1 00:01:54,125 --> 00:01:58,125 [ بــووم ] ‫[ مِی‌خانه ] 2 00:02:32,572 --> 00:02:47,572 ‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫www.30nama.com 3 00:02:47,573 --> 00:02:52,573 ‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@ 4 00:02:52,574 --> 00:02:57,574 ‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@ 5 00:03:26,641 --> 00:03:30,079 ‫ای پدر ما که در آسمانی، 6 00:03:30,179 --> 00:03:32,614 ‫امروز در مقابل تو زانو می‌زنم... 7 00:03:34,150 --> 00:03:36,952 ‫...در برابر تویی که قادر مطلقی... 8 00:03:40,022 --> 00:03:42,892 ‫تا ازت درخواست کنم که بهم قدرت بدی 9 00:03:43,993 --> 00:03:47,562 ‫بهم قدرت بدی تا بتونم وظایف ‫امروزم رو به نحو احسن انجام بدم، 10 00:03:47,695 --> 00:03:49,831 ‫چه کم‌اهمیت باشن، چه مهم 11 00:03:53,269 --> 00:03:57,173 ‫می‌دونم که به خواست تو زنده‌ام، ای پروردگار 12 00:03:57,339 --> 00:04:00,309 ‫و می‌دونم که اگه امروز ‫از خودم ضعف نشون ندم 13 00:04:00,342 --> 00:04:02,978 ‫باز هم به خواست تو بوده 14 00:04:03,079 --> 00:04:05,114 ‫تن‌پروری نمی‌کنم... 15 00:04:06,748 --> 00:04:11,987 ‫...و در انجام کارهایی که برام ‫مقدر شدن، کوتاهی نمی‌کنم 16 00:04:15,124 --> 00:04:18,861 ‫بابت حضور همیشگیت سپاسگزارم، پروردگار 17 00:04:18,961 --> 00:04:22,364 ‫و به نام عیسی مسیح دعا می‌کنم 18 00:04:22,498 --> 00:04:24,200 ‫به نام پدر، 19 00:04:24,233 --> 00:04:26,235 ‫پسر، و روح‌القدس 20 00:04:28,404 --> 00:04:30,005 ‫آمین 21 00:04:42,017 --> 00:04:44,987 ‫قراره چند روزی برم سفر 22 00:04:45,054 --> 00:04:48,991 ‫خیلی طولش نمی‌دم، ‫اما مادرت اینجاست، 23 00:04:49,091 --> 00:04:52,495 ‫و اون... آم... 24 00:04:52,561 --> 00:04:55,064 ‫خودت می‌دونی 25 00:04:55,131 --> 00:04:59,101 ‫بگذریم، فقط گفتم بهت خبر بدم 26 00:04:59,168 --> 00:05:01,403 ‫که قراره چند روزی اینجا نباشم و... 27 00:07:24,317 --> 00:07:26,286 ‫[ شقایق نعمانی - در موقعیت اضطراری ‫شیشه رو بشکن ] 28 00:07:34,624 --> 00:07:39,842 ‫[ ‏۵۴.۳۴۵۱۲ شمال - ۰.۳۳۵۹۷ غرب ] 29 00:08:41,090 --> 00:08:43,058 ‫منطقه‌ی وایکینگ، ‫شمال و جنوب «اوتسیرا»، 30 00:08:43,158 --> 00:08:44,169 ‫و «فورتیز» 31 00:08:44,193 --> 00:08:46,362 ‫بادهای جنوب‌غربی ‫به سمت شمال‌غربی تغییر جهت می‌دهند، 32 00:08:46,428 --> 00:08:50,399 ‫با سرعت ۶ تا ۸ درجه در مقیاس بوفورت، ‫و احتمالاً در ادامه به ۹ درجه افزایش می‌یابد 33 00:08:50,499 --> 00:08:52,401 ‫باران، سپس رگبار زمستانی، 34 00:08:52,501 --> 00:08:55,137 ‫میزان دید متوسط یا کم، ‫و در ادامه بهتر می‌شود 35 00:08:55,170 --> 00:08:57,473 ‫کرومارتی، فورث، تاین، داگر 36 00:08:57,506 --> 00:08:59,708 ‫بادهای جنوب‌غربی ‫به سمت غرب تغییر جهت می‌دهند، 37 00:08:59,808 --> 00:09:02,578 ‫با سرعت ۵ تا ۷ درجه در مقیاس بوفورت، ‫و گاهی به ۸ درجه افزایش می‌یابد 38 00:09:02,611 --> 00:09:04,346 ‫باران، سپس رگبار، 39 00:09:04,413 --> 00:09:06,315 ‫میزان دید متوسط یا خوب 40 00:09:06,382 --> 00:09:09,251 ‫فیشر، بادهای جنوب‌غربی ‫به سمت غرب تغییر جهت می‌دهند، 41 00:09:09,318 --> 00:09:13,188 ‫با سرعت ۶ تا ۸ درجه در مقیاس بوفورت، ‫و احتمالاً در ادامه به ۹ درجه افزایش می‌یابد 42 00:09:13,322 --> 00:09:15,624 ‫باران، سپس رگبار زمستانی، 43 00:09:15,657 --> 00:09:18,594 ‫میزان دید متوسط یا کم، ‫و در ادامه بهتر می‌شود 44 00:09:18,660 --> 00:09:20,763 ‫خلیج آلمان، هامبر 45 00:09:20,796 --> 00:09:22,866 ‫بادهای جنوب‌غربی ‫به سمت غرب تغییر جهت می‌دهند، 46 00:09:22,998 --> 00:09:24,868 ‫با سرعت ۷ تا ۹ درجه در مقیاس بوفورت، 47 00:09:24,967 --> 00:09:27,871 ‫و در ادامه در هامبر ‫به ۶ درجه کاهش می‌یابد 48 00:09:27,903 --> 00:09:29,638 ‫باران، سپس رگبار، 49 00:09:29,671 --> 00:09:32,174 ‫میزان دید متوسط یا کم، ‫و در ادامه بهتر می‌شود 50 00:09:33,142 --> 00:09:36,578 ‫تیمز، دوور، وایت، پورتلند، پلیموث 51 00:09:36,645 --> 00:09:38,848 ‫بادهای جنوب‌غربی، ‫با سرعت ۶ تا ۸ درجه در مقیاس بوفورت، 52 00:09:38,914 --> 00:09:41,617 ‫و گاهی به ۹ درجه افزایش می‌یابد، ‫تغییر جهت... 53 00:11:58,620 --> 00:12:01,590 ‫♪ ...بی‌ارزش‌تره ♪ ‫♪ Solitude - Black Sabbath ♪ 54 00:12:05,028 --> 00:12:08,130 ‫♪ آینده‌م نامشخص و مبهمه ♪ 55 00:12:08,230 --> 00:12:12,467 ‫♪ مثل یه بیابون تاریک و ناشناخته ♪ 56 00:12:16,538 --> 00:12:20,009 ‫♪ خیلی وقته که نور از زندگیم رفته ♪ 57 00:12:20,108 --> 00:12:24,079 ‫♪ سایه‌ی ابرها هنوز پا برجاست ♪ 58 00:12:28,483 --> 00:12:31,186 ‫♪ هر چیزی که در اختیار داشتم ♪ 59 00:12:31,286 --> 00:12:35,058 ‫♪ الان دیگه مال من نیستن ♪ 60 00:12:35,157 --> 00:12:37,726 ‫♪ دیگه مال من نیستن ♪ 61 00:12:38,660 --> 00:12:43,732 ‫♪ دیگه مال من نیستن ♪ 62 00:13:04,486 --> 00:13:07,789 ‫♪ اوه، کجا می‌تونم برم؟ ♪ 63 00:13:07,890 --> 00:13:12,394 ‫♪ و چیکار می‌تونم بکنم؟ ♪ 64 00:13:16,765 --> 00:13:19,301 ‫♪ هیچ چیز نمی‌تونه خوشحالم کنه ♪ 65 00:13:19,468 --> 00:13:23,739 ‫♪ به جز فکر کردن در مورد تو ♪ 66 00:13:28,644 --> 00:13:30,245 ‫♪ از ته دل خندیدی ♪ 67 00:13:30,345 --> 00:13:35,550 ‫♪ وقتی التماست می‌کردم که پیشم بمون ♪ 68 00:13:39,321 --> 00:13:41,991 ‫♪ از وقتی ترکم کردی ♪ 69 00:13:42,125 --> 00:13:45,061 ‫♪ مدام دارم گریه می‌کنم ♪ 70 00:13:45,128 --> 00:13:49,398 ‫♪ ترکم کردی ♪ 71 00:13:50,133 --> 00:13:53,936 ‫♪ ترکم کردی ♪ 72 00:14:28,037 --> 00:14:31,339 ‫♪ این دنیا سرد و بی‌رحمه ♪ 73 00:14:31,406 --> 00:14:34,977 ‫♪ و هر کس باید مراقب خودش باشه ♪ 74 00:14:39,982 --> 00:14:43,152 ‫♪ فکر کنم باید برم خونه ♪ 75 00:14:43,251 --> 00:14:46,621 ‫♪ و بشینم و ناله بکنم ♪ 76 00:14:51,194 --> 00:14:54,063 ‫♪ گریه و زندگی توی تصورات ♪ 77 00:14:54,130 --> 00:14:57,900 ‫♪ تنها کاریه که می‌کنم ♪ 78 00:15:03,005 --> 00:15:05,674 ‫♪ خاطراتی که دارم ♪ 79 00:15:05,741 --> 00:15:10,545 ‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪ 80 00:15:10,679 --> 00:15:12,915 ‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪ 81 00:15:13,983 --> 00:15:16,718 ‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪ 82 00:15:54,123 --> 00:15:58,293 ‫♪ این دنیا سرد و بی‌رحمه ♪ 83 00:15:58,360 --> 00:16:02,297 ‫♪ و هر کس باید مراقب خودش باشه ♪ 84 00:16:06,836 --> 00:16:09,906 ‫♪ فکر کنم باید برم خونه ♪ 85 00:16:09,972 --> 00:16:13,843 ‫♪ و بشینم و ناله بکنم ♪ 86 00:16:18,147 --> 00:16:20,917 ‫♪ گریه و زندگی توی تصورات ♪ 87 00:16:21,050 --> 00:16:24,954 ‫♪ تنها کاریه که می‌کنم ♪ 88 00:16:29,491 --> 00:16:32,427 ‫♪ خاطراتی که دارم ♪ 89 00:16:32,494 --> 00:16:37,332 ‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪ 90 00:16:37,365 --> 00:16:40,335 ‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪ 91 00:16:41,336 --> 00:16:45,007 ‫♪ من رو یاد تو می‌اندازن ♪ 92 00:16:46,341 --> 00:16:48,610 ‫ارثیه‌مون 93 00:18:04,854 --> 00:18:06,554 ‫ممنون 94 00:18:12,028 --> 00:18:15,097 ‫پروردگارا، ما و این نعمت‌هایی... 95 00:18:16,564 --> 00:18:18,935 ‫که در شرف دریافت‌شون ‫هستیم رو برکت بده 96 00:18:21,636 --> 00:18:23,873 ‫به نام عیسی مسیح دعا می‌کنیم 97 00:18:25,540 --> 00:18:31,513 ‫♪ همه‌ی عکس‌هام دارن می‌افتن ♪ ‫♪ On the Beach - Neil Young ♪ 98 00:18:33,548 --> 00:18:38,820 ‫♪ از روی دیواری که دیروز آویزونشون کردن ♪ 99 00:18:41,257 --> 00:18:44,592 ‫♪ دنیا داره عوض می‌شه ♪ 100 00:18:48,064 --> 00:18:52,101 ‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪ 101 00:18:54,803 --> 00:18:58,841 ‫♪ فکر کنم باید از شهر بزنم بیرون ♪ 102 00:19:06,215 --> 00:19:10,518 ‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪ 103 00:19:10,652 --> 00:19:15,557 ‫♪ فکر کنم باید از شهر بزنم بیرون ♪ 104 00:19:18,821 --> 00:19:21,668 ‫[ رِی ] 105 00:19:21,730 --> 00:19:24,499 ‫♪ می‌رم به سمت روستاها ♪ 106 00:19:24,532 --> 00:19:28,004 ‫♪ با اتوبوسم و دوست‌هام ♪ 107 00:19:30,439 --> 00:19:32,308 ‫♪ می‌زنم به دل جاده ♪ 108 00:19:32,441 --> 00:19:35,543 ‫♪ با اینکه نمی‌دونم به کجا ختم می‌شه ♪ 109 00:19:35,677 --> 00:19:38,546 ‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪ 110 00:19:38,646 --> 00:19:41,017 ‫♪ باید از شهر بزنم بیرون ♪ 111 00:19:42,852 --> 00:19:47,089 ‫♪ فکر کنم باید از شهر بزنم بیرون ♪ 112 00:19:47,156 --> 00:19:49,291 ‫‏۲۰ سال، ها؟ 113 00:19:53,129 --> 00:19:55,297 ‫خدا حفظت کنه، برادر 114 00:19:55,464 --> 00:19:56,932 ‫خفه شو 115 00:22:18,607 --> 00:22:20,242 ‫برایان 116 00:22:29,185 --> 00:22:30,752 ‫برایان 117 00:22:59,181 --> 00:23:00,983 ‫وای، عزیزدلم 118 00:23:09,692 --> 00:23:11,694 ‫کجا رفته؟ 119 00:23:11,759 --> 00:23:14,129 ‫کی؟ 120 00:23:14,230 --> 00:23:15,631 ‫بابات؟ 121 00:23:15,698 --> 00:23:17,933 ‫رفته به دیدن اون؟ 122 00:23:21,103 --> 00:23:24,106 ‫اما چه ربطی به اون داره، مامان؟ 123 00:23:25,674 --> 00:23:27,543 ‫- چه ربطی بهش داره؟ ‫- خیلی بهش ربط داره 124 00:23:27,676 --> 00:23:29,211 ‫چی؟ 125 00:23:34,016 --> 00:23:35,651 ‫چرا اون پسر رو کتک زدی، ها؟ 126 00:23:35,750 --> 00:23:37,353 ‫خودش دلش کتک می‌خواست، مامان 127 00:23:37,419 --> 00:23:39,288 ‫برایان 128 00:23:41,223 --> 00:23:43,392 ‫چیزی در مورد بابات گفت؟ 129 00:23:43,492 --> 00:23:45,261 ‫«جِم» بابای منه 130 00:23:46,528 --> 00:23:48,297 ‫یا چیزی در مورد «رِی» گفته؟ 131 00:23:48,397 --> 00:23:50,866 ‫خب، اگه خودت همه چیز رو می‌دونی، ‫دیگه چرا از من می‌پرسی؟ 132 00:23:50,899 --> 00:23:53,669 ‫حاضرجوابی نکن 133 00:23:53,801 --> 00:23:56,038 ‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم 134 00:24:01,543 --> 00:24:03,245 ‫نزدیک بود اون پسر رو بُکُشی 135 00:24:03,312 --> 00:24:04,647 ‫می‌شنوی چی می‌گم؟ 136 00:24:04,747 --> 00:24:07,149 ‫یه قاتل دیگه به خانواده اضافه می‌شد. ‫یه چیز عادیه 137 00:24:08,917 --> 00:24:11,020 ‫رِی قاتل نیست 138 00:24:12,254 --> 00:24:16,191 ‫حتی اگه قاتل باشه، ‫به این معنیه که تو هم باید قاتل باشی؟ 139 00:24:18,494 --> 00:24:19,895 ‫ها؟ 140 00:24:20,629 --> 00:24:22,398 ‫بیا بغلم 141 00:24:29,405 --> 00:24:31,140 ‫رِی قاتل نیست 142 00:24:40,883 --> 00:24:42,685 ‫ای پدر ما که در آسمانی، 143 00:24:42,817 --> 00:24:44,520 ‫نام تو مقدس باد 144 00:24:44,620 --> 00:24:46,655 ‫ملکوت تو بیاید. ‫اراده تو چنان‌که در آسمان است، 145 00:24:46,689 --> 00:24:48,123 ‫بر زمین نیز کرده شود 146 00:24:48,257 --> 00:24:49,692 ‫نان کفاف ما را امروز به ما بده، 147 00:24:49,725 --> 00:24:51,025 ‫و گناهان ما را ببخش 148 00:24:51,126 --> 00:24:53,195 ‫چنان‌که ما نیز، آنانکه ‫بر ما گناه کردند را می‌بخشیم 149 00:25:13,849 --> 00:25:15,751 ‫رِی عزیز، 150 00:25:15,851 --> 00:25:17,753 ‫مطمئن نیستم این نامه به دستت می‌رسه 151 00:25:17,853 --> 00:25:19,955 ‫یا اصلاً می‌خونیش یا نه 152 00:25:23,092 --> 00:25:25,661 ‫پس با امیدواری به اینکه ‫دعاهام مستجاب شده باشن 153 00:25:25,761 --> 00:25:27,062 ‫و این نامه رو بخونی، 154 00:25:27,129 --> 00:25:30,232 ‫می‌خوام اول ازت بپرسم حالت چطوره 155 00:25:32,234 --> 00:25:34,903 ‫با اینکه این همه سال می‌گذره، ‫ولی سکوت هنوزم آزاردهنده‌ست 156 00:25:35,070 --> 00:25:37,439 ‫و از خودم می‌پرسم ‫که اصلاً به من فکر می‌کنی یا نه 157 00:25:37,506 --> 00:25:38,806 ‫به ما 158 00:25:55,657 --> 00:25:57,292 ‫خوندیش؟ 159 00:26:01,897 --> 00:26:03,565 ‫خوندیش؟ 160 00:26:12,207 --> 00:26:15,310 ‫نه، نخوندمش 161 00:28:13,328 --> 00:28:17,867 ‫«مسکرات را به آنانی که مشرف به هلاکتند بده، 162 00:28:17,967 --> 00:28:21,036 ‫و شراب را به تلخ‌جانان» 163 00:28:21,169 --> 00:28:23,639 ‫آمین 164 00:28:34,783 --> 00:28:36,685 ‫به سلامتی علیاحضرت ملکه 165 00:28:43,325 --> 00:28:46,795 ‫پس «در شرف دریافت‌شون هستیم» چی؟ 166 00:28:53,702 --> 00:28:57,739 ‫پس فقط قبل از خوردن غذا دعا می‌خونی؟ 167 00:28:59,741 --> 00:29:03,445 ‫خدا ناراحت نمیشه اگه قبل ‫از خوردن مشروب، دعا نخونی؟ 168 00:29:18,393 --> 00:29:20,295 ‫امروز صبح یادت رفت کونت رو پاک کنی 169 00:29:20,395 --> 00:29:23,231 ‫گهت رو روی شلوارت دیدم 170 00:29:23,265 --> 00:29:25,734 ‫نه، اون مال دیروز بود 171 00:29:27,070 --> 00:29:29,371 ‫حرومزاده‌ی کثافت 172 00:29:35,210 --> 00:29:39,381 ‫به نظرت نظافت و دین‌داری به هم ربط دارن؟ 173 00:29:44,753 --> 00:29:46,421 ‫از کجا می‌دونی خود اون کثیف نیست؟ 174 00:29:46,521 --> 00:29:48,091 ‫توی انجیل هیچ مدرکی هست 175 00:29:48,223 --> 00:29:51,060 ‫که بگه خدا روزی سه بار حموم می‌کنه؟ 176 00:29:51,159 --> 00:29:53,062 ‫و هر روز لباس زیرش رو عوض می‌کنه؟ 177 00:29:53,161 --> 00:29:54,496 ‫خدا نیازی به لباس زیر نداره، 178 00:29:54,563 --> 00:29:56,164 ‫چون مثل تو پر از گه و چرندیات نیست 179 00:29:56,264 --> 00:29:57,833 ‫اوه، واقعاً؟ 180 00:29:57,934 --> 00:30:00,036 ‫اون بالا یه منبع بی‌پایان از لباس زیر داره؟ 181 00:30:00,168 --> 00:30:03,138 ‫شرط می‌بندم هیچ‌وقت مجبور نیست ‫یه لباس زیر رو ۲ بار بپوشه 182 00:30:04,773 --> 00:30:08,276 ‫از لباس زیر تنگ خوشش میاد؟ 183 00:30:08,310 --> 00:30:10,512 ‫یا دوست داره گشاد باشه 184 00:30:10,579 --> 00:30:15,350 ‫تا تخم‌های بزرگ الهیش ‫راحت تاب بخورن؟ 185 00:30:15,450 --> 00:30:18,921 ‫می‌دونی، مثل اون ناقوس‌های بزرگ کلیساها 186 00:30:20,322 --> 00:30:22,491 ‫شرط می‌بندم اون پایین 187 00:30:22,557 --> 00:30:24,426 ‫مثل کلیسای جامع کنتربری‌ـه 188 00:30:28,797 --> 00:30:31,166 ‫جات ته جهنمه، برادر 189 00:30:32,101 --> 00:30:34,302 ‫دوباره اعضای خانواده‌مون ‫اونجا دور هم جمع می‌شن؟ 190 00:30:41,810 --> 00:30:43,745 ‫هفته‌ی گذشته پدر «ریپون» مُرد 191 00:30:43,779 --> 00:30:46,281 ‫توی روزنامه خبرش رو خوندم 192 00:30:47,016 --> 00:30:49,184 ‫من روزنامه نمی‌خونم 193 00:30:52,055 --> 00:30:54,690 ‫دیگه ندیدیش؟ 194 00:30:54,790 --> 00:30:56,725 ‫این یه سوال بود؟ 195 00:31:00,930 --> 00:31:04,733 ‫شنیدم چند سال پیش ‫توی دیوونه‌خونه بستری شده 196 00:31:10,605 --> 00:31:13,705 ‫- لطفاً اون نامه رو بخون، رِی ‫- وقتی بعد از سومین مأموریت منطقه 197 00:31:13,706 --> 00:31:16,545 ‫اومده بودم مرخصی... 198 00:31:16,645 --> 00:31:19,481 ‫دو تا از بچه‌ها رو از دست داده بودیم 199 00:31:22,185 --> 00:31:24,586 ‫...شروع کردم به فکر کردن در مورد ریپون 200 00:31:25,754 --> 00:31:27,589 ‫هر چقدر بیشتر در موردش فکر می‌کردم، ‫بیشتر دلم می‌خواست 201 00:31:27,689 --> 00:31:30,258 ‫برم به دیدنش، باهاش حرف بزنم 202 00:31:30,392 --> 00:31:33,595 ‫یه‌کم در مورد روزهای خوش گذشته حرف بزنیم 203 00:31:34,696 --> 00:31:38,233 ‫بگذریم، وقتی رسیدم خونه، ‫دنبالش گشتم 204 00:31:38,366 --> 00:31:41,070 ‫پیدا کردنش آسون نبود 205 00:31:41,170 --> 00:31:43,072 ‫البته یه‌کم جابه‌جاش کرده بودن 206 00:31:43,172 --> 00:31:45,340 ‫مثل همیشه 207 00:31:45,440 --> 00:31:47,375 ‫بالاخره توی هادرزفیلد پیداش کردم 208 00:31:47,442 --> 00:31:48,777 ‫هوم 209 00:31:48,845 --> 00:31:51,446 ‫باید توی لباس دوم نظامیم می‌دیدیم 210 00:31:51,546 --> 00:31:53,682 ‫به عنوان کسی که بیشتر روزهای هفته 211 00:31:53,815 --> 00:31:56,986 ‫شلخته بودم، خیلی خوش‌تیپ شده بودم 212 00:31:57,086 --> 00:32:00,223 ‫شب قبل همه‌ی لباس‌هام رو ‫گذاشتم زیر تشک 213 00:32:00,355 --> 00:32:03,558 ‫لباسم رو اتو کرده بودم ‫و خیلی صاف و مرتب بود 214 00:32:03,592 --> 00:32:05,327 ‫یه ساعت مشغول ‫برق انداختن کفش‌هام بودم 215 00:32:05,427 --> 00:32:07,029 ‫مثل آینه شده بودن 216 00:32:07,063 --> 00:32:09,866 ‫انگار برای رژه آماده‌شون کرده بودم، جِم 217 00:32:09,966 --> 00:32:12,135 ‫می‌تونستم توی یه مراسم رسمی ‫توی کاخ باکینگهام شرکت کنم، 218 00:32:12,267 --> 00:32:13,870 ‫اون‌قدر خوش‌تیپ شده بودم 219 00:32:14,003 --> 00:32:15,403 ‫لباس نظامی دوم با مدال‌های افتخار 220 00:32:15,504 --> 00:32:18,107 ‫اون‌قدر خوش‌تیپ شده بودم، 221 00:32:18,207 --> 00:32:20,243 ‫که می‌تونستم صدای مادرم رو ‫بشنوم که میگه: 222 00:32:20,308 --> 00:32:22,044 ‫«بیا خونه، پسرم 223 00:32:22,145 --> 00:32:23,445 ‫همه‌چیز بخشیده شده» 224 00:32:23,545 --> 00:32:26,115 ‫- لباس نظامی اول ‫- چی؟ 225 00:32:26,215 --> 00:32:27,516 ‫توی کاخ باید لباس نظامی اول رو بپوشی 226 00:32:27,616 --> 00:32:29,384 ‫آره، درسته. ‫منظور منم همینه 227 00:32:29,451 --> 00:32:31,419 ‫میگم اون‌قدر مرتب و خوش‌تیپ بودم ‫که اصلاً کسی نمی‌فهمید لباس نظامی دوممه 228 00:32:31,520 --> 00:32:33,890 ‫اگه احمق باشی نمی‌فهمی 229 00:32:36,591 --> 00:32:38,227 ‫هوم 230 00:32:38,326 --> 00:32:41,296 ‫رفتم به سمت خونه‌ش 231 00:32:41,396 --> 00:32:44,233 ‫یه کلبه‌ی نقلی و قشنگ 232 00:32:44,299 --> 00:32:46,903 ‫که بدون شک اعلی‌حضرت پولش رو داده بود 233 00:32:47,069 --> 00:32:50,305 ‫لب پنجره‌هاش گلدون گذاشته بود، ‫یه چمنزار مرتب داشت، 234 00:32:50,372 --> 00:32:51,908 ‫پرچینش منظم بودن 235 00:32:52,041 --> 00:32:55,044 ‫در زدم و اومد دم در 236 00:32:55,077 --> 00:32:58,413 ‫خیلی مرتب و شاداب و درخشان بود 237 00:33:00,116 --> 00:33:01,984 ‫خیلی پیر شده بود 238 00:33:03,119 --> 00:33:05,720 ‫توی ذهن من هنوز ‫یه مرد تنومند و درشت بود 239 00:33:05,888 --> 00:33:07,188 ‫ولی جلوی چشم‌هام بود، 240 00:33:07,256 --> 00:33:10,126 ‫یه پیرمرد نحیف با یه شکم گنده 241 00:33:10,193 --> 00:33:12,195 ‫تعجب کردم که اون‌قدر کوچیک شده بود 242 00:33:12,327 --> 00:33:14,396 ‫گفتم: «پدر ریپون هستید، درسته؟ 243 00:33:14,429 --> 00:33:16,531 ‫من برای انجمن کهنه‌سربازها ‫کمک جمع می‌کنم 244 00:33:16,631 --> 00:33:18,968 ‫میشه یه لحظه بیام داخل؟» 245 00:33:19,101 --> 00:33:20,245 ‫معلوم بود تحت تأثیر قرار گرفته 246 00:33:20,269 --> 00:33:22,305 ‫«اوه، بفرما داخل. ‫بفرما داخل، پسر جوان 247 00:33:22,404 --> 00:33:25,174 ‫خیلی خوش اومدی، پسرم. ‫بفرما داخل» 248 00:33:25,274 --> 00:33:27,375 ‫خیلی هیجان‌زده بود ‫و رفت‌وآمد می‌کرد 249 00:33:27,475 --> 00:33:28,653 ‫یه کتری آب گذاشته بود 250 00:33:28,677 --> 00:33:31,580 ‫ظروف چینی، بیسکوییت، ‫و همه‌چیز اونجا بود 251 00:33:31,680 --> 00:33:34,250 ‫«یه فنجون چای بخور، باشه، پسرم؟» 252 00:33:34,349 --> 00:33:36,118 ‫پس نشستیم 253 00:33:36,185 --> 00:33:38,287 ‫نشستیم توی اتاق پذیرایی کوچیکش، 254 00:33:38,386 --> 00:33:39,788 ‫و در مورد مسائل مختلف حرف زدیم 255 00:33:39,956 --> 00:33:42,824 ‫گفتم: «اینجا خدمت می‌کنید، پدر؟» 256 00:33:42,959 --> 00:33:46,428 ‫گفت: «در حال حاضر ‫یه منطقه‌ی خدمتی ثابت ندارم 257 00:33:46,528 --> 00:33:48,396 ‫نیمه‌بازنشسته‌م، می‌دونی» 258 00:33:48,496 --> 00:33:50,867 ‫گفتم: «اوه، حتماً خیلی براتون سخته 259 00:33:51,000 --> 00:33:53,768 ‫اونم بعد از اون همه سال خدمت» 260 00:34:02,879 --> 00:34:04,579 ‫در مورد... 261 00:34:04,679 --> 00:34:06,916 ‫در مورد خیلی چیزها حرف زدیم، 262 00:34:07,016 --> 00:34:09,852 ‫در مورد جوون‌های بی‌دین ‫و لجام‌گسیخته حرف زدیم 263 00:34:09,919 --> 00:34:13,788 ‫ازم پرسید: «مٔومنی، پسرم؟» 264 00:34:15,024 --> 00:34:17,525 ‫و منم گفتم: «توی خانواده‌ی ما 265 00:34:17,592 --> 00:34:20,528 ‫ایمان ریشه‌ی عمیقی داره، پدر» 266 00:34:21,998 --> 00:34:24,133 ‫گفت: «البته، منم بیشتر از همه‌چیز 267 00:34:24,166 --> 00:34:26,235 ‫دلم برای کار کردن با جوون‌ها تنگ شده» 268 00:34:26,335 --> 00:34:29,005 ‫نزدیک بود بیسکوییت خامه‌ای ‫توی گلوم گیر کنه 269 00:34:30,373 --> 00:34:32,774 ‫بگذریم، چند لحظه سکوت حکم‌فرما بود، 270 00:34:32,909 --> 00:34:34,844 ‫و گفت: اوه، معذرت می‌خوام، سرجوخه 271 00:34:34,911 --> 00:34:37,812 ‫شاید یه نوشیدنی قوی‌تری میل داشته باشی» 272 00:34:41,750 --> 00:34:44,552 ‫منم بهش خیره شدم 273 00:34:47,656 --> 00:34:50,659 ‫«خودتون نوشیدنی قوی‌تری میل دارید، پدر؟» 274 00:34:55,131 --> 00:34:57,432 ‫مشخص بود خیلی هیجان‌زده شده 275 00:34:57,499 --> 00:34:58,799 ‫باورش نمی‌شد 276 00:34:58,833 --> 00:35:02,470 ‫چهره‌اش تیره شد و چشم‌هاش برق می‌زد 277 00:35:02,537 --> 00:35:04,206 ‫گفت: «خب، اگه تو موافق باشی، ‫منم موافقم» 278 00:35:04,307 --> 00:35:05,516 ‫بلند شد سر پا 279 00:35:05,540 --> 00:35:09,678 ‫گفتم: «من خیلی قوی‌ام، پدر ریپون» 280 00:35:10,812 --> 00:35:13,615 ‫دوباره نشست، انگار پاهاش توان نداشتن 281 00:35:13,682 --> 00:35:15,217 ‫گفتم: 282 00:35:16,218 --> 00:35:19,055 ‫«می‌خوای ببینیش؟» 283 00:35:19,088 --> 00:35:20,522 ‫شروع کردم به باز کردن دکمه‌های شلوارم 284 00:35:20,622 --> 00:35:22,224 ‫نزدیک بود سکته‌ی قلبی بکنه 285 00:35:22,325 --> 00:35:23,601 ‫باورش نمی‌شد 286 00:35:23,625 --> 00:35:24,735 ‫انگار کریسمس شده بود 287 00:35:24,759 --> 00:35:27,495 ‫پس پاشدم سر پا... 288 00:35:27,529 --> 00:35:31,499 ‫مثل یه فاحشه دکمه‌هام رو باز می‌کردم 289 00:35:31,533 --> 00:35:35,470 ‫شلوارم رو انداختم، لباس زیرم رو درآوردم 290 00:35:36,973 --> 00:35:39,474 ‫گفتم: «اینه» 291 00:35:39,507 --> 00:35:42,178 ‫گفتم: «دراز بکش روی زمین» 292 00:35:42,278 --> 00:35:45,948 ‫دراز کشید، مشتاق همکاری بود 293 00:35:46,015 --> 00:35:47,515 ‫گفتم: «مثل یه صلیب دراز بکش 294 00:35:47,615 --> 00:35:49,885 ‫تا هیجان‌زده بشم و سفت بشه» 295 00:35:51,187 --> 00:35:52,955 ‫چند قدم رفتم جلو 296 00:35:53,022 --> 00:35:54,589 ‫دقیقاً موندم بالای سرش 297 00:35:54,622 --> 00:35:57,759 ‫اوه، یه چیزی رو یادم رفت بگم، جِم 298 00:35:57,927 --> 00:36:00,396 ‫چند روز قبل از اینکه برم اونجا، 299 00:36:00,429 --> 00:36:03,598 ‫رژیم آبجوی گینس و کاری گرفتم 300 00:36:03,631 --> 00:36:07,269 ‫و همون بعدازظهر ‫چند تا قرص رفع یبوست خوردم 301 00:36:09,972 --> 00:36:11,606 ‫دقیق زمان‌بندی کردن همه‌ی کارها آسون نبود 302 00:36:11,706 --> 00:36:13,508 ‫به مدت چند ساعت توی ماشین 303 00:36:13,608 --> 00:36:15,978 ‫نزدیک خونه‌ش مونده بودم، ‫و قرص‌ها هنوز اثر نکرده بودن 304 00:36:16,879 --> 00:36:21,250 ‫به محض اینکه اثراتشون رو حس کردم، 305 00:36:21,384 --> 00:36:23,585 ‫در خونه‌ش رو زدم 306 00:36:24,652 --> 00:36:27,056 ‫نشسته بودم توی خونه‌ش، ‫داخل بدنم غوغایی بود، 307 00:36:27,156 --> 00:36:29,624 ‫و قسم می‌خورم که داشتم ‫از هم می‌پاشیدم 308 00:36:29,724 --> 00:36:32,261 ‫میخ و پیچ‌های بدنم داشتن درمی‌اومدن 309 00:36:34,964 --> 00:36:38,633 ‫ارتش بهت یاد میده که لبخند بزنی ‫و تحمل کنی، مگه نه، جِم؟ 310 00:36:39,902 --> 00:36:45,141 ‫عاشق درد لذت‌بخشی ‫که خودداری داره، هستیم 311 00:36:47,176 --> 00:36:48,978 ‫پس... 312 00:36:49,011 --> 00:36:50,812 ‫بالای سرش بودم 313 00:36:53,482 --> 00:36:57,953 ‫گفتم: «من رو نمی‌شناسی، نه؟» 314 00:36:58,054 --> 00:37:00,289 ‫«چی؟» 315 00:37:00,423 --> 00:37:02,557 ‫گفتم: «رِی کوچولوئم 316 00:37:03,526 --> 00:37:06,561 ‫رِی کوچولوت از پرورشگاه» 317 00:37:09,465 --> 00:37:11,000 ‫چند دقیقه‌ای فکر می‌کرد، 318 00:37:11,100 --> 00:37:14,236 ‫چشم‌هاش رو اینور و اونور می‌کرد 319 00:37:14,336 --> 00:37:16,638 ‫وقتی دوزاریش افتاد، 320 00:37:16,771 --> 00:37:20,042 ‫مثل برق، ترس توی بدنش پخش شد 321 00:37:20,109 --> 00:37:22,610 ‫و شروع کرد به عرق کردن 322 00:37:22,710 --> 00:37:25,147 ‫«اوه، لطفاً کاریم نداشته باش. ‫لطفاً بهم صدمه نزن» 323 00:37:25,181 --> 00:37:27,682 ‫گفتم: «تکون نخور 324 00:37:28,884 --> 00:37:30,585 ‫اگه یه ذره جابه‌جا بشی، 325 00:37:30,586 --> 00:37:32,787 ‫کیر و تخم‌هات رو می‌بُرم 326 00:37:32,855 --> 00:37:35,991 ‫و می‌کنمشون توی حلقت 327 00:37:36,092 --> 00:37:39,095 ‫و می‌تونی برای خودت ساک بزنی» 328 00:37:39,161 --> 00:37:40,563 ‫خب، حالا که فکرش رو می‌کنم، 329 00:37:40,628 --> 00:37:42,797 ‫حیف شد که چند سال قبلش ‫بلد نبود برای خودش ساک بزنه 330 00:37:42,865 --> 00:37:45,267 ‫می‌تونست خودکفا بشه 331 00:37:46,801 --> 00:37:51,874 ‫آروم جلو رفتم، به زور کامل چرخیدم، 332 00:37:52,007 --> 00:37:54,210 ‫پاشنه‌هام رو روی بازوهای لاغرش گذاشتم 333 00:37:54,310 --> 00:37:58,380 ‫لرزید. معلوم بود درد داره، ‫اما جرأت نداشت تکون بخوره 334 00:37:58,414 --> 00:38:01,250 ‫«حالا، لوله فاضلاب رو ببین، پدر» 335 00:38:02,351 --> 00:38:04,719 ‫خم شدم پایین 336 00:38:05,687 --> 00:38:07,890 ‫و بهش کود انسانی دادم 337 00:38:13,896 --> 00:38:16,031 ‫خب... 338 00:38:19,869 --> 00:38:24,073 ‫اون تخلیه سه مرحله داشت 339 00:38:24,106 --> 00:38:25,773 ‫اول می‌پاشید بیرون... 340 00:38:25,908 --> 00:38:28,743 ‫می‌پاشید روی اون 341 00:38:28,844 --> 00:38:31,046 ‫یهویی پاشیدم روش 342 00:38:34,016 --> 00:38:37,920 ‫مثل وقتی که یه دسته کبوتر ‫یهویی پرواز می‌کنن 343 00:38:40,556 --> 00:38:44,726 ‫مرحله‌ی دوم چند موج از گدازه‌ی داغ بود 344 00:38:46,195 --> 00:38:50,732 ‫و در آخر، یه... 345 00:38:56,138 --> 00:39:01,577 ‫...یه توده‌ی بزرگ، مثل سیمان خیس، 346 00:39:01,676 --> 00:39:04,113 ‫ازم خارج شد 347 00:39:05,114 --> 00:39:08,284 ‫و اوق می‌زد و تف می‌کرد، ‫و جرأت نمی‌کرد نفس بکشه، 348 00:39:08,417 --> 00:39:10,419 ‫اما مجبور بود نفس بکشه 349 00:39:10,519 --> 00:39:11,819 ‫و من جوری می‌خندیدم، 350 00:39:11,921 --> 00:39:15,690 ‫که می‌ترسیدم بیُفتم توی کثافت خودم 351 00:39:19,295 --> 00:39:20,963 ‫و تموم شد 352 00:39:21,063 --> 00:39:22,764 ‫پاشدم سر پا 353 00:39:23,666 --> 00:39:26,869 ‫یه بسته دستمال مرطوب توی جیبم داشتم 354 00:39:26,969 --> 00:39:30,606 ‫خودم رو تمیز کردم... 355 00:39:30,772 --> 00:39:34,109 ‫و سریع از اونجا زدم بیرون 356 00:39:52,727 --> 00:39:54,829 ‫باور کردی؟ 357 00:40:16,852 --> 00:40:19,021 ‫کون تو گذاشت؟ 358 00:40:19,088 --> 00:40:20,388 ‫ها؟ 359 00:40:26,495 --> 00:40:28,230 ‫نه 360 00:40:29,531 --> 00:40:31,766 ‫شرط می‌بندم اون کار رو نکرده 361 00:40:31,867 --> 00:40:34,903 ‫حتی توی اون سن هم ازت می‌ترسیدن 362 00:40:40,309 --> 00:40:44,113 ‫وقتی داشت کون من می‌ذاشت ‫کدوم گوری بودی؟ 363 00:40:44,213 --> 00:40:46,215 ‫ها؟ 364 00:40:46,348 --> 00:40:48,317 ‫باهام حال کرد 365 00:40:50,352 --> 00:40:52,421 ‫خیلی باهام حال کرد 366 00:41:12,241 --> 00:41:15,177 ‫از پدرها خیلی شانس نیاوردیم، نه؟ 367 00:41:30,693 --> 00:41:32,161 ‫نظرت چیه چند تا آهنگ بذاریم؟ 368 00:45:41,076 --> 00:45:42,744 ‫لعنتی 369 00:45:42,845 --> 00:45:45,347 ‫خوک عوضی 370 00:45:51,253 --> 00:45:52,788 ‫چه مرگته؟ 371 00:45:56,425 --> 00:45:58,928 ‫حالت خوبه؟ 372 00:45:58,995 --> 00:46:01,096 ‫لعنتی 373 00:46:02,598 --> 00:46:04,132 ‫چرا اون کار رو می‌کنی؟ 374 00:46:07,502 --> 00:46:10,138 ‫چرا اون کار رو می‌کنی، هوم؟ 375 00:46:10,172 --> 00:46:12,041 ‫- چرا اون کار رو می‌کنی؟ ‫- چی؟ 376 00:46:12,140 --> 00:46:13,809 ‫همه رو می‌چپونی توی دهنت 377 00:46:24,353 --> 00:46:25,888 ‫من دیگه نمی‌خورم 378 00:46:32,761 --> 00:46:34,730 ‫حالت خوبه؟ 379 00:46:34,830 --> 00:46:36,899 ‫دارم از جاده رد می‌شم، عوضی! 380 00:46:37,000 --> 00:46:39,434 ‫اول جاده رو نگاه کن، احمق... 381 00:46:44,706 --> 00:46:46,375 ‫نسا؟ 382 00:46:47,376 --> 00:46:48,744 ‫نسا 383 00:46:49,678 --> 00:46:51,613 ‫هتی؟ 384 00:46:57,486 --> 00:46:59,287 ‫چقدر اون روپوش سفید بهت میاد 385 00:46:59,321 --> 00:47:01,124 ‫اوه، اشتباه برداشت نکن 386 00:47:01,256 --> 00:47:03,692 ‫فقط یه کارآموز ساده‌ام، نسا 387 00:47:03,792 --> 00:47:05,360 ‫ولی خیلی بهت میاد 388 00:47:05,427 --> 00:47:07,829 ‫توی داروخونه حتی نظافتچی‌ها هم ‫روپوش سفید می‌پوشن 389 00:47:09,164 --> 00:47:11,034 ‫- دانشگاهت تموم شد؟ ‫- نه 390 00:47:11,134 --> 00:47:12,410 ‫امتحان‌های نهاییم امسال برگزار میشن 391 00:47:12,434 --> 00:47:14,937 ‫- اینجا کارآموزم ‫- درسته 392 00:47:15,038 --> 00:47:16,371 ‫خوشحالم که دیدمت، نسا 393 00:47:16,438 --> 00:47:18,740 ‫خیلی وقته خبری از برایان نیست 394 00:47:18,807 --> 00:47:20,409 ‫حالش خوبه؟ 395 00:47:44,967 --> 00:47:46,535 ‫چیه؟ 396 00:47:51,573 --> 00:47:52,942 ‫چیه؟ 397 00:49:06,182 --> 00:49:07,917 ‫واقعاً بدجور کتکش زدم، هتی 398 00:49:11,888 --> 00:49:14,056 ‫نمی‌دونم من... 399 00:49:15,892 --> 00:49:18,027 ‫واقعاً نمی‌دونم 400 00:49:19,394 --> 00:49:23,298 ‫فقط... من... ‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم 401 00:49:28,905 --> 00:49:30,806 ‫من... 402 00:49:30,907 --> 00:49:32,975 ‫بدجور زدمش 403 00:49:35,610 --> 00:49:37,180 ‫چی بهت گفته بود؟ 404 00:49:37,213 --> 00:49:39,982 ‫یادم نمیاد، هتی 405 00:49:40,082 --> 00:49:42,450 ‫خب، یادم میاد 406 00:49:43,351 --> 00:49:44,921 ‫اما... 407 00:49:45,054 --> 00:49:49,791 ‫حرف مسخره‌ی معمولی‌ای زد 408 00:49:49,892 --> 00:49:52,427 ‫در مورد اون؟ 409 00:49:52,594 --> 00:49:54,696 ‫من فقط... 410 00:49:54,796 --> 00:49:57,599 ‫لعنتی، من... 411 00:49:57,766 --> 00:49:59,869 ‫فقط... 412 00:50:33,269 --> 00:50:35,637 ‫شرق تایرون بودی، درسته؟ 413 00:50:37,372 --> 00:50:40,709 ‫اوه، بذار یه لحظه فکر کنم 414 00:50:40,809 --> 00:50:42,477 ‫نه 415 00:50:44,280 --> 00:50:47,083 ‫خودت می‌دونی دقیقاً کجا بودم 416 00:50:47,216 --> 00:50:49,384 ‫کراس‌مگلن 417 00:50:49,451 --> 00:50:51,586 ‫سرزمین راهزن‌ها 418 00:50:56,192 --> 00:50:58,361 ‫یه واحد ویژه‌ی فعال ‫ارتش موقت جمهوریخواه ایرلند 419 00:50:58,460 --> 00:51:00,729 ‫توی اون منطقه بود ‫و همه کارها می‌کرد 420 00:51:00,829 --> 00:51:04,532 ‫خیلی خوب و حرفه‌ای بودن 421 00:51:05,834 --> 00:51:09,771 ‫با حیله‌گری و یواشکی ‫از مرز عبور می‌کردن 422 00:51:11,173 --> 00:51:12,607 ‫مثل بازی موش و گربه بود 423 00:51:12,674 --> 00:51:16,245 ‫بعضی‌وقت‌ها ما گربه بودیم، ‫بعضی‌وقت‌ها هم اونا 424 00:51:16,312 --> 00:51:19,081 ‫و بعضی‌وقت‌ها حتی معلوم نبود ‫که کی گربه‌ست 425 00:51:20,582 --> 00:51:22,084 ‫بعضی‌وقت‌ها توی تیررأس بودن 426 00:51:22,184 --> 00:51:23,585 ‫و تفنگ هم آماده‌ی شلیک بود 427 00:51:23,752 --> 00:51:25,922 ‫ولی هم‌زمان یه گلوله با سرعت بالا 428 00:51:26,055 --> 00:51:29,392 ‫با خوشحالی از پشت سر بهت نزدیک می‌شد 429 00:51:33,762 --> 00:51:36,831 ‫یه هفته قبل از اینکه مستقر بشیم... 430 00:51:38,533 --> 00:51:43,072 ‫...سه تا بمب بزرگ دست‌ساز ‫ازشون پیدا و خنثی کردیم 431 00:51:43,139 --> 00:51:47,843 ‫اونا هم به یکی از مربی سگ‌هامون ‫و خود سگ شلیک کردن و کشتنش 432 00:51:47,944 --> 00:51:50,880 ‫و یه بالگرد رو هم ساقط کردن 433 00:51:50,947 --> 00:51:53,115 ‫همه‌ی اینا توی یه هفته 434 00:51:53,215 --> 00:51:56,451 ‫شورای ارتش «پروو» انتظار نتیجه داشت 435 00:51:57,552 --> 00:52:00,555 ‫و اصلاً ناامید نشدن 436 00:52:03,960 --> 00:52:06,262 ‫مواد آتش‌زا، 437 00:52:06,362 --> 00:52:09,631 ‫بمب دستی، نارنجک، خمپاره‌انداز، 438 00:52:09,731 --> 00:52:13,069 ‫تفنگ تک‌تیرانداز، مسلسل‌های سنگین 439 00:52:13,235 --> 00:52:15,670 ‫تجهیزات‌شون از ما بهتر بود 440 00:52:26,849 --> 00:52:28,583 ‫چه اتفاقی افتاد؟ 441 00:56:08,270 --> 00:56:11,073 ‫گل‌هایی‌ان که بابا می‌کاشت؟ 442 00:56:12,508 --> 00:56:14,176 ‫شقایق نعمانی؟ 443 00:56:43,072 --> 00:56:44,840 ‫با این امید نامه رو می‌نویسم 444 00:56:44,940 --> 00:56:47,343 ‫که بقیه‌ی نامه‌هام رو خوندی 445 00:56:47,443 --> 00:56:50,446 ‫خیلی دوست دارم باهات صحبت کنم ‫و همه‌چیز رو بهت بگم 446 00:56:50,546 --> 00:56:52,581 ‫اما این بار موضوع در مورد من نیست 447 00:56:52,648 --> 00:56:54,850 ‫در مورد برایانه 448 00:56:56,685 --> 00:56:58,753 ‫برایان بهت نیاز داره 449 00:57:00,856 --> 00:57:03,892 ‫تا حالا هیچ‌وقت چنین درخواستی ازت نداشتم 450 00:57:06,428 --> 00:57:08,163 ‫توی دردسر افتاده 451 00:57:09,989 --> 00:57:12,989 ‫ارائـ ـ.ــه از سـ ـایـ.ـت سـ ـی‌نـ.ـمـ ـا 452 00:58:58,474 --> 00:59:00,376 ‫داری میری؟ 453 00:59:07,950 --> 00:59:10,886 ‫اقامتگاه برات مناسب نیست؟ 454 00:59:19,628 --> 00:59:22,631 ‫وقتی فرار کردی، 455 00:59:22,664 --> 00:59:24,666 ‫نسا برات هر روز نامه می‌نوشت 456 00:59:24,767 --> 00:59:26,668 ‫چقدر طول کشید؟ 457 00:59:28,170 --> 00:59:30,840 ‫وقتی لنگان‌لنگان رفتی توی جنگل، 458 00:59:30,906 --> 00:59:34,543 ‫نمی‌خواست توی تصمیمی ‫که گرفتی دخالت کنه 459 00:59:36,645 --> 00:59:38,180 ‫به مدت چند سال 460 00:59:38,280 --> 00:59:40,315 ‫فکر می‌کردیم یه روزی پیدات میشه 461 00:59:41,283 --> 00:59:43,786 ‫نمی‌دونست نامه‌هاش ‫بهت می‌رسن یا نه، 462 00:59:43,887 --> 00:59:45,988 ‫یا اینکه اصلاً می‌خونی‌شون یا نه 463 00:59:48,892 --> 00:59:51,059 ‫می‌دونستی حامله‌ست 464 00:59:52,161 --> 00:59:54,196 ‫هیچ‌وقت جوابش رو ندادی 465 01:00:01,336 --> 01:00:03,605 ‫وسایلم رو گشتی؟ 466 01:00:08,544 --> 01:00:12,481 ‫برگرد به دنیای خیالیت، مرتیکه‌ی میمون 467 01:00:13,382 --> 01:00:16,952 ‫زنم، پسرم، زندگیم رو بردی برای خودت 468 01:00:16,985 --> 01:00:19,388 ‫دیگه چی می‌خوای؟ 469 01:00:19,521 --> 01:00:21,690 ‫تو رفتی. تو 470 01:00:21,757 --> 01:00:24,493 ‫خودت رو دست بالا نگیر، پسر 471 01:00:24,593 --> 01:00:27,696 ‫در مورد تو نیست 472 01:00:27,763 --> 01:00:29,097 ‫در مورد برایانه 473 01:00:29,198 --> 01:00:32,468 ‫تک‌فرزند بیچاره‌ی یه فراری خطرناک 474 01:00:33,870 --> 01:00:35,924 ‫نخواستی چند تا برادر ‫و خواهر براش به دنیا بیاری 475 01:00:35,925 --> 01:00:37,206 ‫تا باهاشون بازی کنه؟ 476 01:00:39,241 --> 01:00:42,010 ‫مرد گنده‌ای هستی 477 01:00:42,077 --> 01:00:44,379 ‫نگو که مشکل ناباروری داری 478 01:00:48,417 --> 01:00:50,752 ‫هر شب برای دعا می‌کرد، رِی 479 01:00:52,120 --> 01:00:53,755 ‫هنوزم برات دعا می‌کنه 480 01:00:53,890 --> 01:00:56,258 ‫بهش بگو انرژیش رو هدر نده 481 01:00:56,291 --> 01:00:58,760 ‫و بابامون هم برات دعا کرد، 482 01:00:58,862 --> 01:01:01,330 ‫تا آخرین روز عمرش برات دعا کرد 483 01:01:01,463 --> 01:01:03,532 ‫ضعیف شدی؟ 484 01:01:03,632 --> 01:01:05,767 ‫اون حرومزاده‌ی بدبخت؟ 485 01:01:05,801 --> 01:01:09,171 ‫اوه. دعا کرد. ‫دعا کرد، مگه نه؟ 486 01:01:09,238 --> 01:01:11,139 ‫هر بار که کمربندش رو درمی‌آورد دعا می‌کرد 487 01:01:11,173 --> 01:01:12,608 ‫بعدش هم دعا نمی‌کرد؟ 488 01:01:12,674 --> 01:01:14,878 ‫از بس زحمت کشیده بود ‫زیر بغلش خیس می‌شد 489 01:01:15,010 --> 01:01:16,778 ‫اوه، همیشه دعا می‌کرد 490 01:01:17,779 --> 01:01:20,884 ‫خشونت‌مون رو از قهرمان بی‌بدیل ‫منطقه یاد گرفتیم، 491 01:01:21,049 --> 01:01:23,519 ‫و رقبای سرسختی هم داشت 492 01:01:23,585 --> 01:01:25,053 ‫کی می‌دونه، شاید... 493 01:01:25,187 --> 01:01:29,057 ‫توی مسابقات قهرمانی ‫دومینوی انجمن بریتانیا، 494 01:01:29,157 --> 01:01:30,492 ‫قلب تپنده‌ی رویداد بوده باشه 495 01:01:30,626 --> 01:01:33,095 ‫کت بلیزر، نشان، ‫کراوات نظامی، سینه جلو، 496 01:01:33,195 --> 01:01:34,998 ‫گشت بلندمدت توی صحرا 497 01:01:35,030 --> 01:01:36,331 ‫اون جنگ بود 498 01:01:36,365 --> 01:01:38,001 ‫صبحونه، ناهار و شام شن می‌خوردیم 499 01:01:38,133 --> 01:01:40,003 ‫اگه «رومل» حسابت رو نمی‌رسید، ‫مگس‌ها حسابت رو می‌رسیدن ‫(نظامی نام‌دار آلمانی) 500 01:01:40,102 --> 01:01:41,503 ‫اونطوری حرف نمی‌زد 501 01:01:41,637 --> 01:01:44,007 ‫درسته، اصلاً حرف نمی‌زد، نه؟ 502 01:01:44,106 --> 01:01:45,407 ‫خیلی وقت داشتم 503 01:01:45,507 --> 01:01:48,176 ‫تا اون سکوت لعنتی رو بشکونم 504 01:01:49,144 --> 01:01:51,413 ‫از جونم چی می‌خوای، برادر؟ 505 01:01:53,081 --> 01:01:54,683 ‫اگه نامه رو خونده باشی ‫خودت می‌دونی 506 01:01:54,783 --> 01:01:57,553 ‫نامه‌ی لامصب رو خوندم. ‫نامه‌ی لامصب رو خوندم 507 01:01:57,653 --> 01:01:58,988 ‫چه وضعشه؟ 508 01:01:59,121 --> 01:02:01,390 ‫چی از جونم می‌خواید؟ 509 01:02:13,036 --> 01:02:15,337 ‫برای من کاری از دستت برنمیاد، جِم 510 01:02:16,638 --> 01:02:17,941 ‫کاری از دست اون هم برنمیاد 511 01:02:18,073 --> 01:02:19,408 ‫قرار نیست یهویی ‫جرقه‌ای توی سرم زده بشه 512 01:02:19,541 --> 01:02:23,812 ‫پس گم شو برو پیش خانواده‌ی کوچیکت ‫و حلش کن 513 01:02:25,113 --> 01:02:26,782 ‫دوست نداری برم، رِی 514 01:02:26,883 --> 01:02:28,317 ‫اصلاً از همون اول کار 515 01:02:28,417 --> 01:02:30,053 ‫چرا گذاشتی به ارتش ملحق بشه؟ 516 01:02:30,118 --> 01:02:32,120 ‫ربطی به من نداره. ‫تقصیر خودته، رفیق 517 01:02:32,220 --> 01:02:35,157 ‫ببین، درسته من بزرگش کردم، 518 01:02:35,223 --> 01:02:37,593 ‫ولی فکر کردی یه حرومزاده‌ی کله‌خر 519 01:02:37,693 --> 01:02:38,993 ‫مثل خودت نیست؟ 520 01:02:39,062 --> 01:02:40,997 ‫کاری از دست من برنمی‌اومد 521 01:02:41,096 --> 01:02:43,332 ‫من حرف‌هام رو زدم 522 01:02:43,432 --> 01:02:46,468 ‫گفتم نباید اون کار رو بکنه، ‫نباید راه ما رو ادامه بده 523 01:02:46,568 --> 01:02:49,705 ‫فکر می‌کردم دلیل اینکه می‌خواد ‫اون کار رو بکنه، اینه که... 524 01:02:51,406 --> 01:02:54,576 ‫بگذریم، برخلاف نظر و حرف‌های من، 525 01:02:54,710 --> 01:02:56,745 ‫واقعاً فکر می‌کنی پسرت 526 01:02:56,778 --> 01:02:59,681 ‫فقط به‌خاطر اینکه بهش گفتن ‫یه کاری رو نکن، دیگه انجامش نمی‌ده؟ 527 01:03:21,670 --> 01:03:25,474 ‫ببین، الان بدون اجازه غیب کرده 528 01:03:26,475 --> 01:03:28,911 ‫و هر چقدر هم ازش خوش‌شون بیاد، ‫هر دو تامون می‌دونیم 529 01:03:29,045 --> 01:03:32,648 ‫که وزارت دفاع اصلاً مهربون ‫و احساساتی نیست 530 01:03:34,616 --> 01:03:37,486 ‫اونا هم فقط تا یه مدت کوتاهی تحمل می‌کنن 531 01:03:38,320 --> 01:03:41,657 ‫شاید یه هفته، اگه شانس داشته باشیم 532 01:03:42,892 --> 01:03:45,128 ‫و بعدش پلیس نظامی وارد میشه 533 01:03:45,260 --> 01:03:47,229 ‫و به زور می‌برش 534 01:03:48,397 --> 01:03:50,565 ‫اما این کوچیک‌ترین مشکل‌مونه 535 01:03:52,001 --> 01:03:55,604 ‫من به اندازه‌ی کافی ‫آدم سردرگم دیدم، رِی، 536 01:03:55,737 --> 01:03:59,307 ‫و در حال حاضر، پسرت خودش رو ‫گم کرده و توی تاریکیه 537 01:03:59,408 --> 01:04:02,744 ‫مؤمن باشی یا نباشی، ‫نیروهایی پنهان در کارن 538 01:04:02,811 --> 01:04:04,446 ‫این یه حقیقته 539 01:04:09,118 --> 01:04:11,020 ‫چیزی ازت نمی‌خوام، رِی 540 01:04:11,087 --> 01:04:13,255 ‫هیچی نمی‌خوام 541 01:04:15,257 --> 01:04:19,194 ‫نسا... نسا فکر می‌کنه ‫که اگه تو بری به دیدنش 542 01:04:19,294 --> 01:04:22,330 ‫و باهاش حرف بزنی، ‫جواب سوالاتش رو بدی، 543 01:04:22,364 --> 01:04:24,000 ‫ممکنه اوضاع متفاوت بشه 544 01:04:24,100 --> 01:04:25,734 ‫احتمالش هست 545 01:04:31,406 --> 01:04:33,608 ‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه 546 01:05:09,644 --> 01:05:13,348 ‫برایان طرف رو کتک زد. ‫خیلی وحشیانه کتکش زد 547 01:05:14,851 --> 01:05:16,418 ‫خودش رو قانع کرده که اگه... 548 01:05:16,518 --> 01:05:19,321 ‫اگه از هم جداشون نمی‌کردن، ‫حتماً پسره رو می‌کُشته 549 01:05:20,655 --> 01:05:23,192 ‫و از دبستان این حرف‌ها رو می‌شنوه 550 01:05:23,258 --> 01:05:25,995 ‫«پدرت اینطوره، پدرت اونطوره» 551 01:05:26,062 --> 01:05:27,964 ‫«توی دیوونه‌خونه‌ست» 552 01:05:28,064 --> 01:05:30,265 ‫«توی زندانه؟» 553 01:05:31,299 --> 01:05:34,402 ‫مرد نامرئی، رِی اِستوکر 554 01:05:40,675 --> 01:05:42,474 ‫لطفاً 555 01:05:42,475 --> 01:05:44,881 ‫فقط بهم بگو 556 01:05:44,914 --> 01:05:46,515 ‫اگه نمی‌خوای کمک کنی، 557 01:05:46,581 --> 01:05:48,918 ‫بگو که سریع از اینجا برم 558 01:06:15,178 --> 01:06:16,678 ‫هوس مشروب کردم 559 01:06:24,954 --> 01:06:27,689 ‫به هوشه؟ خوبه 560 01:06:29,724 --> 01:06:31,760 ‫میشه از بچه‌ها بخواید ‫که از سر راه برن کنار؟ 561 01:06:31,861 --> 01:06:34,663 ‫درست نیست توی اون وضعیت ببیننش، نه؟ 562 01:06:34,729 --> 01:06:38,134 ‫یه پتو... ‫آره، یه پتو بندازید روش 563 01:06:38,901 --> 01:06:40,402 ‫و تکونش بدم؟ 564 01:06:40,502 --> 01:06:42,671 ‫- نه، اصلاً تکونش ندید ‫- اما توی راهه 565 01:06:42,804 --> 01:06:44,606 ‫تکرار می‌کنم، اصلاً تکونش ندید، خانم 566 01:06:44,639 --> 01:06:47,310 ‫و کلاه ایمنیش رو درنیارید 567 01:06:47,375 --> 01:06:49,411 ‫کارتون عالیه 568 01:06:49,511 --> 01:06:51,848 ‫می‌دونم خون زیادی ریخته شده 569 01:07:41,030 --> 01:07:42,865 ‫چسبیده بود بهم، 570 01:07:42,999 --> 01:07:44,432 ‫مثل یه هشت‌پای کوفتی 571 01:07:44,532 --> 01:07:46,235 ‫و من مدام سرم رو عقب و جلو می‌کردم 572 01:07:46,335 --> 01:07:48,137 ‫سعی می‌کردم هوای تازه بگیرم 573 01:07:48,237 --> 01:07:50,172 ‫اما حتماً فکر می‌کرده من خیلی لذت می‌برم، 574 01:07:50,273 --> 01:07:52,141 ‫چون با اون دهن کثیف و بدبوش 575 01:07:52,241 --> 01:07:53,708 ‫مدام به سمتم می‌اومد 576 01:07:53,808 --> 01:07:56,846 ‫وای، خدا... اصلاً بیخیال نمی‌شد، اما... 577 01:07:56,913 --> 01:07:58,713 ‫دروغ نمی‌گم 578 01:07:58,813 --> 01:08:01,750 ‫دهنش بوی گوه می‌داد، نسا 579 01:08:01,884 --> 01:08:03,953 ‫تا حالا چنین تجربه‌ای داشتی؟ 580 01:08:21,736 --> 01:08:23,538 ‫ممنون 581 01:08:28,777 --> 01:08:30,980 ‫- بگیر ‫- ممنون، رفیق 582 01:08:33,082 --> 01:08:36,218 ‫و اینم یه‌کم چیپس. ‫می‌دونم دوست داری 583 01:08:36,319 --> 01:08:38,187 ‫پنیر و پیاز 584 01:08:38,220 --> 01:08:39,821 ‫شارژش تموم شده، رفیق 585 01:08:39,922 --> 01:08:42,091 ‫الان برمی‌گردم 586 01:08:42,191 --> 01:08:43,960 ‫زود برمی‌گردم 587 01:10:13,349 --> 01:10:15,084 ‫خیلی خوشگل، مهربون، 588 01:10:15,217 --> 01:10:16,684 ‫بامزه و وفاداره 589 01:10:16,818 --> 01:10:19,188 ‫خیلی شبیه خودته 590 01:10:19,288 --> 01:10:20,688 ‫عجیبه، نه؟ 591 01:10:21,756 --> 01:10:24,726 ‫بگذریم، پس ازت خواهش می‌کنم، 592 01:10:24,793 --> 01:10:28,030 ‫به‌خاطر برایان، 593 01:10:28,064 --> 01:10:31,566 ‫لطفاً، لطفاً، خواهش می‌کنم بیا خونه ‫و باهاش حرف بزن 594 01:10:49,852 --> 01:10:51,921 ‫بذار حداقل از نزدیک تو رو ببینه 595 01:10:51,954 --> 01:10:55,024 ‫و شاید بتونه زندگی رو ادامه بده 596 01:10:55,091 --> 01:10:59,862 ‫و هر شیطانی که باعث شده ‫خشمش اینقدر شدید باشه رو رها کنه 597 01:10:59,962 --> 01:11:04,166 ‫دعا می‌کنم سلامت باشی ‫و اگه صلاح دونستی، جواب بدی 598 01:11:04,300 --> 01:11:06,202 ‫خدا حفظت کنه 599 01:11:06,335 --> 01:11:08,237 ‫با عشق، نسا 600 01:12:03,893 --> 01:12:05,193 ‫چیه؟ 601 01:12:09,165 --> 01:12:10,465 ‫چیه؟ 602 01:12:13,135 --> 01:12:15,171 ‫چیه؟ چه مرگته؟ 603 01:12:16,804 --> 01:12:18,908 ‫کپی برابر اصل 604 01:12:19,041 --> 01:12:20,543 ‫چی؟ 605 01:12:20,609 --> 01:12:22,111 ‫کپی برابر اصل 606 01:12:22,144 --> 01:12:24,013 ‫کی کپی برابر اصله؟ 607 01:12:26,649 --> 01:12:29,451 ‫خفه شو 608 01:12:29,552 --> 01:12:31,819 ‫برو درت رو بذار 609 01:12:31,854 --> 01:12:33,956 ‫پدر ما که در آسمانه؟ 610 01:12:34,089 --> 01:12:35,925 ‫ببند بابا 611 01:12:41,163 --> 01:12:43,765 ‫فکر کنم یه‌کم شبیه‌شم 612 01:12:45,067 --> 01:12:48,337 ‫فکر کنم منم یه پیرمرد بدعنقم 613 01:12:55,010 --> 01:12:57,313 ‫اوضاعش خوب بود؟ 614 01:12:58,547 --> 01:13:00,249 ‫- کی؟ ‫- پسره 615 01:13:00,349 --> 01:13:05,454 ‫«پسره»، برایان، ‫اوضاعش خیلی خوبه 616 01:13:06,355 --> 01:13:09,091 ‫میگن آینده‌ی خیلی درخشانی داره 617 01:13:09,191 --> 01:13:10,168 ‫دست خودش نیست 618 01:13:10,192 --> 01:13:13,028 ‫بقیه ازش پیروی می‌کنن 619 01:13:13,095 --> 01:13:15,064 ‫- واقعاً؟ ‫- آره 620 01:13:15,998 --> 01:13:18,833 ‫می‌دونی آدم چه حسی داره ‫وقتی سرد و گرسنه‌شه، 621 01:13:18,934 --> 01:13:20,469 ‫و سه شبه که نخوابیده 622 01:13:20,603 --> 01:13:22,504 ‫هر کسی به فکر خودشه 623 01:13:22,605 --> 01:13:24,240 ‫اما برایان... 624 01:13:24,340 --> 01:13:26,575 ‫اون انرژی زیادی داره 625 01:13:26,675 --> 01:13:28,177 ‫شاید جونی برای خودش نمونده باشه، 626 01:13:28,310 --> 01:13:31,380 ‫اما بازم مراقب بقیه‌ست 627 01:13:31,513 --> 01:13:33,815 ‫و بهشون توجه می‌کنه 628 01:13:40,489 --> 01:13:42,024 ‫هوم 629 01:13:52,268 --> 01:13:57,772 ‫وقتی گزینش رو رد کردی ‫و به هنگ ملحق شدی، 630 01:13:57,840 --> 01:14:00,009 ‫خیلی بهت افتخار می‌کردم 631 01:14:02,077 --> 01:14:04,913 ‫و خیلی حسودیم می‌شد 632 01:14:05,047 --> 01:14:07,916 ‫با خودم می‌گفتم: «منم می‌خوام 633 01:14:08,050 --> 01:14:10,286 ‫منم اونطور چیزی می‌خوام» 634 01:14:11,220 --> 01:14:14,590 ‫فکر کنم با داوطلب شدن برای واحد ۱۴ 635 01:14:14,723 --> 01:14:17,926 ‫می‌خواستم بهت نزدیک‌تر بشم، می‌دونی 636 01:14:21,563 --> 01:14:24,166 ‫آموزش توی پایگاه «بردبری لاینز» ‫با رفقات و دورهمی‌ها، 637 01:14:24,266 --> 01:14:29,405 ‫فکر می‌کردم دست‌یافتنیه، اما... 638 01:14:47,156 --> 01:14:49,491 ‫به‌خاطر من به ارتش ملحق نشد 639 01:14:54,863 --> 01:14:56,565 ‫به‌خاطر تو رفت 640 01:15:01,370 --> 01:15:05,774 ‫حتی با اینکه اون همه اذیت شد، 641 01:15:05,841 --> 01:15:08,377 ‫یه فکری توی سرش بود... 642 01:15:09,645 --> 01:15:11,280 ‫دنبال پر کردن جای خالی تو بود، 643 01:15:11,380 --> 01:15:14,917 ‫نبودنت براش وسواس شده بود 644 01:15:17,086 --> 01:15:19,488 ‫الان از سایه‌ی خودش هم می‌ترسه 645 01:15:23,559 --> 01:15:25,260 ‫تو رو نمی‌شناسه 646 01:15:26,862 --> 01:15:29,498 ‫هیچی در موردت نمی‌دونه 647 01:15:29,631 --> 01:15:32,835 ‫به جز داستان‌های دورانی جوونی‌مون 648 01:15:32,968 --> 01:15:37,539 ‫می‌دونی، بی‌اعصابی، ‫دعواهای خیابونی، تخریب اموال عمومی 649 01:15:37,606 --> 01:15:40,943 ‫من و تو اون موقع مایه‌ی دردسر بودیم 650 01:15:41,744 --> 01:15:43,212 ‫اما الان اون... 651 01:15:44,213 --> 01:15:46,181 ‫نمی‌دونم، جوری به دست‌هاش نگاه می‌کنه 652 01:15:46,248 --> 01:15:50,452 ‫انگار دست‌های یه نفر دیگه‌ان 653 01:15:50,519 --> 01:15:52,154 ‫چی؟ 654 01:15:58,060 --> 01:16:00,262 ‫شایعه‌ها، رفیق. شایعه‌ها 655 01:16:03,098 --> 01:16:06,168 ‫تا وقتی حقیقت رو نگی ‫فقط شایعه‌ها رو داریم 656 01:18:28,076 --> 01:18:30,145 ‫می‌دونم هیچ‌وقت درست‌وحسابی 657 01:18:30,245 --> 01:18:32,180 ‫راجع به پدرت باهات حرف نزدم 658 01:18:33,181 --> 01:18:36,184 ‫و اشتباه کردم، برایان 659 01:18:38,654 --> 01:18:41,925 ‫من و جِم فکر می‌کردیم ‫می‌تونیم یه زندگی عالی برات بسازیم، 660 01:18:42,025 --> 01:18:44,861 ‫و فکر کنم یه‌جورایی موفق هم شدیم 661 01:18:44,994 --> 01:18:49,032 ‫اما حتماً برات سخت بوده... 662 01:18:49,097 --> 01:18:50,799 ‫این همه سال 663 01:18:50,967 --> 01:18:53,769 ‫می‌دونی، اون موضوع ‫روی زندگیت سایه انداخته بود 664 01:18:53,802 --> 01:18:55,939 ‫روی همه‌ی وعده‌ها غذایی 665 01:18:55,972 --> 01:18:57,806 ‫همه‌ی جشن تولد‌ها، ‫همه‌ی کریسمس‌ها، 666 01:18:57,874 --> 01:19:00,075 ‫همه‌ی رویدادهای خاص 667 01:19:02,744 --> 01:19:07,749 ‫و فکر کنم دلیل اینکه ‫راجع بهش باهات حرف نمی‌زدم... 668 01:19:11,119 --> 01:19:15,624 ‫این بود که می‌خواستم از محافظت کنم 669 01:19:32,140 --> 01:19:34,142 ‫راجع به سال‌های اول 670 01:19:34,242 --> 01:19:36,378 ‫درگیری‌های ایرلند شمالی چی می‌دونی؟ 671 01:21:17,914 --> 01:21:19,949 ‫امشب بیرون می‌خوابیم 672 01:21:31,259 --> 01:21:33,495 ‫آروم‌آروم از دستش دادم 673 01:21:35,865 --> 01:21:37,967 ‫آروم‌آروم از دستش دادم 674 01:21:39,701 --> 01:21:42,004 ‫بعد از اولین مأموریت‌هاش توی ایرلند شمالی 675 01:21:42,038 --> 01:21:44,806 ‫دسترسی بهش خیلی سخت شد 676 01:21:44,907 --> 01:21:47,476 ‫و بعدش وقتی برای ‫یه مأموریت ویژه داوطلب شد، 677 01:21:47,576 --> 01:21:49,344 ‫به محض اینکه دستش رو بلند کرد، اون... 678 01:21:49,411 --> 01:21:51,914 ‫انگار غیبش زد و وارد یه دنیای دیگه شد 679 01:21:52,882 --> 01:21:55,118 ‫اوه، اما مشکل فقط همین نبود. ‫خیلی می‌خواستش 680 01:21:55,250 --> 01:21:57,652 ‫سرزنده و مشتاق بود 681 01:22:01,323 --> 01:22:03,860 ‫خیلی قبل‌تر از اینکه بره ‫باهامون خداحافظی کرد 682 01:22:03,893 --> 01:22:06,028 ‫و وقتی برگشت، ‫دیگه دسترسی بهش غیرممکن شد 683 01:22:06,095 --> 01:22:07,662 ‫وقتی با هم می‌نشستیم دور میز غذاخوری 684 01:22:07,796 --> 01:22:10,365 ‫جوری بهم نگاه می‌کرد ‫که انگار اون سمت 685 01:22:10,499 --> 01:22:12,869 ‫یه زمین فوتبال نشسته بودم ‫یا یکی از آشناهاش بودم، 686 01:22:12,935 --> 01:22:15,171 ‫می‌دونی، و سعی می‌کرد یادش بیاد 687 01:22:15,270 --> 01:22:17,006 ‫که من کی هستم 688 01:22:19,574 --> 01:22:22,377 ‫اون موقع تو هم توی شکمم بودی 689 01:22:22,477 --> 01:22:24,213 ‫و روز به روز گنده‌تر می‌شدم، 690 01:22:24,312 --> 01:22:26,448 ‫و اون روز به روز بیشتر از بین می‌رفت 691 01:22:26,548 --> 01:22:28,918 ‫من... حس می‌کردم یه غول لندهورم 692 01:22:29,051 --> 01:22:30,452 ‫و با یه انسان ریزه میزه زندگی می‌کنم 693 01:22:30,552 --> 01:22:33,288 ‫می‌ترسیدم پا بذارم روش و له بشه، اما... 694 01:22:37,160 --> 01:22:40,029 ‫یه روزی غیبش زد و من... 695 01:22:40,163 --> 01:22:42,597 ‫متوجه شدم که منتظر چنین لحظه‌ای بودم 696 01:22:51,073 --> 01:22:54,277 ‫رِی هیچ‌وقت راجع به اینکه ‫اونجا چه اتفاقی افتاد، باهام صحبت نکرد 697 01:22:54,376 --> 01:22:56,078 ‫سعی کردم ارتباط برقرار کنم با... 698 01:22:56,145 --> 01:22:58,480 ‫می‌دونی، چند تا از رفقاش ‫که باهاش خدمت کردن، می‌دونی، 699 01:22:58,613 --> 01:23:01,150 ‫و اونجا همراهش بودن، ‫اما هیچی نگفتن 700 01:23:01,250 --> 01:23:02,617 ‫وزارت دفاع بهشون هشدار داده بود 701 01:23:02,751 --> 01:23:04,253 ‫حتماً چنین چیزی بوده 702 01:23:04,386 --> 01:23:07,589 ‫خودمم فقط همین چیزهایی ‫که دارم بهت می‌گم رو می‌دونم 703 01:23:08,858 --> 01:23:10,293 ‫اما رِی رو می‌شناختم 704 01:23:10,392 --> 01:23:12,962 ‫رِی رو از خودم بیشتر می‌شناختم 705 01:23:13,095 --> 01:23:17,099 ‫و همونطور که گفتم، اون رفقاش ‫نمی‌تونستن چیزی بگن 706 01:23:17,200 --> 01:23:18,767 ‫اما این رو بهت بگم... 707 01:23:18,834 --> 01:23:20,836 ‫خیلی دوستش داشتن ‫و بهش احترام می‌ذاشتن 708 01:23:20,937 --> 01:23:24,406 ‫و هیچوقت حتی اشاره هم نکردن ‫که رِی کاری انجام داده 709 01:23:24,506 --> 01:23:27,009 ‫که باید به‌خاطرش شرمنده باشه 710 01:23:35,318 --> 01:23:37,352 ‫اما ترک‌مون کرد، نه؟ 711 01:23:39,088 --> 01:23:40,722 ‫ترک‌مون کرد 712 01:23:42,225 --> 01:23:44,861 ‫اون چه کاریه، مامان؟ ‫باید بهش افتخار کنیم؟ 713 01:23:48,430 --> 01:23:50,465 ‫چرا رفت؟ 714 01:23:51,300 --> 01:23:53,735 ‫ها؟ چرا ترک‌مون کرد؟ 715 01:25:51,187 --> 01:25:53,022 ‫جنایت جنگی 716 01:25:58,727 --> 01:26:01,596 ‫این اسم رو روش گذاشته بود... ‫جنایت جنگی 717 01:26:05,533 --> 01:26:07,870 ‫جنایت جنگی؟ اونم من؟ 718 01:26:08,803 --> 01:26:11,273 ‫اون جنگ لعنتی جنایت بود 719 01:26:13,508 --> 01:26:15,911 ‫و ما سربازهای شبح بودیم 720 01:26:22,952 --> 01:26:27,456 ‫مأموریت‌مون نظارت بود، همین 721 01:26:27,555 --> 01:26:29,258 ‫نصف شب مستقر شدیم 722 01:26:29,358 --> 01:26:30,893 ‫دو تا پست دیده‌بانی 723 01:26:30,926 --> 01:26:34,063 ‫پست ما توی توی پرچین آخر ‫یه راه آسفالت‌نشده بود 724 01:26:34,163 --> 01:26:36,465 ‫که به ساختمون‌های مزرعه می‌رسید 725 01:26:36,499 --> 01:26:38,467 ‫ساختمون مد نظر ما ‫یه طویله‌ی شیردوشی بود 726 01:26:38,600 --> 01:26:42,505 ‫و بیشتر از ۹ تا ۱۲ متر باهامون فاصله نداشت 727 01:26:42,570 --> 01:26:45,807 ‫طبق اطلاعات محرمانه‌ای که گرفتیم، ‫چند شب قبل اونجا رو بررسی کرده بودیم 728 01:26:47,542 --> 01:26:50,046 ‫یه‌کم بعد از طلوع آفتاب رسیدن 729 01:26:51,013 --> 01:26:53,715 ‫بمب‌ساز رو از قبل خوب می‌شناختیم 730 01:26:53,815 --> 01:26:56,818 ‫اما یه پسر جوونی همراهش بود ‫که تا حالا ندیده بودیمش 731 01:26:59,155 --> 01:27:01,556 ‫اطلاعات‌مون درست بود، اما... 732 01:27:01,656 --> 01:27:03,558 ‫دو روز هیچ حرکتی دیده نمی‌شد 733 01:27:03,625 --> 01:27:05,593 ‫کم‌کم داشتیم فکر می‌کردیم ‫شاید یه‌جوری در رفتن، 734 01:27:05,693 --> 01:27:08,097 ‫شاید یه تونل یا ورودی مخفی‌ای بوده 735 01:27:08,197 --> 01:27:10,765 ‫که ما موقع بررسی متوجه‌ش نشدیم 736 01:27:11,967 --> 01:27:15,703 ‫وقتی بمب منفجر شد ‫داشتم گزارشم رو می‌نوشتم 737 01:27:22,677 --> 01:27:26,581 ‫انفجار اون‌قدر شدید بود ‫که نمی‌تونستی صداش رو بشنوی 738 01:27:28,650 --> 01:27:32,288 ‫نیروی موج انفجار از ‫تک‌تک سلول‌های بدنت رد می‌شد 739 01:27:32,388 --> 01:27:36,492 ‫و جوری وجودت رو فرا می‌گرفت ‫که انگار چیزی ازت باقی نمونده بود 740 01:27:36,591 --> 01:27:38,660 ‫هرج‌ومرج بود 741 01:27:39,895 --> 01:27:41,763 ‫سقف طویله کامل جدا شد 742 01:27:41,897 --> 01:27:44,900 ‫و دود سیاه ازش بیرون می‌اومد، ‫مثل برنامه‌کودک‌ها 743 01:27:45,034 --> 01:27:47,769 ‫دیوارها از شدت انفجار ‫به سمت بیرون باز شدن 744 01:27:47,903 --> 01:27:50,005 ‫آوار مثل بارون از آسمون می‌بارید 745 01:27:50,106 --> 01:27:52,607 ‫«بهمون حمله کردن؟ ‫می‌دونن خودمون اینجاییم؟ 746 01:27:52,740 --> 01:27:54,143 ‫دارن از شرش خلاص میشن؟» 747 01:27:54,243 --> 01:27:56,078 ‫بعضی‌وقت‌ها اون کار رو می‌کنن. ‫خودت که می‌دونی چطوره 748 01:27:56,212 --> 01:27:57,812 ‫اگه... اگه می‌فهمیدن لو رفتن 749 01:27:57,880 --> 01:28:00,583 ‫مواد منفجره رو می‌ترکوندن ‫و در می‌رفتن 750 01:28:00,648 --> 01:28:05,720 ‫و ما منتظر بودیم ‫که بهمون حمله کنن، اما... 751 01:28:05,753 --> 01:28:08,023 ‫خبری نشد 752 01:28:11,227 --> 01:28:14,263 ‫بعدش یه نفر شروع کرد به فریاد زدن 753 01:28:18,766 --> 01:28:20,936 ‫همونطور که گفتم، ‫فقط قرار بود نظارت کنیم 754 01:28:21,070 --> 01:28:22,938 ‫تجهیزات زیادی هم همراهمون نبود 755 01:28:23,072 --> 01:28:26,976 ‫فقط کلت کمری داشتیم، ‫یکی دو تا اسلحه‌ی بلند هم داشتیم 756 01:28:27,109 --> 01:28:29,578 ‫وقتی اون «سِمتِکس» منفجر شد، ‫باید گزارش می‌دادیم، 757 01:28:29,644 --> 01:28:31,813 ‫و عملیات رو به شما می‌سپردیم، اما... 758 01:28:31,914 --> 01:28:34,450 ‫نمی‌دونم چرا، اما... 759 01:28:34,550 --> 01:28:36,751 ‫به دلایلی، خودمون رفتیم داخل 760 01:28:36,784 --> 01:28:39,054 ‫برای درگیری جلو رفتیم 761 01:28:40,389 --> 01:28:42,892 ‫فکر کنم یکی از اون موقعیت‌ها بود 762 01:28:42,893 --> 01:28:44,894 ‫که به سمت صدای گلوله میری 763 01:28:44,960 --> 01:28:46,962 ‫پس سینه‌خیز رفتیم ‫سمت اون طویله‌ی شیردوشی 764 01:28:47,062 --> 01:28:49,764 ‫ممکن بود اسلحه به سمت‌مون ‫هدف گرفته باشن، تک‌تیرانداز باشه 765 01:28:49,899 --> 01:28:51,600 ‫ممکن بود یه بمب دیگه ‫توی ساختمون آماده‌ی انفجار باشه 766 01:28:51,733 --> 01:28:53,435 ‫نمی‌دونستیم 767 01:28:57,173 --> 01:29:01,277 ‫با سر پایین داشتیم سینه‌خیز می‌رفتیم، ‫نزدیک و نزدیک‌تر می‌شدیم 768 01:29:01,343 --> 01:29:03,078 ‫و فقط... 769 01:29:05,581 --> 01:29:08,083 ‫فقط صدای اون فریاد رو می‌شنیدیم 770 01:29:09,652 --> 01:29:11,554 ‫مشخصاً می‌خواستیم زنده بگیریم‌شون، 771 01:29:11,587 --> 01:29:14,023 ‫اگه می‌تونستیم، تا ازشون حرف بکشیم 772 01:29:16,724 --> 01:29:18,294 ‫اون‌قدر دود توی ساختمون بود 773 01:29:18,460 --> 01:29:20,762 ‫که جلوت رو به سختی می‌دیدی 774 01:29:20,863 --> 01:29:23,098 ‫خب، انگار فقط خودشون دو تا بودن 775 01:29:23,199 --> 01:29:25,634 ‫استاد و شاگرد 776 01:29:25,733 --> 01:29:27,303 ‫و حتماً بمب‌ساز ایستاده بود 777 01:29:27,336 --> 01:29:28,836 ‫بین بمب و اون پسر جوون 778 01:29:28,938 --> 01:29:31,040 ‫هیچی ازش باقی نمونده بود 779 01:29:31,874 --> 01:29:33,209 ‫به جز دندون‌هاش، 780 01:29:33,309 --> 01:29:36,178 ‫و فرو رفته بودن تو کناره‌ی سر پسرک 781 01:29:37,913 --> 01:29:40,715 ‫چند روز بعد شنیدم که برادرزاده‌ش بوده 782 01:29:42,284 --> 01:29:45,854 ‫و حتماً وقتی سر خوردم ‫که پام رفته روی... 783 01:29:45,921 --> 01:29:49,791 ‫قسمتی ازش، چون کامل... 784 01:29:49,892 --> 01:29:54,129 ‫وقتی بلند شدم سر پا، ‫مایع باقی‌مونده ازش سرتاپام رو گرفته بود 785 01:29:58,000 --> 01:29:59,834 ‫پسره روی زمین بود 786 01:29:59,868 --> 01:30:03,239 ‫قسمت‌هایی از بدنش... 787 01:30:03,272 --> 01:30:08,277 ‫میشه گفت زنده بود، ‫اما قسمت‌هایی از بدنش گم شده بودن 788 01:30:08,377 --> 01:30:09,811 ‫دل و روده‌ش ریخته بودن بیرون، 789 01:30:09,945 --> 01:30:12,248 ‫و گریه می‌کرد و مادرش رو صدا می‌زد 790 01:30:13,983 --> 01:30:17,353 ‫دندون‌های بمب‌ساز فرو رفته بودن ‫تو کناره‌ی سرش 791 01:30:19,455 --> 01:30:20,755 ‫دقیقاً بالای سرش ایستادم 792 01:30:20,856 --> 01:30:24,326 ‫سه تا از بچه‌ها داشتن ‫اتاق رو بررسی می‌کردن 793 01:30:24,360 --> 01:30:26,195 ‫من بالای سرش بودم 794 01:30:26,362 --> 01:30:29,632 ‫اون بچه داشت می‌مُرد، جِم. ‫داشت می‌مُرد 795 01:30:29,764 --> 01:30:32,134 ‫ترس رو توی چشم‌هاش می‌دیدم 796 01:30:32,901 --> 01:30:35,371 ‫تنفر 797 01:30:35,504 --> 01:30:38,107 ‫با تنفر بهم نگاه می‌کرد 798 01:30:38,173 --> 01:30:40,943 ‫بیشتر از ۱۶ یا ۱۷ سال سن نداشت 799 01:30:41,010 --> 01:30:43,612 ‫از الان برایان کوچیک‌تر بود 800 01:30:43,679 --> 01:30:45,780 ‫سرم فریاد می‌زد 801 01:30:48,284 --> 01:30:51,086 ‫التماسم می‌کرد بهش شلیک کنم 802 01:30:51,153 --> 01:30:52,855 ‫پس منم بهش شلیک کرد 803 01:31:05,800 --> 01:31:07,269 ‫داشت می‌مُرد؟ 804 01:31:07,369 --> 01:31:09,271 ‫آره، جِم، داشت می‌مُرد. ‫اون عوضی... 805 01:31:09,405 --> 01:31:11,540 ‫من نکشتمش. اون خودش رو کشت 806 01:31:11,607 --> 01:31:13,509 ‫خودش رو کشت 807 01:31:13,609 --> 01:31:15,544 ‫من فقط یه‌کوچولو هلش دادم ‫تا از مرز رد بشه 808 01:31:15,611 --> 01:31:17,012 ‫کوچولوی حرومزاده 809 01:31:17,146 --> 01:31:19,114 ‫می‌خواستن اون بمب رو ‫کجا منفجر کنن؟ توی یه مِی‌خونه؟ 810 01:31:19,181 --> 01:31:21,083 ‫توی یه مرکز خرید؟ یه کلاب شبانه؟ 811 01:31:21,150 --> 01:31:22,885 ‫در هر صورت مردم بی‌گناه کشته می‌شدن 812 01:31:22,985 --> 01:31:24,285 ‫چقدر رحیمانه! 813 01:31:24,320 --> 01:31:25,820 ‫ولی در نهایت خودشون رو کشتن 814 01:31:25,854 --> 01:31:27,656 ‫و اون‌وقت من قاتل محسوب می‌شم؟ 815 01:31:27,756 --> 01:31:30,825 ‫کاش... کاش می‌ذاشتم خودش بمیره 816 01:31:33,295 --> 01:31:36,131 ‫کاش می‌ذاشتم کامل زجر بکشه 817 01:31:36,165 --> 01:31:37,832 ‫در حالی که دل و روده‌ش ریخته بودن بیرون 818 01:31:37,966 --> 01:31:39,177 ‫و با گریه مادرش رو صدا می‌زد 819 01:31:39,201 --> 01:31:41,337 ‫باید به حال خودش رهاش می‌کردم 820 01:31:41,470 --> 01:31:43,138 ‫باید آمبولانس خبر می‌کردم 821 01:31:43,205 --> 01:31:45,607 ‫بهشون می‌گفتم از مسیری بیان ‫که حداقل خوش‌منظره باشه 822 01:31:47,876 --> 01:31:50,679 ‫ادعا نمی‌کنم که بهش لطف کردم، 823 01:31:50,813 --> 01:31:52,114 ‫ولی خب بهش لطف کردم 824 01:31:52,214 --> 01:31:54,216 ‫التماسم می‌کرد که بکشمش 825 01:31:54,316 --> 01:31:56,719 ‫پسر ۱۷ ساله روی زمین می‌لرزید، 826 01:31:56,785 --> 01:31:59,054 ‫و من کارش رو یک‌سره کردم 827 01:32:00,689 --> 01:32:02,858 ‫فقط برای اینکه دیگه فریاد نزنه 828 01:32:13,802 --> 01:32:15,771 ‫و همین. تموم شد 829 01:32:15,904 --> 01:32:18,574 ‫آره، گوش کن، ‫رفقا هم می‌دونستن 830 01:32:18,674 --> 01:32:21,310 ‫بچه‌ها می‌دونستن چیکار کردم 831 01:32:21,377 --> 01:32:22,878 ‫کارم رو زیر سوال نبردن 832 01:32:22,911 --> 01:32:24,211 ‫می‌دونستن اون پسر از دست رفته 833 01:32:24,279 --> 01:32:26,281 ‫و به هیچ دردی نمی‌خوره 834 01:32:26,348 --> 01:32:29,051 ‫هر جایی هم که می‌خواستیم ببریمش، ‫امکان نداشت زنده بمونه 835 01:32:29,184 --> 01:32:31,987 ‫هیچ‌کس چیزی نگفت. ‫هیچ‌کس کارم رو زیر سوال نبرد 836 01:32:38,627 --> 01:32:40,229 ‫هیچ‌کس چیزی نگفت 837 01:32:42,231 --> 01:32:45,033 ‫اما به اتاق عملیات ‫لشکر جنوبی گزارش دادم 838 01:32:45,067 --> 01:32:46,835 ‫و دیگه کار ما تموم بود 839 01:32:46,969 --> 01:32:49,805 ‫مأموریت رو تحویل دادیم، برگشتیم به پادگان، ‫اتفاقات رو گزارش دادیم 840 01:32:49,905 --> 01:32:51,740 ‫زخم‌های اون پسر... ‫اصلاً فکر هم نمی‌کردم 841 01:32:51,841 --> 01:32:54,243 ‫که سوالی پرسیده بشه، اما... 842 01:32:56,211 --> 01:32:58,514 ‫همه وحشت‌زده بودن 843 01:32:58,614 --> 01:33:01,150 ‫همه‌ی افسرها و رئیس‌ها 844 01:33:02,886 --> 01:33:05,921 ‫و بعدش... 845 01:33:06,021 --> 01:33:08,090 ‫فرمانده‌ی واحد من رو به دفترش احضار کرد 846 01:33:08,157 --> 01:33:10,192 ‫آه... 847 01:33:11,360 --> 01:33:13,729 ‫مشخص بود مضطربه 848 01:33:13,863 --> 01:33:17,599 ‫کله‌ی گنده‌ش شبیه جوشی بود ‫که باید می‌ترکوندیش 849 01:33:19,001 --> 01:33:21,036 ‫«بر اساس تمام قوانین بین‌المللی جنگ 850 01:33:21,136 --> 01:33:23,539 ‫اون یه جنایت جنگیه، گروهبان اِستوکر» 851 01:33:23,672 --> 01:33:25,073 ‫و شروع شد 852 01:33:25,207 --> 01:33:26,742 ‫زل زده بود بهم 853 01:33:26,843 --> 01:33:29,745 ‫«باید این موضوع رو حل کنیم 854 01:33:29,846 --> 01:33:31,881 ‫«اون پسر یه تهدید بوده 855 01:33:31,980 --> 01:33:34,316 ‫تفنگش رو آورده بالا» 856 01:33:38,120 --> 01:33:41,290 ‫«نه، اون کار رو نکرد، قربان» 857 01:33:45,160 --> 01:33:49,331 ‫سرش فریاد زدم و گفتم: ‫«نه، اون کار رو نکرد» 858 01:33:55,939 --> 01:33:58,340 ‫«دست‌هاش تیکه‌تیکه شده بودن» 859 01:34:03,779 --> 01:34:05,547 ‫گفتم: «می‌خوام بکشم کنار» 860 01:34:05,614 --> 01:34:07,049 ‫گفت: «نمی‌تونی» 861 01:34:07,182 --> 01:34:10,185 ‫گفت: «خودت رو جمع‌وجور کن ‫و حماقت نکن» 862 01:34:10,285 --> 01:34:12,521 ‫«چند روز برو مرخصی، ‫برو پیش یه روان‌پزشک، 863 01:34:12,621 --> 01:34:15,023 ‫دوباره مثل اولت میشی 864 01:34:15,157 --> 01:34:17,359 ‫این موضوع رو هم حل می‌کنیم». پس... 865 01:34:17,459 --> 01:34:19,863 ‫جلوش ایستاده بودم، 866 01:34:19,896 --> 01:34:21,763 ‫اشک‌هام سرازیر می‌شدن 867 01:34:21,865 --> 01:34:23,699 ‫اگه اون موقع یکی ازم می‌پرسید ‫که اسمم چیه، 868 01:34:23,765 --> 01:34:25,534 ‫نمی‌تونستم بهش جواب بدم 869 01:34:30,806 --> 01:34:32,876 ‫پس من... 870 01:34:32,942 --> 01:34:35,611 ‫چند روز رفتم مرخصی، اما... 871 01:34:35,644 --> 01:34:38,013 ‫خیلی طول نکشید تا روان‌پزشک متوجه بشه 872 01:34:38,080 --> 01:34:42,751 ‫که ایراد بزرگی توی وجودم هست ‫و دیگه درست نمی‌شه 873 01:34:42,886 --> 01:34:44,720 ‫من... طبق چیزی که اون گفت... 874 01:34:44,820 --> 01:34:47,823 ‫- هی ‫- ...یه عنصر ناپایدار بودم 875 01:34:48,824 --> 01:34:51,961 ‫برای خودم و دیگران خطرناک بودم، ‫که توی کار خودمون 876 01:34:52,060 --> 01:34:53,695 ‫به این معنیه که طرف دیگه به درد نمی‌خوره 877 01:34:53,795 --> 01:34:55,130 ‫وقت خونه رفتن بود 878 01:34:55,264 --> 01:34:58,700 ‫پس گفت که صلاحیت ‫برگشت به واحد رو ندارم 879 01:34:58,800 --> 01:35:02,304 ‫برگه‌م رو امضا کرد، سوار هواپیمام کردن ‫تا برگردم به هنگ خودم 880 01:35:03,940 --> 01:35:05,507 ‫یه‌کم بعد، متوجه شدم 881 01:35:05,607 --> 01:35:08,878 ‫که توی خیابون‌های شفیلد ‫به در خونه‌ی قبلیم خیره شدم 882 01:35:08,945 --> 01:35:10,880 ‫یه غیرنظامی‌ام... 883 01:35:10,947 --> 01:35:12,714 ‫و... 884 01:35:15,450 --> 01:35:20,455 ‫...یه جنایتکار جنگی کثافت هم هستم 885 01:35:21,690 --> 01:35:25,661 ‫آره، خب، ۱۵ سال خدمت کرده بودم، 886 01:35:25,727 --> 01:35:27,563 ‫به هر حال وقت بازنشستگیم بود 887 01:35:36,838 --> 01:35:39,107 ‫می‌تونستی به دادش برسی؟ 888 01:35:39,141 --> 01:35:42,678 ‫به دادش رسیدم، جِم. ‫به دادش رسیدم 889 01:35:42,811 --> 01:35:45,280 ‫به دادش رسیدم ‫و نذاشتم بیشتر زجر بکشه 890 01:35:45,380 --> 01:35:48,083 ‫از اینکه بیشتر زجر بکشه لذت می‌بردم، 891 01:35:48,183 --> 01:35:51,086 ‫پس به دادش رسیدم... ‫نذاشتم بیشتر زجر بکشه 892 01:35:55,992 --> 01:35:57,860 ‫چرا بهش شلیک کردی؟ 893 01:35:59,127 --> 01:36:01,496 ‫می‌تونستیم زنده نگهش داریم؟ 894 01:36:05,133 --> 01:36:08,004 ‫اون موقع، می‌دونستم که نمی‌تونیم 895 01:36:08,103 --> 01:36:10,172 ‫اون موقع 896 01:36:12,207 --> 01:36:14,309 ‫اون موقع 897 01:36:29,658 --> 01:36:31,727 ‫هی 898 01:36:35,163 --> 01:36:37,366 ‫همه‌مون کارهای توجیه‌ناپذیری کردیم 899 01:36:39,002 --> 01:36:40,302 ‫همه‌مون کارهای توجیه‌ناپذیری کردیم، رِی 900 01:36:40,435 --> 01:36:43,505 ‫به بخشش کوفتی تو نیاز ندارم 901 01:36:44,874 --> 01:36:47,076 ‫شاید می‌تونستم نجاتش بدم 902 01:36:47,175 --> 01:36:48,610 ‫شاید نمی‌تونستم نجاتش بدم 903 01:36:48,710 --> 01:36:51,114 ‫شاید از کشتنش لذت بردم. ‫شاید هم لذت نبردم 904 01:36:51,246 --> 01:36:53,883 ‫شاید دلم به حالش می‌سوخت. ‫شاید ازش متنفر بودم 905 01:36:53,916 --> 01:36:56,785 ‫نمی‌دونم، جِم. نمی‌دونم 906 01:36:58,220 --> 01:37:01,256 ‫اما به بخشش کوفتی تو نیاز ندارم 907 01:37:02,324 --> 01:37:05,794 ‫مرتکب اون جنایت شدم. ‫و دارم تاوانش رو پس می‌دم 908 01:37:05,895 --> 01:37:08,697 ‫به کسی چیزی بدهکار نیستم 909 01:37:09,531 --> 01:37:12,601 ‫به کسی چیزی بدهکار نیستم 910 01:37:12,634 --> 01:37:14,770 ‫به‌خصوص به تو 911 01:37:19,142 --> 01:37:22,078 ‫باید چند بار «درود بر مریم مقدس» رو بخونم ‫تا بخشیده بشم؟ 912 01:38:46,561 --> 01:38:49,464 ‫و دیگه حرف نمی‌زد، بدعنق شده بود 913 01:38:49,564 --> 01:38:52,034 ‫چشم‌هاش همیشه دنبال راه خروج می‌گشتن 914 01:38:53,903 --> 01:38:56,072 ‫خب، شایعه‌هایی وجود داشت، ‫که خودت هم کامل ازشون خبر داری، 915 01:38:56,205 --> 01:38:58,540 ‫که اونجا عقلش رو از دست داده، که... 916 01:38:58,673 --> 01:39:00,575 ‫می‌دونی، اون... ‫روانی شده، 917 01:39:00,742 --> 01:39:03,212 ‫و اینکه کارهای بدی انجام داده 918 01:39:03,311 --> 01:39:05,948 ‫و اینکه یه غیرنظامی غیرمسلح رو کشته 919 01:39:06,849 --> 01:39:08,316 ‫اوه، و اون شرم 920 01:39:08,350 --> 01:39:10,752 ‫زیر بار شرم کمر خم کرده بود 921 01:39:10,786 --> 01:39:14,056 ‫هر اتفاقی که افتاده بود به کنار، ‫اون شرم خیلی بد بود 922 01:39:15,590 --> 01:39:17,093 ‫تصور کردنش خیلی سخته، می‌دونی، 923 01:39:17,193 --> 01:39:18,527 ‫اینکه شرم چه بلایی سر یه انسان میاره 924 01:39:18,593 --> 01:39:20,595 ‫پدرت خیلی مرد مغروری بود، برایان 925 01:39:20,729 --> 01:39:22,731 ‫خیلی مغرور بود 926 01:39:22,798 --> 01:39:24,098 ‫مغرور؟ 927 01:39:24,167 --> 01:39:26,334 ‫درک نمی‌کنی 928 01:39:26,434 --> 01:39:28,637 ‫- با تمام وجود خدمت می‌کرد ‫- مغرور؟ 929 01:39:28,737 --> 01:39:30,438 ‫مثل پدرت جِم، می‌دونی؟ 930 01:39:30,572 --> 01:39:32,208 ‫به حرف‌های خودت توجه کن، مامان 931 01:39:32,307 --> 01:39:33,943 ‫اینکه کارش رو ازش بگیرن، 932 01:39:33,976 --> 01:39:37,079 ‫اینکه اونطوری بفرستنش خونه، ‫مثل اینه که اسمش رو ازش بگیرن 933 01:39:37,246 --> 01:39:39,182 ‫چطور می‌تونی اینقدر منطقی باشی؟ 934 01:39:39,282 --> 01:39:42,317 ‫اوه، اون موقع منطقی نبودم 935 01:39:43,351 --> 01:39:44,786 ‫می‌دونی، و اگه نمی‌دونستم 936 01:39:44,921 --> 01:39:46,923 ‫که یه بچه توی شکممه، و اگه... 937 01:39:46,989 --> 01:39:49,992 ‫اگه به‌خاطر تو نبود... 938 01:39:50,092 --> 01:39:52,460 ‫نمی‌دونم ممکن بود چیکار کنم 939 01:40:00,102 --> 01:40:02,571 ‫پس آره 940 01:40:02,671 --> 01:40:04,941 ‫ترک‌مون کرد 941 01:40:05,041 --> 01:40:06,876 ‫متاسفم 942 01:40:11,546 --> 01:40:14,016 ‫و این چیزیه که فکر می‌کنی، ‫یا چیزیه که می‌دونی؟ 943 01:40:18,486 --> 01:40:20,555 ‫چون نظر من اینه، مامان 944 01:40:20,655 --> 01:40:23,658 ‫به نظرم یه قاتل عوضی بوده 945 01:40:23,725 --> 01:40:25,594 ‫و بزدل بوده 946 01:40:25,660 --> 01:40:28,097 ‫چون فقط یه آدم بزدل و ضعیف 947 01:40:28,231 --> 01:40:30,498 ‫می‌تونه اونطوری خانواده‌ش رو ترک کنه 948 01:40:32,935 --> 01:40:35,304 ‫در موردش حرف نزن. ‫تو اصلاً نمی‌شناسیش 949 01:40:35,370 --> 01:40:38,140 ‫نه، راست میگی. ‫اصلاً نمی‌شناسمش 950 01:40:38,207 --> 01:40:40,209 ‫مشکل همینه، نه؟ 951 01:40:40,309 --> 01:40:42,477 ‫اینکه من اصلاً نمی‌شناسمش 952 01:40:44,213 --> 01:40:45,814 ‫هر چیزی که لازمه 953 01:40:45,848 --> 01:40:48,516 ‫در مورد اون حرومزاده بدونم رو می‌دونم 954 01:40:50,685 --> 01:40:53,122 ‫و اینکه اون یه حفره‌ی گنده‌ی کوفتی 955 01:40:53,222 --> 01:40:55,490 ‫وسط زندگی‌مونه 956 01:41:00,562 --> 01:41:03,266 ‫اونطوری در موردش حرف نزن 957 01:41:03,366 --> 01:41:06,302 ‫جلوی من در مورد ‫هیچ‌کس اونطوری حرف نزن 958 01:41:06,369 --> 01:41:08,204 ‫به‌خصوص در مورد مردی که بهت زندگی بخشیده، 959 01:41:08,304 --> 01:41:09,738 ‫که اتفاق مبارکیه 960 01:41:09,804 --> 01:41:11,573 ‫مبارک؟ مبارک؟ 961 01:41:11,673 --> 01:41:13,843 ‫چرا توی این خونه 962 01:41:13,876 --> 01:41:15,810 ‫همه‌چیز باید مبارک باشه، مامان؟ 963 01:41:16,946 --> 01:41:18,747 ‫تو بهم زندگی بخشیدی 964 01:41:19,581 --> 01:41:21,951 ‫اون بهم... 965 01:41:24,954 --> 01:41:27,256 ‫...یه نفرین لعنتی داده 966 01:41:50,079 --> 01:41:51,981 ‫این همه سال 967 01:41:56,052 --> 01:41:57,987 ‫این همه سال 968 01:42:31,253 --> 01:42:34,023 ‫«این همه سال» چی؟ 969 01:42:36,993 --> 01:42:38,760 ‫چطور... 970 01:42:39,794 --> 01:42:43,165 ‫زمستون‌ها، تنهایی 971 01:42:45,167 --> 01:42:47,036 ‫چطور چی؟ 972 01:42:53,275 --> 01:42:55,710 ‫چطور بدون تو زنده موندم؟ 973 01:43:06,654 --> 01:43:08,590 ‫هنوز تموم نشده، جِم 974 01:43:08,690 --> 01:43:11,160 ‫جوری حرف می‌زنی انگار... 975 01:43:11,327 --> 01:43:13,295 ‫انگار... 976 01:43:14,696 --> 01:43:18,434 ‫وانمود نمی‌کنم ‫که اصلاً بهش فکر نمی‌کنم، 977 01:43:18,533 --> 01:43:21,037 ‫اما همینه که هست، جِم 978 01:43:21,137 --> 01:43:22,938 ‫این زندگی منه 979 01:43:30,279 --> 01:43:32,148 ‫واقعاً نیازه که زندگیت اینطور باشه؟ 980 01:43:42,391 --> 01:43:45,161 ‫«و اما انسان، 981 01:43:45,227 --> 01:43:49,031 ‫ایام او مثل گیاه است، 982 01:43:49,198 --> 01:43:52,968 ‫مثل گل صحرا همچنان می‌شکفد 983 01:43:54,470 --> 01:43:57,339 ‫زیرا که باد بر آن می‌وزد، 984 01:43:57,440 --> 01:44:00,843 ‫و نابود می‌گردد، 985 01:44:00,943 --> 01:44:04,246 ‫و مکانش دیگر آن را نمی‌شناسد» 986 01:44:09,085 --> 01:44:11,353 ‫و از همین مزخرفات 987 01:44:11,454 --> 01:44:13,588 ‫مثلاً آمین 988 01:44:18,227 --> 01:44:19,862 ‫شب بخیر، رِی 989 01:46:18,581 --> 01:46:20,216 ‫برایان؟ 990 01:46:23,953 --> 01:46:25,454 ‫برایان؟ 991 01:55:07,242 --> 01:55:08,978 ‫سلام 992 01:55:10,151 --> 01:55:11,848 ‫من دیگه باید برم 993 01:55:15,151 --> 01:55:17,486 ‫چه مرگته؟ لعنتی 994 01:59:42,168 --> 01:59:47,168 ‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@ 995 01:59:47,169 --> 01:59:52,169 ‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@ 996 01:59:52,170 --> 02:00:07,170 ‫بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ‫www.30nama.com