1 00:00:01,000 --> 00:00:11,000 ‫ارائه‌ شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز ‫© DigiMoviez.Com ✦ 2 00:00:12,833 --> 00:00:13,875 ‫« کریسمس مبارک » 3 00:00:13,958 --> 00:00:15,958 ‫« خانواده‌ی لندی: ‫راد، دیردری، شین و کوری » 4 00:00:16,041 --> 00:00:19,041 ‫« منی » 5 00:00:22,041 --> 00:00:24,625 ‫« رود لاندی، مشاور املاک ‫خونه‌ی همسایه‌تون رو من فروختم! » 6 00:00:35,666 --> 00:00:38,458 ‫« به جاده‌ی طولانی بهبودی روانی خوش آمدید » 7 00:00:39,041 --> 00:00:41,833 ‫« نقشه‌ی فرار! اتاق من، ‫دریچه هوا، ماشین، آزادی! » 8 00:00:43,208 --> 00:00:45,583 ‫« عشق برادرانه، تا ابد پایدار » 9 00:00:45,666 --> 00:00:49,333 ‫« برادر کوچک » 10 00:00:53,625 --> 00:00:55,166 ‫داداشی‌ها تا ابد 11 00:00:56,541 --> 00:00:58,416 ‫مارکوس؟ 12 00:00:59,000 --> 00:01:00,250 ‫کجا میری؟ 13 00:01:00,333 --> 00:01:03,000 ‫از اینجا می‌زنم بیرون، رفیق. ‫داداشم بهم نیاز داره. 14 00:01:03,083 --> 00:01:04,791 ‫مطمئنی فکر خوبیـه؟ 15 00:01:04,875 --> 00:01:06,875 ‫به آخرین ایمیلی که فرستاده نگاه کن 16 00:01:06,958 --> 00:01:08,333 ‫«کاش اینجا بودی» 17 00:01:08,416 --> 00:01:10,333 ‫«اگه پات به نیویورک رسید، یه ندا بهم بده» 18 00:01:10,416 --> 00:01:13,541 ‫اون مغروره و به رو نمیاره، ‫ولی عملاً داره ازم کمک می‌خواد 19 00:01:13,625 --> 00:01:16,416 ‫حس می‌کنم زیادی رفتی توی بحرش 20 00:01:17,041 --> 00:01:19,916 ‫چطوره ببینیم نظر ماتیلدا چیه؟ 21 00:01:21,625 --> 00:01:24,250 ‫اون میگه ندای قلبت رو دنبال کن 22 00:01:24,333 --> 00:01:25,541 ‫مرسی، ماتیلدا 23 00:01:26,291 --> 00:01:27,416 ‫خداحافظ، کیث 24 00:01:27,916 --> 00:01:29,666 ‫- بیا. بگیرش ‫- اوه 25 00:01:29,750 --> 00:01:32,125 ‫تو رابطه آدم خیلی بخشنده و همراهیـه 26 00:01:32,958 --> 00:01:34,541 ‫نه، پیش خودت باشه 27 00:01:35,583 --> 00:01:36,791 ‫تو سنگ و تکیه‌گاهِ اونی 28 00:01:45,083 --> 00:01:46,250 ‫« نگهبانی » 29 00:01:53,208 --> 00:01:54,041 ‫« پینشل » 30 00:02:01,583 --> 00:02:03,541 ‫لعنتی. من کجام؟ 31 00:02:04,000 --> 00:02:14,000 ‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMovieZ@ 32 00:02:15,208 --> 00:02:16,833 ‫وقتشـه برم سراغ نقشه‌ی دوم 33 00:02:24,375 --> 00:02:26,041 ‫نه، نه، نه، نه، نه، نه 34 00:02:26,125 --> 00:02:27,375 ‫نه، نه، نه، نه! 35 00:02:28,583 --> 00:02:31,250 ‫می‌دونم. من هم نگرانشم 36 00:02:33,708 --> 00:02:35,958 ‫« مرکز بیداری روانی » 37 00:02:40,500 --> 00:02:42,083 ‫وای لعنتی 38 00:02:42,166 --> 00:02:43,541 ‫یوهو! 39 00:02:44,166 --> 00:02:45,750 ‫دارم میام پیشت، داداش بزرگه 40 00:02:57,875 --> 00:02:59,416 ‫- چطوری شدم؟ ‫- ها؟ 41 00:02:59,500 --> 00:03:02,166 ‫- بهتره وقتی وارد میشن، بایستم ‫- منظورت چیه؟ 42 00:03:02,250 --> 00:03:04,791 ‫این آدما توی تلویزیون برو بیا دارن، میان. ‫تصویر واسشون مهمـه. 43 00:03:04,875 --> 00:03:07,000 ‫- درسته ‫- نظرت در مورد این چیه؟ 44 00:03:08,208 --> 00:03:09,416 ‫دکمه‌ی کُت بسته 45 00:03:09,916 --> 00:03:10,791 ‫اینجوری 46 00:03:10,875 --> 00:03:12,291 ‫اوه 47 00:03:12,375 --> 00:03:15,458 ‫چطوره... یکم پاهات رو جمع‌تر کنی 48 00:03:15,541 --> 00:03:16,583 ‫ژستم ضایع‌ست؟ 49 00:03:16,666 --> 00:03:20,166 ‫خیلی‌خب، چطوره از پهلو وایستم؟ ‫سرم رو بندازم پایین، توی فکر، متین 50 00:03:20,250 --> 00:03:21,875 ‫وقتی اومدن داخل... 51 00:03:21,958 --> 00:03:24,208 ‫راد، آروم باش 52 00:03:24,291 --> 00:03:26,916 ‫اینا به خاطر شخصیتت می‌خوان ‫توی برنامه‌شون باشی، 53 00:03:27,000 --> 00:03:27,958 ‫نه ظاهرت 54 00:03:28,041 --> 00:03:31,500 ‫به خاطر این بیزنس املاکی که ‫خودت از صفر ساختیش 55 00:03:31,583 --> 00:03:34,833 ‫لازم نیست براشون نمایش بازی کنی. ‫نمایش خود تویی. 56 00:03:34,916 --> 00:03:36,458 ‫- واقعاً؟ ‫- صد درصد 57 00:03:36,541 --> 00:03:39,625 ‫ضمناً منی که دستیارتم، ‫بهترین موقعیت رو دارم 58 00:03:39,708 --> 00:03:42,083 ‫میا، تو نبودی از پس ‫هیچ کدوم اینا بر نمی‌اومدم 59 00:03:42,166 --> 00:03:44,250 ‫- مرسی ‫- ایناهاشش! 60 00:03:44,333 --> 00:03:46,291 ‫- سلام! ‫- سوپراستارمون اینجاست 61 00:03:46,375 --> 00:03:47,958 ‫- از دیدن‌تون خوشحالم ‫- واو 62 00:03:48,041 --> 00:03:50,541 ‫راد، یادم رفته بود از نزدیک ‫چقدر غول‌تشنی، رفیق 63 00:03:50,625 --> 00:03:52,416 ‫آره، هیکلش قشنگ دو طبقه‌ست، نه؟ 64 00:03:52,500 --> 00:03:55,333 ‫آره. الان دیدمت زهره‌ترک شدم 65 00:03:55,916 --> 00:03:58,958 ‫- آره، عین موجود آزمایشگاهی هستی ‫- آره. خیلی گنده‌ای 66 00:03:59,041 --> 00:04:00,000 ‫گنده‌بک 67 00:04:00,083 --> 00:04:01,750 ‫- آره ‫- آره 68 00:04:01,833 --> 00:04:04,166 ‫خب، قبول شدم؟ ‫رفتم توی لیست‌ نهایی‌تون؟ 69 00:04:04,833 --> 00:04:06,166 ‫چرا بهت بگیم وقتی می‌تونیم ‫نشونت بدیم؟ 70 00:04:06,250 --> 00:04:07,750 ‫- بشینیم ‫- آره 71 00:04:09,875 --> 00:04:12,291 ‫توی این فصلِ «نیویورک هاسلرز»، 72 00:04:12,375 --> 00:04:15,250 ‫هیلی بویاجیان و کیران فرانسیس برگشتن 73 00:04:15,333 --> 00:04:16,666 ‫من فوت‌فتیش دارم ‫(فوت واحد اندازه‌گیری) 74 00:04:16,750 --> 00:04:18,291 ‫عاشق فوتِ مربع هستم ‫[ هیلی بویاجیان، کارگزار املاک ] 75 00:04:20,416 --> 00:04:23,458 ‫بعد از یه دوره مبارزه با سرطان مغز، ‫پدرم متأسفانه از دنیا رفت. 76 00:04:24,000 --> 00:04:26,708 ‫ولی در عوض، یه آپارتمان ‫به رادیولوژیستش فروختم 77 00:04:26,791 --> 00:04:29,375 ‫ولی یه مشاور جدید وارد ‫صحنه‌ی نیویورک شده 78 00:04:29,458 --> 00:04:31,416 ‫اسمش راد لندیـه 79 00:04:31,500 --> 00:04:35,041 ‫نیومده که با کسی راه بیاد. ‫اومده قراردادها رو جوش بده. 80 00:04:35,125 --> 00:04:38,666 ‫من شرکتم رو از صفر ساختم؛ ‫آجر به آجر، با هر فایل ملکی یکی‌یکی 81 00:04:38,750 --> 00:04:40,833 ‫یه پسرک تپل اهل نیوجرسی بودم 82 00:04:40,916 --> 00:04:43,125 ‫داروندارم یه مجوز املاک بود و ‫یه رؤیای بزرگ 83 00:04:43,208 --> 00:04:46,000 ‫اگه هم این اسم براتون آشناست، ‫درست فکر کردید 84 00:04:46,083 --> 00:04:47,541 ‫راد، برادر کوچیکه‌ی 85 00:04:47,625 --> 00:04:50,541 ‫جاش لندی‌ـه؛ میلیاردرِ مدیر ‫صندوق پوشش ریسک و 86 00:04:51,625 --> 00:04:53,700 ‫یکی از چهره‌های معروف شهر 87 00:04:53,958 --> 00:04:56,583 ‫دی‌جی، خَیّر، سرمایه‌دار 88 00:04:56,666 --> 00:04:58,375 ‫همه‌فن‌حریفـه 89 00:04:58,458 --> 00:04:59,625 ‫به عبارت دیگه، 90 00:04:59,708 --> 00:05:02,708 ‫عقده‌ی حقارت و حس رقابتِ راد، ‫به بزرگی نیویورکـه 91 00:05:03,291 --> 00:05:05,041 ‫شاید من تازه‌واردِ محله باشم، 92 00:05:05,125 --> 00:05:08,125 ‫ولی حاضرم هر کاری بکنم تا ‫از زیر سایه‌ی برادرم بیرون بیام 93 00:05:08,208 --> 00:05:12,000 ‫آیا راد، تنها عضو خانواده‌ی لندی می‌مونه که ‫باید یه چیزی رو ثابت کنه؟ 94 00:05:12,083 --> 00:05:16,291 ‫جوابش توی این فصلِ ‫«نیویورک هاسلرز» معلوم میشه 95 00:05:16,375 --> 00:05:18,291 ‫عالی بود 96 00:05:18,375 --> 00:05:19,666 ‫نگاه کن، زبونش بند اومده 97 00:05:19,750 --> 00:05:22,041 ‫زبونش بند اومده. هیجان‌زده شدی، نه؟ 98 00:05:23,250 --> 00:05:27,208 ‫آره. یادم نمیاد چیزی از ‫سایه‌ی برادرم گفته باشم 99 00:05:27,291 --> 00:05:28,333 ‫آره، نگفتی 100 00:05:28,416 --> 00:05:30,750 ‫ما با هوش‌مصنوعی چندتا دیالوگ ‫واست اضافه کردیم 101 00:05:30,833 --> 00:05:33,875 ‫باحال نیست؟ همیشه از این کارها ‫می‌کنیم. ولی موقتیـه. غصه نخور. 102 00:05:33,958 --> 00:05:35,375 ‫چندتا گزینه داریم 103 00:05:36,041 --> 00:05:39,291 ‫این عضله‌های گنده رو ساختم که ‫حس کنم آدم‌بزرگ شدم، 104 00:05:39,375 --> 00:05:41,291 ‫نه نوچه‌ی توسری‌خورِ داداشم! 105 00:05:43,083 --> 00:05:46,041 ‫- این یکی رو دوست داشتم ‫- خیلی خوبـه. کاملاً هم قابل‌درکـه 106 00:05:46,125 --> 00:05:48,416 ‫قلبم واست تیر می‌کِشه 107 00:05:48,500 --> 00:05:50,416 ‫همیشه دوم بودی. ‫همیشه نادیده گرفته شدی. 108 00:05:50,500 --> 00:05:53,333 ‫ولی حالا، بالاخره فرصتش رو داری که بدرخشی 109 00:05:54,250 --> 00:05:56,750 ‫- آره... ‫- نه، ببین، لطفاً هر چی هست بگو 110 00:05:56,833 --> 00:05:58,333 ‫ما عاشق بازخوردیم. ‫بهمون بازخورد بده. 111 00:05:58,916 --> 00:06:00,541 ‫آ... 112 00:06:00,625 --> 00:06:02,958 ‫چطوره کمتر از جاش حرف بزنیم و ‫بیشتر از خودم؟ 113 00:06:04,166 --> 00:06:06,750 ‫- چقدر کمتر؟ ‫- آره، مثلاً چند درصد کمتر؟ 114 00:06:06,833 --> 00:06:09,250 ‫صفر درصد چطوره مثلاً؟ ‫جاش صفر درصد؟ 115 00:06:09,333 --> 00:06:11,208 ‫بعدش میزان حضور خودم بشه 100 درصد 116 00:06:11,291 --> 00:06:14,541 ‫آها، یعنی نمی‌خوای ‫زیر سایه‌ی برادرت بمونی 117 00:06:14,625 --> 00:06:16,958 ‫دقیقاً همون حرفی که ‫توی مقدمه‌ی برنامه زده شد 118 00:06:17,041 --> 00:06:19,041 ‫آره، من هم متوجه مشکل نمیشم 119 00:06:19,125 --> 00:06:22,875 ‫ببینید رفقا، من به شدت واسه ‫این فرصت هیجان‌زده‌ام،‌ خب؟ 120 00:06:22,958 --> 00:06:25,958 ‫می‌دونم حضور توی برنامه‌تون ‫چه منفعتی برای خودم و شرکتم داره 121 00:06:26,041 --> 00:06:28,083 ‫الان هم بهتون میگم که ‫قراره حسابی بترکونم 122 00:06:28,166 --> 00:06:30,958 ‫چون من آماده‌ام با سگ‌های گنده ‫برم توی بازی 123 00:06:32,041 --> 00:06:34,041 ‫ولی اگه قراره با این زاویه بریم جلو، 124 00:06:34,125 --> 00:06:36,375 ‫ببخشید، فقط فکر نمی‌کنم مناسب باشه 125 00:06:37,875 --> 00:06:39,041 ‫واو 126 00:06:39,125 --> 00:06:41,208 ‫- گمونم منظور راد اینه که... ‫- حسش کردی، لنور؟ 127 00:06:41,291 --> 00:06:43,083 ‫حسش کردم. اوهوم 128 00:06:43,166 --> 00:06:46,125 ‫- این دقیقاً زاویه‌ی مد نظر ماست ‫- آره 129 00:06:46,208 --> 00:06:49,000 ‫خودشـه. اگه بتونی این روحیه و ‫انرژی جاه‌طلبی‌ رو بیاری به برنامه‌مون، 130 00:06:49,083 --> 00:06:50,125 ‫دیگه نیازی به جاش نداریم 131 00:06:50,208 --> 00:06:51,708 ‫- اوهوم ‫- شک نکنید میارمش 132 00:06:51,791 --> 00:06:53,375 ‫خودم سگ گنده میشم 133 00:06:53,458 --> 00:06:54,541 ‫واق واق واق 134 00:06:56,291 --> 00:06:58,000 ‫نه 135 00:06:58,083 --> 00:07:00,583 ‫- این صدای سگ دست‌آموزه! ‫- هیچ شباهتی به صدای واق‌واق راد نداره 136 00:07:00,666 --> 00:07:02,041 ‫مگه نه، سگ غول‌تشن؟ 137 00:07:02,125 --> 00:07:03,000 ‫درسته 138 00:07:03,625 --> 00:07:05,625 ‫« واسه کونِ تپلت جون میدم » ‫« توی شرط‌بندی کونی شدم » ‫« بوق نزن، آبم میاد! » 139 00:07:05,708 --> 00:07:08,166 ‫سلام داداش. داشتم فکر می‌کردم 140 00:07:08,250 --> 00:07:10,291 ‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم ‫خیلی گذشته 141 00:07:10,375 --> 00:07:14,958 ‫اینم می‌دونم که برنامه‌هامون ‫تقریباً هیچوقت جور در نمیاد 142 00:07:15,041 --> 00:07:18,500 ‫ولی داشتم ایمیل آخرت رو می‌خوندم و ‫یه دفعه یه جرقه توی ذهنم زد 143 00:07:19,000 --> 00:07:22,583 ‫آخرش که نوشته بودی «بعداً می‌بینمت»، ‫با خودم گفتم 144 00:07:22,666 --> 00:07:25,458 ‫«اگه بعداً همین الان بود چی؟» 145 00:07:27,000 --> 00:07:29,583 ‫راستش زندگیم خیلی عالیـه 146 00:07:29,666 --> 00:07:31,708 ‫- این اواخر یه بند توی سفر بودم ‫- اوه! 147 00:07:31,791 --> 00:07:34,125 ‫اوقات بیشتری رو توی طبیعت گذروندم 148 00:07:34,208 --> 00:07:35,500 ‫دوست‌های جدید پیدا کردم 149 00:07:36,500 --> 00:07:38,833 ‫عه، صبح بخیر 150 00:07:38,916 --> 00:07:40,583 ‫شما بازیتون رو بکنید 151 00:07:46,750 --> 00:07:48,583 ‫سلام. خوشمزه‌ست؟ 152 00:07:48,666 --> 00:07:51,250 ‫- پیشخدمتی؟ ‫- نه، صرفاً واسم سؤال شد 153 00:07:52,416 --> 00:07:56,291 ‫بگذریم، می‌دونم چقدر سرت شلوغـه، ‫پس یه لطفی به جفت‌مون می‌کنم 154 00:07:56,375 --> 00:07:59,208 ‫درستـه. دارم میام دیدنت، داداش بزرگه! 155 00:07:59,291 --> 00:08:00,458 ‫عه! 156 00:08:00,541 --> 00:08:02,791 ‫می‌خواستم غافلگیرت کنم و ‫یهویی بیام دم خونه‌ات، 157 00:08:02,875 --> 00:08:04,500 ‫ولی زیادی هیجان‌زده بودم 158 00:08:04,583 --> 00:08:07,125 ‫عین موقعی که یه هفته جق نمی‌زنی و ‫بالاخره یه دختر رو می‌بینی و 159 00:08:07,208 --> 00:08:10,250 ‫حتی نمی‌تونی کیرت رو از شلوارت ‫در بیاری و می‌پاشی به در و دیوار! 160 00:08:10,333 --> 00:08:11,625 ‫چه غلطی داری می‌کنی؟ 161 00:08:11,708 --> 00:08:13,958 ‫ازت خواستم تا میرم دستشویی ‫حواست به لپ‌تاپم باشه 162 00:08:14,041 --> 00:08:16,833 ‫یه لحظه وایستا، رفیق. ‫تمرکز کردم. 163 00:08:16,916 --> 00:08:20,916 ‫«می‌پاشه به در و دیوار» 164 00:08:23,125 --> 00:08:24,125 ‫« از مارکوس پینشل به ‫روابط عمومی کارگزاری املاک شهر » 165 00:08:24,125 --> 00:08:26,041 ‫دارم میام دیدنت، داداش بزرگه! 166 00:08:27,208 --> 00:08:28,625 ‫گوه توش 167 00:08:28,708 --> 00:08:30,416 ‫آهای میا. نمیای؟ 168 00:08:30,916 --> 00:08:33,250 ‫از این به بعد کل تمرکزمون رو ‫میذاریم روی این برنامه 169 00:08:33,333 --> 00:08:35,291 ‫- واسمون میشه برگ‌برنده ‫- خیلی هیجان‌انگیزه 170 00:08:35,375 --> 00:08:38,416 ‫حتی اگه اتفاق غیرمنتظره‌ای هم ‫بیفته، می‌تونیم... 171 00:08:38,500 --> 00:08:41,500 ‫- میا، می‌دونی که من از غافلگیری بدم میاد ‫- درسته 172 00:08:41,583 --> 00:08:43,791 ‫هر چی که پیش بیاد، ‫مطمئنم ترتیبش رو میدی 173 00:08:43,875 --> 00:08:45,875 ‫هر چی سرعت کار بالاتر بره، 174 00:08:45,958 --> 00:08:48,666 ‫حتی ریزترین مانع هم می‌تونه کلی آسیب بزنه 175 00:08:48,750 --> 00:08:50,958 ‫می‌دونستی اگه یه راننده فرمول‌یک ‫با سرعت کامل به یه سنگ‌ریزه بخوره، 176 00:08:51,041 --> 00:08:52,833 ‫ماشینش واقعاً منفجر میشه؟ 177 00:08:52,916 --> 00:08:54,625 ‫- جدی؟ ‫- آره، می‌ترکه 178 00:08:54,708 --> 00:08:57,708 ‫واسه همین وظیفه‌ی توئـه که از شر ‫سنگ‌ریزه‌ها خلاص بشی. داشتی می‌گفتی؟ 179 00:08:57,791 --> 00:08:59,208 ‫داشتم... 180 00:08:59,291 --> 00:09:01,208 ‫داشتم می‌گفتم که... 181 00:09:02,000 --> 00:09:05,083 ‫ماشینت بیرون منتظرتـه 182 00:09:05,583 --> 00:09:07,291 ‫گفتما یه صدای قشنگ اون بیرون شنیدم 183 00:09:07,958 --> 00:09:10,916 ‫« کارگزاران شهر بزرگ ‫تعریف تازه‌ای از املاک » 184 00:09:18,666 --> 00:09:19,500 ‫سگ توش 185 00:09:20,000 --> 00:09:29,000 ‫ترجمه از: امیر ستارزاده و امیرعلی ‫illusion & H1tmaN 186 00:09:29,458 --> 00:09:31,875 ‫شهر نیویورک، من اومدم! 187 00:09:34,708 --> 00:09:36,166 ‫آره 188 00:09:36,250 --> 00:09:37,500 ‫این فسقلی‌ها رو نگاه کن 189 00:09:43,875 --> 00:09:45,166 ‫داداشی‌ها! 190 00:09:59,750 --> 00:10:02,083 ‫دیردری، این رویداد بی‌نظیره 191 00:10:02,166 --> 00:10:05,083 ‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم ‫- آخی! جلسه‌ات چطور بود؟ 192 00:10:06,333 --> 00:10:09,250 ‫- دو روز دیگه فیلم‌برداری رو شروع می‌کنیم ‫- چی؟ جدی میگی؟ 193 00:10:09,333 --> 00:10:10,458 ‫آره 194 00:10:10,541 --> 00:10:12,666 ‫بالاخره رفتم توی جمع کله‌گنده‌ها 195 00:10:12,750 --> 00:10:14,125 ‫فقط... می‌خوام بدونی که 196 00:10:14,208 --> 00:10:16,916 ‫همه‌ی فداکاری‌هایی که خانواده‌مون کرده، 197 00:10:17,000 --> 00:10:18,583 ‫قراره حسابی نتیجه بده 198 00:10:18,666 --> 00:10:20,375 ‫خیلی برات خوشحالم 199 00:10:21,000 --> 00:10:22,500 ‫خیلی‌خب، بهتره برگردم سر کارم 200 00:10:22,505 --> 00:10:24,001 ‫هنوز چند نفر دیگه هستن که ‫باید پاچه‌خواری‌شون رو بکنم. 201 00:10:24,083 --> 00:10:27,375 ‫- کارت رو بکن. کجا باید بشینم؟ ‫- میز پنج. برادرت اونجاست 202 00:10:27,458 --> 00:10:28,875 ‫آره! 203 00:10:28,958 --> 00:10:30,875 ‫برگشت گفت: «این قلعه‌ایـه که ‫آقای قلعه‌زاده ساخته!» 204 00:10:30,958 --> 00:10:34,375 ‫ظاهرم چطوره؟ صورتم پُف‌کرده‌ست؟ ‫اون همیشه اگه صورتم پُف باشه، گوشزد می‌کنه 205 00:10:34,458 --> 00:10:36,500 ‫راد، عالی هستی. خب؟ ‫بهت اطمینان میدم 206 00:10:36,583 --> 00:10:38,250 ‫جرج کلونی رفیق مشروب‌خوریمـه 207 00:10:38,333 --> 00:10:39,875 ‫برو پیش‌شون 208 00:10:39,958 --> 00:10:42,083 ‫گفتم «خیلی ممنون بابت این کیف» 209 00:10:42,166 --> 00:10:43,833 ‫برگشت گفت «بازش کردی؟» 210 00:10:43,916 --> 00:10:46,958 ‫یه میلیون دلار داخلش بود. ‫خیال کرده بودم هدیه خودِ کیفـه! 211 00:10:47,041 --> 00:10:49,333 ‫هدیه به این میگن. سلام! پس اومدی 212 00:10:49,416 --> 00:10:50,750 ‫بیا بغلم، گنده‌بک 213 00:10:50,833 --> 00:10:53,250 ‫چه خفن شدی 214 00:10:53,333 --> 00:10:56,041 ‫صورتت چی شده؟ ‫وزنت رفته بالا؟ خوب شدی 215 00:10:56,125 --> 00:10:58,250 ‫- واسه جاش کار می‌کنی؟ ‫- چی؟ کی، اون؟ 216 00:10:58,333 --> 00:11:01,583 ‫نه، این داداش کوچیکه‌ی منـه. ‫راد لندی. مشاور املاکـه. 217 00:11:02,166 --> 00:11:03,166 ‫اوه 218 00:11:03,666 --> 00:11:07,166 ‫در ضمن، قراره توی فصل جدید ‫نیویورک هاسلرز باشم 219 00:11:07,250 --> 00:11:10,125 ‫وای خدا. عالیه. ‫حالا بگو ببینم چی هست؟ 220 00:11:10,208 --> 00:11:12,541 ‫یه رئالیتی‌شوی مشهور 221 00:11:12,625 --> 00:11:16,416 ‫واست عالیـه! دقیقاً ‫باید همین کار رو بکنی 222 00:11:16,500 --> 00:11:18,375 ‫ملت عاشق این شوهای واقعیت‌گرا هستن 223 00:11:18,458 --> 00:11:21,333 ‫کمک‌شون می‌کنه یادشون بره که ‫زندگی‌شون چقدر نکبت‌باره 224 00:11:21,416 --> 00:11:23,333 ‫تبریک میگم. لیاقتش رو داری 225 00:11:23,916 --> 00:11:26,875 ‫- مرسی ‫- پس قراره خونه‌ی جاش رو بفروشی؟ 226 00:11:26,958 --> 00:11:28,625 ‫داری خونه‌ت رو می‌فروشی؟ 227 00:11:28,708 --> 00:11:31,458 ‫آره، وقتش شده. خدایی بد نبود، ‫ولی آره دیگه. 228 00:11:31,541 --> 00:11:33,875 ‫نه. نمی‌خواد خونه‌ی داداش بزرگه‌اش رو ‫بذاره واسه فروش 229 00:11:33,958 --> 00:11:36,708 ‫قطعاً نمی‌خواد با شخصیتِ ‫بیزنسی برادرش طرف‌حساب بشه 230 00:11:36,791 --> 00:11:37,916 ‫«پایین‌تر از قیمت؟!» 231 00:11:38,000 --> 00:11:40,041 ‫بیا برو پایین‌ِ این ببینم بابا! 232 00:11:40,125 --> 00:11:41,208 ‫یوهو! 233 00:11:44,041 --> 00:11:45,416 ‫واو 234 00:11:45,500 --> 00:11:48,208 ‫پنج‌هزار دلار از خانواده‌ی بلومنفلد 235 00:11:48,291 --> 00:11:50,750 ‫کمک خیلی بزرگی می‌کنه 236 00:11:50,833 --> 00:11:51,666 ‫ممنون 237 00:11:51,750 --> 00:11:54,250 ‫گمونم امشب همگی با ‫خیال راحت‌تری می‌خوابیم 238 00:11:54,333 --> 00:11:57,083 ‫چون می‌دونیم که اونا قراره ‫راحت‌تر بخوابن 239 00:11:57,166 --> 00:12:01,875 ‫این مهم، بدون کمک‌های مالی ‫سخاوتمندانه‌ی شما عزیزان ممکن نبود 240 00:12:02,500 --> 00:12:04,041 ‫اوه 241 00:12:04,583 --> 00:12:06,166 ‫راد لندی، شوهرم 242 00:12:06,250 --> 00:12:08,583 ‫ده هزار دلار؟ 243 00:12:08,666 --> 00:12:10,333 ‫وای خدا 244 00:12:10,416 --> 00:12:11,708 ‫عزیزم، عاشقتم 245 00:12:11,791 --> 00:12:12,958 ‫من هم همینطور 246 00:12:14,458 --> 00:12:17,250 ‫خب، انگار دیگه امشب ‫کمک‌مالی دیگه‌ای نداریم 247 00:12:17,333 --> 00:12:21,166 ‫من هم از تک‌تک‌تون خیلی خیلی سپاسگزارم 248 00:12:21,250 --> 00:12:23,083 ‫من یه فیلم کوچیک دارم 249 00:12:23,166 --> 00:12:24,000 ‫عه... 250 00:12:25,250 --> 00:12:28,833 ‫خیلی‌خب، گمونم واسه امشب ‫یه فیلم ویژه داریم 251 00:12:29,500 --> 00:12:31,833 ‫سلام دیردری. منم پاریس 252 00:12:31,916 --> 00:12:34,583 ‫وقتی جاش از بنیاد «خواب‌پناه» بهم گفت، 253 00:12:34,666 --> 00:12:36,250 ‫دیوونه‌اش شدم 254 00:12:36,333 --> 00:12:39,875 ‫هر کی منو بشناسه، می‌دونه ‫هیچ‌چیزی برام مهم‌تر از 255 00:12:39,958 --> 00:12:42,750 ‫حل بحران بی‌خانمانی توی آمریکا نیست 256 00:12:42,833 --> 00:12:45,875 ‫واسه همین صد هزار دلار ‫به جنبشت کمک می‌کنم 257 00:12:45,958 --> 00:12:48,041 ‫- وای خدا! ‫- همینطور به این کارِ خیر ادامه بده 258 00:12:48,125 --> 00:12:51,625 ‫- دوستت دارم، جاش ‫- خدای بزرگ! 259 00:12:51,708 --> 00:12:53,458 ‫- جاش، بلند شو ‫- نه 260 00:12:53,541 --> 00:12:55,708 ‫- خواهش می‌کنم. نه، کوتاه نمیام ‫- نه، نه، نه 261 00:12:59,166 --> 00:13:00,666 ‫خیلی‌خب! 262 00:13:09,041 --> 00:13:12,208 ‫چرا همیشه باید یه سروگردن بالاتر از من باشه؟ ‫می‌خواد چی رو ثابت کنه؟ 263 00:13:12,291 --> 00:13:15,583 ‫خونه‌ی 19 میلیون دلاریش رو ‫گذاشته فروش و به من نگفته؟ 264 00:13:15,590 --> 00:13:26,790 ‫چرا حست رو بهش نمیگی؟ 265 00:13:16,800 --> 00:13:18,291 ‫من که نمیرم التماسش رو بکنم ‫فروش خونه‌اش رو بسپره به من 266 00:13:18,375 --> 00:13:20,958 ‫دقیقاً همین رو می‌خواد. ‫فقط می‌خواد به من کیر بزنه. 267 00:13:21,041 --> 00:13:23,250 ‫«صورتت چی شده؟» 268 00:13:23,333 --> 00:13:26,458 ‫- «وزنت رفته بالا؟ ولی خوب شدی» ‫- جدی خوش‌تیپ شدی 269 00:13:26,541 --> 00:13:28,833 ‫قصدش تیکه انداختن بود 270 00:13:28,916 --> 00:13:31,250 ‫طوری هم وانمود می‌کنه انگار تابحال ‫اسم برنامه‌ی نیویورک هاسلرز رو نشنیده 271 00:13:31,333 --> 00:13:34,583 ‫با اون‌همه سلبریتی دوستی، ولی ‫تابحال اسم هیلی بویاجیان رو نشنیدی؟ 272 00:13:34,666 --> 00:13:35,708 ‫من که باورم نمیشه، داداش 273 00:13:35,791 --> 00:13:38,041 ‫از یه جایی به بعد اینقدر ‫پول دادن دیگه کمک نیست 274 00:13:38,125 --> 00:13:40,291 ‫حالا فکر کن با چه دردسرهای مالیاتی‌ای ‫باید دست‌وپنجه نرم کنی 275 00:13:40,375 --> 00:13:41,791 ‫اصلاً دلم نمی‌خواد جای تو باشم 276 00:13:41,875 --> 00:13:43,375 ‫هنوزم سرش بحث می‌کنیم؟ 277 00:13:43,458 --> 00:13:45,875 ‫نه. درست میگی. تموم شد 278 00:13:48,125 --> 00:13:50,666 ‫مکسین 279 00:13:50,750 --> 00:13:53,208 ‫دختر خوشگله کیه؟ 280 00:13:53,291 --> 00:13:55,375 ‫مگه قرار نشد هر حیوون خونگی ‫معلول سر راهی‌ای رو نیاریم خونه؟ 281 00:13:55,458 --> 00:13:57,083 ‫توی لیست کُشتار بود 282 00:13:57,166 --> 00:13:59,500 ‫بعلاوه، موقتیـه. ‫فردا مراسم واگذاری حیواناتـه. 283 00:13:59,583 --> 00:14:01,000 ‫درگیر کارهای زیادی شدی 284 00:14:01,083 --> 00:14:02,666 ‫- بس نیست؟ ‫- نه واقعاً 285 00:14:02,750 --> 00:14:04,333 ‫ما باید کلی مراسم‌ پرزرق‌وبرق راه بندازیم 286 00:14:04,416 --> 00:14:06,541 ‫تا این پولدارهای عوضی راضی بشن ‫پول بدن 287 00:14:06,625 --> 00:14:10,000 ‫ولی وقتی خرج‌ها رو جمع می‌زنم، ‫حس می‌کنم داریم بی‌خودی زور می‌زنیم 288 00:14:10,083 --> 00:14:11,708 ‫آهای! بس کن! 289 00:14:11,791 --> 00:14:13,833 ‫خدایا. دارید مکسین رو می‌ترسونید 290 00:14:13,916 --> 00:14:16,541 ‫- بهت گفتم بهش پیامک نزن ‫- آخه خودت هیچ حرکتی نمی‌زدی 291 00:14:16,625 --> 00:14:18,083 ‫چتونـه شما دوتا؟ 292 00:14:18,166 --> 00:14:20,416 ‫یه دختر جذاب هست که ‫تازه از «لارنس» منتقل شده و... 293 00:14:20,500 --> 00:14:23,125 ‫من اول دیدمش و خاطرخواهش شدم. ‫شین می‌دونست من روش کراشم. 294 00:14:23,208 --> 00:14:26,208 ‫فقط به این دلیل با تو حرف می‌زنه که ‫به من برسه، طبیعتاً 295 00:14:26,291 --> 00:14:29,000 ‫یعنی امکان نداره از کوری ‫خوشش بیاد، نه از تو؟ 296 00:14:29,083 --> 00:14:31,875 ‫- بابا، مامان داره سکته می‌کنه ‫- شین، مامانت سکته نکرده 297 00:14:31,958 --> 00:14:33,708 ‫فقط دل‌رحمی خاصی ‫واسه آدمای مظلوم داره 298 00:14:33,791 --> 00:14:35,541 ‫آخی، مظلوم 299 00:14:35,625 --> 00:14:36,583 ‫بسه 300 00:14:36,666 --> 00:14:38,291 ‫- باشه ‫- کوری، بیا اینجا 301 00:14:38,375 --> 00:14:41,125 ‫می‌دونی که برادر من هم بچگی ‫خیلی بهم زور می‌گفت 302 00:14:41,208 --> 00:14:43,041 ‫همیشه دخترها رو میاوردم خونه 303 00:14:43,125 --> 00:14:45,750 ‫صبحش، می‌دیدم یواشکی ‫از اتاق جاش میومدن بیرون 304 00:14:45,833 --> 00:14:47,250 ‫بعد از یه شب سکس حرفه‌ای 305 00:14:47,333 --> 00:14:48,750 ‫می‌دونم. خیلی در موردش حرف زدی 306 00:14:48,833 --> 00:14:52,625 ‫آره، ولی آیا گذاشتم زورگویی‌هاش و ‫قدرت جنسی ذاتیش منو شکست بده؟ 307 00:14:52,708 --> 00:14:55,833 ‫نه. همین واسم شد انگیزه که ‫گنده‌تر و قوی‌تر بشم 308 00:14:55,916 --> 00:14:58,916 ‫می‌خوای حریفای سنگین‌تر رو بزنی؟ ‫باید یاد بگیری از محدودیت‌هات رد بشی 309 00:14:59,000 --> 00:14:59,833 ‫باشه، رفیق؟ 310 00:14:59,916 --> 00:15:01,166 ‫- آره ‫- خیلی‌خب 311 00:15:03,041 --> 00:15:04,458 ‫الو؟ 312 00:15:04,541 --> 00:15:05,708 ‫باید ازم تشکر کنی 313 00:15:05,791 --> 00:15:07,583 ‫- خودمم ‫- دارم کمکت می‌کنم 314 00:15:08,083 --> 00:15:10,208 ‫- وای خدا. حالش خوبه؟ ‫- هیس! هیس! 315 00:15:10,291 --> 00:15:12,750 ‫البته. الان میام 316 00:15:15,416 --> 00:15:18,208 ‫از بیمارستان بود. ‫برادرم با ماشین تصادف کرده. 317 00:15:18,291 --> 00:15:19,875 ‫دکتر شاو به بخش فوریت‌ها 318 00:15:19,958 --> 00:15:22,416 ‫مشکلی نیست. اون سرسختـه. ‫از پسش بر میاد. 319 00:15:22,500 --> 00:15:24,583 ‫- شما راد لندی هستید؟ ‫- خودمم 320 00:15:24,666 --> 00:15:26,250 ‫- برادرم حالش خوبه؟ ‫- خوب میشه 321 00:15:26,333 --> 00:15:28,083 ‫تصادف سنگینی داشته. ‫شانس آورده. 322 00:15:28,166 --> 00:15:31,041 ‫- به‌هوش اومده؟ میشه ببینیمش؟ ‫- آرامبخش زدیم ولی به زودی به‌هوش میاد 323 00:15:31,125 --> 00:15:32,083 ‫- باشه ‫- دنبالم بیاید 324 00:15:35,458 --> 00:15:36,458 ‫این دیگه کدوم خریـه؟ 325 00:15:36,541 --> 00:15:38,541 ‫- این که برادرش نیست ‫- مطمئنید؟ 326 00:15:38,625 --> 00:15:41,666 ‫ببخشید. حتماً یه اشتباهی شده. ‫ما دنبال جاش لندی می‌گردیم. 327 00:15:41,750 --> 00:15:44,041 ‫مارکوس پینشل نه؟ 328 00:15:44,125 --> 00:15:45,375 ‫مارکوس چی‌چی؟! 329 00:15:45,458 --> 00:15:49,750 ‫اینجا نوشته «لطفاً با راد لندی، ‫داداش بزرگه‌ام، تماس بگیرید.» 330 00:16:04,791 --> 00:16:07,125 ‫« سال 1998 » 331 00:16:09,750 --> 00:16:12,416 ‫« همون برادری باش که همیشه می‌خواستی، ‫همین امروز داوطلب شو! » 332 00:16:14,916 --> 00:16:17,833 ‫« با هم آشنا بشید » 333 00:16:29,583 --> 00:16:30,500 ‫خیلی‌خب، مارکوس 334 00:16:30,583 --> 00:16:33,750 ‫اسم این بازی «اسب»ـه، ‫اگه درست پرتاب نکنی، یه حرف می‌گیری 335 00:16:33,833 --> 00:16:35,750 ‫- فهمیدی؟ ‫- آره 336 00:16:39,916 --> 00:16:41,041 ‫وای گوه توش 337 00:16:43,083 --> 00:16:45,625 ‫انگار خیلی درد داره. ‫مطمئنی حالت خوبه؟ 338 00:16:46,125 --> 00:16:47,666 ‫تابحال کسی اینو ازم نپرسیده بود 339 00:16:48,291 --> 00:16:49,375 ‫یه لطفی بهم بکن 340 00:16:49,458 --> 00:16:52,375 ‫به هیچکس نگو وقتی با من بودی ‫آسیب دیدی، وگرنه توی دردسر میفتم 341 00:16:52,458 --> 00:16:54,958 ‫متوجه نمیشن. زیاد آسیب می‌بینم 342 00:16:55,791 --> 00:16:58,583 ‫- کلاهت رو پس می‌خوای؟ ‫- نه، مال خودت 343 00:16:59,666 --> 00:17:00,833 ‫الان دیگه برادریم، نه؟ 344 00:17:01,458 --> 00:17:02,750 ‫برادر تا ابد؟ 345 00:17:02,833 --> 00:17:03,875 ‫برادر تا ابد 346 00:17:06,166 --> 00:17:07,916 ‫راد 347 00:17:08,000 --> 00:17:09,000 ‫- راد! ‫- چیه؟ 348 00:17:09,083 --> 00:17:10,916 ‫چه خبره؟ این یارو کیه؟ 349 00:17:11,500 --> 00:17:13,625 ‫باورم نمیشه، ولی گمونم ‫این داداش کوچیکه‌امـه 350 00:17:13,708 --> 00:17:15,250 ‫که از یه مراسم خیریه توی مدرسه پیداش کردم 351 00:17:15,333 --> 00:17:18,500 ‫تو داداش بزرگه شده بودی؟ ‫بهم نگفته بودی 352 00:17:18,583 --> 00:17:20,625 ‫خیال کردم اینطوری رزومه‌ی ‫اَپلای دانشگاهم بهتر دیده میشه 353 00:17:20,708 --> 00:17:22,125 ‫گمونم کلاً پنج بار با هم رفتیم بیرون 354 00:17:22,208 --> 00:17:25,000 ‫معلومـه تأثیر بزرگی روش گذاشتی که ‫خواسته باهات تماس بگیرن 355 00:17:25,083 --> 00:17:27,333 ‫اصلاً همدیگه رو نمی‌شناسیم. ‫به نظرت عجیب نیست؟ 356 00:17:27,416 --> 00:17:29,958 ‫- سی سالـه که باهاش حرف نزدم ‫- داداش؟ 357 00:17:30,500 --> 00:17:31,625 ‫خودتی؟ 358 00:17:31,708 --> 00:17:33,333 ‫یه چیزی بگو 359 00:17:33,416 --> 00:17:35,166 ‫- می‌خوای چی بگم؟ ‫- هر چیزی 360 00:17:39,041 --> 00:17:41,000 ‫سلام رفیق. چطوری؟ 361 00:17:41,083 --> 00:17:42,500 ‫واقعاً خودتی 362 00:17:42,583 --> 00:17:46,458 ‫یا فرشته‌ای هستی که خودت رو به شکل ‫مورد اعتمادترین آدم زندگیم در آوردی 363 00:17:46,541 --> 00:17:48,500 ‫تا کمکم کنی از پل صراط رد بشم؟ 364 00:17:48,583 --> 00:17:51,791 ‫- من نمی‌خوام بمیرم! ‫- نه، نه! آروم! منم! منم! 365 00:17:51,875 --> 00:17:53,833 ‫البته که خودتی 366 00:17:53,916 --> 00:17:55,958 ‫منو باش خیال می‌کردم عوض شدی 367 00:17:56,958 --> 00:18:00,291 ‫خب، این‌همه سال کجاها بودی و ‫چی کارها می‌کردی؟ 368 00:18:00,375 --> 00:18:01,208 ‫خب... 369 00:18:01,291 --> 00:18:05,291 ‫تازه یه پروژه‌ی بلندمدت رو تموم کردم و ‫یکم وقت آزاد پیدا کردم 370 00:18:05,375 --> 00:18:09,708 ‫پس طبعاً اومدم دیدن داداش بزرگه و ‫خانواده‌ی دوست‌داشتنیت 371 00:18:09,791 --> 00:18:11,916 ‫ولی توقع نداشتم همسرت اینقدر ماه باشه 372 00:18:12,000 --> 00:18:13,500 ‫خیلی خوشگلـه 373 00:18:13,583 --> 00:18:14,958 ‫لقمه‌ی گنده‌تر از دهنتـه، داداش 374 00:18:15,041 --> 00:18:17,083 ‫- آره ‫- یعنی کیر به بالا زدی 375 00:18:17,583 --> 00:18:19,458 ‫کیر به پایین نزدی، کیر به بالا و ترقی زدی 376 00:18:20,166 --> 00:18:22,833 ‫- خوشحالم که بالاخره دیدمت، مارکوس ‫- الحق که بانوی خوش‌شانسی هستی 377 00:18:22,916 --> 00:18:25,333 ‫این آقای متشخص یکی یه دونه‌ست 378 00:18:25,416 --> 00:18:28,291 ‫اون مهربون‌ترین و بخشنده‌ترین ‫مردیـه که به عمرم دیدم 379 00:18:28,375 --> 00:18:31,166 ‫با اینکه کلی عضله‌ی ‫ورزشکاری و ورزیده داره، 380 00:18:31,250 --> 00:18:33,958 ‫قوی‌ترین عضله‌اش قلب بزرگشـه 381 00:18:34,041 --> 00:18:35,708 ‫وای خدا. خیلی مهربونـه 382 00:18:35,791 --> 00:18:37,541 ‫پس اومدید 383 00:18:37,625 --> 00:18:40,166 ‫جمع‌تون هم که جمعـه 384 00:18:40,250 --> 00:18:42,583 ‫راحت باشید. فقط باید ‫کیسه و لگنش رو عوض کنم 385 00:18:42,666 --> 00:18:44,833 ‫بریم که این کاتر (سوند) رو در بیاریم 386 00:18:44,916 --> 00:18:47,041 ‫ممنون، پرستار سونج. ‫خیلی بهم لطف داری. 387 00:18:47,125 --> 00:18:49,125 ‫ماشالا چقدر هم مایعات مصرف کردی 388 00:18:49,208 --> 00:18:50,875 ‫- منو میگه ها ‫- خیلی‌خب 389 00:18:50,958 --> 00:18:53,750 ‫دیردری، نباید بری دنبال پسرها؟ 390 00:18:53,833 --> 00:18:55,166 ‫- وای خدا. پسرها! ‫- نه 391 00:18:55,250 --> 00:18:56,666 ‫حال شین و کوری چطوره؟ 392 00:18:57,166 --> 00:18:59,125 ‫- اسمشون رو می‌دونی؟ ‫- شوخیت گرفته؟ 393 00:18:59,208 --> 00:19:01,416 ‫خیلی‌وقتـه که می‌خوام واسه ‫اون وروجک‌ها عموبازی در بیارم 394 00:19:01,500 --> 00:19:02,333 ‫آره 395 00:19:02,416 --> 00:19:04,125 ‫ولی حیف که اینجا گیر افتادی 396 00:19:04,208 --> 00:19:06,458 ‫نه زیاد. همین عصر مرخص میشه 397 00:19:06,541 --> 00:19:09,375 ‫- دکتر گفت جمجمه‌اش آسیب دیده ‫- واسه قدیمـه 398 00:19:09,458 --> 00:19:11,416 ‫یکی از پدرخوانده‌هام یه شب مست کرده بود، 399 00:19:11,500 --> 00:19:14,250 ‫منو گذاشت توی یه ماشین لباسشویی قدیمی، ‫بعدم از بالای تپه قلش داد پایین 400 00:19:14,333 --> 00:19:16,916 ‫اینجا یه فرورفتگی بزرگ دارم. ‫عین جالیوانی می‌مونه. 401 00:19:17,000 --> 00:19:19,833 ‫وای خدا. چقدر عذاب کشیدی 402 00:19:20,333 --> 00:19:23,250 ‫جایی داری که بتونی فعلاً بمونی ‫تا اوضاعت بهتر شه؟ 403 00:19:23,333 --> 00:19:25,250 ‫راستش نه، ولی وقتی بچه‌ی بهزیستی باشی، 404 00:19:25,333 --> 00:19:27,833 ‫عادت می‌کنی هر جایی واست بشه خونه 405 00:19:27,916 --> 00:19:30,083 ‫ولی تو که بچه‌ی بهزیستی نیستی. ‫کمِ کم 40 سالتـه. 406 00:19:30,666 --> 00:19:32,458 ‫چطوره یکی دو شب پیش ما بمونی 407 00:19:32,541 --> 00:19:34,666 ‫- چه فکر بکری ‫- اوهوم 408 00:19:34,750 --> 00:19:36,833 ‫- یه لحظه ما بریم و برگردیم ‫- حتماً 409 00:19:38,125 --> 00:19:39,500 ‫عاشق انرژی‌شونم 410 00:19:39,583 --> 00:19:42,333 ‫چیکار می‌کنی؟ این یه توله‌سگ نیست ‫که قراره خلاصش کنن، خب؟ 411 00:19:42,416 --> 00:19:44,708 ‫معلومـه هیچکس رو نداره که بهش رو بزنه 412 00:19:44,791 --> 00:19:47,833 ‫- تازه، این‌همه راه رانندگی کرده تا تو رو ببینه ‫- این واست مشکوک نیست؟ 413 00:19:47,916 --> 00:19:50,666 ‫مثلاً باید چیکار کنیم؟ ‫هیچ‌جای دیگه‌ای نداره که بره 414 00:19:50,750 --> 00:19:54,541 ‫طولی نمی‌کشه که مجبور بشه ‫کون بده تا پول مسافرخونه‌اش در بیاد 415 00:19:54,625 --> 00:19:56,500 ‫می‌فهمم، ولی زمان‌بندیش افتضاحـه 416 00:19:56,583 --> 00:19:57,916 ‫فردا فیلم‌برداریم شروع میشه 417 00:19:58,000 --> 00:20:00,375 ‫بیخیال. فقط واسه یه شبـه 418 00:20:00,958 --> 00:20:02,458 ‫- خدای بزرگ ‫- فقط یه شب 419 00:20:02,541 --> 00:20:05,000 ‫یه نفس عمیق بکش 420 00:20:05,500 --> 00:20:06,500 ‫گوه توش! 421 00:20:06,583 --> 00:20:07,541 ‫خدا رو شکر 422 00:20:07,625 --> 00:20:10,750 ‫کاتر زتا جونز هم پرونده‌اش بسته شد! ‫(کاترین زتا جونز، بازیگر) 423 00:20:10,833 --> 00:20:12,083 ‫آخیش! 424 00:20:12,166 --> 00:20:14,083 ‫سینوس‌ها و راه دماغم رو هم باز کرد 425 00:20:15,583 --> 00:20:17,833 ‫نگران نباشید. قرار نیست ‫این زحمت‌ها به گردن‌تون بیفته 426 00:20:17,916 --> 00:20:21,333 ‫هر چند، شاید مجبور بشه چند روزی از ‫لگن استفاده کنه، تا مدفوعش سفت بشه 427 00:20:21,416 --> 00:20:22,291 ‫- عالی شد ‫- صحیح 428 00:20:22,375 --> 00:20:24,400 ‫فقط اگه میشه، یه چندتا سؤال ‫در مورد مراقبت‌هاش دارم 429 00:20:24,401 --> 00:20:26,001 ‫حتماً. می‌بینم‌تون، فعلاً 430 00:20:26,083 --> 00:20:27,125 ‫آره 431 00:20:27,208 --> 00:20:31,083 ‫پرستار سونج حرف نداره. بین‌ خودمون، ‫گمونم می‌خواد بهم کُس بده 432 00:20:31,166 --> 00:20:34,291 ‫- خوش به حالت، رفیق ‫- می‌خوام وحشیانه باهاش سکس کنم 433 00:20:34,375 --> 00:20:35,958 ‫همون اول گفتی شنیدم 434 00:20:36,041 --> 00:20:38,000 ‫- اگه جور شد بهت خبر میدم ‫- لازم نیست 435 00:20:38,083 --> 00:20:39,833 ‫می‌دونم، ولی هوات رو دارم 436 00:20:39,916 --> 00:20:40,916 ‫رسوم برادریـه 437 00:20:44,375 --> 00:20:47,416 ‫باورم نمیشه اون تصادف افتضاح با کامیون 438 00:20:47,500 --> 00:20:50,250 ‫آخرش شد بهترین اتفاقی که برام افتاده 439 00:20:50,333 --> 00:20:51,833 ‫خوشحالیم که کمکت می‌کنیم 440 00:20:51,916 --> 00:20:53,125 ‫مگه نه، راد؟ 441 00:20:53,833 --> 00:20:57,333 ‫وایسا. ماشینت اینـه؟! ‫تابحال سوار اینا نشده بودم 442 00:20:57,416 --> 00:20:58,333 ‫به شیشه‌اش دست نزن 443 00:20:58,416 --> 00:21:00,208 ‫اصلاً به هیچی دست نزن 444 00:21:00,291 --> 00:21:02,333 ‫اینو با اولین پول کمیسیون ‫درست‌وحسابیم خریدم 445 00:21:02,416 --> 00:21:06,625 ‫- پس ارزشش واسم بیشتر از یه ماشین عادیـه ‫- فهمیدم. بذار یکم برم عقب‌تر 446 00:21:07,708 --> 00:21:10,166 ‫- نه! آهای! چیکار... آهای! ‫- وای نه. شرمنده. بذار... 447 00:21:10,250 --> 00:21:11,416 ‫آخ! 448 00:21:13,458 --> 00:21:14,541 ‫یه رفیق توی اتوموبیل‌زون دارم 449 00:21:14,625 --> 00:21:16,083 ‫- برات بی‌رنگ درش میاره ‫- عیب نداره 450 00:21:18,500 --> 00:21:20,958 ‫برگام. محله‌تون اینجاست؟ 451 00:21:21,458 --> 00:21:24,875 ‫چی؟! شوخیت گرفته؟ ‫رفیق، خونه‌ات اینـه؟! 452 00:21:24,958 --> 00:21:26,916 ‫راد قبل اینکه حتی ‫بذارنش واسه فروش پیداش کرد 453 00:21:27,000 --> 00:21:29,333 ‫معلومـه! اون مشاور املاکـه 454 00:21:29,416 --> 00:21:31,208 ‫خفن‌ترین شغلی که وجود داره 455 00:21:31,291 --> 00:21:33,791 ‫تبلیغ روی نیمکت‌های اتوبوس. ‫خونه‌های بازدید عموم. 456 00:21:33,875 --> 00:21:36,250 ‫با اون بازوهات که عین ‫موشک‌های بالستیک هستن، 457 00:21:36,333 --> 00:21:39,041 ‫تابلوهای «فروشی» رو می‌کوبی توی چمن 458 00:21:39,125 --> 00:21:42,208 ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، رفیق 459 00:21:42,291 --> 00:21:46,166 ‫به نظرت می‌تونی یادم بدی؟ ‫می‌خوام ازت یاد بگیرم، استاد 460 00:21:46,250 --> 00:21:49,291 ‫به این سادگی‌ها نیست. سال‌ها ‫طول کشید تا آزمونش رو قبول بشم 461 00:21:49,375 --> 00:21:52,458 ‫لازم نیست هیچ کاری بکنی. ‫فقط بذار تماشا کنم و یاد بگیرم. 462 00:21:52,541 --> 00:21:54,166 ‫- من خوب یاد می‌گیرم ‫- آره 463 00:21:54,250 --> 00:21:55,750 ‫مطمئنم می‌تونی یکی دوتا نکته بهش یاد بدی 464 00:21:58,041 --> 00:22:00,250 ‫می‌دونی چیه، دیردری؟ ‫من مارکوس رو میارم. تو برو داخل 465 00:22:00,750 --> 00:22:01,583 ‫باشه 466 00:22:05,875 --> 00:22:10,125 ‫وقتشـه بازاریابی املاک رو ‫از استادش یاد بگیرم. به‌به! 467 00:22:14,125 --> 00:22:14,958 ‫آخ 468 00:22:15,041 --> 00:22:16,916 ‫یکم درد گرفت 469 00:22:17,000 --> 00:22:19,208 ‫چه ابزار قشنگی 470 00:22:20,333 --> 00:22:21,166 ‫راد؟ 471 00:22:22,666 --> 00:22:23,708 ‫اونجایی؟ 472 00:22:23,791 --> 00:22:24,666 ‫اوه 473 00:22:31,916 --> 00:22:33,166 ‫چرا اومدی اینجا؟ 474 00:22:33,250 --> 00:22:34,333 ‫منظورت چیه؟ 475 00:22:34,416 --> 00:22:36,666 ‫توقع داری باور کنم هیچکس دیگه‌ای رو ‫نداشتی که بهش زنگ بزنن؟ 476 00:22:36,750 --> 00:22:39,666 ‫اومدی تیغ بزنی؟ ‫اگه آره، بگو چقدر می‌خوای 477 00:22:39,750 --> 00:22:40,791 ‫بابت چی؟ 478 00:22:40,875 --> 00:22:43,541 ‫بابت اینکه مستقیم سوار ‫تاکسی بشی و نیای داخل 479 00:22:43,625 --> 00:22:46,000 ‫جدی‌جدی که خیال نمی‌کنی ‫ما برادر هستیم، مگه نه؟ 480 00:22:46,083 --> 00:22:47,166 ‫ایمیل‌هامون چی؟ 481 00:22:47,250 --> 00:22:49,708 ‫- چه ایمیلی؟ ‫- خیلی‌خب، الان فهمیدم داری سر به سرم میذاری 482 00:22:49,791 --> 00:22:51,208 ‫گوش کن 483 00:22:51,291 --> 00:22:52,750 ‫- میای داخل؛ خب؟ ‫- آره 484 00:22:52,833 --> 00:22:55,083 ‫میگی «ممنون. نه، ممنون» 485 00:22:55,583 --> 00:22:58,000 ‫چون یادت افتاد که باید بری ‫پیش خانواده‌ی واقعی‌ات 486 00:22:58,083 --> 00:22:59,541 ‫نه خانواده‌ی الکی‌ات 487 00:23:00,125 --> 00:23:01,666 ‫شین! کوری! 488 00:23:01,750 --> 00:23:04,000 ‫یه نفر اومده که می‌خوایم باهاش آشنا بشید 489 00:23:04,083 --> 00:23:06,375 ‫این برادر کوچیکه‌ی باباتونـه، مارکوس 490 00:23:06,458 --> 00:23:09,291 ‫پسرها. بیاید بغلم ببینم 491 00:23:09,375 --> 00:23:10,291 ‫یالا 492 00:23:15,958 --> 00:23:17,791 ‫- خیلی‌خب ‫- این یارو کیه؟ 493 00:23:17,875 --> 00:23:19,666 ‫من بدجور گیج شدم 494 00:23:19,750 --> 00:23:21,500 ‫آره، نمی‌دونستم برادر کوچیک‌تر داری 495 00:23:21,583 --> 00:23:24,166 ‫حالا برادر که نمیشه گفت، ولی بیخیال 496 00:23:24,250 --> 00:23:25,666 ‫چه مدت قراره اینجا باشه؟ 497 00:23:28,000 --> 00:23:31,208 ‫راستش، گمونم بهتره برم 498 00:23:31,291 --> 00:23:33,583 ‫به این زودی؟ تازه اومدی که 499 00:23:33,666 --> 00:23:36,083 ‫مگه نگفتی جایی واسه رفتن نداری؟ 500 00:23:36,708 --> 00:23:37,708 ‫آره 501 00:23:37,791 --> 00:23:39,875 ‫همین رو گفتم 502 00:23:39,958 --> 00:23:41,916 ‫بعدش فهمیدم بهتره که ‫پیش خانواده‌ی واقعیم باشم 503 00:23:42,000 --> 00:23:43,708 ‫تا خانواده‌ی الکی‌ام 504 00:23:44,416 --> 00:23:47,333 ‫راد بهت گفت اینو بگی؟ ‫چقدر پول بهت پیشنهاد داد؟ 505 00:23:47,958 --> 00:23:50,125 ‫راستش به رقم توافقی نرسیدیم 506 00:23:50,208 --> 00:23:51,458 ‫آره، بهش توجه نکن 507 00:23:51,541 --> 00:23:54,708 ‫این روزها سرش خیلی شلوغـه. ‫ربطی به تو نداره. 508 00:23:54,791 --> 00:23:56,708 ‫اتفاقاً یکم حس کردم 509 00:23:56,791 --> 00:24:00,375 ‫پسرها، چندتا ملافه‌ی اضافه و ‫بالش واسه عمو مارکوس بیارید 510 00:24:00,458 --> 00:24:02,833 ‫وای خدا. من عمو مارکوسم! 511 00:24:03,958 --> 00:24:07,083 ‫ته و توش رو در میاریم که ‫چی داره اذیتت می‌کنه، داداش 512 00:24:08,083 --> 00:24:11,166 ‫کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که ‫اومدنم اتفاقی نبوده 513 00:24:11,250 --> 00:24:13,958 ‫آخ! 514 00:24:15,208 --> 00:24:16,208 ‫وای! 515 00:24:16,291 --> 00:24:18,750 ‫اینی که حس می‌کنی کفشمـه. ‫کیرم راست نشده. 516 00:24:18,833 --> 00:24:20,500 ‫چرا این لامصب اینقدر لیزه؟ 517 00:24:20,583 --> 00:24:23,958 ‫به پرستار سونج گفتم حسابی ‫زخم‌هام رو وازلین بزنه، 518 00:24:24,041 --> 00:24:25,333 ‫همه‌جا وازلینی شد 519 00:24:25,416 --> 00:24:26,458 ‫وای! 520 00:24:28,500 --> 00:24:30,125 ‫وای! گوه توش! 521 00:24:32,333 --> 00:24:33,416 ‫آخ 522 00:24:33,500 --> 00:24:35,458 ‫مجبور شدیم بذاریم ‫توی دفتر من بمونه 523 00:24:35,541 --> 00:24:38,833 ‫نتونستی از پله‌ها بیاریش بالا. ‫اقلاً اون پایین جاش امن‌تره. 524 00:24:38,916 --> 00:24:39,875 ‫جدی؟ 525 00:24:39,958 --> 00:24:41,291 ‫وقتی باهات ازدواج کردم 526 00:24:41,375 --> 00:24:43,416 ‫می‌گفتی «تنها چیزی که مهمـه ‫خانواده‌ست»، پس چی شد؟ 527 00:24:43,500 --> 00:24:46,666 ‫آره، خانواده‌ای که فامیلم باشه. ‫اون برادر واقعیم نیست. 528 00:24:46,750 --> 00:24:47,750 ‫چرا اینقدر ناراحتی؟ 529 00:24:47,833 --> 00:24:49,666 ‫شاید یه دلیلی داشته که ‫به زندگیت برگشته 530 00:24:49,750 --> 00:24:50,791 ‫یا شاید هم ناراحتم 531 00:24:50,875 --> 00:24:53,000 ‫چون یه غریبه توی خونه‌مون خوابیده 532 00:24:53,083 --> 00:24:56,250 ‫موقعی هم که می‌بردمش بالا، ‫برگشت گفت کیرش راست نشده 533 00:24:56,333 --> 00:24:59,625 ‫- ولی قطعاً کیرش راست شده بود ‫- به هر حال می‌مونه. باهاش کنار بیا 534 00:24:59,708 --> 00:25:01,083 ‫اصلاً نمی‌تونم باهاش کنار بیام 535 00:25:01,166 --> 00:25:03,833 ‫باید فردا برم جلوی دوربین، ‫ولی الان استرس خفه‌ام کرده 536 00:25:03,916 --> 00:25:06,083 ‫- قبلش هم استرس خفه‌ات کرده بود ‫- جدی؟ 537 00:25:06,166 --> 00:25:08,208 ‫آره بابا چیز خاصی نیست که 538 00:25:08,291 --> 00:25:10,458 ‫فقط پای کل آبرو و زحماتم وسطـه 539 00:25:10,541 --> 00:25:11,416 ‫هر چی 540 00:25:12,875 --> 00:25:16,583 ‫خیلی‌خب، شاید این مارکوس داره ‫احساسات قدیمیت رو زنده می‌کنه 541 00:25:16,666 --> 00:25:18,750 ‫مثل رابطه‌ات و مسائل بین تو و جاش 542 00:25:18,833 --> 00:25:20,166 ‫نور قرمز رو روشن می‌کنم، دیردری 543 00:25:20,250 --> 00:25:21,416 ‫شب بخیر 544 00:25:41,041 --> 00:25:42,375 ‫راد و دیردری 545 00:25:43,375 --> 00:25:45,958 ‫امروز، آغاز یک سفر زیبا برای شماست 546 00:25:46,875 --> 00:25:49,291 ‫شما در کنار هم فقط عشق پیدا نکردید، 547 00:25:49,375 --> 00:25:52,916 ‫بلکه اعتماد و احترام و شادی هم ساختید 548 00:25:53,000 --> 00:25:55,166 ‫وقتی با هم وارد این فصل تازه می‌شید، 549 00:25:55,791 --> 00:25:59,750 ‫امیدوارم روزهاتون پر از خنده و ‫دل‌هاتون پر از مهربونی باشه... 550 00:25:59,833 --> 00:26:01,916 ‫آهای. شرمنده 551 00:26:02,000 --> 00:26:04,791 ‫- صداش رو خیلی بلند کردم؟ ‫- نه، مشکلی نیست. طوری نیست 552 00:26:04,875 --> 00:26:07,708 ‫- خیلی باعث افتخارمـه که... ‫- داری فیلم عروسی‌مون رو می‌بینی 553 00:26:07,791 --> 00:26:11,000 ‫آره، خوابم نمی‌برد. ‫امیدوارم پُر رویی نکرده باشم. 554 00:26:11,083 --> 00:26:13,458 ‫سال‌ها بود که ندیده بودمش 555 00:26:15,208 --> 00:26:17,333 ‫موهام رو نگاه 556 00:26:17,416 --> 00:26:18,625 ‫خوشگلـه 557 00:26:18,708 --> 00:26:21,000 ‫کلش خیلی خوشگلـه لامصب 558 00:26:21,083 --> 00:26:22,750 ‫عروسی‌مون حرف نداشت 559 00:26:22,833 --> 00:26:24,958 ‫نه، فقط خود عروسی نه. ‫عشق‌تون بی‌نظیره. 560 00:26:25,041 --> 00:26:27,500 ‫انرژیش پخش شده. ‫توی چهره‌ی همه معلومـه. 561 00:26:28,333 --> 00:26:31,791 ‫شماها چیزی که همه‌مون ‫دنبالش هستیم رو پیدا کردید 562 00:26:32,916 --> 00:26:34,375 ‫ما اون‌موقع خیلی خوشحال بودیم 563 00:26:34,875 --> 00:26:38,750 ‫اوه اوه. چرا فعل گذشته؟ 564 00:26:40,125 --> 00:26:41,666 ‫حس می‌کنم ناراحتی 565 00:26:42,166 --> 00:26:44,750 ‫- اوضاع بین‌تون مرتبـه؟ ‫- اوه 566 00:26:44,833 --> 00:26:48,375 ‫دیر وقتـه. بعیده دلت بخواد ‫قصه‌اش رو بشنوی. 567 00:26:48,458 --> 00:26:50,291 ‫آره، درست میگی. ‫نمی‌خوام بشنوم. 568 00:26:50,375 --> 00:26:52,541 ‫باااااید بگی بشنوم! 569 00:26:52,625 --> 00:26:55,791 ‫زود باش، دختر. ‫بین‌ خودمون می‌مونه. 570 00:26:56,958 --> 00:26:58,291 ‫نمی‌دونم 571 00:26:58,791 --> 00:27:01,750 ‫آخه راد... 572 00:27:02,250 --> 00:27:04,750 ‫بدجور روی این برنامه‌ی ‫واقعیت‌نما تمرکز کرده 573 00:27:04,833 --> 00:27:06,875 ‫- شده وِرد زبونش ‫- آها 574 00:27:06,958 --> 00:27:09,875 ‫گمونم بزرگ شدن زیر سایه‌ی برادرش ‫بدجور داغونش کرده 575 00:27:09,958 --> 00:27:12,666 ‫که اینطور. رابطه‌شون پیچیده‌ست 576 00:27:12,750 --> 00:27:14,458 ‫آره، من... 577 00:27:15,875 --> 00:27:17,875 ‫من شوهرم رو پس می‌خوام 578 00:27:17,958 --> 00:27:20,125 ‫آره. بذار حدس بزنم 579 00:27:20,208 --> 00:27:23,666 ‫از آخرین باری که دکتر بازی داشتید ‫خیلی گذشته 580 00:27:23,750 --> 00:27:24,833 ‫اوه 581 00:27:25,375 --> 00:27:27,083 ‫رو چه حساب اینو میگی؟ 582 00:27:27,166 --> 00:27:28,458 ‫طبق تجربه‌ام، 583 00:27:28,541 --> 00:27:31,666 ‫هیچی مثل حسِ ناامنی، میل جنسی ‫مرد رو سریع خاموش نمی‌کنه 584 00:27:32,916 --> 00:27:33,833 ‫خیلی‌خب 585 00:27:34,666 --> 00:27:36,458 ‫گمونم آره، چند وقتی میشه سکس نکردیم 586 00:27:36,958 --> 00:27:39,916 ‫ولی همه‌اش تقصیر اون نیست. ‫من هم سرم شلوغ بوده. 587 00:27:40,000 --> 00:27:41,583 ‫البته 588 00:27:41,666 --> 00:27:44,500 ‫ولی ممکنه اینطور باشه که حواس‌پرتیِ راد 589 00:27:44,501 --> 00:27:47,833 ‫یه خلأ درست کرده و تو داری ‫با پروژه‌های خودت پرش می‌کنی؟ 590 00:27:47,916 --> 00:27:51,166 ‫یعنی خودت رو وقفِ همه کردی، جز خودت 591 00:27:52,916 --> 00:27:55,041 ‫از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم 592 00:27:56,791 --> 00:27:58,875 ‫انگار توی این مسائل خیلی سررشته داری 593 00:27:59,625 --> 00:28:01,750 ‫آره. خب... 594 00:28:01,833 --> 00:28:04,000 ‫از قضا توی مجتمع آپارتمانی که ‫قبلاً زندگی می‌کردم 595 00:28:04,083 --> 00:28:05,625 ‫پر از تراپیست بود 596 00:28:05,708 --> 00:28:06,625 ‫آها 597 00:28:06,708 --> 00:28:09,000 ‫وقتی هم از سر کار برمی‌گشتن خونه، ‫سیر تا پیاز رازهای بیماران‌شون رو می‌گفتن 598 00:28:10,375 --> 00:28:14,958 ‫ولی خوشحالم که این‌موقع اومدم پیش‌تون. ‫داداش‌مون داره عذاب می‌کشه. 599 00:28:15,041 --> 00:28:17,666 ‫فکر می‌کنه باید نقشِ یه آدم دیگه رو بازی کنه، 600 00:28:17,750 --> 00:28:19,041 ‫تا لیاقتِ محبت ما رو داشته باشه 601 00:28:19,125 --> 00:28:21,333 ‫آره، انگار خیلی توی عذابـه 602 00:28:21,416 --> 00:28:23,333 ‫من راد قدیمی رو برمی‌گردونم و 603 00:28:23,416 --> 00:28:27,416 ‫به هر قیمتی که شده دوباره ‫اون جرقه رو روشن می‌کنم، عزیزم 604 00:28:28,750 --> 00:28:31,666 ‫حالا، امیدوارم ناراحت نشی 605 00:28:32,166 --> 00:28:36,250 ‫رفتم سر یخچال و ‫یه شراب سفید ناب پیدا کردم 606 00:28:36,333 --> 00:28:37,875 ‫- اوه ‫- سفیدیش به شما نمی‌رسه البته 607 00:28:37,958 --> 00:28:40,083 ‫- اوه ‫- بانو؟ 608 00:28:41,041 --> 00:28:42,416 ‫بله، لطفاً 609 00:28:42,500 --> 00:28:43,666 ‫چشم 610 00:28:47,125 --> 00:28:48,625 ‫- نوش ‫- نوش 611 00:28:53,291 --> 00:28:55,916 ‫این خوراک کدو با لبای آدم بازی می‌کنه 612 00:28:56,000 --> 00:28:59,625 ‫ممنون، کوری. راستش دستور پختش رو ‫از سومین پدرخوانده‌ام یاد گرفتم 613 00:28:59,708 --> 00:29:03,000 ‫این تنها چیزیه که ازش برام مونده، ‫بعد از اینکه 11 سپتامبر 614 00:29:03,001 --> 00:29:05,250 ‫توی یه آتش‌سوزیِ نامربوطِ کازینو مُرد 615 00:29:06,666 --> 00:29:08,583 ‫خیلی‌خب، باید بریم، کله‌خر 616 00:29:10,541 --> 00:29:12,458 ‫- صبح بخیر، داداش ‫- آره، صبح بخیر 617 00:29:12,541 --> 00:29:15,083 ‫می‌بینم که رفتی سراغ کمد لباس‌هام 618 00:29:15,166 --> 00:29:18,875 ‫عیبی نداره؟ قول میدم ‫قبل رفتن بشورم‌شون 619 00:29:18,958 --> 00:29:20,208 ‫لازم نیست 620 00:29:20,291 --> 00:29:21,958 ‫نه، خیلی خیلی هم لازمـه 621 00:29:22,041 --> 00:29:26,416 ‫من یه بیماری دارم که ‫عرقم ممکنه بوی شاش گربه بده 622 00:29:26,500 --> 00:29:30,625 ‫- می‌دونی چیه؟ اصلاً لباس‌ها مال خودت ‫- مرسی، قشنگم. برو بترکون، ملکه 623 00:29:30,708 --> 00:29:32,875 ‫- می‌بینم‌تون پسرها ‫- آهای، کجا میری؟ 624 00:29:32,958 --> 00:29:33,875 ‫مراسم واگذاری حیوانات 625 00:29:33,958 --> 00:29:36,041 ‫دیروز که بهت گفتم. ‫توی تقویم هست. 626 00:29:36,125 --> 00:29:38,125 ‫نه. پس اون چی؟ ‫من اولین روز فیلم‌برداریمـه 627 00:29:38,208 --> 00:29:41,416 ‫مارکوس یه فکر خیلی خوب داشت 628 00:29:41,500 --> 00:29:44,541 ‫با خودم گفتم، از اونجا که گفتی ‫کار املاک رو یادم میدی، 629 00:29:44,625 --> 00:29:45,916 ‫چطوره امروز همراهت بیام؟ 630 00:29:46,000 --> 00:29:47,000 ‫نه 631 00:29:47,083 --> 00:29:49,166 ‫نه، نه، نه، نه. اصلاً و ابداً 632 00:29:49,250 --> 00:29:52,250 ‫- نگرانی مزاحمت بشم ‫- این یکی از دغدغه‌هامـه، آره 633 00:29:52,333 --> 00:29:55,250 ‫من باید برم. خودتون حلش کنید. ‫موفق باشی. 634 00:29:55,333 --> 00:29:57,458 ‫هیچی واسه حل کردن نیست. ‫اون نمیاد. 635 00:29:57,541 --> 00:29:59,541 ‫اگه واقعاً نمی‌خوای بیام، برام قابل احترامـه 636 00:29:59,625 --> 00:30:02,583 ‫- اصلاً نمی‌خوام سربار باشم ‫- چه خوب که درک می‌کنی 637 00:30:02,666 --> 00:30:04,791 ‫آره، می‌تونم همینجا بپلکم. ‫مشکلی نیست. 638 00:30:04,875 --> 00:30:07,416 ‫مطمئنم یه سرگرمی پیدا می‌کنم 639 00:30:08,041 --> 00:30:10,625 ‫وای لعنتی! خوراکم داخل فر موند! 640 00:30:10,708 --> 00:30:12,500 ‫تف توش! وای! 641 00:30:13,541 --> 00:30:15,833 ‫آتیش! 642 00:30:15,916 --> 00:30:18,541 ‫واااااای! 643 00:30:19,666 --> 00:30:21,000 ‫بخورش، کونده! 644 00:30:21,083 --> 00:30:22,000 ‫یوهو! 645 00:30:22,083 --> 00:30:24,000 ‫چیزی نمونده بود کل خونه آتیش بگیره 646 00:30:25,125 --> 00:30:26,083 ‫باورت میشه؟ 647 00:30:29,541 --> 00:30:31,833 ‫سیب بزرگ همینـه! ‫(لقب شهر نیویورک) 648 00:30:31,916 --> 00:30:34,083 ‫حالت چطوره، نیویورک؟! 649 00:30:34,166 --> 00:30:36,833 ‫هورا! 650 00:30:36,916 --> 00:30:38,541 ‫آره! 651 00:30:38,625 --> 00:30:39,875 ‫خدایا. بیا داخل! 652 00:30:39,958 --> 00:30:41,708 ‫پشمام، رفیق 653 00:30:41,791 --> 00:30:44,958 ‫- واقعاً زندگیم شده این؟ ‫- من هم همین برام سؤال شده بود 654 00:30:45,041 --> 00:30:47,541 ‫نزدیک محله‌ی قدیمیم هستیم 655 00:30:48,041 --> 00:30:51,208 ‫بهتره یه سر بریم زمین بسکتبال. ‫هنوز یه مسابقه‌ی مجدد بهم بدهکاری. 656 00:30:51,291 --> 00:30:54,916 ‫- اصلاً نمی‌دونم چی میگی ‫- الکی نگو، یادت نرفته، کیونی 657 00:30:55,000 --> 00:30:56,750 ‫آخ! دارم ماشین می‌رونما! 658 00:30:59,083 --> 00:31:00,708 ‫راستی، باید ازت معذرت بخوام 659 00:31:00,791 --> 00:31:02,958 ‫اونقدر که تمرکزم روی سلامت روان خودم بود 660 00:31:03,041 --> 00:31:04,541 ‫نیازهای تو رو فراموش کردم 661 00:31:04,625 --> 00:31:06,916 ‫اخیراً اتفاقی افتاده که ‫باعث بشه استرس بگیری؟ 662 00:31:07,000 --> 00:31:08,250 ‫آره، همین 663 00:31:08,333 --> 00:31:10,666 ‫- جنابعالی ‫- آره، ولی به همین ختم نمیشه، مگه نه؟ 664 00:31:10,750 --> 00:31:13,791 ‫از حرفای دیردری فهمیدم که اخیراً ‫زدی جاده خاکی 665 00:31:14,291 --> 00:31:15,833 ‫- خودش بهت گفت؟ ‫- نه 666 00:31:15,916 --> 00:31:18,458 ‫باهام در میون گذاشت ‫چون دوستت داره 667 00:31:18,541 --> 00:31:19,375 ‫چی گفت؟ 668 00:31:19,458 --> 00:31:23,125 ‫توی لفافه گفت که احتمالاً ‫توی رابطه‌ی جنسی‌تون مشکل دارید 669 00:31:24,041 --> 00:31:25,041 ‫درک می‌کنم 670 00:31:25,125 --> 00:31:28,541 ‫شاید اگه من هم عین تو تحت فشار بودم، ‫دچار اختلال نعوظ می‌شدم 671 00:31:28,625 --> 00:31:30,583 ‫من اختلال نعوظ ندارم، خب؟ 672 00:31:30,666 --> 00:31:32,833 ‫با اطمینان میگم مشکل هر چی که هست، ‫توی ذهن خودتـه 673 00:31:32,916 --> 00:31:34,916 ‫احتمالاً سایز کیرت کاملاً معمولیـه 674 00:31:35,000 --> 00:31:37,458 ‫ولی کنار بدنِ گنده‌ات کوچیک دیده میشه 675 00:31:37,541 --> 00:31:40,916 ‫حتی اگه اونقدر حواسم پرت بود که ‫با همسرم سکس نداشتم، که اینطور نیست، 676 00:31:41,500 --> 00:31:42,708 ‫ولی اگه اینطور هم بود... 677 00:31:42,791 --> 00:31:45,333 ‫واسه اینه که می‌خوام دیردری ‫بهترین زندگی ممکن رو داشته باشه 678 00:31:45,416 --> 00:31:46,958 ‫واسه این هدف هم باید ‫دو برابر بیشتر کار کنم 679 00:31:47,041 --> 00:31:49,541 ‫راد، خیلی می‌خوامت، ‫ولی واقعاً خری 680 00:31:49,625 --> 00:31:52,125 ‫این چیزهای مادّی ‫اصلاً واسه دیردری مهم نیست 681 00:31:52,208 --> 00:31:56,208 ‫باید کمتر به خودت سخت بگیری و ‫کیرت رو برای زنت سفت و سخت کنی 682 00:31:56,291 --> 00:31:58,208 ‫یه شب قرار ببرش بیرون و 683 00:31:58,291 --> 00:32:00,708 ‫بعدش یه سکس عاشقانه باهاش بکن 684 00:32:00,791 --> 00:32:02,875 ‫باغچه‌اش رو بیل بزن 685 00:32:02,958 --> 00:32:05,625 ‫یا تقه‌اش رو بزن 686 00:32:07,000 --> 00:32:09,791 ‫همینـه! این اون راد قدیمیـه 687 00:32:10,291 --> 00:32:12,916 ‫واقعاً ممنونم که اینجوری ‫باهام درد دل کردی 688 00:32:13,000 --> 00:32:15,291 ‫من درد دل نکردم. ‫از این خبرها نیست. 689 00:32:15,375 --> 00:32:16,208 ‫جاشی! 690 00:32:16,291 --> 00:32:18,708 ‫رفیق، بفهمه اینجام حسابی غافلگیر میشه! 691 00:32:18,791 --> 00:32:21,791 ‫- نه، ما... کیر توش ‫- دادا، چطوری؟! 692 00:32:24,000 --> 00:32:26,916 ‫- راد؟ ‫- سلام، جاش. این مارکوسـه 693 00:32:27,000 --> 00:32:30,083 ‫یه مراسم خیریه توی مدرسه رفته بودم و ‫اون شده بود داداش کوچیکه‌ام 694 00:32:30,166 --> 00:32:31,958 ‫الان هم بنا به دلایلی اینجاست 695 00:32:32,041 --> 00:32:34,541 ‫که اینطور. باشه. ‫زنگ زدم حالت رو بپرسم. 696 00:32:34,625 --> 00:32:36,666 ‫اون شب انگار یکم گرفته بودی 697 00:32:36,750 --> 00:32:38,833 ‫می‌دونم به خاطر اون برنامه خیلی تحت فشاری 698 00:32:38,916 --> 00:32:41,958 ‫ولی مراقبت از سلامت روانیت خیلی مهمـه، خب؟ 699 00:32:42,458 --> 00:32:45,500 ‫داری به اون سنی می‌رسی که ‫بعضیا یهو می‌زنن به سیم آخر و 700 00:32:45,501 --> 00:32:47,833 ‫کل خانواده‌شون رو نابود می‌کنن 701 00:32:47,916 --> 00:32:50,833 ‫می‌دونی چیه؟ چطوره یه جلسه ‫با مشاورم برات ترتیب بدم؟ 702 00:32:50,916 --> 00:32:52,125 ‫البته مشاور سابقم 703 00:32:52,208 --> 00:32:55,083 ‫الان دیگه من شدم مشاورش، ‫خیلی عالی بوده 704 00:32:55,166 --> 00:32:57,625 ‫آهای، جاش، جاش. ‫من خوبم. خب؟ 705 00:32:57,708 --> 00:33:00,416 ‫خداییش همه‌چی مرتبـه. ‫اگه بدونی چقدر روی فرمم. 706 00:33:00,500 --> 00:33:02,916 ‫اتفاقاً توی راهم و دارم میرم ‫فیلم‌برداری برنامه‌ام 707 00:33:03,000 --> 00:33:05,541 ‫پس همه‌چی ردیفـه. خیلی‌خب، خداحافظ 708 00:33:15,666 --> 00:33:17,750 ‫رسیدیم 709 00:33:21,916 --> 00:33:24,041 ‫آهای. نگران نباش 710 00:33:24,125 --> 00:33:26,916 ‫دوربین‌ها هم به اندازه‌ی من عاشقت میشن 711 00:33:27,000 --> 00:33:28,958 ‫آره، مرسی. فقط همینجا بمون، خب؟ 712 00:33:29,041 --> 00:33:30,416 ‫- توی ماشین؟ ‫- آره 713 00:33:30,500 --> 00:33:33,041 ‫- توی این گرما خطر نداره؟ ‫- یکی از شیشه‌ها رو یکم میدم پایین 714 00:33:33,750 --> 00:33:35,208 ‫اگه کار فوری پیش بیاد چی؟ 715 00:33:35,291 --> 00:33:37,041 ‫تحت هیچ شرایطی از این ماشین بیرون نیا 716 00:33:37,125 --> 00:33:38,916 ‫به هیچ چیزش هم دست نزن، خب؟ 717 00:33:39,000 --> 00:33:40,500 ‫وگرنه اون یکی پات رو می‌شکونم 718 00:33:41,041 --> 00:33:42,125 ‫آخ 719 00:33:42,916 --> 00:33:45,041 ‫روز فیلم‌برداری مبارک. آماده‌ای؟ 720 00:33:45,125 --> 00:33:47,833 ‫- باید حرف بزنیم ‫- اوه اوه 721 00:33:47,916 --> 00:33:48,750 ‫توی دردسر افتادم؟ 722 00:33:48,833 --> 00:33:49,875 ‫یادت میاد، چند سال پیش 723 00:33:49,958 --> 00:33:52,250 ‫داداش کوچیکه‌ی دوران مدرسه‌ام ‫یهویی بهمون ایمیل زد 724 00:33:52,333 --> 00:33:54,166 ‫- و بهت گفتم ترتیبش رو بدی؟ ‫- آره 725 00:33:54,250 --> 00:33:56,541 ‫همون پیام آماده‌ای که همیشه برای ‫آدمای خل‌وضع می‌فرستیم رو براش زدی، آره؟ 726 00:33:56,625 --> 00:33:57,666 ‫آره 727 00:33:58,333 --> 00:34:00,208 ‫ولی بعدش بازم بهمون ایمیل زد 728 00:34:00,291 --> 00:34:02,416 ‫طبق دستورالعمل جلو رفتی و ‫پاکش کردی، درسته؟ 729 00:34:04,458 --> 00:34:05,291 ‫خیلی غم‌انگیز بود 730 00:34:05,375 --> 00:34:08,250 ‫اون تک و تنها بود و انگار ‫خیلی صمیمی بودید 731 00:34:08,333 --> 00:34:11,458 ‫من هم از زبون تو جوابش رو دادم 732 00:34:11,541 --> 00:34:13,375 ‫- میا، می‌دونی چیکار کردی؟ ‫- شرمنده 733 00:34:13,458 --> 00:34:14,458 ‫خیلی سرت شلوغ بود و 734 00:34:14,541 --> 00:34:16,916 ‫می‌دونستم که نمی‌خوای بهش پشت کنی 735 00:34:17,000 --> 00:34:19,208 ‫- انگار بدجور بهت نیاز داشت ‫- وای خدا 736 00:34:19,291 --> 00:34:22,166 ‫کلی مشکلات داشت. من هم ‫اون موقع کلی مشکلات داشتم. 737 00:34:22,250 --> 00:34:25,083 ‫یادت هست بابام مادرم رو ول کرد ‫رفت با اون مرده تو کلاس پیلاتس؟ 738 00:34:25,166 --> 00:34:28,583 ‫چندین هفته خوابم نمی‌برد و ‫مارکوس هوام رو داشت 739 00:34:28,666 --> 00:34:30,208 ‫واقعاً شنونده‌ی خوبیـه 740 00:34:30,209 --> 00:34:31,751 ‫پس بگو چرا خیال می‌کنه ‫اینقدر صمیمی هستیم. کیر توش! 741 00:34:31,833 --> 00:34:34,458 ‫بهت نگفتم چون نمی‌خواستم ‫توی برنامه خللی ایجاد کنه 742 00:34:34,541 --> 00:34:37,166 ‫دیگه دیره. همین الان توی ماشینمـه 743 00:34:37,250 --> 00:34:38,875 ‫و نمی‌تونم از شرش خلاص بشم! 744 00:34:46,750 --> 00:34:52,458 ‫« محل فیلم‌برداری » 745 00:34:57,666 --> 00:34:59,541 ‫چه خبرا؟ من کیرانم 746 00:34:59,625 --> 00:35:02,208 ‫سلام. راد هستم. ملاقاتت ‫باعث افتخارمـه. خیلی طرفدارتم. 747 00:35:02,291 --> 00:35:05,083 ‫مرسی رفیق. برات هیجان‌زده‌ام 748 00:35:05,166 --> 00:35:06,541 ‫تست بازیگری مهمیـه 749 00:35:07,041 --> 00:35:10,208 ‫نه، راستش قبلاً به لیست ‫بازیگرهای اصلی اضافه شدم 750 00:35:10,291 --> 00:35:11,541 ‫اینطوری بهت گفتن؟ 751 00:35:12,375 --> 00:35:14,666 ‫بذار حدس بزنم. ‫واست تیتراژ ساختن؟ 752 00:35:14,750 --> 00:35:16,000 ‫آره 753 00:35:16,083 --> 00:35:19,208 ‫اگه به ازای هر بدبختی که ‫براش تیتراژ ساختن و 754 00:35:19,291 --> 00:35:21,375 ‫هیچوقت به پخش نرسید ‫چون روز اول گند زد 755 00:35:21,458 --> 00:35:23,083 ‫یه دلار بهم می‌دادن، 756 00:35:23,166 --> 00:35:25,375 ‫الان می‌تونستم کل این ساختمون رو نقد بخرم 757 00:35:25,458 --> 00:35:27,500 ‫- اقلاً یه رویکرد انتخاب کردی؟ ‫- رویکرد؟ 758 00:35:27,583 --> 00:35:30,166 ‫لنور گفت سیس گنده‌لات و ‫سگ بزرگ رو برام می‌پسنده 759 00:35:31,333 --> 00:35:33,833 ‫متأسفانه همین الانش گردن‌کلفت داریم. ‫هیلی‌ـه. 760 00:35:33,916 --> 00:35:36,625 ‫می‌تونی اون غریبه‌ی مرموزی باشی که 761 00:35:36,708 --> 00:35:38,916 ‫هیچکس نمی‌دونه طرف کیه 762 00:35:39,000 --> 00:35:41,625 ‫از وقتی چیس گریر یه سکته‌ی خفیف زد و ‫بعدش سکته‌ی معمولی و 763 00:35:41,708 --> 00:35:43,791 ‫بعد هم اوردوز کرد، کسی ‫سراغ این رویکرد نرفته 764 00:35:47,875 --> 00:35:49,291 ‫چرا اون‌همه قهوه خوردم؟ 765 00:35:49,375 --> 00:35:51,833 ‫باید برم بشاشم 766 00:35:52,916 --> 00:35:54,125 ‫خب دیگه حسش از بین رفت 767 00:35:56,000 --> 00:35:57,166 ‫بازم برگشت 768 00:35:57,250 --> 00:35:59,416 ‫خیلی‌خب دوستان 769 00:35:59,500 --> 00:36:01,125 ‫قراره از این صحنه شروع کنیم که 770 00:36:01,208 --> 00:36:03,500 ‫راد و کیران سر فروش یه خونه رقابت می‌کنن 771 00:36:03,583 --> 00:36:05,625 ‫- خب؟ یه مشت ستاره ‫- آره. قراره... 772 00:36:05,708 --> 00:36:07,625 ‫ببخشید. می‌خواستم ازتون بپرسم 773 00:36:07,708 --> 00:36:10,458 ‫چطوره اگه شانس باهام یار بود و ‫معامله رو جوش دادم، یه تکیه‌کلام بگم؟ 774 00:36:10,541 --> 00:36:11,666 ‫این به ذهنم اومد: 775 00:36:12,250 --> 00:36:13,458 ‫«منشن موفقیت‌آمیز بود» ‫(منشن = عمارت) 776 00:36:13,541 --> 00:36:15,000 ‫«منسون موفقیت‌آمیز بود»؟ 777 00:36:15,001 --> 00:36:16,460 ‫چرا باید به «چارلز منسون» اشاره کنی؟ ‫(قاتل سریالی) 778 00:36:16,541 --> 00:36:20,333 ‫نه. «منشن موفقیت‌آمیز بود». چون ‫معمولاً میگن «مأموریت موفقیت‌آمیز بود». 779 00:36:20,416 --> 00:36:23,291 ‫- اوه. وای خدا. این که خیلی بدتر شد ‫- آره 780 00:36:23,375 --> 00:36:25,958 ‫- به نظرم... بیخیالش ‫- فعلاً سراغش نرو 781 00:36:26,041 --> 00:36:27,375 ‫- باشه ‫- فعلاً 782 00:36:27,458 --> 00:36:28,750 ‫حله، حله. مشکلی نیست 783 00:36:28,833 --> 00:36:30,375 ‫- بریم یه ضبط بگیریم ‫- برو بریم 784 00:36:30,458 --> 00:36:32,666 ‫خیلی‌خب دوستان. ‫بریم واسه جادوی تلویزیون. 785 00:36:32,750 --> 00:36:33,750 ‫آماده 786 00:36:33,833 --> 00:36:36,000 ‫باور کن 787 00:36:36,083 --> 00:36:37,958 ‫غریبه‌ی مرموز برات جوابـه 788 00:36:38,041 --> 00:36:40,916 ‫- سر همین برداشت اول برم سراغش؟ ‫- شاید همین برداشت اول و آخرت باشه 789 00:36:41,000 --> 00:36:42,500 ‫اکشن 790 00:36:43,083 --> 00:36:43,958 ‫سلام 791 00:36:44,041 --> 00:36:46,583 ‫- من کیران هستم از... ‫- می‌شناسمت 792 00:36:46,666 --> 00:36:47,500 ‫بدجور طرفدارتم 793 00:36:47,583 --> 00:36:49,041 ‫سلام عرض شد 794 00:36:49,125 --> 00:36:51,458 ‫راد لندی هستم. ‫مشاور املاک شهر بزرگ. 795 00:36:51,541 --> 00:36:55,250 ‫شاید باهام آشنا نباشی. ‫چون توی سایه‌ها فعالیت می‌کنم. 796 00:36:56,250 --> 00:36:57,500 ‫چه غلطا؟ 797 00:36:57,583 --> 00:36:59,041 ‫زندگی عجیبـه 798 00:36:59,750 --> 00:37:01,791 ‫قبلاً هر روز از جلوی این خونه رد می‌شدم 799 00:37:01,875 --> 00:37:03,958 ‫وقتی پدرم رو می‌بردم شیمی‌درمانی 800 00:37:04,041 --> 00:37:07,250 ‫همین فکر که یه روز بتونم این خونه رو بفروشم، ‫کمکم کرد اون دوران رو تحمل کنم 801 00:37:07,333 --> 00:37:09,583 ‫معماریش خیلی به دلم نشسته 802 00:37:09,666 --> 00:37:11,750 ‫من اصولاً در مورد خانواده‌ام هیچی نمیگم 803 00:37:11,833 --> 00:37:13,458 ‫خیلی‌خب. کات 804 00:37:13,541 --> 00:37:16,250 ‫- چـ... خوب بود؟ ‫- خب این... 805 00:37:16,333 --> 00:37:18,750 ‫دوست داشتیم که ‫این حرکت رو امتحان کردی 806 00:37:18,833 --> 00:37:20,500 ‫تلاش بدی نبود 807 00:37:20,583 --> 00:37:22,666 ‫یه برداشتی بگیریم که ‫از این حرکت‌ها نزنی 808 00:37:23,500 --> 00:37:25,875 ‫الان دیگه مثل یه موج شده 809 00:37:27,083 --> 00:37:29,666 ‫نکن، مارکوس. قوانین رو می‌دونی 810 00:37:29,750 --> 00:37:32,125 ‫به هیچی دست نزن. ‫از ماشین پیاده نشو. 811 00:37:32,208 --> 00:37:34,000 ‫اینجا لیوانی چیزی نیست؟ 812 00:37:34,083 --> 00:37:36,791 ‫لیوان بیگ‌گالپ. همه تو ماشین‌شون ‫یه لیوان بیگ‌گالپ دارن. 813 00:37:38,666 --> 00:37:39,750 ‫کیر توش! 814 00:37:42,875 --> 00:37:44,833 ‫آها 815 00:37:44,916 --> 00:37:48,458 ‫دیدن این ملکِ زیبا ‫واقعاً برام یه موهبت بود 816 00:37:48,541 --> 00:37:51,916 ‫آره. الحق که طراحی و ساختش شاهکاره 817 00:37:52,416 --> 00:37:55,291 ‫در این زمینه من سر رشته دارم. بیا 818 00:37:56,333 --> 00:37:58,166 ‫اون پورشه 911 من رو بیرون می‌بینی؟ 819 00:37:58,250 --> 00:37:59,791 ‫ارزشش برام بیشتر از یه ماشین ساده‌ست 820 00:38:00,291 --> 00:38:02,750 ‫می‌دونم این خونه هم برای تو ‫ارزشش بیشتر از این حرفاست 821 00:38:03,250 --> 00:38:05,833 ‫خیلی‌خب. ته دیوونگیـه ‫ولی کاش جواب بده 822 00:38:05,916 --> 00:38:08,291 ‫خیلی‌خب. وای خدا. گردنم 823 00:38:08,375 --> 00:38:12,166 ‫فقط باید کیرم رو توی موقعیت مناسب قرار بدم 824 00:38:14,541 --> 00:38:17,250 ‫آهان! آره! 825 00:38:17,333 --> 00:38:19,666 ‫پیروزی! 826 00:38:19,750 --> 00:38:21,875 ‫ماشینی با این کیفیت، ‫خودش یه سرمایه‌گذاریـه 827 00:38:21,958 --> 00:38:25,291 ‫چون هر چیز باارزشی، ‫با گذشت زمان گرون‌تر میشه 828 00:38:25,375 --> 00:38:26,458 ‫عین این خونه 829 00:38:26,541 --> 00:38:28,583 ‫آخ. چقدر زیاده 830 00:38:28,666 --> 00:38:30,583 ‫وای! نه، نه، نه، نه! 831 00:38:30,666 --> 00:38:31,666 ‫بند نمیاد! 832 00:38:33,375 --> 00:38:34,708 ‫وای! ریخت توی دماغم! 833 00:38:38,083 --> 00:38:39,541 ‫نکته اینه که تو یه مشاوری می‌خوای 834 00:38:39,625 --> 00:38:42,583 ‫که ارزش واقعی کارِ دست و ‫کیفیت ساخت رو بفهمه و 835 00:38:42,666 --> 00:38:44,708 ‫خونه‌ات رو یه چهار دیواری عادی نبینه 836 00:38:45,291 --> 00:38:47,625 ‫خونه انعکاسی از خودمونـه 837 00:38:47,708 --> 00:38:49,875 ‫تو قلب و روحت رو اینجا گذاشتی 838 00:38:49,958 --> 00:38:54,083 ‫عین من که شرکتم رو ساختم و کردمش ‫یکی از بهترین آژانس‌های املاک نیویورک 839 00:38:54,166 --> 00:38:55,750 ‫اینو جای دستمال استفاده می‌کنم 840 00:38:55,833 --> 00:38:57,208 ‫آخ! خیلی‌خب 841 00:38:57,291 --> 00:38:58,791 ‫خیلی‌خب. هیچکس چیزی ندید 842 00:38:58,875 --> 00:39:01,291 ‫باید همینطوری دستمال بکشم 843 00:39:01,375 --> 00:39:03,041 ‫و... 844 00:39:06,125 --> 00:39:08,625 ‫وای، بگا رفتم. ‫کیر توش، کیر توش. 845 00:39:08,708 --> 00:39:12,250 ‫می‌دونم وقتی یه پیشنهاد رو قبول می‌کنی، ‫برای ارزش کار و تلاشت یه رقم تعیین می‌کنی 846 00:39:12,333 --> 00:39:15,000 ‫- و قول میدم که... ‫- ببخشید. باید کات بدیم 847 00:39:15,083 --> 00:39:17,083 ‫یه یارویی اون بیرون ‫داره به سر تا پای ماشین می‌شاشه 848 00:39:17,166 --> 00:39:20,125 ‫شیشه رو هم شکست. ‫یه ماشین اومد رد شد و در رو از جاش کند. 849 00:39:20,625 --> 00:39:22,208 ‫وای خداااااا! 850 00:39:22,291 --> 00:39:24,958 ‫ضبط رو ادامه بده. ‫به دردمون می‌خوره. 851 00:39:25,541 --> 00:39:26,500 ‫وای نه 852 00:39:26,583 --> 00:39:29,166 ‫چیزی نیست. نگران من نباشید. ‫من داداش کوچیکه‌ی راد هستم. 853 00:39:29,250 --> 00:39:30,166 ‫شرمنده مزاحم شدم 854 00:39:30,250 --> 00:39:32,750 ‫یه مشکل فوری داشتم، ‫ولی الان همه‌چی ردیفـه 855 00:39:32,833 --> 00:39:35,000 ‫خدایا، مارکوس، چه غلطی کردی؟ 856 00:39:35,083 --> 00:39:36,250 ‫وایسا. این برادرتـه؟ 857 00:39:36,333 --> 00:39:38,000 ‫نه، نه، سال‌ها پیش ‫یه مراسم خیریه شرکت کردم و 858 00:39:38,000 --> 00:39:39,666 ‫ایشون شد برادر کوچیکه‌ام 859 00:39:39,750 --> 00:39:41,500 ‫گوش کن، راد، می‌تونم همه‌چی رو توضیح... 860 00:39:42,916 --> 00:39:45,000 ‫- کون لقت! ‫- وای! زد و در رفت 861 00:39:45,083 --> 00:39:47,083 ‫- پشمام ‫- زنگ می‌زنم پلیس 862 00:39:47,166 --> 00:39:49,750 ‫- دوچرخه‌ی برقی کوفتی ‫- سنگینی‌ات رو بنداز روی من 863 00:39:49,833 --> 00:39:51,208 ‫ببخشید. شما؟ 864 00:39:51,291 --> 00:39:53,583 ‫من میا هستم، دستیار راد 865 00:39:53,666 --> 00:39:57,291 ‫انگار یه وجه مشترک داریم. جفت‌مون هم ‫خیال می‌کنیم راد رئیسـه. 866 00:39:58,583 --> 00:39:59,625 ‫آخ! 867 00:39:59,708 --> 00:40:01,500 ‫انگار حالش خوبه. بیاید برگردیم داخل 868 00:40:01,583 --> 00:40:03,625 ‫- نه، یه لحظه وایسا ‫- آره، من ردیفم 869 00:40:03,708 --> 00:40:07,583 ‫یه چسب‌زخم یا چندتا دستمال بدید ‫خوب میشه 870 00:40:07,666 --> 00:40:09,208 ‫چقدر خونش زیاده! 871 00:40:09,291 --> 00:40:11,125 ‫- امدادگر. امدادگر ‫- اوه اوه 872 00:40:11,208 --> 00:40:13,583 ‫- مغزش زده بیرون ‫- زخم شدید 873 00:40:13,666 --> 00:40:14,833 ‫وای نه 874 00:40:14,916 --> 00:40:16,125 ‫سرم چقدر درد می‌کنه 875 00:40:16,208 --> 00:40:18,625 ‫مطمئنی نمی‌خوای آمبولانس بیاد؟ 876 00:40:18,708 --> 00:40:21,958 ‫نه، تا وقتی داداش بزرگه‌ام پیشمـه، ‫هیچ مشکلی ندارم 877 00:40:22,041 --> 00:40:23,125 ‫صحیح 878 00:40:23,208 --> 00:40:25,000 ‫مارکوس، گفتی اهل کجایی؟ 879 00:40:25,083 --> 00:40:27,458 ‫- تازه تصادف کرده. چطوره بذاریم... ‫- وای! 880 00:40:27,541 --> 00:40:30,291 ‫من بچه‌ی بهزیستی بودم و هی ‫از این خونه به اون خونه می‌رفتم 881 00:40:30,375 --> 00:40:32,416 ‫اگه بگم اهل کجا نیستم راحت‌تره 882 00:40:32,500 --> 00:40:35,291 ‫16تا خانواده به سرپرستی گرفتنش. ‫باورتون میشه؟ 883 00:40:35,375 --> 00:40:36,500 ‫از کجا فهمیدی؟ 884 00:40:36,583 --> 00:40:38,958 ‫حدس زدم 885 00:40:39,041 --> 00:40:40,958 ‫طبق چیزهایی که راد بهم گفته بود 886 00:40:41,041 --> 00:40:43,875 ‫بگذریم، بعدش یه روز زندگیم ‫زیر و رو شد 887 00:40:43,958 --> 00:40:45,750 ‫روزی که وارد «انجمن مسیحی ‫مردان جوان» شدم و 888 00:40:45,833 --> 00:40:49,083 ‫واسه برنامه‌ی «داداش بزرگه، ‫داداش کوچیکه» ثبت‌نام کردم و 889 00:40:49,166 --> 00:40:51,833 ‫با این شاهزاده‌ی فرشته آشنا شدم 890 00:40:52,333 --> 00:40:55,708 ‫وقتی توی چشمام نگاه کرد و ‫گفت تا ابد برادر هستیم، 891 00:40:55,791 --> 00:40:58,416 ‫می‌دونستم دیگه قرار نیست ‫توی این دنیای بگایی تنها باشم 892 00:41:01,791 --> 00:41:03,458 ‫مطمئنم اونقدری که خیال می‌کنی داغون نبوده 893 00:41:03,541 --> 00:41:05,458 ‫شوخیت گرفته؟ ‫رسماً رید به همه‌چی 894 00:41:05,541 --> 00:41:07,541 ‫فاجعه بود. داشت عالی پیش می‌رفت 895 00:41:07,625 --> 00:41:09,333 ‫همه دوستش داشتن. ‫بعدش بهم کیر زد. 896 00:41:09,416 --> 00:41:11,416 ‫می‌دونستم قراره بهم کیر بزنه، ‫اون هم نامردی نکرد و کیر زد 897 00:41:11,500 --> 00:41:13,333 ‫باشه، فهمیدم 898 00:41:13,916 --> 00:41:15,166 ‫- جدی؟ ‫- آره 899 00:41:15,250 --> 00:41:16,125 ‫یعنی... 900 00:41:16,208 --> 00:41:19,666 ‫برنامه برات خیلی مهمـه و ‫الان به حمایت ما نیاز داری 901 00:41:19,750 --> 00:41:21,416 ‫- آره، درسته ‫- پس بیا اینجا 902 00:41:21,916 --> 00:41:24,583 ‫بیا اینجا. بیا اینجا ببینم 903 00:41:27,250 --> 00:41:28,250 ‫خیلی‌خب 904 00:41:28,750 --> 00:41:32,083 ‫خیلی‌خب، سعی کن ریلکس کنی، خب؟ 905 00:41:32,166 --> 00:41:33,708 ‫همینـه 906 00:41:33,791 --> 00:41:36,291 ‫ببین، من خیلی براش زحمت کشیدم... 907 00:41:37,458 --> 00:41:39,875 ‫کل زندگیم همیشه حس کردم انگار... 908 00:41:41,250 --> 00:41:42,958 ‫انگار چی؟ 909 00:41:43,041 --> 00:41:46,208 ‫حتی نمی‌دونم چطوری بیانش کنم. ‫انگار از بقیه کمترم. 910 00:41:46,291 --> 00:41:48,500 ‫- انگار باید همیشه خودم رو ثابت کنم ‫- وای خدا 911 00:41:48,583 --> 00:41:51,416 ‫راد، مجبور نیستی ‫چیزی رو ثابت کنی 912 00:41:58,333 --> 00:42:00,041 ‫عزیزم 913 00:42:00,125 --> 00:42:02,291 ‫عزیزم، الان وقتش نیست، خب؟ 914 00:42:02,375 --> 00:42:03,333 ‫خواهش می‌کنم 915 00:42:04,166 --> 00:42:05,833 ‫مطمئنی؟ 916 00:42:05,916 --> 00:42:10,000 ‫از آخرین باری که دکتر بازی کردیم ‫خیلی گذشته 917 00:42:13,666 --> 00:42:15,916 ‫اینو از کجا یاد گرفتی؟ 918 00:42:16,000 --> 00:42:18,666 ‫- منظورت چیه؟ ‫- این کار توصیه‌ی مارکوس بود، نه؟ 919 00:42:18,750 --> 00:42:21,375 ‫از همون جلسه‌ی تراپی که ‫نصفه‌شب داشتید؟ 920 00:42:21,458 --> 00:42:23,541 ‫- مهم نیست توصیه‌ی کی بوده ‫- امان از دست این یارو 921 00:42:23,625 --> 00:42:25,583 ‫این دیوونه‌ی روانی به خونه‌مون نفوذ کرده! 922 00:42:25,666 --> 00:42:28,708 ‫- خدایا. آروم باش ‫- حالا واسه ما شده مشاور ازدواج؟ 923 00:42:28,791 --> 00:42:31,916 ‫عمراً از اون توصیه‌ی زناشویی بگیرم. ‫من و تو هیچ مشکلی نداریم. 924 00:42:32,000 --> 00:42:34,583 ‫- جدی؟ ‫- وارد این بحث نمیشم 925 00:42:34,606 --> 00:42:35,903 ‫باید یکم ورزش کنم تا خالی بشم 926 00:42:35,916 --> 00:42:37,458 ‫نمیشه در موردش حرف بزنیم؟ 927 00:42:37,541 --> 00:42:41,083 ‫چرا با مارکوس در موردش حرف نمی‌زنی؟ ‫ظاهراً ایشون عقل‌کلـه 928 00:42:41,166 --> 00:42:43,500 ‫کیر توش 929 00:43:01,958 --> 00:43:03,416 ‫آره! منو بُکن! 930 00:43:03,500 --> 00:43:05,083 ‫از دکتر کتامین گرفتم 931 00:43:05,166 --> 00:43:07,625 ‫- بدجور می‌خوام امتحانش کنم! ‫- خیلی توپـه 932 00:43:07,708 --> 00:43:10,833 ‫میشه بگی شبیه «اوا لونگوریا» ‫توی سریال «کدبانوهای وامانده» شدم؟ 933 00:43:10,916 --> 00:43:13,333 ‫شدی عین «اوا لونگوریا» توی ‫سریال «کدبانوهای وامانده» 934 00:43:13,416 --> 00:43:15,166 ‫لعنتی! خیلی حشری شدم! 935 00:43:16,291 --> 00:43:17,916 ‫سلام داداش 936 00:43:18,000 --> 00:43:19,291 ‫صدامون خیلی زیاد بود؟ 937 00:43:19,375 --> 00:43:21,208 ‫آره 938 00:43:21,291 --> 00:43:23,250 ‫شرمنده. تقصیر منـه. ‫یکم جیغ‌جیغو هستم. 939 00:43:23,333 --> 00:43:27,000 ‫آره خدایی. پرستار سونج رو که یادت هست؟ 940 00:43:27,083 --> 00:43:28,708 ‫صد البته. سلام، پرستار سونج 941 00:43:28,791 --> 00:43:31,708 ‫سلام، راد. چه خونه‌ی قشنگی. ‫مرسی که میزبان‌مون بودی. 942 00:43:31,791 --> 00:43:34,625 ‫یادم رفته بود. با دوست‌پسرش یائیر ‫آشنا شدی؟ 943 00:43:34,708 --> 00:43:35,875 ‫فکر نکنم 944 00:43:35,958 --> 00:43:38,625 ‫سلام. من خوشم میاد تماشا کنم 945 00:43:38,708 --> 00:43:42,041 ‫یائیر چوب‌کاری می‌کنه. ‫پیشنهاداتش خیلی ناب هستن. 946 00:43:42,125 --> 00:43:46,208 ‫اگه تو و دیردری خواستید درد دل کنید، ‫میذارم‌تون توی زنجیره‌ی ایمیل 947 00:43:47,250 --> 00:43:49,791 ‫- سعی می‌کنیم صدامون بالا نره ‫- من که قولی نمیدم 948 00:43:49,875 --> 00:43:51,333 ‫وای لعنتی! 949 00:43:55,125 --> 00:43:56,083 ‫عزیزم، بیدار شو 950 00:43:56,166 --> 00:43:58,791 ‫حالا می‌خوای حرف بزنی؟ 951 00:43:58,875 --> 00:44:01,791 ‫مارکوس داره توی دفتر من ‫پرستار سونج رو می‌گاد 952 00:44:01,875 --> 00:44:02,708 ‫چی؟ 953 00:44:02,791 --> 00:44:04,500 ‫تازه کجاشو دیدی؟ ‫دوست‌پسر دیوثش 954 00:44:04,583 --> 00:44:07,000 ‫لخت نشسته روی صندلی چرمی‌ام 955 00:44:07,083 --> 00:44:08,958 ‫دارن تری‌سام می‌زنن ‫یا فقط داره تماشا می‌کنه؟ 956 00:44:09,458 --> 00:44:11,375 ‫- سؤالت اینـه الان؟! ‫- خب خیلی فرق داره 957 00:44:11,458 --> 00:44:13,125 ‫جفتش به یه اندازه زشت نیست؟ 958 00:44:13,208 --> 00:44:16,791 ‫فکر کن ببین چقدر عذاب کشیده. ‫فقط می‌خواد یکم حال کنه. 959 00:44:17,291 --> 00:44:18,875 ‫اقلاً یکی داره حال می‌کنه 960 00:44:19,375 --> 00:44:20,416 ‫واو 961 00:44:21,083 --> 00:44:22,166 ‫واو! 962 00:44:22,791 --> 00:44:26,291 ‫- وای خدا، چقدر حال داد ‫- آره. برادرت خیلی مهربونـه 963 00:44:26,375 --> 00:44:28,250 ‫- وای خدا. خیلی نازنینـه ‫- آره 964 00:44:29,666 --> 00:44:32,333 ‫- یائیر! ‫- دادا، بنازم، دست‌خوش 965 00:44:32,416 --> 00:44:34,666 ‫- از دیدنت خیلی خوشحال شدم ‫- صد درصد. مفتخرم کردی 966 00:44:34,750 --> 00:44:35,791 ‫آخیش! 967 00:44:35,875 --> 00:44:37,208 ‫خیلی حال داد 968 00:44:40,875 --> 00:44:43,166 ‫خیلی‌خب. خوشم اومد 969 00:44:43,250 --> 00:44:44,500 ‫من هم همینطور 970 00:44:49,000 --> 00:44:50,125 ‫خیلی‌خب 971 00:44:50,708 --> 00:44:53,750 ‫الان هم دارن روی کاپوت ماشینت ‫سکس می‌کنن، عزیزم. صرفاً جهت اطلاع! 972 00:44:53,833 --> 00:44:54,750 ‫ها؟ 973 00:44:54,833 --> 00:44:56,708 ‫آبم می‌خواد بپاشه! 974 00:44:56,791 --> 00:44:58,208 ‫دزدگیر ماشینت هم روشن شد 975 00:44:58,291 --> 00:45:01,416 ‫اینجا رو باش. حالا خانواده‌ی مایرسون هم دارن تماشا می‌کنن 976 00:45:01,500 --> 00:45:03,500 ‫صبح قراره زنگ بزنن بد و بیراه بارمون کنن 977 00:45:03,583 --> 00:45:06,250 ‫یه داروی ضدافسردگی جدید مصرف می‌کنم. ‫سه سال طول می‌کشه که آبم بیاد! 978 00:45:06,333 --> 00:45:09,333 ‫- من که دارم نتیجه می‌گیرم! ‫- آقا رو باش. تقه‌هاش خیلی ضعیفه 979 00:45:09,833 --> 00:45:11,666 ‫باید پیش تو شاگردی کنه 980 00:45:11,750 --> 00:45:13,791 ‫وای خدا! 981 00:45:38,541 --> 00:45:40,083 ‫« ماکارونی و پنیرِ کرافت » 982 00:45:40,166 --> 00:45:41,333 ‫این چه مرضیه؟ 983 00:45:50,708 --> 00:45:52,750 ‫« مارکوس پینشل » ‫« واحد روانپزشکی » 984 00:45:52,833 --> 00:45:53,666 ‫مچت رو گرفتم 985 00:45:59,125 --> 00:46:01,041 ‫- چی شده؟ ‫- آره بابا. داستان چیه؟ 986 00:46:01,125 --> 00:46:03,041 ‫قراره بهتون بگم داستان چیه 987 00:46:03,125 --> 00:46:03,958 ‫بشینید 988 00:46:07,333 --> 00:46:11,666 ‫راد، هرچی که هست... ما هوات رو داریم ‫و ازت حمایت می‌کنیم 989 00:46:12,250 --> 00:46:16,208 ‫عالیه. چون یه چیزی پیدا کردم. ‫یه چیز نگران‌کننده 990 00:46:16,291 --> 00:46:17,583 ‫گندش بزنن 991 00:46:18,083 --> 00:46:19,875 ‫روی بدنه‌ی کاره یا ناحیه‌ی کشاله؟ 992 00:46:20,666 --> 00:46:23,083 ‫روی هیچ... 993 00:46:23,166 --> 00:46:24,125 ‫ای خدا 994 00:46:24,875 --> 00:46:25,833 ‫باید جوابش رو بدم 995 00:46:27,500 --> 00:46:30,333 ‫پرستار سونج هم یه مشکلِ مشابه داره 996 00:46:31,333 --> 00:46:34,125 ‫- الو؟ ‫- سلام ستاره‌ی تلویزیونی! 997 00:46:34,208 --> 00:46:35,291 ‫کار رو در آوردی 998 00:46:35,375 --> 00:46:37,500 ‫جدی؟ عالیه 999 00:46:37,583 --> 00:46:39,791 ‫آره، شما باهم جادویی هستین 1000 00:46:39,875 --> 00:46:41,625 ‫- من و کیران؟ ‫- تو و مارکوس 1001 00:46:41,708 --> 00:46:44,375 ‫شبکه خیلی ازش نتیجه گرفته 1002 00:46:46,375 --> 00:46:47,458 ‫- واقعاً؟ ‫- آره 1003 00:46:47,541 --> 00:46:50,708 ‫داداش سفیدپوست سخت‌گیر و پیرتر و پولدار، 1004 00:46:50,791 --> 00:46:52,916 ‫که دوباره با برادر گمشده‌ی سختی‌کشیده، 1005 00:46:53,000 --> 00:46:56,666 ‫تنوع نژادی، جوون‌تر و بگی‌نگی جذاب‌ترش ارتباط برقرار کرده 1006 00:46:56,750 --> 00:46:58,125 ‫واقعاً کلاسیکه، راد 1007 00:46:58,208 --> 00:47:00,333 ‫- آره، باشه ‫- همه‌چیز داره 1008 00:47:00,416 --> 00:47:02,666 ‫از فرش به عرش رسیدن. محقق شدنِ آرزو 1009 00:47:02,750 --> 00:47:05,291 ‫داغون شدنِ ماشین مرد سفیدپوست. ‫بیننده‌خوره 1010 00:47:05,375 --> 00:47:07,458 ‫یه بار هم ببینیم که داره به آقا فشار میاد 1011 00:47:07,541 --> 00:47:09,625 ‫- واسه یه بار تو زندگیش ‫- فقط یکمی 1012 00:47:09,708 --> 00:47:11,958 ‫بگذریم، فقط می‌خوایم شما دوتا یه سر بیاید 1013 00:47:12,041 --> 00:47:14,541 ‫که یه سکانس آغازین جدید ضبط کنیم ‫که دوتاتون توش هستین 1014 00:47:14,625 --> 00:47:16,458 ‫- اون توی سکانس آغازین باشه؟ ‫- آره 1015 00:47:16,541 --> 00:47:19,416 ‫مارکوس واقعاً جایگاهت توی برنامه رو تثبیت می‌کنه 1016 00:47:19,500 --> 00:47:23,250 ‫وگرنه، فقط یه کودن کت‌شلواریِ دیگه هستی ‫که داره آپارتمان می‌فروشه 1017 00:47:23,333 --> 00:47:25,416 ‫- به اون نیاز نداریم ‫- بیشتر از این نمی‌خوایم 1018 00:47:25,500 --> 00:47:28,791 ‫ولی هی، ببین، اگه فازش رو نداری، ‫همیشه می‌تونیم فقط روی مارکوس تمرکز کنیم 1019 00:47:28,875 --> 00:47:30,666 ‫یه حرکتِ «فِرِش پرینسی» بزنیم 1020 00:47:30,750 --> 00:47:33,750 ‫- آره، یا بدیمش به هیلی ‫- حال کردم 1021 00:47:33,833 --> 00:47:35,666 ‫مارکوس رو به عنوان داداش کوچیکه‌ی اون معرفی کنیم 1022 00:47:35,750 --> 00:47:37,291 ‫- صبرکن، چی؟ ‫- سکسیه 1023 00:47:37,375 --> 00:47:40,666 ‫هی، بگذریم، می‌خوایم تا بعدازظهرِ امروز یه تصمیمی بگیریم. باشه 1024 00:47:40,750 --> 00:47:43,791 ‫- خدافظ. جدی خدافظ ‫- بای داداش. مثل داداش می‌خوامت 1025 00:47:47,208 --> 00:47:48,500 ‫می‌گفتی؟ 1026 00:47:51,583 --> 00:47:53,458 ‫آره... می‌گفتم... 1027 00:47:56,375 --> 00:47:57,875 ‫همونطور که متوجه شدی، مارکوس، 1028 00:47:57,958 --> 00:48:00,583 ‫من با اینجا بودنت ۱۰۰ درصد موافق نبودم 1029 00:48:00,666 --> 00:48:02,041 ‫چی؟ 1030 00:48:03,000 --> 00:48:04,500 ‫کسی دیگه هم متوجه شده بود؟ 1031 00:48:04,583 --> 00:48:05,708 ‫با این وجود... 1032 00:48:07,750 --> 00:48:10,291 ‫...ممکنه که خیلی زود درباره‌ات قضاوت کرده باشم 1033 00:48:10,791 --> 00:48:12,083 ‫گردن خودمه 1034 00:48:12,166 --> 00:48:14,708 ‫فقط تزلزل‌های خودم بودن که از کنترل خارج شده بودن 1035 00:48:14,791 --> 00:48:17,833 ‫- بابتش عذر می‌خوام و... ‫- اوه... 1036 00:48:18,875 --> 00:48:21,666 ‫...خوبه که برگشتی به زندگیم 1037 00:48:23,166 --> 00:48:24,791 ‫چی گفتی، داداش؟ 1038 00:48:24,875 --> 00:48:26,958 ‫آره بابا، تیکه‌ی آخرش رو مِن‌مِن کردی 1039 00:48:27,791 --> 00:48:31,416 ‫گفتم خوبه که برگشتی به زندگیم 1040 00:48:32,541 --> 00:48:35,083 ‫- گریه نکن مارکوس، محکم باش ‫- اوه... 1041 00:48:35,166 --> 00:48:37,791 ‫فقط قشنگ‌ترین حرفی بود که تا حالا شنیدی 1042 00:48:37,875 --> 00:48:40,125 ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم عزیزم 1043 00:48:40,208 --> 00:48:42,208 ‫آخی... 1044 00:48:42,291 --> 00:48:44,166 ‫فکر کردم گفتی یه چیز نگران‌کننده پیدا کردی 1045 00:48:44,250 --> 00:48:45,208 ‫پیدا کردم 1046 00:48:46,916 --> 00:48:48,875 ‫تو اعماق خودم 1047 00:48:48,958 --> 00:48:49,958 ‫عالیه 1048 00:48:51,583 --> 00:48:55,208 ‫خب... من هم اخبار بزرگی دارم 1049 00:48:55,708 --> 00:48:57,833 ‫با داداش بزرگ‌ها و داداش کوچیک‌ها تماس گرفتم، 1050 00:48:57,916 --> 00:49:01,375 ‫و داستان‌تون رو بهشون گفتم ‫و بابتش دیوونه شدن 1051 00:49:01,458 --> 00:49:05,916 ‫اینقدر دیوونه که می‌خوان تو رو ‫داداش بزرگه‌ی افتخاریِ سال کنن 1052 00:49:06,000 --> 00:49:08,458 ‫داداش بزرگه‌ی سال؟ 1053 00:49:08,541 --> 00:49:11,375 ‫آره! بهتره بگی داداش بزرگه‌ی قرن! 1054 00:49:11,458 --> 00:49:13,416 ‫می‌تونیم یه رویداد تجدیدِ دیدار بذاریم 1055 00:49:13,500 --> 00:49:15,541 ‫که می‌خوایم داداش بزرگ‌ها و کوچیک‌هایی 1056 00:49:15,625 --> 00:49:18,375 ‫که مدتیه همدیگه رو ندیدن، بهم برسونیم، ‫مثل تو و مارکوس 1057 00:49:18,458 --> 00:49:19,500 ‫و حدس بزن چیه 1058 00:49:20,000 --> 00:49:22,833 ‫می‌خوان مارکوس جایزه رو بهت بده 1059 00:49:22,916 --> 00:49:24,666 ‫شگفت‌انگیز نیست؟ 1060 00:49:26,000 --> 00:49:28,291 ‫ببین دی. داره گریه می‌کنه 1061 00:49:28,375 --> 00:49:30,000 ‫خدای من 1062 00:49:30,083 --> 00:49:32,708 ‫بذار اشک‌هات جاری بشه 1063 00:49:32,791 --> 00:49:34,583 ‫هوم 1064 00:49:37,458 --> 00:49:40,041 ‫در نیویورک هاسلرز، یه فصل جدید 1065 00:49:40,125 --> 00:49:42,666 ‫و یه دلیل جدید برای قیافه گرفتن داریم 1066 00:49:42,750 --> 00:49:44,875 ‫وقتی دوتا مرد رو اضافه می‌کنیم 1067 00:49:46,375 --> 00:49:50,583 ‫هیچ لحظه‌ی برادرانه‌ی کسل‌کننده‌ای نداریم، ‫وقتی این دو نفر باشن 1068 00:49:53,000 --> 00:49:57,208 ‫نمی‌خوام از طرف داداش بزرگم صحبت کنم، ‫ولی یه نعمتی به ما داده شده 1069 00:49:57,291 --> 00:50:01,375 ‫می‌تونیم باهم زندگی کنیم، باهم کار کنیم، ‫بریم خونه و درباره‌ی کار باهم صحبت کنیم 1070 00:50:01,958 --> 00:50:04,000 ‫اون نفسش رو میده بیرون. من میدم داخل 1071 00:50:04,083 --> 00:50:06,083 ‫انگار یک ارگانیسم هستیم 1072 00:50:06,583 --> 00:50:10,166 ‫می‌خواستیم استیج رو بهتون نشون بدیم. ‫یه طراح نورپردازی عالی داریم 1073 00:50:10,250 --> 00:50:12,750 ‫روی استیج هم، یه عکس‌برداری عالی داریم 1074 00:50:12,833 --> 00:50:15,250 ‫که همه کلاه داداش بزرگه و کوچیکه‌شون رو می‌پوشن 1075 00:50:15,333 --> 00:50:16,708 ‫به نظرم خیلی بامزه می‌شه 1076 00:50:16,791 --> 00:50:19,458 ‫اولش یکم در موردت تردید داشتم 1077 00:50:19,541 --> 00:50:22,416 ‫فکر می‌کردم فقط یه کودن کت‌شلواری دیگه باشی ‫که آپارتمان می‌فروشه، 1078 00:50:22,500 --> 00:50:24,375 ‫ولی وقتی با داداشت دیدمت، 1079 00:50:24,458 --> 00:50:25,666 ‫تو احساس داری 1080 00:50:26,166 --> 00:50:27,291 ‫منم از احساس خوشم میاد 1081 00:50:28,458 --> 00:50:29,541 ‫می‌خوایمش 1082 00:50:29,625 --> 00:50:32,541 ‫و بوم! عمارت انجام شد 1083 00:50:35,208 --> 00:50:36,333 ‫عمارت انجام شد! 1084 00:50:36,416 --> 00:50:40,000 ‫خیلی بامزه‌ست. معمولاً میگن «ماموریت،» ‫ولی تو به‌جاش گفتی عمارت 1085 00:50:40,083 --> 00:50:41,250 ‫- آره ‫- قشنگ بود 1086 00:50:42,500 --> 00:50:45,875 ‫راستش امروز سالگرد فوت پدرمه که مُرده 1087 00:50:46,666 --> 00:50:48,875 ‫باشه، فکر کنم صحنه رو گرفتیم دوستان 1088 00:50:48,958 --> 00:50:50,750 ‫آره، دیگه تمومه. ممنون از همه 1089 00:50:50,833 --> 00:50:52,083 ‫- عالیه ‫- عاشقشم 1090 00:50:52,166 --> 00:50:54,291 ‫- عالیه. عالی بود ‫- خدای من، مارکوس 1091 00:50:54,375 --> 00:50:56,458 ‫- بله شِف ‫- تو خیلی بامزه‌ای 1092 00:50:56,541 --> 00:50:59,041 ‫« پارک اِسلوپ، خیابان دوم پلاک ۲۹۸۱ » ‫« قیمت: ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار » 1093 00:50:59,125 --> 00:51:00,425 ‫« دیوارِ معاملات » ‫« همیشه معامله رو نهایی کن » 1094 00:51:00,433 --> 00:51:02,433 ‫هی! ‫« رادوپُلی » 1095 00:51:04,708 --> 00:51:06,083 ‫موفق شدیم! 1096 00:51:08,458 --> 00:51:10,666 ‫زندگی‌مون رویاییـه. مگه نه داداش؟ 1097 00:51:11,708 --> 00:51:12,583 ‫آره 1098 00:51:13,166 --> 00:51:14,208 ‫زندگی‌مون رویاییـه 1099 00:51:27,416 --> 00:51:28,916 ‫حالا نقشه‌مون چیه؟ 1100 00:51:29,000 --> 00:51:29,875 ‫نقشه؟ 1101 00:51:30,833 --> 00:51:32,166 ‫مشکلِ مارکوس 1102 00:51:32,666 --> 00:51:33,500 ‫مشکل؟ 1103 00:51:34,000 --> 00:51:35,458 ‫چشم نداری مگه؟ 1104 00:51:35,541 --> 00:51:38,125 ‫من همون آندرداگِ الهام‌بخشی بودم ‫که همه ازش حمایت می‌کردن، 1105 00:51:38,208 --> 00:51:40,333 ‫حالا زمان دوربینـم داره سقوط آزاد می‌کنه 1106 00:51:40,416 --> 00:51:43,708 ‫تو و من... تو بند اعدامیـم، رفیق 1107 00:51:44,583 --> 00:51:46,875 ‫می‌دونم ایده‌آل نیست، ولی ارتباطش به برنامه منم 1108 00:51:46,958 --> 00:51:48,458 ‫مگه نباید واسه من خوب باشه؟ 1109 00:51:48,541 --> 00:51:49,875 ‫جیل زرین همین فکر رو می‌کرد 1110 00:51:49,958 --> 00:51:51,833 ‫وقتی دوستش بثنی فرنکل رو 1111 00:51:51,916 --> 00:51:54,125 ‫به ستِ زنان خانه‌دار واقعی نیویورک سیتی دعوت کرد 1112 00:51:54,708 --> 00:51:57,291 ‫حالا بثنی محبوب‌ترین مارگاریتای رژیمی جهان رو داره، 1113 00:51:57,375 --> 00:51:59,041 ‫و جیل توی بوکا زندگی می‌کنه، 1114 00:51:59,708 --> 00:52:01,958 ‫جایی که حتی یه فرنچایزِ زنان خانه‌دار ندارن 1115 00:52:02,708 --> 00:52:04,791 ‫- چی کار کنیم؟ ‫- کنیم؟ 1116 00:52:05,500 --> 00:52:07,458 ‫تو روباه رو آوردی توی لونه مرغ 1117 00:52:07,541 --> 00:52:10,125 ‫حالا باید یه سگ بزرگ پیدا کنی که بیرونش کنه 1118 00:52:11,000 --> 00:52:13,416 ‫- یه ده‌تایی و تمام ‫- یه لیستینگِ ده میلیون دلاری؟ 1119 00:52:13,500 --> 00:52:14,708 ‫و تمام 1120 00:52:15,375 --> 00:52:17,166 ‫یه کار کیری برجسته 1121 00:52:17,791 --> 00:52:19,791 ‫چیزی که بتونن یه قسمت باهاش بسازن، 1122 00:52:19,875 --> 00:52:22,500 ‫که توجه رو روی تو نگه داره و نه مارکوس 1123 00:52:23,083 --> 00:52:25,375 ‫هرچی که باشه، بهتره سریع فکرش رو بکنی، 1124 00:52:25,458 --> 00:52:28,750 ‫وگرنه داداش کوچیکت دوتامون رو می‌فرسته بوکا 1125 00:52:29,833 --> 00:52:32,083 ‫و هیچوقت سگ بزرگه نمیشی 1126 00:52:42,833 --> 00:52:45,375 ‫سلام. یه لحظه وقت داری صحبت کنیم؟ 1127 00:52:47,166 --> 00:52:48,625 ‫هوم 1128 00:52:51,416 --> 00:52:52,416 ‫سلام علیکم 1129 00:52:52,500 --> 00:52:54,041 ‫سلام! 1130 00:52:54,125 --> 00:52:55,333 ‫قهوه درست می‌کنی، ها؟ 1131 00:52:55,416 --> 00:52:57,083 ‫- آره، می‌زنی؟ ‫- چرا که نه 1132 00:52:57,583 --> 00:53:01,000 ‫راستش من با عسل و یکم فلفل کاین می‌خورم 1133 00:53:01,083 --> 00:53:02,875 ‫- دست بردار ‫- قوی‌ترش می‌کنه 1134 00:53:02,958 --> 00:53:04,333 ‫چی؟ من اینجوری می‌خورم 1135 00:53:04,416 --> 00:53:06,750 ‫- بس کن ‫- آره. همین الان دارم اونجوری درست می‌کنم 1136 00:53:06,833 --> 00:53:09,708 ‫- کیری رندوم بود ‫- اینجوری دوستش دارم. آره 1137 00:53:09,791 --> 00:53:11,541 ‫ای خدا. چه عجیب 1138 00:53:11,625 --> 00:53:12,833 ‫باشه، بفرما 1139 00:53:12,916 --> 00:53:15,166 ‫- نوش جان ‫- آره... 1140 00:53:17,208 --> 00:53:18,625 ‫می‌شه آهنگ بذارم؟ 1141 00:53:18,708 --> 00:53:20,250 ‫آره. راحت باش 1142 00:53:24,500 --> 00:53:25,416 ‫صبرکن ببینم 1143 00:53:25,916 --> 00:53:27,041 ‫هوباستنک؟ 1144 00:53:27,125 --> 00:53:29,583 ‫اینقدر اذیت نکن، دختر 1145 00:53:29,666 --> 00:53:32,375 ‫وسط روز آهنگ استنک لامصب رو گذاشتی؟ 1146 00:53:32,458 --> 00:53:34,208 ‫آره. یکی از موردعلاقه‌هامه 1147 00:53:34,791 --> 00:53:37,250 ‫واقعاً تلخ و شیرینه، ولی بازم... 1148 00:53:37,333 --> 00:53:40,333 ‫- روحیه‌بخش، آره! ‫- روحیه‌بخش. می‌خواستم همین رو بگم 1149 00:53:40,416 --> 00:53:42,916 ‫این که یه جورایی آهنگ موردعلاقه من و راده 1150 00:53:43,916 --> 00:53:48,208 ‫کلی توی یه ایمیل درباره‌اش حرف زدیم. ‫یه جورایی راست کارمونه، می‌دونی؟ 1151 00:53:48,291 --> 00:53:50,625 ‫- راست کارتون؟ ‫- آره 1152 00:53:50,708 --> 00:53:52,166 ‫- تو و راد ‫- آره 1153 00:53:52,250 --> 00:53:53,208 ‫حتماً 1154 00:53:53,916 --> 00:53:56,583 ‫هی، می‌شه یه چیزی ازت بپرسم؟ 1155 00:53:57,166 --> 00:53:59,000 ‫تو دستیار راد هستی 1156 00:53:59,791 --> 00:54:02,625 ‫توصیه‌ای داری که چطوری... باهاش ارتباط بگیرم؟ 1157 00:54:02,708 --> 00:54:05,333 ‫توی ایمیل‌ها یه جادویی بین‌مون بود، ولی از وقتی اومدم اینجا، 1158 00:54:05,416 --> 00:54:07,708 ‫انگار نمی‌خواد من باشم 1159 00:54:07,791 --> 00:54:10,333 ‫فقط... می‌خوام اون شور و هیجان قدیم رو برگردونم 1160 00:54:10,916 --> 00:54:13,375 ‫از چیِ ایمیل‌هاش خوشت می‌اومد؟ 1161 00:54:13,458 --> 00:54:15,708 ‫ای بابا دختر، می‌تونم بگم همه‌چیزشون 1162 00:54:15,791 --> 00:54:18,541 ‫خیلی بانمک و باهوش بود 1163 00:54:18,625 --> 00:54:20,083 ‫ایموجی‌بازیش قوی بود 1164 00:54:20,166 --> 00:54:21,208 ‫آره 1165 00:54:21,291 --> 00:54:23,125 ‫فقط خیلی باهم ارتباط می‌گرفتیم، می‌دونی؟ 1166 00:54:23,208 --> 00:54:24,791 ‫گوش کن 1167 00:54:24,875 --> 00:54:27,625 ‫اون خیلی روی برنامه متمرکز بوده، 1168 00:54:27,708 --> 00:54:30,375 ‫و یه احساس تزلزلی درباره‌ی کل ماجرا داره 1169 00:54:30,458 --> 00:54:31,333 ‫هوم! 1170 00:54:31,416 --> 00:54:35,166 ‫پس اگه فقط هر از گاهی ‫بذاری اون در مرکز توجه قرار بگیره... 1171 00:54:35,250 --> 00:54:36,833 ‫صبرکن. کل توجه‌ها رو مال خودم کرده بودم؟ 1172 00:54:36,916 --> 00:54:40,000 ‫- فقط یکمی ‫- ای خدا، نمی‌دونستم 1173 00:54:40,083 --> 00:54:42,916 ‫ممنون میا. خیلی حال کردم که کنارت کار کردم 1174 00:54:43,000 --> 00:54:45,083 ‫- منم همینطور ‫- آره 1175 00:54:45,666 --> 00:54:46,916 ‫باشه، تا بعد 1176 00:54:47,000 --> 00:54:47,958 ‫- خدافظ ‫- خدافظ 1177 00:54:49,833 --> 00:54:52,041 ‫از دید من، یه موقعیت عالی واسه توئه، 1178 00:54:52,125 --> 00:54:54,375 ‫نه فقط از نظر مالی، بلکه همینطور حرفه‌ای 1179 00:54:54,458 --> 00:54:56,875 ‫توی برنامه حضور داشتن باعث می‌شه ‫خونه‌ات به قیمت عالی فروش بره، 1180 00:54:56,958 --> 00:54:59,708 ‫ولی همزمان، می‌تونی برند شخصیت رو تبلیغ کنی 1181 00:54:59,791 --> 00:55:02,708 ‫رادی، رادی، رادی، ریلکس باش بابا 1182 00:55:02,791 --> 00:55:04,791 ‫اینقدر داری برام تبلیغش می‌کنی که ممکنه رگ‌به‌رگ بشی 1183 00:55:04,875 --> 00:55:07,666 ‫می‌خوای خونه‌ام رو واسه برنامه لیست کنی؟ ‫پایه‌ام 1184 00:55:07,750 --> 00:55:09,666 ‫- واقعاً؟ ‫- حتماً. چرا که نه؟ 1185 00:55:09,750 --> 00:55:11,666 ‫در واقع، باید همین آخرهفته انجامش بدیم 1186 00:55:11,750 --> 00:55:15,041 ‫یه مهمونی بزرگ بگیریم، چندتا مهمون ویژه ‫واسه دوربین دعوت کنیم. تو هم خانواده رو بیار 1187 00:55:15,125 --> 00:55:16,250 ‫یه روز باحال ازش در میاریم 1188 00:55:16,333 --> 00:55:19,250 ‫جاش... مرد، نمی‌دونی این چقدر برام ارزش داره 1189 00:55:19,875 --> 00:55:22,458 ‫هوای داداش کوچیکه رو داریم 1190 00:55:22,541 --> 00:55:25,125 ‫پس به تهیه‌کننده‌ها بگم که لیستینگ رو به من میدی؟ 1191 00:55:25,791 --> 00:55:27,625 ‫چطوره اون رو واسه برنامه بذاریم کنار؟ 1192 00:55:28,125 --> 00:55:29,375 ‫جالب‌ترش کنیم 1193 00:55:29,875 --> 00:55:30,958 ‫آره. آره 1194 00:55:31,041 --> 00:55:32,791 ‫آره. البته 1195 00:55:34,666 --> 00:55:38,041 ‫- ولی لیستینگ رو بهم میدی دیگه، نه؟ ‫- اصلاً نگرانش نباش 1196 00:55:41,208 --> 00:55:44,625 ‫خب... اوضاع بین تو و راد چطوره؟ 1197 00:55:44,708 --> 00:55:46,291 ‫نمی‌دونم 1198 00:55:46,375 --> 00:55:48,541 ‫حس می‌کنم داره از نظر احساسی ‫باهام بازتر برخورد می‌کنه، 1199 00:55:48,625 --> 00:55:52,166 ‫و من خودم رو بیشتر در دسترس قرار دادم، ‫ولی به نظر نمیاد علاقمند باشه 1200 00:55:52,250 --> 00:55:55,583 ‫هنوز خیلی درگیر خودشه 1201 00:55:57,291 --> 00:55:59,500 ‫وقتی چاره‌ای نداری، باید اقدامات سخت انجام بدی 1202 00:56:00,000 --> 00:56:02,125 ‫شاید بد نباشه که به خوردنِ کونش فکر کنی 1203 00:56:03,333 --> 00:56:04,166 ‫جان؟ 1204 00:56:04,833 --> 00:56:06,666 ‫صبرکن. تا حالا انجامش ندادی؟ 1205 00:56:06,750 --> 00:56:08,375 ‫- نه! ‫- تو... 1206 00:56:08,458 --> 00:56:10,541 ‫صبرکن. یه جورایی چندش نیست؟ 1207 00:56:10,625 --> 00:56:13,375 ‫خدای من. شوخیت گرفته؟ 1208 00:56:13,458 --> 00:56:16,083 ‫- قدیمی‌ترین شکل عشق‌بازیه ‫- نه 1209 00:56:16,166 --> 00:56:19,333 ‫اینکه با زبون برن توی غار مزه‌هات ‫نهایی‌ترین ریستِ کاملـه 1210 00:56:19,416 --> 00:56:20,375 ‫صبرکن. ریست کامل؟ 1211 00:56:20,458 --> 00:56:23,625 ‫تا حالا گوشیت رو برداشتی که بخوای کلش رو پاک کنی؟ 1212 00:56:23,708 --> 00:56:26,291 ‫وقتی کسی بیاد سوراخ کونت رو مثل جویی چست‌نات بخوره 1213 00:56:26,375 --> 00:56:27,541 ‫همین بلا سر مغز انسان میاد 1214 00:56:27,625 --> 00:56:30,791 ‫- خدای من ‫- تنظیمات کارخونه رو برمی‌گردونه 1215 00:56:30,875 --> 00:56:32,791 ‫- داری جدی میگی ‫- معلومه! 1216 00:56:32,875 --> 00:56:36,458 ‫اگه می‌خوای درگیری‌هاش تموم بشه، ‫باید بری تو کونش 1217 00:56:36,958 --> 00:56:40,208 ‫و شخصاً فکر می‌کنم دادن بهتر از گرفتنه 1218 00:56:40,291 --> 00:56:41,708 ‫خدای من 1219 00:56:41,791 --> 00:56:43,625 ‫تو یه چیز دیگه هستی 1220 00:56:43,708 --> 00:56:45,000 ‫خدای من 1221 00:56:45,083 --> 00:56:46,291 ‫- سلام ‫- وای! 1222 00:56:51,708 --> 00:56:53,500 ‫بعدش اون واسه من کوکی درست کرد 1223 00:56:53,583 --> 00:56:55,458 ‫چقدر بانمکه، نه؟ 1224 00:56:55,541 --> 00:56:58,125 ‫همه توی داداش بزرگ‌ها و کوچیک‌ها 1225 00:56:58,208 --> 00:56:59,875 ‫واقعاً شگفت‌انگیز بودن 1226 00:56:59,958 --> 00:57:02,083 ‫حس می‌کنم بالاخره هدف واقعیم رو پیدا کردم 1227 00:57:03,625 --> 00:57:04,541 ‫هوم 1228 00:57:05,791 --> 00:57:08,125 ‫خوبی؟ ساکتی 1229 00:57:08,208 --> 00:57:11,083 ‫فقط درکش نمی‌کنم. ‫چرا جاش گذاشته انجامش بدم؟ 1230 00:57:11,166 --> 00:57:12,416 ‫چی کار؟ 1231 00:57:12,500 --> 00:57:13,875 ‫که خونه‌اش رو بیارم توی برنامه 1232 00:57:13,958 --> 00:57:16,041 ‫آخه هدفش چیه؟ 1233 00:57:16,541 --> 00:57:19,083 ‫شاید چون ازش خواستی و بهت اهمیت میده 1234 00:57:19,166 --> 00:57:20,708 ‫قطعاً به این خاطر نیست 1235 00:57:20,791 --> 00:57:22,750 ‫حتی نگفت لیستینگ به من می‌رسه یا نه 1236 00:57:23,333 --> 00:57:25,541 ‫حس می‌کنم داره یه تله‌ای برام می‌ذاره. ولی چی؟ 1237 00:57:25,625 --> 00:57:27,750 ‫باشه، دیگه از این کسشعرها خسته شدم. بزن بغل 1238 00:57:27,833 --> 00:57:28,666 ‫چی؟ چرا؟ 1239 00:57:28,750 --> 00:57:30,166 ‫خسته شدم از بس همه‌اش درگیر خودت بدی، 1240 00:57:30,250 --> 00:57:32,708 ‫اینقدر به خاطر برنامه و داداش کیریت استرس داشتی 1241 00:57:32,791 --> 00:57:34,791 ‫به اندازه‌ی یه راهبه‌ی نوجوون تنگی 1242 00:57:34,875 --> 00:57:36,750 ‫- جان؟ ‫- شنیدی. بزن بغل دیگه! 1243 00:57:43,000 --> 00:57:43,916 ‫چیه؟ 1244 00:57:54,083 --> 00:57:55,625 ‫یه مدتی هست این کار رو نکردیم 1245 00:57:59,375 --> 00:58:01,750 ‫- زیپت گیر کرده ‫- کمربند دوتا چفت داره 1246 00:58:01,833 --> 00:58:03,000 ‫- خدایا! ‫- باشه، باشه 1247 00:58:03,083 --> 00:58:05,375 ‫- اگه بتونم... اگه بشه... ‫- صبرکن. شیشه رو بیار پایین 1248 00:58:05,458 --> 00:58:07,208 ‫از پنجره برو بیرون، تا شلوارت رو در بیارم 1249 00:58:07,291 --> 00:58:09,375 ‫- خیلی‌خب. باشه ‫- برو برو برو. خودشه 1250 00:58:09,458 --> 00:58:11,041 ‫- خدا لعنتش کنه، زودباش! ‫- خودشه 1251 00:58:11,125 --> 00:58:13,458 ‫- باشه. می‌خوام... اگه بتونم... ‫- خودشه 1252 00:58:13,541 --> 00:58:15,125 ‫برگرد. برگرد! 1253 00:58:15,708 --> 00:58:17,000 ‫- باشه ‫- اونجوری 1254 00:58:28,416 --> 00:58:29,833 ‫اون ماشین باباتونه؟ 1255 00:58:30,833 --> 00:58:33,583 ‫- آره انگار ‫- صبرکن. دارن چی کار می‌کنن؟ 1256 00:58:36,375 --> 00:58:37,875 ‫چرا بابا اون سمتیه؟ 1257 00:58:38,458 --> 00:58:41,041 ‫برام منطقی نیست که داستان چیه 1258 00:58:41,625 --> 00:58:43,500 ‫یه روز منطقی می‌شه، پسرم 1259 00:58:43,583 --> 00:58:44,791 ‫یه روز منطقی می‌شه 1260 00:58:54,458 --> 00:58:55,291 ‫وای 1261 00:58:55,375 --> 00:58:57,791 ‫راد، خیلی باحال شدی 1262 00:58:57,875 --> 00:58:59,791 ‫ممنون میا. خوشگل شدی 1263 00:58:59,875 --> 00:59:02,000 ‫فیلمبرداری رو شروع کردن. ‫همه منتظرتن 1264 00:59:02,083 --> 00:59:03,416 ‫نخیر، منتظر نیستن 1265 00:59:08,375 --> 00:59:09,416 ‫وای 1266 00:59:15,458 --> 00:59:18,291 ‫سلام. نعنایی‌ترین نوشیدنی‌تون، لطفاً 1267 00:59:18,791 --> 00:59:19,875 ‫عالیه 1268 00:59:20,458 --> 00:59:21,791 ‫هوم. هوم 1269 00:59:21,875 --> 00:59:24,375 ‫آها 1270 00:59:24,458 --> 00:59:25,666 ‫اوه! 1271 00:59:25,750 --> 00:59:27,541 ‫وای! پشم‌هایم! 1272 00:59:27,625 --> 00:59:29,416 ‫این گوریل پشت‌نقره‌ای باشکوه رو باش 1273 00:59:29,500 --> 00:59:31,250 ‫آتیلای خوشرهیکل 1274 00:59:31,333 --> 00:59:34,625 ‫صبر ندارم که عقب وایسم ‫و درخشیدنت رو ببینم، جیگر 1275 00:59:34,708 --> 00:59:35,583 ‫عقب بمونی؟ 1276 00:59:35,666 --> 00:59:38,375 ‫آره! اون مرکز توجه، امشب فقط مال خودته رفیق 1277 00:59:38,458 --> 00:59:41,916 ‫من رفیق پایه‌ام. تو پادشاهی، مرد. ‫بغل بده 1278 00:59:43,625 --> 00:59:46,125 ‫ممنون مارکوس. خیلی ممنون 1279 00:59:48,208 --> 00:59:49,791 ‫- وای! ‫- سلام 1280 00:59:49,875 --> 00:59:50,750 ‫باشه 1281 00:59:50,833 --> 00:59:52,583 ‫سلام 1282 00:59:52,666 --> 00:59:54,791 ‫- خدای من. خوشگل شدی ‫- ممنون 1283 00:59:54,875 --> 00:59:57,416 ‫عاشق این لباستم. من رو یاد کیم کوچولو ‫تو فیلم موردعلاقه‌ام از میسی می‌اندازه 1284 00:59:57,500 --> 00:59:59,375 ‫- سوپا دوپا فلای ‫- ...فلای 1285 01:00:01,041 --> 01:00:02,666 ‫- چه باحال ‫- از ذهنم برو بیرون 1286 01:00:02,750 --> 01:00:04,375 ‫فقط کیمچی کوچولو صدام کن 1287 01:00:04,458 --> 01:00:05,833 ‫- سلام ‫- آره 1288 01:00:05,916 --> 01:00:07,958 ‫- شوخی کردم. میا رو ترجیح میدم ‫- باشه، آره 1289 01:00:08,041 --> 01:00:09,750 ‫نگاش کردم و گفتم خشکی. سلام 1290 01:00:09,833 --> 01:00:11,125 ‫- داداش بزرگه ‫- سلام 1291 01:00:11,208 --> 01:00:14,000 ‫مرد، اینجا رو هر بار که می‌بینم خفن‌تر می‌شه 1292 01:00:14,083 --> 01:00:15,833 ‫مرد، فقط به خاطر انعکاس خودته، مشتی 1293 01:00:15,916 --> 01:00:18,208 ‫گفتی چطوری اینجا رو گرفتی؟ ‫باید بشنویدش 1294 01:00:18,291 --> 01:00:21,250 ‫راستی. خواستم درباره اون توصیه‌ای ‫که درباره‌ی راد داشتی ازت تشکر کنم 1295 01:00:21,333 --> 01:00:23,833 ‫راستش الان یه لحظه‌ی قشنگ و واقعی بین‌مون برقرار شد 1296 01:00:23,916 --> 01:00:25,333 ‫داره خیلی نتیجه میده 1297 01:00:25,416 --> 01:00:27,208 ‫- آخه نگاش کن ‫- یک دو سه 1298 01:00:27,291 --> 01:00:29,083 ‫اه! 1299 01:00:29,166 --> 01:00:30,708 ‫خدای من 1300 01:00:30,791 --> 01:00:33,958 ‫هی، می‌خوای باهم عقب بمونیم ‫و ببینیم سگ بزرگ کارش رو بکنه؟ 1301 01:00:34,041 --> 01:00:34,875 ‫خوشحال می‌شم 1302 01:00:35,458 --> 01:00:36,541 ‫باشه 1303 01:00:39,958 --> 01:00:43,083 ‫می‌دونید، جاش خودش تمام بخش‌های این خونه رو طراحی کرده 1304 01:00:43,166 --> 01:00:46,208 ‫پس باید حتماً واسه یکی از علایق واقعیش جا می‌ذاشته، 1305 01:00:46,291 --> 01:00:47,125 ‫هات پاتِ چینی 1306 01:00:47,208 --> 01:00:51,416 ‫و ترکیب موردعلاقه‌ام فیش بالز ‫و کلم ناپاست، 1307 01:00:51,500 --> 01:00:54,458 ‫البته تا فردا که یه موردعلاقه‌ی جدید داشته باشم 1308 01:00:54,541 --> 01:00:56,166 ‫فیش بالز، ها؟ 1309 01:00:56,250 --> 01:00:58,000 ‫نمی‌دونستم ماهی‌ها خایه دارن 1310 01:01:00,333 --> 01:01:02,166 ‫هیس، هیس 1311 01:01:02,250 --> 01:01:03,375 ‫لعنتی. شرمنده 1312 01:01:03,458 --> 01:01:06,166 ‫داشتم از اتاق کناری گوش می‌کردم و دست خودم نبود 1313 01:01:06,250 --> 01:01:08,083 ‫زمان‌بندی راد واقعاً... 1314 01:01:08,166 --> 01:01:09,958 ‫همون داداش کوچیکه‌ایه که بهم می‌گفتی؟ 1315 01:01:10,041 --> 01:01:11,875 ‫آره. امشب قراره عقب وایسه 1316 01:01:11,958 --> 01:01:15,083 ‫نه نه. این چه حرفیه. ‫مارکوس، بیا داخل. بگیر بشین 1317 01:01:15,166 --> 01:01:17,000 ‫- اونجا؟ ‫- آره، زودباش 1318 01:01:17,083 --> 01:01:19,416 ‫می‌دونی چیه؟ ‫من دارم کارم رو این بیرون می‌کنم، پس... 1319 01:01:19,500 --> 01:01:21,750 ‫اینجا کارت رو بکن 1320 01:01:21,833 --> 01:01:22,666 ‫باشه 1321 01:01:23,666 --> 01:01:25,708 ‫دیردری ماجرات رو برام گفته، 1322 01:01:25,791 --> 01:01:28,583 ‫و باید بگم که مرد، روم تاثیر گذاشت 1323 01:01:28,666 --> 01:01:30,416 ‫خیلی‌ها در حقت بدی کردن، 1324 01:01:30,500 --> 01:01:32,958 ‫ولی بازم کلی عشق واسه بخشیدن داری 1325 01:01:33,041 --> 01:01:34,666 ‫ولی می‌دونی چی میگن؟ 1326 01:01:34,750 --> 01:01:36,916 ‫داداشِ داداشم داداشِ خودمه 1327 01:01:38,291 --> 01:01:39,791 ‫رفیق خودم 1328 01:01:39,875 --> 01:01:42,208 ‫ایول 1329 01:01:44,916 --> 01:01:48,208 ‫- یه فیش بال بهت بدم، مارکوس؟ ‫- آره، البته. من عاشق هات پات هستم 1330 01:01:48,291 --> 01:01:51,666 ‫یه مدتی دوتا خواهر چینی ۹۵ ساله ‫به سرپرستی گرفته بودنم 1331 01:01:52,250 --> 01:01:53,208 ‫اینجا چی هست؟ 1332 01:01:53,291 --> 01:01:55,791 ‫شوی زورو. دابای‌چای 1333 01:01:55,875 --> 01:01:57,291 ‫- یو وان! ‫- یو وان! 1334 01:01:57,375 --> 01:01:58,750 ‫اوه! 1335 01:01:58,833 --> 01:01:59,750 ‫ممنون 1336 01:02:01,375 --> 01:02:03,875 ‫- سرخ شدم؟ ‫- قراره یه اِمی دیگه بگیریم 1337 01:02:06,708 --> 01:02:08,583 ‫وای. چه مسترِ جاداری 1338 01:02:10,416 --> 01:02:12,708 ‫داداش، الان فکر کنم بهش میگن خواب اصلی 1339 01:02:13,208 --> 01:02:14,791 ‫من نمی... باید کاتش کنیم 1340 01:02:14,875 --> 01:02:17,875 ‫- نه، ضبط رو ادامه بده ‫- اینجاست که جادو رخ میده، ها؟ 1341 01:02:17,958 --> 01:02:21,041 ‫- یعنی چی؟ ‫- مسائل مربوط به سکس رو میگم 1342 01:02:25,500 --> 01:02:28,333 ‫یارو خیلی بامزه‌ست، مرد 1343 01:02:28,416 --> 01:02:31,000 ‫هی، صحبت از جادو شد، بذارید دستشویی رو بهتون نشون بدم 1344 01:02:31,083 --> 01:02:32,208 ‫یه دقیقه بهمون وقت بدین 1345 01:02:32,291 --> 01:02:34,333 ‫جادوی واقعی اینجا اتفاق می‌افته 1346 01:02:38,666 --> 01:02:40,750 ‫کی می‌خواد کونِ عزرائیل رو بخوره؟ 1347 01:02:45,041 --> 01:02:45,875 ‫اون چیه؟ 1348 01:02:45,958 --> 01:02:48,125 ‫نمی‌دونم. جاستین تیمبرلیک بهم دادشون 1349 01:02:48,208 --> 01:02:49,458 ‫گفت همون جنسیه که زده 1350 01:02:49,541 --> 01:02:51,250 ‫وقتی آهنگ فیلم ترول رو نوشته، 1351 01:02:51,333 --> 01:02:52,625 ‫پس می‌دونی که باید خوب باشه 1352 01:02:52,708 --> 01:02:55,333 ‫حالا، راد که سوبره، واسه همین مصرف نمی‌کنه 1353 01:02:55,416 --> 01:02:58,666 ‫- یعنی مارکوس، مال خودته، عزیزم ‫- خیلی‌خب 1354 01:02:58,750 --> 01:03:00,791 ‫- نه. سوبر کجا بود ‫- چی؟ 1355 01:03:01,583 --> 01:03:04,041 ‫خدای من 1356 01:03:04,833 --> 01:03:05,708 ‫هی 1357 01:03:06,208 --> 01:03:07,416 ‫وای! 1358 01:03:08,708 --> 01:03:11,541 ‫- نمی‌دونستم اینقدر اهل پارتی هستی ‫- هر روز، داداش 1359 01:03:11,625 --> 01:03:13,666 ‫خب، جاستین گفت فقط یه ذره بزن 1360 01:03:14,625 --> 01:03:17,333 ‫- اینش رو نگفتی ‫- خب، کسی دیگه می‌زنه؟ 1361 01:03:17,416 --> 01:03:20,000 ‫- نه ‫- باشه، بیاید بریم 1362 01:03:20,083 --> 01:03:21,791 ‫- صبرکن. تو نمی‌زنی؟ ‫- کی، من؟ 1363 01:03:21,875 --> 01:03:25,666 ‫نه مرد، فقط می‌خواستم میزبان خوبی باشم. ‫تنها موادی که من می‌زنم آهنگه جیگر 1364 01:03:26,250 --> 01:03:27,791 ‫آره، من هم نیستم 1365 01:03:28,666 --> 01:03:29,666 ‫باشه 1366 01:03:32,333 --> 01:03:34,583 ‫الان داری بگامون میدی 1367 01:03:34,666 --> 01:03:36,958 ‫می‌بینی که داستان چیه؟ 1368 01:03:37,041 --> 01:03:39,750 ‫- جاشی! ‫- داداش داداشم داداش منه 1369 01:03:39,833 --> 01:03:43,375 ‫- مارکوس این لیستینگ رو می‌دزده ‫- لیستینگ مال منه 1370 01:03:44,583 --> 01:03:47,333 ‫تو فقط یه کودن کت‌شلواری دیگه هستی ‫که داره آپارتمان می‌فروشه 1371 01:03:47,416 --> 01:03:49,666 ‫هیچوقت سگ بزرگ نمی‌شی 1372 01:03:52,833 --> 01:03:55,416 ‫باید مارکوس رو از جاش دور نگه داری، جنده کوچولو 1373 01:03:55,500 --> 01:03:57,125 ‫- جنده ‫- راد 1374 01:03:57,208 --> 01:03:58,916 ‫راد. آهای؟ 1375 01:04:00,041 --> 01:04:01,708 ‫این یارو چه مرگشه؟ 1376 01:04:20,583 --> 01:04:23,625 ‫باورم نمی‌شه من، تو و راد ‫چقدر وجه اشتراک داریم 1377 01:04:23,708 --> 01:04:25,000 ‫آره، خیلی عجیبه 1378 01:04:25,083 --> 01:04:28,166 ‫حس می‌کنم جهان من رو جویده ‫و تف کرده تو دهن تو 1379 01:04:28,250 --> 01:04:30,708 ‫آره، مثل یه خانواده سه نفره‌ی بدون سکس هستیم 1380 01:04:30,791 --> 01:04:33,625 ‫یه هزارپای انسانی با علایق مشترک 1381 01:04:33,708 --> 01:04:37,958 ‫آهنگ آخر هم واسه داداش جدیدم مارکوس! 1382 01:04:38,041 --> 01:04:39,458 ‫هی، داداش مرد! 1383 01:04:39,541 --> 01:04:40,916 ‫ها؟ 1384 01:04:42,541 --> 01:04:43,708 ‫- این... ‫- مارکوس 1385 01:04:43,791 --> 01:04:45,250 ‫- ها؟ ‫- به کمکت نیاز دارم 1386 01:04:45,333 --> 01:04:47,791 ‫به کمک من نیاز داری؟ ‫خدای من. راستش اضطراب گرفتم 1387 01:04:47,875 --> 01:04:49,791 ‫برو روی عرشه. خب؟ همونجا منتظرم بمون 1388 01:04:49,875 --> 01:04:52,333 ‫تحت هر شرایطی، تا سیگنال ندادم نیای داخل 1389 01:04:52,416 --> 01:04:55,000 ‫باشه. حتماً 1390 01:04:55,083 --> 01:04:58,333 ‫راد، خوبی؟ ‫شبیه ژامبون لعاب‌دار شدی 1391 01:04:58,416 --> 01:05:01,333 ‫خوبم. بیس داره کیرم رو می‌خوره 1392 01:05:01,416 --> 01:05:02,583 ‫خدای من 1393 01:05:03,333 --> 01:05:05,666 ‫اینجایی رفیق. همه‌جا دنبالت بودم 1394 01:05:05,750 --> 01:05:09,125 ‫آره، فقط دارم منظره‌ی شگفت‌انگیزت رو ‫تو خاطرم ثبت می‌کنم که بعداً باهاش جق بزنم 1395 01:05:09,208 --> 01:05:12,458 ‫می‌فهمم. خودم خیلی باهاش جق زدم 1396 01:05:13,166 --> 01:05:14,625 ‫- اصل مطلب، رفیق ‫- آره 1397 01:05:14,708 --> 01:05:17,541 ‫واسه دادنِ لیستینگِ خونه‌ام به راد عجله نکردم 1398 01:05:17,625 --> 01:05:20,583 ‫شاید حتی جوری رفتار کردم ‫انگار تمایل دارم به تو بدمش، 1399 01:05:20,666 --> 01:05:21,583 ‫که حاشیه رو زیاد کنم 1400 01:05:21,666 --> 01:05:23,541 ‫چیزی که برنامه‌سازها خواستن رو بهشون دادم 1401 01:05:23,625 --> 01:05:26,416 ‫ولی می‌خوام امشب سلطان یه بُرد سنگین داشته باشه. می‌گیری چی میگم، درسته؟ 1402 01:05:26,500 --> 01:05:28,791 ‫آره البته. تمام هدف من همینه 1403 01:05:28,875 --> 01:05:30,458 ‫راد، شین رو دیدی؟ 1404 01:05:30,541 --> 01:05:33,458 ‫دیردری، واسه این کارها وقت ندارم. ‫دارم یه کار مهم رو انجام میدم 1405 01:05:33,541 --> 01:05:35,083 ‫چی؟ 1406 01:05:35,166 --> 01:05:38,666 ‫- انگار داری می‌رقصی ‫- آره، رقص خیلی مهمیه، خب؟ 1407 01:05:38,750 --> 01:05:42,083 ‫دوربین رو روی خودم نگه می‌دارم ‫و مارکوس رو از جاش دور می‌کنم 1408 01:05:42,666 --> 01:05:44,375 ‫- خدای من ‫- جاش کجاست؟ 1409 01:05:44,458 --> 01:05:46,916 ‫جاش کجاست؟ جاش کجاست؟ 1410 01:05:48,125 --> 01:05:50,500 ‫- جاش کجاست؟ جاش کجاست؟ ‫- نمی‌دونم 1411 01:05:50,583 --> 01:05:51,750 ‫جاش کجاست؟ 1412 01:05:52,541 --> 01:05:53,458 ‫کیر توش! 1413 01:05:53,541 --> 01:05:54,750 ‫برمی‌گردیم داخل 1414 01:05:54,833 --> 01:05:57,916 ‫مردم رو جمع می‌کنیم، بهشون اعلام می‌کنیم 1415 01:05:58,000 --> 01:05:59,166 ‫Hvi 1416 01:05:59,250 --> 01:06:00,750 ‫- فقط یه درخواستی دارم ‫- هوم؟ 1417 01:06:00,833 --> 01:06:02,583 ‫می‌شه من خبر خوش رو بهش بدم؟ 1418 01:06:03,166 --> 01:06:07,000 ‫داداش داداشم داداش خودمه 1419 01:06:07,083 --> 01:06:08,791 ‫- ردیفه ‫- آره! 1420 01:06:10,291 --> 01:06:12,125 ‫آره! 1421 01:06:13,916 --> 01:06:17,083 ‫نه! نه! نه! 1422 01:06:22,666 --> 01:06:24,000 ‫نه! نه! نه! 1423 01:06:25,791 --> 01:06:27,500 ‫لعنت بهش! 1424 01:06:27,583 --> 01:06:29,541 ‫- خدای من. خدای من ‫- چی؟ چی؟ 1425 01:06:29,625 --> 01:06:33,875 ‫نفس نمی‌کشه. کسی نای‌شکافیِ اورژانسی بلده؟ 1426 01:06:34,625 --> 01:06:37,166 ‫من بلدم. یکی از مامان‌های ناتنیم تکنسین اورژانس بود 1427 01:06:37,250 --> 01:06:38,375 ‫ببخشید 1428 01:06:38,458 --> 01:06:39,750 ‫لعنتی. شرمنده 1429 01:06:39,833 --> 01:06:41,416 ‫دارم میام پایین! 1430 01:06:46,000 --> 01:06:48,458 ‫خدای من. راد توی جیبش یه نِی فلزی داره 1431 01:06:48,541 --> 01:06:50,916 ‫باهاش مواد زده. وقت نیست که بیشتر توضیح بدم 1432 01:06:51,791 --> 01:06:53,208 ‫- بگیر ‫- آره. باشه 1433 01:06:53,291 --> 01:06:54,375 ‫وقتی زدم تو گلوش، 1434 01:06:54,458 --> 01:06:56,208 ‫تو بهش فشار بیار که سرعت تنفسش کند بشه 1435 01:06:56,291 --> 01:06:57,666 ‫باشه 1436 01:06:57,750 --> 01:06:59,125 ‫لعنتی! 1437 01:06:59,208 --> 01:07:00,750 ‫خدای من 1438 01:07:00,833 --> 01:07:02,541 ‫باهام بمون، رفیق 1439 01:07:05,625 --> 01:07:06,541 ‫اه 1440 01:07:20,916 --> 01:07:23,125 ‫خدای من. داره نفس می‌کشه! 1441 01:07:23,208 --> 01:07:25,125 ‫مار... مارکوس، نجاتش دادی! 1442 01:07:25,208 --> 01:07:26,958 ‫مارکوس یه قهرمانه! 1443 01:07:29,000 --> 01:07:30,375 ‫ممنون. من... اوه 1444 01:07:30,458 --> 01:07:31,583 ‫- فوق‌العاده بود ‫- خدای من 1445 01:07:31,666 --> 01:07:33,708 ‫- نه. خواهش می‌کنم. یعنی... ‫- تو واقعاً ستاره‌ای 1446 01:07:33,791 --> 01:07:36,291 ‫هرکسی جای من بود همین کار رو می‌کرد 1447 01:07:40,333 --> 01:07:41,708 ‫اوه 1448 01:07:43,166 --> 01:07:45,375 ‫- معجزه بود! ‫- خدا رو شکر که بودش 1449 01:07:45,458 --> 01:07:48,083 ‫- شگفت‌انگیز بود ‫- کاری نکردم واقعاً. خدای من 1450 01:07:48,166 --> 01:07:51,208 ‫شما خیلی لطف دارید. ممنون 1451 01:07:51,291 --> 01:07:53,166 ‫- شما هم همین کار رو می‌کردین ‫- قهرمان! 1452 01:07:53,250 --> 01:07:55,416 ‫- بز. بهترینِ زمان ‫- بس کن 1453 01:07:55,500 --> 01:07:57,750 ‫- فقط خوشحالم که سالمه ‫- آره! 1454 01:07:57,833 --> 01:07:59,833 ‫همه بیاید واسه مارکوس دست بزنیم! 1455 01:07:59,916 --> 01:08:01,500 ‫اون یه قهرمانه، درسته؟ 1456 01:08:02,833 --> 01:08:03,708 ‫اشتباهه! 1457 01:08:03,791 --> 01:08:05,583 ‫راد، چی کار می‌کنی؟ 1458 01:08:05,666 --> 01:08:07,000 ‫نمی‌دونم عزیزم 1459 01:08:07,083 --> 01:08:09,000 ‫فقط می‌خوام بدونم کِی قراره مسخره‌بازی رو بذاریم کنار 1460 01:08:09,083 --> 01:08:12,833 ‫و دیگه تظاهر نکنیم که این غریبه، این شیاد، بخشی از خانواده‌مونه 1461 01:08:12,916 --> 01:08:15,166 ‫راد، الان داری چی میگی داداش؟ 1462 01:08:15,750 --> 01:08:19,333 ‫به من نگو داداش، خب؟ ‫توی بالکن با جاش دیدمت 1463 01:08:19,416 --> 01:08:22,416 ‫می‌خواستی لیستینگ این خونه رو ‫از دست من بقاپی 1464 01:08:22,500 --> 01:08:24,458 ‫چی میگی؟ نخیر، اینطور نیست 1465 01:08:24,541 --> 01:08:26,208 ‫چطوری به حرف‌هات اعتماد کنم؟ 1466 01:08:26,291 --> 01:08:29,750 ‫کل این مدت داشتی بهمون دروغ می‌گفتی. ‫هی، این رو ببینید 1467 01:08:30,750 --> 01:08:31,791 ‫شناختیش؟ 1468 01:08:33,000 --> 01:08:34,208 ‫لعنتی 1469 01:08:34,291 --> 01:08:39,708 ‫این مچ‌بند بیمارستانی مارکوسه ‫که میگه توی یه بخش روانپزشکی بوده! 1470 01:08:40,208 --> 01:08:42,750 ‫اون یه بیمار روانیه که فرار کرده 1471 01:08:44,708 --> 01:08:45,625 ‫چی شد؟ 1472 01:08:48,250 --> 01:08:49,708 ‫حالا حرفی نداری که بزنی، ها؟ 1473 01:08:51,041 --> 01:08:52,416 ‫از این یکی نمی‌تونی فرار کنی، رفیق 1474 01:08:57,791 --> 01:08:58,958 ‫اه... 1475 01:09:00,750 --> 01:09:01,750 ‫راست میگه 1476 01:09:03,291 --> 01:09:04,500 ‫بهتون دروغ گفتم 1477 01:09:05,625 --> 01:09:08,583 ‫می‌ترسیدم اگه حقیقتش رو بگم ‫دیگه قبولم نکنید 1478 01:09:11,375 --> 01:09:14,458 ‫اینقدر آدم‌ها من رو نپذیرفتن... 1479 01:09:16,500 --> 01:09:17,791 ‫که... 1480 01:09:19,166 --> 01:09:21,208 ‫...دیگه از خودم متنفر شدم 1481 01:09:22,500 --> 01:09:25,375 ‫یه جای ماجرا، اینقدر... تنها بودم 1482 01:09:25,458 --> 01:09:27,708 ‫که فکر می‌کردم یه کار ناجور بکنم 1483 01:09:28,416 --> 01:09:31,625 ‫واسه همین با پای خودم رفتم به یه مرکز ریکاوری و... 1484 01:09:33,750 --> 01:09:35,083 ‫...اصلاً کمکی نکرد 1485 01:09:37,458 --> 01:09:39,500 ‫گمونم فقط سرنوشت اینه که تنها بمونم 1486 01:09:43,208 --> 01:09:46,833 ‫متاسفم بهت دروغ گفتم، راد. ‫ولی درک نمی‌کنم 1487 01:09:46,916 --> 01:09:50,000 ‫- ایمیل‌هامون، یه ارتباطی باهم داشتیم ‫- اون نبوده که ایمیل‌ها رو نوشته 1488 01:09:50,708 --> 01:09:51,625 ‫من بودم 1489 01:09:53,250 --> 01:09:54,458 ‫ای خدا... 1490 01:09:54,541 --> 01:09:56,750 ‫خدا لعنتش کنه. داشتی کت‌فیشم می‌کردی؟ 1491 01:09:57,375 --> 01:09:59,916 ‫کت‌فیش نبود، مارکوس 1492 01:10:00,500 --> 01:10:02,666 ‫- تمام حرف‌هام توی اون ایمیل‌ها واقعی بود ‫- کیر توش 1493 01:10:02,750 --> 01:10:05,166 ‫فقط تظاهر می‌کردم یکی دیگه هستم 1494 01:10:06,166 --> 01:10:08,916 ‫باشه، شاید مفهوم فنی کت‌فیش‌کردن همین باشه 1495 01:10:09,000 --> 01:10:11,000 ‫- آره ‫- ولی چرا؟ 1496 01:10:11,083 --> 01:10:12,833 ‫چون من اصلاً نمی‌شناختمت! 1497 01:10:15,375 --> 01:10:16,541 ‫تو یه غریبه‌ای 1498 01:10:19,458 --> 01:10:21,500 ‫خیلی متاسفم، مارکوس 1499 01:10:21,583 --> 01:10:22,875 ‫منظوری نداشت 1500 01:10:22,958 --> 01:10:25,000 ‫چرا، داشت 1501 01:10:26,500 --> 01:10:27,583 ‫ولی عیب نداره 1502 01:10:30,708 --> 01:10:31,875 ‫خدا لعنتش کنه 1503 01:10:32,625 --> 01:10:33,708 ‫مارکوس، صبرکن! 1504 01:10:35,208 --> 01:10:36,708 ‫فقط تنهام بذار 1505 01:10:40,166 --> 01:10:41,583 ‫و کات! 1506 01:10:41,666 --> 01:10:43,958 ‫فکر کنم گرفتیمش. ‫کار همه خوب بود 1507 01:10:44,041 --> 01:10:47,458 ‫- تماشایی بود ‫- آره. هی، سفر به سلامت، خب؟ 1508 01:10:49,250 --> 01:10:51,791 ‫فوق‌العاده بود 1509 01:10:52,500 --> 01:10:53,875 ‫ایول، سگ بزرگ 1510 01:11:47,833 --> 01:11:51,041 ‫باشه مارکوس، یادت باشه، اگه این رفت توی سبد، یه ۰ گنده می‌گیری 1511 01:11:53,666 --> 01:11:54,625 ‫هی راد! 1512 01:11:54,708 --> 01:11:55,833 ‫بیخیال! 1513 01:11:55,916 --> 01:11:58,750 ‫- اون یارو کیه؟ ‫- داداش بزرگم جاش 1514 01:11:58,833 --> 01:12:01,416 ‫از دانشگاه اومده خونه ‫و توی گلدمن ساکس کارآموزه 1515 01:12:01,500 --> 01:12:05,666 ‫می‌تونه به اندازه وزن خودش ‫پرس سینه بزنه و با دخترها سکس می‌کنه 1516 01:12:05,750 --> 01:12:07,666 ‫- خیلی خفنه ‫- از تو خفن‌تره؟ 1517 01:12:07,750 --> 01:12:10,750 ‫بزن بریم! می‌خوام کمکم کنی ‫برم به یه پارتی دبیرستانی 1518 01:12:10,833 --> 01:12:13,625 ‫- ببخشید مارکوس، باید برم ‫- هفته آینده همین موقع؟ 1519 01:12:13,708 --> 01:12:15,625 ‫آره. حتماً رفیق. بهت زنگ می‌زنم 1520 01:12:19,000 --> 01:12:20,208 ‫اون دیگه کدوم خری بود؟ 1521 01:12:20,708 --> 01:12:23,416 ‫فقط یه حرکت خیریه‌ای احمقانه‌ست ‫که دارم واسه دانشگاه انجامش میدم 1522 01:12:49,916 --> 01:12:50,750 ‫بله؟ 1523 01:12:50,833 --> 01:12:53,291 ‫سلام داداش بزرگه‌ی سال! 1524 01:12:54,666 --> 01:12:57,333 ‫فقط خواستم یه آماری بگیرم و مطمئن بشم ‫واسه فردا آماده‌ای 1525 01:12:57,416 --> 01:12:59,875 ‫هنوز میریم اونجا؟ ‫فکر کردم همه‌چیز رو خراب کردم 1526 01:13:00,958 --> 01:13:02,833 ‫- چی... منظورت چیه؟ ‫- ها؟ 1527 01:13:02,916 --> 01:13:05,166 ‫نمی‌دونم. اینکه مارکوس رو جلوی همه خراب کردم؟ 1528 01:13:05,250 --> 01:13:07,375 ‫- اینکه داداشم رو انداختم توی بیمارستان؟ ‫- اوه 1529 01:13:07,458 --> 01:13:09,541 ‫اون‌ها رو میگی. آره، مشکلی نیست 1530 01:13:09,625 --> 01:13:12,375 ‫یعنی قطعاً قراره شرور داستان باشی 1531 01:13:12,458 --> 01:13:16,166 ‫- فاز شیطانی و جامعه‌ستیزانه داشت ‫- اوه! 1532 01:13:16,250 --> 01:13:18,916 ‫اینجوری بود که «این هیولا رو کی بزرگ کرده؟» واقعاً 1533 01:13:19,000 --> 01:13:19,833 ‫تماشاش سخت بود 1534 01:13:19,916 --> 01:13:23,500 ‫ولی شبکه عاشق شده. ‫دارن باهاش حال می‌کنن 1535 01:13:23,583 --> 01:13:26,125 ‫تنها مشکل اینه که، پایان‌بندی خیلی خوبی نداریم 1536 01:13:26,208 --> 01:13:27,041 ‫هوم 1537 01:13:27,125 --> 01:13:30,625 ‫و تنها چیزی که تماشاگران بیشتر از یه شرور نمادین نیاز دارن 1538 01:13:30,708 --> 01:13:32,041 ‫به رستگاری رسیدنه 1539 01:13:32,125 --> 01:13:36,041 ‫واسه همین فکر می‌کنیم اگه مارکوس ‫بهت جایزه بهترین داداش بزرگه‌ی سال رو بده 1540 01:13:36,125 --> 01:13:39,625 ‫بهترین پایان‌بندی واسه آرکِ فصلی توئه، داداش 1541 01:13:39,708 --> 01:13:40,583 ‫آره 1542 01:13:40,666 --> 01:13:42,750 ‫می‌دونید، بعد از کارِ اون شبم، 1543 01:13:42,833 --> 01:13:44,833 ‫فکر نکنم مارکوس بیادش، پس... 1544 01:13:44,916 --> 01:13:46,625 ‫اونش رو بسپار به ما 1545 01:13:46,708 --> 01:13:49,375 ‫آره، ما... قبلاً تو این شرایط بودیم 1546 01:13:50,208 --> 01:13:51,958 ‫جدی؟ انگار که خیلی خاصه 1547 01:13:52,041 --> 01:13:53,916 ‫ماجرای مارکوسش با ما 1548 01:13:54,000 --> 01:13:56,416 ‫تو فقط بیا و خودِ عالیت باش 1549 01:13:56,500 --> 01:13:59,833 ‫- هیجان‌زده شو. خب؟ ‫- باشه، ما واقعاً تو رو مثل خانواده می‌بینیم 1550 01:13:59,916 --> 01:14:01,250 ‫- جدی. دوستت هم داریم ‫- دوستت داریم 1551 01:14:01,333 --> 01:14:03,625 ‫اگه کار داشتی به دستیارم زنگ بزن 1552 01:14:14,475 --> 01:14:16,475 ‫« ۳۶۷ ایمیل از مارکوس » 1553 01:14:16,500 --> 01:14:17,625 ‫خدای من 1554 01:14:19,625 --> 01:14:21,500 ‫راد عزیز، بابت ایمیل آخرت ممنون 1555 01:14:21,583 --> 01:14:25,625 ‫حرفت در زمان تخلیه و محاکمه ‫خیلی آرامش‌دهنده بود 1556 01:14:25,708 --> 01:14:28,125 ‫تو بهترین داداش بزرگه‌ای هستی ‫که آدم می‌تونه بخواد 1557 01:14:28,208 --> 01:14:31,791 ‫راد، داداش بزرگه، چطوری؟ ‫ممنون بابت توصیه‌ای که بهم کردی. اون... 1558 01:14:31,875 --> 01:14:33,708 ‫خب، یه بار دیگه هواپیمام سقوط کرد، 1559 01:14:33,791 --> 01:14:37,708 ‫و بازم دچار عذاب‌وجدان بازمانده‌ی شدید شدم. کیر تو زندگیم 1560 01:14:37,791 --> 01:14:40,000 ‫سلام داداش. فقط الان خیلی احساس تنهایی می‌کنم 1561 01:14:40,083 --> 01:14:41,416 ‫خیلی قدردانم که می‌تونم به تو تکیه کنم 1562 01:14:41,500 --> 01:14:42,750 ‫رفیق! حدس بزن چی شد؟ 1563 01:14:42,833 --> 01:14:44,500 ‫اون روزی یه اسب دیدم، 1564 01:14:44,583 --> 01:14:47,291 ‫و یادم انداخت وقتی خودمون اسب‌بازی می‌کردیم. 1565 01:14:47,375 --> 01:14:49,958 ‫یادته فکر می‌کردم اسمش فاحشه‌هاست؟ 1566 01:14:50,958 --> 01:14:54,125 ‫بار بعدی که ببینمت ‫اولین باری که می‌کنم که ببرمت زمین بازی 1567 01:14:54,208 --> 01:14:55,083 ‫دوباره مسابقه بدیم 1568 01:14:55,166 --> 01:14:58,666 ‫سلام راد. خیلی قدردانم که می‌تونم تو رو داداشم صدا کنم، 1569 01:14:58,750 --> 01:15:01,041 ‫تنها خانواده‌ای که رهام نکرده 1570 01:15:01,125 --> 01:15:03,416 ‫داداش تا ابد 1571 01:15:03,500 --> 01:15:05,125 ‫داداش تا ابد 1572 01:15:05,208 --> 01:15:06,666 ‫داداش تا ابد 1573 01:15:14,916 --> 01:15:18,083 ‫« ریتز » ‫« امشب! جوایز داداش بزرگه » 1574 01:15:18,166 --> 01:15:19,708 ‫« داداش بزرگه » ‫« داداش کوچیکه » 1575 01:15:23,500 --> 01:15:25,750 ‫« داداش بزرگه‌ی سال - راد لندی » 1576 01:15:33,708 --> 01:15:36,875 ‫پسرها، خیلی ممنونم که واسه سخنرانی بزرگم اومدین 1577 01:15:36,958 --> 01:15:39,541 ‫به خاطر تو نیومدیم. به خاطر مامان اومدیم 1578 01:15:39,625 --> 01:15:42,166 ‫آره، راستش خوش نداریم جایزه بهت بدن 1579 01:15:42,250 --> 01:15:44,625 ‫واسه کمک به کسی که زندگیش رو نابود کردی، پس... 1580 01:15:44,708 --> 01:15:47,000 ‫اعتراف می‌کنم، کار ضعیفی بود 1581 01:15:47,083 --> 01:15:48,916 ‫ولی میگن مارکوس امروز میادش، 1582 01:15:49,000 --> 01:15:51,041 ‫پس شاید آشتی کردیم و ادامه دادیم 1583 01:15:51,125 --> 01:15:52,833 ‫ما میریم صندلی‌هامون رو پیدا کنیم 1584 01:15:58,500 --> 01:15:59,958 ‫همه هم راضی‌ان 1585 01:16:02,041 --> 01:16:04,541 ‫شگفت‌انگیزه. عزیزم، خیلی عالی بودی 1586 01:16:04,625 --> 01:16:05,875 ‫آره. ممنون 1587 01:16:08,958 --> 01:16:10,666 ‫می‌دونم منتظر این برنامه بودی 1588 01:16:11,166 --> 01:16:14,500 ‫- اگه کارِ من باعث شد... ‫- بهش... عادت کردم 1589 01:16:15,000 --> 01:16:18,833 ‫صاف برگشتم سر جایی که بودم، ‫یه رویداد بزرگ واسه یه هدف جعلی برگزار کردم 1590 01:16:19,333 --> 01:16:20,625 ‫از شبت لذت ببر 1591 01:16:24,625 --> 01:16:26,791 ‫- اومدی پس ‫- سلام. مارکوس رو دیدی؟ 1592 01:16:26,875 --> 01:16:30,666 ‫نه. تعجب نمی‌کنم اگه دیگه هیچوقت نخواد من رو ببینه 1593 01:16:30,750 --> 01:16:32,458 ‫واقعاً؟ فکر کردم باهم جور شدین 1594 01:16:32,541 --> 01:16:36,875 ‫ازم خوشش می‌اومد. ولی تازه داشت باهام آشنا می‌شد 1595 01:16:37,541 --> 01:16:39,250 ‫تو رو دوست داشت 1596 01:16:40,916 --> 01:16:42,916 ‫اومدی پس! خیلی خوشحالم که اینجایی 1597 01:16:43,708 --> 01:16:44,708 ‫مارکوس؟ 1598 01:16:49,083 --> 01:16:51,125 ‫مارکوس، خیلی خوشحالم که اومدی 1599 01:16:51,208 --> 01:16:53,541 ‫خواهش می‌کنم داداش بزرگه. ‫هیچ‌جوره از دستش نمی‌دادم 1600 01:16:53,625 --> 01:16:56,166 ‫ببین چه زود باهم آشتی کردن. خوشم اومد 1601 01:16:56,250 --> 01:16:57,583 ‫آره، ولی اون مارکوس نیست 1602 01:16:57,666 --> 01:16:59,666 ‫مگه پلیسی؟ 1603 01:16:59,750 --> 01:17:00,875 ‫نه، بدله 1604 01:17:00,958 --> 01:17:03,500 ‫اون قراره جایزه‌ات رو روی استیج بهت بده، 1605 01:17:03,583 --> 01:17:06,125 ‫بعدش صورت واقعی مارکوس رو 1606 01:17:06,208 --> 01:17:08,083 ‫با وی‌اف‌ایکس روی اون قرار میدیم 1607 01:17:08,166 --> 01:17:10,166 ‫- می‌شه؟ ‫- میگه می‌شه؟ 1608 01:17:11,541 --> 01:17:12,833 ‫آره، می‌شه 1609 01:17:12,916 --> 01:17:15,708 ‫اکثر سخرانی‌های اسکاری که می‌بینی، ‫مردم سرشون شلوغه، پس همین کار رو می‌کنن 1610 01:17:15,791 --> 01:17:18,208 ‫ما انجامش میدیم. پس اون جایزه‌ات رو بهت میده 1611 01:17:18,291 --> 01:17:20,625 ‫سخنرانیت رو می‌کنی، بعد مارکوس 1612 01:17:20,708 --> 01:17:23,000 ‫قراره بغلت کنه و بگه... 1613 01:17:23,083 --> 01:17:24,041 ‫دوستت دارم داداش بزرگه 1614 01:17:24,125 --> 01:17:26,750 ‫میگه دوستت دارم داداش بزرگه. اشکم در اومد 1615 01:17:26,833 --> 01:17:30,083 ‫- کاربرهای اینترنت هم عشق می‌کنن ‫- این می‌شه یه لحظه‌ی وایرال 1616 01:17:30,875 --> 01:17:33,916 ‫می‌دونید، بهتر شد که ماتیلدا باهام کات کرد، 1617 01:17:34,000 --> 01:17:36,208 ‫چون قرار گذاشتن با یه سنگ خیلی سخت بود 1618 01:17:36,291 --> 01:17:38,625 ‫ولی این رابطه جدید، 1619 01:17:38,708 --> 01:17:41,583 ‫از نظر جنسی خیلی نرم‌تره، 1620 01:17:41,666 --> 01:17:42,833 ‫و بوش... 1621 01:17:42,916 --> 01:17:46,166 ‫باشه. باشه کیث. اون... اشتراک‌گذاریِ... خیلی خوبی بود 1622 01:17:46,250 --> 01:17:49,583 ‫دیگه متوقفش کنیم. ‫بعداً ادامه‌اش بدیم، باشه؟ 1623 01:17:50,583 --> 01:17:52,375 ‫ای خدا! 1624 01:17:52,458 --> 01:17:54,166 ‫آخ 1625 01:17:54,250 --> 01:17:55,458 ‫مارکوس؟ 1626 01:17:55,958 --> 01:17:57,791 ‫مارکوس، صحبت کرده بودیم 1627 01:17:57,875 --> 01:17:59,875 ‫- نمی‌تونیم دوباره بستریت کنیم ‫- چرا؟ 1628 01:17:59,958 --> 01:18:02,583 ‫همین الان اون یکی سقفی که خراب کرده بودی رو تعمیر کردیم 1629 01:18:02,666 --> 01:18:04,708 ‫چرا از در اصلی نیومدی داخل؟ 1630 01:18:04,791 --> 01:18:07,166 ‫گفتم که. می‌خواستم یواشکی برگردم داخل 1631 01:18:07,250 --> 01:18:09,208 ‫از اول نیاز نبود یواشکی بری 1632 01:18:09,291 --> 01:18:11,416 ‫داوطلبانه اینجا بودی 1633 01:18:11,500 --> 01:18:13,250 ‫دکی، حس می‌کنم به حرفم گوش نمیدی 1634 01:18:13,333 --> 01:18:16,500 ‫نه، تو گوش نمیدی. ببین، می‌دونم زندگی سختی داشتی 1635 01:18:16,583 --> 01:18:18,333 ‫ولی از نظر پزشکی مشکلی نداری 1636 01:18:18,416 --> 01:18:21,250 ‫فقط... یه جورایی عجیبی و به شدت تنهایی 1637 01:18:21,333 --> 01:18:23,708 ‫شوخیت گرفته؟ نگام کن. من داغونم 1638 01:18:24,291 --> 01:18:27,000 ‫رفتم بیرون و جامعه من رو جوید و تفم کرد بیرون 1639 01:18:27,083 --> 01:18:29,250 ‫نیازت دارم، دکی. نیازت دارم 1640 01:18:29,333 --> 01:18:30,416 ‫- کیرت رو می‌خورم ‫- چی؟ 1641 01:18:30,500 --> 01:18:32,375 ‫برات ساک می‌زنم. شما نگاه نکنید! 1642 01:18:32,458 --> 01:18:34,375 ‫- می‌خورمش ‫- مارکوس. مارکوس، گوش کن 1643 01:18:34,458 --> 01:18:37,250 ‫اگه دچار فروپاشی روانی نشی... 1644 01:18:37,333 --> 01:18:39,833 ‫...کاری... از دستم برنمیاد 1645 01:18:39,916 --> 01:18:40,791 ‫- باشه؟ ‫- باشه 1646 01:18:40,875 --> 01:18:43,083 ‫- می‌خوام پاشی ‫- ببخشید. کار نادرستی بود 1647 01:18:43,166 --> 01:18:44,291 ‫- دارم پا می‌شم ‫- باشه 1648 01:18:44,375 --> 01:18:45,500 ‫خوبم 1649 01:18:45,583 --> 01:18:47,458 ‫- باشه ‫- و دارم میرم 1650 01:18:47,541 --> 01:18:48,875 ‫خوبه. خوبه 1651 01:18:51,625 --> 01:18:53,041 ‫نه نه نه! 1652 01:18:53,125 --> 01:18:54,208 ‫دوباره؟ 1653 01:18:54,291 --> 01:18:55,458 ‫دوباره نه 1654 01:18:57,208 --> 01:18:58,208 ‫- چطوره دکی؟ ‫- مارکوس 1655 01:18:58,291 --> 01:19:00,291 ‫این به قدر کافی برات فروپاشی روانی محسوب می‌شد؟ 1656 01:19:00,375 --> 01:19:03,333 ‫- من دیوونه‌ام مشتی! ‫- کیر توش 1657 01:19:03,416 --> 01:19:06,708 ‫باعث افتخارمه که چنین جایزه ویژه‌ای رو اهدا کنم، 1658 01:19:06,791 --> 01:19:11,458 ‫جایزه‌ای که فقط به لایق‌ترین داداش بزرگه‌ها می‌رسه 1659 01:19:11,541 --> 01:19:17,250 ‫کسی که قابل اطمینان و فروتن باشه و همیشه داداش کوچیکش رو در اولویت بذاره 1660 01:19:17,750 --> 01:19:21,541 ‫مردی که هیچوقت به نیازمندی پشت نمی‌کنه... 1661 01:19:21,625 --> 01:19:24,791 ‫- سلام، سر و وضعت خوبه عمو جاش ‫- ...با اینکه انجامش به نفعش باشه... 1662 01:19:24,875 --> 01:19:27,666 ‫دکترها میگن قراره کامل خوب بشم 1663 01:19:27,750 --> 01:19:29,083 ‫اون چیه دیگه؟ 1664 01:19:29,166 --> 01:19:31,166 ‫حنجره مصنوعی 1665 01:19:31,666 --> 01:19:33,125 ‫موقتیه 1666 01:19:33,208 --> 01:19:35,791 ‫ولی مایکل داگلاس هم از همین‌ها داشت 1667 01:19:35,875 --> 01:19:39,458 ‫بعد از اینکه به خاطر خوردن کسِ زنش سرطان گلو گرفت 1668 01:19:41,041 --> 01:19:43,750 ‫- آره ‫- ولی شوهر من نه، رادِ من نه 1669 01:19:44,250 --> 01:19:47,375 ‫پس لطفاً به داداش بزرگه‌ی سال‌مون خوش‌آمد بگید، 1670 01:19:47,458 --> 01:19:49,250 ‫راد لندی 1671 01:20:04,166 --> 01:20:05,541 ‫دوستت دارم داداش بزرگه 1672 01:20:07,583 --> 01:20:10,708 ‫ممنون دیردری، به خاطر اون معرفی به شدت خیرخواهانه 1673 01:20:10,791 --> 01:20:14,125 ‫ممنون داداش بزرگ‌ها و کوچیک‌ها که این جایزه رو به من دادین 1674 01:20:16,041 --> 01:20:19,416 ‫ممنون مارکوس، که وارد زندگیم شدی 1675 01:20:20,166 --> 01:20:21,375 ‫و آخه، نگامون کنید 1676 01:20:21,458 --> 01:20:24,125 ‫این همه سال گذشته و پیوندمون نمی‌تونه از این قوی‌تر باشه 1677 01:20:24,208 --> 01:20:27,583 ‫حتی گاهی یادم میره که ما واقعاً داداش نیستیم 1678 01:20:47,416 --> 01:20:48,583 ‫نمی‌تونم این کار رو بکنم 1679 01:20:51,750 --> 01:20:53,791 ‫هرچی الان گفتم کسشعر بود 1680 01:20:53,875 --> 01:20:56,875 ‫- داره چی کار می‌کنه؟ داستان چیه؟ ‫- داره چه گهی می‌خوره؟ 1681 01:20:57,916 --> 01:21:01,333 ‫خیلی‌ها تو این سالیان مارکوس رو ناامید کردن 1682 01:21:04,500 --> 01:21:06,083 ‫فکر کنم شاید بدترین‌شون من باشم 1683 01:21:10,458 --> 01:21:11,666 ‫کل زندگیم، 1684 01:21:11,750 --> 01:21:13,833 ‫شدیداً دنبال این بودم که داداش بزرگتر خودم 1685 01:21:13,916 --> 01:21:15,208 ‫بهم احترام بذاره 1686 01:21:18,125 --> 01:21:19,583 ‫داداشم جاش، 1687 01:21:20,666 --> 01:21:22,875 ‫یکی از خفن‌ترین آدم‌هاییه که تا حالا دیدم 1688 01:21:24,916 --> 01:21:26,500 ‫از لحظه‌ای که تونستم راه برم، 1689 01:21:27,875 --> 01:21:30,250 ‫فقط می‌خواستم رضایتش رو به دست بیارم 1690 01:21:31,833 --> 01:21:34,458 ‫مرد، حتی وقتی داشتمش هم نتونستم ببینمش 1691 01:21:35,041 --> 01:21:38,500 ‫اون مرد از بیمارستانی مرخص شده که خودم انداخته بودمش اونجا، 1692 01:21:39,375 --> 01:21:41,166 ‫که فقط امروز به خاطرم اینجا باشه 1693 01:21:42,875 --> 01:21:45,875 ‫حقیقت اینه که اون هیچوقت براش مهم نبود ‫که من چقدر موفق هستم 1694 01:21:47,916 --> 01:21:49,333 ‫برای مارکوس هم مهم نبود... 1695 01:21:51,875 --> 01:21:53,083 ‫یا همسرم دیردری... 1696 01:21:55,041 --> 01:21:58,625 ‫که کنارم ایستاد، با اینکه تبدیل به کسی شدم ‫که نمی‌شناختش 1697 01:22:00,041 --> 01:22:02,958 ‫و خدای من، اونجور عشقی رو راحت می‌شه ازش سوءاستفاده کرد، نه؟ 1698 01:22:04,500 --> 01:22:07,458 ‫ولی برادر بودن یعنی عشق بی قید و شرط 1699 01:22:09,500 --> 01:22:11,208 ‫خانواده بودن یعنی همین 1700 01:22:12,250 --> 01:22:13,958 ‫خدای من، مارکوس این رو درک می‌کرد 1701 01:22:15,708 --> 01:22:16,583 ‫من نمی‌کردم 1702 01:22:20,125 --> 01:22:21,583 ‫واسه همین نمی‌تونم این جایزه رو قبول کنم 1703 01:22:25,750 --> 01:22:26,875 ‫هی راد، 1704 01:22:26,958 --> 01:22:28,625 ‫چه غلطی داری می‌کنی؟ 1705 01:22:28,708 --> 01:22:31,416 ‫کاری که باید خیلی وقت پیش می‌کردم. ‫ماشینم رو بیار. بیرون منتظرم باش 1706 01:22:31,500 --> 01:22:33,541 ‫نه، باید برگردی اونجا 1707 01:22:33,625 --> 01:22:36,916 ‫اون نشد پایان. ‫در قبال برنامه یه وظیفه‌ای داری 1708 01:22:38,041 --> 01:22:39,750 ‫کیر تو برنامه. استعفا میدم 1709 01:22:41,083 --> 01:22:44,208 ‫- عزیزم، متاسفم که رویدادت رو خراب کردم ‫- خیلی خوشحالم که خرابش کردی 1710 01:22:48,541 --> 01:22:50,208 ‫رادِ پشتیبان رو بفرستید 1711 01:22:54,916 --> 01:22:56,041 ‫دوستت دارم داداش بزرگه 1712 01:22:56,125 --> 01:22:57,750 ‫- منم دوستت دارم مرد ‫- آره 1713 01:22:58,541 --> 01:23:02,166 ‫می‌خوام از زنم دیردری تشکر کنم، ‫واسه اون معرفی به شدت خیرخواهانه 1714 01:23:02,250 --> 01:23:04,500 ‫همچنین مایلم تشکر کنم از... 1715 01:23:07,125 --> 01:23:08,500 ‫راد 1716 01:23:09,458 --> 01:23:14,083 ‫وقتی دیدم اونجوری حرف دلت رو زدی ‫بهم شجاعت داد که بگم، 1717 01:23:14,958 --> 01:23:17,791 ‫من همیشه یکم بهت حسودیم می‌شده 1718 01:23:17,875 --> 01:23:21,375 ‫- تو به من حسودی کنی؟ ‫- بیخیال. زندگیت رو ببین 1719 01:23:21,875 --> 01:23:23,875 ‫این زن خوشگل رو ببین 1720 01:23:23,958 --> 01:23:26,833 ‫دوتا بچه خفن. اونوقت من چی دارم؟ 1721 01:23:27,666 --> 01:23:30,666 ‫- یه خونه ۱۹ میلیون دلاری ‫- آره 1722 01:23:30,750 --> 01:23:32,458 ‫و یه مک‌لارن پی۱ 1723 01:23:32,541 --> 01:23:35,708 ‫و هر شب یه مدل اینستاگرامی توی تختمه 1724 01:23:35,791 --> 01:23:36,916 ‫دوتا باغ انگور دارم 1725 01:23:37,000 --> 01:23:40,208 ‫و با رابرت داونی جونیور و سیمون بایلز یه چت گروهی داریم 1726 01:23:40,291 --> 01:23:43,875 ‫ولی مهم چیزیه که تو داری 1727 01:23:44,583 --> 01:23:47,708 ‫خانواده‌ات، که میراثته، 1728 01:23:47,791 --> 01:23:50,583 ‫و من فقط خوشحالم که بخشی ازش هستم 1729 01:23:56,375 --> 01:23:57,541 ‫هی 1730 01:23:57,625 --> 01:23:59,166 ‫باید برم. منتظرم نمونید 1731 01:23:59,250 --> 01:24:00,416 ‫صبرکن. کجا میری؟ 1732 01:24:01,375 --> 01:24:03,041 ‫میرم داداش کوچیکم رو برگردونم 1733 01:24:10,958 --> 01:24:12,916 ‫باورم نمی‌شه می‌ذاری این ماشین رو برونم 1734 01:24:13,000 --> 01:24:14,833 ‫چرا؟ یه ماشینه دیگه 1735 01:24:15,750 --> 01:24:18,291 ‫حالا نقشه چیه؟ ‫ممکنه رسماً هرجایی باشه 1736 01:24:19,875 --> 01:24:21,333 ‫فکر کنم بدونم کجاست 1737 01:24:25,541 --> 01:24:27,625 ‫سلام هم‌اتاقی. دلم برات تنگ شده بود 1738 01:24:30,208 --> 01:24:31,250 ‫وای. اون کیه؟ 1739 01:24:35,208 --> 01:24:36,375 ‫خدای من! 1740 01:24:36,458 --> 01:24:38,541 ‫تویی، ولی با گوشت درست شدی 1741 01:24:38,625 --> 01:24:41,791 ‫باید هر هفته یه جدیدش رو درست کنم، ‫وگرنه حشره جمع می‌شه 1742 01:24:42,958 --> 01:24:47,375 ‫قشنگ‌ترین کاریه که تا حالا کسی برام کرده 1743 01:24:50,166 --> 01:24:53,791 ‫مرد، تو خیلی بهتر از رُست بیف هستی 1744 01:24:55,000 --> 01:24:56,625 ‫برات واژن درست کردم 1745 01:25:03,250 --> 01:25:05,583 ‫« به کارولینای شمالی خوش آمدید » 1746 01:25:10,000 --> 01:25:15,500 ‫« رنسانس ریکاوری » 1747 01:25:16,541 --> 01:25:17,583 ‫لعنتی! 1748 01:25:18,166 --> 01:25:19,166 ‫قفله 1749 01:25:19,250 --> 01:25:22,416 ‫گمونم یه هتل رزرو می‌کنم و صبح می‌تونیم برگردیم 1750 01:25:24,458 --> 01:25:25,458 ‫راد؟ 1751 01:25:27,125 --> 01:25:28,000 ‫راد؟ 1752 01:25:34,958 --> 01:25:36,166 ‫مارکوس؟ 1753 01:25:36,250 --> 01:25:37,166 ‫مارکوس؟ 1754 01:25:39,708 --> 01:25:40,875 ‫مارکوس؟ 1755 01:25:41,625 --> 01:25:43,250 ‫لعنتی 1756 01:25:46,791 --> 01:25:49,041 ‫- شرمنده ‫- نه، من شرمنده‌ام 1757 01:25:49,125 --> 01:25:51,375 ‫خیلی به خاطر پنجره‌ام قلمروطلب هستم 1758 01:25:51,875 --> 01:25:53,166 ‫ویژگی سمی منه 1759 01:25:53,791 --> 01:25:56,500 ‫- دنبال کی می‌گردی؟ ‫- مارکوس پینشل 1760 01:25:56,583 --> 01:25:59,250 ‫- سه پنجره اونورتر، یکی بالا ‫- ممنون 1761 01:26:02,750 --> 01:26:03,666 ‫لعنتی 1762 01:26:08,958 --> 01:26:10,833 ‫یکی داره از دیوار بالا میاد 1763 01:26:10,916 --> 01:26:13,583 ‫بذار حدس بزنم. بازم گرینچ اومده 1764 01:26:13,666 --> 01:26:16,625 ‫نه، این بار نیست. ‫یه مرد بزرگ و قویه 1765 01:26:16,708 --> 01:26:17,541 ‫راد؟ 1766 01:26:20,791 --> 01:26:21,916 ‫چی می‌خواد؟ 1767 01:26:23,958 --> 01:26:25,791 ‫مارکوس می‌خواد بدونه چی می‌خوای 1768 01:26:25,875 --> 01:26:27,000 ‫بگو می‌خوام صحبت کنم 1769 01:26:27,083 --> 01:26:28,958 ‫می‌خواد دبیرستانم رو آتیش بزنم 1770 01:26:29,041 --> 01:26:29,958 ‫چی؟ 1771 01:26:30,041 --> 01:26:31,833 ‫اومدم داخل 1772 01:26:31,916 --> 01:26:33,458 ‫وای 1773 01:26:33,541 --> 01:26:34,791 ‫خدایا 1774 01:26:38,166 --> 01:26:39,875 ‫باشه، دوربین‌ها کجان؟ 1775 01:26:40,583 --> 01:26:41,583 ‫دوربین نیست 1776 01:26:42,166 --> 01:26:43,000 ‫فقط خودمم 1777 01:26:43,875 --> 01:26:47,000 ‫حالا داستان چیه؟ بالاخره دلت برام سوخت؟ 1778 01:26:47,500 --> 01:26:49,875 ‫خب، نگران نباش. ‫من دقیقاً جایی‌ام که بهش تعلق دارم 1779 01:26:49,958 --> 01:26:51,250 ‫به ترحم تو نیاز ندارم 1780 01:26:51,333 --> 01:26:53,208 ‫نیومدم که بهت ترحم نشون بدم، مارکوس 1781 01:26:54,166 --> 01:26:55,500 ‫فقط می‌خوام صحبت کنیم 1782 01:26:57,708 --> 01:27:00,416 ‫بببین، نمی‌دونم به خاطر این برنامه چِم شده بود 1783 01:27:01,500 --> 01:27:04,166 ‫فقط همیشه می‌خواستم داداش بزرگم ‫یه جور خاصی نگام کنه 1784 01:27:06,791 --> 01:27:10,500 ‫حقیقتش... که بعد از رفتنت فهمیدم، 1785 01:27:10,583 --> 01:27:12,541 ‫جوری که می‌خوام جاش نگام کنه 1786 01:27:14,250 --> 01:27:15,583 ‫جوریه که تو نگام می‌کنی 1787 01:27:17,916 --> 01:27:20,583 ‫از بچگی دنبالش بودم 1788 01:27:21,083 --> 01:27:23,166 ‫کل مدت جلوم بوده 1789 01:27:25,750 --> 01:27:27,791 ‫تو داداشی هستی که همیشه می‌خواستم، مارکوس 1790 01:27:32,791 --> 01:27:35,125 ‫فقط متاسفم که هوات رو نداشتم 1791 01:27:36,916 --> 01:27:39,541 ‫و منظورم فقط این چند ماه گذشته نیست 1792 01:27:41,833 --> 01:27:44,250 ‫و متاسفم وقتی والدینت مردن نبودم، 1793 01:27:45,625 --> 01:27:47,958 ‫که مجبور شدی بری به اون یتیم‌خونه‌ی دانبار 1794 01:27:53,041 --> 01:27:54,541 ‫ایمیل‌هام رو خوندی؟ 1795 01:27:55,291 --> 01:27:56,666 ‫تک‌تک‌شون رو 1796 01:27:59,791 --> 01:28:01,708 ‫متاسفم داداشت مَنی رو از دست دادی 1797 01:28:03,416 --> 01:28:05,625 ‫مجبور بودی تنهایی دردش رو تحمل کنی 1798 01:28:06,541 --> 01:28:08,958 ‫آره. منی بهترین دوستم بود 1799 01:28:11,000 --> 01:28:13,125 ‫هیچوقت نتونستم بهش بگم که دوستش دارم 1800 01:28:15,583 --> 01:28:17,333 ‫خب، من نمی‌خوام جاش رو بگیرم 1801 01:28:18,666 --> 01:28:21,000 ‫ولی می‌خوام بدونی از اینجا به بعد، 1802 01:28:22,458 --> 01:28:23,666 ‫هوات رو دارم، 1803 01:28:24,875 --> 01:28:25,708 ‫داداش 1804 01:28:27,541 --> 01:28:31,000 ‫- فکر کردم گفتی داداش نیستیم ‫- آره، کسشعر زیاد گفتم 1805 01:28:33,750 --> 01:28:34,750 ‫ولی من و تو، 1806 01:28:36,208 --> 01:28:37,416 ‫تا ابد داداشیـم 1807 01:28:37,500 --> 01:28:39,333 ‫اگه از ته دلت نیست نگو 1808 01:28:39,958 --> 01:28:41,083 ‫جراتش رو ندارم 1809 01:28:41,166 --> 01:28:44,083 ‫خب پس می‌شه دوباره بگی؟ ‫چون خیلی از شنیدنش خوشم اومد 1810 01:28:46,541 --> 01:28:47,750 ‫داداش تا ابد 1811 01:28:53,541 --> 01:28:54,916 ‫داداش تا ابد 1812 01:28:57,708 --> 01:28:58,708 ‫خیلی‌خب 1813 01:29:01,958 --> 01:29:03,916 ‫- موفق باشی ‫- می‌بینمت دکی 1814 01:29:04,833 --> 01:29:05,875 ‫سلام 1815 01:29:05,958 --> 01:29:07,708 ‫سلام مارکوس 1816 01:29:08,375 --> 01:29:10,750 ‫باید یه چیزی رو بهت بگم 1817 01:29:12,291 --> 01:29:13,291 ‫آره 1818 01:29:17,041 --> 01:29:20,083 ‫من آدم... بی‌نقصی نیستم 1819 01:29:21,500 --> 01:29:25,125 ‫خیلی چیزها هست که میگم کاش... انجام نداده بودم 1820 01:29:26,791 --> 01:29:28,875 ‫ولی دارم بیشتر یاد می‌گیرم 1821 01:29:30,166 --> 01:29:32,583 ‫هیچوقت نمی‌خواستم اون کارها رو باهات بکنم 1822 01:29:34,916 --> 01:29:37,583 ‫واسه همین، باید قبل از رفتن بهت بگم... 1823 01:29:39,541 --> 01:29:44,416 ‫♪ که فقط می‌خوام بدونی ♪ 1824 01:29:44,958 --> 01:29:49,250 ‫♪ یه دلیل پیدا کردم ♪ 1825 01:29:50,541 --> 01:29:54,708 ‫♪ که آدم سابقم رو تغییر بدم ♪ 1826 01:29:56,375 --> 01:30:00,333 ‫♪ دلیلی واسه شروع تازه ♪ 1827 01:30:03,166 --> 01:30:05,041 ‫♪ و دلیلش... ♪ 1828 01:30:13,708 --> 01:30:15,375 ‫ببخشید. من... 1829 01:30:15,458 --> 01:30:17,166 ‫الان نمی‌تونم انجامش بدم، میا 1830 01:30:17,791 --> 01:30:22,750 ‫می‌فهمم. یکم طول می‌کشه ‫که اعتمادت رو دوباره جلب کنم 1831 01:30:22,833 --> 01:30:24,125 ‫چی؟ نه 1832 01:30:24,208 --> 01:30:26,791 ‫شوخی می‌کنی؟ اون لحظه رو ترکوندیم 1833 01:30:26,875 --> 01:30:29,291 ‫یه آهنگ هوباستنک باهم خوندیم 1834 01:30:29,375 --> 01:30:30,208 ‫خیلی جذاب بود 1835 01:30:30,291 --> 01:30:32,583 ‫امشب قراره سوراخ‌های همدیگه رو نابود کنیم 1836 01:30:32,666 --> 01:30:35,666 ‫احتمالاً صبح هم دوباره انجامش بدیم. ‫جلسه کوتاهی می‌شه 1837 01:30:35,750 --> 01:30:38,375 ‫- می‌خوام تا سر کار لنگ بزنم، دختر ‫- بله لطفاً 1838 01:30:39,583 --> 01:30:44,000 ‫فقط... من و راد یه کار ناتمومی داریم 1839 01:30:48,833 --> 01:30:50,000 ‫♪ من و داداش کوچیکم ♪ 1840 01:30:50,083 --> 01:30:52,416 ‫باشه، از پسش برمیایم عزیزم. ‫من نمی‌ترسم 1841 01:30:52,500 --> 01:30:53,958 ‫مطمئنی می‌خوای انجامش بدی؟ 1842 01:30:54,041 --> 01:30:55,791 ‫- حتماً ‫- یه مدته که منتظرشی، ها؟ 1843 01:30:55,875 --> 01:30:57,375 ‫- آها ‫- باشه، آسون شروع می‌کنیم 1844 01:30:57,458 --> 01:30:58,666 ‫یه پا، با دست چپ 1845 01:31:00,833 --> 01:31:02,625 ‫باشه. شانس تازه‌کارها بود 1846 01:31:02,708 --> 01:31:04,125 ‫عیب نداره. چیزی نیست 1847 01:31:04,208 --> 01:31:06,166 ‫- خیلی آسونه، سگ بزرگ ‫- فقط دارم گرم می‌کنم 1848 01:31:06,250 --> 01:31:07,250 ‫اینجا رو باش 1849 01:31:07,958 --> 01:31:08,833 ‫نه! 1850 01:31:08,916 --> 01:31:09,875 ‫- پشمام ‫- کیر توش! 1851 01:31:09,958 --> 01:31:11,875 ‫- خدای من. مارکوس خوبی؟ ‫- یا خدا! 1852 01:31:11,958 --> 01:31:13,250 ‫خدای من 1853 01:31:13,333 --> 01:31:14,458 ‫اهمیت نده عزیزم 1854 01:31:14,541 --> 01:31:16,791 ‫- دوباره لطفاً ‫- باشه باشه. بنداز 1855 01:31:16,875 --> 01:31:20,416 ‫نمی‌ترسم. دارم رعد و برق رو میارم 1856 01:31:21,166 --> 01:31:23,458 ‫- خدای من! ‫- پشمام 1857 01:31:23,541 --> 01:31:25,166 ‫- خدای من. خوبی؟ بسه دیگه ‫- اوه! 1858 01:31:25,250 --> 01:31:27,125 ‫نه. توپ کوفتی رو بهم بده 1859 01:31:27,208 --> 01:31:28,250 ‫- باشه ‫- اینجا رو باش 1860 01:31:28,333 --> 01:31:29,750 ‫احتمالاً به خاطر ضربه‌مغزی‌ایه که شدی 1861 01:31:29,833 --> 01:31:32,250 ‫- دوباره ‫- پشمام. دوباره. اون واسه گم کردن بود 1862 01:31:32,333 --> 01:31:34,208 ‫هی! یاد بگیر. کوبی! 1863 01:31:34,291 --> 01:31:37,333 ‫- صبرکن. این سبد خرابه ‫- یه چیزیش هست 1864 01:31:37,416 --> 01:31:38,541 ‫دیدی؟ 1865 01:31:38,625 --> 01:31:39,875 ‫آره! 1866 01:31:39,958 --> 01:31:41,708 ‫ایول! 1867 01:31:41,791 --> 01:31:43,958 ‫- زودباش دیگه. زودباش دیگه ‫- باشه 1868 01:31:44,041 --> 01:31:46,500 ‫- مال تو. بگیر ‫- مارکوس! 1869 01:31:47,625 --> 01:31:49,458 ‫♪ من و داداش کوچیکم ♪ 1870 01:31:50,000 --> 01:31:58,000 کاری از: امیر ستارزاده و امیرعلی ‫illusion & H1tmaN 1871 01:31:58,041 --> 01:32:00,583 ‫آگهی برادران املاکی، صحنه اول، برداشت اول 1872 01:32:01,083 --> 01:32:03,416 ‫- سلام. من راد لندی هستم ‫- منم مارکوس لندی هستم 1873 01:32:03,500 --> 01:32:06,375 ‫و ما برادران املاکی هستیم. ‫ما نیازهای املاکی‌تون رو جدی می‌گیریم 1874 01:32:06,458 --> 01:32:08,375 ‫و می‌تونیم کمک کنیم تا خونه‌ی همیشگی‌تون رو پیدا کنید 1875 01:32:08,458 --> 01:32:10,250 ‫یا مناسب‌ترین خونه‌ی کرایه‌ای ‫که نیازهاتون رو برآورده کنه 1876 01:32:10,333 --> 01:32:11,708 ‫- درسته مارکوس؟ ‫- درسته راد 1877 01:32:11,791 --> 01:32:14,958 ‫ولی یادتون باشه، هیچی ابدی نیست، ‫چیزی هم به اسم مناسب نداریم 1878 01:32:15,041 --> 01:32:18,375 ‫در نهایت، همه آخرش با خالق‌مون ملاقات می‌کنیم 1879 01:32:18,458 --> 01:32:20,916 ‫کات. می‌شه یه نسخه‌ی سرحال‌ترش رو امتحان کنیم؟ 1880 01:32:21,000 --> 01:32:22,083 ‫می‌خواستم واقعی باشه 1881 01:32:22,166 --> 01:32:24,208 ‫- نه. فقط دوباره بگیریم ‫- باشه 1882 01:32:24,875 --> 01:32:26,125 ‫می‌خوای کمرت رو ماساژ بدم؟ 1883 01:32:27,458 --> 01:32:28,541 ‫عمراً 1884 01:32:29,958 --> 01:32:31,791 ‫یه ماساژ کمر نیاز داری 1885 01:32:31,875 --> 01:32:33,625 ‫منم توی بانکوک یادش گرفتم 1886 01:32:33,708 --> 01:32:35,541 ‫یه مدتی درد داره 1887 01:32:35,625 --> 01:32:37,250 ‫ولی باید بهم اعتماد کنی 1888 01:32:38,208 --> 01:32:39,625 ‫وای! 1889 01:32:42,166 --> 01:32:44,625 ‫ببخشید. فکر کردم دیدم که آتیش گرفتی 1890 01:32:46,708 --> 01:32:48,041 ‫برو توی... 1891 01:32:51,166 --> 01:32:52,500 ‫خدا رو... اوه 1892 01:32:54,208 --> 01:32:57,375 ‫آره. بهم بگو آشغال‌دونیِ فرگل راک 1893 01:32:57,458 --> 01:32:58,791 ‫اون رفرنس رو نمی‌شناسم 1894 01:32:58,875 --> 01:33:01,750 ‫خب، کارِ کمتر شناخته‌شده‌ی جیم هنسونـه! 1895 01:33:01,833 --> 01:33:03,791 ‫زانو بزن جنده 1896 01:33:03,875 --> 01:33:05,541 ‫می‌خوای توالتم بشی؟ 1897 01:33:07,333 --> 01:33:09,833 ‫ببخشید. چی بود... برگردیم بهش 1898 01:33:10,833 --> 01:33:13,250 ‫آگهی برادران املاکی، صحنه اول، برداشت پنجم 1899 01:33:13,333 --> 01:33:14,875 ‫سلام. من راد لندی هستم 1900 01:33:14,958 --> 01:33:18,041 ‫منم مارکوس لندی. ما برادران املاکی هستیم 1901 01:33:18,125 --> 01:33:20,125 ‫و اگه از خونه‌ای که براتون پیدا کردیم ‫خوش‌تون نمیاد، 1902 01:33:20,208 --> 01:33:21,791 ‫به دوبرابر قیمت ازتون پسش می‌خریم 1903 01:33:21,875 --> 01:33:23,833 ‫- نه. کات. کات. اون کار رو نمی‌کنیم ‫- چرا؟ 1904 01:33:23,916 --> 01:33:26,958 ‫- بوم اومد توی کادر ‫- لعنتی. ببخشید. شرمنده 1905 01:33:27,041 --> 01:33:29,583 ‫کیر توش! کیری. خیلی کودنم 1906 01:33:29,666 --> 01:33:32,750 ‫- کارت فوق‌العاده‌ست، خب؟ فقط آروم باش ‫- به من میگی دروغگو، داداش؟ 1907 01:33:32,833 --> 01:33:34,458 ‫- آره، گمونم میگم ‫- تو... 1908 01:33:34,541 --> 01:33:36,041 ‫- بچه‌ها... ‫- آروم! آروم! 1909 01:33:36,666 --> 01:33:39,083 ‫مریل استریپ ۲۰ ساله که سخنرانی پذیرش رو انجام نداده 1910 01:33:39,166 --> 01:33:41,833 ‫یه مرد فیلیپینی کوچیک به جاش میاد، 1911 01:33:41,916 --> 01:33:43,666 ‫که چهره‌ی مریل استریپ رو روش قرار میدیم 1912 01:33:43,750 --> 01:33:44,583 ‫که جواب هم میده 1913 01:33:44,666 --> 01:33:46,041 ‫بذار اسپاتت کنم 1914 01:33:46,125 --> 01:33:47,291 ‫و سه 1915 01:33:48,208 --> 01:33:49,916 ‫و... چهار 1916 01:33:50,000 --> 01:33:53,166 ‫و... مسواک نزدم. خیلی شرمنده 1917 01:33:53,250 --> 01:33:56,333 ‫تو سنگ منی، کوه منی. همه‌چیز منی 1918 01:33:56,416 --> 01:33:57,500 ‫- و... ‫- ولم کن دیگه! 1919 01:33:57,583 --> 01:33:59,000 ‫باشه، خیلی‌خب. باشه 1920 01:34:01,120 --> 01:34:02,120 ‫موفق شدم! 1921 01:34:02,125 --> 01:34:03,416 ‫یکم برو چپ 1922 01:34:03,500 --> 01:34:06,416 ‫- دوربین چپ. اون سمت ‫- یکم سمت راستت 1923 01:34:06,500 --> 01:34:08,375 ‫- خدای من! ‫- می‌شه بریزی تو دهنت؟ 1924 01:34:09,958 --> 01:34:11,833 ‫رفت تو دماغم! رفت توی... 1925 01:34:13,250 --> 01:34:15,416 ‫این شوخی زننده‌ست 1926 01:34:15,500 --> 01:34:20,458 ‫و من توی پروژه‌ای که اینقدر چندشه نخواهم بود 1927 01:34:20,541 --> 01:34:22,625 ‫این با طعم کونِ راد خیلی خوب در میاد 1928 01:34:24,041 --> 01:34:25,708 ‫دیگه می‌خوای چی کار کنیم، خل و چل کوچولو؟ 1929 01:34:25,791 --> 01:34:28,041 ‫۶۹، ۷۲، ۸۳ 1930 01:34:28,125 --> 01:34:29,416 ‫هیچکدوم رو بلد نیستم 1931 01:34:29,500 --> 01:34:33,500 ‫جان تَش آهنگ تم اِن‌بی‌اِی واسه اِن‌بی‌سی رو ‫با اون پیانو ساخته 1932 01:34:33,583 --> 01:34:35,333 ‫و آهنگ کیری خوبیه 1933 01:34:36,875 --> 01:34:39,833 ‫آگهی برادران املاکی، صحنه اول، برداشت ۳۹ 1934 01:34:40,333 --> 01:34:43,333 ‫برادران املاکی با حجم ماهیچه رقیب رو شکست میدن! 1935 01:34:43,416 --> 01:34:47,000 ‫مطمئن می‌شیم که هیکلی‌ترین و بادکرده‌ترین... 1936 01:34:47,083 --> 01:34:49,291 ‫- کات کن مرد. نمی‌تونم ‫- جدی؟ 1937 01:34:49,375 --> 01:34:51,958 ‫بیخیال بابا! اینقدر راد قورت داده نباش! 1938 01:34:54,708 --> 01:34:56,750 ‫این جوک کل مدت جلوی چشم‌مون بود 1939 01:34:58,375 --> 01:35:01,625 ‫در نیویورک هاسلرز، یه فصل جدید 1940 01:35:01,708 --> 01:35:04,000 ‫و یه دلیل جدید برای قیافه گرفتن داریم 1941 01:35:04,083 --> 01:35:05,916 ‫وقتی دوتا مرد رو اضافه می‌کنیم 1942 01:35:06,000 --> 01:35:10,441 ‫هیچ لحظه‌ی برادرانه‌ی کسل‌کننده‌ای نداریم، ‫وقتی این دو نفر باشن 1943 01:35:10,500 --> 01:35:20,500 ‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز ‫.:: DigiMoviez.Com ::. 1944 01:35:20,501 --> 01:35:30,501 ‫جدیدترین آدرس سایت بدون فیلتر ‫zaya.io/digimovie 1945 01:35:30,502 --> 01:35:40,502 ‫دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫@DigiMoviez