,541 ‫زینزان... اینجاست؟ 969 01:09:48,625 --> 01:09:49,916 ‫باید باشه 970 01:09:50,458 --> 01:09:52,416 ‫کو؟ درش کجاست؟ 971 01:09:56,750 --> 01:09:58,666 ‫چرا برق‌ها رفت؟ 972 01:09:59,916 --> 01:10:00,833 ‫نه بابا؟ 973 01:10:02,875 --> 01:10:06,541 ‫«از اینجایی که من ایستادم، ‫نور خورشید همه‌جا رو گرفته» 974 01:10:14,125 --> 01:10:15,458 ‫بانتینگـه 975 01:10:15,958 --> 01:10:17,541 ‫زینزان، باید دست بجنبونیم 976 01:10:17,625 --> 01:10:20,041 ‫تکون نخور. یه مشکلی هست 977 01:10:20,833 --> 01:10:24,041 ‫نه با دختره کار دارم و نه اون گربه 978 01:10:24,708 --> 01:10:28,083 ‫همونطوری که به نظر میاد، ‫من دنبال روح تازه‌ام 979 01:10:29,125 --> 01:10:31,750 ‫زینزان! 980 01:10:33,375 --> 01:10:37,166 ‫واقعاً حیرت‌انگیزترین رایحه، رایحه‌ی ‫خیالی‌هاییـه که در شرفِ ناپدید شدن‌ان 981 01:10:40,125 --> 01:10:41,291 ‫آقای راجر 982 01:10:41,958 --> 01:10:44,375 ‫بذار قبل از اینکه بخورمت، ‫یه درس مهمی... 983 01:10:44,458 --> 01:10:46,041 ‫بهت بدم 984 01:10:46,666 --> 01:10:48,375 ‫من و شما با همدیگه فرق داریم 985 01:10:48,916 --> 01:10:50,916 ‫شما همگی ساخته‌ی ذهن‌اید 986 01:10:51,625 --> 01:10:54,541 ‫در حالیکه... من برعکس شمام 987 01:10:55,750 --> 01:10:58,041 ‫متوجه شدید دیگه؟ 988 01:10:58,125 --> 01:11:00,625 ‫من خودم سازنده‌ی خیالـم 989 01:11:05,875 --> 01:11:07,375 ‫گوش بده 990 01:11:07,875 --> 01:11:11,333 ‫شاهد زمان و مکان‌هایی بودم ‫که به عمرت ندیدی و 991 01:11:11,416 --> 01:11:16,083 ‫موجودات بی‌شماری رو دیدم، ‫توی هرجا که به ذهنت برسه 992 01:11:16,166 --> 01:11:17,791 ‫تصورات ناگفته‌ای داشتم... 993 01:11:18,416 --> 01:11:22,375 ‫توی این مسیر هم همه‌ی مخلوقات ‫خیالی رو خوردم 994 01:11:22,458 --> 01:11:25,875 ‫راه فراری نداری. ‫وقتـشه که تسلیم بشی 995 01:11:27,541 --> 01:11:28,666 ‫گوش کن، رادجی، 996 01:11:29,291 --> 01:11:31,291 ‫باید یه چیزی بهت بگم 997 01:11:34,166 --> 01:11:36,166 ‫نظرت چیه که دیگه وا بدی؟ 998 01:11:40,041 --> 01:11:42,250 ‫دوست من هم مریض بود و ‫از بدو تولد... 999 01:11:42,333 --> 01:11:43,791 ‫توی بیمارستان بستری بود 1000 01:11:43,875 --> 01:11:46,083 ‫اصلاً منو فراموش نکردن، رادجی 1001 01:11:46,166 --> 01:11:47,666 ‫حقیقت اینه که دوست من مُرد 1002 01:11:47,750 --> 01:11:49,875 ‫حتی فرصت بزرگ شدن رو هم نداشت 1003 01:11:55,375 --> 01:11:58,791 ‫فراموشی با گرفته شدن فرق داره 1004 01:12:04,708 --> 01:12:07,208 رادجی، هنوزم می‌تونی آماندا رو ببینی 1005 01:12:10,625 --> 01:12:12,291 آقا پسر، باید در رو پیدا کنی 1006 01:12:12,875 --> 01:12:15,041 ‫در؟ ولی کجاست؟ 1007 01:12:16,375 --> 01:12:18,583 ‫تمرکز کن. همه‌جا رو نگاه کن. برو! 1008 01:12:18,666 --> 01:12:20,291 ‫آم... خیلی‌خب 1009 01:12:54,625 --> 01:12:57,125 ‫پسرجون، فرار کردن بی‌فایده‌ست 1010 01:12:58,583 --> 01:13:00,833 ‫امید داشتن بی‌فایده‌ست 1011 01:13:00,916 --> 01:13:05,916 ‫در نهایت، تک تک‌تون، ‫تک و تنها، ناپدید می‌شید 1012 01:13:20,791 --> 01:13:22,458 ‫امیلی! زینزان! 1013 01:13:22,541 --> 01:13:24,083 ‫باریکلا، آقا پسر! 1014 01:13:25,750 --> 01:13:27,583 ‫هنوز درک نکردی؟ 1015 01:13:32,000 --> 01:13:33,708 ‫چقدر حیف 1016 01:13:35,958 --> 01:13:38,666 ‫حتی اینم چیزی نیست جز یه خیالبافی دیگه 1017 01:13:40,041 --> 01:13:40,875 ‫بنگ! 1018 01:13:47,833 --> 01:13:49,041 ‫امیلی! 1019 01:13:49,125 --> 01:13:52,791 ‫شما خیالی‌ها هیچوقت یاد نمی‌گیرید. ‫نمی‌تونید هیچ چیزی رو تغییر بدید 1020 01:13:52,875 --> 01:13:54,666 ‫بجنب. بیارش داخل 1021 01:13:54,750 --> 01:13:55,875 ‫طاقت بیار، امیلی! 1022 01:13:55,958 --> 01:13:56,875 ‫رادجی... 1023 01:13:57,958 --> 01:13:59,666 ‫اون عینکی که دادم بهت، 1024 01:13:59,750 --> 01:14:02,500 ‫خیالبافیِ... 1025 01:14:02,583 --> 01:14:04,208 ‫...دوست واقعیـم بود 1026 01:14:07,625 --> 01:14:08,916 ‫بیدار شو، امیلی 1027 01:14:10,791 --> 01:14:11,708 ‫رادجی... 1028 01:14:11,791 --> 01:14:12,750 ‫بله؟ 1029 01:14:12,833 --> 01:14:16,333 ‫به آماندا... سلامم رو برسون... 1030 01:14:16,416 --> 01:14:18,166 ‫باشه، باشه... 1031 01:14:19,125 --> 01:14:22,458 ‫خیالی‌ها همیشه در مقابل ‫یک چیز ذلیل‌ان... 1032 01:14:22,541 --> 01:14:23,708 ‫و اون... 1033 01:14:23,791 --> 01:14:25,458 ‫- امیلی! ‫- ...واقعیتـه 1034 01:14:26,083 --> 01:14:28,708 ‫امیلی! 1035 01:14:41,458 --> 01:14:43,708 ‫ها؟ 1036 01:14:43,791 --> 01:14:46,291 ‫رادجی و زینزان اومدن! 1037 01:14:46,375 --> 01:14:47,583 ‫به خونه خوش اومدین! 1038 01:14:48,916 --> 01:14:53,208 ‫کجا بودید؟ ‫امروز اومدیم شهر دجیما توی ناگازاکی 1039 01:14:53,291 --> 01:14:56,375 ‫نازنازی، امیلی از پیش‌مون رفت. ‫امیلی ناپدید شد... 1040 01:14:56,458 --> 01:14:57,791 ‫تقصیر من بود 1041 01:14:57,875 --> 01:14:59,458 ‫بخاطر من ناپدید شد 1042 01:14:59,958 --> 01:15:00,875 رادجی؟ 1043 01:15:01,666 --> 01:15:02,791 ‫اون باعث شد... 1044 01:15:02,875 --> 01:15:04,541 ‫امیلی ناپدید بشه 1045 01:15:07,583 --> 01:15:11,500 ‫صبر کن ببینم. امیلی؟ کی هست؟ 1046 01:15:11,583 --> 01:15:12,458 ‫ها؟ 1047 01:15:13,375 --> 01:15:16,041 ‫حتماً امیلی دوست جدید رادجیــه! 1048 01:15:16,125 --> 01:15:18,666 ‫دوست دارم بدونم میشه ‫دوست جدید نازنازی هم باشه یا نه 1049 01:15:20,500 --> 01:15:23,083 ‫آقا پسر، از کی حرف می‌زنی؟ 1050 01:15:23,625 --> 01:15:25,625 ‫امیلی... 1051 01:15:25,708 --> 01:15:28,250 ‫بانتینگ یکی از ما رو خورده؟ 1052 01:15:28,333 --> 01:15:32,541 ‫زینزان، همین الان... ‫جلوی چشم‌مون ناپدید شد 1053 01:15:33,375 --> 01:15:34,666 ‫یعنی... 1054 01:15:35,458 --> 01:15:38,041 ‫این امیلی، یکی از دوست‌هامون بود؟ 1055 01:15:38,125 --> 01:15:41,333 ‫قراره با همدیگه بازی کنیم! 1056 01:15:41,416 --> 01:15:43,416 ‫خیلی خوش می‌گذره! 1057 01:15:45,166 --> 01:15:46,125 ‫چی شده؟ 1058 01:15:46,625 --> 01:15:48,458 ‫حالت خوبه، آقا پسر؟ 1059 01:15:52,458 --> 01:15:53,750 ‫چی شد؟ 1060 01:16:00,708 --> 01:16:03,833 ‫نه، تا حالا خانمی به این اسم نشنیدم 1061 01:16:03,916 --> 01:16:04,750 ‫منم همینطور 1062 01:16:04,833 --> 01:16:05,916 ‫اینجا که نیومد 1063 01:16:07,125 --> 01:16:08,916 ‫شرمنده، تا حالا ندیدمش 1064 01:16:16,916 --> 01:16:19,250 ‫- دختر خوبی بود ‫- ها؟ 1065 01:16:19,333 --> 01:16:23,166 ‫سرخوش بود و صادق، ‫لبخند خیلی شیرینی داشت 1066 01:16:24,375 --> 01:16:26,250 ‫یادت میادش؟ 1067 01:16:26,333 --> 01:16:28,708 ‫چطور می‌تونم فراموشش کنم؟ 1068 01:16:28,791 --> 01:16:32,250 ‫معلومه که یادمه. ‫می‌دونی چه بلایی سرش اومد؟ 1069 01:16:33,083 --> 01:16:35,750 ‫بخاطر بانتینگ ناپدید شد 1070 01:16:35,833 --> 01:16:38,166 ‫یعنی چی که ناپدید شد؟ 1071 01:16:38,833 --> 01:16:40,541 ‫امکان نداره 1072 01:16:40,625 --> 01:16:44,250 ‫شنیدم بانتینگ فقط ‫به خیالی‌ها حمله می‌کنه 1073 01:16:44,875 --> 01:16:47,083 ‫نه لیزیِ من 1074 01:16:47,166 --> 01:16:50,250 ‫صبر کن، گمونم درمورد یه نفر حرف نمی‌زنیم 1075 01:16:50,333 --> 01:16:55,250 ‫الیزابت داون‌بیت. ‫دوستِ منـه، لیزی من. 1076 01:16:55,958 --> 01:16:56,833 ‫لیزی؟ 1077 01:16:57,333 --> 01:17:00,875 ‫لیزی مامان دوستمـه، ‫مادر آماندا 1078 01:17:02,125 --> 01:17:04,250 ‫آها، آره، حالا با عقل جور در میاد 1079 01:17:05,458 --> 01:17:07,458 ‫بگو ببینم، خوشبخته؟ 1080 01:17:07,958 --> 01:17:11,000 ‫بزرگ شده و از زندگیـش راضیـه؟ 1081 01:17:11,083 --> 01:17:12,416 ‫فکر کنم 1082 01:17:14,583 --> 01:17:16,500 ‫فکر کنم خوشبخته 1083 01:17:16,583 --> 01:17:20,291 ‫واقعاً خیلی کار می‌کنه، ‫اما بعد از کار، کارهای باحالی می‌کنه 1084 01:17:20,375 --> 01:17:22,708 ‫ما رو می‌بره پارک یا استخر 1085 01:17:22,791 --> 01:17:25,500 ‫از بیسکوئیت‌هاش نگم، حرف ندارن 1086 01:17:28,833 --> 01:17:30,208 ‫میشه بپرسم، 1087 01:17:30,291 --> 01:17:34,541 ‫تا حالا از لیزی شنیدی... ‫که چیزی درمورد من بگه؟ 1088 01:17:35,041 --> 01:17:36,250 ‫درمورد تو؟ 1089 01:17:36,333 --> 01:17:37,916 ‫آره، درموردم چیزی نگفته؟ 1090 01:17:38,791 --> 01:17:42,250 ‫اسم من «یخچال»ـه. ‫منو «یخچال» صدا می‌زد. 1091 01:17:43,500 --> 01:17:46,666 ‫مامان آماندا یه جعبه‌ی بزرگ ‫توی آشپزخونه داره 1092 01:17:46,750 --> 01:17:48,916 ‫اسم تو رو روش گذاشته 1093 01:17:49,000 --> 01:17:50,750 ‫هر روز اسمت رو میگه 1094 01:17:50,833 --> 01:17:54,750 ‫واقعاً؟ پس حتماً منو یادشـه 1095 01:17:55,333 --> 01:17:56,791 ‫عزیزترین دوستمه 1096 01:17:59,000 --> 01:18:01,916 ‫متأسفم. فکر نکنم... 1097 01:18:02,000 --> 01:18:04,416 ‫بیسکوئیت‌هاش هنوزم خوشمزه‌ان؟ 1098 01:18:04,500 --> 01:18:05,500 ‫آم... 1099 01:18:06,958 --> 01:18:11,041 ‫می‌دونی چیه؟ گاهی اوقات ‫درست و غلط بودن مهم نیست 1100 01:18:11,541 --> 01:18:16,750 ‫توی زندگی، چیزی ارزش باور رو داره ‫که یکی باشه بخواد باورش کنه، رادجی 1101 01:18:18,583 --> 01:18:19,750 ‫تنها چیزی که اهمیت داره 1102 01:18:19,833 --> 01:18:22,541 ‫داستانیـه که تو بهش باور داری 1103 01:18:26,833 --> 01:18:31,666 ‫آره، همینه که مهمه. ‫ممنونم. ممنون، «یخچال» 1104 01:18:45,583 --> 01:18:46,958 ‫صبح بخیر، رادجی! 1105 01:18:48,000 --> 01:18:50,500 ‫آقا پسر، دنبال چی هستی؟ 1106 01:18:50,583 --> 01:18:52,458 ‫می‌خوای برم بیمارستان آماندا 1107 01:18:52,541 --> 01:18:55,000 ‫می‌خوام یه دوست انسانی پیدا کنم ‫که منو ببره اونجا 1108 01:18:55,083 --> 01:18:57,625 ‫ولی تو که اصلاً نمی‌دونی ‫کدوم بیمارستان بستریه، می‌دونی؟ 1109 01:18:58,708 --> 01:19:01,041 ‫بانتینگ بوی تو رو می‌گیره و ‫میاد سراغت 1110 01:19:01,125 --> 01:19:03,625 ‫قبل از اینکه به بیمارستان برسی، ‫یه لقمه‌ی چپت کرده 1111 01:19:05,208 --> 01:19:07,000 ‫حتی اگه هنوزم زنده باشه... 1112 01:19:07,708 --> 01:19:09,791 ‫دیگه تو رو یادش نمیاد 1113 01:19:11,208 --> 01:19:13,958 ‫سر همین موضوع هم، ‫کم کم ناپدید میشی 1114 01:19:14,041 --> 01:19:16,500 ‫حتی اگه پیداش کنی، ‫توفیری نداره 1115 01:19:16,583 --> 01:19:18,625 ‫متأسفانه، رسم زندگی همینه 1116 01:19:19,458 --> 01:19:23,791 ‫انسان‌ها فراموشکارن. ‫دست سرنوشت این کار رو می‌کنه 1117 01:19:23,875 --> 01:19:26,500 ‫چون ما خیالی هستیم 1118 01:19:26,583 --> 01:19:28,041 ‫ولی همین کافی نیست؟ 1119 01:19:28,583 --> 01:19:30,625 ‫همین خیالی بودن کافی نیست؟ 1120 01:19:30,708 --> 01:19:33,375 ‫آقا پسر، باید درک کنی... 1121 01:19:33,458 --> 01:19:36,375 ‫زینزان، من از ناپدید شدن یا 1122 01:19:36,458 --> 01:19:38,458 ‫اینکه بانتینگ بخوردم، می‌ترسم 1123 01:19:39,541 --> 01:19:40,666 ‫ولی میرم 1124 01:19:40,750 --> 01:19:44,041 ‫ممکنه ناپدید شم و ‫دیگه کسی منو نبینه 1125 01:19:44,125 --> 01:19:46,625 ‫اما دورانی که من و آماندا ‫باهمدیگه داشتیم واقعیـه 1126 01:19:47,208 --> 01:19:49,625 ‫حتی اگه تموم دنیا بگن حقیقت نداره، 1127 01:19:50,458 --> 01:19:51,666 ‫من بهش باور دارم 1128 01:19:51,750 --> 01:19:53,958 ‫خوشحالم که دوست آماندا بودم 1129 01:19:56,208 --> 01:19:57,625 ‫رادجی... 1130 01:19:58,250 --> 01:20:00,625 ‫زینزان، من می‌خوام آماندا رو ببینم 1131 01:20:00,708 --> 01:20:03,625 ‫می‌خوام بهش بگم چشم‌هاش رو باز کنه و ‫برای زندگیـش بجنگه 1132 01:20:03,708 --> 01:20:06,541 ‫می‌خوام بهش بگم هر اتفاقی بیفته، 1133 01:20:06,625 --> 01:20:09,125 ‫من همیشه کنارشـم 1134 01:20:09,708 --> 01:20:11,916 ‫تا ناپدید نشدم، ‫باید این کار رو بکنم 1135 01:20:16,791 --> 01:20:17,625 ‫جولیا 1136 01:20:18,291 --> 01:20:19,750 ‫اون دوستِ آمانداست! 1137 01:20:22,708 --> 01:20:25,125 ‫این مبارزه‌ی من، نـه... 1138 01:20:25,208 --> 01:20:28,125 ‫بلکه مبارزه‌ای برای تموم ما، خیالی‌هاست 1139 01:20:28,958 --> 01:20:31,583 ‫زینزان، این راه‌حل منـه 1140 01:20:36,250 --> 01:20:38,708 ‫آقا پسر! 1141 01:20:47,708 --> 01:20:50,666 ‫نه، نه. چته تو؟ 1142 01:20:50,750 --> 01:20:53,916 ‫دست بجنبون. چرا حالیت نیست؟ 1143 01:20:54,000 --> 01:20:57,375 ‫امروز روز اجراست و ‫تو بالرین اصلی، ستاره‌ی نمایشی 1144 01:20:57,458 --> 01:20:58,916 ‫تو شاهدخت آرورایی! 1145 01:20:59,000 --> 01:21:00,750 ‫آم... 1146 01:21:01,500 --> 01:21:03,916 ‫من رادجرم، دوست آماندا 1147 01:21:04,500 --> 01:21:05,416 ‫راجر؟ 1148 01:21:05,500 --> 01:21:08,375 ‫نه، من رادجرم، دوست آماندا 1149 01:21:08,958 --> 01:21:12,625 ‫خواهش می‌کنم، جولیا. هرچه سریع‌تر ‫من رو ببر بیمارستان پیش آماندا 1150 01:21:12,708 --> 01:21:15,291 ‫دوست آماندا؟ چرت و پرت چرا میگی؟ 1151 01:21:15,375 --> 01:21:16,916 ‫تو آرورای منی 1152 01:21:17,000 --> 01:21:18,458 ‫حالا به من گوش کن 1153 01:21:18,541 --> 01:21:22,500 ‫امروز باید تک تک بیننده‌ها رو ‫مجذوب خودت کنی 1154 01:21:23,000 --> 01:21:24,916 ‫جولیا، خواهش می‌کنم! ‫به پات میفتم 1155 01:21:25,583 --> 01:21:26,875 ‫وقت ندارم! 1156 01:21:26,958 --> 01:21:28,666 ‫مسئله مرگ و زندگیـه 1157 01:21:28,750 --> 01:21:30,416 ‫باید یه لطفی بهم بکنی 1158 01:21:30,500 --> 01:21:34,166 ‫من... نه، من... بیمارستان... 1159 01:21:34,958 --> 01:21:36,083 ‫چه اتفاقی داره میفته؟ 1160 01:21:36,166 --> 01:21:40,166 ‫جولیا رادجی رو انتخاب کرده... ‫که دوست خیالی هرروزش بشه 1161 01:21:40,250 --> 01:21:42,458 ‫حالا چیکار کنیم؟ ‫حالا چیکار کنیم؟ 1162 01:21:42,541 --> 01:21:43,750 ‫توی دردسر افتادیم 1163 01:21:45,958 --> 01:21:48,250 ‫ساکت. حالا، بریم برای دور بعدی، آرورا 1164 01:21:48,333 --> 01:21:51,375 ‫رسیدیم به رقص دو نفره 1165 01:21:53,583 --> 01:21:55,666 ‫جولیا، دیرمون میشه ها! 1166 01:21:56,458 --> 01:21:58,875 ‫خیلی‌خب 1167 01:22:02,791 --> 01:22:03,625 ‫نه! 1168 01:22:03,708 --> 01:22:05,875 ‫آقا پسر! ‫عکسه رو بنداز دور! 1169 01:22:13,416 --> 01:22:15,250 ‫آقا پسر، بیدار شو 1170 01:22:15,333 --> 01:22:17,125 رادجی، میری دیگه؟ 1171 01:22:17,708 --> 01:22:19,958 ‫می‌خوای بری آماندا رو ببینی، ‫یادت میاد؟ 1172 01:22:20,583 --> 01:22:21,625 ‫آماندا؟ 1173 01:22:22,208 --> 01:22:24,291 ‫آماندا کیه؟ نمی‌شناسمش 1174 01:22:25,208 --> 01:22:26,875 ‫دوست انسان توئـه 1175 01:22:29,125 --> 01:22:30,166 ‫آماندا؟ 1176 01:22:31,708 --> 01:22:33,625 ‫آماندا... 1177 01:22:34,333 --> 01:22:36,791 ‫یادت رفت؟ 1178 01:22:36,875 --> 01:22:38,625 ‫بیا بریم، جولیا 1179 01:22:39,791 --> 01:22:41,541 ‫بابات دیرتر میاد پیش‌مون 1180 01:22:41,625 --> 01:22:43,208 ‫چی؟ نمی‌فهمم 1181 01:22:43,291 --> 01:22:46,625 ‫تولدم رو یادش رفته ‫اما اجرای باله‌م رو نه؟ 1182 01:22:50,666 --> 01:22:51,625 ‫این طرفی! 1183 01:22:56,333 --> 01:22:58,250 ‫جولیا، صبر کن! 1184 01:23:00,666 --> 01:23:02,041 ‫بجنب، رادجی. عجله کن! 1185 01:23:02,125 --> 01:23:03,958 ‫بجنب، آقا پسر 1186 01:23:05,500 --> 01:23:07,083 ‫عجله کن، برو. بجنب! 1187 01:23:09,375 --> 01:23:10,916 ‫سپردمش به خودش، نازنازی 1188 01:23:11,000 --> 01:23:12,416 ‫خیالت تخت 1189 01:23:23,500 --> 01:23:24,500 ‫بدو بریم، آقا پسر 1190 01:23:29,125 --> 01:23:31,500 ‫عجله کن! ‫حتماً دلت می‌خواد آماندا رو ببینی، نه؟ 1191 01:23:31,583 --> 01:23:32,791 ‫آماندا... 1192 01:23:32,875 --> 01:23:34,041 ‫بیمارستان... 1193 01:23:34,750 --> 01:23:35,583 ‫جولیا! 1194 01:23:38,166 --> 01:23:39,083 ‫وایسا! 1195 01:23:39,166 --> 01:23:40,083 ‫آقا پسر، از این طرف 1196 01:23:41,500 --> 01:23:43,416 ‫برو، رادجی. می‌دونم که از پسش برمیای 1197 01:24:03,250 --> 01:24:04,083 ‫زینزان! 1198 01:24:04,166 --> 01:24:05,750 ‫- شجاعتش رو داری؟ ‫- کجاشو دیدی! 1199 01:24:12,833 --> 01:24:15,250 ‫مامانی، اون صدا رو شنیدی؟ 1200 01:24:16,000 --> 01:24:18,458 ‫هوم؟ صدا؟ کدوم صدا، عزیزم؟ 1201 01:24:19,666 --> 01:24:20,916 ‫جولیا! 1202 01:24:21,000 --> 01:24:22,416 ‫بیمارستان 1203 01:24:22,500 --> 01:24:24,666 ‫باید بریم بیمارستان! 1204 01:24:36,625 --> 01:24:39,666 ‫جولیا، واقعاً نباید اینجوری جیغ بزنی 1205 01:24:41,708 --> 01:24:43,750 ‫جولیا! منو ببر پیش آماندا 1206 01:24:44,458 --> 01:24:47,375 ‫توروخدا، منو ببر... پیش آماندا! 1207 01:24:52,750 --> 01:24:54,666 ‫آمبولانس... بیمارستان 1208 01:24:59,583 --> 01:25:01,958 ‫باریکلا، آقا پسر. ‫خدا پشت و پناهت 1209 01:25:04,333 --> 01:25:05,416 ‫آماندا! 1210 01:25:21,458 --> 01:25:25,375 ‫اسم من بانتینگـه. ‫بنده آقای بانتینگ هستم. 1211 01:25:29,666 --> 01:25:32,791 ‫دنبال دخترخانمی به اسم ‫آماندا شافل‌آپـم 1212 01:25:32,875 --> 01:25:34,791 ‫ظاهراً توی این بیمارستان بستری شده 1213 01:25:34,875 --> 01:25:36,291 ‫- آقای بانتینگ ‫- بله؟ 1214 01:25:36,375 --> 01:25:39,291 ‫چه نسبتی با بیمار دارید؟ 1215 01:26:00,583 --> 01:26:01,541 ‫از این طرف 1216 01:26:01,625 --> 01:26:02,875 ‫اون طرفـه 1217 01:26:03,666 --> 01:26:05,833 ‫- اون طرف! اون طرف! ‫- ممنونم 1218 01:26:06,458 --> 01:26:09,166 ‫نازنازی خیلی بزرگه، نمی‌تونه رد بشه 1219 01:26:10,875 --> 01:26:13,000 ‫برگرد کتابخونه، زینزان 1220 01:26:14,916 --> 01:26:17,875 ‫به نظرت رادجی تونسته آماندا رو ببینه؟ 1221 01:26:17,958 --> 01:26:19,541 ‫مطمئنم از این بابت 1222 01:26:19,625 --> 01:26:21,375 ‫می‌دونستم از پسش برمیاد 1223 01:26:21,916 --> 01:26:25,458 ‫خیالت راحت، نازنازی. ‫من مراقبتـم. 1224 01:26:26,666 --> 01:26:29,083 ‫جولیا! مامان! 1225 01:26:29,166 --> 01:26:31,541 ‫یادم اومد، امروزه! 1226 01:26:31,625 --> 01:26:33,833 ‫امروز کنسرت باله داریم! 1227 01:26:34,625 --> 01:26:36,208 ‫خدا رو شکر 1228 01:26:39,166 --> 01:26:40,333 ‫خانم شافل‌آپ... 1229 01:26:42,208 --> 01:26:43,791 ‫وضعیتـش پایداره 1230 01:26:44,500 --> 01:26:45,833 ‫خیلی ازتون ممنونم 1231 01:26:47,416 --> 01:26:49,833 ‫مامان! 1232 01:27:01,125 --> 01:27:02,541 ‫میرم یکم کاکائو بگیرم 1233 01:27:17,166 --> 01:27:18,708 ‫آماندا! 1234 01:27:28,166 --> 01:27:29,000 ‫آماندا... 1235 01:27:29,958 --> 01:27:32,583 ‫همه‌ش تقصیر منـه. منو ببخش 1236 01:27:36,375 --> 01:27:37,500 ‫می‌دونستم 1237 01:27:38,708 --> 01:27:39,875 ‫می‌دونستم زنده‌ای 1238 01:27:41,208 --> 01:27:44,333 ‫حتماً تخیلت هم زنده‌ست 1239 01:27:47,333 --> 01:27:48,500 ‫من اینجام 1240 01:27:50,833 --> 01:27:53,708 ‫من برگشتم، آماندا. من برگشتم 1241 01:27:55,666 --> 01:27:57,291 ‫وقتـشه دیگه بیدار شی 1242 01:27:58,750 --> 01:28:00,833 ‫لطفاً بیدار شو 1243 01:28:13,041 --> 01:28:14,750 ‫هیچوقت ناپدید نشیم، 1244 01:28:14,833 --> 01:28:16,416 ‫مواظب همدیگه باشیم و 1245 01:28:16,500 --> 01:28:18,750 ‫هیچوقت هم گریه نکنیم 1246 01:28:19,500 --> 01:28:20,958 ‫دیگه فرار کردن بسه 1247 01:28:27,291 --> 01:28:29,458 ‫آماندا، باید بیدار شی! 1248 01:28:31,166 --> 01:28:32,958 ‫به به، چی می‌بینم؟ 1249 01:28:34,791 --> 01:28:37,708 ‫جدی جدی خودشه؟ راجر؟ 1250 01:28:39,083 --> 01:28:41,166 ‫می‌دونستم میای اینجا، راجر 1251 01:28:41,250 --> 01:28:43,208 ‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت 1252 01:28:43,291 --> 01:28:46,000 ‫آماندا... 1253 01:28:55,791 --> 01:28:57,333 ‫من کجام؟ 1254 01:29:03,791 --> 01:29:05,541 ‫عزیزکم، به‌هوش اومدی 1255 01:29:06,875 --> 01:29:09,208 ‫شما... دکترمی؟ 1256 01:29:11,000 --> 01:29:13,708 ‫آم، میشه یه دقیقه آروم بگیرید؟ 1257 01:29:14,916 --> 01:29:17,291 ‫هرچیزی یه تاریخ انقضایی داره 1258 01:29:17,791 --> 01:29:21,208 ‫تاریخ انقضای توهم امروزه، راجر 1259 01:29:21,291 --> 01:29:23,708 ‫پیراهنت نمی‌تونه گولم بزنه 1260 01:29:26,208 --> 01:29:27,708 ‫با کی صحبت می‌کنید؟ 1261 01:29:27,791 --> 01:29:29,208 ‫عه... 1262 01:29:29,291 --> 01:29:33,208 ‫شنیدی چی گفت؟ ‫اصلاً تو رو نمی‌بینه 1263 01:29:34,125 --> 01:29:36,416 ‫تو رو یادش نمیاد 1264 01:29:36,500 --> 01:29:40,000 ‫ای دل غافل! دیدی چقدر بد شد، 1265 01:29:40,083 --> 01:29:42,583 ‫درست نمی‌گم، راجر؟ 1266 01:29:50,791 --> 01:29:51,833 ‫راجر؟ 1267 01:29:59,916 --> 01:30:01,791 ‫شما... شما کی هستید؟ 1268 01:30:02,333 --> 01:30:04,833 ‫چرا... چرا دعوا می‌کنید؟ 1269 01:30:05,791 --> 01:30:07,333 ‫هوم؟ 1270 01:30:09,416 --> 01:30:12,875 ‫من خیلی گرسنمه، ‫ضعف کردم 1271 01:30:12,958 --> 01:30:16,750 ‫می‌خوام همه‌چی رو بخورم، ‫هرچیزی که برات رقم زده، 1272 01:30:16,833 --> 01:30:19,833 ‫حتی غم و غصه‌هات 1273 01:30:24,833 --> 01:30:25,958 ‫آماندا! 1274 01:30:27,541 --> 01:30:29,666 ‫راجر؟ 1275 01:30:29,750 --> 01:30:30,958 ‫نه 1276 01:30:31,041 --> 01:30:32,458 ‫ها؟ 1277 01:30:35,583 --> 01:30:37,958 ‫تمومش کن! اسمش راجر نیست 1278 01:30:38,041 --> 01:30:39,416 ‫درسته! خودمم! 1279 01:30:39,500 --> 01:30:42,458 ‫اسمش رادجره! رادجر 1280 01:30:43,291 --> 01:30:45,791 ‫ها؟ 1281 01:30:59,291 --> 01:31:01,208 ‫رادجر! این طرف! 1282 01:31:01,291 --> 01:31:02,541 ‫آماندا! 1283 01:31:13,291 --> 01:31:15,500 ‫احسنت بهت، دختر کوچولو! 1284 01:31:18,625 --> 01:31:22,875 ‫همونطوری که فکرش رو می‌کردم، ‫راجرت واقعاً ارزش شکار رو داره 1285 01:31:27,375 --> 01:31:29,083 ‫حاضری، رادجر؟ 1286 01:31:29,583 --> 01:31:30,583 ‫آماده‌ام! 1287 01:31:33,291 --> 01:31:34,791 ‫محکم بشین! 1288 01:31:34,875 --> 01:31:37,625 ‫محکم نشستم، محکمِ محکم 1289 01:31:48,875 --> 01:31:51,375 ‫پیشرفت جالبیـه 1290 01:32:16,708 --> 01:32:19,125 ‫من صدها ساله که ‫دارم توی تخیلاتم زندگی می‌کنم، 1291 01:32:19,208 --> 01:32:20,541 ‫تجربه‌م بیشتر از توئـه، عزیزم 1292 01:32:21,291 --> 01:32:24,416 ‫آماندا، این قایق... ‫به نظرت می‌تونه پرواز کنه؟ 1293 01:32:24,500 --> 01:32:25,625 ‫راستش... 1294 01:32:25,708 --> 01:32:27,750 ‫نمی‌تونه! 1295 01:32:27,833 --> 01:32:29,333 ‫اما نگران نباش! 1296 01:33:03,708 --> 01:33:05,166 ‫رادجر! 1297 01:33:07,041 --> 01:33:08,500 ‫آماندا! 1298 01:33:21,416 --> 01:33:23,833 ‫آماندا؟ 1299 01:33:24,916 --> 01:33:26,166 ‫آماندا؟ 1300 01:33:28,500 --> 01:33:31,666 ‫شما دکتری، مگه نه؟ ‫لطفاً یه کاری کن! 1301 01:33:32,250 --> 01:33:33,500 ‫متأسفم، خانم شافل‌آپ 1302 01:33:33,583 --> 01:33:36,416 ‫راستـش داشتم اینجا ‫یه پرسشنامه انجام می‌دادم 1303 01:33:36,500 --> 01:33:38,666 ‫پرسشنامه‌ی خیلی مهمیـه 1304 01:33:39,250 --> 01:33:41,500 ‫خیالتون راحت، خیلی طول نمی‌کشه 1305 01:33:41,583 --> 01:33:44,166 ‫شما همون آقایی هستی که ‫اون روزی اومده بود دم در کتابفروشی 1306 01:33:44,250 --> 01:33:48,166 ‫پس منو یادتونـه. ‫باعث افتخاره، خانم شافل‌آپ 1307 01:33:49,083 --> 01:33:50,583 ‫لطفاً سریعاً از اینجا برید! 1308 01:33:50,666 --> 01:33:53,416 ‫نمی‌بینید دخترم داره درد می‌کشه؟ 1309 01:33:53,500 --> 01:33:54,666 ‫مامان! 1310 01:33:54,750 --> 01:33:57,000 ‫آماندا، خداروشکر به‌هوش اومدی! 1311 01:33:57,083 --> 01:33:58,166 ‫حرفش رو باور نکن! 1312 01:33:58,250 --> 01:34:00,875 ‫- نباید حرفش رو باور کنی! ‫- الان میگم دکتر بیاد 1313 01:34:05,958 --> 01:34:07,583 ‫مامان... 1314 01:34:07,666 --> 01:34:10,791 ‫این آقا... می‌خواد رادجر رو قورت بده 1315 01:34:13,375 --> 01:34:16,791 ‫دختر کوچولو، کی گفته ‫می‌خوام قورتش بدم؟ 1316 01:34:17,541 --> 01:34:19,625 ‫فقط سعی دارم ‫از صفحه‌ی روزگار محوش کنم، 1317 01:34:19,708 --> 01:34:21,708 ‫به واقعیت برگردونمش 1318 01:34:21,791 --> 01:34:23,291 ‫تو! تو کی هستی؟ 1319 01:34:24,500 --> 01:34:27,583 ‫اگه دخالت نکنید، ‫شما و دخترتون آسیبی نمی‌بینید 1320 01:34:27,666 --> 01:34:29,291 ‫دخالت؟ 1321 01:34:29,375 --> 01:34:31,000 ‫عزیزدلم! 1322 01:34:31,875 --> 01:34:34,916 ‫آماندا، خواهش می‌کنم. ‫مامان حرفت رو باور می‌کنه! 1323 01:34:35,000 --> 01:34:36,791 ‫می‌تونه کمکت کنه! 1324 01:34:37,500 --> 01:34:40,291 ‫آماندا، درمورد «یخچال» بهش بگو! 1325 01:34:40,375 --> 01:34:43,291 ‫میاد. اگه صداش بزنه، میاد! 1326 01:34:43,875 --> 01:34:45,791 ‫- مامان، رادجر میگه... ‫- آماندا! 1327 01:34:45,875 --> 01:34:47,791 ‫عزیزدلم، چیزی نیست 1328 01:34:47,875 --> 01:34:48,791 ‫هوم؟ 1329 01:34:48,875 --> 01:34:51,791 ‫رادجر میگه... «یخچال»، «یخچال» رو صدا کن 1330 01:34:53,125 --> 01:34:54,541 ‫گفتی «یخچال»؟ 1331 01:34:55,875 --> 01:34:58,875 ‫یه سگه. اسم یه سگه... 1332 01:34:58,958 --> 01:35:00,291 ‫رادجر میگه «یخچال» رو دیده 1333 01:35:00,875 --> 01:35:01,791 ‫رادجر؟ 1334 01:35:03,375 --> 01:35:04,750 ‫«یخچال» رو صدا بزن 1335 01:35:04,833 --> 01:35:07,291 ‫مامان، باید «یخچال» رو صدا بزنی 1336 01:35:07,375 --> 01:35:08,625 ‫مامان 1337 01:35:14,166 --> 01:35:15,666 ‫مار؟ 1338 01:35:21,541 --> 01:35:24,458 ‫خوش اومدی، خانم شافل‌آپ 1339 01:35:25,041 --> 01:35:26,958 ‫به دنیای 1340 01:35:27,041 --> 01:35:29,833 ‫خیالی‌ها خوش اومدید 1341 01:35:31,041 --> 01:35:33,958 ‫مامان! صدام رو شنیدی؟ 1342 01:35:34,041 --> 01:35:35,125 ‫آماندا... 1343 01:35:37,083 --> 01:35:38,458 ‫بخاطر تو باهاش می‌جنگم! 1344 01:35:48,708 --> 01:35:50,208 ‫مامان! 1345 01:36:10,833 --> 01:36:11,958 ‫رادجر! 1346 01:36:12,041 --> 01:36:14,541 ‫مامان! نجاتش بده! 1347 01:36:51,166 --> 01:36:55,000 ‫ولش کن! گفتم ولش کن! 1348 01:36:55,083 --> 01:36:57,750 ‫همین الان دست از سرش بردار! 1349 01:36:58,541 --> 01:37:01,708 ‫هی، اون با ماست! ‫گفتم دست از سرش بردار! 1350 01:37:02,291 --> 01:37:07,291 ‫دوست ماست! ‫اجازه نمی‌دیم دوست ما رو بخوری! 1351 01:37:15,125 --> 01:37:16,166 ‫هوم؟ 1352 01:37:28,041 --> 01:37:28,875 ‫ها؟ 1353 01:37:43,791 --> 01:37:46,166 ‫برو، «یخچال»! 1354 01:38:01,458 --> 01:38:03,041 ‫- مامان! ‫- آماندا! 1355 01:38:07,916 --> 01:38:11,250 ‫چرا هرکی نمیره پی کار خودش؟ 1356 01:38:11,333 --> 01:38:14,875 ‫یه موجود خیالیه دیگه 1357 01:38:15,916 --> 01:38:18,166 ‫باید بذارن بخورمش! 1358 01:38:26,791 --> 01:38:28,041 ‫رادجر! 1359 01:38:28,541 --> 01:38:32,875 ‫آماندا، باید... با مادرت زندگی کنی 1360 01:38:32,958 --> 01:38:35,500 ‫رادجر! 1361 01:39:05,416 --> 01:39:07,416 ‫عجب طعمی داشت 1362 01:39:07,500 --> 01:39:09,958 ‫الحق که فرای تصوراتـه 1363 01:39:10,583 --> 01:39:12,583 ‫باید بگم... 1364 01:39:12,666 --> 01:39:14,666 ‫اصلاً تازه نبود... 1365 01:39:17,416 --> 01:39:18,958 ‫...بلکه میشه گفت فاسد بود 1366 01:39:20,041 --> 01:39:24,791 ‫بالأخره موفق شدم. ‫یه خیالی استثنائی رو خوردم! 1367 01:39:24,875 --> 01:39:27,916 ‫آره، به خواسته‌م رسیدم 1368 01:39:28,000 --> 01:39:28,875 ‫ها؟ 1369 01:39:30,458 --> 01:39:31,541 ‫ها؟ 1370 01:39:35,125 --> 01:39:41,250 ‫واقعیت... 1371 01:40:10,458 --> 01:40:11,750 ‫حالت خوبه، مامان؟ 1372 01:40:11,833 --> 01:40:14,875 ‫خوبم، چیزی نیست 1373 01:40:18,666 --> 01:40:21,208 ‫خوش اومدی، دختر قشنگـم 1374 01:40:22,458 --> 01:40:24,125 ‫برگشتم خونه، مامان. من برگشتم 1375 01:40:24,958 --> 01:40:27,458 ‫خب، نگاهشون کن. ‫درست همونجوریه که تعریف کردی 1376 01:40:28,791 --> 01:40:30,750 ‫خوشبخته، خیلی خوشبخت 1377 01:40:30,833 --> 01:40:32,458 ‫خانمی شده برای خودش 1378 01:40:33,083 --> 01:40:35,125 ‫آره، آماندای من هم... 1379 01:40:35,708 --> 01:40:37,500 ‫خیلی خوشبختـه 1380 01:40:48,208 --> 01:40:49,916 ‫همه‌چی مرتبه؟ 1381 01:40:50,000 --> 01:40:51,375 ‫بله 1382 01:40:51,458 --> 01:40:53,208 ‫خداروشکر، به‌هوش اومد! 1383 01:40:53,291 --> 01:40:54,125 ‫بله 1384 01:40:54,208 --> 01:40:56,708 ‫فوق‌العاده‌ست. ‫میرم دکتر رو خبر کنم 1385 01:40:56,791 --> 01:40:57,875 ‫لطفاً 1386 01:41:00,333 --> 01:41:01,333 ‫وای! 1387 01:41:04,583 --> 01:41:08,875 ‫ممنونم، رادجر. ممنونم. ‫از تو هم ممنونم، دوست خوبم، «یخچال» 1388 01:41:08,899 --> 01:41:28,601 ‫ترجمه از: «محمدعلی sm و iredprincess» ‫:::. iredsub & mmli_sm .::: 1389 01:41:28,625 --> 01:41:31,666 ‫رادجر، مرسی که برگشتی 1390 01:41:32,666 --> 01:41:33,916 ‫تنها نبودم 1391 01:41:34,625 --> 01:41:36,333 ‫دوست‌های کتابخونه‌ کمکم کردن 1392 01:41:36,833 --> 01:41:38,333 ‫زینزان و نازنازی... 1393 01:41:39,416 --> 01:41:40,875 ‫با امیلی 1394 01:41:43,458 --> 01:41:45,875 ‫آماندا، زندگی هم خوشی داره 1395 01:41:45,958 --> 01:41:48,833 ‫هم ناخوشی، ‫همین‌ها هی تکرار میشن، 1396 01:41:48,916 --> 01:41:50,875 ‫تا بزرگ شی 1397 01:41:51,833 --> 01:41:52,875 ‫رادجر... 1398 01:41:52,958 --> 01:41:55,666 ‫آماندا، هر کجا که باشی، 1399 01:41:56,250 --> 01:41:57,541 ‫هر اتفاقی که بیفته، 1400 01:41:58,250 --> 01:42:01,458 ‫من همیشه توی قلبتـم 1401 01:42:05,916 --> 01:42:07,875 ‫ممنونم که اومدی، 1402 01:42:08,708 --> 01:42:11,958 ‫سه ماه و سه هفته و سه روز پیش 1403 01:42:13,083 --> 01:42:14,000 ‫آماندا... 1404 01:42:19,333 --> 01:42:20,750 ‫هیچوقت ناپدید نشیم، 1405 01:42:21,791 --> 01:42:23,208 ‫مواظب همدیگه باشیم و 1406 01:42:24,416 --> 01:42:25,375 ‫هیچوقت... 1407 01:42:26,083 --> 01:42:27,083 ‫هیچوقت هم... 1408 01:42:27,958 --> 01:42:29,250 ‫گریه نکنیم 1409 01:42:37,208 --> 01:42:38,041 ‫آماده‌ای؟ 1410 01:42:38,125 --> 01:42:40,583 ‫بدو بیا، رادجر! این آخرین ماجراجویی‌مونـه! 1411 01:42:40,666 --> 01:42:41,666 ‫باش! 1412 01:42:41,690 --> 01:42:57,267 جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez 1413 01:42:57,291 --> 01:42:59,041 مثل پرنده‌ای که تا حالا کسی ندیده 1414 01:43:00,166 --> 01:43:02,583 مثل گُلی که تا حالا کسی ندیده 1415 01:43:03,541 --> 01:43:05,708 مثل نسیمی که تا حالا کسی ندیده 1416 01:43:07,125 --> 01:43:09,833 مثل شبی که تا حالا کسی ندیده 1417 01:43:10,791 --> 01:43:14,541 ‫تاحالا چیزی به این شگفت‌انگیزی دیدید؟ 1418 01:43:16,708 --> 01:43:17,791 ‫من دیدم 1419 01:43:17,815 --> 01:43:37,815 ارائه‌ای از وبسایت دیجی‌موویز .:: DigiMoviez.Com ::.