1 00:00:11,646 --> 00:00:14,604 ‫« پنج سال قبل » 2 00:00:15,500 --> 00:00:21,500 ارائه‌ای از وب‌سایت دیجی موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.: 3 00:00:22,000 --> 00:00:26,000 :دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez 4 00:00:56,271 --> 00:00:57,479 ‫هیدن؟ 5 00:01:02,271 --> 00:01:03,437 ‫این کیه؟ 6 00:01:06,187 --> 00:01:07,729 ‫پسرمه 7 00:01:10,771 --> 00:01:11,979 ‫عضوی از خانوادۀ پِینه 8 00:01:14,812 --> 00:01:16,271 ‫چیکار کردی؟ 9 00:01:20,771 --> 00:01:25,229 ‫« پیدایت خواهم کرد » 10 00:01:26,000 --> 00:01:32,000 ‫« ترجمه از علی ‌اکبر دوست‌دار و حسین رضایی » ‫:. HosseinTL & Ali99 .: 11 00:01:32,500 --> 00:01:36,500 ▷ Instagram: @AliAkbar.1999 12 00:01:44,229 --> 00:01:46,605 ‫« براساس رمانی به قلم هارلن کوبن » 13 00:01:53,354 --> 00:01:54,904 ‫سلام، عزیزم. داری چیکار می‌کنی؟ 14 00:01:55,479 --> 00:01:56,646 ‫بابا! 15 00:01:57,271 --> 00:01:58,521 ‫سلام، بیا بغلم 16 00:02:02,104 --> 00:02:05,937 ‫می‌خوای فورتنایت بازی‌کردنم رو ببینی؟ ‫اسکین جدید و خفن جنگ ستارگان رو گرفتم 17 00:02:06,021 --> 00:02:08,271 ‫دلم می‌خواد، منتها… 18 00:02:09,146 --> 00:02:10,979 ‫یه سورپرایز برات دارم 19 00:02:11,062 --> 00:02:13,812 ‫قراره بریم سفر. ‫من و تو و مادربزرگت 20 00:02:13,896 --> 00:02:14,729 ‫کجا؟ 21 00:02:14,812 --> 00:02:17,729 ‫اگه بهت بگم که دیگه سورپرایز نمیشه، نه؟ 22 00:02:18,166 --> 00:02:19,375 ‫ولی وسایلت رو جمع کن 23 00:02:19,451 --> 00:02:21,301 ‫خب؟ فقط چیزهایی که دوست داری رو بیار 24 00:02:21,377 --> 00:02:23,479 ‫وقتی برسیم بقیه چیزهایی ‫که لازمه رو می‌خریم 25 00:02:23,812 --> 00:02:24,729 ‫وایسا 26 00:02:25,807 --> 00:02:27,265 ‫دوباره اسباب‌کشیه؟ 27 00:02:28,937 --> 00:02:29,854 ‫آره 28 00:02:30,354 --> 00:02:31,854 ‫اصلاً قراره برگردیم؟ 29 00:02:33,479 --> 00:02:35,187 ‫برو وسایلت رو جمع کن 30 00:02:36,146 --> 00:02:37,562 ‫دیوید بی‌گناهه! 31 00:02:37,646 --> 00:02:41,396 ‫پسرش زنده‌ست. ‫یکی به اسم هیدن پین گرفتتش! 32 00:02:41,479 --> 00:02:44,437 ‫- نه، هیدن پین داشت بهتون کمک می‌کرد ‫- نه، نمی‌کرد 33 00:02:44,521 --> 00:02:47,437 ‫اون داشت بازیمون می‌داد ‫تا حقیقت رو نفهمیم 34 00:02:47,521 --> 00:02:48,979 ‫داره از شهر میره 35 00:02:49,062 --> 00:02:51,571 ‫یه‌کم پیش یه پیغام صوتی مرموز فرستاد ‫تا ازم خداحافظی کنه 36 00:02:51,646 --> 00:02:53,229 ‫- وایسا، می‌خواد فرار کنه؟ ‫- آره 37 00:02:53,312 --> 00:02:57,396 ‫اگه فرار کنه، اگه بره، ‫دیگه رنگ متیو رو هم نمی‌بینیم! 38 00:02:58,479 --> 00:03:00,646 ‫می‌دونم باورش چقدر سخته 39 00:03:03,271 --> 00:03:05,896 ‫پسری که اون شب پیداش کردم، ‫متیو نیست 40 00:03:07,854 --> 00:03:09,187 ‫می‌دونم 41 00:03:11,187 --> 00:03:12,854 ‫می‌دونم که متیو نبود 42 00:03:15,854 --> 00:03:17,687 ‫یه پسربچه‌ست به اسم مارتین بیسکاف 43 00:03:17,771 --> 00:03:20,729 ‫از یکی از پرورشگاه‌های خونوادۀ پین ‫توی سوئیس گم شده بود 44 00:03:31,896 --> 00:03:34,729 ‫کار کارآگاهه رو ساختم، ‫صحنۀ جرم رو هم تمیز کردم 45 00:03:35,604 --> 00:03:38,771 ‫ولی دیر یا زود بالاخره ‫اف‌بی‌آی میاد سراغمون 46 00:03:39,507 --> 00:03:40,632 ‫باید بریم 47 00:03:40,816 --> 00:03:43,769 ‫خیال نکن اگه بری اون‌ور دنیا لب ساحل ‫قضیه فیصله پیدا می‌کنه 48 00:03:43,845 --> 00:03:45,637 ‫دوباره پرونده رو باز می‌کنن، 49 00:03:46,104 --> 00:03:49,812 ‫اون وقت تو و هیدن باید ‫بقیۀ عمرتون رو متواری باشید 50 00:03:50,188 --> 00:03:51,812 ‫چاره چیه؟ 51 00:03:52,153 --> 00:03:55,444 ‫میگن متیو باروز ‫شاید هنوز زنده باشه 52 00:03:57,203 --> 00:03:58,453 ‫اگه نباشه چی؟ 53 00:03:59,521 --> 00:04:00,521 ‫داری چی میگی؟ 54 00:04:00,604 --> 00:04:04,812 ‫میگم اگه اون شب مرده باشه ‫و جسدش هم هیچ‌وقت پیدا نشده باشه چی؟ 55 00:04:05,029 --> 00:04:06,820 ‫این‌جوری هیچی به تو ختم نمیشه 56 00:04:06,896 --> 00:04:08,229 ‫نیازی به فرار هم نیست 57 00:04:09,812 --> 00:04:12,521 ‫از نظر عالم و آدم، 58 00:04:12,604 --> 00:04:14,187 ‫خون خاندان پین تو رگ‌های اونه 59 00:04:15,854 --> 00:04:18,312 ‫شاید آخرین بازماندۀ خونوادۀ پین باشه، 60 00:04:18,396 --> 00:04:20,271 ‫هیدن هم دوستش داره 61 00:04:21,687 --> 00:04:22,771 ‫روشنه؟ 62 00:04:34,812 --> 00:04:37,187 ‫- راجع‌به چی حرف می‌زدید؟ ‫- تیو چطوره؟ 63 00:04:38,312 --> 00:04:39,271 ‫خوبه 64 00:04:39,812 --> 00:04:41,562 ‫تو اتاقشه. ‫داره وسایلش رو جمع می‌کنه 65 00:04:41,718 --> 00:04:43,813 ‫- چیزی دید؟ ‫- نه 66 00:04:44,487 --> 00:04:46,904 ‫حواست باشه تا نرفتیم ‫از اتاقش بیرون نیاد 67 00:04:48,479 --> 00:04:49,396 ‫هیدن 68 00:04:54,432 --> 00:04:56,307 ‫اون کارآگاه از همه‌چی خبر داشت 69 00:04:57,021 --> 00:05:00,937 ‫کاری رو کردی که باید. ‫کاری که باید برای پسرت می‌کردی 70 00:05:05,021 --> 00:05:06,021 ‫آره 71 00:05:07,896 --> 00:05:09,854 ‫وایسا، اگه می‌دونستی اون جسدِ متیو نیست، 72 00:05:09,937 --> 00:05:12,479 ‫چرا اف‌بی‌آی الان ‫دربه‌در دنبال پسر من نمی‌گرده؟ 73 00:05:12,562 --> 00:05:13,562 ‫به این سادگی‌ها نیست 74 00:05:13,653 --> 00:05:17,403 ‫یعنی چی که به این سادگی‌ها نیست؟ ‫یه روانی دزدیدتش! 75 00:05:17,479 --> 00:05:20,341 ‫من تعلیق شدم؛ ‫بدونِ مدرک محکم، دستم به جایی بند نیست 76 00:05:20,770 --> 00:05:22,709 ‫خب، کلی پلیس تو این شهره 77 00:05:22,785 --> 00:05:24,436 ‫- میرم سراغ یکیشون ‫- نباید بری 78 00:05:24,512 --> 00:05:26,562 ‫- چرا؟ ‫- چون خودت گفتی که طرف روانیه 79 00:05:26,646 --> 00:05:28,687 ‫پس اگه پلیس‌ها محاصره‌ش کنن و بترسه، 80 00:05:28,771 --> 00:05:30,188 ‫ممکنه هر بلایی سر متیو بیاره 81 00:05:30,921 --> 00:05:32,937 ‫عمارت پین نیم ساعت با شهر فاصله داره 82 00:05:33,021 --> 00:05:34,929 ‫الان هم راه بیفتیم ‫ممکنه بهشون نرسیم 83 00:05:35,005 --> 00:05:37,340 ‫پس باید معطلش کنیم. ‫باید قبل از اینکه بره برسیم 84 00:05:37,416 --> 00:05:38,833 ‫دقیقاً چطوری؟ 85 00:05:39,937 --> 00:05:41,271 ‫بعد از اینکه بهم حمله شد، 86 00:05:42,146 --> 00:05:44,312 ‫سعی کرد قانعم کنه ‫که همراهش از کشور برم 87 00:05:44,396 --> 00:05:46,187 ‫عمراً فکر کنه نظرت عوض شده 88 00:05:46,271 --> 00:05:47,396 ‫چرا، می‌کنه… 89 00:05:48,687 --> 00:05:50,687 ‫البته به شرطی که فکر کنه تو دستگیر شدی 90 00:05:55,655 --> 00:05:57,697 ‫ریچل، خوشحالم که زنگ زدی 91 00:05:58,104 --> 00:06:00,562 ‫فکر نمی‌کردم دیگه خبری ازت بشه 92 00:06:01,288 --> 00:06:02,302 ‫ببخشید، چی؟ 93 00:06:03,854 --> 00:06:06,521 ‫آره. آره، باشه 94 00:06:07,312 --> 00:06:08,437 ‫ردیفش می‌کنم 95 00:06:09,978 --> 00:06:12,496 ‫به نظرت رونالد براش مهمه ‫که دارم ماشینش رو می‌دزدم؟ 96 00:06:12,572 --> 00:06:14,229 ‫الان حتی نمی‌دونم کجاست 97 00:06:15,729 --> 00:06:18,562 ‫حالا که حرفش شد، راستش، ‫من گفتم رونالد رو دستگیر کنن 98 00:06:18,646 --> 00:06:19,521 ‫چی؟ 99 00:06:19,604 --> 00:06:21,354 ‫ردیفش می‌کنم، نگران نباش 100 00:06:22,354 --> 00:06:25,104 ‫- من هم پشت‌سرت میام. مراقب باش ‫- باید اینا رو دستت کنی 101 00:06:25,187 --> 00:06:27,537 ‫اگه کسی جلومون رو گرفت، ‫من دستگیرت کردم، فهمیدی؟ 102 00:06:29,771 --> 00:06:30,979 ‫- دیوید؟ ‫- بله؟ 103 00:06:33,646 --> 00:06:35,812 ‫خیلی حرف‌ها هست ‫که باید بهت بگم، منتها… 104 00:06:37,646 --> 00:06:39,062 ‫آره، نیازی نیست بگی 105 00:06:40,646 --> 00:06:42,104 ‫گذشته‌ها گذشته 106 00:06:43,271 --> 00:06:45,146 ‫پسرمون رو برگردون خونه، باشه؟ 107 00:06:45,896 --> 00:06:47,437 ‫به هر قیمتی که شده 108 00:06:47,937 --> 00:06:49,187 ‫برگردونش خونه 109 00:06:57,021 --> 00:06:59,729 ‫خبر فوری: ‫به گزارش روزنامۀ بوستون گلوب الان 110 00:06:59,812 --> 00:07:04,479 ‫پلیس بوستون موفق به دستگیری ‫دیوید باروز، فراریِ تحت‌تعقیب، شده 111 00:07:04,562 --> 00:07:06,104 ‫گوه توش، گرفتنش 112 00:07:06,187 --> 00:07:08,521 ‫- باز هم چیزی عوض نمیشه ‫- برمی‌گرده زندان 113 00:07:08,782 --> 00:07:09,990 ‫تا کِی؟ 114 00:07:10,771 --> 00:07:13,271 ‫بالاخره تبرئه میشه، 115 00:07:13,354 --> 00:07:15,771 ‫بعد باز از اول ‫شروع می‌کنه به گشتن 116 00:07:15,854 --> 00:07:17,687 ‫منتها اون‌وقت دیگه آزاده 117 00:07:19,229 --> 00:07:20,479 ‫باید بریم 118 00:07:24,812 --> 00:07:25,812 ‫ریچل 119 00:07:27,256 --> 00:07:28,090 ‫حالت خوبه؟ 120 00:07:29,104 --> 00:07:31,667 ‫- دیوید دستگیر شد ‫- تو اخبار دیدم. چی شد؟ 121 00:07:31,743 --> 00:07:34,097 ‫یواشکی رفتیم تو بیمارستان ‫تا هلر رو پیدا کنیم… 122 00:07:34,564 --> 00:07:35,611 ‫که دیوید گیر افتاد 123 00:07:35,854 --> 00:07:38,104 ‫من فرار کردم، ولی جایی رو ندارم که برم 124 00:07:38,187 --> 00:07:39,729 ‫نمی‌دونم چیکار کنم 125 00:07:40,437 --> 00:07:44,287 ‫هیدن، بدترین قسمتش اینه که هلر غیبش زده ‫و هیچ‌جوره نمی‌تونیم متیو رو پیدا کنیم 126 00:07:44,396 --> 00:07:45,346 ‫چه کمکی ازم برمیاد؟ 127 00:07:46,396 --> 00:07:48,612 ‫گفتی می‌تونیم با هم از اینجا بریم، مگه نه؟ 128 00:07:48,687 --> 00:07:50,521 ‫اگه هنوز سر پیشنهادت هستی، 129 00:07:50,604 --> 00:07:52,062 ‫من باهات میام، هیدن 130 00:07:52,592 --> 00:07:55,334 ‫من عمارت مادرم هستم. ‫تا کِی می‌تونی خودتو برسونی اینجا؟ 131 00:07:55,700 --> 00:07:58,158 ‫خداخدا می‌کردم اینو بگی؛ ‫چون تقریباً رسیدم 132 00:07:58,812 --> 00:08:00,354 ‫- می‌بینمت ‫- باشه 133 00:08:02,437 --> 00:08:04,812 ‫چقدر احمقی تو؟ 134 00:08:04,896 --> 00:08:07,189 ‫نمی‌فهمم چرا این‌قدر درگیر این دختره‌ای 135 00:08:07,265 --> 00:08:08,320 ‫عاشقشم، مادر 136 00:08:08,396 --> 00:08:12,354 ‫پسرکم، عشق زمین تا آسمون ‫با درگیرِ یه نفر شدن فرق داره 137 00:08:12,437 --> 00:08:14,229 ‫اون به خاک سیاه می‌شونتت 138 00:08:14,312 --> 00:08:16,562 ‫برای همین گفتی استفانو دخلش رو بیاره؟ 139 00:08:17,312 --> 00:08:21,146 ‫بالاخره یکی باید تصمیمات سخت رو بگیره. ‫تو هم که از پسش برنمیای 140 00:08:21,812 --> 00:08:23,062 ‫اگه کسی نزدیکمون بشه… 141 00:08:27,354 --> 00:08:29,479 ‫این دفعه دیگه خبری ‫از پایان خوش نیست 142 00:08:29,921 --> 00:08:33,005 ‫به خیالت خواهرزادۀ خودش رو نمی‌شناسه؟ 143 00:08:33,812 --> 00:08:36,896 ‫همۀ این بساط از اونجایی شروع شد ‫که اون عکس رو دید 144 00:08:36,979 --> 00:08:38,562 ‫و فهمید طرف متیو باروزه 145 00:08:38,857 --> 00:08:40,648 ‫متیو باروز کیه؟ 146 00:08:41,646 --> 00:08:42,562 ‫تیو 147 00:08:44,937 --> 00:08:47,062 ‫می‌دونی که نباید فال‌گوش وایسی 148 00:08:47,438 --> 00:08:49,354 ‫ببخشید. به گوشم خورد 149 00:08:49,555 --> 00:08:52,896 ‫اشکالی نداره، عزیزم. من و مادربزرگت ‫راجع‌به سفر گپ می‌زدیم 150 00:08:53,260 --> 00:08:56,343 ‫من راینو رو پیدا نمی‌کنم. ‫دلم می‌خواد با خودمون ببریمش 151 00:08:56,646 --> 00:08:59,646 ‫خب، ببین چی میگم 152 00:09:00,354 --> 00:09:03,146 ‫برگرد بالا، ‫من هم سه‌سوته میام کمکت 153 00:09:12,569 --> 00:09:14,028 ‫وقتی رسید، 154 00:09:15,229 --> 00:09:17,312 ‫بهش بگو کمکی ازت برنمیاد 155 00:09:18,062 --> 00:09:20,646 ‫بعد هم دَکِش کن بره 156 00:10:02,887 --> 00:10:04,137 ‫فقط واسه محکم‌کاریه 157 00:10:04,771 --> 00:10:05,854 ‫حرکت تمیزیه 158 00:10:05,937 --> 00:10:08,396 ‫آره. هر کی پشت این قضایاست ‫می‌دونه من کمکت می‌کردم 159 00:10:10,021 --> 00:10:11,979 ‫ممنون که گذاشتی بیام اینجا 160 00:10:12,062 --> 00:10:13,854 ‫جای دیگه‌ای نداشتم 161 00:10:13,937 --> 00:10:15,062 ‫خواهش 162 00:10:18,521 --> 00:10:19,396 ‫چی شده؟ 163 00:10:20,187 --> 00:10:22,771 ‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم، ریچل 164 00:10:22,861 --> 00:10:24,736 ‫مگه نمی‌خواستی با هم بریم؟ 165 00:10:24,812 --> 00:10:26,021 ‫چرا 166 00:10:26,604 --> 00:10:28,854 ‫پس مشکل چیه؟ 167 00:10:33,021 --> 00:10:34,437 ‫مامانته دیگه 168 00:10:36,271 --> 00:10:39,437 ‫گیج شدم؛ آخه خیال می‌کردم ‫گفتی می‌خوای ازم محافظت کنی 169 00:10:42,521 --> 00:10:43,979 ‫من بهت نیاز دارم 170 00:10:45,104 --> 00:10:46,854 ‫بیشتر از همیشه 171 00:10:49,646 --> 00:10:52,187 ‫خودت می‌دونی که فقط پیش تو ‫احساس امنیت داشتم 172 00:10:53,271 --> 00:10:54,562 ‫اگه بریم، ما… 173 00:10:55,437 --> 00:10:56,729 ‫دیگه نمی‌تونیم برگردیم 174 00:10:58,229 --> 00:11:00,146 ‫اینجا چیزی برای من نمونده 175 00:11:00,229 --> 00:11:02,062 ‫خیلی وقته که نمونده 176 00:11:06,396 --> 00:11:08,354 ‫می‌خوام با هم از نو شروع کنیم 177 00:11:11,187 --> 00:11:12,646 ‫تو هم همینو می‌خوای؟ 178 00:11:21,021 --> 00:11:24,062 ‫تو پذیرایی منتظر باش 179 00:11:24,146 --> 00:11:24,979 ‫باشه 180 00:11:25,062 --> 00:11:27,021 ‫قبل رفتن یه سر میرم دستشویی 181 00:11:27,104 --> 00:11:28,896 ‫- تهِ راهروئه. خودت بلدی ‫- آره 182 00:11:41,604 --> 00:11:42,979 ‫ممنون که کمکم می‌کنی 183 00:11:43,062 --> 00:11:46,396 ‫تشکر نکن. ‫قضیه که تموم بشه دستگیرت می‌کنم 184 00:11:46,479 --> 00:11:48,396 ‫از دید من ‫این فقط یه وقفهٔ کوتاهه 185 00:11:48,479 --> 00:11:50,604 ‫اگه متیو رو پس بگیرم، ‫بقیه‌ش مهم نیست 186 00:11:54,396 --> 00:11:55,729 ‫« تماس از مکس - رد تماس » 187 00:11:58,937 --> 00:12:00,021 ‫همکارمه 188 00:12:00,104 --> 00:12:03,062 ‫و گمونم این وقفۀ کوتاهمون ‫اصلاً به مذاقش خوش نمیاد 189 00:12:04,229 --> 00:12:05,396 ‫عمراً بیاد 190 00:12:06,646 --> 00:12:09,062 ‫شما با مأمور سارا گریر ‫تماس گرفتید، الان قادر به… 191 00:12:09,146 --> 00:12:12,271 ‫لعنتی، سارا، اون تلفن کوفتی رو بردار دیگه 192 00:12:12,354 --> 00:12:14,562 ‫دیگه بسه 193 00:12:14,646 --> 00:12:15,937 ‫من میرم 194 00:12:17,187 --> 00:12:18,646 ‫آخ! آخ! 195 00:12:24,479 --> 00:12:27,771 ‫سلام، می‌دونم حرفم خیلی عجیبه. ‫من شریلم 196 00:12:27,854 --> 00:12:31,604 ‫- می‌شناسمتون، دکتر دریسون ‫- همکارتون، مأمور گریر، تازه رفت 197 00:12:31,687 --> 00:12:32,771 ‫کجا رفت؟ 198 00:12:32,854 --> 00:12:34,896 ‫رفت پسرم رو پیدا کنه… 199 00:12:36,521 --> 00:12:37,562 ‫دیوید هم باهاشه 200 00:12:37,896 --> 00:12:39,354 ‫پس دستگیر نشده 201 00:12:39,437 --> 00:12:41,187 ‫- نه ‫- می‌دونید رفتن کجا؟ 202 00:12:41,271 --> 00:12:42,146 ‫عمارت پین 203 00:12:42,236 --> 00:12:44,979 ‫هیدن پین پشت همۀ اتفاقاتِ ‫اون شب بود 204 00:12:45,085 --> 00:12:48,502 ‫همکارتون گفت که اف‌بی‌آی ‫بدون مدرک کاری از پیش نمی‌بره 205 00:12:49,854 --> 00:12:50,687 ‫من مدرک دارم 206 00:12:51,437 --> 00:12:54,229 ‫فیلیپ مکنزی برام یه آزمایش دی‌ان‌ای گرفت 207 00:12:54,812 --> 00:12:57,896 ‫که ثابت می‌کنه خونی که اون شب پیدا شده ‫مال متیو نبوده 208 00:12:58,354 --> 00:13:01,646 ‫یعنی نتایج دی‌ان‌ای ارائه‌شده ‫به دادگاه دستکاری شده بودن 209 00:13:02,646 --> 00:13:03,979 ‫دیوید بی‌گناهه 210 00:13:04,604 --> 00:13:07,104 ‫پسرم زنده‌ست. خواهش می‌کنم 211 00:13:07,979 --> 00:13:09,521 ‫به کمکتون نیاز دارم 212 00:13:15,604 --> 00:13:19,187 ‫« من داخلم. نگهبان‌ها مسلحن. مراقب باشید » ‫« ارسال شد » 213 00:13:29,937 --> 00:13:31,604 ‫- مگه حرفم واضح نبود؟ ‫- چرا 214 00:13:31,687 --> 00:13:34,396 ‫- پس چرا این زنیکه نرفته؟ ‫- می‌تونم جمعش کنم 215 00:13:34,479 --> 00:13:36,979 ‫هیدن، اون تو رو دوست نداره 216 00:13:38,146 --> 00:13:39,521 ‫به مشکل برخوردیم 217 00:13:39,604 --> 00:13:40,896 ‫نه بابا! 218 00:13:40,979 --> 00:13:42,937 ‫دیوید باروز اصلاً دستگیر نشده 219 00:13:43,021 --> 00:13:43,937 ‫چی؟ 220 00:13:44,021 --> 00:13:47,104 ‫نه تو بازداشت پلیس بوستونه، نه اف‌بی‌آی 221 00:13:47,187 --> 00:13:51,187 ‫هیچ‌کس نمی‌دونه چرا گلوب ‫اون خبرو کار کرد یا منبعشون کی بوده 222 00:13:55,312 --> 00:13:56,146 ‫ریچل 223 00:13:56,229 --> 00:13:58,229 ‫هنوز هم به نظرت می‌تونی جمعش کنی؟ 224 00:13:58,312 --> 00:14:00,604 ‫باروز احتمالاً تو راه اینجاست 225 00:14:01,312 --> 00:14:02,646 ‫می‌خواید چیکار کنید؟ 226 00:14:05,312 --> 00:14:06,354 ‫بذار بیاد 227 00:14:07,979 --> 00:14:09,354 ‫در حقمون لطف کرد 228 00:14:09,937 --> 00:14:13,854 ‫هیچ‌کس به کشتنِ ‫دو تا فراری خطرناک 229 00:14:13,930 --> 00:14:16,187 ‫که به یه ملک شخصی تجاوز کردن ‫مشکوک نمیشه 230 00:14:16,349 --> 00:14:18,390 ‫فرض رو بر این می‌گیرم که بالاخره موافقی 231 00:14:54,437 --> 00:14:55,354 ‫برگرد تو ماشین 232 00:14:55,437 --> 00:14:56,604 ‫من هم باهات میام 233 00:14:57,846 --> 00:14:59,970 ‫تو هنوز هم فراری هستی، خب؟ ‫گفتم کمکت می‌کنم 234 00:15:00,046 --> 00:15:02,129 ‫- قرار نیست تیم بشیم ‫- حق با توئه، نمیشیم 235 00:15:03,733 --> 00:15:05,819 ‫من تنهایی اومدم اینجا. ‫تو دنبالم کردی 236 00:15:05,895 --> 00:15:08,936 ‫پسرم رو که گرفتیم، ‫می‌تونی بندازیم گوشۀ هلفدونی 237 00:15:12,896 --> 00:15:13,896 ‫ریچله 238 00:15:14,646 --> 00:15:16,562 ‫نگهبان‌های عمارت مسلحن 239 00:15:19,687 --> 00:15:22,771 ‫می‌تونم کمکت کنم. فقط بذار… ‫بذار پیداش کنم، خواهش می‌کنم 240 00:15:31,771 --> 00:15:34,771 ‫- خوبی؟ ‫- آره، فقط یه‌کم دست‌پاچه‌ام 241 00:15:36,229 --> 00:15:37,271 ‫الان در امانی 242 00:15:37,655 --> 00:15:41,197 ‫اینکه اومدی اینجا، ‫ثابت می‌کنه بالاخره خواسته‌هامون یکی شده 243 00:15:43,021 --> 00:15:43,854 ‫آره 244 00:15:44,521 --> 00:15:45,812 ‫- واقعاً؟ ‫- واقعاً 245 00:15:56,437 --> 00:15:58,104 ‫هی، داری چیکار می‌کنی؟ 246 00:15:59,104 --> 00:16:00,146 ‫هیدن 247 00:16:04,638 --> 00:16:05,471 ‫هیدن؟ 248 00:16:06,521 --> 00:16:10,437 ‫- خواهش می‌کنم، بذار توضیح بدم ‫- من واسه‌ت هر کاری می‌کردم 249 00:16:10,794 --> 00:16:13,377 ‫توروخدا فقط به حرفم گوش بده 250 00:16:13,687 --> 00:16:14,937 ‫تو بهم دروغ گفتی 251 00:16:21,687 --> 00:16:23,521 ‫قلبم رو شکستی 252 00:16:36,412 --> 00:16:37,495 ‫چطوری بریم تو؟ 253 00:16:37,571 --> 00:16:38,571 ‫از درِ کناری 254 00:16:38,809 --> 00:16:39,975 ‫می‌تونم پوششت بدم 255 00:16:44,047 --> 00:16:45,255 ‫« تماس با مکس » 256 00:16:46,062 --> 00:16:49,062 ‫امیدوارم سر عقل اومده باشی ‫و بخوای بهم بگی کجاست 257 00:16:49,193 --> 00:16:50,109 ‫حتماً، جولی 258 00:16:50,528 --> 00:16:54,896 ‫تو راه عمارت پینه تا هیدن پین رو ‫به جرم قتل و آدم‌ربایی دستگیر کنه 259 00:16:54,979 --> 00:16:55,979 ‫اون تعلیق شده 260 00:16:56,062 --> 00:16:58,675 ‫نمی‌تونه کسی رو دستگیر کنه. ‫باید جلوش رو بگیری 261 00:16:58,750 --> 00:16:59,958 ‫نمیشه. شرمنده 262 00:17:00,541 --> 00:17:01,625 ‫جوابم رو نمیده 263 00:17:01,708 --> 00:17:03,091 ‫فکر کردی این قضیه خنده داره؟ 264 00:17:03,166 --> 00:17:06,800 ‫اگه بدون مدرک، هیدن پین رو دستگیر کنه، ‫جوری ازمون شکایت می‌کنن که کمر راست نکنیم 265 00:17:06,875 --> 00:17:10,458 ‫و دخترت هم شانس بیاره ‫میشه نگهبان یه متل سرراهی 266 00:17:10,541 --> 00:17:12,416 ‫هی! من مدرک دارم 267 00:17:12,500 --> 00:17:13,841 ‫یه تست دی‌ان‌ای دارم که ثابت می‌کنه 268 00:17:13,916 --> 00:17:17,458 ‫پسربچه‌ای که اون شب کشته شده ‫متیو باروز نبوده 269 00:17:18,041 --> 00:17:19,750 ‫من اون آزمایش رو لغو کردم 270 00:17:19,833 --> 00:17:21,541 ‫بله. البته که کردی 271 00:17:21,625 --> 00:17:23,458 ‫اما از شانس سارا، ‫یه نفر دیگه بوده 272 00:17:23,541 --> 00:17:26,083 ‫که حل کردن پرونده براش اهمیت داشته 273 00:17:26,166 --> 00:17:30,208 ‫شریل دریسون خودش تست دی‌ان‌ای انجام داد 274 00:17:31,041 --> 00:17:34,541 ‫خون صحنه جرم با متیو باروز ‫مطابقت نداشته 275 00:17:34,625 --> 00:17:36,833 ‫این ثابت نمی‌کنه که هیدن پین ‫کسی رو دزدیده 276 00:17:36,916 --> 00:17:38,125 ‫به تخمم! 277 00:17:38,208 --> 00:17:40,175 ‫ثابت می‌کنه که دیوید باروز ‫پسر خودش رو نکشته 278 00:17:40,250 --> 00:17:42,333 ‫تو هم اینو می‌دونستی ‫اگه انقدر سرگرمِ دخالت 279 00:17:42,416 --> 00:17:44,500 ‫تو پرونده مأمور گریر نبودی 280 00:17:44,583 --> 00:17:46,500 ‫بد میشه اگه خبرش دربیاد، مگه نه؟ 281 00:17:46,583 --> 00:17:47,875 ‫الان تهدید کردی؟ 282 00:17:47,958 --> 00:17:50,000 ‫بله! یه تهدید دیگه هم برات دارم! 283 00:17:50,625 --> 00:17:54,833 ‫همین‌الان تمام مأمورهامون ‫رو می‌فرستی به ملک پین 284 00:17:54,916 --> 00:17:57,375 ‫وگرنه دکتر دریسون زنگ می‌زنه به… ‫اسم یارو چی بود؟ 285 00:17:57,458 --> 00:17:59,625 ‫جیم دوهرتی، سردبیر روزنامه گلوب 286 00:17:59,708 --> 00:18:01,708 ‫جیم دوهرتی. مدیر… شنیدی؟ 287 00:18:01,791 --> 00:18:03,625 ‫پس زود بفرستشون! 288 00:18:06,041 --> 00:18:06,958 ‫برو 289 00:18:21,958 --> 00:18:23,583 ‫من دلت رو شکستم؟ 290 00:18:24,333 --> 00:18:26,758 ‫تو خانواده‌ام رو نابود کردی، ‫بعد، وانمود کردی که داری کمکمون می‌کنی 291 00:18:26,833 --> 00:18:28,000 ‫چرا همچین کاری کردی؟ 292 00:18:28,083 --> 00:18:30,458 ‫تنها خواسته من این بود که با تو باشم 293 00:18:30,541 --> 00:18:33,958 ‫بعد فهمیدم رفتی بِرگ که ‫خودت خانواده تشکیل بدی 294 00:18:34,750 --> 00:18:35,666 ‫ولی… 295 00:18:36,916 --> 00:18:38,833 ‫قرار بود تو مادر این بچه باشی 296 00:18:39,458 --> 00:18:41,291 ‫اینو از کجا فهمیدی؟ 297 00:18:41,875 --> 00:18:43,291 ‫دستیارم 298 00:18:43,375 --> 00:18:45,333 ‫قبلاً مدیر دفتر اونجا بوده 299 00:18:46,375 --> 00:18:49,654 ‫هلر قبل از اینکه برگ رو ترک کنه، ‫کاری کرد که اهداکننده من باشم 300 00:18:50,625 --> 00:18:51,666 ‫واقعاً دیوونگیه 301 00:18:51,750 --> 00:18:55,125 ‫همه این ماجراها برای این بود ‫که ما بچه‌دار بشیم 302 00:18:55,916 --> 00:18:59,125 ‫وقتی فهمیدم چی شده، ‫وقتی فهمیدم شریل بوده که رفته برگ 303 00:18:59,208 --> 00:19:00,625 ‫باید از فکرش میومدم بیرون 304 00:19:00,708 --> 00:19:05,541 ‫ولی بعدش خود تو منو بردی ‫به اون مهمونی چهارم جولای. یادته؟ 305 00:19:07,541 --> 00:19:09,875 ‫اولین باری که دیدمش 306 00:19:10,958 --> 00:19:12,625 ‫همه‌چی رو فهمیدم 307 00:19:13,125 --> 00:19:15,958 ‫می‌دونستم تقدیرم اینه که پدرش باشم 308 00:19:16,625 --> 00:19:20,291 ‫پسربچه‌ای که اون شب کشتی ‫تا جای متیو رو بگیره چی؟ 309 00:19:21,125 --> 00:19:22,041 ‫اون چی؟ 310 00:19:22,125 --> 00:19:25,291 ‫بخاطر بیماریش قرار بود مرگ دردناکی ‫داشته باشه. اهمیتی نداره 311 00:19:27,416 --> 00:19:28,708 ‫حواست به حرفات هست؟ 312 00:19:31,125 --> 00:19:32,000 ‫آره؟ 313 00:19:32,916 --> 00:19:35,083 ‫تو حالت خوب نیست هیدن 314 00:19:37,250 --> 00:19:39,583 ‫یه مشکل اساسی تو وجودت هست 315 00:19:40,250 --> 00:19:42,125 ‫خب، اینم از این 316 00:19:43,166 --> 00:19:45,625 ‫حالا می‌دونیم احساس واقعیت بهش چیه 317 00:19:46,208 --> 00:19:49,166 ‫محض اطلاعت بگم که ‫من هیچ‌وقت ازت خوشم نیومد 318 00:20:16,500 --> 00:20:17,750 ‫شنیدی؟ 319 00:20:18,500 --> 00:20:22,125 ‫انگار دیوید باروز ‫به پایان تلخ سرنوشتش رسیده 320 00:20:23,333 --> 00:20:24,708 ‫نمی‌تونی ازش قسر در بری 321 00:20:24,791 --> 00:20:26,500 ‫انقدر ساده نباش 322 00:20:27,375 --> 00:20:29,250 ‫هیدن، باید بریم 323 00:20:33,750 --> 00:20:37,500 ‫من هر کاری کردم، ‫برای این کردم که پیش پسرم باشم 324 00:20:38,000 --> 00:20:40,125 ‫و پدر خوبی هم هستم ریچل. ‫اون دوستم داره 325 00:20:43,583 --> 00:20:45,166 ‫اون پسر تو نیست هیدن 326 00:20:46,250 --> 00:20:47,375 ‫البته که هست 327 00:20:49,666 --> 00:20:51,333 ‫شریل قبل از رفتن به برگ ‫حامله بود 328 00:20:51,416 --> 00:20:52,500 ‫دست بردار 329 00:20:52,583 --> 00:20:54,291 ‫آزمایش دی‌ان‌ای بگیر تا بفهمی 330 00:20:54,375 --> 00:20:56,458 ‫گرفتیم. معلوم شد اون پینه 331 00:20:56,541 --> 00:20:58,500 ‫آزمایش رو دیدی هیدن؟ 332 00:20:59,958 --> 00:21:02,625 ‫- برای این کارا وقت نداریم. بیا ‫- دیدیش؟ 333 00:21:11,791 --> 00:21:13,041 ‫اون پسر منه؟ 334 00:21:14,083 --> 00:21:15,875 ‫نمی‌بینی داره چیکار می‌کنه؟ 335 00:21:16,458 --> 00:21:18,041 ‫باید حقیقت رو بدونه 336 00:21:22,291 --> 00:21:25,375 ‫تو بهم گفتی اون پسرمه 337 00:21:26,708 --> 00:21:27,833 ‫- کافیه ‫- جوابم رو بده 338 00:21:27,916 --> 00:21:29,583 ‫- کافیه! ‫- اون پسر منه؟ 339 00:21:31,000 --> 00:21:32,958 ‫سوالی نپرس… 340 00:21:33,916 --> 00:21:35,875 ‫که دلت نمی‌خواد جوابش رو بدونی 341 00:22:01,833 --> 00:22:03,291 ‫تو کی هستی؟ 342 00:22:29,750 --> 00:22:30,791 ‫من دیویدم 343 00:22:33,083 --> 00:22:34,250 ‫داستان چیه؟ 344 00:22:36,458 --> 00:22:38,083 ‫ما نیومدیم اذیتت کنیم 345 00:22:39,458 --> 00:22:40,875 ‫می‌دونم ترسیدی 346 00:22:41,875 --> 00:22:43,625 ‫باید باهامون بیای 347 00:22:44,375 --> 00:22:45,375 ‫چرا؟ 348 00:22:52,708 --> 00:22:54,000 ‫هنوز راینو رو داری 349 00:22:55,541 --> 00:22:57,166 ‫اسمش رو از کجا می‌دونی؟ 350 00:22:59,500 --> 00:23:01,291 ‫چون من برات خریدمش 351 00:23:02,875 --> 00:23:05,500 ‫یادت نیست چون سه سالت بود 352 00:23:13,833 --> 00:23:16,250 ‫اسم واقعیت متیو باروزه 353 00:23:18,666 --> 00:23:20,083 ‫و من پدرتم 354 00:23:24,583 --> 00:23:26,250 ‫ما می‌بریمت یه جای امن، باشه؟ 355 00:23:26,333 --> 00:23:29,000 ‫می‌دونم ترسیدی، ‫ولی باید همین‌الان بریم 356 00:23:32,166 --> 00:23:33,125 ‫بیا 357 00:23:35,583 --> 00:23:37,958 ‫تو گفتی اون پسر منه 358 00:23:38,041 --> 00:23:39,708 ‫انتظار داشتی چیکار کنم؟ 359 00:23:40,291 --> 00:23:43,791 ‫بعد از کاری که اون شب کردی ‫راه برگشتی نبود 360 00:23:43,875 --> 00:23:45,875 ‫منم چیزی که می‌خواستی بشنوی ‫رو بهت گفتم 361 00:23:46,458 --> 00:23:49,833 ‫نتیجه آزمایش که به دستم رسید، ‫کاری کردم هیچ‌وقت نفهمی 362 00:23:51,125 --> 00:23:54,791 ‫اون تنها کسیه که واقعاً منو دوست داره! 363 00:23:54,875 --> 00:23:55,791 ‫هنوزم داره 364 00:23:55,875 --> 00:23:58,675 ‫من پدر خوبی‌ام، این تنها چیزیه ‫که تو عمرم خوب انجامش دادم! 365 00:23:58,750 --> 00:24:01,250 ‫هیدن، گوش کن بهم. هیچی عوض نشده 366 00:24:01,333 --> 00:24:03,541 ‫همه‌چی عوض شده! 367 00:24:04,125 --> 00:24:08,166 ‫الان دیگه هیچی ندارم! ‫تو همه‌چی رو ازم گرفتی! 368 00:24:08,750 --> 00:24:10,458 ‫عجب رویی داری! 369 00:24:10,541 --> 00:24:13,125 ‫من همه‌چی بهت دادم! 370 00:24:13,875 --> 00:24:17,208 ‫تو یه خانواده صاحب‌منزلت ‫و برخوردار به دنیا اومدی 371 00:24:17,291 --> 00:24:18,716 ‫اونوقت چه استفاده‌ای ازش کردی؟ 372 00:24:18,791 --> 00:24:23,000 ‫تو میراث این خانواده رو ‫به آستانه انقراض رسوندی 373 00:24:23,083 --> 00:24:26,875 ‫اجازه نمیدم بشی درس عبرت بقیه 374 00:24:27,916 --> 00:24:29,250 ‫تو ضعیفی 375 00:24:30,458 --> 00:24:33,416 ‫هیدن، تو همیشه ضعیف بودی 376 00:24:34,000 --> 00:24:35,458 ‫ولی اشکالی نداره 377 00:24:36,041 --> 00:24:37,583 ‫چون من دوستت دارم 378 00:24:38,458 --> 00:24:39,666 ‫تو هم منو داری 379 00:24:41,250 --> 00:24:42,833 ‫همیشه منو خواهی داشت 380 00:25:03,333 --> 00:25:06,833 ‫وایسا. وایسا. ببرش تو ماشین. ‫من باید برگردم سراغ ریچل 381 00:25:06,916 --> 00:25:08,766 ‫باهاش برو، باشه؟ ‫هیچیت نمیشه، قول میدم 382 00:25:12,833 --> 00:25:14,333 ‫پسر منو هیچ‌جا نمی‌بری! 383 00:25:14,916 --> 00:25:17,208 ‫تیو رو پس بده، وگرنه ریچل می‌میره! 384 00:25:17,291 --> 00:25:19,716 ‫- نیازی به این کار نیست، خواهش می‌کنم ‫- سلاحت رو بیار پایین 385 00:25:19,791 --> 00:25:20,750 ‫فکرشم نکن 386 00:25:20,833 --> 00:25:22,500 ‫بیارش پایین، وگرنه می‌میره! 387 00:25:22,583 --> 00:25:24,083 ‫ولش کن! 388 00:25:24,166 --> 00:25:25,375 ‫این هشدار آخره هیدن! 389 00:25:25,458 --> 00:25:27,458 ‫پسرم رو پس بده! 390 00:25:30,750 --> 00:25:32,291 ‫- بابا؟ ‫- چیزی نیست رفیق 391 00:25:32,375 --> 00:25:34,291 ‫کاریش نداشته باش، لطفاً 392 00:25:35,791 --> 00:25:36,750 ‫باهات میام 393 00:25:36,833 --> 00:25:38,291 ‫نه، متیو 394 00:25:39,916 --> 00:25:40,833 ‫نه! 395 00:25:42,333 --> 00:25:43,425 ‫کاریش نداشته باش. التماست می‌کنم 396 00:25:43,500 --> 00:25:45,541 ‫- حماقت نکن هیدن! ‫- نکن! 397 00:25:46,958 --> 00:25:47,916 ‫ولش کن! 398 00:26:12,833 --> 00:26:13,916 ‫تیو! 399 00:26:28,333 --> 00:26:29,666 ‫تیو! 400 00:26:31,833 --> 00:26:33,291 ‫کجایی رفیق؟ 401 00:26:37,916 --> 00:26:41,083 ‫اون آدما… ‫اونا می‌خوان ازم بگیرنت! 402 00:26:43,541 --> 00:26:46,791 ‫هر چی بهت گفتن دروغه! 403 00:26:46,875 --> 00:26:48,541 ‫من و تو یه خانواده‌ایم! 404 00:26:49,125 --> 00:26:51,000 ‫من دوستت دارم. خودت می‌دونی! 405 00:26:51,750 --> 00:26:52,875 ‫اوه! 406 00:27:10,958 --> 00:27:11,791 ‫دیوید! 407 00:27:12,583 --> 00:27:14,291 ‫تفنگت رو بنداز. همین‌الان! 408 00:27:21,500 --> 00:27:24,000 ‫من فقط می‌خواستم ‫خانوادۀ خودم رو داشته باشم 409 00:27:24,833 --> 00:27:26,583 ‫هنوزم می‌تونی کار درست رو بکنی 410 00:27:27,458 --> 00:27:28,375 ‫فقط ولش کن 411 00:27:36,166 --> 00:27:38,500 ‫وجود تو بهترین اتفاقیه ‫که برای من افتاده 412 00:27:46,666 --> 00:27:47,708 ‫نه! 413 00:27:52,083 --> 00:27:52,916 ‫دیوید 414 00:27:57,000 --> 00:28:00,375 ‫من اینجام. طاقت بیار. ‫من همین‌جام 415 00:28:06,166 --> 00:28:07,541 ‫پیدات کردم 416 00:28:11,125 --> 00:28:12,916 ‫من همین‌جام، خب؟ 417 00:28:13,000 --> 00:28:14,791 ‫طاقت بیار 418 00:28:14,875 --> 00:28:16,041 ‫دیوید 419 00:28:23,210 --> 00:28:25,210 ‫« ۸ ماه بعد » 420 00:28:29,791 --> 00:28:31,791 ‫من دیوید باروز هستم 421 00:28:31,875 --> 00:28:35,541 ‫به اتهام کشتن پسرم حبس ابد گرفتم ‫و پنج سالش رو گذروندم 422 00:28:35,625 --> 00:28:38,166 ‫تا اینکه برای نجاتش از زندان فرار کردم 423 00:28:38,750 --> 00:28:41,125 ‫اگه اهل بوستون هستی، ‫شاید خبرش رو خونده باشی 424 00:28:42,291 --> 00:28:43,958 ‫اگه نیستی، به زودی خواهی خوند 425 00:28:44,750 --> 00:28:46,166 ‫چند هفته بعد از نجات متیو 426 00:28:46,250 --> 00:28:48,708 ‫محکومیتم نقض شد ‫و آزاد شدم 427 00:28:48,791 --> 00:28:52,000 ‫اما تنها من نبودم که از موهبت ‫شروع دوباره برخوردار شدم 428 00:28:52,083 --> 00:28:54,541 ‫شریل دخترش رو به دنیا آورد 429 00:28:55,500 --> 00:28:57,841 ‫بعد از اینکه رونالد کمکمون کرد ‫متیو رو پیدا کنیم 430 00:28:57,916 --> 00:29:00,125 ‫با شریل دوباره برگشتن پیشِ هم 431 00:29:01,041 --> 00:29:03,341 ‫اما همۀ شروع‌های دوباره ‫از قبل برنامه‌ریزی نمیشن 432 00:29:03,416 --> 00:29:06,583 ‫بعضی‌هاشون از دل ضرورت ‫و حتی عواقب بیرون میان 433 00:29:06,666 --> 00:29:08,925 ‫آدام بخاطر کمک به من برای فرار، ‫نشانش رو از دست داد 434 00:29:09,000 --> 00:29:12,008 ‫نکته مثبتش این بود که بعد از غیرنظامی شدن، ‫دیگه به درد نیکی نمی‌خورد 435 00:29:12,083 --> 00:29:15,050 ‫الان کارآگاه خصوصی شده ‫و همکار یکی از مأمورهای سابقِ پلیس بوستونه 436 00:29:15,125 --> 00:29:17,583 ‫صورتحساب اون مورد پرستار بچه ‫رو برای زنه فرستادی؟ 437 00:29:17,666 --> 00:29:20,458 ‫می‌فرستم. ‫هر وقت تو دیگه رو مخم نری 438 00:29:20,541 --> 00:29:21,500 ‫کدوم مخ؟ 439 00:29:21,583 --> 00:29:24,750 ‫نمی‌دونم دیگه می‌تونیم ‫مثل سابق برادر باشیم یا نه 440 00:29:24,833 --> 00:29:27,791 ‫اما می‌دونم که بدون کمک اون، ‫من اینجا نبودم 441 00:29:28,583 --> 00:29:31,791 ‫خیلی‌ها اگه کمک نمی‌کردن ‫من الان اینجا نبودم 442 00:29:32,583 --> 00:29:34,291 ‫مأمور گریر جای باباش رو گرفت 443 00:29:34,375 --> 00:29:37,750 ‫شد رئیس یگان ویژه تعقیب فراری‌های بوستون، ‫وقتی مکس بازنشسته شد 444 00:29:39,375 --> 00:29:40,708 ‫البته سعی کرد بازنشسته بشه 445 00:29:40,791 --> 00:29:43,091 ‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- همین‌جوری اومدم سر بزنم 446 00:29:43,166 --> 00:29:45,041 ‫گفتم شاید بخوای بریم ناهار بخوریم 447 00:29:45,125 --> 00:29:49,250 ‫خب، شرمنده. ‫سرم شلوغ یه پرونده‌ست 448 00:29:49,333 --> 00:29:51,000 ‫خب… 449 00:29:51,916 --> 00:29:53,833 ‫احیاناً چیزی هست که… 450 00:29:54,875 --> 00:29:57,125 ‫بخوای نظر یکی دیگه رو هم درباره‌ش بدونی؟ 451 00:30:08,916 --> 00:30:11,416 ‫پدرم کمتر از یک هفته پیش فوت شد 452 00:30:11,500 --> 00:30:14,083 ‫اما قبلش تونست چند ماه ‫با نوه‌ش وقت بگذرونه 453 00:30:14,750 --> 00:30:18,833 ‫و هر چی اطلاعات درباره بوستون رد ساکس ‫هست رو فرو کرد تو مغزش 454 00:30:30,375 --> 00:30:31,458 ‫ببخشید 455 00:30:31,541 --> 00:30:33,333 ‫زود برمی‌گردم تو 456 00:30:35,250 --> 00:30:36,375 ‫اشکال نداره 457 00:30:42,708 --> 00:30:45,458 ‫بعضی وقتا تو شلوغی، ‫حالم… 458 00:30:46,541 --> 00:30:47,666 ‫نمی‌دونم 459 00:30:49,250 --> 00:30:50,416 ‫آره، منم 460 00:30:51,833 --> 00:30:53,500 ‫لنی قبل از مردن 461 00:30:53,583 --> 00:30:57,750 ‫یه داستانی درباره یه مهمونی باربیکیو ‫تو روز چهارم جولای برام گفت 462 00:30:58,791 --> 00:31:00,208 ‫آره، تعطیلیِ موردعلاقه‌ش بود 463 00:31:01,125 --> 00:31:03,708 ‫چون مریض بود بهش گفتم یادمه 464 00:31:05,000 --> 00:31:06,041 ‫ولی یادم نبود 465 00:31:07,583 --> 00:31:08,708 ‫دلم می‌خواد یادم بیاد 466 00:31:10,666 --> 00:31:12,250 ‫اگه هیچ‌وقت یادم نیاد چی؟ 467 00:31:13,375 --> 00:31:16,041 ‫خوبیِ خاطره‌ها اینه که ‫می‌تونی باز هم بسازیشون 468 00:31:18,083 --> 00:31:20,708 ‫مشکل اینه که آدم‌ها ‫قدر اون خاطرات رو نمی‌دونن 469 00:31:24,291 --> 00:31:25,458 ‫اما تو خواهی دونست 470 00:31:27,958 --> 00:31:29,000 ‫آره 471 00:31:31,666 --> 00:31:35,333 ‫اتفاقی که متیو پشت سر گذاشته ‫رو کمتر کسی درک می‌کنه 472 00:31:35,416 --> 00:31:37,458 ‫خوشبختانه، من از اون عدۀ معدودم 473 00:31:37,541 --> 00:31:40,458 ‫تلاش مشترکمون برای برگشتن ‫به زندگی‌ای که باید می‌داشتیم 474 00:31:40,541 --> 00:31:43,625 ‫ما رو هم با دل‌شکستگی و هم با امید ‫به هم نزدیک کرده 475 00:31:43,708 --> 00:31:46,000 ‫- تشریف آورد ‫- سلام 476 00:31:50,000 --> 00:31:56,000 ‫« ترجمه از علی ‌اکبر دوست‌دار و حسین رضایی » ‫:. HosseinTL & Ali99 .: 477 00:31:56,500 --> 00:31:59,029 ▷ Instagram: @AliAkbar.1999 478 00:32:02,875 --> 00:32:04,333 ‫لنی عاشق این مراسم می‌شد 479 00:32:06,958 --> 00:32:08,333 ‫همه در کنار همن 480 00:32:10,333 --> 00:32:12,250 ‫البته اگه هیچ بازی‌ای پخش نمی‌شد 481 00:32:12,833 --> 00:32:13,916 ‫مسلماً 482 00:32:15,125 --> 00:32:17,500 ‫می‌دونم مسیر پیش رو راحت نیست 483 00:32:17,583 --> 00:32:19,675 ‫هر چیزی که ارزش جنگیدن داشته باشه، ‫راحت به دست نمیاد 484 00:32:19,750 --> 00:32:22,375 ‫اینو می‌دونم که وقتی پای متیو در میون باشه 485 00:32:22,458 --> 00:32:26,208 ‫اون مسیر به هر جایی هم که برسه، ‫هرقدر خطرناک یا کسل‌کننده 486 00:32:26,291 --> 00:32:29,125 ‫از آغاز تا پایان کنارش خواهم بود 487 00:32:29,708 --> 00:32:31,966 ‫و اگر روزی سرگردون شد یا راه رو گم کرد ‫و نیاز به کمک من داشت 488 00:32:32,041 --> 00:32:34,416 ‫پیداش می‌کنم و برش می‌گردونم 489 00:32:36,875 --> 00:32:38,708 ‫همیشه پیداش می‌کنم 490 00:32:39,000 --> 00:32:45,000 ارائه‌شده توسط وب‌سایت دیجی موویز :.:.: DigiMoviez.Com :.:.: 491 00:32:45,500 --> 00:32:49,500 :دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez