1
00:02:32,634 --> 00:02:42,634
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.
2
00:03:26,560 --> 00:03:29,998
پروردگارا،
3
00:03:30,098 --> 00:03:32,533
دستِ نیاز
4
00:03:34,069 --> 00:03:36,871
به درگاه تو دراز میکنم
5
00:03:39,941 --> 00:03:42,811
تا یاریام کنی
6
00:03:43,912 --> 00:03:47,481
یاریام کن تا از پس هر آنچه
امروز بر دوش من است،
7
00:03:47,614 --> 00:03:49,750
برآیم
8
00:03:53,188 --> 00:03:57,092
چرا که بارالهی،
زندگانیام به خواستِ توست
9
00:03:57,258 --> 00:04:00,228
پس مگذار که امروز
10
00:04:00,261 --> 00:04:02,897
سستی بر من چیره یابد
11
00:04:02,998 --> 00:04:05,033
مگذار کاهلی در من راه یابد و
12
00:04:06,667 --> 00:04:11,906
مگذار در انجام آنچه به من سپردهای،
ذرهای قصور ورزم
13
00:04:15,043 --> 00:04:18,780
بارالهی، حضور بیکرانت را شکر
14
00:04:18,880 --> 00:04:22,283
با توسل به عیسی،
به درگاهت دعا میکنم
15
00:04:22,417 --> 00:04:24,119
به نام پدر،
16
00:04:24,152 --> 00:04:26,154
پسر و روحالقدس
17
00:04:28,323 --> 00:04:29,924
آمین
18
00:04:41,936 --> 00:04:44,906
یه چند روزی نیستم
19
00:04:44,973 --> 00:04:48,910
زود برمیگردم، ولی خب، مامانت پیشتـه و
20
00:04:49,010 --> 00:04:52,414
چیزه...
21
00:04:52,480 --> 00:04:54,983
خودت میدونی دیگه
22
00:04:55,050 --> 00:04:59,020
در کل فقط خواستم در جریان باشی که
23
00:04:59,087 --> 00:05:01,322
یه چند روزی نیستم و...
24
00:05:01,346 --> 00:05:11,346
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
25
00:05:11,370 --> 00:05:21,370
« ترجمه از نهـال، امیر فرحناک و علی محمدخانی »
::. AliMK_Sub & FarahSub & iredprincess .::
26
00:05:21,394 --> 00:05:31,394
در تلگرام:
FarahSub & @AliMK_Sub & @IRedSub@
27
00:07:29,704 --> 00:07:32,312
« شقایق نُعمانی »
« در مواقع اضطراری، شیشه را بشکنید »
28
00:07:34,610 --> 00:07:39,814
« مختصات کلبه »
29
00:08:41,009 --> 00:08:42,977
نواحی وایکینگ، اوتسایر شمالی و جنوبی و
30
00:08:43,077 --> 00:08:44,078
فورتیز:
31
00:08:44,112 --> 00:08:46,281
وزش باد از جنوب غربی
در چرخش به شمال غربی
32
00:08:46,347 --> 00:08:50,318
با سرعت ۳۹ تا ۷۴ کیلومتر در ساعت و
احتمال افزایش آن به ۸۸ کیلومتر در ساعات آینده
33
00:08:50,418 --> 00:08:52,320
بارش باران و سپس رگبارهای زمستانی
34
00:08:52,420 --> 00:08:55,056
با میدان دیدِ متوسط تا ضعیف که
به تدریج بهبود خواهد یافت
35
00:08:55,089 --> 00:08:57,392
در نواحی کرومارتی، فورث، تاین و داگر:
36
00:08:57,425 --> 00:08:59,627
وزش باد از جنوب غربی در چرخش به سمت غرب
37
00:08:59,727 --> 00:09:02,497
با سرعت ۳۱ تا ۶۱ کیلومتر بر ساعت،
گاهی با تندبادهایی به سرعت ۷۴ کیلومتر
38
00:09:02,530 --> 00:09:04,265
بارش باران و در پی آن، رگبارهای پراکنده
39
00:09:04,332 --> 00:09:06,234
با میدان دیدِ متوسط تا مطلوب
40
00:09:06,301 --> 00:09:09,170
در منطقهی فیشر: وزش باد از
جنوب غربی در چرخش به سمت غرب
41
00:09:09,237 --> 00:09:13,107
با سرعت ۳۹ تا ۷۴ کیلومتر بر ساعت و
احتمال افزایش آن به ۸۸ کیلومتر در ساعات آتی
42
00:09:13,241 --> 00:09:15,543
بارش باران و سپس رگبارهای زمستانی
43
00:09:15,576 --> 00:09:18,513
با میدان دید متوسط تا ضعیف که
به تدریج بهبود خواهد یافت
44
00:09:18,579 --> 00:09:20,682
در مناطق جرمنبایت، هامبر:
45
00:09:20,715 --> 00:09:22,785
وزش باد از جنوب غربی در چرخش به سمت غرب
46
00:09:22,917 --> 00:09:24,787
با سرعت ۵۰ تا ۸۸ کیلومتر بر ساعت
47
00:09:24,886 --> 00:09:27,790
در ادامه در ناحیهی هامبر
از شدت آن کاسته میشود
48
00:09:27,822 --> 00:09:29,557
بارش باران و در پی آن، رگبارهای پراکنده
49
00:09:29,590 --> 00:09:32,093
با میدان دیدِ متوسط تا ضعیف که
بهتدریج بهبود خواهد یافت
50
00:09:33,061 --> 00:09:36,497
در مناطق تیمز، دوور، وایت،
پورتلند و پلیموث:
51
00:09:36,564 --> 00:09:38,767
وزش باد از جنوب غربی
با سرعت ۳۹ تا ۷۴ کیلومتر بر ساعت
52
00:09:38,833 --> 00:09:41,536
گاهی با تندبادهایی به سرعت ۸۸ کیلومتر
بر ساعت و در چرخش به...
53
00:11:24,205 --> 00:11:28,075
♪ Solitude - Black Sabbath ♪
54
00:16:46,260 --> 00:16:48,529
میراثمون
55
00:18:04,773 --> 00:18:06,473
ممنون
56
00:18:11,947 --> 00:18:15,016
بارالهی، ما و این نعماتت را که
57
00:18:16,483 --> 00:18:18,854
بر ما عطا فرمودی، متبرک بفرما
58
00:18:21,555 --> 00:18:23,792
با توسل به سرورمان، مسیح،
به درگاهت دعا میکنیم
59
00:18:23,825 --> 00:18:25,392
♪ On the Beach - Neil Young ♪
60
00:19:18,867 --> 00:19:21,807
« رِی »
61
00:19:47,075 --> 00:19:49,210
بیست سالِ آزگار؟
62
00:19:53,048 --> 00:19:55,216
خدا حفظت کنه، برادر
63
00:19:55,383 --> 00:19:56,851
گمشو بابا
64
00:22:18,526 --> 00:22:20,161
برایان
65
00:22:29,104 --> 00:22:30,671
برایان
66
00:22:59,100 --> 00:23:00,902
قربونت برم
67
00:23:09,611 --> 00:23:11,613
کجا گذاشته رفته؟
68
00:23:11,678 --> 00:23:14,048
کی؟
69
00:23:14,149 --> 00:23:15,550
بابات؟
70
00:23:15,617 --> 00:23:17,852
رفته پیش اون؟
71
00:23:21,022 --> 00:23:24,025
اصلاً به اون مردک چه ربطی داره، مامان؟
72
00:23:25,593 --> 00:23:27,462
- به اون چه مربوط؟
- خیلی هم مربوطـه
73
00:23:27,595 --> 00:23:29,130
چرا؟
74
00:23:33,935 --> 00:23:35,570
چرا پسره رو زدی؟
75
00:23:35,669 --> 00:23:37,272
خودش تنش میخارید، مامان
76
00:23:37,338 --> 00:23:39,207
برایان
77
00:23:41,142 --> 00:23:43,311
راجعبه بابات حرفی زد؟
78
00:23:43,411 --> 00:23:45,180
جم بابامـه
79
00:23:46,447 --> 00:23:48,216
در مورد رِی چیزی گفت؟
80
00:23:48,316 --> 00:23:50,785
خب، خودت که همهچی رو میدونی،
پرسیدنت دیگه چیـه؟
81
00:23:50,818 --> 00:23:53,588
واسه من زبوندرازی نکن
82
00:23:53,720 --> 00:23:55,957
میخوام باهات حرف بزنم
83
00:24:01,462 --> 00:24:03,164
کم مونده بود پسرِ مردم رو به کُشتن بدی
84
00:24:03,231 --> 00:24:04,566
میفهمی چی میگم؟
85
00:24:04,666 --> 00:24:07,068
یه قاتل دیگه به خانواده اضافه میشد.
خب که چی؟
86
00:24:08,836 --> 00:24:10,939
ری قاتل نیست
87
00:24:12,173 --> 00:24:16,110
اصلاً گیریم که قاتل باشه،
تو هم باید باشی؟!
88
00:24:18,413 --> 00:24:19,814
ها؟
89
00:24:20,548 --> 00:24:22,317
بیا بغلم
90
00:24:29,324 --> 00:24:31,059
ری قاتل نیست
91
00:24:40,802 --> 00:24:42,604
ای پدر ما که در آسمانی،
92
00:24:42,736 --> 00:24:44,439
نام تو مقدس باد
93
00:24:44,539 --> 00:24:46,574
ملکوت تو بیاید،
ارادهی تو چنانکه در آسمان است،
94
00:24:46,608 --> 00:24:48,042
بر زمین نیز کرده شود
95
00:24:48,176 --> 00:24:49,611
نان کفاف ما را امروز به ما عطا فرما و
96
00:24:49,644 --> 00:24:50,912
گناهان ما را ببخش
97
00:24:51,045 --> 00:24:53,114
چنانکه ما نیز،
آنانکه بر ما گناه کردند را میبخشیم
98
00:25:13,768 --> 00:25:15,670
رِی عزیزم،
99
00:25:15,770 --> 00:25:17,672
نمیدونم این نامه هرگز به دستت میرسه یا
100
00:25:17,772 --> 00:25:19,874
اگه برسه، میخونیش یا نه
101
00:25:23,011 --> 00:25:25,580
پس، به این امید که دعاهام مستجاب شده و
102
00:25:25,680 --> 00:25:26,981
تو قصدِ خوندنش رو کردی،
103
00:25:27,048 --> 00:25:30,151
اول از همه میخوام جویای حالت بشم
104
00:25:32,153 --> 00:25:34,822
با گذشتِ این همه سال،
هنوز داغ سکوتت آتیش به جونم میندازه
105
00:25:34,989 --> 00:25:37,358
همیشه از خودم میپرسم
اصلاً یادِ من هم میفته؟
106
00:25:37,425 --> 00:25:38,559
یادِ ما...
107
00:25:55,576 --> 00:25:57,211
خوندیش؟
108
00:26:01,816 --> 00:26:03,484
خوندیش یا نه؟
109
00:26:12,126 --> 00:26:15,229
نه، مرتیکه، نخوندمش
110
00:28:13,222 --> 00:28:21,222
{\an8}« امثال، باب ۳۱، آیهی ۶ »
111
00:28:13,247 --> 00:28:17,786
«مُسکِرات را به آنانی که
مشرف به هلاکتاند دِه و
112
00:28:17,886 --> 00:28:20,955
شراب را به تلخجانان»
113
00:28:21,088 --> 00:28:23,558
آمین
114
00:28:34,702 --> 00:28:36,604
به سلامتی علیاحضرت ملکه
115
00:28:43,244 --> 00:28:46,714
اینو نعمت نمیدونی که دعا نخوندی؟
116
00:28:53,621 --> 00:28:57,658
پس شکرگزاریهات فقط واسه قبل لُمبوندنـه؟
117
00:28:59,660 --> 00:29:03,364
واسه چند پیک نجسی
لازم نیست ازش رخصت بگیری؟
118
00:29:18,312 --> 00:29:20,214
امروز صبح یادت رفت کونت رو پاک کنی
119
00:29:20,314 --> 00:29:23,150
دیدم شورتت عنیـه
120
00:29:23,184 --> 00:29:25,653
نه، اون مال دیروزه
121
00:29:26,989 --> 00:29:29,290
کثافت بیهمهچیز
122
00:29:35,129 --> 00:29:39,300
معتقدی پاکیزگی نشونهی ایمانـه، درستـه؟
123
00:29:44,672 --> 00:29:46,340
از کجا معلوم خودش نجس نباشه؟
124
00:29:46,440 --> 00:29:48,010
مگه جایی از انجیل نوشته
125
00:29:48,142 --> 00:29:50,979
خدا هفتهای سهبار نظافت میکنه؟
126
00:29:51,078 --> 00:29:52,981
یا هر روز زیرپوشش رو عوض میکنه؟
127
00:29:53,080 --> 00:29:54,415
خدا احتیاجی به زیرپوش نداره؛
128
00:29:54,482 --> 00:29:56,083
چون عین تو، وجودش رو گوه برنداشته
129
00:29:56,183 --> 00:29:57,752
نه بابا؟
130
00:29:57,853 --> 00:29:59,955
نکنه تولیدی داره؟
131
00:30:00,087 --> 00:30:03,057
غلط نکنم همه رو یهبار میپوشه میندازه دور
132
00:30:04,692 --> 00:30:08,195
تنگ و چسبون دوست داره؟
133
00:30:08,229 --> 00:30:10,431
یا گشادمُشاد باشه که
134
00:30:10,498 --> 00:30:15,269
تخمهای خداییش توش تاب بخورن؟
135
00:30:15,369 --> 00:30:18,840
عینهو یهجفت ناقوسِ کلیسا
136
00:30:20,241 --> 00:30:22,410
شرط میبندم دمودستگاهش
137
00:30:22,476 --> 00:30:24,345
کلیسای جامع کنتربری رو میگه زِکی
138
00:30:28,716 --> 00:30:31,085
جات وسط جهنمـه، برادرجان
139
00:30:32,020 --> 00:30:34,221
پس خانوادگی جمعمون جمعـه
140
00:30:41,729 --> 00:30:43,664
هفتهی پیش، پدر ریپون فوت کرد
141
00:30:43,698 --> 00:30:46,200
تو روزنامه دیدم
142
00:30:46,935 --> 00:30:49,103
روزنامه نمیخونم
143
00:30:51,974 --> 00:30:54,609
بعد اون ماجراها، دیگه ندیدیش؟
144
00:30:54,709 --> 00:30:56,644
این دیگه چه سؤالیـه؟
145
00:31:00,849 --> 00:31:04,652
فقط شنیدم چندسال پیش
انداختنش گوشهی دیوونهخونه
146
00:31:10,524 --> 00:31:13,095
- خواهش میکنم اون نامه رو بخون، ری
- سومین دورهی خدمتم که گذشت و
147
00:31:13,194 --> 00:31:16,464
اومدم مرخصی...
148
00:31:16,564 --> 00:31:19,400
بعدِ اینکه دوتا از
بچههامون رو از دست دادیم،
149
00:31:22,104 --> 00:31:24,505
همش یاد ریپون میافتادم
150
00:31:25,673 --> 00:31:27,508
هر چی بیشتر بهش فکر میکردم،
بیشتر کِرمم میگرفت
151
00:31:27,608 --> 00:31:30,177
برم پیشش ببینم در چه حالـه
152
00:31:30,311 --> 00:31:33,514
بلکه تجدید خاطراتی هم بشه
153
00:31:34,615 --> 00:31:38,152
خلاصه، برگشتم خونه و پیگیرش شدم
154
00:31:38,285 --> 00:31:40,989
با هزار زور و زحمت پیداش کردم
155
00:31:41,089 --> 00:31:42,991
طبق معمول، واسه لاپوشونی کثافتکاریهاش
156
00:31:43,091 --> 00:31:45,259
منتقلش کرده بودن جای دیگه
157
00:31:45,359 --> 00:31:47,294
نشونیش رو توی هادزفیلد پیدا کردم
158
00:31:48,764 --> 00:31:51,365
اگه منو تو کتوشلوار رسمی ارتش میدیدی ها،
کَفت میبُرید
159
00:31:51,465 --> 00:31:53,601
با اینکه بیشتر روزهای هفته
شلختهپِلخته بودم،
160
00:31:53,734 --> 00:31:56,905
اون روز حسابی به خودم رسیده بودم
161
00:31:57,005 --> 00:32:00,142
از شب قبل،
شلوارم رو گذاشتم زیر تشک صاف بشه
162
00:32:00,274 --> 00:32:03,477
خط اتوش با آدم حرف میزد
163
00:32:03,511 --> 00:32:05,246
صبح اینقدر پوتینهام رو واکس زدم که
164
00:32:05,346 --> 00:32:06,948
برق افتاده بودن
165
00:32:06,982 --> 00:32:09,785
واسه میدون رژه از این کارها میکردیم، جم
166
00:32:09,885 --> 00:32:12,054
بهقدری صاف و اتوکشیده بودم که
میتونستم عضو گارد سلطنتی کاخ باکینگهام باشم،
167
00:32:12,186 --> 00:32:13,789
در این حد
168
00:32:13,922 --> 00:32:15,322
کتوشلوار خاکی با کُلی مدال روش
169
00:32:15,423 --> 00:32:18,026
اونقدر شَقورَق بودم که
170
00:32:18,126 --> 00:32:20,162
حس میکردم خدابیامرز، مامان داره بهم میگه:
171
00:32:20,227 --> 00:32:21,963
«برگرد خونه، پسرم
172
00:32:22,064 --> 00:32:23,364
دیگه پاک و مُنّزه شدی»
173
00:32:23,464 --> 00:32:26,034
- آبی
- چی؟
174
00:32:26,134 --> 00:32:27,435
کتوشلوار کاخ آبیـه
175
00:32:27,535 --> 00:32:29,303
آره، آره، راست میگی. منظورم همینـه اصلاً
176
00:32:29,370 --> 00:32:31,338
اینقدر شیک شده بودم که
اصلاً آبی یا خاکیبودنش به چشم نمیومد
177
00:32:31,439 --> 00:32:33,809
دیگه طرف باید خیلی خر میبود
178
00:32:38,245 --> 00:32:41,215
خلاصه، رفتم دمِ خونهاش
179
00:32:41,315 --> 00:32:44,152
یه کلبهی دِنج و نُقلی
واسه خودش دستوپا کرده بود
180
00:32:44,218 --> 00:32:46,822
از اون اعیونیها که کلیسا خرجشون میکنه
181
00:32:46,988 --> 00:32:50,224
پنجرهاش گلکاریشده،
چمنهاش هم همه صافوصوف،
182
00:32:50,291 --> 00:32:51,827
پرچینها یهدَست قرینه
183
00:32:51,960 --> 00:32:54,963
تا در زدم، چشمم افتاد بهش
184
00:32:54,996 --> 00:32:58,332
تَر و تمیز، صورتش گُل انداخته بود
185
00:33:00,035 --> 00:33:01,903
پیر و فرتوت شده بود
186
00:33:03,038 --> 00:33:05,639
یادمـه جاکش تو جوونیهاش
چهارشونه بود و هیکلی
187
00:33:05,807 --> 00:33:07,075
ولی اون روز که دیدمش،
188
00:33:07,175 --> 00:33:10,045
پیری از ریخت و هیکل افتاده بود
189
00:33:10,112 --> 00:33:12,114
از بس شکسته شده بود که
اصلاً جا خوردم
190
00:33:12,246 --> 00:33:14,315
برگشتم گفتم:
«پدر ریپون شمایید؟
191
00:33:14,348 --> 00:33:16,450
بنده از طرف انجمن کهنهسربازان خدمت رسیدم.
192
00:33:16,550 --> 00:33:18,887
امکانش هست چند دقیقهای
مصدع اوقات شریف بشم؟»
193
00:33:19,020 --> 00:33:20,155
قشنگ معلوم بود باورش شده
194
00:33:20,188 --> 00:33:22,224
گفت: «بله، بفرمایید. بفرما تو، شازده.
195
00:33:22,323 --> 00:33:25,093
قدمت روی چشم، پسرم. بفرما تو.»
196
00:33:25,193 --> 00:33:27,294
باد به غبغب انداخته بود و
رو پاش بند نبود
197
00:33:27,394 --> 00:33:28,496
کتری رو گذاشت رو گاز
198
00:33:28,596 --> 00:33:31,499
سرویس چینیاش رو در آورد و شیرینی و
بَندی و بساطی
199
00:33:31,599 --> 00:33:34,169
گفت: «یه فنجون چایی که میخوری، پسرم؟»
200
00:33:34,268 --> 00:33:36,037
خلاصه، نشستیم
201
00:33:36,104 --> 00:33:38,206
توی نشیمن جمعوجور و مرتبش نشستیم و
202
00:33:38,305 --> 00:33:39,707
شروع کردیم به حرفزدن
203
00:33:39,875 --> 00:33:42,743
پرسیدم:
«اینجا حوزهی فعالیت شماست، پدرجان؟»
204
00:33:42,878 --> 00:33:46,347
جواب داد:
«فعلاً بین کلیساها تو رفتوآمدم.
205
00:33:46,447 --> 00:33:48,315
عرض کنم که نیمهبازنشستهام.»
206
00:33:48,415 --> 00:33:50,786
من هم گفتم: «آخی، حتماً خیلی سختـه،
207
00:33:50,919 --> 00:33:53,687
اون هم بعد این همه سال خدمت!»
208
00:34:02,798 --> 00:34:04,498
گرم صحبت شدیم...
209
00:34:04,598 --> 00:34:06,835
از وضع و اوضاع مملکت،
210
00:34:06,935 --> 00:34:09,771
از جوونهای افسارگسیخته و بیدینوایمون
211
00:34:09,838 --> 00:34:13,707
برگشت ازم پرسید:
«تو خدا و پیغمبر سرت میشه، پسرجان؟»
212
00:34:14,943 --> 00:34:17,444
من هم گفتم: «ما خانوادتاً،
213
00:34:17,511 --> 00:34:20,447
اهل دین و دیانتیم، پدرجان»
214
00:34:21,917 --> 00:34:24,052
اون هم گفت: «راستش، بیشتر از هر چیزی
215
00:34:24,085 --> 00:34:26,154
دلتنگِ سروکلهزدن با جوونهام»
216
00:34:26,254 --> 00:34:28,924
نزدیک بود بیسکوئیت کِرِمداره بپره تو گلوم
217
00:34:30,292 --> 00:34:32,693
القصه، یهو سکوت حاکم میشه و
218
00:34:32,828 --> 00:34:34,763
آقا برمیگرده میگه: «با عرض معذرت، سرجوخه.
219
00:34:34,830 --> 00:34:37,731
یحتمل باید نوشیدنی قویتری تعارفت میکردم.»
220
00:34:41,669 --> 00:34:44,471
من هیچی، من فقط نگاهش کردم
221
00:34:47,575 --> 00:34:50,578
گفتم: «شما چیز قویتری میل داری، پدرجان؟»
222
00:34:55,050 --> 00:34:57,351
گُل از گُلش شکفت
223
00:34:57,418 --> 00:34:58,652
کُپ کرده بود
224
00:34:58,752 --> 00:35:02,389
صورتش گُر گرفت و چشمهاش برق زد
225
00:35:02,456 --> 00:35:04,125
گفت: «اگه تو بخوای، چرا که نه؟»
226
00:35:04,226 --> 00:35:05,392
بعد که رفت پا شه،
227
00:35:05,459 --> 00:35:09,597
گفتم: «من خیلی قویام ها، پدر ریپون»
228
00:35:10,731 --> 00:35:13,534
برق از سرش پرید،
سُست شد و نشست سر جاش
229
00:35:13,601 --> 00:35:15,136
بعد من گفتم:
230
00:35:16,137 --> 00:35:18,974
«میخوای نشونت بدم؟»
231
00:35:19,007 --> 00:35:20,441
بعد که رفتم دکمهی شلوارم رو باز کنم،
232
00:35:20,541 --> 00:35:22,143
گفتم الان سکته میزنه میفته رو دستم
233
00:35:22,244 --> 00:35:23,410
چشمهاش گِرد شده بود
234
00:35:23,544 --> 00:35:24,578
انگار دنیا رو بهش داده بودن
235
00:35:24,678 --> 00:35:27,414
خلاصه، بلند شدم و
236
00:35:27,448 --> 00:35:31,418
عینهو جندهپولیها،
با ناز و عشوه دکمههام رو باز کردم
237
00:35:31,452 --> 00:35:35,389
شلوار و شورتم رو کشیدم پایین
238
00:35:36,892 --> 00:35:39,393
گفتم: «بفرما»
239
00:35:39,426 --> 00:35:42,097
«بخواب رو زمین»
240
00:35:42,197 --> 00:35:45,867
اون هم از خداخواسته، وِلو شد
241
00:35:45,934 --> 00:35:47,434
گفتم: «دستهاتو عین صلیب باز کن.
242
00:35:47,534 --> 00:35:49,804
اینجوری حشریتر میشم.»
243
00:35:51,106 --> 00:35:52,874
همونوضعی رفتم جلو
244
00:35:52,941 --> 00:35:54,508
درست بالاسرش وایسادم
245
00:35:54,541 --> 00:35:57,678
وای، یه تیکهاش رو جا انداختم، جم
246
00:35:57,846 --> 00:36:00,315
چند روز قبل اینکه برم پیشش،
247
00:36:00,348 --> 00:36:03,517
فقط آبجوی گینس خورده بودم و کاری
248
00:36:03,550 --> 00:36:07,188
همون روز بعدازظهر هم،
یه مُشت مُلّین انداخته بودم بالا
249
00:36:09,891 --> 00:36:11,525
باید صبر میکردم وقتش برسه
250
00:36:11,625 --> 00:36:13,427
یکی دو ساعت بیرون خونهاش تو ماشین
251
00:36:13,527 --> 00:36:15,897
نشستم ولی انگار نه انگار
252
00:36:16,798 --> 00:36:21,169
تا اولین فشار رو حس کردم،
253
00:36:21,303 --> 00:36:23,504
پریدم بیرون و در زدم
254
00:36:24,571 --> 00:36:26,975
همونطور که جلوش نشسته بودم،
تو شیکمم غوغا بود
255
00:36:27,075 --> 00:36:29,543
به خدا قسم که داشتم منفجر میشدم
256
00:36:29,643 --> 00:36:32,180
تا مرزِ متلاشیشدن پیش رفتم
257
00:36:34,883 --> 00:36:38,552
قبول داری ارتش آدم رو
پوستکلفت میکنه، جم؟
258
00:36:39,821 --> 00:36:45,060
رنج و عذاب ریاضتکشیدن برامون دلنشینـه
259
00:36:47,095 --> 00:36:48,897
بعد...
260
00:36:48,930 --> 00:36:50,731
بالاسرش وایسادم
261
00:36:53,401 --> 00:36:57,872
گفتم: «نشناختی، نه؟»
262
00:36:57,973 --> 00:37:00,208
«چی؟»
263
00:37:00,342 --> 00:37:02,476
گفتم: «ری کوچولو دیگه،
264
00:37:03,445 --> 00:37:06,480
من همون رِی کوچولوتم از پرورشگاه»
265
00:37:09,384 --> 00:37:10,919
چند لحظهای طول کشید،
266
00:37:11,019 --> 00:37:14,155
یکم چشمهاشو
اینطرف و اونطرف چرخوند
267
00:37:14,255 --> 00:37:16,557
بالاخره دوزاریش افتاد و
268
00:37:16,690 --> 00:37:19,961
ترس تموم وجودش رو فرا گرفت
269
00:37:20,028 --> 00:37:22,529
بوی گندِ عرقش کل خونه رو برداشته بود
270
00:37:22,629 --> 00:37:25,066
«تو رو خدا با من کاری نداشته باش.
خواهش میکنم ولم کن.»
271
00:37:25,100 --> 00:37:27,601
بهش گفتم: «جُم نخور.
272
00:37:28,803 --> 00:37:30,704
یه سانت جابجا بشی، دمودستگاهت رو
273
00:37:30,805 --> 00:37:32,706
میبُرم و
274
00:37:32,774 --> 00:37:35,910
میکنم تو حلقومت...
275
00:37:36,011 --> 00:37:39,014
واسه تنوع هم که شده،
این بار خودت واسه خودت ساک بزن.»
276
00:37:39,080 --> 00:37:40,482
راستش رو بخوای،
277
00:37:40,547 --> 00:37:42,716
کاش چندسال پیش یاد میگرفت
همچین حرکتی بزنه
278
00:37:42,784 --> 00:37:45,186
شاید اینجوری خودکفا میشد
279
00:37:46,720 --> 00:37:51,793
کشونکشون رفتم جلو و
کونم رو کردم سمتش،
280
00:37:51,926 --> 00:37:54,129
با پاشنه رفتم رو بازوهای لاغرمُردنیش
281
00:37:54,229 --> 00:37:58,299
خودش رو جمع کرد. معلوم بود
دردش اومده، منتها جرئت نداشت تکون بخوره
282
00:37:58,333 --> 00:38:01,169
«حالا به مقعد مبارک نگاه کن، پدرجان»
283
00:38:02,270 --> 00:38:04,638
چمباتمه زدم و
284
00:38:05,606 --> 00:38:07,809
مستفیضش کردم
285
00:38:13,815 --> 00:38:15,950
خب...
286
00:38:19,788 --> 00:38:24,001
عملیات تخلیه سه فاز مجزا داشت
287
00:38:24,025 --> 00:38:25,692
اول، پاشیدم روش...
288
00:38:25,827 --> 00:38:28,662
یه دورِ کامل مالوندمش
289
00:38:28,763 --> 00:38:30,965
عین گِل رو دیوارِ کاهگِلی
290
00:38:33,935 --> 00:38:37,839
هُری، انگار یه دسته کفتر
یهو دستهجمعی از زمین پَر زدن هوا
291
00:38:40,475 --> 00:38:44,645
بعدش، نوبت به قسمت آبدارش رسید
292
00:38:46,114 --> 00:38:50,651
آخرش هم، چیز... چیز شد...
293
00:38:56,057 --> 00:39:01,571
پُر و پیمون عینهو ملات سیمان
294
00:39:01,595 --> 00:39:04,032
شالاپ ریدم رو کلهاش
295
00:39:05,033 --> 00:39:08,203
بدبخت هِی عُق میزد و تُف میکرد،
جرئت نداشت نفس بکشه،
296
00:39:08,336 --> 00:39:10,414
منتها چارهای نداشت
297
00:39:10,438 --> 00:39:11,738
اینقدر خندیدم که
298
00:39:11,840 --> 00:39:15,609
یه لحظه ترسیدم نکنه چَپه شم
وسط گندوکثافتِ خودم
299
00:39:19,214 --> 00:39:20,958
همین
300
00:39:20,982 --> 00:39:22,683
پا شدم
301
00:39:23,585 --> 00:39:26,864
یه بسته دستمالمرطوب تو جیبم بود
302
00:39:26,888 --> 00:39:30,525
خودم رو تَر و تمیز کردم و
303
00:39:30,691 --> 00:39:34,028
سبکبال از اونجا زدم بیرون
304
00:39:52,646 --> 00:39:54,748
باور کردی؟
305
00:40:16,771 --> 00:40:18,940
ترتیب تو رو هم داده بود؟
306
00:40:26,414 --> 00:40:28,149
نه
307
00:40:29,450 --> 00:40:31,685
ندونسته میگم نه
308
00:40:31,786 --> 00:40:34,822
حتی تو اون سنوسال هم
ازت حساب میبُردن
309
00:40:40,228 --> 00:40:44,032
وقتی داشت کونم میذاشت،
کدوم گوری بودی تو؟
310
00:40:46,267 --> 00:40:48,236
نمیدونی که چطوری ترتیبم رو داد
311
00:40:50,271 --> 00:40:52,340
نمیدونی
312
00:41:12,160 --> 00:41:15,096
قبول داری از پدرمِدَر شانس نیاوردیم؟
313
00:41:30,612 --> 00:41:32,080
یهنمه آهنگ گوش بدیم؟
314
00:45:40,995 --> 00:45:42,663
لاکردار
315
00:45:42,764 --> 00:45:45,266
گوساله
316
00:45:51,172 --> 00:45:52,707
چتـه تو؟
317
00:45:56,344 --> 00:45:58,890
خوبی؟
318
00:45:58,914 --> 00:46:01,015
لامصب
319
00:46:02,517 --> 00:46:04,051
چتـه؟
320
00:46:07,421 --> 00:46:10,067
چتـه تو؟
321
00:46:10,091 --> 00:46:12,035
- چتـه؟
- چمـه مگه؟
322
00:46:12,059 --> 00:46:13,728
همه رو یهجا کردی تو حلقومت
323
00:46:24,272 --> 00:46:25,807
من که اشتهام کور شد
324
00:46:32,680 --> 00:46:34,725
خوبی خانم؟
325
00:46:34,749 --> 00:46:36,818
مگه کوری؟
نمیبینی دارم رد میشم، الاغ؟
326
00:46:36,919 --> 00:46:39,353
خودت جلوت رو نگاه کن، زنیکهی...
327
00:46:44,625 --> 00:46:46,294
نسا؟
328
00:46:47,295 --> 00:46:48,663
نسا
329
00:46:49,597 --> 00:46:51,532
هتی؟
330
00:46:57,396 --> 00:46:59,207
ببین چه روپوشش بهش میاد!
331
00:46:59,240 --> 00:47:01,043
خیلی شلوغش نکن
332
00:47:01,175 --> 00:47:03,687
یه کارآموز سادهام، نسا
333
00:47:03,711 --> 00:47:05,322
ولی خیلی بهت میاد
334
00:47:05,346 --> 00:47:07,748
خدماتیهای داروخونه هم روپوش میپوشن
335
00:47:09,083 --> 00:47:11,029
دانشگاهت تموم شده؟
336
00:47:11,053 --> 00:47:12,329
این ترم دیگه ترم آخرمـه
337
00:47:12,353 --> 00:47:14,856
- کارآموزی رو اینجا مشغولم
- که اینطور
338
00:47:14,957 --> 00:47:16,333
خیلی خوشحالم که دیدمت، نسا
339
00:47:16,357 --> 00:47:18,702
خیلی وقتـه خبری از برایان ندارم
340
00:47:18,726 --> 00:47:20,328
حالش خوبـه؟
341
00:47:44,886 --> 00:47:46,454
چیـه؟
342
00:47:51,492 --> 00:47:52,861
چیـه؟
343
00:49:06,101 --> 00:49:07,836
زدم له و لوردهاش کردم، هتی
344
00:49:11,807 --> 00:49:13,975
نمیدونم من...
345
00:49:15,811 --> 00:49:17,946
واقعاً نمیدونم
346
00:49:19,313 --> 00:49:23,217
فقط... خون جلوی چشمم رو گرفته بود
347
00:49:28,824 --> 00:49:30,725
من...
348
00:49:30,826 --> 00:49:32,894
بدجوری زدمش
349
00:49:35,529 --> 00:49:37,108
چی بهت گفت؟
350
00:49:37,132 --> 00:49:39,977
حتی یادم هم نمیاد، هتی
351
00:49:40,001 --> 00:49:42,369
راستش، یادم میاد
352
00:49:43,270 --> 00:49:44,840
ولی...
353
00:49:44,973 --> 00:49:49,710
همون دریوریهای همیشگی
354
00:49:49,811 --> 00:49:52,346
در مورد بابات؟
355
00:49:52,513 --> 00:49:54,691
من فقط...
356
00:49:54,715 --> 00:49:57,518
لعنتی. فقط...
357
00:49:57,685 --> 00:49:59,788
فقط...
358
00:50:33,188 --> 00:50:35,556
تو توی «تایرونِ شرقی» بودی، درستـه؟
359
00:50:37,291 --> 00:50:40,704
بذار یه لحظه بهش فکر کنم
360
00:50:40,728 --> 00:50:42,396
اشتباه گفتی
361
00:50:44,199 --> 00:50:47,002
خودت خوب میدونی کجا بودم
362
00:50:47,135 --> 00:50:49,346
کراسمگلن
363
00:50:49,370 --> 00:50:51,505
قلمروی شورشیها
364
00:50:56,111 --> 00:50:58,355
اونجا یه واحد فعال از
ارتش جمهوریخواه ایرلند
365
00:50:58,379 --> 00:51:00,724
توی ناحیه بود که
همه جور عملیاتی انجام میداد
366
00:51:00,748 --> 00:51:04,451
کسی رو دستشون نبود. همه ماهر و کاربلد
367
00:51:05,753 --> 00:51:09,690
تیز مثل شبح از مرز رد میشدن
368
00:51:11,092 --> 00:51:12,569
موش و گربهبازی بود
369
00:51:12,593 --> 00:51:16,207
بعضی وقتا ما گربه بودیم،
بعضی وقتا اونا
370
00:51:16,231 --> 00:51:19,000
بعضی وقتا هم نمیدونستی کدومی
371
00:51:20,501 --> 00:51:22,079
ممکن بود دشمن تو تیررس باشه و
372
00:51:22,103 --> 00:51:23,504
تو هم آمادهی شلیک باشی و
373
00:51:23,671 --> 00:51:25,841
در عین حال، یه گلوله با سرعت زیاد،
374
00:51:25,974 --> 00:51:29,311
پروازکنان راهش رو
به پشت سرت باز کنه
375
00:51:33,681 --> 00:51:36,750
درست هفتهای که مستقر شدیم،
376
00:51:38,452 --> 00:51:43,034
سهتا از بمبهای کنارجادهایشون رو
پیدا و خنثی کردیم
377
00:51:43,058 --> 00:51:47,762
یکی از مربیهای نظامی سگ و
خودِ سگه رو کشتن
378
00:51:47,863 --> 00:51:50,842
بعدش یکی از بالگردها رو هم ساقط کردن
379
00:51:50,866 --> 00:51:53,110
ظرف یه هفته
380
00:51:53,134 --> 00:51:56,529
شورای ارتش جمهوریخواه ایرلند
منتظر ماحصل عملیات بودن و
381
00:51:57,471 --> 00:52:00,474
ماحصل عملیات رو هم دیدن
382
00:52:03,879 --> 00:52:06,257
بمبهای آتشزا،
383
00:52:06,281 --> 00:52:09,626
بمبهای کنارجادهای، نارنجک، خمپاره،
384
00:52:09,650 --> 00:52:12,988
تکتیراندازها، مسلسلهای سنگین
385
00:52:13,154 --> 00:52:15,589
از ما مجهزتر بودن
386
00:52:26,768 --> 00:52:28,502
تهش چی شد؟
387
00:53:31,405 --> 00:53:33,428
« گیرنده: ریموند استوکر »
388
00:54:52,543 --> 00:54:57,512
« ملک شخصی »
« ورود ممنوع »
389
00:56:08,189 --> 00:56:10,992
اینا همون گلهایی هستن که
بابا پرورش میداد؟
390
00:56:12,427 --> 00:56:14,095
شقایقهای نعمانی؟
391
00:56:42,983 --> 00:56:44,827
جوری برای تو مینویسم که
392
00:56:44,859 --> 00:56:47,338
انگار تمام نامههای من رو خوندی
393
00:56:47,362 --> 00:56:50,441
میل من به صحبت با تو و
باز کردن سفرهی دلم زیاده
394
00:56:50,465 --> 00:56:52,543
هر چند، مسئله من نیستم
395
00:56:52,568 --> 00:56:54,770
مسئله برایانـه
396
00:56:56,604 --> 00:56:58,672
برایان به تو نیاز داره
397
00:57:00,775 --> 00:57:03,811
هرگز همچین درخواستی ازت نداشتم
398
00:57:06,347 --> 00:57:08,082
اون توی دردسر افتاده
399
00:58:58,393 --> 00:59:00,295
میری؟
400
00:59:07,869 --> 00:59:10,805
منزل محقرمون باب دل جنابعالی نبود؟
401
00:59:19,547 --> 00:59:22,559
وقتی رفتی،
402
00:59:22,583 --> 00:59:24,585
نسا هر روز برات نامه مینوشت
403
00:59:24,686 --> 00:59:26,587
چند وقت پیش بود؟
404
00:59:28,089 --> 00:59:30,801
وقتی لنگلنگان زدی به دل جنگل،
405
00:59:30,825 --> 00:59:34,462
نمیخواست توی تصمیمت دخالتی کنه
406
00:59:36,564 --> 00:59:38,175
چند سال اول فکر کردیم که
407
00:59:38,199 --> 00:59:40,234
یه روز بالاخره پیدات میشه
408
00:59:41,202 --> 00:59:43,705
روحش هم خبر نداشت
نامهها به دستت رسیدن
409
00:59:43,806 --> 00:59:45,907
اینکه اونا رو خونده باشی که جای خود
410
00:59:48,811 --> 00:59:50,978
تو میدونستی حاملهست
411
00:59:52,080 --> 00:59:54,115
اما یه بار هم جوابش رو ندادی
412
01:00:01,255 --> 01:00:03,524
رفتی توی وسایلم سرک کشیدی؟
413
01:00:08,463 --> 01:00:12,562
گم شو و برگرد همون دنیای کوچیک خودت،
مرتیکهی حیوونصفت
414
01:00:13,301 --> 01:00:16,880
هم زنم رو از من گرفتی،
هم پسرم رو، هم زندگیم رو
415
01:00:16,904 --> 01:00:19,307
دیگه چی میخوای؟
416
01:00:19,440 --> 01:00:21,652
تو بودی که ول کردی و رفتی. تو!
417
01:00:21,676 --> 01:00:24,488
جمع کن خودتو بابا
418
01:00:24,512 --> 01:00:27,658
واقعیت اینـه که مسئله تو نیستی
419
01:00:27,682 --> 01:00:29,016
مسئله برایانـه
420
01:00:29,117 --> 01:00:32,387
اون بیچاره بچهی یه فراریِ روانپریشـه
421
01:00:33,789 --> 01:00:37,581
چرا چندتا خواهر و برادر براش
نیاوردی باهاشون همبازی بشه؟
422
01:00:39,160 --> 01:00:41,972
تو که این همه دبدبه و کبکبه داری
423
01:00:41,996 --> 01:00:44,298
نگو عرضهی این کار رو نداشتی
424
01:00:48,336 --> 01:00:50,671
هر شب برات دعا میکرد، رِی
425
01:00:52,039 --> 01:00:53,674
هنوز هم برات دعا میکنه
426
01:00:53,809 --> 01:00:56,186
بگو خودش رو تو زحمت نندازه
427
01:00:56,210 --> 01:00:58,679
بابامون هم برات دعا کرد
428
01:00:58,781 --> 01:01:01,249
هر روز تا آخر عمرش
429
01:01:01,382 --> 01:01:03,527
دلت به رحم اومده؟
430
01:01:03,551 --> 01:01:05,696
اون یهلاقبای حرومی؟
431
01:01:05,720 --> 01:01:09,133
اون برام دعا کرد؟
چقدر هم که برام دعا کرد، نه؟
432
01:01:09,157 --> 01:01:11,068
دعاهاش رو وقتهایی که
کمربندش رو در میاورد شنیدم
433
01:01:11,092 --> 01:01:12,569
بعدش هم دعا کرد؟
434
01:01:12,593 --> 01:01:14,797
وقتی که بعد از کتک زدنم خیس عرق شده بود؟
435
01:01:14,929 --> 01:01:16,697
یا فقط منظم دعا میکرد؟
436
01:01:17,698 --> 01:01:20,803
ما خشونتمون رو از
قهرمانِ شمارهیک منطقه به ارث بردیم
437
01:01:20,968 --> 01:01:23,480
تازه اون حریفهای خوبی داشت
438
01:01:23,504 --> 01:01:24,972
کسی چمیدونه، شاید توی...
439
01:01:25,106 --> 01:01:29,052
مسابقات دومینوی
«انجمن کهنهسربازان بریتانیا»
440
01:01:29,076 --> 01:01:30,411
همه براش سر و دست بشکونن
441
01:01:30,545 --> 01:01:33,090
«با یه بلیزر و نشان و
کراوات نظامی، با سینهی سپر،
442
01:01:33,114 --> 01:01:34,925
همون گشتهای طولانیِ توی بیابون»
443
01:01:34,949 --> 01:01:36,260
«جنگ به این میگن
444
01:01:36,284 --> 01:01:37,920
صبحونه، ناهار و شام ماسه داشتیم
445
01:01:38,019 --> 01:01:39,997
اگه ژنرال رومل گیرت نمینداخت،
مگسها دخلت رو میاوردن»
446
01:01:40,021 --> 01:01:41,422
اینجوری حرف نمیزد
447
01:01:41,556 --> 01:01:44,001
راست میگی، اصلاً حرف نمیزد، مگه نه؟
448
01:01:44,025 --> 01:01:45,402
من کلی وقت داشتم تا
449
01:01:45,426 --> 01:01:48,095
جای اون سکوت کرکننده رو براش پر کنم
450
01:01:49,063 --> 01:01:51,332
چی از جون من میخوای، برادر؟
451
01:01:53,000 --> 01:01:54,678
اگه نامهها رو خونده بودی میدونستی
452
01:01:54,702 --> 01:01:57,548
اون نامههای کوفتی رو خوندم.
اون کوفتیها رو خوندم.
453
01:01:57,572 --> 01:01:58,907
مرگت چیـه؟
454
01:01:59,040 --> 01:02:01,309
بگو چی میخوای؟
455
01:02:12,955 --> 01:02:15,256
دیگه امیدی به من نیست، جم
456
01:02:16,557 --> 01:02:17,860
نه واسه تو، نه واسه نسا
457
01:02:17,992 --> 01:02:19,327
معجزهای در کار نیست
458
01:02:19,460 --> 01:02:23,731
پس گم شو پیش خانوادهی کوچیکت و
هر مشکلی که هست حل و فصلش کن
459
01:02:25,032 --> 01:02:26,701
خودت هم نمیخوای که برم، ری
460
01:02:26,773 --> 01:02:28,312
اصلاً چرا از همون اول اجازه دادی
461
01:02:28,336 --> 01:02:30,013
اون بچه عضو ارتش بشه؟
462
01:02:30,037 --> 01:02:32,115
این تقصیر من نیست،
تقصیر خودتـه، رفیق
463
01:02:32,139 --> 01:02:35,118
ببین، درستـه که من بزرگش کردم،
464
01:02:35,142 --> 01:02:38,957
ولی اونم یه عوضی کلهخر مثل خودتـه
465
01:02:38,981 --> 01:02:40,991
من تقصیری نداشتم
466
01:02:41,015 --> 01:02:43,327
گفتنیها رو گفتم
467
01:02:43,351 --> 01:02:46,463
من هم مخالف بودم که جا پای خودمون بذاره
468
01:02:46,487 --> 01:02:49,624
فکر کردم فقط دنبال...
469
01:02:51,325 --> 01:02:54,495
بگذریم،
مهم نیست من چی فکر میکردم
470
01:02:54,629 --> 01:02:56,673
واقعاً فکر کردی پسرت
471
01:02:56,697 --> 01:02:59,600
از اونهاست که بکننکن حالیش بشه؟
472
01:03:21,589 --> 01:03:25,393
ببین، فعلاً غیبت غیرموجه داره و
473
01:03:26,394 --> 01:03:28,830
هر چقدر هم که دوستش داشته باشن،
خودت خوب میدونی که
474
01:03:28,964 --> 01:03:32,567
توی وزارت دفاع
کسی باهات شوخی نداره
475
01:03:34,535 --> 01:03:37,405
شاید یه مدت کوتاهی رو نادیده بگیرن
476
01:03:38,239 --> 01:03:41,576
شانس بیاریم تهش یه هفته
477
01:03:42,811 --> 01:03:45,047
بعدش نیروها میان در خونه و
478
01:03:45,179 --> 01:03:47,148
میبرنش
479
01:03:48,316 --> 01:03:50,484
ولی این تازه شروع ماجراست
480
01:03:51,920 --> 01:03:55,523
من سرباز سردرگم کم ندیدم تو زندگیم، ری
481
01:03:55,656 --> 01:03:59,226
در حال حاضر، پسرت توی تاریکیـه
482
01:03:59,327 --> 01:04:02,706
مؤمن و غیرِ مؤمن هم نداره،
یه چیزهایی هست که دستِ من و تو نیست
483
01:04:02,730 --> 01:04:04,365
اینو بفهم
484
01:04:09,037 --> 01:04:10,982
من هیچی ازت نمیخوام، رِی
485
01:04:11,006 --> 01:04:13,174
هیچی نمیخوام
486
01:04:15,176 --> 01:04:19,189
نسا... نسا معتقده که
اگه یه سر به برایان بزنی و
487
01:04:19,213 --> 01:04:22,259
باهاش صحبت کنی،
یه سری سؤالاتش رو جواب بدی،
488
01:04:22,283 --> 01:04:23,995
ممکنـه وضعیت فرق کنه
489
01:04:24,019 --> 01:04:25,653
ممکنـه
490
01:04:31,333 --> 01:04:33,535
قبل از اینکه کار از کار بگذره
491
01:04:36,253 --> 01:04:41,253
« دیـ جـ ـی مـ ـوویـ ـز »
492
01:05:09,563 --> 01:05:13,267
برایان زد پسره رو له و لورده کرد.
آش و لاشش کرد.
493
01:05:14,770 --> 01:05:16,413
خودش هم باورش شده که...
494
01:05:16,437 --> 01:05:19,240
اگه جداش نمیکردن،
طرف رو میکُشته
495
01:05:20,574 --> 01:05:23,153
این قضیه از دوران ابتدایی
داره برایان رو اذیت میکنه
496
01:05:23,177 --> 01:05:25,957
هِی «بابات اِل، بابات بِل»
497
01:05:25,981 --> 01:05:27,959
«بابات رو بُردن دیوونهخونه»
498
01:05:27,983 --> 01:05:30,184
«زندونیـه؟»
499
01:05:31,218 --> 01:05:34,321
مردِ غایب، ری استوکر
500
01:05:40,594 --> 01:05:42,639
خواهش میکنم
501
01:05:42,663 --> 01:05:44,809
فقط بهم بگو
502
01:05:44,833 --> 01:05:46,476
اگه قرار نیست کمک کنی،
503
01:05:46,500 --> 01:05:48,837
خودم دُمم رو میذارم روی کولم و میرم
504
01:06:15,097 --> 01:06:16,597
قبلش مشروبلازمم
505
01:06:24,873 --> 01:06:27,608
هنوز هوشیاره؟ خب، خوبـه
506
01:06:29,643 --> 01:06:31,679
میشه از بچهها بخوای برن کنار؟
507
01:06:31,780 --> 01:06:34,624
بهتره این صحنه رو نبینن، خب؟
508
01:06:34,648 --> 01:06:38,053
یه پتو... آره، یه پتو روش بکشید کافیـه
509
01:06:38,820 --> 01:06:40,397
جابجاش کنم؟
510
01:06:40,421 --> 01:06:42,590
- نه، تکونش ندید
- ولی سر راهـه
511
01:06:42,723 --> 01:06:44,534
تکرار میکنم، تکونش ندید، خانم
512
01:06:44,558 --> 01:06:47,270
کلاهش رو هم از سرش برندارید
513
01:06:47,294 --> 01:06:49,406
کارتون حرف نداره
514
01:06:49,430 --> 01:06:51,767
میدونم کلی خونریزی کرده
515
01:07:40,949 --> 01:07:42,784
اون موقع دیگه افتاده بود به جونم
516
01:07:42,918 --> 01:07:44,427
عینهو یه هشتپای کوفتی
517
01:07:44,451 --> 01:07:46,230
من هم هی سرم رو تکون میدادم
518
01:07:46,254 --> 01:07:48,132
فقط میخواستم یه نفس درست و حسابی بکشم
519
01:07:48,156 --> 01:07:50,091
ولی حتماً فکر کرد
دارم از خوشی غش میکنم
520
01:07:50,192 --> 01:07:52,136
چون اون دهن کثیفش
521
01:07:52,160 --> 01:07:53,703
دائماً میومد سمتم
522
01:07:53,727 --> 01:07:56,808
خدایا... ولکن ماجرا نبود، ولی...
523
01:07:56,832 --> 01:07:58,708
دروغ چرا،
524
01:07:58,732 --> 01:08:01,669
نفسش بوی گوه میداد، نسا
525
01:08:01,803 --> 01:08:03,872
برات پیش اومده؟
526
01:08:21,655 --> 01:08:23,457
ممنون
527
01:08:28,696 --> 01:08:30,899
- بفرما
- مرسی، رفیق
528
01:08:33,001 --> 01:08:36,137
این هم یکم چیپس.
میدونم دوست داری.
529
01:08:36,238 --> 01:08:38,115
پنیری و پیازه
530
01:08:38,139 --> 01:08:39,740
این باتریش تموم شده، رفیق
531
01:08:39,841 --> 01:08:42,086
زودی برگشتم
532
01:08:42,110 --> 01:08:43,879
زودی برگشتم
533
01:09:18,343 --> 01:09:20,639
« گروهبان ری استوکر »
534
01:09:22,586 --> 01:09:25,478
« گیرنده: ری استوکر »
535
01:10:13,268 --> 01:10:15,003
هم خوش بَر و رو و هم مهربونـه
536
01:10:15,136 --> 01:10:16,603
بامزه و وفاداره
537
01:10:16,737 --> 01:10:19,183
از خیلی جهات شبیه خودتـه
538
01:10:19,207 --> 01:10:20,607
جالبـه، مگه نه؟
539
01:10:21,675 --> 01:10:24,688
بگذریم، بهت التماس میکنم،
540
01:10:24,712 --> 01:10:27,959
به خاطر برایان هم که شده،
541
01:10:27,983 --> 01:10:31,485
خواهش میکنم بیا خونه باهاش صحبت کن
542
01:10:49,771 --> 01:10:51,849
بذار لاأقل تو رو ببینه
543
01:10:51,873 --> 01:10:54,986
شاید، فقط شاید
بتونه به زندگیش ادامه بده و
544
01:10:55,010 --> 01:10:59,857
خودش رو از دست هر خشم تاریکی که
گرفتارش کرده رها کنه
545
01:10:59,881 --> 01:11:04,085
دعا میکنم که خوب باشی و
جوابم رو بدی
546
01:11:04,219 --> 01:11:06,121
خدا پشت و پناهت
547
01:11:06,254 --> 01:11:08,156
دوستدار همیشگیِ تو، نسا
548
01:11:48,763 --> 01:11:51,900
♪ The Jesus and Mary Chain - Teenage Lust ♪
549
01:12:03,812 --> 01:12:04,979
چیـه؟
550
01:12:09,084 --> 01:12:10,351
چیـه؟
551
01:12:13,054 --> 01:12:15,090
چتـه؟ چه مرگتـه؟
552
01:12:16,723 --> 01:12:18,827
مثل سیبی که از وسط نصف شده
553
01:12:18,960 --> 01:12:20,504
چی؟
554
01:12:20,528 --> 01:12:22,039
مثل سیبی که از وسط نصف شده
555
01:12:22,063 --> 01:12:23,932
کی رو میگی؟
556
01:12:26,568 --> 01:12:29,370
گم شو بابا
557
01:12:29,471 --> 01:12:31,749
گم شو از جلو چشمام
558
01:12:31,773 --> 01:12:33,875
پدرِ آسمونیمون رو میگی؟
559
01:12:34,008 --> 01:12:35,844
گوه نخور
560
01:12:41,082 --> 01:12:43,684
گمونم یه کوچولو حق با تو باشه
561
01:12:44,986 --> 01:12:48,256
گمونم یه کوچولو شبیه
اون پیریِ جاکش هستم
562
01:12:54,929 --> 01:12:57,232
حالش خوبـه، مگه نه؟
563
01:12:58,466 --> 01:13:00,244
- کی؟
- پسره
564
01:13:00,268 --> 01:13:05,373
پسره؟ آره، برایان حالش خوبـه
565
01:13:06,274 --> 01:13:09,086
میگن جَوون آیندهداریـه
566
01:13:09,110 --> 01:13:10,087
کاریش نمیشه کرد
567
01:13:10,111 --> 01:13:12,990
بقیه ازش حرفشنوی دارن
568
01:13:13,014 --> 01:13:14,983
- نه بابا؟
- آره
569
01:13:15,917 --> 01:13:18,752
خودت که میدونی چه حسیـه
وقتی سردتـه و گرسنهای،
570
01:13:18,853 --> 01:13:20,388
سه شبـه که چشم رو هم نذاشتی
571
01:13:20,522 --> 01:13:22,423
هر کی باید کلاه خودش رو سفت بچسبه
572
01:13:22,524 --> 01:13:24,235
ولی برایان...
573
01:13:24,259 --> 01:13:26,570
اون هوای بقیه رو داره
574
01:13:26,594 --> 01:13:28,096
شاید به ته خط رسیده باشه،
575
01:13:28,229 --> 01:13:31,299
اما هنوز هوای بقیه رو داره و
576
01:13:31,432 --> 01:13:33,734
اونا هم ازش حرفشنوی دارن
577
01:13:52,187 --> 01:13:57,735
وقتی گزینش رو قبول شدی و
رسماً عضو هنگ شدی،
578
01:13:57,759 --> 01:13:59,928
خیلی بهت افتخار میکردم
579
01:14:01,996 --> 01:14:04,832
حسادت کورم کرده بود
580
01:14:04,966 --> 01:14:07,835
به خودم گفتم:
«من هم همین رو میخوام»
581
01:14:07,969 --> 01:14:10,205
«من هم میخوام تجربهاش کنم»
582
01:14:11,139 --> 01:14:14,509
گفتم با رفتن به یگان اطلاعاتی ۱۴
583
01:14:14,642 --> 01:14:17,845
حتماً به هدفم نزدیکتر میشم، میدونی؟
584
01:14:21,482 --> 01:14:24,161
فکر کردم با آموزش دیدن توی
پادگان «برَدبری لاینز» پیش بچههای شما،
585
01:14:24,185 --> 01:14:29,324
میتونم به چیزی که میخوام برسم، ولی...
586
01:14:47,075 --> 01:14:49,410
برایان به خاطر من عضو نشد
587
01:14:54,782 --> 01:14:56,484
به خاطر تو بود
588
01:15:01,289 --> 01:15:05,736
حتی با تموم سختیهایی که
طی این سالها کشید،
589
01:15:05,760 --> 01:15:08,296
یه باوری داشت که...
590
01:15:09,470 --> 01:15:11,274
توی وجودش یه فضای خالی بود که
تو باید پُرش میکردی و
591
01:15:11,299 --> 01:15:14,836
برایان مجذوب و دنبال اون بود
592
01:15:17,005 --> 01:15:19,407
اما حالا از سایهی خودش هم میترسه
593
01:15:23,478 --> 01:15:25,179
نمیدونه کی هستی
594
01:15:26,781 --> 01:15:29,417
هیچی ازت نمیدونه
595
01:15:29,550 --> 01:15:32,754
غیر از خاطرات قدیمیمون
واسه وقتی که بچه بودیم
596
01:15:32,887 --> 01:15:37,501
از کوره در رفتنها،
درگیریهای خیابونی و خرابکاریهامون
597
01:15:37,525 --> 01:15:40,862
اون زمان جفتمون وبال گردن بودیم
598
01:15:41,663 --> 01:15:43,131
ولی الان اون...
599
01:15:44,132 --> 01:15:46,143
چطور بگم،
جوری به دستهاش نگاه میکنه که
600
01:15:46,167 --> 01:15:50,414
انگار متعلق به یکی دیگهان
601
01:15:50,438 --> 01:15:52,073
چی؟
602
01:15:57,979 --> 01:16:00,181
شایعات، رفیق. شایعات
603
01:16:03,017 --> 01:16:06,087
تا نگی چی شد، وضع همینـه
604
01:18:27,995 --> 01:18:30,140
دقت کردم دیدم هیچوقت
اونجوری که باید باهات
605
01:18:30,164 --> 01:18:32,099
در مورد پدرت صحبت نکردم و
606
01:18:33,100 --> 01:18:36,103
این اشتباهِ خودم بود، برایان
607
01:18:38,573 --> 01:18:41,920
من و جم فکر کردیم میتونیم
برات زندگی خوبی رقم بزنیم و
608
01:18:41,944 --> 01:18:44,780
به نظرم نسبتاً موفق بودیم
609
01:18:44,913 --> 01:18:48,992
اما میدونم که این سالها بهت...
610
01:18:49,016 --> 01:18:50,718
خیلی سخت گذشته
611
01:18:50,886 --> 01:18:53,697
همه چی رو تحت الشعاع قرار داده
612
01:18:53,721 --> 01:18:55,867
تموم شامهای خانوادگیمون رو
613
01:18:55,891 --> 01:18:57,769
تموم تولدها، کریسمسها
614
01:18:57,793 --> 01:18:59,994
تموم مناسبتها
615
01:19:02,663 --> 01:19:07,668
گمونم خواستم با
صحبت نکردن راجعبهش
616
01:19:11,038 --> 01:19:15,543
به نوبهی خودم از تو محافظت کنم
617
01:19:32,059 --> 01:19:36,297
چقدر راجعبه درگیریهای
ابتدایی ایرلند شمالی میدونی؟
618
01:21:17,833 --> 01:21:19,868
امشب رو بیرون میخوابیم
619
01:21:31,178 --> 01:21:33,414
به مرور از دستش دادم
620
01:21:35,784 --> 01:21:37,886
به مرور از دستش دادم
621
01:21:39,620 --> 01:21:41,933
بعد از چندتا مأموریت توی ایرلند شمالی،
622
01:21:41,957 --> 01:21:44,725
دیگه سخت میشد پیداش کرد و
623
01:21:44,826 --> 01:21:47,471
وقتی که واسه چندتا
مأموریت ویژه داوطلب شد،
624
01:21:47,495 --> 01:21:49,306
لحظهای که دستش رو برد بالا،
625
01:21:49,330 --> 01:21:51,833
انگار که رفت یه دنیای دیگه
626
01:21:52,801 --> 01:21:55,037
ولی مسئله فقط این نبود.
خودش هم دلش میخواست.
627
01:21:55,169 --> 01:21:57,848
احساس شور و سرزندگی میکرد
628
01:22:01,242 --> 01:22:03,788
خیلی قبلتر از رفتنش
باهامون خداحافظی کرده بود
629
01:22:03,812 --> 01:22:05,990
وقتی که برگشت،
دیگه نمیشد رفت نزدیکش
630
01:22:06,014 --> 01:22:07,581
باهاش مینشستی سر میز شام و
631
01:22:07,715 --> 01:22:10,284
یه جوری نگاهت میکرد که
انگار اون سر زمین فوتبالی و
632
01:22:10,418 --> 01:22:12,830
یکم قیافهات آشنا میزنه و
633
01:22:12,854 --> 01:22:15,165
داره با خودش میگه
634
01:22:15,189 --> 01:22:16,925
من اینو قبلاً کجا دیدم؟
635
01:22:19,493 --> 01:22:22,372
تو رو حامله بودم
636
01:22:22,396 --> 01:22:24,207
هر روز شکم من بزرگتر میشد و
637
01:22:24,231 --> 01:22:26,443
اون هم انگار داشت آب میرفت
638
01:22:26,467 --> 01:22:28,837
حس میکردم یه غول بیشاخ و دُمم که
639
01:22:28,970 --> 01:22:30,447
،یه آدم کوچولو همخونمـه
640
01:22:30,471 --> 01:22:33,207
...میترسیدم ناخواسته زیر پام لهش کنم
641
01:22:37,079 --> 01:22:39,948
...تا اینکه یه روز گذاشت رفت و
642
01:22:40,082 --> 01:22:42,516
همونجا فهمیدم که
انتظار اون لحظه رو میکِشیدم
643
01:22:50,992 --> 01:22:54,271
رِی هیچوقت واسم تعریف نکرد که
اونجا چه بلایی سرش اومده بود
644
01:22:54,295 --> 01:22:56,040
...سعی کردم با چندتا از
645
01:22:56,064 --> 01:22:58,399
،رفقاش که اونجا بودن تماس بگیرم
646
01:22:58,532 --> 01:23:01,145
،همخدمتیهاش
ولی لام تا کام حرف نزدن
647
01:23:01,169 --> 01:23:02,536
وزارت دفاع دستشون رو بسته بود
648
01:23:02,670 --> 01:23:04,172
حتماً بهشون هشدار دادن که هیچی نگن
649
01:23:04,305 --> 01:23:07,508
پس جز چیزایی که الان دارم بهت میگم
چیز دیگهای نمیدونم
650
01:23:08,777 --> 01:23:10,287
ولی رِی رو میشناختم
651
01:23:10,311 --> 01:23:12,881
از خودم هم بهتر میشناختمش
652
01:23:13,014 --> 01:23:17,018
،همونطور هم که گفتم
رفقاش اجازه نداشتن چیزی بگن
653
01:23:17,119 --> 01:23:18,729
...ولی در این حد بهت بگم که
654
01:23:18,753 --> 01:23:20,755
از ته دل دوستش داشتن و
بهش احترام میذاشتن
655
01:23:20,856 --> 01:23:24,401
هرگز هم از رفتارهاشون
اینطور برداشت نکردم که
656
01:23:24,425 --> 01:23:26,928
پدرت کار شرمآوری انجام داده باشه
657
01:23:35,237 --> 01:23:37,271
ولی ترکمون کرد، نکرد؟
658
01:23:39,007 --> 01:23:40,641
تنهامون گذاشت
659
01:23:42,144 --> 01:23:44,780
اگه این کار شرمآوری نیست پس چیـه، مامان؟
660
01:23:48,349 --> 01:23:50,384
چرا از پیشمون رفت؟
661
01:23:51,219 --> 01:23:53,654
چرا ترکمون کرد؟
662
01:25:51,106 --> 01:25:52,941
جنایت جنگی
663
01:25:58,646 --> 01:26:01,515
اون اینجوری میگفت... جنایت جنگی
664
01:26:05,452 --> 01:26:07,789
من و جنایت جنگی آخه؟
665
01:26:08,722 --> 01:26:11,192
جنایت اصلی اون جنگِ کیری بود
666
01:26:13,427 --> 01:26:15,830
ما هم یه مشت سرباز نامرئی بودیم
667
01:26:22,871 --> 01:26:27,450
،اون بار مأموریتمون خیلی ساده بود
باید نظارت میکردیم و گزارش میدادیم
668
01:26:27,474 --> 01:26:29,253
شبها سنگر میگرفتیم
669
01:26:29,277 --> 01:26:30,821
دوتا نقطهی دیدبانی داشتیم
670
01:26:30,845 --> 01:26:34,058
ما کنار یه پرچین، تهِ یه جادهخاکیِ منتهی به
671
01:26:34,082 --> 01:26:36,394
ساختمونهای مزرعه بودیم
672
01:26:36,418 --> 01:26:38,386
ساختمون هدف، یه اصطبل شیردوشی بود که
673
01:26:38,519 --> 01:26:42,465
ده دوازده متر با حیاطِ ما فاصله داشت
674
01:26:42,489 --> 01:26:45,726
،یه گزارش به دستمون رسیده بود
چند شب قبلش رفتیم محل رو بازرسی کردیم
675
01:26:47,461 --> 01:26:49,965
یکم بعد از طلوع آفتاب رسیدن
676
01:26:50,932 --> 01:26:53,710
بمبسازه رو خوب میشناختیم
677
01:26:53,734 --> 01:26:56,737
ولی اون جوونی که باهاش بود رو
تابحال ندیده بودیم
678
01:26:59,074 --> 01:27:01,551
...اطلاعاتمون درست و مطمئن بود، ولی
679
01:27:01,575 --> 01:27:03,520
دو روز گذشت و هیچ خبری نشد
680
01:27:03,544 --> 01:27:05,588
کمکم به این فکر افتادیم که
،نکنه یه جوری از اونجا جیم زدن
681
01:27:05,612 --> 01:27:08,092
گفتیم شاید تونلی یا
یه ورودی مخفیای چیزی هست که
682
01:27:08,116 --> 01:27:10,684
موقع بازرسی ساختمون از
چشممون مخفی مونده
683
01:27:11,886 --> 01:27:15,622
من داشتم گزارشم رو مینوشتم که بمب منفجر شد
684
01:27:22,596 --> 01:27:26,500
صدای انفجار اونقدر بلند بود که
هیچی نمیشنیدیم
685
01:27:28,569 --> 01:27:32,283
ضربِ انفجار رو توی تکتک سلولهامون حس کردیم
686
01:27:32,307 --> 01:27:36,486
یه جوری تمام وجودمون رو در بر گرفت که
دیگه هیچی حس نمیکردیم
687
01:27:36,510 --> 01:27:38,579
هرج و مرج محض بود
688
01:27:39,814 --> 01:27:41,682
یه ابرِ بزرگِ سیاه از دود درست شد و
689
01:27:41,816 --> 01:27:44,819
سقف اصطبل رو از جا کند، عینهو انیمیشنها
690
01:27:44,953 --> 01:27:47,688
دیوارها باد کردن و ترکیدن
691
01:27:47,822 --> 01:27:49,924
همینجوری آوار میریخت رو سرمون
692
01:27:50,025 --> 01:27:52,526
بهمون حمله شده؟»
خبر داشتن ما اینجاییم؟
693
01:27:52,659 --> 01:27:54,138
«دارن مدارک رو از بین میبرن؟
694
01:27:54,162 --> 01:27:55,997
.بعضی وقتا این کار رو میکنن
.خودت که میدونی
695
01:27:56,131 --> 01:27:57,775
،اگه خیال میکردن داری بهشون نزدیک میشی
696
01:27:57,799 --> 01:28:00,543
بمب رو منفجر میکردن و الفرار
697
01:28:00,567 --> 01:28:05,648
،منتظر حمله بودیم، ولی تا اون موقع
698
01:28:05,672 --> 01:28:07,942
هیچ خبری نبود
699
01:28:11,146 --> 01:28:14,182
فقط صدای داد و بیداد یه نفر میومد
700
01:28:18,685 --> 01:28:20,855
همونطور که گفتم، مأموریت ما نظارت بود، همین
701
01:28:20,989 --> 01:28:22,857
تجهیزاتمون برای
درگیریهای جدیتر مناسب نبود
702
01:28:22,991 --> 01:28:26,895
،فقط اسلحهی کمری داشتیم
لولهبلند دو سهتا بیشتر نداشتیم
703
01:28:27,028 --> 01:28:29,539
،وقتی بمب منفجر شد
،باید گزارش میدادیم
704
01:28:29,563 --> 01:28:31,732
...کار رو میسپردیم به کاردون، ولی
705
01:28:31,833 --> 01:28:34,445
...نمیدونم چرا، ولی
706
01:28:34,469 --> 01:28:36,679
بنا به دلایلی، وارد عمل شدیم
707
01:28:36,703 --> 01:28:38,973
رفتیم که درگیر بشیم
708
01:28:40,308 --> 01:28:43,454
گمونم از اون شرایطها بود که
ملت توش رد میدن و
709
01:28:43,478 --> 01:28:44,855
میرن سمت صدای گلوله
710
01:28:44,879 --> 01:28:46,957
آروم آروم رفتیم سمت اصطبل
711
01:28:46,981 --> 01:28:49,683
ممکن بود ما رو هدف گرفته باشن،
یا چندتا تکتیرانداز کمین کرده باشن
712
01:28:49,818 --> 01:28:51,519
ممکن بود چندتا بمب دیگه تو ساختمون باشه
713
01:28:51,652 --> 01:28:53,354
معلوم نبود
714
01:28:57,092 --> 01:29:01,238
خلاصه که، سرمون رو انداخته بودیم پایین و
یواشیواش نزدیک و نزدیکتر میشدیم
715
01:29:01,262 --> 01:29:02,997
...تنها صدایی که
716
01:29:05,500 --> 01:29:08,002
فقط صدای داد و بیداد میشنیدیم
717
01:29:09,571 --> 01:29:11,482
طبیعتاً میخواستیم یکیشون رو زنده بگیریم تا
718
01:29:11,506 --> 01:29:13,942
بعداً از زیر زبونش حرف بکِشیم
719
01:29:16,643 --> 01:29:18,213
با اون دودی که اونجا رو فرا گرفته بود
720
01:29:18,379 --> 01:29:20,681
جلوت رو به زور میدیدی
721
01:29:20,782 --> 01:29:23,017
،خب، تهش مشخص شد که کلاً دو نفر بودن
722
01:29:23,118 --> 01:29:25,628
استاد و شاگرد
723
01:29:25,652 --> 01:29:27,231
بمبساز حتماً بینِ
724
01:29:27,255 --> 01:29:28,755
بمب و بچهه وایساده بوده
725
01:29:28,857 --> 01:29:30,959
هیچی ازش نمونده بود
726
01:29:31,793 --> 01:29:33,204
به جز دندونهای تخمیش که
727
01:29:33,228 --> 01:29:36,097
رفته بودن تو جمجمهی بچهه
728
01:29:37,832 --> 01:29:40,634
چند روز بعد فهمیدیم که
برادرزادهاش بوده
729
01:29:42,203 --> 01:29:45,816
،حتماً وقتی رفتیم داخل
...پام رفته روی یه تیکه از بدنش و
730
01:29:45,840 --> 01:29:49,710
...سُر خوردم، چون وقتی از جام بلند شدم
731
01:29:49,811 --> 01:29:54,048
سر تا پام پُر از دل و رودهاش شده بود
732
01:29:57,919 --> 01:29:59,763
بچهه افتاده بود رو زمین
733
01:29:59,787 --> 01:30:03,167
...بعضی از قسمتهای بدنش
734
01:30:03,191 --> 01:30:08,272
،زنده بود ها
فقط یه تیکههایی از بدنش قطع شده بود
735
01:30:08,296 --> 01:30:09,730
،دل و رودهاش ریخته بود کف زمین
736
01:30:09,864 --> 01:30:12,167
گریه میکرد و مامانش رو میخواست
737
01:30:13,902 --> 01:30:17,272
دندونهای بمبساز فرو رفته بود تو جمجمهاش
738
01:30:19,374 --> 01:30:20,674
بالا سرش وایساده بودم
739
01:30:20,775 --> 01:30:24,255
سهتا از افرادمون داشتن
اتاق رو پاکسازی میکردن
740
01:30:24,279 --> 01:30:26,114
من بالا سرش وایساده بودم
741
01:30:26,281 --> 01:30:29,551
،پسره داشت میمُرد، جم
عمرش به دنیا نبود
742
01:30:29,683 --> 01:30:32,053
ترس تو چشماش معلوم بود
743
01:30:32,820 --> 01:30:35,290
اون نفرتِ تو چشماش
744
01:30:35,423 --> 01:30:38,068
با چنان نفرتی نگاهم میکرد که نگو
745
01:30:38,092 --> 01:30:40,905
شونزده هیفده سالش بیشتر نبود
746
01:30:40,929 --> 01:30:43,574
از الانِ برایان هم بچهتر بود
747
01:30:43,598 --> 01:30:45,699
داشت داد و فریاد میزد
748
01:30:48,203 --> 01:30:51,048
التماسم میکرد بهش شلیک کنم
749
01:30:51,072 --> 01:30:52,774
من هم بهش شلیک کردم
750
01:31:05,719 --> 01:31:07,264
رفتنی بود؟
751
01:31:07,288 --> 01:31:09,190
.آره، جم، معلومـه زنده نمیموند
...لامصب
752
01:31:09,324 --> 01:31:11,502
.من نکُشتمش لامصبو
.خودش خودشو کُشت
753
01:31:11,526 --> 01:31:13,504
لعنتی خودشو به کشتن داد
754
01:31:13,528 --> 01:31:15,506
من فقط کارش رو راحت کردم
755
01:31:15,530 --> 01:31:16,931
حرومزادهی کسخل
756
01:31:17,065 --> 01:31:19,076
بمبه رو میخواستن بذارن کجا؟ تو مِیخونه؟
757
01:31:19,100 --> 01:31:21,045
تو مرکز خرید؟ تو کلوبِ شبانه؟
758
01:31:21,069 --> 01:31:22,880
صد درصد چندتا آدم بیگناه رو به کُشتن میدادن
759
01:31:22,904 --> 01:31:24,138
چه لطف بزرگی
760
01:31:24,239 --> 01:31:25,749
آخرشم خودشون رو ناکار کردن
761
01:31:25,773 --> 01:31:27,651
اونوقت من قاتلم؟
762
01:31:27,675 --> 01:31:30,744
ایکاش میذاشتم بمیره
763
01:31:33,214 --> 01:31:36,060
ایکاش میذاشتم همونجا زجر بکِشه
764
01:31:36,084 --> 01:31:37,751
،افتاده بود رو زمین
،دل و رودهاش ریخته بود کف اتاق
765
01:31:37,885 --> 01:31:39,096
گریه میکرد و مامانش رو میخواست
766
01:31:39,120 --> 01:31:41,256
باید همونجوری ولش میکردم
767
01:31:41,389 --> 01:31:43,100
باید آمبولانس خبر میکردم
768
01:31:43,124 --> 01:31:45,526
بهش میگفتم از مسیرِ خوشمنظره بره
769
01:31:47,795 --> 01:31:50,598
،نمیخوام بگم در حقش لطف کردم
770
01:31:50,732 --> 01:31:52,109
ولی اگه لطف نبود پس چی بود؟
771
01:31:52,133 --> 01:31:54,211
التماسم میکرد که خلاصش کنم
772
01:31:54,235 --> 01:31:56,680
،هیفده سالش بود
،رو زمین داشت میلرزید
773
01:31:56,704 --> 01:31:58,973
من هم کارش رو تموم کردم
774
01:32:00,608 --> 01:32:02,777
فقط واسه اینکه دیگه جیغ نکِشه
775
01:32:13,721 --> 01:32:15,690
همین. کل ماجرا همین بود
776
01:32:15,823 --> 01:32:18,569
آره، ببین، بقیه میدونستن
777
01:32:18,593 --> 01:32:21,272
همرزمهام خبر داشتن چیکار کردم
778
01:32:21,296 --> 01:32:22,806
«نگفتن «چرا این کار رو کردی؟
779
01:32:22,830 --> 01:32:24,174
میدونستن طرف رفتنیـه و
780
01:32:24,198 --> 01:32:26,243
چیزی هم ازش دستگیرمون نمیشه
781
01:32:26,267 --> 01:32:28,970
،تا بیایم برسونیمش بیمارستان
تو راه تموم کرده
782
01:32:29,103 --> 01:32:31,906
.هیچکس جیکش درنیومد
.هیچکس کارم رو زیر سؤال نبرد
783
01:32:38,546 --> 01:32:40,148
هیچکس هیچی نگفت
784
01:32:42,150 --> 01:32:44,962
ولی من قضیه رو به اتاق عملیاتِ
بخش جنوب گزارش دادم
785
01:32:44,986 --> 01:32:46,754
تو اون مرحله، کارمون تموم شده بود
786
01:32:46,888 --> 01:32:49,800
همه چی رو تحویل دادیم، برگشتیم پادگان و
گزارش عملیات رو دادیم
787
01:32:49,824 --> 01:32:51,659
با توجه به جراحات اون پسره
788
01:32:51,760 --> 01:32:54,162
...خیال نمیکردم مسئلهای پیش بیاد، ولی
789
01:32:56,130 --> 01:32:58,509
همشون گیج شده بودن
790
01:32:58,533 --> 01:33:01,069
افسرای ارشد، بالادستها
791
01:33:02,805 --> 01:33:05,916
...واسه همین، بعدش
792
01:33:05,940 --> 01:33:08,009
فرمانده من رو احضار کرد دفترش
793
01:33:11,279 --> 01:33:13,648
مشخص بود تحت فشاره
794
01:33:13,782 --> 01:33:17,518
اون سرِ گنده و خپلش داشت منفجر میشد
795
01:33:18,920 --> 01:33:21,031
،مطابق تمامی دستورالعملهای عملیاتی»
796
01:33:21,055 --> 01:33:23,458
،این یه جنایت جنگی محسوب میشه
«گروهبان استوکر
797
01:33:23,591 --> 01:33:24,992
ای بابا. عجب گیری افتادیم
798
01:33:25,126 --> 01:33:26,661
زل زده بود بهم
799
01:33:26,762 --> 01:33:29,664
.باید ماستمالیش کنیم»
800
01:33:29,765 --> 01:33:31,875
اون پسر تهدید محسوب میشد
801
01:33:31,899 --> 01:33:34,235
روت اسلحه کشید.»
802
01:33:38,039 --> 01:33:41,209
«نه، اسلحه کجا بود، قربان؟»
803
01:33:45,079 --> 01:33:49,250
:تو صورتش داد زدم
«نه، اسلحه کجا بود؟»
804
01:33:55,858 --> 01:33:58,259
«دستاش تیکهپاره شده بودن»
805
01:34:03,698 --> 01:34:05,509
«گفتم: «میخوام برم بیرون
806
01:34:05,533 --> 01:34:06,968
«گفت: «نمیتونی
807
01:34:07,101 --> 01:34:10,180
گفت: «خودت رو جمعوجور کن و
.قوی باش
808
01:34:10,204 --> 01:34:12,516
،یکی دو روز مرخصی بگیر
،برو پیش پزشک ارشد ارتش
809
01:34:12,540 --> 01:34:14,942
.دوباره روبراه میشی
810
01:34:15,076 --> 01:34:17,354
...قضیه رو ماستمالی میکنیم.» پس
811
01:34:17,378 --> 01:34:19,791
،همینجوری جلوش وایساده بودم
812
01:34:19,815 --> 01:34:21,682
،از چشمام اشک سرازیر شده بود
813
01:34:21,784 --> 01:34:23,660
،«اونجا اگه ازم میپرسیدی «اسمت چیـه؟
814
01:34:23,684 --> 01:34:25,453
نمیتونستم جوابت رو بدم
815
01:34:30,725 --> 01:34:32,837
...من هم
816
01:34:32,861 --> 01:34:35,539
...چند روز مرخصی گرفتم، ولی
817
01:34:35,563 --> 01:34:37,975
ولی طولی نکِشید که روانپزشک فهمید که
818
01:34:37,999 --> 01:34:42,670
چنان آسیب روانیِ عمیقی بهم
وارد شده که قابل ترمیم نیست
819
01:34:42,805 --> 01:34:44,715
...من، طبق گفتهی اون
820
01:34:44,739 --> 01:34:47,742
هی -
یه عنصر بیثبات بودم -
821
01:34:48,743 --> 01:34:51,955
،واسه خودم و بقیه خطرساز بودم
،که توی حیطهی کاریِ ما
822
01:34:51,979 --> 01:34:53,690
کلاً جنبهی خوبی نداره
823
01:34:53,714 --> 01:34:55,049
وقتشـه برم خونه
824
01:34:55,183 --> 01:34:58,695
:اعلام کرد دیگه صلاحیت خدمت ندارم و گفت
«برو کارهای ترخیصت رو انجام بده»
825
01:34:58,719 --> 01:35:02,223
مرخصم کرد و با هواپیما فرستادم گردانِ خودم
826
01:35:03,859 --> 01:35:05,502
یکم بعد، به خودم اومدم و
827
01:35:05,526 --> 01:35:08,840
،دیدم تو خیابونهای شفیلد وایسادم
زُل زدم به دَر خونهی قدیمیام
828
01:35:08,864 --> 01:35:10,842
...یه غیرنظامی
829
01:35:10,866 --> 01:35:12,633
...در عین حال
830
01:35:15,369 --> 01:35:20,374
یه جنایتکار جنگیِ مخفی
831
01:35:21,609 --> 01:35:25,622
،خب، دیگه داشتم به ۱۵ سال خدمت میرسیدم
832
01:35:25,646 --> 01:35:27,482
بهرحال بازنشست میشدم
833
01:35:36,757 --> 01:35:39,036
میتونستی نجاتش بدی؟
834
01:35:39,060 --> 01:35:42,597
.نجاتش دادم، جم
.نجاتش دادم
835
01:35:42,730 --> 01:35:45,275
نجاتش دادم که بیشتر درد نکِشه
836
01:35:45,299 --> 01:35:48,078
میتونستم بشینم نگاه کنم و
،از زجر کِشیدنش لذت ببرم
837
01:35:48,102 --> 01:35:51,005
...پس نجاتش دادم
نذاشتم به اون وضع بیفته
838
01:35:55,911 --> 01:35:57,779
چرا بهش شلیک کردی؟
839
01:35:59,046 --> 01:36:01,415
میتونستیم زنده نگهش داریم؟
840
01:36:05,052 --> 01:36:07,998
تو اون لحظه، میدونستم نمیتونیم
841
01:36:08,022 --> 01:36:10,091
اون لحظه
842
01:36:12,126 --> 01:36:14,228
اون لحظه
843
01:36:29,577 --> 01:36:31,646
هی
844
01:36:35,082 --> 01:36:37,285
هممون اشتباهاتی کردیم
845
01:36:38,921 --> 01:36:40,221
انسان ممکنالخطاست، ری
846
01:36:40,354 --> 01:36:43,424
بخشش تو به چه دردم میخوره، جم؟
847
01:36:44,793 --> 01:36:47,070
شاید میتونستم نجاتش بدم
848
01:36:47,094 --> 01:36:48,605
شاید نمیتونستم نجاتش بدم
849
01:36:48,629 --> 01:36:51,033
.شاید از کُشتنش لذت بردم
.شاید نبردم
850
01:36:51,165 --> 01:36:53,811
.شاید دلم به حالش سوخت
.شاید ازش بیزار بودم
851
01:36:53,835 --> 01:36:56,704
چمیدونم، جم. چمیدونم
852
01:36:58,139 --> 01:37:01,175
ولی بخشش تو به هیچ دردم نمیخوره
853
01:37:02,243 --> 01:37:05,713
یه غلطی کردم. هنوز دارم تاوانش رو میدم
854
01:37:05,814 --> 01:37:08,616
به هیچکس هیچ دِینی ندارم
855
01:37:09,450 --> 01:37:12,529
به هیچکس هیچ دِینی ندارم
856
01:37:12,553 --> 01:37:14,689
به تو یکی که اصلاً
857
01:37:19,061 --> 01:37:21,997
واسه این چقدر باید دعا کنم تا
خدا منو ببخشه؟
858
01:38:46,480 --> 01:38:49,459
یهو ساکت شد، سگرمههاش رفت تو هم
859
01:38:49,483 --> 01:38:51,953
چشماش دنبال راه فرار بود
860
01:38:53,822 --> 01:38:55,991
خب، خودت هم خوب میدونی
شایعه شده بود که
861
01:38:56,124 --> 01:38:58,459
...اونجا عقلش رو از دست داده، که
862
01:38:58,592 --> 01:39:00,494
...میدونی، روانی شده، که
863
01:39:00,661 --> 01:39:03,206
درگیر کارهای خیلی ناجوری شده بوده
864
01:39:03,230 --> 01:39:05,867
حتی گفتن یه غیرنظامیِ غیرمسلح رو هم کُشته
865
01:39:06,768 --> 01:39:08,245
اون شرم و خجالت
866
01:39:08,269 --> 01:39:10,681
انگار زیر بار اون شرم و خجالتش لِه شده بود
867
01:39:10,705 --> 01:39:13,975
صرف نظر از اتفاقی که افتاده بود، خجالتش
868
01:39:15,509 --> 01:39:17,088
،تصورش هم سختـه، میدونی
869
01:39:17,112 --> 01:39:18,488
اینکه شرمندگی چه بلایی
میتونه سر آدم بیاره
870
01:39:18,512 --> 01:39:20,514
پدرت مرد خیلی باغیرتی بود، برایان
871
01:39:20,648 --> 01:39:22,693
خیلی آدم باغیرتی بود
872
01:39:22,717 --> 01:39:23,952
باغیرت؟
873
01:39:24,086 --> 01:39:26,329
تو متوجه نیستی
874
01:39:26,353 --> 01:39:28,632
روح و قلبش رو وقف کارش کرده بود -
باغیرت؟ -
875
01:39:28,656 --> 01:39:30,357
درست مثل بابات، جم، میدونی؟
876
01:39:30,491 --> 01:39:32,202
خودت میفهمی چی میگی، مامان؟
877
01:39:32,226 --> 01:39:33,871
،اینکه بیای اون رو ازش بگیری
878
01:39:33,895 --> 01:39:36,998
،اینکه غیرتش رو ازش بگیری
انگار داری آبروش رو میبری
879
01:39:37,165 --> 01:39:39,177
چطوری میتونی اینقدر
منطقی با قضیه برخورد کنی؟
880
01:39:39,201 --> 01:39:42,236
اون موقع خیلی منطقی برخورد نکردم
881
01:39:43,270 --> 01:39:44,705
میدونی، درضمن اگه به خاطر
882
01:39:44,840 --> 01:39:46,884
...بچهی توراهیم نبود
883
01:39:46,908 --> 01:39:49,987
...اگه به خاطر تو نبود
884
01:39:50,011 --> 01:39:52,379
خدا میدونه چه بلایی سر خودم میاوردم
885
01:40:00,021 --> 01:40:02,566
پس، آره
886
01:40:02,590 --> 01:40:04,936
ترکمون کرد
887
01:40:04,960 --> 01:40:06,795
متأسفم
888
01:40:11,465 --> 01:40:13,935
اینایی که گفتی رو میدونی یا
صرفاً تصوراتتـه؟
889
01:40:18,405 --> 01:40:20,550
چون به نظر من قضیه اینجوریـه، مامان
890
01:40:20,574 --> 01:40:23,620
به نظرم بابا یه قاتل و
891
01:40:23,644 --> 01:40:25,555
یه بزدلـه
892
01:40:25,579 --> 01:40:28,016
چون فقط یه آدم بزدل و ترسوئـه که
893
01:40:28,150 --> 01:40:30,417
اینجوری خانوادهاش رو ول میکنه
894
01:40:32,854 --> 01:40:35,265
.اینجوری در موردش صحبت نکن
.تو نمیشناسیش
895
01:40:35,289 --> 01:40:38,102
.نه، حق با توئـه
.نمیشناسمش
896
01:40:38,126 --> 01:40:40,204
مشکل همینـه، نه؟
897
01:40:40,228 --> 01:40:42,396
اصلاً نمیشناسمش
898
01:40:44,132 --> 01:40:45,743
هر چی در مورد اون حرومزاده لازمـه بدونم رو
899
01:40:45,767 --> 01:40:48,435
میدونم
900
01:40:50,604 --> 01:40:53,117
میدونم مثل یه گرداب بزرگ و غولپیکره که
901
01:40:53,141 --> 01:40:55,409
داره کل زندگیمون رو میکِشه تو خودش
902
01:41:00,481 --> 01:41:03,261
اینجوری در موردش صحبت نکن
903
01:41:03,285 --> 01:41:06,264
جلوی من در مورد هیچکس
اینجوری صحبت نکن
904
01:41:06,288 --> 01:41:08,199
مخصوصاً در مورد آدمی که
،بهت زندگی بخشیده
905
01:41:08,223 --> 01:41:09,699
که واقعاً اتفاق مقدسیـه
906
01:41:09,723 --> 01:41:11,568
مقدس؟ مقدس؟
907
01:41:11,592 --> 01:41:13,771
چرا همه چی تو این خونه اینقدر
908
01:41:13,795 --> 01:41:15,729
مقدسـه، مامان؟
909
01:41:16,865 --> 01:41:18,666
تو بهم زندگی بخشیدی
910
01:41:19,500 --> 01:41:21,870
...تنها یادگاری اون برام
911
01:41:24,873 --> 01:41:27,175
یه نفرین تخمیـه
912
01:41:49,998 --> 01:41:51,900
تموم این سالها
913
01:41:55,971 --> 01:41:57,906
تموم این سالها
914
01:42:31,172 --> 01:42:33,942
تموم این سالها» چی خب؟»
915
01:42:36,912 --> 01:42:38,679
...چطوری تونستی
916
01:42:39,713 --> 01:42:43,084
زمستونها، تنهایی
917
01:42:45,086 --> 01:42:46,955
چطوری تونستم چی؟
918
01:42:53,194 --> 01:42:55,629
چطوری بدون تو زنده موندم؟
919
01:43:06,573 --> 01:43:08,585
هنوز تموم نشده، جم
920
01:43:08,609 --> 01:43:11,079
...یه جوری رفتار میکنی انگار
921
01:43:11,246 --> 01:43:13,214
...خب
922
01:43:14,615 --> 01:43:18,428
تظاهر نمیکنم هر از گاهی
،به ذهنم خطور نمیکنه
923
01:43:18,452 --> 01:43:21,032
ولی همینـه دیگه، جم
924
01:43:21,056 --> 01:43:22,857
زندگی من همینـه
925
01:43:30,198 --> 01:43:32,067
مجبوری اینجوری به زندگیت ادامه بدی؟
926
01:43:42,310 --> 01:43:45,122
،و اما انسان»
(مزامیر، باب ۱۰۳، آیات ۱۵ و ۱۶)
927
01:43:45,146 --> 01:43:48,950
روزهای عمرش همچون علف است؛
928
01:43:49,117 --> 01:43:52,887
،مانند گل صحرا میشکفد
929
01:43:54,389 --> 01:43:57,258
اما به وزش بادی
930
01:43:57,359 --> 01:44:00,838
،از میان میرود
931
01:44:00,862 --> 01:44:04,165
«!و دیگر اثری از او بر جای نمیماند
932
01:44:09,004 --> 01:44:11,272
فلان و بهمان و غیره
933
01:44:11,373 --> 01:44:13,507
آمین لامصب
934
01:44:18,146 --> 01:44:19,781
شب بخیر، رِی
935
01:46:18,500 --> 01:46:20,135
برایان؟
936
01:46:23,872 --> 01:46:25,373
برایان؟
937
01:49:56,092 --> 01:50:06,092
« ترجمه از نهـال، امیر فرحناک و علی محمدخانی »
::. AliMK_Sub & FarahSub & iredprincess .::
938
01:50:06,172 --> 01:50:16,172
در تلگرام:
FarahSub & @AliMK_Sub & @IRedSub@
939
01:55:07,161 --> 01:55:08,897
آهای
940
01:55:10,164 --> 01:55:11,767
من دیگه کمکم میرم
941
01:55:15,070 --> 01:55:17,405
!چیکار میکنی؟ کسخل
942
01:55:17,429 --> 01:55:27,429
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
943
01:55:27,453 --> 01:55:37,453
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.