1 00:00:00,695 --> 00:00:03,942 ‫{\an8}کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما در تلگرام ‫@CinamaSub 2 00:00:00,695 --> 00:00:03,961 ‫≡ سی‌نما تقدیم می‌کند ≡ ‫ WwW.30nama.CoM 3 00:00:04,104 --> 00:00:05,748 ‫قاتل بین ما زندگی می‌کنه. 4 00:00:06,015 --> 00:00:08,736 ‫هدفش مَردهای بین ۱۶ تا ۳۰ سال هست 5 00:00:08,760 --> 00:00:10,901 ‫و با استفاده از این ‫بهشون نزدیک می‌شه. 6 00:00:10,984 --> 00:00:12,203 ‫{\an8}[ بگو کجا بیام ] 7 00:00:13,892 --> 00:00:15,533 ‫- فیلی. ‫- مونیکا؟ 8 00:00:15,592 --> 00:00:18,376 ‫تو از جمع‌شون نرفتی، نه؟ ‫خودشون ترکت کردن. 9 00:00:18,570 --> 00:00:20,570 ‫- یه مورد دیگه؟ ‫- این یکی تونسته فرار کنه. 10 00:00:21,477 --> 00:00:25,997 ‫تَمی، این‌قدر خودت رو ‫درگیر این ماجرا نکن. 11 00:00:26,236 --> 00:00:28,320 ‫پس جیسون از این اتاق دزدیده شده. 12 00:00:29,557 --> 00:00:33,163 ‫چند سال پیش، ‫یه روز لب دریاچه پیداش کردم... 13 00:00:33,840 --> 00:00:37,256 ‫شیلنگ توی ماشین بود ‫و دیدم موتور روشنـه. 14 00:00:37,356 --> 00:00:40,556 ‫سنگ‌ها به‌زور ‫به قربانی‌ها خورونده شده. 15 00:00:42,424 --> 00:00:46,563 ‫- خیلی وقت پیش باید ترکت می‌کرد. ‫- بس کنین! با هر دوتونـم! 16 00:00:46,800 --> 00:00:48,456 ‫این رو ببین. ‫این یه هشداره. 17 00:00:48,480 --> 00:00:51,056 ‫کسی که جیسون رو کُشته، ‫می‌آد سراغ ما. 18 00:00:51,080 --> 00:00:53,295 ‫بیا بریم که پیدامون نکنه. 19 00:00:53,647 --> 00:00:54,983 ‫این مَرد ضعیفـه. 20 00:00:55,160 --> 00:00:59,897 ‫قربانی‌هاش رو به تله می‌ندازه ‫و بعدش فلج‌شون می‌کنه. 21 00:01:00,449 --> 00:01:05,243 ‫ولی یه چیز مشخصـه ‫و اون هم اینـه که قطعاً ترسوئـه. 22 00:01:05,368 --> 00:01:06,371 ‫{\an8}[ حالا جرئت داری، دوباره بهم بگو ترسو» ] ‫[ این یکی تقدیم به تو ] ‫[ به نظرم لوسی رو ببر تاب‌بازی کنه ] 23 00:01:31,833 --> 00:01:32,860 ‫سریع پیگیری کنین. 24 00:01:39,920 --> 00:01:44,496 ‫قربانی زنـه و این یعنی ‫الگوی قتلش کاملاً تغییر کرده. 25 00:01:45,067 --> 00:01:47,521 ‫می‌شناسیش؟ کیـه؟ 26 00:01:48,007 --> 00:01:49,028 ‫فیلی مورِی. 27 00:01:49,226 --> 00:01:51,466 ‫خب کس‌وکاری نداره؟ 28 00:01:52,960 --> 00:01:55,754 ‫فقط یه دختر داره. 29 00:01:56,040 --> 00:01:57,936 ‫یکی از افسرها رو می‌فرستیم سراغش. 30 00:01:58,033 --> 00:01:59,174 ‫به این سادگی نیست. 31 00:02:00,652 --> 00:02:03,479 ‫به علامت مشترک‌تون ‫روی بازو ربط داره؟ 32 00:02:07,480 --> 00:02:09,520 ‫پس دخترش دست فرقه‌ی نور سوزان‌ـه. 33 00:02:11,480 --> 00:02:14,456 ‫یعنی اون زمان فقط ‫درباره‌شون تحقیق نکردی... 34 00:02:14,480 --> 00:02:16,576 ‫عضوشون هم بودی. 35 00:02:16,600 --> 00:02:20,087 ‫حتی بَدتر بودم... ‫فیلی رو خودم آوردم. 36 00:02:20,240 --> 00:02:22,845 ‫علامت روی دستش رو ‫خودم با آهن داغ براش زدم. 37 00:02:23,381 --> 00:02:25,800 ‫پدر بچه‌ی فیلی، بابای لوسی هم هست. 38 00:02:30,086 --> 00:02:33,467 ‫اگه تو بهم نمی‌گفتی، ‫فکر می‌کردم این کار یه نفر دیگه‌ست. 39 00:02:33,840 --> 00:02:35,541 ‫جنسیت، پوشش قربانی... 40 00:02:35,760 --> 00:02:39,374 ‫دوباره نمایشی درآورده، ‫ولی قتل سریعی بوده. 41 00:02:39,520 --> 00:02:41,134 ‫بهم گفت «این یکی تقدیم به تو». 42 00:02:41,520 --> 00:02:44,320 ‫- منظورت چیـه؟ ‫- داره مسخره‌م می‌کنه. 43 00:02:45,760 --> 00:02:49,401 ‫- تو... باهاش حرف زدی؟ ‫- منظور خاصی داره. 44 00:02:50,226 --> 00:02:54,176 ‫فکر می‌کنه شبیه خودشـم ‫ولی عرضه ندارم مثل اون بشم. 45 00:02:54,200 --> 00:02:57,776 ‫هر طرز فکر مزخرفی که ‫نسبت به تو داره، تقصیر تو نیست. 46 00:02:57,800 --> 00:02:58,856 ‫یارو روانیـه. 47 00:02:58,880 --> 00:03:01,660 ‫و من هم تحریکش کردم ‫و الان می‌خواد اطرافیانم رو بُکشه. 48 00:03:03,007 --> 00:03:05,649 ‫یعنی این مورد به تو مربوطـه؟ 49 00:03:07,339 --> 00:03:08,794 ‫پس کینه‌ای شده. 50 00:03:10,170 --> 00:03:12,186 ‫باید خونواده‌م رو از اینجا ببرم. 51 00:03:14,945 --> 00:03:18,009 ‫{\an8}[ تـاریـکـی ] 52 00:03:19,040 --> 00:03:21,016 ‫چند وقت باید بریم؟ 53 00:03:21,040 --> 00:03:23,776 ‫آخه قرص‌های خودم رو لازم دارم... ‫لباس‌هام... 54 00:03:23,800 --> 00:03:26,696 ‫- مامان... ‫- به‌خاطر حرف‌هاییـه که توی تلویزیون زدی؟ 55 00:03:26,720 --> 00:03:28,336 ‫اون رو عصبانی کردی؟ 56 00:03:28,360 --> 00:03:29,976 ‫بله... احتمالاً. 57 00:03:30,000 --> 00:03:33,096 ‫شاید تحریکش کردم ‫و می‌خواد اطرافیانم رو بُکشه. 58 00:03:33,746 --> 00:03:37,857 ‫من هم شما رو دوست دارم ‫و نمی‌خوام اتفاقی براتون بیُفته. 59 00:03:39,702 --> 00:03:40,834 ‫آخ مونیکا... 60 00:03:43,573 --> 00:03:44,803 ‫خوب می‌دونی که... 61 00:03:44,870 --> 00:03:46,576 ‫عیب نداره... 62 00:03:46,600 --> 00:03:47,776 ‫بعداً ادامه می‌دیم. 63 00:03:47,800 --> 00:03:51,320 ‫من برم وسایل لوسی رو جمع کنم. ممنون. 64 00:03:52,796 --> 00:03:55,956 ‫- می‌خواستی چی نشونم بدی؟ ‫- احتمال داره تعلیق بشم. 65 00:04:04,492 --> 00:04:06,253 ‫کِی این‌ها رو سرجمع کردی؟ 66 00:04:06,681 --> 00:04:08,361 ‫- اجازه هست؟ ‫- آره بابا. 67 00:04:09,600 --> 00:04:11,024 ‫«بِیتِل» دیگه چیـه؟ 68 00:04:11,352 --> 00:04:13,576 ‫بِیتِل مربوط به اساطیر باستان می‌شه. 69 00:04:13,600 --> 00:04:15,280 ‫سنگ‌هایی که قدرت الهی دارن. 70 00:04:14,777 --> 00:04:15,281 ‫{\an8}(واژه‌ی «بِیتِل» ریشه‌ی عبری داره و به‌معنای «خانه‌ی خدا»ست. ‫به‌طور ساده‌تر، بهش «سنگ مقدس» هم می‌گن. ‫توی دوران باستان، در خاورمیانه و یونان، به سنگ‌های کروی‌شکلی که از تیکه‌های شهاب‌سنگ روی زمین می‌افتاد، ‫چنین لقبی می‌دادن و مردم باور داشتن روح یک خدا توی هرکدوم از این سنگ‌هاست.) 71 00:04:16,346 --> 00:04:18,334 ‫فکر کنم می‌خواد ‫از خودش یه افسانه بسازه. 72 00:04:19,720 --> 00:04:22,056 ‫این یه جمله از فلوطین‌ـه. 73 00:04:22,080 --> 00:04:24,496 ‫- همون رفیق‌مون که روی خرگوش بود؟ ‫- آره. 74 00:04:24,520 --> 00:04:26,616 ‫«آن‌کس‌که در جهان معقول بیدار است»... 75 00:04:26,640 --> 00:04:28,426 ‫«در جهان محسوس در خواب است». 76 00:04:29,231 --> 00:04:30,594 ‫منظورش اینـه که... 77 00:04:30,874 --> 00:04:33,816 ‫درون هر آدمی دو نسخه وجود داره. 78 00:04:33,840 --> 00:04:36,176 ‫یعنی جناب قاتل دوتا شخصیت داره. 79 00:04:36,200 --> 00:04:39,925 ‫آره و شخصیت واقعی‌ش ‫اونیـه که شب‌ها می‌آد. 80 00:04:40,349 --> 00:04:43,739 ‫دوست داره به‌عنوان یه افسانه ‫شناخته بشه، نه یه آدم. 81 00:04:43,851 --> 00:04:47,256 ‫داستان زندگی آدم‌های دیگه رو ‫به خودش ربط می‌ده. 82 00:04:47,280 --> 00:04:49,456 ‫آخه خودش تخیل کافی ‫نداره که داستان بسازه. 83 00:04:49,480 --> 00:04:53,121 ‫باهوشـه، ولی ناکامی شدید داره. 84 00:04:53,775 --> 00:04:56,771 ‫دوست داره یه شخصیت بزرگ و کامل بشه 85 00:04:56,995 --> 00:04:59,299 ‫تا از زندگی یکنواختش خلاص بشه. 86 00:04:59,849 --> 00:05:02,312 ‫این که آرزوی همه‌ی ‫شهروندهای معمولیـه. 87 00:05:02,440 --> 00:05:04,055 ‫بله، حق با توئـه. 88 00:05:04,599 --> 00:05:06,666 ‫یعنی این آدم اون‌قدر معمولیـه 89 00:05:06,704 --> 00:05:08,666 ‫که ممکنـه حتی حضورش رو ‫کنارمون حس نکنیم. 90 00:05:08,850 --> 00:05:10,488 ‫شاید باهاش روبه‌رو شده باشیم. 91 00:05:12,451 --> 00:05:13,691 ‫بگو، دانک. 92 00:05:16,228 --> 00:05:18,044 ‫ایول. 93 00:05:18,674 --> 00:05:20,300 ‫باشه. ‫می‌بینمت. 94 00:05:22,120 --> 00:05:24,120 ‫یه‌نفر توی دوربین افتاده. 95 00:05:31,420 --> 00:05:33,227 ‫اون گوشی‌ها ردیابی نمی‌شه. 96 00:05:33,272 --> 00:05:35,912 ‫ولی... این رو داریم. 97 00:05:37,163 --> 00:05:40,739 ‫پلاکش معلوم نیست، ‫ولی سر صحنه‌ی جُرم بوده. 98 00:05:40,840 --> 00:05:42,902 ‫مطمئنـم توی دوربین‌های دیگه هم هست. 99 00:05:43,280 --> 00:05:46,576 ‫از نکات جالب جامعه‌ی امروزی ‫اینـه که همه آمار همدیگه رو دارن. 100 00:05:46,838 --> 00:05:50,837 ‫زمان رفت‌وآمد ‫و مسیر حرکتش رو بررسی می‌کنیم. 101 00:05:51,403 --> 00:05:54,296 ‫لوسی، برو بشین توی ماشین. ‫کمربندش رو ببند بی‌زحمت. 102 00:05:54,443 --> 00:05:55,665 ‫چَشم. 103 00:05:55,920 --> 00:05:58,296 ‫کمربندت رو ببندی، مامانی. 104 00:05:58,320 --> 00:06:01,096 ‫براتون یه جای امن جور کردیم. ‫۱۵۰کیلومتر به‌سمت غرب. 105 00:06:01,358 --> 00:06:04,296 ‫یارو توی دوربین افتاده. ‫رد ماشینش رو می‌زنیم. 106 00:06:04,320 --> 00:06:05,576 ‫سرنخ بزرگی داریم. 107 00:06:05,600 --> 00:06:08,416 ‫- آدرس خونه رو برات فرستادم. ‫- اول باید یه جا وایستیم. 108 00:06:08,440 --> 00:06:10,496 ‫مامانم باید قرص‌ها ‫و لباس‌هاش رو برداره. 109 00:06:10,520 --> 00:06:11,776 ‫مسیر مخالفـه. 110 00:06:11,800 --> 00:06:14,336 ‫- خب گرِگ می‌برش و می‌آرش. ‫- نه. 111 00:06:14,360 --> 00:06:15,640 ‫بهم اعتماد کن. 112 00:06:18,640 --> 00:06:21,083 ‫- باشه. ‫- دانک. 113 00:06:21,235 --> 00:06:23,536 ‫آنجلای عزیز باید بره وسایلش رو برداره. 114 00:06:23,691 --> 00:06:26,472 ‫می‌تونی ببریش ‫و بعدش هم بیاریش خونه‌ی جدید؟ 115 00:06:26,760 --> 00:06:28,339 ‫بله، مشکلی نیست. 116 00:06:28,520 --> 00:06:30,896 ‫می‌برمت خونه. ‫دیر نمی‌شه. 117 00:06:30,920 --> 00:06:32,180 ‫کیفت رو بده. 118 00:06:32,440 --> 00:06:34,276 ‫- می‌ذارم جلو بشینی. ‫- ممنون. 119 00:06:34,402 --> 00:06:36,011 ‫موقتاً همکار می‌شیم. 120 00:07:15,487 --> 00:07:16,503 ‫بله؟ 121 00:07:16,630 --> 00:07:18,936 ‫سلام. ‫آقای مایکل باک؟ 122 00:07:19,095 --> 00:07:21,696 ‫- خودمـم. ‫- کایل وارد هستم. 123 00:07:21,720 --> 00:07:22,856 ‫مدیر مدرسه‌ی... 124 00:07:22,880 --> 00:07:24,696 ‫شناختم. ‫دوشنبه با هم قرار داریم. 125 00:07:24,720 --> 00:07:26,136 ‫بله، حقیقتش... 126 00:07:26,160 --> 00:07:29,456 ‫والدین بچه‌ها خیلی بهم زنگ زدن 127 00:07:29,480 --> 00:07:31,736 ‫و اظهار نگرانی کردن... 128 00:07:31,760 --> 00:07:33,647 ‫به‌خاطر همکار شما، جیمز. 129 00:07:34,360 --> 00:07:36,496 ‫وضعیت پرونده‌ش افتضاحـه. 130 00:07:36,727 --> 00:07:38,603 ‫هیچی ازش سر درنمی‌آرم. 131 00:07:39,320 --> 00:07:42,336 ‫- تعجبی هم نداره. ‫- مگه شما خبر داشتی؟ 132 00:07:42,360 --> 00:07:44,856 ‫منظورم این نبود. ‫من چه کاری ازم برمی‌آد؟ 133 00:07:45,097 --> 00:07:48,056 ‫می‌خواستم یه بزرگی کنی 134 00:07:48,080 --> 00:07:50,403 ‫و کمک کنی قال این قضیه رو بِکنم. 135 00:07:50,600 --> 00:07:53,416 ‫- یعنی همین‌الان؟ ‫- هرچه زودتر، بهتر. 136 00:07:53,440 --> 00:07:56,400 ‫نه... الان که نمی‌شه. 137 00:08:00,400 --> 00:08:04,320 ‫عع... ببین، مایکل... 138 00:08:05,760 --> 00:08:07,496 ‫دخترم حالش بَده. 139 00:08:07,520 --> 00:08:10,016 ‫با یکی از قربانی‌ها صمیمی بوده 140 00:08:10,040 --> 00:08:13,760 ‫و البته فکر نمی‌کنم فقط اون باشه ‫که شب‌ها بی‌خوابی می‌کِشه. 141 00:08:15,381 --> 00:08:17,496 ‫اگه بتونیم این آشوب رو بخوابونیم... 142 00:08:17,520 --> 00:08:19,560 ‫شاید حتی بتونیم به پلیس کمک کنیم. 143 00:08:20,680 --> 00:08:22,720 ‫بعدش هم خیال همه راحت می‌شه. 144 00:08:26,897 --> 00:08:30,062 ‫- الان کجایـی؟ ‫- ۲۰دقیقه‌ای می‌رسم. 145 00:08:30,720 --> 00:08:32,576 ‫می‌خواستم تَمی رو ببرم بیرون... 146 00:08:32,600 --> 00:08:34,176 ‫یه‌کم حال‌وهواش عوض بشه. 147 00:08:34,200 --> 00:08:37,146 ‫- یه سر می‌آیم اونجا. ‫- باشه. 148 00:08:38,560 --> 00:08:39,920 ‫الان می‌آم، لوسی. 149 00:08:44,320 --> 00:08:47,176 ‫داریم تلاش‌مون رو می‌کنیم ‫که خبرنگارها نفهمن. 150 00:08:47,630 --> 00:08:50,616 ‫باید از پرونده محافظت کنم، مونیکا. 151 00:08:50,640 --> 00:08:53,173 ‫می‌دونم تعلیق شدم ‫و پرونده دست تو افتاده. 152 00:08:53,360 --> 00:08:54,800 ‫چرا دیگه مقاومت نمی‌کنی؟ 153 00:08:56,327 --> 00:08:57,867 ‫یه چیزهایی از شغلم مهم‌تره. 154 00:08:58,634 --> 00:08:59,752 ‫بعدش هم... 155 00:09:01,407 --> 00:09:03,786 ‫اگه قاتل رو به منطقه‌ی ‫نور سوزان نمی‌کشوندم... 156 00:09:03,811 --> 00:09:05,407 ‫فیلی الان زنده بود. 157 00:09:05,800 --> 00:09:08,896 ‫- مگه می‌دونستی فیلی اونجاست؟ ‫- چه فرقی داره؟ 158 00:09:08,920 --> 00:09:10,352 ‫فرق داره. 159 00:09:10,960 --> 00:09:13,432 ‫همین دیروز جونش رو نجات دادی. 160 00:09:13,920 --> 00:09:16,600 ‫ولی قاتل رو نگرفتم ‫و الان هم نمی‌تونم. 161 00:09:56,356 --> 00:09:57,462 ‫برو ببینم. 162 00:10:09,825 --> 00:10:13,241 ‫- چقدر زمان می‌بره؟ ‫- چندتا پرونده‌ست، عزیزم. 163 00:10:13,560 --> 00:10:15,114 ‫پس یعنی چند ساعت. 164 00:10:15,760 --> 00:10:18,640 ‫باشه. ‫شما هم بفرمایید داخل. 165 00:10:19,980 --> 00:10:23,320 ‫دختر بی‌حوصله داشتن هم عالمی داره. 166 00:10:50,520 --> 00:10:51,536 ‫کایل. 167 00:10:52,133 --> 00:10:53,761 ‫تو هم تَمی هستی، آره؟ 168 00:11:03,400 --> 00:11:05,896 ‫به گربه که حساسیت ندارین؟ 169 00:11:05,920 --> 00:11:08,416 ‫- نه. ‫- می‌شه یه جای خصوصی صحبت کنیم؟ 170 00:11:08,440 --> 00:11:11,394 ‫- من هدفون می‌ذارم. ‫- نگفتم که تو فضولـی، عزیزم. 171 00:11:11,840 --> 00:11:14,224 ‫ولی پرونده‌ی دوست‌هات محرمانه‌ست. 172 00:11:16,800 --> 00:11:17,960 ‫بیا اینجا. 173 00:11:26,093 --> 00:11:27,320 ‫بشین. 174 00:11:40,040 --> 00:11:42,616 ‫خونه‌ی جالبی داری. 175 00:11:42,640 --> 00:11:46,600 ‫- ساکت و دور از جاده. ‫- آره، بَدک نیست. 176 00:11:48,560 --> 00:11:51,696 ‫خب... قضیه‌ی جیمز... 177 00:11:51,720 --> 00:11:54,400 ‫شرمنده، قبلش ‫یه لیوان آب می‌آری بی‌زحمت؟ 178 00:11:56,120 --> 00:11:58,616 ‫گلوم خشک شده. 179 00:11:58,640 --> 00:12:00,440 ‫هنوز شروع نکرده، خشک شد؟ 180 00:12:11,925 --> 00:12:12,976 ‫بیا اینجا. 181 00:12:13,018 --> 00:12:14,658 ‫پیش پیش پیش... 182 00:12:17,280 --> 00:12:18,579 ‫باشه، نیا. 183 00:12:29,380 --> 00:12:31,494 ‫حتماً به‌خاطر شغلت زیاد سفر می‌کنی. 184 00:12:31,720 --> 00:12:34,160 ‫آره، ولی زمین ‫با رفت‌وآمدم زیاد حال نمی‌کنه. 185 00:12:33,659 --> 00:12:34,174 ‫{\an8}(«آره. مصرف سوختم اصلاً به نفع محیط‌زیست نیست.») 186 00:12:35,840 --> 00:12:38,576 ‫ولی جیمز دوست داشت توی دفتر بمونه. 187 00:12:38,600 --> 00:12:41,440 ‫پس برای همینـه کارنامه‌ش افتضاحـه. 188 00:12:42,613 --> 00:12:45,176 ‫این‌همه سال با آموزش ‫و خدمت به مردم فعالیت کردم 189 00:12:45,200 --> 00:12:46,976 ‫و بالاخره فهمیدم ‫بهترین راه کمک به دیگران 190 00:12:47,000 --> 00:12:49,278 ‫اینـه که باهاشون ‫ارتباط نزدیک داشته باشی. 191 00:12:52,720 --> 00:12:53,988 ‫حرفت یادت نره. 192 00:13:04,960 --> 00:13:06,897 ‫- این اتاق خصوصیـه. ‫- ببخشین. 193 00:13:07,916 --> 00:13:09,096 ‫آخه یه گربه اینجا بود. 194 00:13:09,120 --> 00:13:11,136 ‫- و الان دیگه نیست. ‫- تَمی؟ 195 00:13:12,110 --> 00:13:13,217 ‫اینجائـم. 196 00:13:18,440 --> 00:13:19,976 ‫این‌ها پسرهایی‌ان که مُردن، مگه نه؟ 197 00:13:20,161 --> 00:13:21,326 ‫درستـه. 198 00:13:23,737 --> 00:13:25,097 ‫پس این کیـه؟ 199 00:13:32,480 --> 00:13:34,040 ‫اینجا چه خبره؟ 200 00:13:36,784 --> 00:13:37,888 ‫بابا! 201 00:13:40,312 --> 00:13:43,129 ‫{\an8}[ تـاریـکـی ] 202 00:13:43,427 --> 00:13:46,011 ‫{\an8}[ تـاریـکـی ] 203 00:14:23,720 --> 00:14:26,173 ‫بتانی! نیکول! 204 00:14:40,808 --> 00:14:42,586 ‫{\an8}[ منزل مایکل باک ] 205 00:14:45,493 --> 00:14:48,389 ‫مایکل؟ ‫خودتـی؟ 206 00:14:48,470 --> 00:14:50,333 ‫تَمی رو با خودش برد، مونیکا! 207 00:14:50,520 --> 00:14:52,616 ‫- کایل؟ ‫- روی صورتش ماسک بود! 208 00:14:52,858 --> 00:14:53,954 ‫ماسک؟ 209 00:14:53,979 --> 00:14:55,615 ‫آخ سرم داره گیج می‌ره... 210 00:14:56,617 --> 00:14:58,520 ‫کایل، الان گفتی «ماسک»؟ 211 00:14:59,840 --> 00:15:00,976 ‫صدام رو داری؟ 212 00:15:01,411 --> 00:15:03,936 ‫قاتل مایکل باک‌ـه! ‫مایکل باک! 213 00:15:03,960 --> 00:15:05,576 ‫بهم حمله کرد. 214 00:15:06,235 --> 00:15:08,120 ‫کایل، باید به همکارهام زنگ بزنم. 215 00:15:10,321 --> 00:15:11,896 ‫گفتی خودت زنگ زدی...؟ 216 00:15:11,920 --> 00:15:13,736 ‫۲۰ دقیقه دیگه می‌رسن! 217 00:15:15,314 --> 00:15:16,457 ‫کایل؟ 218 00:15:16,958 --> 00:15:18,198 ‫صدات رو ندارم. 219 00:15:30,369 --> 00:15:31,670 ‫{\an8}[ مرکز فرماندهی ] 220 00:15:32,400 --> 00:15:33,440 ‫لعنتی. 221 00:15:49,320 --> 00:15:50,576 ‫۱۲۰۰ دلار می‌دن. 222 00:15:50,807 --> 00:15:53,840 ‫آخه... دوبرابر می‌ارزه. 223 00:15:54,890 --> 00:15:56,690 ‫اگه شرایط دیگه‌ای بود، چونه می‌زدیم. 224 00:15:58,160 --> 00:15:59,680 ‫اصلاً ما می‌خوایم کجا بریم؟ 225 00:16:02,960 --> 00:16:04,160 ‫ما؟ 226 00:16:07,320 --> 00:16:11,245 ‫این دفعه هرجا تو بخوای، می‌ریم، مامان. 227 00:16:11,929 --> 00:16:13,615 ‫وقتشـه تو تصمیم بگیری. 228 00:16:44,731 --> 00:16:45,293 ‫{\an8}[ کارآگاه کرافورد ] 229 00:16:49,238 --> 00:16:51,796 ‫- بگو، کِندی. ‫- مایکل باک... 230 00:16:51,920 --> 00:16:54,176 ‫- چی؟ آنتن ضعیفـه. ‫- مایکل... 231 00:16:54,466 --> 00:16:57,665 ‫خونه‌ی مایکل رفتی؟ خب چرا؟ 232 00:17:04,400 --> 00:17:06,160 ‫- یه کپی ازش برام بفرست. ‫- چَشم، قربان. 233 00:17:09,129 --> 00:17:13,238 ‫- تَمی! ‫- کایل؟ 234 00:17:14,760 --> 00:17:17,296 ‫مونیکا! تَمی رو با خودش برده! 235 00:17:17,320 --> 00:17:19,376 ‫دخترم اینجا نیست... ‫نیست... 236 00:17:19,400 --> 00:17:21,256 ‫بهش زنگ زدم، ولی آنتن نمی‌ده. 237 00:17:21,280 --> 00:17:23,136 ‫- آروم باش، کایل. ‫- خط تلفن قطع شد. 238 00:17:23,160 --> 00:17:24,240 ‫سیم تلفن رو قطع کرده. 239 00:17:26,360 --> 00:17:28,976 ‫همکارهات کجائـن؟ ‫گفتن ۲۰دقیقه‌ای می‌رسن. 240 00:17:29,000 --> 00:17:31,736 ‫- پس الان می‌رسن دیگه. ‫- تنها اومدی؟ 241 00:17:31,760 --> 00:17:33,896 ‫ببین، خون زیادی ازت رفته. 242 00:17:33,920 --> 00:17:35,496 ‫نه، باید تَمی رو پیدا کنیم. 243 00:17:35,520 --> 00:17:38,536 ‫اول باید بدونم چی شده ‫تا تصمیم بگیرم چی‌کار کنم. 244 00:17:38,560 --> 00:17:40,320 ‫باید جلوی خون‌ریزی رو بگیریم. 245 00:17:52,120 --> 00:17:53,920 ‫بذار روی زخم. 246 00:18:02,320 --> 00:18:04,440 ‫کایل، قشنگ توضیح بده چی شد. 247 00:18:05,760 --> 00:18:07,059 ‫آخرین چیزی که یادمـه... 248 00:18:07,751 --> 00:18:10,478 ‫- توی اتاق عکس‌ها بودیم... ‫- کدوم عکس‌ها؟ 249 00:18:14,160 --> 00:18:15,640 ‫باید نشونت بدم. 250 00:18:21,626 --> 00:18:26,215 ‫تَمی راجع‌به پسرها سؤال‌پیچش کرد. 251 00:18:27,970 --> 00:18:31,946 ‫و یه‌هو مایکل بهم حمله کرد ‫و بی‌هوش شدم. 252 00:18:32,400 --> 00:18:35,240 ‫- به چیزی دست زدی؟ ‫- این خون منـه. 253 00:18:36,360 --> 00:18:40,200 ‫به‌جز زمان درگیری، به هیچی دست نزدی؟ 254 00:18:43,553 --> 00:18:44,996 ‫گفتی ماسک داشت؟ 255 00:18:46,999 --> 00:18:49,236 ‫روی زمین افتاده بودم... 256 00:18:50,080 --> 00:18:52,760 ‫و ماسک رو... از اینجا برداشت... 257 00:18:56,160 --> 00:18:57,760 ‫چه شکلی بود؟ 258 00:18:59,672 --> 00:19:01,072 ‫ترسناک بود... 259 00:19:02,203 --> 00:19:03,252 ‫سفید بود. 260 00:19:03,520 --> 00:19:06,620 ‫نمی‌دونم. ‫فکر کنم بعدش بی‌هوش شدم. 261 00:19:06,897 --> 00:19:09,873 ‫- اینجا چی‌کار می‌کردی؟ ‫- کجا؟ 262 00:19:10,040 --> 00:19:11,529 ‫توی خونه‌ی مایکل. 263 00:19:16,240 --> 00:19:18,080 ‫ای وای. 264 00:19:21,160 --> 00:19:22,902 ‫همه‌ش تقصیر منـه. 265 00:19:23,531 --> 00:19:26,056 ‫قرار بود مشاور جدید مدرسه‌م بشه. 266 00:19:26,080 --> 00:19:29,496 ‫بعداز ماجرای جیمز، اومدم ‫کاغذبازی‌هاش رو با هم انجام بدیم... 267 00:19:29,520 --> 00:19:32,140 ‫یعنی مستقیم اومدم توی دهن شیر. 268 00:19:32,280 --> 00:19:34,280 ‫تازه تَمی رو مجبور کردم بیاد. 269 00:19:38,535 --> 00:19:42,518 ‫وقتی رسیدین، ماشینش اینجا بود؟ ‫لَندرووِر سبز. 270 00:19:42,988 --> 00:19:44,240 ‫آره، فکر کنم. 271 00:19:46,920 --> 00:19:49,200 ‫سرم داره گیج می‌ره. ‫باید بشینم. 272 00:20:12,207 --> 00:20:13,851 ‫جواب بده، کِندی. 273 00:20:14,283 --> 00:20:15,908 ‫{\an8}[ کارآگاه کِندی ] 274 00:20:23,746 --> 00:20:27,007 ‫با کدوم پلیس حرف زدی؟ ‫اسمش رو گفت؟ 275 00:20:27,880 --> 00:20:31,720 ‫نه... فقط گفت ۲۰ دقیقه دیگه می‌رسیم. 276 00:20:36,160 --> 00:20:38,021 ‫نمی‌دونم چرا چایی گذاشتم. 277 00:20:38,731 --> 00:20:40,668 ‫گفتم شاید آروم بشم... 278 00:20:41,240 --> 00:20:43,693 ‫می‌رم اطراف خونه رو سر می‌زنم، ‫شاید آنتن بده. 279 00:20:43,841 --> 00:20:45,906 ‫- بذار بیام کمک. ‫- نه، بگیر بشین. 280 00:20:46,211 --> 00:20:47,811 ‫سرت ضربه خورده. 281 00:20:49,647 --> 00:20:50,671 ‫تَمی... 282 00:20:51,996 --> 00:20:53,680 ‫چیزیش نمی‌شه، نه؟ 283 00:21:14,400 --> 00:21:17,411 ‫بهتره فعلاً منتظر پشتیبانی بمونیم. 284 00:21:19,040 --> 00:21:21,099 ‫تو به مایکل اعتماد داشتی. 285 00:21:22,394 --> 00:21:24,096 ‫زندگی دخترم توی خطره 286 00:21:24,120 --> 00:21:27,056 ‫چون تو قاتل رو تحریک کردی... ‫مسخره‌ش کردی... 287 00:21:27,221 --> 00:21:30,376 ‫گفتی احمق و بی‌سواده. 288 00:21:30,400 --> 00:21:31,735 ‫بله، درستـه. 289 00:21:32,281 --> 00:21:36,440 ‫کاری کردی سبک خودش رو عوض کنه. 290 00:21:37,856 --> 00:21:39,485 ‫پس این یعنی باهوشـه. 291 00:21:40,880 --> 00:21:42,921 ‫- سبکش؟ ‫- بله. 292 00:21:43,889 --> 00:21:46,441 ‫پسرهای جَوون کم بود... ‫حالا نوبت زن‌هاست. 293 00:21:49,117 --> 00:21:50,157 ‫کدوم زن‌ها؟ 294 00:21:51,472 --> 00:21:53,444 ‫زنی که امروز صبح کُشته شد دیگه. 295 00:21:55,040 --> 00:21:56,280 ‫خیلی ناراحت شدم. 296 00:21:57,360 --> 00:22:01,160 ‫همچین زن جَوونی ‫چرا باید این‌طوری بمیره؟ 297 00:22:40,168 --> 00:22:42,921 ‫ارائــ ـه از و بـ ـسـ ـایـ ـتِ سـ ـی نـ ـمـ ـا 298 00:22:43,280 --> 00:22:46,102 ‫{\an8}[ تـاریـکـی ] 299 00:22:46,744 --> 00:22:49,864 ‫اون ماسکی که دیدی، شخصیت واقعی‌شـه. 300 00:22:51,449 --> 00:22:56,289 ‫در واقع چهره‌ی واقعی‌ش ‫ماسکیـه که در طول روز می‌زنه. 301 00:23:01,436 --> 00:23:02,597 ‫مونیکا؟ 302 00:23:04,680 --> 00:23:08,376 ‫«آن‌کس‌که در جهان معقول در خواب است، ‫در جهان محسوس بیدار است». 303 00:23:08,400 --> 00:23:11,200 ‫- برعکس گفتی. ‫- چی؟ 304 00:23:12,182 --> 00:23:15,622 ‫این یه جمله‌ی معروفـه، ‫ولی برعکس گفتی. 305 00:23:23,702 --> 00:23:25,676 ‫در حق گربه‌ها کم‌لطفی شده. 306 00:23:31,106 --> 00:23:32,701 ‫بیا ببینم. 307 00:23:36,736 --> 00:23:39,329 ‫گربه‌ها آدم رو آروم می‌کنن. 308 00:24:09,339 --> 00:24:10,478 ‫ای وای. 309 00:24:24,120 --> 00:24:25,304 ‫حالت خوبـه، مونیکا؟ 310 00:24:31,880 --> 00:24:33,320 ‫چای نعناست؟ 311 00:24:38,222 --> 00:24:39,932 ‫به‌اضافه‌ی یه چیز دیگه. 312 00:24:49,857 --> 00:24:51,160 ‫چقدر وقت دارم؟ 313 00:24:52,369 --> 00:24:53,600 ‫اندازه‌ی سه جرعه. 314 00:24:54,603 --> 00:24:57,083 ‫نهایتاً دو دقیقه. 315 00:25:05,226 --> 00:25:09,089 ‫بیا بریم یه جا بشینیم. 316 00:25:10,668 --> 00:25:13,489 ‫هنوز بخش موردعلاقه‌م شروع نشده. 317 00:25:20,879 --> 00:25:22,212 ‫اینجا چه خبره؟ 318 00:25:40,520 --> 00:25:41,536 ‫یا خدا. 319 00:25:41,560 --> 00:25:43,760 ‫تَمی! تَمی! 320 00:25:45,000 --> 00:25:46,840 ‫باریکلا. 321 00:25:48,190 --> 00:25:49,510 ‫جات راحتـه؟ 322 00:25:53,320 --> 00:25:54,422 ‫چرا؟ 323 00:25:55,708 --> 00:25:59,668 ‫- چی چرا؟ ‫- آخه دختر خودت؟ 324 00:26:01,558 --> 00:26:03,958 ‫من همچین چیزی نخواستم، مونیکا. 325 00:26:05,659 --> 00:26:09,459 ‫قرار نبود امروز همچین اتفاقی بیُفته. 326 00:26:11,206 --> 00:26:14,847 ‫می‌خواستم واسه مایکل پاپوش درست کنم 327 00:26:15,185 --> 00:26:17,561 ‫و توی خونه‌ش مدرک بذارم. 328 00:26:17,680 --> 00:26:21,176 ‫اون بهترین مظنون بود، ‫چون به پسرهای جَوون دسترسی داشت. 329 00:26:21,799 --> 00:26:24,981 ‫ولی تَمی همه‌چی رو فهمید. ‫دختر زرنگی بود. 330 00:26:26,076 --> 00:26:27,560 ‫فهمید من چی‌کاره‌ام. 331 00:26:29,834 --> 00:26:31,873 ‫با این کار بهش لطف کردم. 332 00:26:58,607 --> 00:27:01,247 ‫یه زمانی از شخصیت دیگه‌م می‌ترسیدم. 333 00:27:04,113 --> 00:27:07,129 ‫ولی بعداز فوت همسرم... 334 00:27:07,240 --> 00:27:10,960 ‫یه نگاه عمیق به درون خودم انداختم. 335 00:27:12,215 --> 00:27:13,840 ‫مرگش من رو آزاد کرد. 336 00:27:14,565 --> 00:27:16,221 ‫چه پدر نمونه‌ای. 337 00:27:16,560 --> 00:27:21,400 ‫تَمی بهترین پوشش برای من بود ‫تا بتونم خود واقعی‌م رو پرورش بدم. 338 00:27:27,670 --> 00:27:29,030 ‫چطوری...؟ 339 00:27:31,922 --> 00:27:35,497 ‫نگران نباش. ‫این دفعه نمایشی در کار نیست. 340 00:27:36,080 --> 00:27:39,640 ‫می‌خوام ماجرای بابای ‫مایکل رو دوباره تداعی کنم. 341 00:27:40,680 --> 00:27:43,720 ‫هر سه‌تاتون توی ماشین ‫لب دریاچه خفه می‌شین. 342 00:27:46,506 --> 00:27:47,991 ‫درست عین باباش. 343 00:27:47,487 --> 00:27:47,991 ‫{\an8}(با عرض پوزش از مخاطب‌های عزیز بابت بدفهمیِ بنده از ماجرای «شیلنگ» در قسمت قبل ♥) 344 00:27:50,160 --> 00:27:53,363 ‫چشم‌هات رو باز کن... ‫تَمی... 345 00:27:53,840 --> 00:27:57,079 ‫زود باش... ‫باریکلا... 346 00:27:58,600 --> 00:28:02,136 ‫باریکلا، دختر! ‫نفس بگیر... نفس عمیق... 347 00:28:02,160 --> 00:28:03,999 ‫همه‌ش رو تخلیه کن. ‫آفرین. 348 00:28:05,304 --> 00:28:08,760 ‫آفرین، دختر. ‫تموم شد. 349 00:28:08,880 --> 00:28:10,656 ‫نترس. 350 00:28:10,680 --> 00:28:11,720 ‫تمومـه. 351 00:28:15,454 --> 00:28:17,574 ‫چیزی نمونده، مونیکا. 352 00:28:19,714 --> 00:28:22,336 ‫به‌زودی می‌برمت پیش اون دوتا 353 00:28:22,360 --> 00:28:24,000 ‫و دیگه تموم می‌شه. 354 00:28:28,057 --> 00:28:30,257 ‫بخش موردعلاقه‌م همینـه. 355 00:28:32,160 --> 00:28:33,400 ‫تماشا. 356 00:28:34,760 --> 00:28:39,920 ‫تماشای این که زندگیِ طرف ‫با تمام امید، آرزوها و استعدادهاش 357 00:28:40,998 --> 00:28:42,956 ‫پَر می‌کشه و می‌ره. 358 00:28:44,720 --> 00:28:48,912 ‫یکی از نکات منفی شغلم اینـه که ‫می‌بینم چه استعدادهایی حروم می‌شن. 359 00:28:49,320 --> 00:28:51,176 ‫پسرهای جَوونی که هنوز اول راهـن... 360 00:28:51,200 --> 00:28:53,440 ‫ولی اصلاً به فکر آینده‌شون نیستن. 361 00:28:59,222 --> 00:29:02,398 ‫بهشون کمک می‌کنم تا توی ‫زندگی بعدی‌شون بهتر عمل کنن. 362 00:29:02,537 --> 00:29:04,990 ‫با یه سنگ آرزو همراهی‌شون می‌کنم. 363 00:29:07,120 --> 00:29:10,880 ‫شاید واسه همین ‫فیلی زیاد بهم نچسبید. 364 00:29:14,061 --> 00:29:16,341 ‫هیچی توی این دنیا براش نمونده بود. 365 00:29:19,085 --> 00:29:21,997 ‫نابودش کرده بودی، مونیکا. 366 00:29:22,198 --> 00:29:25,161 ‫من هم کاری رو کردم که ‫تو دلت نیومد: جونش رو گرفتم. 367 00:29:46,891 --> 00:29:49,011 ‫مایکل؟ ‫مایکل! 368 00:29:51,536 --> 00:29:53,849 ‫قراره یه‌عمر آب‌خنک بخوری، آشغال. 369 00:29:57,843 --> 00:29:59,736 ‫ولم کن، لامصب! 370 00:29:59,760 --> 00:30:02,096 ‫نمی‌ذارم قسر در بری. ‫کِندی کجاست؟ 371 00:30:02,120 --> 00:30:04,496 ‫- ولش کن! ‫- چی؟ 372 00:30:04,521 --> 00:30:05,841 ‫قاتل اون نیست! 373 00:30:06,599 --> 00:30:09,231 ‫بابامـه! ‫اون بهمون حمله کرد! 374 00:30:27,592 --> 00:30:29,888 ‫ازت به‌عنوان یه کارآگاه ‫بی‌عرضه یاد می‌کنن. 375 00:30:30,160 --> 00:30:32,456 ‫«یعنی اون‌قدر ذهن مغشوشی داشته» 376 00:30:32,480 --> 00:30:35,800 ‫«که نتونسته قاتلی که ‫جلوی چشمش هست رو ببینه». 377 00:30:37,021 --> 00:30:39,195 ‫اگه فهمیده بود، می‌تونست پسرها رو نـ 378 00:30:43,200 --> 00:30:44,813 ‫نجات بده. 379 00:30:59,744 --> 00:31:03,224 ‫خوشم اومد. ‫لیوان‌ها رو جابه‌جا کردی. 380 00:31:04,990 --> 00:31:09,870 ‫فکر کنم برعکسِ من، ‫تو سه جرعه رو خوردی. 381 00:31:23,280 --> 00:31:26,000 ‫تمامیِ واحدها، جون یه افسر در خطره! 382 00:31:45,520 --> 00:31:48,320 ‫فکر کردی عذاب‌وجدانم نقطه‌ضعف منـه. 383 00:32:05,520 --> 00:32:06,560 ‫لوسی! 384 00:32:09,251 --> 00:32:11,467 ‫اینجا چقدر گربه هست. 385 00:32:11,720 --> 00:32:15,000 ‫آره، تازه بیرون از خونه ‫بیشتر هم هست. 386 00:32:37,400 --> 00:32:41,080 ‫لوسی، دوستت دارم. ‫الان برمی‌گردم. باشه؟ 387 00:32:44,720 --> 00:32:45,760 ‫خدا رو شکر! 388 00:32:49,346 --> 00:32:52,466 ‫تَمی و مایکل زنده‌ان. ‫وارد چی شد؟ 389 00:32:55,978 --> 00:32:57,098 ‫خیلی‌خوب. 390 00:33:00,369 --> 00:33:01,879 ‫خودت خوبـی، مونیکا؟ 391 00:33:03,400 --> 00:33:05,222 ‫فکر کنم لوسی من رو دید. 392 00:33:06,194 --> 00:33:07,674 ‫اگه دیده باشه...؟ ‫اگه... 393 00:33:09,996 --> 00:33:12,114 ‫آروم باش. 394 00:33:12,840 --> 00:33:14,200 ‫تموم شد. 395 00:33:17,777 --> 00:33:19,026 ‫برو پیش لوسی. 396 00:33:21,000 --> 00:33:22,520 ‫بقیه‌ش با من. 397 00:33:25,760 --> 00:33:26,800 ‫شرمنده. 398 00:33:28,080 --> 00:33:29,760 ‫اینجا دیگه صحنه‌ی جُرمـه. 399 00:33:37,872 --> 00:33:38,920 ‫بیا اینجا. 400 00:33:39,087 --> 00:33:40,468 ‫آروم باش. ‫بهش فکر نکن. 401 00:33:45,324 --> 00:33:46,444 ‫تموم شد. 402 00:34:11,592 --> 00:34:14,443 ‫{\an8}[ تـاریـکـی ] 403 00:34:14,770 --> 00:34:17,375 ‫{\an8}[ تـاریـکـی ] 404 00:34:37,203 --> 00:34:38,393 ‫این ترانه... 405 00:34:40,081 --> 00:34:43,372 ‫یه‌زمانی با شنیدنش دیوونه می‌شدم. 406 00:34:44,600 --> 00:34:48,480 ‫«راب، تو به این می‌گی موسیقی؟ ‫موسیقی واقعی اینـه!» 407 00:34:48,955 --> 00:34:51,651 ‫بعدش ترانه‌های ‫پال وِلر براش می‌ذاشتم. 408 00:34:51,800 --> 00:34:55,318 ‫می‌دونم عین باباهای غُرغرو بودم. ‫شرمنده. 409 00:34:55,560 --> 00:34:59,000 ‫ولی الان که اون ترانه رو می‌شنوم... 410 00:35:00,480 --> 00:35:02,440 ‫فقط لبخند به لب‌هام می‌آره. 411 00:35:04,484 --> 00:35:06,992 ‫باید قدر زمان کوتاهی که 412 00:35:07,295 --> 00:35:09,535 ‫با جَوون‌هامون داشتیم رو بدونیم. 413 00:35:11,080 --> 00:35:13,320 ‫تسلیم‌شدن دربرابر غم کار راحتیـه... 414 00:35:14,602 --> 00:35:17,198 ‫به‌راحتی غرق فقدان‌مون می‌شیم ‫و داشته‌هامون رو نمی‌بینیم. 415 00:35:18,640 --> 00:35:25,080 ‫پسرم، راب رایت، مهربون‌ترین ‫و زیباترین انسانی بود که می‌شناختم. 416 00:35:26,862 --> 00:35:28,933 ‫و بسیار خوش‌شانسـیم ‫که اون رو می‌شناختیم. 417 00:35:32,360 --> 00:35:36,280 ‫همین احساس شادیـه که باید پیروز بشه. 418 00:35:37,680 --> 00:35:40,880 ‫لبخندهایی که روی صورت ‫دوست‌هاش به یادگار گذاشت. 419 00:35:54,421 --> 00:35:56,030 ‫تَمی، عزیزم... 420 00:35:56,160 --> 00:36:00,016 ‫آروم باش... ‫بهت حمله‌ی عصبی دست داده. 421 00:36:00,040 --> 00:36:04,840 ‫نترس. ‫نفس بکش... آروم... 422 00:36:06,680 --> 00:36:09,016 ‫من رو ببین. ‫این هم می‌گذره. 423 00:36:09,040 --> 00:36:12,456 ‫چند ماه پیش، اون اومده بود خونه‌مون. 424 00:36:12,480 --> 00:36:14,096 ‫- کی؟ ‫- فکر کردم دارم خواب می‌بینم. 425 00:36:14,120 --> 00:36:15,920 ‫گفتم حتماً خواب بَد بوده. 426 00:36:16,979 --> 00:36:20,395 ‫قرار بود من خواب باشم و نفهمم... 427 00:36:20,800 --> 00:36:22,009 ‫با هم بحث کردن. 428 00:36:22,090 --> 00:36:25,786 ‫بابا فرستادش رفت و بهم گفت ‫مربوط به کارهای انجمن بوده. 429 00:36:26,200 --> 00:36:29,520 ‫کی بود؟ ‫کی توی خونه‌تون بود، تَمی؟ 430 00:36:30,689 --> 00:36:32,809 ‫عکسش رو روی دیوار مایکل دیدم. 431 00:36:33,877 --> 00:36:35,277 ‫برادر جیسون. 432 00:36:36,840 --> 00:36:40,440 ‫بابام می‌شناختش. ‫انگار یه چیزی بین‌شون بود. 433 00:36:42,120 --> 00:36:43,320 ‫نیکول؟ 434 00:37:31,360 --> 00:37:32,400 ‫تنها اومدی؟ 435 00:37:33,083 --> 00:37:34,203 ‫آره. 436 00:37:37,811 --> 00:37:39,440 ‫این‌قدر راحت پیدامون کردی؟ 437 00:37:42,000 --> 00:37:46,320 ‫اسمت رو عوض نکردی، نیکول. ‫پس خودت می‌خواستی پیدا بشی. 438 00:37:52,510 --> 00:37:53,990 ‫وارد واقعاً مُرده؟ 439 00:38:00,388 --> 00:38:01,844 ‫واقعاً باهات مهربون بود؟ 440 00:38:01,906 --> 00:38:03,714 ‫دنبال مهربونی‌ش نبودم. 441 00:38:04,607 --> 00:38:06,831 ‫تونست کمبودهات رو برات جبران کنه؟ 442 00:38:08,857 --> 00:38:10,633 ‫اون‌زمان از همه متنفر بودم. 443 00:38:11,000 --> 00:38:14,760 ‫بارکلی من رو از خونه‌ی ‫خودم انداخت بیرون. 444 00:38:15,920 --> 00:38:17,640 ‫فکروذکرش جیسون بود. 445 00:38:19,440 --> 00:38:20,582 ‫ولی وارد... 446 00:38:22,251 --> 00:38:24,691 ‫برام از انتقام می‌گفت... 447 00:38:26,257 --> 00:38:28,353 ‫از سنگ‌هایی که ‫آرزوها رو برآورده می‌کنن. 448 00:38:28,520 --> 00:38:29,963 ‫سنگ‌های سیاه؟ 449 00:38:30,163 --> 00:38:33,059 ‫من هم باور کردم و بعدش یه آرزو کردم. 450 00:38:33,407 --> 00:38:35,850 ‫فقط می‌خواستم ‫مادرم دوستم داشته باشه. 451 00:38:39,087 --> 00:38:40,247 ‫ولی وارد... 452 00:38:41,520 --> 00:38:45,576 ‫کم‌کم داشت حرف‌های خطرناکی می‌زد... 453 00:38:45,600 --> 00:38:48,880 ‫می‌گفت باید به جیسون ‫آسیب بزنی تا از بارکلی انتقام بگیری... 454 00:38:50,279 --> 00:38:52,709 ‫عصبانی و آسیب‌دیده بودی 455 00:38:53,289 --> 00:38:54,920 ‫و اون هم گولت زد، نیکول. 456 00:38:56,000 --> 00:38:59,320 ‫- گفت براش چی‌کار کنی؟ ‫- گوشی‌ها رو به پسرها می‌رسوندم. 457 00:39:00,213 --> 00:39:03,302 ‫تعقیب‌شون می‌کردم ‫و بهش گزارش می‌دادم. 458 00:39:04,160 --> 00:39:07,336 ‫با کمک من اون‌ها رو کُشت. ‫هنوز می‌گی گولم زده؟ 459 00:39:07,360 --> 00:39:10,520 ‫- فکر کردی خرم؟ ‫- ولی دیگه بیخیال شدی. 460 00:39:13,142 --> 00:39:16,198 ‫بعداز اووِن بود؟ ‫قبل‌از اِسکات؟ 461 00:39:16,480 --> 00:39:18,480 ‫- تو قاتل نیستی. ‫- نه... 462 00:39:19,538 --> 00:39:22,898 ‫- اصلاً درک نمی‌کنی. ‫- اتفاقاً می‌فهمم. 463 00:39:24,120 --> 00:39:25,451 ‫تنهایی و خشم... 464 00:39:25,476 --> 00:39:28,496 ‫دَر رو واسه پلیدی باز می‌کنن ‫تا ازت استفاده کنه. 465 00:39:28,520 --> 00:39:31,240 ‫کارهام رو توجیه نکن! 466 00:39:37,821 --> 00:39:39,360 ‫مادرت تو رو انتخاب کرد. 467 00:39:50,960 --> 00:39:52,266 ‫ولی اگه می‌دونست کی‌ام... 468 00:39:54,674 --> 00:39:56,170 ‫- اون برادرم بود. ‫- بله. 469 00:39:56,195 --> 00:39:58,515 ‫- برادرم بود و من... ‫- نیکول. 470 00:40:01,920 --> 00:40:04,136 ‫- دست‌بند همراهت هست؟ ‫- بله. 471 00:40:04,160 --> 00:40:07,696 ‫- پس بهم دست‌بند بزن. ‫- اول اون رو بنداز. 472 00:40:07,720 --> 00:40:10,376 ‫ازت خواهش می‌کنم، مونیکا. 473 00:40:10,400 --> 00:40:12,656 ‫دیگه طاقت ندارم. نمی‌خوام فرار کنم. 474 00:40:12,680 --> 00:40:14,179 ‫لطفاً تمومش کن بره. 475 00:40:40,615 --> 00:40:41,695 ‫ممنون. 476 00:40:43,520 --> 00:40:44,640 ‫سلام. 477 00:40:48,169 --> 00:40:50,501 ‫واسه جیسون و راب مراسم یادبود گرفتن. 478 00:40:51,689 --> 00:40:53,015 ‫بارکلی هم بود. 479 00:40:53,444 --> 00:40:56,404 ‫- می‌خوام اینجا رو ببندم. ‫- استیون میزبان بود. 480 00:40:59,067 --> 00:41:00,662 ‫لطفاً اسمش رو نیار. 481 00:41:11,223 --> 00:41:14,383 ‫- نیکول توی ماشین منـه. ‫- ماشین تو؟ 482 00:41:17,748 --> 00:41:20,342 ‫- چرا؟ ‫- اومده بودم دنبالش. 483 00:41:22,939 --> 00:41:25,456 ‫ما... می‌خوایم از نو شروع کنیم. 484 00:41:25,480 --> 00:41:28,600 ‫- ازم خواست بهش دست‌بند بزنم. ‫- چی؟ 485 00:41:30,304 --> 00:41:31,465 ‫دست‌بند زدی؟ 486 00:41:32,666 --> 00:41:36,720 ‫نحوه‌ی عملکرد ‫کایل وارد رو بررسی کردیم. 487 00:41:38,520 --> 00:41:41,979 ‫اون خیلی‌ها رو فریب داد. 488 00:41:42,676 --> 00:41:47,440 ‫نه‌تنها قربانی‌هاش، بلکه کسایی که ‫به‌شکل دیگه‌ای کمکش کردن. 489 00:41:48,921 --> 00:41:53,108 ‫حدس می‌زدیم یه هم‌دست ‫داشته باشه و همین‌طور بود. 490 00:41:53,320 --> 00:41:55,096 ‫دیگه باید تعطیل کنم. 491 00:41:55,120 --> 00:41:57,280 ‫نیکول گفت نمی‌تونه ‫با عذاب‌وجدانش کنار بیاد. 492 00:42:07,374 --> 00:42:09,134 ‫تقصیر من هم هست. 493 00:42:12,367 --> 00:42:16,007 ‫مَردی رو انتخاب کردم ‫که از پسرم متنفر بود. 494 00:42:18,095 --> 00:42:19,215 ‫اگه... 495 00:42:20,215 --> 00:42:22,776 ‫مادر بهتر و جسورتری بودم... 496 00:42:22,800 --> 00:42:24,520 ‫مطمئنـی فرق می‌کرد؟ 497 00:42:28,548 --> 00:42:29,780 ‫آخه من... 498 00:42:30,577 --> 00:42:34,916 ‫فقط می‌خوام همون‌قدر که ‫لیاقت داره، بهش محبت کنم. 499 00:42:37,030 --> 00:42:39,120 ‫همه‌ی ما مادرها همین رو می‌خوایم. 500 00:42:44,927 --> 00:42:46,887 ‫عدالت باعث رهاییِ آدم می‌شه. 501 00:43:14,899 --> 00:43:17,099 ‫ناقابلـه... تقدیم به شما. 502 00:43:18,600 --> 00:43:22,679 ‫- نکنه هاپو باشه؟ ‫- مامانی خنگول. سگ‌ها صدا می‌دن. 503 00:43:25,920 --> 00:43:28,856 ‫- مرسی، کرافورد. ‫- فدای تو. 504 00:43:28,880 --> 00:43:30,200 ‫بذارش زیر درخت، عزیزم. 505 00:43:35,760 --> 00:43:38,976 ‫چیزه... نمی‌دونستم برنامه دارین. ‫من رفع زحمت می‌کنم. 506 00:43:39,000 --> 00:43:41,976 ‫یعنی دوست نداری ‫با ما بیای شهربازی زمستونی؟ 507 00:43:42,000 --> 00:43:43,536 ‫دارم تصور می‌کنم ‫سوار ماشین‌برقی شدی. 508 00:43:43,560 --> 00:43:45,856 ‫نه بابا، این بیشتر ‫اهل چرخ‌وفلک فنجونیـه... 509 00:43:45,880 --> 00:43:48,359 ‫انصافاً چرخ‌وفلک فنجونی رو هستم... 510 00:43:53,203 --> 00:43:55,019 ‫کولی می‌خوام، کرافورد. 511 00:43:55,120 --> 00:43:57,856 ‫چرا که نه. ‫زحمت شما. 512 00:43:57,880 --> 00:43:59,816 ‫- آماده‌ای؟ ‫- نه! 513 00:43:59,840 --> 00:44:01,376 ‫چرا؟ ‫آها ببخشین. 514 00:44:01,400 --> 00:44:03,266 ‫می‌خوای من تو رو کولی کنم؟ 515 00:44:04,160 --> 00:44:05,976 ‫- خیلی‌خوب. ‫- خیلی خنگولـه، مامان. 516 00:44:06,000 --> 00:44:07,519 ‫تازه کجاش رو دیدی؟ 517 00:44:07,949 --> 00:44:10,160 ‫{\an8}[ لوسی ] 518 00:44:12,434 --> 00:44:13,781 ‫دوباره بپر! 519 00:44:22,840 --> 00:44:25,432 ‫اون بالا صدا می‌آد؟ ‫نیُفتی. 520 00:44:25,528 --> 00:44:29,072 ‫{\an8}(دختر عزیزم، وقتش رسیده که پذیرای نور باشی. ] 521 00:44:35,352 --> 00:44:36,440 ‫مامان؟ 522 00:44:44,484 --> 00:44:49,493 ‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ‫∞ POORUYO ∞ 523 00:44:49,827 --> 00:44:54,350 ‫≡ بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال ≡ ‫ WwW.30nama.CoM 524 00:44:54,674 --> 00:44:59,179 ‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫@OfficialCinama 525 00:44:59,615 --> 00:45:04,634 ‫(امیدوارم از تماشای این اثر با ترجمه‌ی لذت برده باشید.)